مقاله در مورد مواد مخدر

word قابل ویرایش
250 صفحه
30000 تومان
300,000 ریال – خرید و دانلود

مواد مخدر

مقدمه
سوء مصرف و اعتیاد به مواد مخدر یکی از بلایای بزرگی است که بشر امروزه در همه جای جهان با آن دست به گریبان است. کارتل های بین المللی و باندهای عظیم قاچاق مواد مخدر در همه جای جهان از جمله در نزدیک کشور عزیزمان پایگاه هایی دارند و به تجارت اهریمنی خود که دومین تجارت پر سود دنیاست مشغول هستند .
اگر چه مقابله با تجارت غیر قانونی مواد مخدر و اثرات آن چالشی بزرگ برای جامعه جهانی است، جالب است بدانیم که پرسودترین تجارت های امروز دنیای ما تجارت اسلحه و مواد مخدر یعنی کسب و کارهایی برای نابودی بشر است.

میلیون ها نفر در مملکت ما با معضل مواد مخدر دست به گریبان اند، میلیون ها زن تباهی همسرشان را روزانه پیش رو می بینند و دم بر نمی اورند و میلیون ها کودک و نوجوان زیر سقف های پر دود زندگی می کنند و تباه می شوند. سالانه صدها تن مواد مخدر در کشور مصرف می شود که صدها میلیارد ریال از سرمایه ملی را بر باد می دهد. سن اعتیاد رو به کاهش رفته و به نوجوانی رسیده است. یک سوم طلاق های ثبت شده بدلیل اعتیاد است و شصت درصد از فضای زندان های کشورمان را معتادان اشغال کرده اند. هزاران نفر در راه مبارزه با این بلای اهریمنی جان باخته اند. بیکاری، ایدز، فحشاء، افسردگی ، خودکشی و صدها معضل دیگر با اعتیاد مرتبط هستند و سوغات های جدید مانند : قرص اکستازی ، شیشه ، کراک ، پان پراگ و … در حال گسترش در بین نوجوانان است.

متاسفانه ازسوی دیگر شاهد جهش در مصرف ترامادول و ترکیبات شبه افیونی در سالهای اخیر می باشیم به طوری که اولین مورد مسمومیت با ترامادول در ایران در سال ۱۳۸۲ گزارش شده است و در سال ۱۳۸۴ به متوسط ۲۴ مورد مسمومیت در ماه و در سال ۱۳۸۵ به متوسط ۶۶ مورد مسمومیت در ماه رسیده است که در طی یکسال رشدی نزدیک به ۳ برابرداشته است .
اعتیاد چیست ؟

اعتیاد یــک «بیمارى اجتماعی» است که عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى که بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهد بود و فـــرد مـــعتاد دوباره گرفتار « مواد اعتیاد آور» می‏ گردد.اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌گـــــردد همچنین ویــرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین

ترتیب سلامت جامعه را بطور جدى به مخاطره مى‌اندازد.پدیده شوم قاچاق موادمخدر بیش از آنکه فعالیتى سوداگرانه، تجارى و اقتصادى در عرصه مافیاى اقتصاد بین ‏المللى باشد، ابزارى کارآمد، مؤثر و راهبردى در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر کشورهاى توسعه نیافته است. تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می‏ رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است. مبارزه با اعتیاد نیز قطعاً بیش از آنکه ماموریتى در راستاى وظایف

مصرحه نیروى انتظامى باشد، اقدامى است استراتژیک در مقابله با ابزار نظام سلطه جهانى در انحطاط اخلاقى جوامع با اهداف خاص سیاسی. اعتیاد بعنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور کامل ریشه‏ کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏توان آنرا به کنترل در آورد. در این راستا تلاش ما بر این است تا با ارتقاء سطح آگاهى اقشار مختلف جامعه پیشگیرى از اعتیاد را بر باشیم که اگر هم در آن فرد معتادى وجود دارد، درصدد نجات خویشتن باشد.
تاریخچه مصرف مواد مخدر

خاصیت خواب آوری و تخدیری شیره خشخاش اززمان تاریخ مکتوب بشر بر انسان شناخته شده است . آدمی که از آغاز زندگی خود همواره در جستجور راهی برای فرار از رنج ها و دردهای خود بود خیلی زود افیون یا شیره خشخاش را شناخت و به کار برد .
سومریان از کهن ترین اقوامی بودند که تریاک را شناختند و آن را گیاه شادی بخش نامیدند آن گونه که از نوشته های باستانی برمی اید مردم بابل ، مصر و روم از دیر باز نه تنها تریاک را می شناختند بلکه آن را کشت می کرده و به خواص تخدیری آن نیز گاهی اشاره داشته اند .

در پاپیروس ابرس مربوط به سالهای ۱۵۰۰ قبل از میلاد به روشی درمانی برای جلوگیری از گریه کودکان اشاره شده است ( امروزه نیز در مصر با استفاده از دارویی که تریاک در آن بکار برده میشود کودکان را آرام میکنند ) در این پاپیروسها به نوعی نوشیدنی اشاره شده است که بعدها نیز مصرف آن ادامه یافته و در نوشته های بسیاری از نویسندگان به عنوان نخستین مورد مصرف تریاک شناخته شده است .

گفته می شود جایگاه اصلی تریاک مصر بوده است چراکه مصری ها از قدیم خشخاش را کشت و شیره آن را مصرف می نموده اند و آن را تبائیکا مشتق از واژه تبس نام شهری که خشخاش در آن کشت می شده است می نامیدند .
در آشور بر روی نقش برجسته هایی که به دوران پیش از میلاد می رسد به تصویر دسته گلی از کوکنار یا خشخاش برمی خوریم . همچنین بر روی یکی از سکه های یونان باستان نیز تصویر بوته خشخاش دیده می شود .
در ادبیات کلاسیک یونان ، در اثار ویرژیل و اوید اشاره هایی به خشخاش خواب آور شده است . خدای خواب یونان موسوم به هیپنوز همانند خدای خواب رومیان موسوم به سومنوس غالبا در حالی که شاخه هایی از خشخاش در دست داشتند و گاهی خود را با آن آراسته بودند و گاهی اوقات ظرفی که حاوی تریاک بود در دست داشتند نقاشی می شدند . در اساطیر یونان آمده است که کرس خشخاش را آفرید تا بتواند به خواب برود و فراموش کند که دخترش را به پلوتو داده است .
پزشکان هندی و یونانی نیز تریاک را در دوران باستان می شناخته و در درمان بیماران خود از آن بهره می گرفته اند . بقراط و تئوفرات شاگردان ارسطو نیز مواد افیونی را برای پیشگیری و درمان اسهال و دیگر دردها تجویز می نمودند . اروپائیان نیز از ۴۰۰۰ سال پیش ( و به قولی ۴۸۰۰ سال پیش ) با اثرهای ضد درد و خواص دارویی افیون آشنا بوده اند .

کلمه ی تریاک در اصل از کلمه یونانی «تریاکا» گرفته شده که به مخلوطی از ۶۰ تا ۷۰ ماده ی مختلف محلول در عسل اطلاق می شده است. این مخلوط علیه سموم بعضی از حیوانات اثر پادزهری داشته و به همین منظور (یعنی بعنوان پادزهر) استفاده می شده است. واژه ی «تریاکا» خود از کلمه «تریون» گرفته شده که در یونانی نام حیوانی با سّم خطرناکی بوده است. «تریاکا» اولین بار توسط پاراسلسوس، طبیب و شیمی دان بزرگ سوئیسی و توماس سیدنهام پزشک معروف انگلیسی به صمغ شیری رنگ مترشحه از میوه ی کپسولی گیاه خشخاش اطلاق شد. همین دو دانشمند استفاده از تنتور این صمغ را در اروپا رایج نموده اند.

گفته شده که بذر خشخاش در سال های ۶۰۰ تا ۷۰۰ پیش از میلاد به چین برده شده است . گرچه دانشمندان چینی از زمان دور با تریاک اشنا بوده اند ولی تنها در اوایل سده نوزدهم میلادی بود که تریاک در این کشور به یک مشکل اقتصادی _ اجتماعی تبدیل شد . دولت چین تا سال ۱۷۶۷ واردات تریاک را از هند به مقدار ۲۰۰ صندوق برای استفاده دارویی مجاز دانسته بود ولی پس از آنکه در این سال شرکت هند شرقی انحصار تریاک را در دست گرفت صادرات تریاک به چین با سرعت افزایش یافت . به طوری که حجم صادرات یاد شده به این کشور در سال ۱۸۰۰ به ۲۰۰۰ صندوق ، در سال ۱۸۲۱ به ۵۰۰۰ صندوق ، در سال ۱۸۳۱ به ۱۰۰۰۰ صندوق و بالاخره در سال

۱۸۵۰ به ۷۰۰۰۰ صندوق افزایش یافت . این امر سبب معتاد شدن چندین میلیون چینی ، بر باد رفتن حجم زیادی از توان مالی کشور و ایجاد بحران در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی این کشور گردید . این وضعیت برخی از روشنفکران چینی را واداشت تا جنبشی سیاسی _ اجتماعی را بر علیه واردات تریاک توسط دولت انگلستان را بپا کرده و دولت چین را وادار کنند تا قوانینی علیه ورود تریاک و مصرف آن در این کشور وضع کند . این امر سبب بروز جنگ هایی در

فاصله سال های ۱۸۵۶ تا ۱۸۵۸ گردید که به جنگ های تریاک معروف است . با شکست چین در این جنگ ها دولت انگلستان توانست تجارت و کشت تریاک را در چین به دست گیرد.
به هر حال از آنجا که تا قرن نوزدهم بشر به داروهای مسکن و داروهای جانشین که بتوانند خواص تریاک را در خود داشته باشند دسترسی نداشته و در زمینه ساخت آنها پیشرفت بسیار کمی داشته است تر یاک داروی همه دردها شناخته می شد و اکثر بیماریهای مرسوم را درمان می کرده است و به نظر می رسد که در هیچ کجا نسبت به مصرف تریاک تا اواخر قرن حاضر نگرانی وجود نداشته است . در قرن ۱۹ تریاک در کشورهای غربی به اسانی در دسترس قرار داشت و پزشکان این ماده را با آزادی و بدون هیچ محدودیتی تجویز می کردند .

با اختراع سرنگ در اواسط قرن نوزدهم و کاربرد آن در تزریق مواد بر گرفته شده از تریاک معتادان این ماده افزایش یافت . با گسترش و کاربرد سرنگ در تزریق مواد ابتدا این باور نادرست که اگر مواد افیونی تزریق شوند اعتیاد آور نخواهند بود در میان برخی از پزشکان به وجود آمد .
در اغاز قرن بیستم سوء مصرف مواد مخدر به یک چالش عظیم جهانی تبدیل شد که تا امروز بشر با آن دست به گریبان است .

تاریخچه مواد مخدر در ایران
از آشنایی ایرانیان با تریاک و مواد مشتق شده از آن زمان زیادی نمی گذرد . آنچه که از شواهد تاریخی برمی آید ، ایرانیان باستان با تریاک آشنا نبوده اند ، در اوستا و ادبیات باستانی هم نامی از ان برده نشده است .

در فرهنگ های معتبر فارسی مثل معین، عمید و دهخدا تریاک، تریاق یا دریاق به دو معنی یکی معجونی که اثر پادزهری دارد و یکی به مفهوم شیره ی مترشحه از کپسول نارس گیاه خشخاش آمده است.
می دانیم که دانشمندان و پزشکان مانند محمد زکریای رازی و ابن سینا از نخستین کسانی بودند که به خواص دارویی تریاک آشنا بوده اند و آن را برای درمان بیماران خود به کار می برده اند .
از آنجا که در ایران پیش از اسلام نوشیدن الکل رایج بوده است و پس از اسلام نوشیدن الکل حرام اعلام شده است مصرف حشیش و تریاک به عنوان یک داروی اولیه رواج داشت .
به کار بردن تریاک نیز در ایران جایگزین طیف گسترده ای از نیازهای برآورده نشده پزشکی و بهداشتی بوده است . بسیاری از مردمی که تریاک مصرف می کرده اند به کار روزمره خود ادامه داده و مشکلی در زمینه فعالیت های اجتماعی و خانوادگی خود نداشته اند . همچنین تولید ، فروش و مصرف آن جرم تلقی نشده و افرادی که مبتلا به مصرف مواد افیونی بوده اند از جامعه طرد نمی شده اند . به هر حال مسئله اعتیاد به مواد مخدر( به ویژه تریاک ) در ایران از از اواخر سده نوزدهم میلادی آغاز می شود پیش از آن اگرچه تریاک در ایران در دسترس بوده ولی می توان گفت که اعتیاد به آن بسیار کم بوده است .

هنگامی که در ادبیات فارسی به دیده تاریخی به کلمه تریاک نگاه می کنیم می بینیم پیش از عصر صفوی به معنی پادزهر به کار رفته است. به عنوان مثال اشعار زیر گویای این مطلب است:
که این آشتی جستن از بحر چیست نگاه کن که تریاک این زهر چیست
سرانجام بستر جز از خاک نیست از او بهره زهر است و تریاک نیست
فردوسی
ز دشمن جفا بردی از بهر دوست که تریاک اکبر بود زهر دوست
سعدی
اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم اگر تو زهر دهی به که دیگران تریاک

حافظ
اما از دوره صفوی به بعد تریاک به معنی ماده مخدر گرفته شده است:
یک لفط نمایان تو در حق من این بود کز وعده تریاک تو تریاک بریدم
عشرتی (دوره صفوی)
شقایق از آن بر لب جو شده که تریاکی هم صحبت او شده
ملاصدرا (دوره صفوی)
ایرانی ها تیز از قرن ها پیش با گیاه خشخاش آشنا بوده اند. کشت خشخاش را طبق شواهد تاریخی به دوره سلسله صفویه و در اطراف شهر یزد یا کرمان نسبت می دهند که محصول آن هم به مصارف داخلی می رسیده ولی کشت این گیاه به منظور صدور محصول آن به خارج از کشور را از قرن هجدهم می دانند.
در مورد زمان ورود تریاک به ایران نظرات گوناگونی وجود دارد. گروهی از مورخان ورود تریاک را یادگار یورش اعراب دانسته و گفته اند افیون یا کوکنار که از دوران قدیم به خشخاش معروف بوده و هم اکنون آن را تریاک می نامند با حمله اعراب از مصر و عربستان به ایران آمده و از همان دوران خوردن آن را به عنوان داروی مسکن دردها و درمان بی خوابی رایج شده است. برخی دیگر لشکر مغول را عامل گسترش این ماده در ایران دانسته اند اگر چه رازی و بوعلی پیش از این دوره خواص تریاک را می شناختند. در مورد تریاک خوردن ایرانیان اغلب مورخین متفق القولند که این عادت از زمان سلسله صفویه ایجاد شده است. آنچه مسلم است تریاک خواری در دوره شاهان صفویه در ایران زمین شیوع سرسام آوری داشته تا حدی که بعضی از پادشاهان این سلسله هم معتاد بوده اند، از جمله دلایل این ادعا نوشته های «تاورنیه» است که در دوره شاه عباس از ایران بازدید کرده

است و در سفرنامه خویش از تریاک خواری ایرانیان فراوان یاد می کند. او در سال ۱۶۲۹ میلادی در مورد چگونگی اعتیاد در ایرا ن چنین نوشت : از عادت های بد و حیرت انگیز ایرنیان استعمال تریاک است که حب کرده و می خورند . ابتدا به اندازه سر سنجاق و بعد کم کم آن را زیاد کرده تا به حد فندق می رسانند و هنگامی که کار به اینجا می کشد دیگر جرات ترک آن را پیدا نمی نمایند .

«شاردن» نیز که بعد از تاورنیه از ایران بازدید می کند از نوشیدن جوشانده گرزُ خشخاش که بدان کوکنار می گفته اند یاد می کند و می گوید : مصرف این دارو ( شربت کوکنار ) در حقیقت نتیجه یک تمایل شوم عمومی است و به زحمت از هر ۱۰ نفر یکی را می توان یافت که به این عادت شوم آلوده نباشند .

«فریر» طبیب شرکت هند شرقی که در سال ۱۶۷۷ میلادی برابر ۱۰۸۷ هجری قمری از ایران بازدید کرده در سفرنامه خود این طور می نویسد که ایرانی ها هر وقت بخواهند کیفور بشوند تریاک می کشند و اضافه می کند که معتادین می توانند مقدار فوق العاده زیادی از این ماده را مصرف کنند بدون اینکه ناراحتی پیدا کنند و آنها حالتی شبیه به مستی پیدا می کنند.
او در جایی می نویسد «مصرف تریاک یک عادت عمومی است به زحمت می توان از ده نفر یک نفر را یافت که به این عادت شوم آلوده نباشد.» بتدریج تریاک بصورت یکی از مهمترین محصولات صادراتی ایران در آمده که دولت و بازرگانان آن زمان از آن متمتع شدند.

