مقاله در مورد جهانی شدن

word قابل ویرایش
62 صفحه
12700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

جهانی شدن

مقدمه
نوع تعامل و در نهایت تطابق با جهانی شدن بدون تردید مهم ترین چالش کشورهای در حال توسعه در نظام بین الملل فعلی است. این پدیده پیچیده که در دو دهه گذشته تمامی حوزه های اقتصادی، تجاری، مالی، صنعتی و فن آوری را تحت الشعاع خود قرار داده است هم اکنون مقتضیات و مناسبات جدیدی در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی نیز به همراه آورده است. اگر جهانی شدن را فرآیندی تلقی کنیم که از چند قرن گذشته آغاز شده و هم اکنون در مراحل تکاملی خود قرار دارد طبعاً می توانیم آن را غیر برنامه ریزی شده ولی هدایت شده تفسیر کنیم. کشورهای صنعتی در طی این مدت و به صورت تدریجی سعی کرده اند یک سیستم قاعده مند جهانی ایجاد کنند و اقتصاد و سرمایه داری را از جغرافیای غرب به کل نظام بین الملل تسری بخشند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، چنین تحرک و عزم کشورهای صنعتی را نیرویی نوین بخشید و به جهاتی تر شدن این فرایند مساعدت کرد. کشورهای مهم و مستقل در حال توسعه جهان مانند چین، هند و برزیل که از حساسیتهای جدی حاکمیت و استقلال ملی برخوردارند در طی دو دهه گذشته سعی کرده اند فرمول پیچیده ای از تعامل ضمن نهادینه کردن پایه های

حاکمیت ملی خود را دنبال کنند. این کشورها ورود در فرایندهای اقتصادی و فن آوری جهانی شدن را اجتناب ناپذیر تصور کرده و ضمن اجماع سازی در درون حاکمیت خود، از امکانات موجود جهانی بهره برداری نموده اند. در عین حال، اینگونه ها کشورها، مبنای قدرت خود را در آینده، افزایش

تدریجی مازاد سرمایه و دسترسی به فن آوری پیچیده تفسیر نموده‌اند و نوعی توازن میان قدرت اقتصادی و حاکمیت ملی برقرار کرده اند. جمهوری اسلامی ایران به دلایل متعدد فرهنگی و تاریخی به پیچیدگیهای فراوانی در درجه مواجهه با میزان انطباق با جهانی شدن روبروست. حساسیت دینی و ملی نسبت به تعامل نامعقول و حساب نشده با محیط بین المللی در گذشته تاریخ کشور ما زمینه ساز احتیاط و حتی نوعی بدبینی در ارتباطات بین المللی شده است.
سؤالی را که در این تحقیق می توانیم مد نظر داشته باشیم این است که چه ارتباطی بین هویت ملی و جهانی شدن وجود دارد و جهانی شدن چه تأثیراتی بر هویت می گذارند؟ البته می توان سؤالات دیگری هم مطرح کرد از جمله اینکه برخورد ایران با جهانی شدن چگونه است؟
این تحقیق از سه فصل تشکیل شده است. در فصل اول به مسأله جهانی شدن و ارائه تعریفی از آن می پردازیم در فصل دوم به مسئله هویت ملی پرداخته خواهد شد و در فصل سوم هم به مسئله جهانی شدن و هویت ملی در ایران می پردازیم.
در این گزارش از آثار نویسندگان برجسته ای مدد گرفته شده که از جمله آنها می توان به کتاب ایران و جهانی شدن نوشته دکتر محمود سریع القلم اشاره کرد. لیست کامل سایر منابع هم در پایان گزارش ارائه خواهد شد.