مصرف تریاک در میان شاهزادگان ، درباریان و دولتمردان کشور در دوره صفویه رایج بوده است . مصرف آن در شهر و روستا برخلاف آنچه در دربار به منظور تعدیل اضطراب خاطر بزرگان و رجال عالی مقام بود جنبه دارویی داشته و بیشتر به صورت خوردن شربت آن بوده است .
ولی کم کم با گذشت زمان مصرف مواد مخدر فزونی می گیرد و مصرف مواد مخدر در دربار صفوی آنقدر رواج می یابد که برخی از پادشاهان آن زمان همچون شاه عباس و شاه طهماسب به مخالفت با آن برمی خیزند . گفته شده که شاه طهماسب دستور داد تا تریاک موجود در دربار را که ارزشی بیش از ۵۰۰ تومان در آن زمان داشته از بین ببرند .
اگر چه خوردن تریاک در زمان صفویه در ایران رایج بوده اما کشیدن تریاک

از زمان قاجار و دقیقاً از عصر ناصرالدین شاه شروع شد .اعتقاد نادرست به فواید تریاک را «دکتر پولاک» طبیب آلمانی عصر قاجار که معلم دارالفنون بود در کتاب خاطرات خود چنین آورده است: «تریاک را در اسهال، دندان درد، چرک گوش،‌سینه درد، دردهای روماتیسمی، التهابات مزمن چشم، ورم روده، ناراحتی مثانه و غیره مصرف می کنند. به شیرخوارها هم اغلب شربت خشخاش می دهند.» هم او می گوید «مصرف تریاک عمومیت یافته و منع

ی برای آن قائل نشده اند. در ضمن از نظر اجتماعی هم برای فرد سرشکستگی ندارد.»
با گسترش روابط اقتصادی سیاسی با کشورهای اروپایی و افزایش تجارت تریاک مصرف مواد افیونی در ایران شیوع یافت و به صورت یک مشکل اجتماعی مطرح گردید . با افزایش نفوذ استعماری دولت انگلیس در ایران در سال ۱۸۵۱ نخستین دلالان و پخش کنندگان تریاک در لباس دراویش هندی و صوفیان در خراسان و کرمان پراکنده شدند . از سوی دیگر عقب ماندگی اجتماعی _ اقتصادی مردم زمینه را برای گسترش و شیوع هرچه بیشتر تریاک کشی فراهم کرد . برخی دست نشاندگان و عوامل دولت های بیگانه در دولت وقت نیز با گذراندن قوانین ضد انسانی به گسترش هرچه بیشتر این پدیده کمک کردند . برای نمونه به بهانه افزایش درآمد دولت در سال ۱۳۲۹ ه ق به تدوین

قانونی دست زدند که دولت سوخته تریاک را از مصرف کننده به قیمت مناسبی خریداری نموده و در مقابل هر مثقال سه عباسی نیز حق الزحمه می داد . دولت برای اجرای حسن انجام این قانون اداره انحصاراتی ( دارایی ) تشکیل داد که در سراسر کشور انجام وظیفه می کرد و هرجایی که چنین اداره ای نبود پاسگاه ژاندارمری این وظیفه را انجام می داد .

به علت تشویق روسای اداره ها و فعالیت آنها در مناطقی مانند بلوچستان و کرمان تریاک کشی خود کار مناسبی بود زیرا برای یک کارگر ساده با صرفه تر بود که به جای کارکردن تریاک بکشد و سوخته آن را به قیمت خوب آن زمان به دارایی بفروشد . به این ترتیب بازار تریاک کشی چنان رونق یافت که کشاورز ایرانی ترجیح می داد به جای کشت گندم و مواد غذایی در زمین زراعتی خود خشخاش بکارد .
به هر حال این عادت شوم در زمانی کوتاه در کلیه نقاط ایران شایع می گردد تا حدی که در سال ۱۳۱۱ شمسی هشت شیره کش خانه بطور رسمی در محل باغ فردوس کنونی موجود بوده که البته نام آن را هم دارالعلاج یا شفاخانه گذاشته بودند!!
پس از انقلاب مشروطه با توجه به اهمیت مسئله اعتیاد به تریاک در دوره دوم مجلس شورای ملی در تاریخ۱۳۲۹ ه ق قانون تحدید تریاک به تصویب رسید دراین قانون برنامه هفت ساله ای هم برای ترک اعتیاد پیش بینی شده بود که متاسفانه فرصتی برای اجرای آن پیدا نشد . درسال ۱۳۰۷ قانون انحصار تریاک و مجازات مرتکبین قاچاق مواد افیونی ، تولید و توزیع غیر قانونی آن تصویب شد و به این ترتیب توزیع و فروش تریاک در انحصار دولت درآمد و یک برنامه ۱۰ ساله برای ترک اعتیاد در نظر گرفته شد .

عادت تریاک کشیدن دوران قاجاریه در زمان خاندان پهلوی نیز ادامه می یابد به این ترتیب براساس برآورد دولت ایران در سال ۱۳۲۸ نزدیک به ۵/۱ میلیون نفر در ایران معتاد وجود داشته است که ۹۸% آنان تریاک یا شیره مصرف می کرده اند . این رقم ۷% جمعیت ۲۱ میلیونی آن زمان را تشکیل می داد . در سال ۱۳۳۴ قانون منع کشت خشخاش و جلوگیری از مصرف غیر پزشکی تریاک از تصویب مجلس می گذرد و نتیجه مستقیم این تصمیم در اوایل دهه ۱۳۴۵ کاهش شمار معتادان به رقم ۴۰۰ هزار نفر بود .ولی با این تفاسیردرست قبل از انقلاب اسلامی حدود دویست و پنجاه هزار نفر (هفتاد هزار نفر بالای شصت سال) با جواز رسمی از طرف وزارت بهداری هر ماه جیره تریاک خویش را از دولت می گرفتند. بعلاوه در این دوران مصرف هروئین نیز بتدریج در مملکت رایج و شایع شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با سوء استفاده از اوضاع انقلاب کشت خشخاش بعد از سال ها ممنوعیت توسط عده ای سود جو از سر گرفته شد چنانکه مزرعه های زیبای

خشخاش با گل های فریبنده آن سطح بسیاری از زمین های کشاورزی در استان های مختلف پوشاند.
دو سال پس از انقلاب اسلامی، یعنی در سال ۱۳۵۹، لایحه ی قانونی تشدید مجازات و اقدامت تأمینی و درمانی برای مداوا و اشتغال به کار معتادان در ۲۵ ماده به تصویب رسید. یکی از مواد، دولت را مکلف می سازد تا مراکز مجهزی برای نگهداری و مداوای «مجرمین» معتاد ایجاد کند و کارگاه های صنعتی نیز در این مراکز دایر شود تا پس از بازتوانی، به کار و اشتغال بپردازند. بر این اساس، بیمارستان های «معتادان ونک» تهران و «یافت آباد» تعطیل شد و مأموران کمیته های انقلاب اسلامی، معتادان را دستگیر کرده به عنوان مجرم به دادستانی ها تحویل می دهند تا برای گذراندن دوران محکومیت و بازپروری به مراکز مربوطه سپرده شوند. اگر چه شرایط جنگی، بیکاری، گرانی و تورم و ترانزیت روز افزون مواد مخدر از کشورهای همسایه شرقی باعث افزایش تعداد معتادان شد.
در سال ۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام به تصویب قانون مبارزه با مواد مخدر در ۳۵ ماده نمود .
علل و عوامل موثر بر اعتیاد
مقدمه
اعتیاد یک بیماری زیست شناختی ، روانشناختی و اجتماعی است . عوامل متعددی در سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد موثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شوند. عوامل موثر بر فرد ، محیط فرد و عوامل اجتماعی ، عوامل در هم بافته ای هستند که بر یکدیگر تأثیر میگذارند . درک کلیه علل و عوامل زمینه ای موجب میشود تا روند پیشگیری ، شناسایی ، درمان و پیگیری به طور هدفمند طرح ریزی شود.
بنابراین ، آشنایی با عوامل زمینه ساز مستعد کننده بروز اعتیاد و نیز عوامل محافظت کننده در مقابل آن از دوجهت ضرورت دارد :
۱- شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد و اقدامهای پیشگیرانه لازم برای آنان .

۲- انتخاب نوع درمان و اقدامهای خدماتی ، حمایتی و مشاوره ای لازم برای معتادان.
عوامل مخاطره آمیز
عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی ، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است .
عوامل مخاطره آمیز فردی
– دوره نوجوانی
– استعداد ارثی
– صفات شخصیتی
– صفات ضد اجتماعی
– پرخاشگری
– اعتماد به نفس پایین

نگرش مثبت به مواد
موقعیت های مخاطره آمیز :
– ترک تحصیل
بی سرپرستی
تأثیر مثبت مواد بر فرد
دوره نوجوانی :
مخاطره آمیز ترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد دوره نوجوانی است. نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است. در این دوره ، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج خود میرسد و نوجوانان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزشهای خانواده را زیر سوال میبرد وسعی در ایجاد و تحلیل ارزشهای جدید خود دارد. مجموعه این عوامل ، علاوه بر حس کنجکاوی و نیاز به تحرک ، تنوع و هیجان ، فرد را مستعد مصرف مواد می نماید.

ژنتیک : شوامد مختلفی از استعداد ارثی اعتیاد به الکل و مواد وجود دارد . تأثیر مستقیم عوامل ژنتیکی عمدتا از طریق اثرات فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک مواد در بدن میباشد که تعیین کننده تأثیرماده برفرد است . برخی از عوامل مخاطره آمیز دیگر نیز تحت نفوذ عوامل ژنتیکی هستند مانند برخی اختلالهای شخصیتی و روانی و عملکرد نامناسب تحصیلی ناشی از اختلالهای یادگیری.
صفات شخصیتی :
عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان ،برخی از صفات بیشتر پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند و بطور کلی فردی را تصویر میکنند که با ارزشها با ساختارهای اجتماعی مانند خانواده ، مدرسه و مذهب پیوندی ندارد و یا از عهده انطباق ، کنترل یا ابراز

 

احساسهای دردناکی مثل احساس گناه ، خشم و اظطراب برنمی آید. این صفات عبارتند از : عدم پذیرش ارزشهای سنتی و رایج ف مقاومت در مقابل منابع قدرت ، نیاز شدید به استقلال ، صفات ضد اجتماعی ، پرخاشگری شدید ، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود ، اعتماد به نفس پایین ، فقدان مهارت مقاومت در برابر پیشنهادهای خلاف دیگران ، فقدان مهارتهای اجتماعی و انطباقی . از آنجا که اولین مصرف مواد ، معمولا از محیطهای اجتماعی شروع میشود هر قدر فرد قدرت تصمیم گیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد ، بهتر می تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت کند.
اختلال های روانی :
در حدود ۷۰% موارد ، همراه بااعتیاد اختلال های دیگر روانپزشکی نیز وجود دارد . شایع ترین تشخیص ها عبارتند از : افسردگی اساسی ، احتلال شخصیت ضد اجتماعی ، فوبی ، دیس تایمی ، اختلال وسواسی – جبری ، اختلال پانیک ، مانیا، اسکیزوفرنی.

نگرش مثبت به مواد :
افرادی که نگرشها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی است که نگرشهای منفی دارند. این نگرش های مثبت معمولا عبارتند از : کسب بزرگی و تشخص ، رفع دردهای جسمی و خستگی ، کسب آرامش روانی ، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.

موقعیت های مخاطره آمیز فردی :
بعضی از نوجوان و جوانان در موقعیت ها یا شرایطی قرار دارند که آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار میدهد. مهمترین این موقعیت ها عبارتند از:
در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران کودکی و نوجوانی ،ترک تحصیل ، بی سرپرستی یا بی خانمانی ، فرار از خانه ، معلولیت جسمی ،ابتلا به بیماریها یا دردهای مزمن . حوادثی مانند از دست دادن نزدیکان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممکن است منجر به واکنش های حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای کاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده میکند.

تأثیر مواد بر فرد : این متغیر وقتی وارد عمل میشود که ماده حداقل یک بار مصرف شده باشد . چگونگی تأثیر یک ماده بر فرد، تابع خواص ذاتی ماده مصرفی و تعامل آن با فرد و موقعیت فرد مصرف کننده است . تأثیرمواد بر فرد مصرف کننده ، به میزان قابل توجهی ، به مشخصات او بستگی دارد.این مشخصات عبارتند از : شرایط جسمی فرد، انتظار فرد از مواد ، تجربیات قبلی تاثیر مواد و مواد دیگری که همزمان مصرف شده اند. مواد مختلف نیز تأثیرهای متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیک و روانی فرد دارند ، مثلا : هروئین و کوکائین سرخوشی شدید، الکل آرامش و نیکوتین مختصری هوشیاری و آرامش ایجاد میکند.
عوامل مخاطره آمیز فردی و محیطی :

 

• عوامل مربوط به خانواده:
– غفلت از فرزندان
– وجودالگوی نامناسب درخانواده
– خانواده آشفته
• عوامل مربوط به دوستان:
– دوستان مصرف کننده مواد
• عوامل مربوط به مدرسه
– فقدان محدودیت

– فقدان حمایت
• عوامل مربوط به محل سکونت
– شیوع خشونت و اعمال خلاف
عوامل مربوط به خانواده :
خانواده اولین مکان رشد و شکل گیری شخصیت ، باورها و الگوهای رفتاری فرد است. خانواده علاوه بر اینکه محل حفظ و رشد افراد و کمک به حل استرس و مشکلات است می تواند منبعی برای تنش و اختلال نیز باشد . ناآگاهی والدین ، ارتباط ضعیف والدین و کودک ، فقدان انضباط در خانواده ، خانواده متشنج ، آشفته و از هم گسیخته ، احتمال ارتکاب به انواع بزهکاریها مانند سوء مصرف مواد و اعتیاد را افزایش میدهد. همچنین والدینی که مصرف کننده مواد هستند باعث میشوند فرزندان با الگوبرداری از رفتار آنان مصرف مواد را یک عمل درست تلقی و رفتار مشابهی را در پیش گیرند.

تأثیر دوستان :
تقریبا در ۶۰ % موارد ، اولین مصرف موا به دنبال تعارف دوستان رخ میدهد.ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد یک عامل قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد است. مصرف کنندگان مواد ، برای گرفتن تایید رفتار خود از دوستان سعی میکنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند.گروه همسالان به خصوص در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار موثر هستند بطوریکه بعضی از دوستی ها صرفا حول محور مصرف مواد شکل میگیرد.نوجوانا به تعلق به یک گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروههایی که مواد مصرف می کنند، بسیار آسان است. هرچه پیوند فرد با خانواده ، مدرسه و اجتماعات سالم کمتر باشد ، احتمال پیوند او با این قبیل گروهها بیشتر می شود.
عوامل مربوط به مدرسه :
از آنجا که مدرسه بعد از خانواده ، مهمترین نهاد آموزشی و تربیتی است ، می تواند از راههای زیر زمینه ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد.
بی توجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در مدرسه ، استرسهای شدید تحصیلی و محیطی ، فقدان حمایت معلمان و مسئولان از نیازهای عاطفی و روانی به خصوص به هنگام بروز مشکلات و طرد شدن از طرف آنان.

عوامل مربوط به محل سکونت : عوامل متعددی در محیط مسکونی میتواند موجب گرایش افراد به مصرف مواد شود : فقدان ارزشهای مذهبی و اخلاقی ، شیوع خشونت و اعمال خلاف ، وفور مشاغل کاذب ، آشفتگی و ضعف همبستگی بین افراد محل و حاشیه نشینی از جمله این عولمل هستند.
عوامل مخاطره آمیز اجتماعی :
• فقدان قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر
• بازار مواد

• مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی
• کمبود فعالیت های جایگزین
• کمبود امکانات حمایتی ، مشاوره ای و درمانی
• توسعه صنعتی ، محرومیت اجتماعی-اقتصادی
مشخصات فردی و عوامل محیطی بخشی ازعلل اعتیاد هستند و بخش دیگر را بازارهای بین المللی مواد و عوامل اجتماعی- اقتصادی حاکم بر جامعه تشکیل میدهند. این عوامل عبارتند از :
• قوانین : فقدان قوانین جدی منع تولید ، خرید و فروش ، حمل و مصرف موا د، موجب وفور و ارزانی آن میشوند.
• بازار مواد: میزان مصرف مواد ، با قیمت آن نسبت معکوس دارد . هرچه قیمت مواد کاهش یابد ، تعداد افرادی که بتوانند آن رت تهیه کنند افزایش میابد.همچنین سهل الوصول بودن مواد به تعداد مصرف کنندگان آن می افزاید.
• مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی : در جوامعی که مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نمیشود ، بلکه جزئی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخص و وسیله احترام و پذیرایی است ، مقاومتی برای مصرف مواد وجود ندارد و سوء مصرف و اعتیاد شیوع بیشتری دارد.
• کمبود امکانات فرهنگی ، ورزشی ، تفریحی : کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی روانی و اجتماعی نوجوانان نوجوانان از قبیل کنجکاوی ، تنوع طلبی ، هیجان ، ماجراجویی ، مورد تائید و پذیرش قرار گرفتن و کسب موفقیت بین همسالان ، موجب گرایش آنان به کسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد و عضویت در گروهای غیر سالم میشود.

• عدم دسترسی به سیستمهای خدماتی ، حمایتی ، مشاوره ای و درمانی : در زندگی افراد ، موقعیت ها و مشکلاتی پیش می آید که آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار میدهد . فقدان امکانات لازم یا عدم دسترسی به خدماتی که در چنین مواقعی بتواند فرد را از نظر روانی ، مالی ، شغلی ، بهداشتی و اجتماعی حمایت نماید ، فرد را تنها و بی پناه ، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعی رها میکند.

• توسعه صنعتی جامعه ، مهاجرت ، کمبود فرصتهای شغلی و محرومیت اقتصادی – اجتماعی : توسعه صنعتی ، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق میدهد . مهاجرت باعث میشود تا فرد ، برای اولین بار با موانع جدیدی برخورد نماید . جدایی از خانواده ، ارزشهای سنتی و ساختار حمایتی قبلی به تنهایی ، به انزوا و ناامیدی فرد می انجامد . کم سوادی ، فقدان مهارتهای شغلی ، عدم دسترسی به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدودیت در تامین نیازهای حیاتی و اساسی زندگی و تلاش برای بقا، فرد را به مشاغل کاذب یا خرید و فروش مواد می کشاند و یا برای انطباق با زندگی سخت روزمره و شیوه جدید زندگی به استفاده از شیوه های مصنوعی مانند مصرف مواد سوق میدهد.
ایدز / HIV

در حالی که هر نوع مصرف مواد مخدر می تواند با پیامدهای خطرناکی همراه باشد، مصرف مواد مخدر تزریقی بیشتر اوقات خطرناکترین روش در نظر گرفته می شود. یکی از دلایل اصلی این امر همراهی بین تزریقهای غیر مطمئن و امکان ابتلا به ایدز است. گاهی اوقات مصرف مواد روانگردان را به عنوان «بیماری آخر قرن بیستم» اعلام می کنند،‌ اگر چه منشاء آن به دوران باستان می رسد که چون سنتی اجتماعی و پذیرفته شده از هزاران سال قبل سابقه دارد. در واقع عنوان «بیماری آخر قرن بیستم» بیشتر برای ایدز مناسب است، چون یک بیماری جدید و به سرعت رو به گسترش و قابل واگیری است که تا وقتی نخستین موارد آن در سال ۱۹۸۱ در آمریکا آشکار شد نام آن بر کسی آشنا نبود.

کلمه ایدز (AIDS‌) مخفف Acquired Immunodeficiency Syndrome یا «نشانگان نارسایی ایمنی اکتسابی» است و همانطور که از نامش بر می آید نتیجه کاهش اکتسابی در دستگاه ایمنی است. منظور از نشانگان یا سندرم آن است که ابتلا به ویروس ایدز می تواند به مجموعه کاملی از نشانه های بالینی متنوع یا بیماریهای مرتبط با یکدیگر منجر شود. تشخیص بیماری ایدز مبتنی است بر تعریف بیماری به صورت فهرستی از حالتهای خاص معرف بیماری ایدز که به وسیله مرکز کنترل بیماریها در آمریکا تدوین شده و به موازات افزایش دانش از سیر طبیعی بیماری گاه به گاه در آنها تجدید نظر می شود. تجدید نظر در تعریف حالتهای خاص معرف ایدز در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۳ انجام شده، و حالتهایی که بویژه بیشتر با ایدز و تظاهرات بالینی مرتبط با آن در بین استفاده کنندگان مواد مخدر تزریقی زیاد دیده می شود در آنها گنجانده شده است. ویروس ایدز در تاریخ بیست ساله خود در حدود ۴۰ میلیون نفر را در سراسر جهان آلوده کرده است.
بیماری ایدز نخستین بار هنگامی که گزارشهایی از عفونت های نامتعارف بویژه در بین مردان همجنس باز به مرکز کنترل بیماریها رسید توسط این مرکز شناسایی شد این عفونت های موسوم به فرصت طلب شبیه عفونت های کسانی بود که دستگاههای ایمنی آنان به شدت آسیب دیده است. عفونت های فرصت طلب از لحاظ بالینی به صورت بیماریهای متفاوتی مانند سینه پهلوی ناشی از پنوموسیستیس کارینی، سارکوم کاپوزی و . . . . هستند ولی می توان تقریباً از همه آنها یک ویروس مشترک جدا کرد. این رترو ویروس را ویروس نارسایی ایمنی انسان (HIV) می نامند که به عنوان عامل علیتی در نارسایی دستگاه ایمنی وبیماری ایدز در سال ۱۹۸۳ شناسایی شد.

سویه (نوعی) متفاوت از این ویروس را از بیماران جدا کرده اند، نخستین سویه (HIV-1) است که در یک آزمایشگاه فرانسوی جدا شده و سویه دوم (HIV-2) که از جمعیت داکار (پایتخت سنگال در قاره آفریقا) در سال ۱۹۸۵ جدا شده است. همه گیری بیماری در درجه نخست بوسیله (HIV-1) ایجاد شد. مناطق جغرافیایی متفاوت انواع گوناگون (HIV-1) را دارند. با توجه به تفاوتهای موجود در ساختار ژنتیک بنیادین این زیر نوع های ویروس، تهیه «نقشه انتشار» گونه های ویروس (HIV-1) و پیگیری راه عفونت در مناطق جغرافیایی متفاوت امکان پذیر است. ویروس دیگر (HIV-2) بطور معمول بیشتر در بعضی کشورهای آفریقای غربی شیوع دارد. حتی در جاهای دیگر دنیا این ویروس در

کسانی تشخیص داده می شود که در آفریقا مقیم بوده اند. اینک این الگوها تغییر کرده،‌ بطوری که ـ به عنوان مثال ـ نسبت (HIV-2) های جدا شده در بین آزمونهای ایدز مثبت در پرتغال اکنون به ۱۰ % رسیده است.
داشتن آنتی بادی ایدز (یا HIV مثبت بودن) یا فقط لفظ ساده ایدز به معنای آن است که شخصی در معرض ویروس ایدز بوده، یا به ویروس ایدز آلوده شده، و یا یک مدت طولانی (تا ۱۰ سال و گاهی بیشتر) عفونت بدون نشانه بالینی مزمن داشته که به تدریج دستگاه ایمنی بدن را نابود کرده و به نقطه ای رسیده که بیماری ایدز پدیدار شده است. وقتی یک مصرف کننده مواد مخدر تزریقی مبتلا به ایدز تشخیص داده شود بطور معمول در مدت چند سال می میرد.

در ابتدا و تا مدت های دراز بیماری ایدز به غلط بیماری «عیاشان» معرفی می شد. گزارش بروز بیماری ایدز (یعنی تعداد موارد تازه پدید آمده در یک جمعیت خاص در یک دوره معین) در مردانی که تماس جنسی با مردان دیگر داشته اند در کشورهای اروپای غربی و ایالات متحده آمریکا به سرعت فزونی یافت. در فاصله سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۶ افزایش سالانه بروز ایدز در شهرهای نیویورک، سانفرانسیسکو و لوس آنجلس در این گروه از مردان بین ۴۳-۱۳ درصد بود. در آن مدت به بیمارانی که مورد انتقال خون قرار گرفته بودند با مصرف کننده مواد مخدر تزریقی بودند ـ وسهم قابل ملاحظه ای از موارد را در آن زمان تشکیل می دادند ـ کمتر توجه می شد.

در پایان دهه ۱۹۸۰ میلادی در سراسر دنیا دانستند که بیماری از راه تماس با غیر همجنس ـ مانند آمیزش جنسی حفاظت نشده (بدون کاندوم) با فرد آلوده به ایدز از جنس دیگر، منتقل می شود، و بخصوص در کشورهای جنوب صحرای آفریقا و منطقه کارائیب و بعضی کشورهای آمریکای لاتین که روش انتقال بیشتر از راه تماس با غیر همجنس است ـ هم بیماری منتقل می گردد. افزایش مداوم موارد جدید ایدز در کشورهای صنعتی با انتقال از راه تماس غیر همجنس مرتبط است. این امر خود

به خود امکان انتقال از مادر به فرزند (انتقال در حاملگی و یا زایمان) را هم فراهم می کند، و انتقال پشت سر هم عفونت، شیوع و اهمیت آن را افزایش می دهد. بروز بیماری ایدز مرتبط با تماس با غیر همجنس به اندازه ای افزایش یافته که برآورد می شود اکنون ۷۵ % از همه آلودگی های با ویروس ایدز از طریق آمیزش با غیر همجنس منتقل شده اند. و این امر بیماری ایدز را یک بیماری مهم منتقله از راه آمیزش جنسی در سطح جهانی می نماید.

اگر چه در ایالات متحده آمریکا بیشترین سهم انتقال ویروس ایدز هنوز هم در مردان همجنس گراست، در اروپا راه غالب انتقال ویروس ایدز از سال ۱۹۸۹ مصرف مواد مخدر تزریقی بوده است. الگوهای آلودگی به ویروس در آسیا به سرعت در تغییر است و سهم موارد ایدز قابل انتساب به مصرف مواد مخدر تزریقی رو به افزایش است.
در کشورهای ایران اگر چه آمار کاملی وجود ندارد اما هر دو روش تزریق وریدی مواد مخدر و رابطه جنسی در ایجاد موارد جدید ایدز در سالهای اخیر مؤثرتر بوده است و موضوع آنجا پیچیده تر می شود که بدانیم رابطه های جنسی ناصحیح و کنترل نشده در بین معتادان تزریقی بیشتر است.
با گذشت زمان روز به روز واضح تر می شود که انتقال از راه آمیزش با غیر همجنس با سایر راههای انتقال وقوع هم زمان دارد، یعنی بسیاری اوقات آمیزش بی احتیاط جنسی همراه با مواد تزریقی وجود دارد. این امر گروهی از افراد مبتلا به بیماری منتقله از راه آمیزش جنسی را ایجاد می کند که اکتساب و انتقال ایدز از طریق آنان بسیار آسانتر می شود. در زنان کشورهای پیشرفته بتازگی آمیزش جنسی با مصرف کنندگان مواد مخدر تزریقی اهمیت بسیار یافته، و پژوهشی در شهر نیویورک نشان داده که در انتشار بیش از ۸۰ % از موارد ایدز ناشی از آمیزش با غیر همجنس‌،‌ در جایی از زنجیره انتقال یک فرد مصرف کننده مواد مخدر تزریقی وجود داشته است.

نقش تسهیل کننده گروههای سنی زنان جوان در کشورهای پیشرفته قابل توجه نیست، اما این نقش در کشورهای در حال توسعه که گسترش از راه آمیزش غیر همجنس غالب است، و بیش از ۸۰ % حاملان ویروس در ۱۹۹۰ در آن کشورها بوده است بسیار مهم است.
در سال ۲۰۰۰ ناقلان ویروس ایدز در کشورهای در حال توسعه ۹۵ % از کل ناقلان ویروس در جهان را تشکیل می داده اند. در کشورهای در حال توسعه به طور کلی ضایعه ناشی از بیماریهای آمیزشی بسیار سنگین تر از کشورهای پیشرفته است.

با پیشرفت پژوهش ه معلوم شده یک وجه مشترک اثبات شده بین راههای مختلف انتقال، راه انتقال از زنجیره خون است. ویروس یا از بدن شخص آلوده به جریان خون نفر دیگر از طریق بدن، ترشحات منی یا ترشحات واژن و یا به علت تماس با خون از طریق خراشیدگی زخمهای بسیار ریز راه می یابد و یا بطور مستقیم از طریق سرنگ مشترک آلوده به خون شخص دیگر وارد می شود. ویروس ایدز پس از رسیدن به جریان خون شخص گیرنده، یاخته های هدف خود را می یابد و در آنها تکثیر یافته به یاخته های بعدی هجوم می برد. به این ترتیب مصرف مواد تزریقی که به صراحت با تجهیزات خونی آلوده متصل است در بین راههای بالقوه انتقال بیشترین اهمیت را دارد. خونهای داده شده برای انتقال خون و همچنین فرآورده های خونی اصولاً پس از سال ۱۹۸۵ با انجام غربالگری خون دهندگان بی خطر شده است. در اگوست سال ۱۹۹۵ مدیریت غذا و دارو در ایالات متحده آمریکا توصیه کرده که همه اهداکنندگان خون و پلاسما باید از نظر داشتن آنتی ژن اضافی غربالگری شوند تا «دوره مخفی» آلوده کننده کوتاهتر شود. «دوره مخفی» آلودگی یک فاصله زمانی در حدود ۲۵ روز است که خون دهنده تازه آلوده شده ای که هنوز به اندازه کافی پادتن قابل تشخیص در وی ایجاد نشده می تواند آلوده کننده باشد.
بکار بردن وسایل تزریقی آلوده به خون ـ که ویروس را بطور مستقیم وارد جریان خون یا بافت های بدن می کند ـ می تواند خطری بیش از آمیزش جنسی حفاظت نشده داشته باشد. امروزه آمیزش جنسی حفاظت نشده با یک مصرف کننده مواد مخدر تزریقی که آلوده به ایدز هم باشد محتمل ترین راهی است که از طریق آن یک «شخص معمولی» اما بی دقت که درگیر مواد مخدر تزریقی هم نیست ممکن است به ویروس ایدز آلوده شود. معتادان تزریقی و مبتلایان به بیماریهای منتقله از راه آمیزش به جز ایدز جزو گروههای بسیار مستعد مبتلا به ایدز می باشند و میزان مثبت شدن ایدز در آنان بیشتر از جمعیت عمومی است، و از این رو بطور ناشناخته به انتقال ایدز به علت

آمیزش با غیر همجنس کمک می کنند.
استفاده مشترک از وسایل تزریق مشکوک، خطر بسیار زیادی دارد، خواه روش وریدی، عضلانی یا زیر جلدی باشد. انتقال مقدار بسیار کمی از خون که در صورت استفاده چند نفر از سوزن و یا سرنگ مشترک روی می دهد، وسیله ای بسیار پرخطر برای انتقال ویروس ایدز و همچنین سایر بیماریهای عفونی قابل انتقال از خون مثل هپاتیت B و C است.

در سطح جهان نزدیک به ۲۲ % جمعیت مبتلا به ویروس ایدز مصرف کننده مواد مخدر تزریقی اند. این نسبت به نحو معنی داری بیش از نسبت جمعیت معتادان تزریقی به کل جمعیت جهان است.
این اطلاعات در تنظیم سیاست پیشگیرانه و پیش بینی هزینه های بهداشتی در آینده اهمیت اساسی دارند : هر چه نسبت مصرف تزریقی مواد در جمعیت آلوده به ویروس ایدز بیشتر باشد، میزان بروز ایجاد موارد جدید ایدز مرتبط با مصرف تزریقی مواد بیشتر خواهد بود، این میزان در بردارنده ویروس ایدز در مصرف کنندگان تزریقی مواد، ویروس ایدز در همبستران مصرف کنندگان تزریقی مواد، و ویروس ایدز در کودکان زاده شده از مادرانی که مصرف کننده تزریقی مواد یا همبستر یک مص

رف کننده تزریقی مواد بوده اند نیز هست. میزان بروز ویروس ایدز مرتبط با مصرف تزریقی مواد در بسیاری بار سنگینی بر نظام بهداشتی و بهزیستی تحمیل خواهد کرد. حتی در جاهایی که برای مبارزه با ویروس ایدز امکانات درمانی وجود داشته باشد، درمان بیماران بسیار پر هزینه و اداره آن دشوار است. این درمان برای هر بیمار در سال ۱۵۰۰۰ دلار آمریکا هزینه دارد، و دستیابی به درمان بویژه در کشورهای در حال توسعه (که تعداد زیادی از موارد ویروس ایدز تا کنون در آنها به ثبت رسیده) محدود خواهد بود. بنابراین نخستین هدف باید نه درمان بلکه پیشگیری از ویروس ایدز مرتبط با تزریق مواد باشد.

جنسیت و مصرف تزریقی مواد
طبق مطالعه سازمان بهداشت جهانی در چند شهر جهان زنان بخش اکثر معتادان تزریقی جدید (یعنی کسانی که ۶ سال یا کمتر مواد مخدر تزریقی را بکار برده اند) را تشکیل می دهند. زنان بین ۲۵ % (در نیویورک) تا ۶۹ %‌ (در گلاسکو) مصرف کننده جدید مواد تزریقی اند. از لحاظ فراوانی مشارکت در وسایل تزریق بین زنان مردان تقریباً تفاوتی نیست. در برزیل نسبت زن به مرد در بیماران مبتلا به ویروس ایدز از در سالهای ۱۹۸۴-۱۹۸۰ به در ۱۹۹۹-۱۹۹۵ کاهش یافته که شاید علت آن موارد ابتلای به ویروس ایدز از غیر همجنس و بیشتر شدن انتقال از طریق مصرف تزریقی

مواد و زیادتر بودن نسبت زنان کاربر مواد مخدر تزریقی باشد. در همه گیری ویروس ایدز در بلگرد (در سال ۱۹۸۸-۱۹۸۷) نسبت زنان قابل ملاحظه بود و یک چهارم تمامی نمونه مطالعه را تشکیل می داده است. که مصرف هروئین یا سایر مواد تریاکی را زودتر شروع کرده بودند، و قدری زودتر از مردان گرایش به آلوده شدن به هم نشان دادند. در بیشتر کشورهای اروپایی مصرف مواد مخدر تزریقی

در همه گیریهای با انتقال عمودی (از مادر به فرزند) و بزرگسالان نقش عمده ای ایفا کرده است. مصرف مواد مخدر تزریقی بیشترین نسبت انتقال (۳۲% ) را در مادران کودکان آلوده به ویروس ایدز داشت. شیوع آلودگی به ویروس ایدز در بین زنان خود فروش ـ بویژه در زنان ولگرد کشورهای پیشرفته ارتباط قوی با مصرف مواد مخدر تزریقی دارد. طبق مطالعه ای که در دانمارک انجام شده، شیوع مثبت بودن سرم خون نسبت به ویروس ایدز در زنان خود فروش مصرف کننده مواد مخدر تزریقی ۸/۳۱ % و در زنانی که مصرف کننده تزریقی مواد نبوده اند ۵/۱ % بوده است. بیشتر اوقات معتادان تزریقی خود رفتار جنسی پر مخاطره ای دارند.