فصل اول
جهانی شدن:
مفهوم جهانی شدن پس از فروپاشی شوروی به عنوان مهمترین مفهوم در تعیین ماهیت روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی بین الملل و روابط میان دولتها مطرح گردید. نه تنها کشورهای صنعتی بلکه کشورهای تازه صنعتی شده هم مفهوم جهانی شدن را به عنوان چالش جدید دولتمردان، برنامه ریزان و اندیشمندان علوم اجتماعی تلقی کردند.
مفهوم جهانی شدن برای مناطق و کشورها در نظام بین الملل معانی مختلفی را به همراه دارد و هر کشور به تناسب وضعیت اقتصادی، نهادینه شدن بنیادهای اقتصادی، سیاسی و همین طور

غنای فرهنگی، راهبرد انطباق(و یا عدم انطباق و یا درجه ای از انطباق) خاص خود را با فرآیند جهانی شدن تنظیم می کند.
فرآیند جهانی شدن از طریق بازسازی فضا و زمان، نفودپذیر ساختن مرزها و گسترش چشمگیر فضای اجتماعی، منابع و شرایط لازم برای هویت سازی و معنایابی سنتی را تا حدود بسیار زیاد از بین می برد.
جهانی شدن یک جریان و فرآیند جدید نیست. منطق کانونی آن یعنی نوسازی مبتنی بر علم و صنعت و نوآوری از قرن هفدهم شروع شده است. اوج نوآوری و خلاقیتهای کلیدی در نیمه دوم قرن نوزدهم بوده است.
نکته دیگر در فرآیند رشد و تکامل جهانی شدن، مجموعه ای بودن ارکان آن و مرتبط شدن تدریجی آن با نظام سیاسی و فرهنگ عمومی است.
در واقع جهانی شدن هرچند از یک منطق اقتصادی آغاز شد ولی با گذشت زمان به یک نظام اجتماعی تبدیل گردید.
از این منظر، جهانی شدن یک سیستم است. شهروندان یک کشور باید همه سواد داشته باشند، به موقع مالیات خود را پرداخت کنند، بیمه بهداشت داشته باشند، پشت چراغ قرمز بایستند و از طریق کار و یا تخصص، درآمدی داشته باشند؛ چنین مواردی همه از جوانب و ویژگیهای عصر جدید و فرایند تکاملی جهانی شدن است. بنابراین جهانی شدن، مثلثی است که از سه زاویه به هم مرتبط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تشکیل شده است و منطق کانونی آن در فلسفه اجتماعی، فردگرایی مثبت و رشد دامنه آزادیهای فردی در پیشرفت بهره برداری از امکانات است.
نکته بعدی در فرآیند جهانی شدن قاعده مندی روابط بین ملتها، دولتها و عموماً نهادها و بازیگران است. مسئله دیگر دسترسی سهل و گسترده به داده ها و اطلاعات است. نتیجه بسیار مهم این رکن از جهانی شدن، مطلع شدن افراد از شرایط امکانات و فرصتها خارج از محدوده های زندگی و مرزی خودشان است.
نکته دیگر در رابطه با جهانی شدن افزایش سطح اعتماد به محیط بین المللی و پذیرش ریسک و مخاطره در تعامل با ملتها، دولتها و نهادها می باشد.
نکاتی که ذکر شد از بدیهیات بحث جهانی شدن می باشند هرچند که تنوع دیدگاهها در مورد این مفهوم بسیار زیاد است.
و اما مسئله دیگری را که می توان به آن اشاره کرد در خصوص مبانی مهم فلسفی جهانی شدن است که از این منظر جهانی شدن، فراگیر شدن عقلانیت است. هرچند همیشه در انسان جلوه ای از عقلانیت وجود داشته، اما در شرایط جدید جهانی، مظاهر عقلانیت و تنوع اموری که باید عقلانیت در آنها رعایت شود به شدت افزایش پیدا کرده است.
جهانی شدن رابطه‌ مستقیمی با توانایی، سازماندهی، رقابت پذیری و فعالیت قابل توجه یک واحد دارد. در عرصه‌ بین المللی، توانایی و مهارت شرط بسیار مهمی است.
فرهنگهایی که جمع گرا به معنای فعالیت جمعی و فردگرا به معنای خلاقیت هستند، زمینه موفقیت بیشتری در تلاطمات جهانی شدن دارند.