همبستگی بین تزریق مواد مخدر و انتقال ویروس ایدز در بسیاری از بخشهای جهان به حق مایه نگرانی عمده شده، ولی سازمان بهداشت جهانی وجود بیماریهای دیگر مرتبط با اعتیاد را هم قابل توجه دانسته زیرا که بالقوه می توانند تأثیر حتی بیشتری از لحاظ آماری و پزشکی داشته باشند، مانند هپاتیت، سل و بیماریها منتقله از راه آمیزش جنسی.
وضعیت کنونی
در سر تا سر جهان تعداد مصرف کنندگان مواد مخدر به ۱۹۰ میلیون نفر می رسند و آمار رسمی تعداد معتادان کشور را دو میلیون نفر ذکر می کند که میانگین سنی این افراد ۱۸ سال است و این در حالی است که ۱۱ میلیون نفر از جمعیت کشور با مشکل اعتیاد خود یا اطرافان دست به گریبانند.

در بررسی هایی که در آسیا در سال ۱۹۸۶ انجام شده است نشان داده شد که در کشورهای جنوب شرقی آسیا روند اعتیاد با تریاک به سمت استفاده از هروئین تغییر پیدا کرده است همچنین در مطالعه ای در اسپانیا نیز در سال ۱۹۹۴ به افزایش روند سوء مصرف هروئین در اروپای مرکزی و اروپای شرقی اشاره شده است . در دو مطالعه ای که در ایتالیا و استرالیا در طی سالهای ۲۰۰۳_ ۱۹۹۶ انجام گرفته است تغییر روند سوء مصرف مواد از هروئین به کوکائین بوده است .
در اسپانیا در مطالعه ای که برروند سوء مصرف مواد غیر قانونی انجام شد مشخص گردید که از اوایل دهه ۱۹۸۰ سوء مصرف مواد به ویژه حشیش و هروئین در میان جوانان افزایش داشته است . در یونان نیز در سالهای ۱۹۸۳_ ۱۹۷۳ حشیش و هروئین بیشترین موارد سوء مصرف بوده اند .
در مطالعه مقطعی که در انگلستان در میان دستگیر شدگان توسط پلیس در سال ۲۰۰۳ انجام شد هروئین و کراک کوکائین بیشترین موارد سوء مصرف بودند .

بر اساس آمار سال ۷۹ هفتاد درصد از معتادان تریاک، ۱۴ درصد هروئین، ۶ درصد حشیش و ۱۰ درصد بقیه هم سوخته و شیره مصرف می کنند.
مطابق آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری تعداد تقریبی معتادان کشور حدود ۰۰۰/۲۰۰/۱ نفر است و در کنار آنها ۰۰۰/۸۰۰ نفر هم بصورت تفننی از مواد اعتیاد آور استفاده می کنند . اما مطابق پژوهشی که در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان بهزیستی و UNDCP تحت عنوان ارزیابی سریع مسئله اعتیاد در ایران انجام شد تعداد معتادین ۰۰۰/۷۰۰ نفر تخمین زده شد . بر اساس گزارش مقدماتی طرح بررسی اپیدمیولوژیک سوء مصرف مواد در جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۰ تعداد مصرف کنندگان مواد افیونی ( شامل : تریاک ، شیره ، هروئین و بوپرنورفی

ن ) ۲۲۳/۷۶۱/۳ نفر است . ( ۷۳% تریاک ، ۱۷% شیره ، ۹% هروئین ، ۱% بوپرنورفین ) که ۵۹۱/۱۵۷/۱ نفر از آنها دچار معیار اعتیاد هستند و مردان ۹۰% و زنان ۱۰% این عده را تشکیل می دهند .
۶۰ درصد از فضای زندان ها را زندانیان مواد مخدر اشغال کرده اند. در سال ۱۳۷۹ در حدود ۲۴۳ هزار نفر در ارتباط با مواد مخدر دستگیر شده اند که ۹۳ درصد آنها را قاچاقچیان جزء و معتادین تشکیل می دهند.
سالانه در کشور ۷۸۰ تن مواد مخدر مصرف می شود و مصرف کنندگان مواد مخدر سالانه بیش از ۲۲۵ میلیارد تومان را دود می کنند.
بر اثر مصرف این مواد هر ماه حدود ۱۰۰ نفر جان خود را از دست می دهند و ۳۴ درصد طلاق های ثبت شده در کشور به علت اعتیاد والدین به مواد مخدر است.
این در حالی است که سن اعتیاد به مواد مخدر نسبت به چند سال گذشته حدود ۱۰ سال کاهش یافته است. بررسی سن مراجعان به مراکز درمان معتادان نشان می دهد که سن شروع به اعتیاد از ۳۰ تا ۳۵ سال در چند سال گذشته، به ۲۰ تا ۲۵ سال در سال جاری رسیده است، این مسئله نشانگر آن است که اقدامات چندین ساله جواب نداده است مواد مخدر که روزگاری تنها توسط کهنسالان استعمال می شد و نزد بسیاری از مردم پدیده مذمومی بود، امروزه بسیاری از میانسالان و جوانان را گرفتار خود کرده است.
متأسفانه کشور ما به لحاظ قرار گرفتن در مسیر ترانزیتی مواد مخدر به اروپا و باز شدن مرزهای آسیای مرکزی بیش از پیش آلوده شده است.
براساس آمار در سال ۱۹۹۸ میلادی ۲۳۷ هزار هکتار از اراضی کشاورزی جهان زیر کشت خشخاش بوده و در سال گذشته ۳ هزار و ۷۶۵ تن تریاک تولید شده است و این در حالی است که ۲۷ درصد زمین های زیر کشت خشخاش در جهان در افغانستان است و ۵۸ درصد مواد مخدر جهان در افغانستان تولید می شود. طالبان در سال ۵ هزار تن تریاک تولید می کردند که قیمت آن ۲۰۰ میلیارد تومان است، فعالیت ۳۵ شبکه بزرگ سازمان یافته در افغانستان که با ایران مرز مشتر

ک دارد از تهدیدات مهم برای ما به شمار می آید. این نکته زمانی اهمیت دو چندان می یابد که بدانیم هیچ مبارزه ای با قاچاق مواد مخدر در افغانستان وجود نداشته است بنابراین ناگزیر از پذیرش این نکته هستیم که بخشی از این مواد افیونی به لحاظ همجوار بودن با این کشور وارد خاک ما می شود. در حال حاضر ۳۵۰ لابراتور تبدیل مواد با ظرفیت تبدیل ۱۲۰ تن مرفین در کنار مرزهای شرقی ما فعالیت می کنند. تریاک در مرزهای کشور کیلویی ۴۰ هزار تومان در شهرها کیلویی ۴۰۰ هزار تومان به فروش می رسد. قاچاقچیان مواد مخدر در جهان هر سال تقریباً ۵۰۰ میلیارد دلار سود می برند. بنابراین انگیزه های مالی تولید مواد مخدر نیرومندتر از آن است که برخی از کشورهای در حال توسعه بتوانند از آن چشم بپوشند.

 

دلایل مصرف مواد مخدر
دلایل مصرف
از روزگار باستان در برخی امور اجتماعی، در پزشکی، در مراسم مذهبی و تشریفاتی، مواد روان گردان مصرف می شده است. در طول قرن گذشته این الگوهای قدیمی تغییر یافته است. تأثیر تغیرهای جغرافیایی،‌ جنگها و تعارض ها، و تطوّر اقتصادی در ایجاد این « بیماری آخر قرن بیستم» نیرومند است، ولی بیشتر مردم با وجود سختی های اقتصادی و شخصی اگر چه دچار اضطراب و افسردگی شده اند اما با این حالات بدون روی آوردن به مصرف مواد مخدر غیر قانونی مقابله کرده اند. بنابراین پرسش فقط این نیست که چرا عده ای از مردم به سوی مصرف مواد مخدر غیر قانونی روی می آورند، بلکه باید پرسید چرا عده ای از مردم که ظاهراً مانند گروه اول هستند به مواد مخدر روی نمی آورند.
بر طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت نظریه هایی که درباره مصرف مواد مخدر غیر قانونی ارایه شده، از رده های علمی کاملاً متفاوت ار ژنتیک تا نوروبیولوژی و از روانکاوی فرویدی تا مارکسیسم پدید آمده، و واقعیت می تواند از این هم فراگیرتر باشد. سبب شناسی مصرف مواد مخدر شامل نظریه هایی متمرکز بر عوامل شخصی یا انفرادی است که ممکن است کسی را مستعد تجربه

داروهای روان گردان کند، و توضیح گسترده تر بر پایه ی محیط بلافصل خانواده، دوستان و تأثیرهای اجتماعی بویژه در دوره آسیب پذیر نوجوانی است که در آن خطرپذیری و جست و جوی احساس می تواند تکانه های مهمی باشند. از دیدگاه بعضی عوامل فرهنگی و اجتماعی – اقتصادی عوامل اصلی حالاتی است که در آن حالات احتمال بروز مصرف مواد مخدر بیشتر می شود. در حالی که به نظر بعضی دیگر تأثیر نظارت های مستقیم و غیر مستقیم اجتماعی مهمترین چارچوب تحلیل را فراهم می آورد.

هر چند وجود مجموعه ای متنوع از دلایل احتمالی هر نوع توجیه یک سو نگر را رد می کند، تنها با افزایش آگاهی درباره این جنبه اساسی مشکل مواد مخدر می توان سیاستها و برنامه های دفاعی و پیشگیری ایجاد کرد که می تواند به حفاظت از اشخاص آسیب پذیر کمک کند. در این خصوص باید به تمایز بین عواملی عالی و عوامل همبسته ای که بر مصرف و الگوهای وابستگی اثر می گذارد دقت کرد. شواهدی در این زمینه اگر چه اندک وجود دارد دال بر اینکه بعضی عوامل علت اعتیاد به مواد مخدر می شوند، و در مقابل طیف گسترده ای از متغیر ها در افراد یا بعضی گروههای اجتماعی وجود دارد که پایه مشترک توجیه هایی برای ایجاد «مدل» های مصرف مواد مخدر است. این مدل ها عبارتند از : مدل بیماری، مدل ضعف عاطفی و مدل رفتاری یا یادگیری اجتماعی، باید تمایز بیشتری بین مصرف بار اول (و شاید فقط بار اول) و مصرف های بعدی قائل شد.
مصرف بعدی می تواند به صورت گاهگاهی‌، منظم یا تفریحی، مشکل ساز، اجباری یا به علت وابستگی باشد. به عنوان مثال دلیل نخستین اقدام به دود کردن حشیش ممکن است با آنچه موجب نخستین تجربه مصرف هروئین می شود به کلی متفاوت باشد. اگر چه تصمیم گیری درباره مصرف مواد مخدر به در دسترس بودن آن بستگی دارد، ولی ممکن ست در حضور بعضی عوامل

خطر سهیم در مصرف، که احتمال بکار بردن ماده مخدر را افزایش می دهند، تسهیل شود. شرایط دیگر بعضی عوامل حفاظتی ممکن است از مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند یا بازدارنده آن باشند. انگیزه های ادامه مصرف مواد مخدر بر حسب نوع ماده و شخص مصرف کننده متفاوت است . این عوامل را گاهی با اصطلاح تقویت مثبت و تقویت منفی شرح می دهند. تقویت مثبت یعنی وقتی اشخاص پس از نخستین تجربه تجربه خوب یا پاداش دریافت کنند درصدد بر می آیند که با ادامه

آن تجربه اثر آن را تقویت کنند ؛ تقویت منفی وقت است که به علت فقدان ماده مخدر شخص احساس محرومیت و ناراحتی میکند و باعث میشود که به مصرف ماده مخدر ادامه دهد.
مواد مخدر روان گردان برای چهارمنظور مصرف میشود : ۱- سنتی فرهنگی ، مذهبی ۲- پزشکی ، درمانی ۳- اجتماعی ، تفریحی ۴- شغلی ، کارکردی. ارتباط بین این مقوله های متفاوت مصرف و وضعیت مصرف ممکن است در نوسان باشد . مصرف محرک های روانی و آرامبخش ها ممکن است با نسخه پزشک و به صورت قانونی به منظور محدود کردن ناراحتی بیمار آغاز شود ، و سپس بصورت غیر قانونی با خرید دارو از بازار سیاه با نسخه جعلی ادامه یابد. مصرف داروهای مخدر به صورت کارکردی خواه قانونی یا غیر قانونی با قصد موقتی شروع میشود ولی ممکن است به شکل مصرف مستمر و دشواری آفرین درآید . در سالهای پایانی دهه ۱۹۶۰ و سالهای نخستین دهه ۱۹۷۰ این وضعیت در بسیاری از شهرهای جنوب شرقی آسیا در مورد مصرف آمفتامین پیش آمد ، در آن زمان مصرف محرکهای روانی کاری بود رایج و این دارو به اسانی در دسترس دانشجویانی بود که میخواستند شبها بیدار بمانند و ساعتهای دراز مطالعه کنند . در این اواخر از این دارو به وسیله رانندگان کامیون هایی که در راههای دراز رانندگی میکنند سوء مصرف میشود ودر ابزارغیر قانونی به مقادیر فزاینده ای دیده میشود .
انگیزه های مصرف مواد مخدر غیر قانونی را میتوان برحسب عوامل اثرگذار و محیطی به سه گروه تقسیم کرد:
۱- عوامل سرشتی ، ۲- عوامل بین فردی ۳- عوامل اجتماعی محیطی/فرهنگی.
باید توجه کرد بسیاری اوقات دو یا سه عامل در یک فرد به طور همزمان موثر واقع می گردد.
۱_عوامل سرشتی /شخصی
یافته های علوم اعصاب نشان داده که مغز انسان موادی شبیه مواد روان گردان آزاد میکنند. بعنوان مثال مواد تریاکی برونزاد ( یعنی مواد تریاکی که در خارج از بدن انسان تولید میشوند)مانند هروئین با مواد تریاکی درون زاد (یعنی موادی که در درون بدن تولید میشوند) که به نام آندورفین نامیده می شوند شباهت دارند . برای مواد تریاکی ، محرک های عصبی ، حشیش و مواد توهم زا (هالوسینوژن ) دستگاههای گیرنده درونزاد کشف کرده اند . پژوهش درباره مسیرهای تشریحی

تقویت اولیه مواد مخدر _با پاداش_ یعنی این که داروها ی مخدر اعتیاد آور چگونه و در کجای مغز عمل میکنند – منجربه تفکر و تحقیق درباره پیوند احتمالی بین وابستگی به مواد مخدر و استعداد ژنتیک اشخاص شده است. این نظریه حاکی از این است که به همان طریقی که بیمار مبتلا به بیماری دیابت دچار کمبود انسولین میشود ممکن است نوعی ضعف زیست شناختی یا ژنتیک وجود داشته باشد که با تجویز نوع ویژه ای از داروهای روان گردان کمبود آن جبران شود. محققان به حالت بی لذتی اشاره کرده اند این حالت عبارت است از ناتوانی در تجربه لذت های عادی زندگی و احساس رضایت ، و یکی از حالت های شایع همراه با اعتیاد به مواد تریاکی است ، ، گرچه ثابت نشده است که آیا این حالت علت وابستگی به موا تریاکی است یا معلول آن . همچنین بین

وابستگی به موا مخدر و سایر اشکال رفتاراجباری مانند قماربازی و الکلیسم شباهت هایی مشاهده شده است. تأثیر وراثت به عنوان یک عامل خطر احتمالی در نظر گرفته میشود که میتواند شخص را بمصرف مواد مخدر مستعد کند .استعداد ژنتیک در مورد الکلیسم ثابت شده به نظر می آید ، بطوری که کودک زاده شده از والدین وابسته به الکل اگر به عنوان فرزند خوانده در یک خانواده عادی زندگی کند به احتمال بیشتری دچار الکلسیم خواهد شد تا فرزندان واقعی همان خانواده ، و برعکس همان کودک یک خانواده عادی در یک خانواده می باره بزرگ شود به احتمال کمتری می باره خواهد شد تا برادر وی ازوالدین می باره.
درست همانگونه که وابستگی جسمی و روانی به مواد مخدررا اکنون در یک طیف پیوسته در نظر میگیرند ، مدل بیماری و مدل ضعف عاطفی را هم نمیتوان بطور مشخص از یکدیگر جدا کرد. استدلال شده که چون مواد مخدر بسرعت بر مغز انسان اثر میکند کسانی را که نیاز فوری به

سرخوشی دارند یا در پی سرخوشی هستند به خود جذب میکنند . در مکتب روانکاوی فروید رفاههای ضعیف روانی امکان میدهد که مصرف کننده به حالت سرخوشی فوری دوران کودکی بازگشت کند و بااین ترتیب یا از چالش های نقش انسان بالغ پرهیز کند ، یا آنها را بتعویق اندازد. با این نظریه میتوان وابستگی به مواد مخدر را به تنهایی یک صفت مشخص بعضی از اشخاص دانست که احساس میکنند به طور کلی نیاز به حفاظت در برابر زندگی دارند . صفات دیگری که با اعتیاد به مواد مخدر همراه اند عبارتند از کم بودن اعتماد به نفس و اطمینان به خود ، کم بودن احساس

رضایت ، اضطراب زیاد ، قاطع نبودن ، تحریک پذیری آنی ، سرکشی ، ضعف مهار شخصی و گرایش به بیمار بودن. با وجود این باید تأکید کرد که ارتباط بین این صفت ها و مصرف مواد مخدر چندان روشن نیست. چند تن از پژوهشگران بین انواع متفاوت مصرف مواد مخدر و نیازهای عاطفی یا شخصیتی مصرف کننده نوعی همبستگی یافته اند ، کسانی که در برابر استرس ها از طریق گریز و بصورت انفعالی پاسخ میدهند مواد تریاکی بکار میبرند چون اثر این مواد عقب نشینی را تقویت میکند. در حالی که کسانی که در پی تقویت توانایی خود برای مقابله اند با استفاده از محرک های عصبی به رقابت و اجرای خواست خود می پردازند.
در یک مطالعه شخصیت و ماده مخدر ترجیحی ۱۲۵ نفر از کاربران بهبود یافته از ماده مخدر را مطالعه کردند . این کاربران بر حسب نوع ماده مصرفی تقسیم بندی شدند ولی بین کاربران، خواه از لحاظ روان شناختی و خواه از لحاظ صفت های مشخصه غیر آسیب شناختی تمایز بارزی مشاهده نشد ، با وجود این کاربران مواد تریاکی استعداد بیشتری برای کم حوصلگی نشان میدادند. این پژوهشگران چنین نتیجه گرفتند که ممکن است پژوهش درباره مواد مخدر بر پایه آسیب شناسی روانی ، به علت نیروهای اجتماعی و اقتصادی اثرگذار بر مصرف مواد مخدر غیرقانونی ممکن است دچار محدودیت شود.

در یک مطالعه کلاسیک که در سال ۱۹۶۹ در نیویورک بر روی معتادان به هروئین انجام شد. این نظریه که اعتیاد به هروئین به خاطر آست که شخص معتاد دچار ضعف عاطفی ، روحیه انفعالی ، و ناتوانی در مقابله با حوادث است بشدت رد شد. پژوهشگران نتیجه گیری کردند که اعتیاد به هروئین تلاشی است برای نجات ، نه فقط از زندگی بلکه از یکنواختی موجود ، از طریق در پیش گرفتن استمرار تجاوزکارانه کاری که «سختگیرانه ، مبارزه جویانه ، پرحادثه و لذت بخش» است.

بدیهی است که ماده انتخابی ضرورتا همانیست که همواره مصرف میشود. متغیرهای مهم دیگر هم ـ مانند در دسترس بودن ماده مخدر و بهای آن ـ نیز در مصرف ماده مخدر دخالت دارد. «هوارد بکر» یکی از نظریه پردازان رفتار اجتماعی، نظریه صفت های مشخصه مستعد کننده را رد میکند و مصرف ماده مخدر را فرایندی اجتماعی که از طریق مصرف آموخته میشوند در نظر میگیرد. در نمونه ای که وی درباره حشیش ارائه کرده ، مصرف حشیش مرتبط با کارکرد ادراک شخص از ماده مخدر

و فایده اجتماعی آن است . بکر از مصاحبه هایی که با ۵۰ نفر مصرف کننده سیگار حشیش انجام داده نتیجه گیری کرده که اثرهای دلخواه این ماده خود به خود روی نمی دهد بلکه باید این اثرها از طریق تعامل گروهی آموخته و اهمیت آنها شناخته شود. براساس این نظریه مصرف کننده حشیش ۳ مرحله را میگذراند ؛ نخست باید بیاموزد که چگونه «نشئه» شود، سپس یادبگیرد که چگونه از این تجربه لذت ببرد ، و سرانجام باید عادت خود را طوری تنظیم کند که اثر و لذت آن به حداکثر برسد.
حالتی از افزایش هوشیاری و احساس سرخوشی ، کاهش نگرانی و بازدارندگی اجتماعی ،

افزایش انرژی ، اطمینان به خود ، فعالیت جنسی و تقویت عواطف برخاسته از روابط بین شخصی و … در کسانی که مواد محرک عصبی به مقدار کم را تازه تجربه می کنند روی میدهد ، کسان دیگری با اشتیاق و بهره وری بیشتر پاسخ میدهند ، که خود به عنوان تقویت عمل می کند، و بعنوان اثری اضافی به نشئه حاصله به وسیله محرک عصبی افزوده می شود .
در پژوهش ها نشان داده شده مصرف مواد مخدر در دوران نوجوانی و جوانی که دوران گذرایی است با مشخصه استرس و نگرانی شروع می شود. جوانانی که مورد مصاحبه قرار می گیرند گاهی می گویند مصرف ماده مخدر را بعنوان روشی برای اداره عواطف، مقابله استرس ، افسردگی ، اضطراب و تنهایی ، و یا احساس زندگی در جهانی پر هرج و مرج و از هم گسیخته آغاز کرده اند . برخی هم در سطحی پائین تر شایع ترین دلایل اقدام به تجربه مصرف مواد مخدر غیر قانونی را با جملات زیر توضیح داده اند : کنجکاوی ، دوستان هم مصرف کرده اند ، بزرگ شده ام و …

سازمان ملی بررسی الکل و مواد مخدر درآلمان اشاره کرده که انگیزه مصرف کنندگان کوکایین برای شروع مصرف این ماده بیشتر اوقات کنجکاوی آنان و آرزوی تجربه ای از اثر های قابل انتظار آن مانند نشئه ، تحریک و تشدید انگیزه های جنسی بوده است.
مطالعه که توسط دولت هندوستان در ۳۳ شهر آن کشور در سال ۱۹۸۹ انجام شده نشان داده که بیشترین عوامل شایع سهیم در مصرف مواد مخدر غیر قانونی ، فشار های گروه همکلاسان و کنجکاوی بوده ، و در مرتبه بعد بیکاری ، فقر ، نامناسب بودن محیط خانواده ، کشش ها و تنش های زندگی به روش مدرن است . مطالعه دیگری که در پاکستان انجام شده حاکی از آن است که مصرف مواد مخدر غیر قانونی در درجه نخست ناشی از عوامل شخصی و اجتماعی بوده است ؛ از جمله : پذیرفته شدن شخص به وسیله دیگران ، اجتماعی بودن ، تسکین استرس های اجتماعی ، تقویت عملکرد جنسی ، کنجکاوی ، تسکین استرس های جسمی ، افزایش عملکرد کاری ، درمان مسایل بهداشتی.
به نظر میرسد که در کشورهای پیشرفته صنعتی نخستین مصرف مواد مخدر غیر قانونی بندرت در نتیجه اجبار یا تشویق فروشندگان این مواد باشد ، اما در بعضی از کشورهای آسیایی و آفریقایی گسترش راه های جدید انتقال مواد مخدر با افزایش مشکلات اعتیاد ارتباط داشته ، و حاکی از آن است که قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر درگیر نوعی بازاریابی تهاجمی شده اند.

نتایج مطالعات دراز مدتی که درباره استعداد برخورد با مشکلات در افراد در ۱۳تا ۳۰ سالگی انجام شده حاکی از است که جوانی به مصرف مواد مخدر مستعدتر است که :
– نگران استقلال شخصی خود است.
– به اهداف قراردادی جامعه – آن طور که به وسیله های سازمان سنتی مانند نهادهای مذهبی و مدرسه تدوین شده – توجه ندارد.
– نسبت به کلیت جامعه دیدگاه تحمل پذیری دارد.

– نسبت به سرپیچی و خطاکاری دیدگاه تحمل پذیرتری دارد.
– حمایت والدین خود را کمتر احساس میکند ، سازگاری بین چشم داشت های دوستان و والدین وی کمتر است و دوستان وی بیش از والدین بر او اثر میگذارند، و رفتار وی از سوی دوستان بیشتر حمایت میشود.
در مطالعه ای که برای مقایسه متغیرهای مرتبط با خانواده بر مصرف مواد مخدر در اسپانیا انجام شد نشان داده شده که مصرف حشیش در بین جوانان متأثر از رفتار والدین درباره مواد مخدر نیست، ولی تأثیرگذاری والدین در درجه نخست بستگی به نزدیک بودن والدین با کودکان دارد..کیفیت ارتباط کودک با مادر بیش از کیفیت ارتباط کودک با پدر دست کم در مورد حشیش ، آمفتامین و داروهای مخدرنسخه شدنی اثر حفاظت کننده دارد.همچنین این مطالعه به سه نتیجه گیری رسیده است مصرف مواد مخدر بین همکلاسان و همگنان بیش از همه اثرگذار است ، سن در موقع شروع مصرف ، ارتباط آشکار با مصرف های بعدی دارد ، اگر مصرف مواد مخدر زودتر شروع شود با مصرف شدیدتر و گسترده تر داروهای مخدر در دوره های بعد ارتباط دارد.والدین و خواهر و برادر آشکارا اولین تأثیر را بر رفتار کودک در حال رشد دارند ، اما با نزدیک شدن با دوران بلوغ چنین احساس میشود که به تدریج گروه همکلاسان و هم سالان جایگزین خانواده می شوند.بعضی

پژوهشها حاکی از آن است که تأثیر خانواده میتواند به نحو چشم گیری باقی بماند ، ولی این فقط در صورتی است که واحد خانواده نیرومند و متحد باشند. هرچه پیوستگی خانواده ضعیف تر باشد تأثیر گروه همکلاسان وهمسالان بیشتر است. مطالعات درباره تأثیر والدین و همکلاسان بر مصرف مواد مخدر ( و از جمله الکل و سیگار) در جوانی در جهت تایید این موضوع است ، که فقط ۱۷%

دانشجویان در صورتی که والدین آنان ماده مخدر مصرف می کردند ولی دوستانشان ماده مخدر مصرف نمیکرده اند مصرف کننده بوده اند ، در حالیکه بیشترین نسبت مصرف (۶۷%) در موقعی بود که هم والدین و هم همکلاسان ماده مخدر مصرف میکردند. برخی گفته اند که ممکن است بر تأثیرهای گروه همگنان و همکلاسان بیش از اندازه تأکید شده باشد . جوانان دامنه زیاده روی همگنان را در بعضی اشکال و رفتارهای غیرسنتی – مانند مصرف مواد مخدر- بیش از اندازه برآورد می کنند ، در حالیکه در واقع خواسته های خود را ( و شاید هم نگرانی های خود را) درباره رفتار خودانکار میکنند، چون تعداد جوانانی که مواد مخدر مصرف میکنند بیشتر است گروه همگنان غالب ، منطقا باید گروه مصرف نکننده مواد مخدر باشند ، که اثر حفاظتی در برابر مصرف مواد مخدر دارد ، و بر عکس در مواردی ممکن است جوانان حلقه دوستان خود را بیشتر برپایه رفتار آنان نسبت به مواد مخدر انتخاب کنند . به هرحال هرگاه فرآیند انتخاب بر ردوستی مقدم باشد ، در این صورت

همبستگی فقط برای تقویت رفتار مشترک به کار خواهد رفت.
گاهی اوقات بین مصرف مواد مخدر و کودکان در حال رشد خانواده هایی که از طلاق ، جدایی ، یا مرگ همسر رنج میبرند رابطه ای وجود دارد. بطور کلی در پژوهش ها رابطه علت و معلولی نشان داده نشده ، مگر آنکه کیفیت واحد خانواده از نظر کارکردی بد باشد. دربررسی انجام شده درباره مصرف مواد مخدر در بین دانش آموزان دبیرستانی در برزیل گزارش شده که وجود خشونت در خانواده عاملی است که بیش از هر عامل دیگری با رفتار مصرف مواد مخدر ارتباط داشته است

.
در این مطالعه مصرف مواد مخدر در بین جوانانی که در خانواده های دارای خشونت می زیستند بیش از ۵ برابر جوانان خانواده هایی بوده که در خانواده های بدون خشونت زندگی می کرده اند. در گروه اول در خانواده گفتگو بین والدین وجود نداشته و والدین نظرات خود را ابراز نمی کرده اند، در حالی که در گروه دوم بین پدرها و مادرها گفتگو به دفعات جریان داشته و پدر و مادر نظرات خود را ابراز می کرده اند.
در مطالعه ای که درباره م

صرف مواد مخدر در پرو انجام شده نیز به نتیجه گیری های یکسانی به شرح ذیل رسیده اند :
«وجود ساختار اجتماعی منسجم در خانواده و در سطح جامعه همراه با چشم داشتهای افراد از محیط، حقوق و نیازهای گروه بهترین ضامن حفاظتی در برابر هر نوع اعتیاد یا سرپیچی از قانون است». نگرش قبلی خانواده درباره مراقبت بهداشتی و آگاهی از تندرستی می تواند هم بر مصرف قانونی و هم بر مصرف مواد مخدر غیر قانونی اثر بگذارد. به عنوان مثال، در برخی افراد هر بیماری

خفیفی موجب نگرانی شدید می شود و بلافاصله به چند پزشک یا جراح مراجعه می کنند، و مقدار زیادی مسکن به کار می برند. برخی دیگر با روشهای سنتی خانوادگی ناراحتی را درمان می کنند. این نکته مورد بحث قرار گرفته که وقتی اعضای خانواده دارو به یکدیگر تزریق می کنند ـ موردی که در ایتالیا رایج است ـ‌ ممکن است این رفتار در افزایش بروز مصرف مواد مخدر تزریقی در آن کشول

سهیم باشد، چون در این خانواده ها وجود سرنگ به عنوان یک جزء هنجار در لوازم پزشکی خانواده احساس می شود. تصور می شود ابراز این موضوع که مواد مخدر می توانند راه حل آسانی برای تسکین طیف گسترده ای از دشواریهای زندگی باشند خواه به شکل داروهای نسخه های پزشکی، یا مصرف الکل، یا مصرف مواد مخدر غیر قانونی یک نوع الگو اجتماعی شدن را نظر جوانان ایجاد می کند و ایجاد «جامعه مواد مصرف کن» را تشویق می کند.
عوامل اجتماعی – زیست محیطی و فرهنگی
همانطور که ذکر شد مصرف مواد مخدر و داروهای روان گردان در بسیاری از فرهنگ ها از طریق مراسم تشریفاتی و سنتی انجام می شود و در این صورت بسیار متفاوت از یک رفتار «انحرافی» در نظر گرفته می شود و مصرف مواد مخدر به نحوی تلفیق یافته با زندگی روحی و اجتماعی ساکنان یک منطقه شده است.
الگوهای جدید مصرف مواد روان کنشی در کشورهای در حال توسعه ممکن است در ابتدا به موازات شکل های سنتی مصرف این مواد آغاز، و سپس تکمیل گردد. سنت جامعه جامائیکا در گسترش پذیرفته شدن حشیش یا ماری جوانا سهیم بوده، چون طبق بررسی انجام شده در جاماییکا تا ۹۳ درصد از جمعیت مناطق روستایی بر این باورند که مصرف حشیش به صورت گهگاه خطرناک نیست، و گزارش شده که ۸/۲ درصد از دانش آموزان مدارس جامائیکا حشیش مصرف می کنند. همچنین

در آفریقا مردم اعتقاد دارند که سنت جویدن دانه های کوکا (بعنوان یک ماده محرک عصبی) ممکن است در ایجاد مشکل اعتیاد جدید به مصرف قرص های محرک عصبی دخیل باشد. به هم ریختن سریع ساختارهای اجتماع سنتی یک عامل دیگر در الگوهای اعتیاد به مواد مخدر در کشورهای رو به توسعه و در حال گذار است. در این کشورها فرصت کافی برای جانشین سازی هنجارها، ارزش ها و رسوم کهن به وسیله ی هنجارهای جدید وجود ندارد. این «جابجایی فرهنگی» در کشورهای اروپای شرقی و همچنین در بین نسل دوم مهاجران کشورهای جهان سوم به کشورهای غربی هم دیده شده، و عقیده بر آن است که این مهاجران برای فرار از شوک یک جنگ درونی بین ارزش های سنتی محدود کننده ی نسل والدین و جهان متفاوت پر جاذبه تری که در آن رشد می کنند به مصرف مواد مخدر روی می آوردند. احساس به کنار رانده شدن، به رسمیت شناخته نشدن بیش از همه اساس نظریه های مصرف مواد مخدر را تشکیل می دهند. اگر از دیدگاه فلسفی بنگریم نقطه شروع مصرف مواد مخدر مفهوم با خود بیگانگی و بی هویتی است، و فردی که احساس می کند نمی تواند یا نمی خواهد اهداف قراردادی یا تعریف شده فرهنگی را به دست آورد، به وسیله ای جامعه و با استفاده از ابزارهای خاص در به دست آوردن آنها تلاش می کند. دلتنگی ناشی از بی هویتی فرهنگی در بسیاری از نوشته های مربوط به اعتیاد به مواد مخدر به چشم می آید. اعتیاد به هروئین در بین نظامیان آمریکایی شرکت کننده در جنگ ویتنام – در سال های دهه ی ۱۹۷۰ – ارتباط قوی با احساس تنهایی شدید و بیزاری داشت. در یک مطالعه چنین اثری بصورت سوء مصرف داروها در برخی رزمندگان ایرانی هم در سال های پس از جنگ به دنبال مشکلات عصبی روانی نشان داده شده است.
در مطالعه دیگری در هندوستان نتیجه گیری شده که «… مصرف هروئین در الگوهای فرهنگی جوانان برای مقابله با ناامیدی و عجز جمعیت گرفتار در یک منطقه جغرافیایی به سرعت شایع شده،‌ چون تحصیل ارزش خود را از دست داد، کار به آسانی پیدا نمی شد، و کیفیت زندگی بسیار کمتر از حد مطلوب بود، شورش همه جا را فرا گرفت و ثبات اجتماعی و سیاسی ناپایدار بود. بیکاری و نداشتن شغل موجب ولگردی می شود،‌ که خود بالقوّه بسیار مخرّب و خشونت آفرین است، و