 

 

الف: پیامدهای جهانی شدن از دیدگاه برخی نویسندگان:
۱-جهانی شدن باعث توسعه بازارها در ماورای مرزهای ملی می شود و به طور طبیعی رقابت در این نوع بازارها به مراتب مشکل تر از بازارهای داخلی خواهد بود. این پدیده منجر به تخصصی شدن فعالیتها و به تبع آن یکنوع تقسیم کار بین المللی می شود.
۲-با جهانی شدن، سرمایه با آزادی بیشتری حرکت خواهد کرد و به مناطقی بیشتر خواهد رفت که در آنها استعداد بالاتری وجود داشته باشد.
۳-ایجاد فضای رقابتی میان بنگاههای داخلی و خارجی باعث افزایش کارآمدی می شود.
۴-جهانی شدن باعث انتقال فن آوری در ماورای مرزهای ملی خواهد شد.
۵-در فرآیند جهانی شدن، نیروی کار ماهر برنده است. در اقتصاد آینده کسانیکه مهارتشان در سطح مهارتهای جهان سوم باشد ولو در جهان اول زندگی کنند مزد جهان سومی خواهند گرفت.
۶-جهانی شدن منجر به از میان رفتن سیاستهای توسعه درون نگر و خودکفایی خواهد شد.
۷-شرکتهای خارجی در فرآیند جهانی شدن به کارگران در استخدام خود، دستمزد بیشتری داده و تمایل به صادرات دارند.
۸-بسیاری از مخالفین جهانی شدن در کشورهای در حال توسعه با همکاری سودمند متقابل مخالف و با اصلاح ساختار اقتصادی در تضاد هستند.
ب: نتیجه موارد ذکر شده:
نتیجه مهمی که از این پیامدها می توان عرضه کرد این است که ورود در عرصه‌ جهانی شدن یک «تصمیم سیاسی» است و به شدت تابع ماهیت کانون های قدرت و ساختار قدرت در یک کشور می باشد.
فرآیند جهانی شدن را نه می توانیم بگوئیم مثبت است و نه منفی؛ جهانی شدن نوعی انطباق است و به توان انطباق کشورها به شرایط جدید وابسته است.
جهانی شدن پیامدهای سیاسی، فرهنگی و امنیتی دارد و کشورها را مجبور میکند تا به تدریج آنها را بپذیرند.

فصل دوم:
هویت ملی
مسأله هویت به صورت مبهمی در مباحث اجتماعی مطرح می شود. معمولاً جوهره‌بحثهای مربوط به هویت این است که هویت های قدیمی که ثبات، استواری و پایداری جوامع را تضمین می کردند، دچار فروپاشی شده و هویت های جدیدی که باعث از بین رفتن یکپارچگی هویت فردی می شود پدیدار شده است.
روندهای تأثیرگذار بر مسئله هویت بسیار جدید و در عین حال بسیار مبهم است. خود مفهوم هویت نیز بسیار پیچیده و توسعه نیافته است و در علوم اجتماعی کاملاً مورد آزمون قرار نگرفته

است. از این رو، اعلام نظری قطعی و قضاوتی مطمئن درباره ادعاهای نظری و مطالبی که ارائه می شود امکان پذیر نیست.
نظریه پردازانی که معتقدند هویت های قدیمی در حال متلاشی شدن هستند چنین استدلال می کنند که نوعی تغییر ساختاری، جوامع جدید اواخر قرن بیستم را دگرگون کرده است. این روند به تجزیه و فروپاشی زمینه های فرهنگی، طبقاتی، جنسیت، قومیت، نژاد و ملیت می انجام