جوانی که هیچ امیدی به جایی ندارد و نقطه مثبتی در پیش رو نمی بیند و راهی جزء روی آوردن به نشئه های حاصل از مواد شیمیایی برای بیرون ریختن دلتنگی، افسردگی و رنجی که او را گرفتار کرده است، باقی نمی ماند. اما همه این احساس غم و ناراحتی ب

 

عد از مدتی از مصرف مواد مخدر چه بسا با شدتی بیشتر برگشت خواهد کرد.»
این نکته را همه می دانند که تغییرات فرهنگی در طول زمان می تواند الگوهای مصرف مواد مخدر را تغییر دهد. اهمیت «جنبش دانشجویی» در سال های پایانی دهه ۱۹۶۰ و سال های آغازین دهه ی ۱۹۷۰ بخوبی نشان داده شد. در آن تاریخ موجی از دانشجویان و جوانان معترض در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی به خیابان ها ریختند. جنبش آنان شامل اعتراض علیه مسئولان، آزادی جنسی،‌ موسیقی پاپ و راک و مصرف مواد مخدر غیر قانونی بود. روند نوین دیگری که امروزه مشاهده می شود مصرف گسترده MDMA (قرصهای شادی آور) یا اکستازی در پارتی های خانگی و دیسکونک ها است، این روند در کشورهای اروپای غربی چشمگیرتر از همه جاست ولی اکنون در سراسر جهان از جمله در بین نوجوانان کشور ما در حال گسترش است، و دیده می شود که در برخی پارتی های جوانان ایرانی بوفور مصرف می شود. فریبندگی مصرف مواد مخدر غیر قانونی از طریق همبستگی آن با فرهنگ موسیقی پاپ، تلویزیون و فیلم های سینمایی در پاکستان،‌ پرو و آفریقای مرکزی و غربی هم مشاهده شده است. قیمت،‌ در دسترس بودن،‌ و وضعیت قانونی مواد مخدر تأثیری مهم بر مصرف مواد مخدر غیر قانونی دارد. بدیهی است در دسترس بودن یک امر ضروری برای مصرف هر نوع ماده مخدر است،‌ بنابراین لازم است درجه در دسترس بودن انواع مخدر بیشتر از در دسترس بودن صرف آن ارزیابی شود.
عوامل سن، جنس و وضعیت اقتصادی – اجتماعی
نوجوانان و جوانان در سراسر جهان دوره ای را می گذرانند که بیش از هر زمان دیگر در خطر شروع مصرف مواد مخدر هستند. گزارش معروف شورای اروپا که از پژوهش در ۱۳ شهر اروپایی تهیه شده نشان می دهد که در سنین پیش از ۱۵ سالگی شیوع مصرف حشیش کم (۵%) است، در سن ۱۸ – ۱۷ سالگی،‌ بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از جوانان حداقل یک با حشیش را امتحان کرده اند، در جوانان بزرگتر این نسبت بیش از ۳۰ درصد بوده است.
دفتر منطقه ای سازمان جهانی بهداشت در اروپا در سال ۱۹۹۰ گزارشی درباره ی «عوامل اجتماعی فرهنگی اعتیاد به مواد مخدر» منتشر کرد. کشورهای شرکت کننده در این مطالعه – اتریش، فرانسه،‌ مجارستان،‌ هلند، پرتغال، لهستان، اسپانیا، سوئیس،‌ اتحاد شوروی سابق و انگلیس – به این نتیجه رسیدند که سن عامل مهم مرتبط با مصرف مواد مخدر در همه این کشورها برای الگوی مصرف مواد غیر قانونی بوده، به نحوی که کودکان و نوجوانان به مصرف سیگار و حشیش،‌ جوانان به مصرف هروئین، تریاک ، کوکایین،‌ کراک و میانسالان و بزرگسالان به مواد روانگردان و محرک عصبی مانند آمفتامین ها و کوکایین گرایش می یابند. بیشتر پژوهش های انجام شده درباره ی شیوع مصرف مواد مخدر حاکی از آن است که شروع به مصرف مواد غیر قانونی از اواخر دهه ی ۲۰ سالگی به بعد کاهش می یابد. این موضوع در مطالعه ای در آمریکا هم تأیید

 

شده،‌ در این مطالعه گزارش شده که عده کمی از افراد پس از ۲۹ سالگی مصرف مواد مخدر قانونی و غیر قانونی را آغاز می کنند. بیشترین میزان شروع به مصرف مواد مخدر در این سن مربوط به داروهای تجویز شده در نسخه پزشکان بود. بطور معمول دوره ی بیشترین خطر شروع به مصرف حشیش پیش از ۲۰ سالگی – اوج آن در ۱۸ سالگی – بود. خطر شروع به مصرف کوکاین بین ۲۱ تا ۲۴ سالگی از همه بیشتر است، و در ۳۰ سالگی بتدریج کم می شود. الگوهای مصرف در زنان و مردان یکسان بوده، مصرف حشیش از ۱۴ تا ۱۹ سالگی پیوسته افزایش می یابد و به مدت ۵ – ۴ سال ثابت می ماند، و از ۱۲ – ۲۳ سالگی به بعد بطور مستمر کاهش می یابد. در اوایل دهه ۲۰ سالگی که مصرف مواد بطور کلی از هر سن دیگر شایع تر بوده،‌ مردان تقریباً سه برابر زنان مواد مخدر غیر قانونی (غیر از حشیش) مصرف می کرده اند.
آمار شیوع مصرف نا بجای داروهای روانگردان نسخه شده در طول زمان تفاوت اندکی نشان داده، و در حالی که عده نسبتاً زیادی از مردم در مقطعی از زمان این داروها را نادرست مصرف کرده اند، مدت مصرف این مواد معمولاً کوتاه است. تنها موردی از مواد مخدر که میزان مصرف آن در زنان بیش از مردان بوده است همین مورد بوده در حالیکه مصرف سایر انواع مواد مخدر و همچنین الکل و توتون در مردان بیشتر و میزان ترک آنها در زنان بیشتر بوده است.

در آسیا و آمریکای لاتین الگوهای سنی تا اندازه ای متفاوت است. در کلمبیا بیشترین نسبت مصرف مواد مخدر غیر قانونی در گروه ۴۴ – ۲۵ سالگان است در تایلند ‌ بیشترین مصرف کنندگان مواد مخدر غیر قانونی بین ۲۰ تا ۲۵ سال دارند، و مصرف کنندگان تریاک در دامنه ی سنی ۶۰ – ۲۱ سال هستند. در پاکستان اعتیاد و مشکلات مواد مخدر از همه بیشتر در گروه سنی ۳۰ – ۲۶ ساله دیده می شود. اما بین افراد زیر ۲۰ سال حشیش نسبت به هروئین بیشتر گسترش دارد.‌
طبق پژوهشی در اروپا تعداد مردان وابسته به مواد مخدر از زنان وابسته بیشتر، و حدود ۲ تا ۴ برابر زنان است، اما زنان وابسته از نظر سنی جوانتر از مردان اند.

در گزارش سازمان جهانی بهداشت (در سال ۱۹۹۰) به زیادتر بودن سطح کلی مصرف مواد مخدر در بین مردان (نسبت به زنان) اشاره شده است. در وزارت کشور فدراسیون روسیه ـ بعد از فروپاشی اتحاد شوروی ـ نام ۱۳۰۰۰۰ مصرف کننده مواد مخدر ثبت شده که فقط ۱۲ درصد آنان زن هستند. در فرانسه ۲۶ % از افراد تحت درمان برای سوء مصرف مواد ـ در سال ۱۹۸۶ زن بودند. در انگلیس ۲۰ درصد از موارد گزارش شده اعتیاد به مواد مخدر را زنان تشکیل می دادند ولی شواهد فزاینده ای از انگلیس،‌ سوئیس و اتریش نشان می دهد که مصرف مواد مخدر در بین زنان رو به افزایش است.
آمارهای رسمی در کشورهای در حال توسعه حاکی از آن است که اکثر معتادان دردسر ساز مذکرند. به عنوان مثال در پاکستان اکثر قریب به اتفاق کسانی که از خدمات درمانی مواد مخدر استفاده می کنند، مذکر هستند. در بسیاری از کشورها باور بر آن است که میزان گرفتار شدن زنان در مشکلات مرتبط با مواد مخدر بسیار کم گزارش می شود. و چون اعتیاد زنان به مواد مخدر به عنوان ننگ تلقی می شود کمتر احتمال می رود که زنان برای دریافت کمک پیشقدم شوند. در

حالی که خاستگاه مصرف مواد مخدر در کشورهای غربی در سالهای دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در طبقه متوسط بوده، به نظر می رسد که به تدریج این حالت رو به تضعیف باشد، و اکنون گروهها و مناطق جغرافیایی گرفتار از طبقه اجتماعی محروم یا از نظر اقتصادی ضعیف و بیکار هستند، و این بویژه در مورد مواد تریاکی صدق می کند. در بعضی کشورها به نظر می آید که ناامیدی از آینده

نقش مهمی در زمینه مصرف مواد مخدر ایفا می کند. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت محرومیت باید به عنوان یک عامل همراه در نظر گرفته شود و هنگامی بکار رود که وضعیت اقتصادی اجتماعی شخص بدتر از پدر و مادر وی باشد، یعنی طبقه اجتماعی شخص رو به پایین تر رفتن کند. با وجود این در بعضی کشورها مصرف نوع خاصی ماده مخدر نماینده ذهنیت نوعی بالاتر رفتن طبقه اجتماعی در افراد طبقه اقتصادی پایین است.
در شهرهایی مانند آمستردام و بارسلونا نشان داده شده که شیوع مصرف مواد مخدر (بویژه حشیش) در مناطق طبقه متوسط یا در بین اشخاص باسوادتر بیشتر دیده می شود. از سوی دیگر در اسلو (نروژ) مصرف حشیش بین جوانانی که دوره تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان نرسانیده بودند از همه شایع تر بود. در بارسلونا،‌ دوبلین، پاریس و استکهلم ارتباط قوی بین وابستگی به مصرف مواد مخدر و طبقه اجتماعی نسبتاً‌ محروم وجود داشت. ولی این موضوع در همه شهرها صدق نمی کرد به عنوان مثال در لندن و ژنو وابستگی به هروئین گسترش بیشتری در بین همه طبقه های اجتماعی داشت.
در جمعیت های معتادان آمستردام و پاریس اقلیت های قومی به نحو نامتناسبی وجود داشتند، ولی این موضوع در بارسلونا، دوبلین، هلسینکی یا لندن صدق نمی کرد. در استکهلم و اسلو نشانه هایی از روند نخستین سالهای دهه ۱۹۹۰ و گرایش به دود کردن هروئین در جوانان مهاجر یا فرزندان خردسال مهاجران وجود داشت. در آمستردام نزدیک به یک چهارم معتادان کوکائین و هروئین فقط از یک اقلیت نژادی بودند. مصرف حشیش بویژه در بین جامعه ترکهای مقیم آتن شایع بود. تصور می رود که همبستگی بین مصرف مواد مخدر و وضعیت قومی به واسطه محرومیت اقتصادی و اجتماعی باشد.
وضعیت قومی ممکن است با روش معمول مصرف مواد مخدر هم ارتباط داشته باشد، در حالی

که ۴۰ درصد از معتادان هروئین در بین آلمانی های سفید پوست در آمستردام مصرف کننده تزریقی بودند، اقلیت های نژادی به ندرت مواد مخدر تزریقی به کار می برند.
اطلاعات موجود در مورد ایالات متحده آمریکا چشم انداز متفاوتی از مصرف مواد مخدر بین گروههای قومی به دست می دهد؛ بررسی انجام شده در دانش آموزان سالهای آخر دبیرستان نشان داده که میزان شیوع در بین سفید پوستان بیشتر از اقلیت های اسپانیایی تبار و سیاه پوستان است، با وجود این بررسی ملی خانواده در آمریکا نشان داده که میزان شیوع در سیاه پوستان بیش از سفید پوستان است.

گزارشهایی از تایلند حاکی از آن است که در حدود ۲۵ درصد معتادان به هروئین که بین سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۹۰ به فکر درمان بوده اند از بیکاران بوده،‌ و ۷۰ درصد آنان دوره دبستان ابتدایی را به پایان رسانیده بودند. در پاکستان اعتیاد به مواد مخدر در بین افراد باسواد شایع تر است.
ماجراجویی و احساس جویندگان
تقریبا همه کس با هیجان همراه یا ماجراجویی آشناست ، بعضی اشخاص با فعالیت های مثل «سرعت در رانندگی» ، «پایین آمدن از یک شیب تند در اسکی» ، «صخره نوردی» و«آویختن مدال به گردن» ماجراجویی خود را نشان میدهند. بسیاری از اشکال ماجراجویی مانند صعود به قله ای صعب العبور از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده و تحسین برانگیز است . مطالعه ها حاکی از آن است مصرف مواد مخدر غیر قانونی به خاطرپر مخاطره بودن و به دادگاه کشیده شدن در نتیجه چند نوع خطر میتواند شکلی از رفتار ماجراجویانه باشد . برخی خطرهای همراه با مصرف مواد مخدر عبارتند از ؛ قانون شکنی ، آسیب رساندن به تندرستی خود ، از دست دادن مهار شخصیت خود.
در یک پژوهش نشان داده شده است که خطر پذیری و تجربه کردن در نوجوانی به عنوان روشی برای رسیدن به استقلال ، بلوغ و کسب هویت پدیده ای هنجار است. خطرپذیری به خودی خود ممکن است وسیله ای برای بدست آوردن مقبولیت یا وارد شدن در گروههای معین باشد . مطالعه جالبی در سالهای اخیر در انگلستان نشان داده است که با زیاد شدن استفاده از تلفن همراه میزان استفاده از تلفن همراه میزان استفاده از سیگار در نوجوانان کاسته شده است چرا که احساس مقبولیت و بزرگ شدن در این نوجوانان با داشتن تلفن همراه ایجاد شده و دیگر نیازی به نمایش سیگار کشیدن احساس نمیکردند. ولی شناخت خطر با درگیر شدن با خطرمتفاوت است ؛ به نظر می آید که نوجوانان احساس جاودانگی و آسیب ناپذیری همراه با آمادگی برای پذیرفتن خطرها را دارند و این احساس منجر به برآورد بیش از اندازه از توانایی خود برای پرهیز از الگوهای مصرف خودتخریبی میشود. از سوی دیگر بعضی ازاشخاص زندگی را به صورت امری پست و بی ارزش میبینند که در آن معنائی وجود ندارد ، وقتی کسی چیزی ندارد که از دست بدهد احساس خطر هم نخواهد داشت.
در مطالعه ای که بر ۱۶۰۰ دانش آموز دبیرستانی در ایالات متحده آمریکا انجام دادند نشان داده شد که محرکی که به وسیله خطر پذیری ایجاد میشود میتواند نخستین عامل برانگیزنده مصرف مواد مخدر به صورت یک سرپیچی باشد. بر این اساس نوجوانانی که دچارناراحتی باشند به آسانی در جست و جوی محرک های قوی تر و تجربه هایی بر می آیند که از فعالیت های عادی و روزمره مهیج ترباشند . احساسی که از جوش و خروش و ماجراجویی به دست می آید همراه با محرک فیزیولوژیک آن می تواند از طریق تقویت مثبت موجب تشویق تکرار تخلف و مصرف باز هم بیشتر مواد مخدر شود.

در این مورد این سوال مطرح میشود که چرا بعضی اشخاص به سوی اشکال «انحرافی» ماجراجویی و رفتار خطرپذیری کشیده می شوند در حالی که اشخاص دیگرراه های از نظر فرهنگی پذیرفته شده را برای نشان دادن خطر پذیری خود انتخاب می کنند؟ با توجه به این فرض که همه کس تا اندازه ای به محرک احساسی نیاز دارند اما بعضی ممکن است بیش از دیگران به محرک احساسی نیاز داشته باشند و این که ممکن است دسترسی به وسایل دستیابی به محرک احساسی در اشخاص ، مختلف باشد ،گفته شده که «زیادبودن تقاضا برای محرک احساسی و محدود بودن دسترسی به اشکال پذیرفته شده فرهنگی اشخاص یا گروه ها را بااحتمال بیشتری درگیر انحراف میکند». این موضوع ضرورت توجه بیشتر به راههای مهیج و در عین حال قابل قبول ایجاد بستر سالم برای تخلیه هیجانات بعنوان تفریحات سالم را در کشور ما بعنوان یکی از راهکارهای جلوگیری از روی آوردن جوانان و دانشجویان به اعتیاد نشان میدهد .
خطر پیامدهای منفی ممکن است با انتظار بهره گیری از دستاوردهای مثبت خطرپذیری و غلبه موفقیت آمیز بر آن جبران شده و ندیده گرفته شود.
دریافت احساسهای مصرف و عدم مصرف مواد مخدر:
توجیه مصرف کنندگان مواد مخدر درباره اشخاص دیگر و خودشان میتواند در شناخت تفاوت مهمی که بین دو گروه است سودمند باشند.
درمطالعه مهمی که درباره مصرف مواد مخدر غیر قانونی در پرو انجام داده دو نوع انگیزه جدا از هم تشخیص داده است. یکی عوامل درونزاد مربوط به معتادات و دنیای درون آنان ، و دیگری عوامل برونزاد ، مربوط به شرایط خارجی . در هریک از این دو مقوله بعضی عوامل پایدارتر از عوامل دیگر بودند ؛ به عنوان مثال در دسترس بودن ماده مخدر و فقر مصرف کننده ، هر دو عامل برونزادند اما فقر عامل پایدارتری از در دسترس بودن است. همچنین «گرفتگی خلق» و «نداشتن آرامش» هردو از عوامل درونزادند ، ااما نداشتن آرامش سخت تر است. مقایسه دو گروه که یکی از دو گروه هرگز ماده مخدر غیرقانونی مصرف نکرده ، و گروه دیگرحداقل یکبار ماده مخدر غیرقانونی مصرف کرده اند. توجیه مصرف در هر دو گروه همانندی بسیار داشت ، و بر سه نوع بود ، فرآیندها (کنجکاوی، فشار اجتماعی)، مشکلات (خانوادگی ، روانی و اقتصادی) و بی عملی دیگران (نبودن برنامه های خاص پیشگیری و آموزش) . اما بارزترین تفاوت بین دو گروه در توجیه آنان برای عدم مصرف بود : گروهی که هرگز ماده مخدر غیرقانونی مصرف نکرده بود؛ آگاهی از پیامدهای مصرف مواد مخدر را در

بسیاری از موارد یکی از دلایل عدم مصرف ذکر کرده (۴/۴۹ درصد) در حالیکه این رقم در گروه معتادان ۳/۳۰ درصد بود. در نهایت بیشتر مردمی که آنچه را نباید بکنند نمیکنند ، فقط به این جهت آن کار را نمیکنند که نباید بکنند…آنان دلایل نهی مصرف مواد مخدر را – باطنا درک می کنند. مصرف کنندگان هم به آگاهی از پیامدهای مصرف اشاره میکنند ، ولی این نسبت در این گروه بسیار کمتر از گروه از گروه غیرمصرف کنندگان است…آنان برتوجیه هایی مانند «نیازی به مصرف مواد مخدر ندارند» ، «میدانند که چطور مواظب خودشان باشند» اشاره میکنند ، در این مورد معتادان موا مخدر در غیر معتادان آنچه را خود ندارند می بینند و آن توانایی چشم پوشی از ماده مخدر است. آنان مشکلی ندارند یا اگر هم دارند به راههای دیگری برای حل مشکلشان فکر میکنند.

نظارتهای رسمی و غیر رسمی اجتماع
وجود عامل بازدارنده میتواند به نحوی مستقل از خطر تنبیه بر رفتار اثر بگذارد و بعضی ازمصرف کنندگان بالقوه مواد مخدرممکن است به خاطر ترس از پیامدهای بهداشتی اعتیاد به موادمخدر بیشتر از تهدیدهای قانونی از مصرف مواد مخدر بازداشته شوند. کسان دیگری ممکن است مصرف مواد مخدر را فقط از لحاظ خطرها ی آن در نظر نگیرند چون احساس نمیکنند که مصرف مواد مخدر بخشی از «خودشناسی» آنان است.
هرگاه کسی احساس کند کاری غیر اخلاقی است آن کار را انجام نخواهد داد خواه قانون وجود داشته یا نداشته باشد . برای چنین اشخصاصی ترس از مجازات بی مورد است . برخی عقیده دارند که مردم درباره عاطفی و اخلاقی بودن قانون باورهای متفاوت دارند : بعضی «دیدگاه اطاعت از قانون» دارند و برای پرهیز از تنبیه شدن از قانون اطاعت میکنند. بعضی دیگر «دیدگاه رعایت مقررات» دارند و آن را برای اجرا و از نظر اجرایی معتبر می دانند . برای این گونه اشخاص وجود قانون یک خطر نیست بلکه نشاندهنده یا نماد محدودیت و دارای مشروعیت است . اگرچه وجود حتمی قانون برای گروه «دیدگاه رعایت مقررات» مثبت است ولی برای گروهی دیگر اثر مخالف دارد و«میوه ممنوعه» است که در باطن اقدام به کار خلاف قانون را جذاب مینماید. این موضوع بویژه در مورد نوجوانان صدق می کند ،چون نوجوانان محدودیت در انتخاب و سانسور را تحمل نمیکنند و توسل به کارهای ممنوعه را مقاومت ناپذیر می دانند . در حالت دیگر مصرف موادمخدر غیرقانونی (یا هر رفتار ممنوعه دیگر) ممکن است هنگامی پیش آید که شخص احساس کند دیگران قانون شکنی میکنند و مجازات نمیشوند.
طرز تلقی اشخاص از مشروع بودن قانون ـ و دراین مورد قوانین مربوط به مواد مخدر میتواند در گروهی از اشخاص این احساس را ایجاد کند که قانونی تحمیلی است و گروه هایی در اقلیت قربانی قانون میشوند یا قانون به حریم خصوصی اشخاص تجاوز کرده ، و بنابراین بخشهای مختلف جمعیت ممکن است انگیزه کمتری برای رعایت قانون داشته باشند. از سوی دیگر در صورتی که خاستگاه قانون از تصویب همگانی بطور مستقیم باشد ـ مانند قوانین مصوب مواد مخدر در سوئد ـ بیش از همه رعایت خواهد شد. توافق اجتماعی می تواند پیشایند مشروعیت قانون و به طور مستقیم مبلغ آن باشد مانند جنبش مردمی ضد سیگار در ایالات متحده آمریکا.
جریمه های رسمی و اجتماعی ، مانند ننگ دانستن ، برچسب زدن و رسوا کردن هم

در جوامع سنتی و هم در جوامع صنعتی حتی از هنجارهای قانونی هم میتوانند بازدارنده تر باشند. تحقیر و توهین شناخته شده عموم همراه با مجازات های قانونی مصرف موادمخدر باز دارد . از سوی دیگر چسباندن برچسب معتاد به یک نفر خود میتواند در عمل احتمال مصرف مواد مخدر در آن شخص را افزایش دهد. این استدلال علیه اولین بازداشت و زندانی کردن سوء مصرف کنندگان جدید مواد مخدر فراوان بکار گرفته میشود. ننگ همراه با نقض قانون مواد مخدر می واند هم ذهنی و هم عینی باشد و مصرف کننده مواد مخدر متقاعد شود که هم از لحاظ اجتماعی

 

و هم از لحاظ اداری داغ ننگ میخورد ، و از اشتغال به بعضی مشاغل محروم خواهد شد.
انگیزه های شروع سوء مصرف مواد
گرچه مکانیسم های جسمی و عصبی اعتیاد به مواد مخدر شناخته شده است ، اما بایستی عوامل روانی اجتماعی و انگیزه های شروع سوء مصرف ، باعث عود پس از ترک نیز می گردند. بنابراین شناخت این انگیزه ها هم از نظر پیشگیری و هم از نظر درمان وابستگی به مواد ، اهمیت دارد.
۱) افزایش توانایی جسمی
مصرف مواد مخدر به دلیل اثرات ذهنی نشئه آور باعث کاهش خستگی و احساس افزایش توانایی جسمی برای کارهای سنگین بدنی می گردد. این حالت باعث میشود که تعداد زیادی از افرادی که کارهای سنگین دارند ابتدا برای افزایش توانایی ، شروع به مصرف گهگاه این مواد کنند، غافل از این که مصرف در دراز مدت این مواد نه تنها با افزایش باعث از دست رفتن نتیجه اقتصادی کار آنها میشود بلکه حالت مزمن رخوت ، خستگی و افسردگی ایجاد میکند که هرگونه فعالیت شغلی ثمر بخش را مختل می نماید.
چنین علتی را در کسانی که به کارهایی که نیازمند فعالیتهای سنگین است مثل کارگران ساختمانی یا نانوایان یا مشاغلی که نیازمند زندگی طولانی در محیط کارگاهی بیرون از شهر است مثل مهندسان می بینیم.
۲) افزایش توانایی جنسی
تعداد زیادی از معتادان ترکیبات تریاک را در ابتدا با انگیزه افزایش توانایی جنسی مصرف میکنند. یکی از اثرات این مواد این است که انزال را بتأخیر می اندازد. احتملا این اثر مطلوب مردانی است که دچار عارضه شایع انزال زودرس هستند.

در این حالت عدم وجود آموزش صحیح در مورد روابط جنسی باعث میشود مرد خود را به دلیل ارضاء سریع و عدم توانایی در ارضاء شریک جنسی دچار ناتوانی جنسی فرض کند . متاسفانه کمتر پیش می آید که افراد برای مشاوره در مسائل جنسی به متخصصان مراجعه کنند. این افراد از کسانی که به اندازه خودشان نا آگاهند کمک میخواهند و بسیاری از این مشاوران نا آگاه نیز مصرف تریاک راراه حل مشکل می دانند. بنابراین مرد شروع به مصرف تریاک میکند ، با این کار انزال خود را به تأخیر میاندازد و بگونه ای غیر سالم از رابطه جنسی رضایت پیدا میکند ، غافل از این که خیلی زود این سوء مصرف که در ابتدا فقط محدود به زمان رابطه جنسی است به سرعت به زمانهای دیگر ن

 

یز سرایت می نماید و به تدریج اعتیاد به تریاک پیش می آید . نکته مهم اینجاست که مصرف مدام تریاک کاهش میل جنسی و حتی ناتوانی جنسی ایجاد میکند . بنابراین دقیقا آنچه پیش می آید مخالف چیزی است که مورد انتظار بوده است. انزال زودرس هم به طریقه دارویی و هم از طریق تکنیکهای رفتاری قابل درمان است. پس از ترک اعتیاد یکی از علل عود نیز همین مسائل جنسی است. فردی که مدتها معتاد بوده و انزال دیررسی داشته پس از ترک اعتیاد دچار انزال زودرس می شود. بنابراین لازم است که درمانگر با بیمار در این مورد صحبت کند و به آنها آموزشهای لازم را ارائه دهد و حتی در صورت لزوم برای حل مشکل ، دارو تجویز کند؛ در غیر این صورت بی توجهی به مین مسأله موجب خواهد شد که یک ترک اعتیاد موفق دچار شکست شود.
۳) اختلالات روانپزشکی درمان نشده
یکی از مهمترین علل شروع سوء مصرف مواد مخدرو همچنین از علل مهم عود پس از ترک اعتیاد اختلالات روانپزشکی درمان نشده است.
بیماریهای روانپزشکی از شیوع بالایی در جمعیت برخوردارند. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت ۲۵ % جمعیت در هر مقطع زمانی نیاز به درمان روانپزشکی دارند. اما متاسفانه عده زیادی از این افراد به دلایل متعدد ، درمان صحیحی دریافت نمیکنند. عده زیادی بعلت ترس از انگ بیماری اعصاب و روان اصلا جهت درمان مراجعه نمیکنند، بسیاری از آنها به پزشکان غیر روان پزشک مراجعه میکنند و برخی نیز اصلا به پزشک مراجعه نمیکنند ، اما برخلاف تصور فشار و درد و رنج بیماری های روانپزشکی نه تنها کمتر از سایر بیماریها نیست که از بسیاری از بیماری ها نیز شدیدتر و غیر قابل تحمل تر است بنابر این ممکن است برخی از این بیماران درمان نشده اقدام به سوء مصرف مواد

مخدر کنند. مثلا یکی از علل شایع الکلیسم افسردگی درمان نشده است.اختلالات روانپزشکی زیادی میتوانند باعث وابستگی مواد شوند. درمان بسیاری از این اختلالات نیاز به مهارتهای تخصصی دارد و غیر قابل انتظار نیست که تعداد زیادی از این بیماران صحیح درمان نشوند. برخی از اختلالات روانپزشکی که بیشتر با وابستگی مواد ارتباط دارند شامل : افسردگی و اختلالات اضطرابی به ویژه اختلال هراس ، ترس از جمع و اختلال پس از سانحه است.
بنابراین یکی از مراحل اساسی در ترک اعتیاد ، ارزیابی روانپزشکی بیمار است. از آنجا که سوء مصرف و اعتیاد به مواد تأثیرات عمیقی بر سیستم عصبی مرکزی دارد در هنگامی که بیمار تحت

تأثیر مواد است معمولا ارزیابی روانپزشکی کامل مقدور نمی باشد ، بنابراین ضروری است که پس از مرحله سم زدایی (مرحله اول ترک اعتیاد ) مجددا مصاحبه روانپزشکی با بیمار را نزدیکان وی به عمل می آید.
۴) دردهای جسمی مزمن
هرچند بیماریهای روانپزشکی سهم بیشتری در ایجاد اعتیاد و عود آن دارند ، اما برخی اختلالات طبی درمان نشده هم سهم قابل توجهی در این زمینه دارند؛ به خصوص بیماریهایی که با درد مزمن تظاهر می کنند. عدم درمان مناسب این اختلالات باعث خسته و درمانده شدن بیمار شده و در نهایت او را مستعد پذیرش سوء مصرف و وابستگی به مواد می نمایند.
در مواردی نیز علت وابستگی به مواد مخدر مشکل بودن درمان بیماری نیست، بلکه در دسترس نبودن درمان طبی مناسب و از سوی دیگر سهل الوصول بودن مواد مخدر است که باعث سوء مصرف و وابستگی می شود. مثلاً در برخی روستاها که امکانات پزشکی که در دسترس نیست افراد برای تسکین درد درمان از مخدرها استفاده می کنند. از آنجا که عدم درمان صحیح باعث ادامه درد می شود سوء مصرف نیز ادامه می یابد تا جایی که منجر به وابستگی می شود. همانطور که پیشتر اشاره شده اعتقادات غلط فرهنگی در مورد اثرات درمانی مواد مخدر در کشور ما این موضوع را تشدید می کند.

۵) همانند سازی با بزرگترها :
یکی از علل سوء مصرف و وابستگی به مواد به خصوص در نوجوانان و جوانان همانند سازی با بزرگترها به ویژه والدین است . در خانواده هایی که یکی از والدین دچار وابستگی به مواد باشد سوء مصرف مواد به عنوان یک رفتار آموخته شده، روشی برای مقابله با استرس ها، سبکی از زندگی و . . . . بیشتر در فرزندان دیده می شود.
در بعضی از خانواده ها که وابستگی به مواد قبح کمتری دارد و به صورت علنی و دسته جمعی در مهمانیها مواد مخدر مصرف می شود برای جوانان این تصور نادرست ایجاد می شود که مصرف مواد نشانه بزرگسالی و عضویت در گروه بزرگسالان است این جوانان برای کسب هویت بزرگسال شروع به مصرف مواد می کنند.
۶) دسترسی به پول هنگفت :
گاهی در بین معتادان به مواد مخدر به افرادی برخورد می کنیم که دسترسی به پول هنگفت و ندانستن راه درستی برای خرج کردن آن موجب روی آوردن آنها به سوء مصرف شده است. برخی از این افراد اظهار می دارند که با وجود پول و ثروت زیاد راهی برای تفریح و لذت سراغ نداشتیم و چون بیش از نیاز پول داشتیم خواستیم لذت متفاوتی را تجربه کنیم و این لذت چیزی نیست غیر از سوء مصرف مواد و داروهای روان گردان.
مشکل اصلی این افراد این است که پول هنگفت و غالباً باد آورده ای در دست دارند، در حالیکه راهی به جز لذتهای ابتدایی برای خرج کردن این پول سراغ ندارند. این انگیزه در بین نوجوانان و جوانان وابسته به مواد نیز دیده می شود، هنگامی که نوجوانی بیش از نیازهای منطقی اش پول در اختیار داشته باشد، طعمه کاملاً مناسبی خواهد بود برای افراد سوجویی که اقدام به تجارت مواد مخدر خواهد بود. این افراد با مهارت چنین جوانانی را شناسایی و اغفال می کنند و آنها را به مشتریان تجارت پرسود خود مبدل می سازند.
۷) مصرف تفننی درباره مصرف مواد مخدر :
با وجود تبلیغاتی که کما بیش پیرامون مضرات مواد مخدر در رسانه ها در جریان است، همچنان تصورات نادرستی درباره مصرف مواد مخدر دربین عوام وجو دارد. یکی از این تصورات نادرست این است که نوعی از مصرف وجود دارد که می توان آن را مصرف تفریحی و تفننی نامید. بسیاری از معتادان در ابتدا باور داشته اند که قادر خواهند بود این مواد را به صورت تفریحی مورد استفاده قرار دهند،‌ یعنی هر گاه اراده کردند آنرا مصرف کنند و از نشئه آن لذت ببرند و هرگاه نیز نیازی به این اثر لذتبخش نداشتند آن را مصرف نخواهند کرد. یکی از علل این تصور نادرست این است که در ابتدای سوء مصرف، هم مقدار مصرف پایین است، هم فواصل مصرف طولانی است و هم تداخلی در فعالیتهای روزمره ایجاد نمی کند، اما این وضعیت گذرا و موقتی است و پس از گذشت زمانی که