د.
گفته می شود که هویت، حاصل تعامل فرد و جامعه است. در چنین برداشتی، هویت پلی است بین واقعیت وجودی افراد و دنیای فرهنگی خارج از خود یا به بیان دیگر بین دنیای امور شخصی و دنیای امور اجتماعی.
یکی از منابع اصلی هویت فرهنگی یا همان هویت ملی، فرهنگهایی است که انسانها در آن متولد می شوند. اما هویت ملی چیزی نیست که انسانها با آن متولد شده باشند، بلکه در طول زمان شکل می گیرد یا دچار تغییر می شود. وقتی کسی خود را انگلیسی، ایرانی یا فرانسوی و یا هلندی می داند، در واقع به یک دسته معانی و مفاهیمی اشاره می کند که در آن فرهنگها وجود دارد.
از طرف دیگر همانطور که در تعریف جهانی شدن ذکر شد: فرآیند جهانی شدن پیوندهای موجود بین ملت و دولت را تضعیف می کند و اقلیتهای قومی را رها کرده و امکان تشکیل مجدد ملتها را در سراسر مرزهای پیشین دولتی، فراهم می کند.
با این توضیحات حال باید ببینیم چه چیزی در پایان سده بیستم و آغاز هزاره سوم هویت‌های ملی را تحت تأثیر قرار می دهد؟
شاید پاسخ به این سؤال، برآیندی از فرآیندها و نیروهای تغییر دهنده باشد که به سادگی می توان آنها را تحت عنوان جهانی شدن تبیین کرد.
از نظر مک گرو، جهانی شدن بر فرآیندهای جهانی دلالت می کند که مرزهای کشورها را در می نوردد، جوامع و سازمانها را در ترکیب جدیدی از زمان و مکان با یکدیگر یکپارچه می کند و در عمل، ارتباطات متقابل بیشتری را بین نقاط مختلف جهان گسترش می دهد.
الف: تأثیرات عمده جهانی شدن بر هویت ملی:
بطور کلی جهانی شدن سه تأثیر عمده بر هویت ملی باقی می گذارد:
۱-هویت های ملی در نتیجه رشد همگنی فرهنگی و فرانوگرایی تضعیف می شود.
۲-هویت های ملی یا دیگر هویت های محلی با مقاومت در برابر جهانی شدن تقویت می‌شود.
۳-هویت های ملی افول می کند اما هویت های جدید و مختلط جای آنها را می گیرد.
دیوید هاروی(David Harvey) معتقد است:«از آنجا که مکان به دهکده جهانی ارتباطات و وابستگی های متقابل اقتصادی و بوم شناختی تقلیل می یابد یاد بگیریم که چگونه با مفاهیم فراگیر فشردگی زمانی و مکانی کنار بیائیم»
یکی از آثار عمومی فرآیندهای جهانی شدن، تضعیف اشکال ملی هویت فرهنگی است. برخی از نظره پردازان معتقدند که گرایش به وابستگی های بیشتر جهانی، به فروپاشی تمام هویتهای مستحکم فرهنگی منجر می شود.
ب: رابطه فرهنگ و هویت:
هویت و فرهنگ رابطه مستقیم و متقابلی با یکدیگر دارند. به همین دلیل تهدیدات فرهنگی زمینه ساز بحران هویت در جوامع مختلف می شود.
دولت- ملت مدرن انگاره هویت ملی یا فرهنگی مشترک را سازمان می دهد و از آن پشتیبانی می کند. فرهنگ یکی از ویژگیهای واحد اجتماعی مقید به سرزمین شناخته می‌شود. نمادهای مختلف هویت ملی مثل لباس، زبان، پرچم و… به ابزار اصلی تعیین «ما» در مقابل«آنها» تبدیل شده است.
فرآیند جهانی شدن عامل اصلی خاص گرایی فرهنگی به شمار می رود. این رابطه‌علی به این صورت برقرار می شود که فرآیند جهانی شدن با دگرگون کردن شرایط و چارچوب سنتی هویت

سازی و تضعیف و تخریب عوامل و منابع سنتی هویت، فرآیند هویت سازی را در جهان کنونی دشوار می کند.
همانطور که قبلاً هم ذکر شد هویت ها همگی ساخته می شوند و هرچند طبیعی به نظر می رسند، ولی در واقع طبیعی و ذاتی نیستند.
قدرتهای هژمونیک همواره دست اندرکار هویت سازی هستند و برای حفظ این هویت ها می