بسته به هر فرد متفاوت است، مقدار مصرف بالا می رود، فواصل مصرف کم و دفعات آن زیاد می شود و وابستگی به ماده مورد نظر ایجاد می شود.
صحبت چنین افرادی حجت و برهانی می شود برای جوانانی که تمایل به سوء‌ مصرف مواد دارند. در پژوهشی که در بین زندانیان مواد مخدر انجام گرفته است بیان شده است که بسیاری از آنان به غلط تصور می کردند که فقط افراد با اراده ضعیف معتاد می شوند یا ورزشکاران مصون از اعتیاد هستند. حال آنکه باید گفت هیچکس در برابر خطر معتاد شدن مصونیت ندارد.
۸) ایجاد احساسات ویژه
یکی از انگیزه های سوء مصرف مواد به خصوص در برخی گروهها ایجاد احساسات ویژه است. می دانیم که مواد مخدر باعث تغییر در وضعیت هوشیاری فرد می گردند. چنین تغییری در سطح هوشیاری، ادراک و تفکر گاهی به عنوان احساسات متعالی تفسیر می گردد. بنابراین غیر قابل انتظار نیست که با چنین تفسیری افراد خاصی که طالب این احساسات هستند به سوء مصرف مواد اقدام کنند.
چنین تغییر احساساتی در هر نوع مواد به گونه متفاوتی تجربه می شود. برخی مواد مثل حشیش احساس نشئه، سرخوشی ، خود بزرگ بینی، تغییر در احساس زمان و . . . . به وجود می آورند، برخی مواد احساس خوش بینی کاذب و سرخوشی ایجاد می کنند و برخی مواد باعث احساس جذاب شدن رنگها، تیز شدن صداها و احساس شناوری می شوند.
یکی دیگر از گروههای در معرض خطر هنرمندان هستند، برخی از این افراد هم به غلط این تغییرات هیجانی و ادراکی را مقدمه ای برای خلاقیت هنری می دانند. در آمریکا سوء‌ مصرف مواد آن قدر بین نوازندگان و خوانندگان موسیقی پاپ رایج شده که گویی مصرف مواد در این گروه یک رسم و سنت شده است.
۹) عضویت در یک خرده فرهنگ برای کسب حمایت
معتادان به مواد مخدر دارای یک خرده فرهنگ خاص هستند. آنها با هم ارتباط نزدیکی دارند، مرتب برای داد و ستد مواد مخدر با هم ملاقات می کنند، از اصطلاحات ویژه و مشترکی استفاده می کنند، در کنار هم به سوء‌ مصرف مواد می پردازند، حالات نشئه را با هم تجربه می کنند و گاهی حتی بطور مشترک از یک سرنگ استفاده می کنند. چنین رابطه نزدیکی گاهی شبکه ای از حمایت عاطفی برای فرد فراهم می کند هر چند این شبکه در حقیقت هیچ نوع حمایت واقعی را فراهم

نمی کند، بلکه باعث هلاک اعضای خود می شود،‌ اما چنین فرض نادرستی را در اعضای خود القا می کند که نوعی رابطه عاطفی و دوستانه در جریان است. برای افراد تنها و منزوی، کسانی که در زندگی از حمایتهای واقعی برخوردار نبوده اند، دچار تعارضات بین فردی عمیق هستند، و یا طرد و رانده شده اند همین نوع رابطه معتادگونه، جایگزینی برای حمایتهای واقعی زندگی می گردد.
برای ترک اعتیاد موفق تغییر خرده فرهنگ بیمار پس از سم زدایی ضروری است. بیمار باید دوستان قبلی، کسانی که رابطه اش با آنها بر مبنای مصرف مشترک مواد مخدر بوده است،‌ را ترک کند و روابط حمایتی جدیدی بسازد. ماندن در خرده فرهنگ قبلی یکی از دلایل مهم شکست ترک اعتیاد است.
۱۰) مقابله با استرس ها
همه ما روزانه با استرسهای مختلفی مواجهیم در واقع زندگی جریانی است از مواجهه با استرسها، هر کدام از ما در برخورد با استرسها از روشهایی استفاده می کنیم،‌ گاهی این روشها آگاهانه است و گاهی کاملاً ناخودآگاه است. گاهی روش مقابله فرد با استرس روش پخته و کمال یافته ای است. چنین فردی در برخورد با مشکلات از روشهای استفاده می کند که نه تنها استرسها باعث در هم شکستگی او نمی شوند، بلکه از درون هم استرس بالنده تر بیرون م

ی آید، اما وجود روشهای ناپخته مقابله با استرس باعث درهم شکستن فرد در مقابل استرسها می شود و فرد با احساس شکست، یأس،‌ ناامیدی و درماندگی از هر استرس بیرون می آید. این احساسات منفی یکی از زمینه سازهای سوء‌ مصرف مواد هستند. در واقع برای چنین افرادی نشئه و آرامش ناشی از سوء‌ مصرف مواد گریزگاه موقتی است برای فرار از زندگی ای که هیچ نقطه امیدی در آن به چشم نمی خورد.

برخلاف تصور عامیانه، روش برخورد فرد با استرسها جزء‌ لاینفکی از هویت آدمی نیست. بلکه نوعی مهارت آموخته شده است. در واقع تجارب قبلی ما و آموزشهای والدین و مربیان چنین سبکهای مقابله ای را در هر یک از ما ایجاد کرده اند. ما می توانیم با آموزش مناسب،‌ نگرش و رفتار خود را در برابر استرسها اصلاح کنیم.
۱۱) تشویق عضو معتاد خانواده
در اکثر جوامع وابستگی به مواد مخدر ناپسند و مذموم شمرده می شود،‌ چرا که اعتیاد یک بیماری مزمن است که بر تمام جنبه ها و ابعاد زندگی فرد مبتلا و خانواده و نزدیکانش اثر می گذارد. وابستگی به مواد مخدر مانع از اشتغال مستمر و مناسب می شود. بنابراین وضعیت اقتصادی نامطلوبی را برای بیماری و خانواده اش ایجاد می کند، نامطلوب بودن وضعیت اقتصادی از یک سو و نیاز روزافزون به تهیه مواد مخدر از سوی دیگر باعث می شود که بسیاری از معتادان برای تأمین هزینه مصرف مواد، اقدام به اعمال غیر قانونی نمایند. در نتیجه اعتیاد به مواد مخدر برای بسیاری از مردم مترادف با فساد اخلاق،‌ نادرستی و اعمال غیر قانونی است. طبیعی است که فرد معتاد به دلیل چنین نگرشی از سوی خانواده و نزدیکان خود تحت فشار باشد، مشاجرات روزمره بر سر

اعتیاد، او را به این سو سوق می دهد که تلاش کند نزدیکانش را نیز با خود همسو کند تا از سرزنش آنها در امان بماند. بنابراین موارد متعددی را مشاهده می کنیم که یک فرد معتاد بسیاری از بستگان خود را مبتلا کرده است، این کار به بهانه های مختلف صورت می گیرد. مثلاً ممکن است هنگامی که همسر یک مرد معتاد دچار بیماری سختی شده است با این پیشنهاد مواجه می شود که برای تسکین علائم بیماری به مصرف مواد بپردازد. در چنین مواردی معمولاً با قاطعیت این باور نادرست هم اعلام می شود که چنین مصرفی باعث اعتیاد نخواهد شد،‌ اما متأسفانه چنین مصرفی نیز می تواند گام اول ورود به یک وابستگی دیرپا به مواد مخدر باشد.
بنابراین یکی از دلایل و انگیزه های سوء مصرف، پیشنهاد و تشویق نزدیکان معتاد است. در هنگام ترک اعتیاد نیز این نکته را باید مورد توجه قرار داد. هنگامی که فردی از یک جمع معتاد تصمیم به ترک اعتیاد می گیرد دیگر اعضای آن جمع احساس خطر می کنند، احساس می کنند اگر این فرد موفق به ترک اعتیاد شود آنها را مورد سرزنش و طعنه قرار خواهد داد یا این که آنها را هم وادار به ترک اعتیاد خواهد نمود. بنابراین به هر صورت ممکن سعی می کنند مانع موفقیت او در ترک اعتیاد شوند. سعی می کنند او را به مصرف مواد تشویق کنند،‌ حتی گاهی مواد مخدر رایگان به او هدیه می دهند،‌ تلاش می کنند این باور غلط را به او القا کنند که تو که در ترک اعتیاد موفق بوده ای با یکبار مصرف مبتلا نخواهی شد، یا این که هر وقت بخواهی باز هم می توانی ترک اعتیاد موفقی داشته باشی، متأسفانه این موضوع از دلایل مهم عود می باشند. به همین دلیل یکی از توصیه های اکید به فردی که تصمیم به ترک اعتیاد دارد این است که ارتباط خود را با مصرف کنندگان به مواد مخدر هر چند از فامیل نزدیک او باشند قطع نماید.

انگیزه های ترک اعتیاد
یک جنبه مهم در ترک ماده مخدر انگیزه هایی است که منجر به ترک این عادت در معتادان مواد مخدر می شود. اگر مصرف ماده مخدر به صورت وابستگی در آمده باشند،‌ نگرانی دائم درباره یافتن مواد مخدر وقت و علاقه فرد معتاد برای فعالیت های غیر مرتبط با مصرف مواد مخدر و دوستان بدون مصرف مواد مخدر را کاهش می دهد. از طریق مشارکت در خطرها و هیجانهای اولین تجربه ممکن است نوعی احساس هویت کشف شود،‌ و مصرف منظم یا روزانه ماده مخدر احساس هویت خاص خود را تأمین می کند. یکی از دلایل ترک مواد مخدر غیر قانونی ممکن است خواست دور انداختن «برچسب معتاد» که به وسیله دیگران بکار می رود، و نیاز به بازگشت مجدد به اکثریت «غیر منحرف» باشد. برای ترک مصرف مواد مخدر ۷ دلیل پیشنهاد شده است :

۱٫ در دسترس نبودن : باید منبع تهیه مواد مخدر یا به کلی خشک شود و یا محدودتر شود، عوامل مربوط به قیمت می تواند باعث شود که ماده مخدر انتخابی دور از دسترس قرار گیرد، و افراد معتاد یا به ماده جانشین روی آورند، یا تصمیم بگیرند ترک اعتیاد کنند. مثل اینکه اخیراً در کشور ما با کمیاب و گران شدن هروئین گروهی از معتادان رو به مصرف کریستال و کراک آورده اند.
۲٫ دلایل روان شناختی یا عاطفی : این عوامل ممکن است با وضعیت شخصی، دور شدن از شیوه زندگی تنش زایی که جست و جوی دائم مواد مخدر تحمیل می کند (احساس به حاشیه رانده شدن، ترس از پلیس و . . . .) یا احساس «سقوط» همراهی داشته باشند.
۳٫ دلایل بهداشتی یا جسمی : مصرف کننده مواد مخدر، خواه دچار یک بحران جسمی بهداشتی شده باشد و خواه پیش بینی بحران بهداشتی کند ممکن است تصمیم به ترک اعتیاد بگیرد.
۴٫ گرفتار شدن در چنگ قانون : در صورتی که فرد مصرف کننده مواد مخدر پیش بینی کند که به چنگ قانون خواهد افتاد یا عملاً مجازات قانونی تحمل کند ممکن است تصمیم به ترک اعتیاد بگیرد.
۵٫ خانواده و دوستان : فشار از سوی خانواده و دوستان، طلاق یا جدایی و یا مرگ یک شخص مورد علاقه معتاد می تواند باعث تشویق معتاد به ترک اعتیاد شود. اگر چه در صورتی که خواست فرد معتاد قوی نباشد این عوامل موقتی خواهند بود.
۶٫ تغییر محل اقامت به جای دیگر : انتقال به منطقه، شهر یا کشوری که در آن مصرف مواد مخدر مثل قبل ممکن نباشد.
۷٫ اشتغال : کاربر مواد مخدر یا از ترس از دست دادن شغل یا به خاطر به دست آوردن کاری جدید یا بهتر اعتیاد را ترک می کند.

اعتیاد در خانواده
مواد مخدر و خانواده
پیامدهای بهداشتی سوء مصرف مواد مخدر ـ به شرح آنچه ذکر شد ـ در درجه نخست و از همه شدیدتر بر خانواده معتادان به مواد مخدر، تحمیل می شود. زیرا خانواده است که فرد معتاد به مواد مخدر به خاطر پریشانی جسمی یا خلقی گاه به گاه به آن باز می گردد، یا برای پول و کمک مالی به آن مراجعه می کند، یا مشاوره یا حمایت فرزند خود را باید انجام دهد. خانواده و هر یک از اعضای آن با تلاشهایی که برای غلبه بر اعتیاد به مواد مخدر انجام می شود، و با پیامد نهایی این تلاشها ـ خواه مثبت یا منفی ـ ارتباط پیدا می کنند. همچنین ممکن است خانواده بخشی از عوامل سهیم در اعتیاد به مواد مخدر باشد از مطالعاتی در کشورهای مختلف از جمله مکزیک و ایرلند به نظر می آید پائین بودن سطح زندگی خانوادگی علاوه بر فقر که یکی از چشمگیرترین عوامل سهیم در آمادگی فرد است می تواند عامل مهمی برای اعتیاد به مواد مخدر باشد. و بر عکس وجود زندگی خانوادگی با ثبات یک عامل «حفاظتی» مهم به شمار می آید.

علاوه بر آسیب بالقوه ای که بر سلامتی فرد به علت سوء‌ مصرف مواد مخدر وارد می شود، ممکن است این خطر بر نزدیکترین کسان مصرف کننده ـ به عنوان مثال همسر، پدر و مادر، کودکان، یا خواهر و برادران ـ‌ هم وارد می شود. خطر برای دیگران می تواند در رابطه با سلامتی شان، یا از راه مجموعه ای از خطر ها به صورت اثر مختل کننده بر زندگی خانوادگی باشد.
اگر زن باردار مصرف کننده مواد مخدر باشد ممکن است ناخواسته موجب وارد شدن آسیب بر جنین خود شود، ممکن است زن در صورت آگاه شدن به خطری که مواد مخدر برای جنین وی دارد مصرف این مواد را متوقف کند ولی باز هم امکان قدری خطر برای جنین وجود دارد. اگر زن باردار نخواهد یا نتواند مصرف مواد مخدر را ترک کند احتمال بیشتری هست که مشکلات بهداشتی جنین موجب دشواریهایی در موقع زایمان یا پس از به دنیا آمدن نوزاد شود.

نخستین روزها و هفته های پس از تولد کودک دوره ای است که شیرخوار نیازمند بیشترین توجه و مراقبت است. هرگاه پدر یا مادر ـ یا هر دو ـ تحت تأثیر مواد مخدر قرار داشته باشند یا به دنبال پیدا کردن مواد مخدر رفته و پریشان خاطر و سرگردان باشند نسبت به نیازهای کودک خود کمتر حساسیت نشان می دهند و مقابله با نیازهای کودک را کاری پریشان کننده تر می یابند. و این به نوبه خود ممکن است از فرایند پیوستگی صمیمانه ـ که در ایجاد شخصیت با ثبات در آینده کودک سهیم است ـ جلوگیری نماید. عدم توجه به کودک ممکن است به ایجاد اعتیاد در کودک بینجامد. اعتیاد مزمن می تواند باعث شود کودک به فرزند خواندگی داده شود، کنار خیابان رها شود، یا به شیرخوارگاه یا پرورشگاه سپرده شود. مطالعه ای که بر کودکان پدر و مادرهای هروئینی در اسپانیا انجام شده نشان داده که ۳۷ % این کودکان با شخصی جز پدر و مادر خود زندگی می کرده اند. از بین رفتن تدریجی خانواده های گسترده ـ که چند نسل از خانواده زیر یک سقف زندگی می کردند ـ در بسیاری از کشورهای جهان ممکن است باعث آسیب پذیری بیشتر فرزندان پدر و مادرهای معتاد در برابر مشکل از هم گسیختگی خانواده شود. از این گذشته مصرف مواد مخدر همراه با الکل با حالت بی قراری،‌ تهاجم و خشونت همراه است که همه اینها می توانند کودکان و سایر اعضای خانواده فرد معتاد را در خطر صدمه دیدن از پرخاشگری قرار دهد به علاوه فقر در چنین خانواده هایی شیوع بسیاری دارد.

ارتباط پیچیده مصرف مواد مخدر با خشونت بکرات مورد بررسی قرار گرفته است. ماده مخدری که از لحاظ دارو شناختی بیش از همه با ایجاد خشونت ارتباط دارد کوکائین است. به خصوص که کوکائین همراه با الکل مصرف شده باشد.
پدران و مادرانی که سوء مصرف مواد مخدر داشته اند ممکن است ناخواسته الگویی را ایجاد کنند که فرزندانشان در آینده از آن پیروی کنند ثابت شده که نگرش والدین نسبت به مواد مخدر و رفتار مصرف مواد مخدر توسط آنان می توانند تأثیری قوی بر فرزندان داشته باشد. کودکانی که در سالهای کودکی و جوانی با آن تماس داشته باشند با احتمال بیشتری امکان دارد خودشان هم مصرف مواد مخدر را تجربه کنند. این روند با بیشتر بودن میزان شیوع در مناطق حاشیه ای شهرهای بزرگ ـ که فعالیت های مرتبط با قاچاق مواد مخدر در آنها بسیار بیشتر به چشم می خورد ـ بارها نشان داده شده است.

جمعیت مناطق حاشیه ای یعنی جایی که اقتصاد غیر رسمی یا غیر قانونی وسیله مهمی برای ادامه زندگی می باشد ـ بیشتر از ساکنان مناطق روستایی،‌ یا نقاط امن شهری یعنی جایی که مواد مخدر در دسترس است اما تجارت قاچاقی و مصرف آن پنهانی است ـ در معرض این مواد قرار دارند.
ارتباطات بزرگسالان ممکن است به علت اعتیاد یکی از زوجین به مواد مخدر آسیب ببیند، این آسیب ها از جمله عبارتند از : هدر رفتن در آمد مشترک، افزایش هزینه های بهداشتی، دشواری های شغلی، و استرس های عاطفی. در صورتیکه مسئولیت تأمین نیاز مالی معتاد بر عهده همسر