کوشند.
ج: اهمیت هویت:
هویت از دو جهت دارای اهمیت است. نخست، اینکه هویتها بیانگر تصور فرد یا جمع از خویشتن و نحوه رابطه با دیگران است.
دوم، هویتها به اقتضای شرایط اجتماعی خاصی شکل می گیرند و جنبه اجتماعی قوی دارند. برای مثال: می توان به رنگ پوست اشاره کرد که به دلایل اجتماعی نقش آن در تعریف هویت در اروپا و آسیا فرق می کند.
هویتها و از جمله هویت ملی، در بستر یک فضای اجتماعی شکل می گیرند. از این رو، باید توجه داشت که آگاهی از هویت نه تنها جنبه‌ عملی دارد و به زندگی روزانه افراد مربوط می شود بلکه جنبه گفتمانی نیز دارد.
در مورد هویت ملی قضیه حتی شکل خاص تری پیدا می کند. مفهوم هویت ملی با ایده یگانه بودن ملت و احساس تعلق به یک جامعه پیوند می خورد.
هویت های ملی بر اساس مرزبندی های جغرافیایی و تشکیل جامعه سیاسی شکل می گیرند. نفس وجود احساس هویت ملی به شخص اجازه می دهد که مکانی جغرافیایی در جهان پیرامونش برای خود داشته و از لحاظ تاریخی خود را به یک هویت جمعی سرزمینی مربوط کند.
هویت ملی را نمی توان صرفاً به صورت یک موضوع شناسایی شده بررسی کرد، بلکه باید نقش عوامل ذهنی در شکل گیری آن را در نظر گرفت.
تجربه ذهنی جهانی و باور مردم به اینکه عضوی از یک ملت هستند و اهمیت عنصر آگاهی در ایجاد تصویری از ملت به عنوان یک کلیت واحد، اجزای این ذهنیت را می سازد. این تصویرسازی ذهنی به صورت جمعی صورت می گیرد و به دوره‌ زمانی خاص محدود نمی‌شود، بلکه تداوم تاریخی دارد.
عوامل گوناگون نمادین، ارزشی، سرزمینی، اسطوره ای و زبان در ایجاد حس هویت ملی نقش دارند.

مفهوم هویت ملی ضرورتاً با دو متضاد تعریف می شود: همسانی و تفاوت.
به بیان روشن تر هویت یعنی کیفیت یکسان بودن در ذات، ترکیب و ماهیت و نیز یکسان بودن در هر زمان و همه شرایط.
در هر حال هویت داشتن یعنی یگانه بودن، ولی از دو جنبه‌ متفاوت: همانند دیگران بودن در طبقه خود و همانند خود بودن در گذر زمان.(Hekman, 1999; 5, 11). هویت یعنی متمایز بودن از افراد یا گروههای دیگر، احساس تداوم و ثبات در طول زمان و احساس تعلق داشتن به جمع.
بنابراین هرگونه هویت یابی و هویت سازی مستلزم ایجاد مرز و توسل به مرجع های ثالث و پایدار است.
این در حالیست که فرآیند جهانی شدن از طریق بازسازی فضا و زمان، نفوذپذیز ساختن مرزها و گسترش چشمگیر فضای اجتماعی، منابع و شرایط لازم برای هویت سازی را تا حدود بسیاری زیاد از بین می برد. در نتیجه نوعی بحران هویت پدید می آید و بازسازی هویت گریز ناپذیر م

ی شود. برخی افراد چیره شدن بر این بحران را صرفاً در گروی توسل به منابع و شیوه های سنتی هویت سازی می دانند.
همانطور که ذکر شد جهانی شدن درونمایه مفهومی هویت را به چالش می طلبد. فرایند جهانی شدن از رهگذر دگرگون کردن شالوده های نظری رویکردهای سنتی، فرایند هویت سازی را دستخوش تحولات جدی می کند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 62 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد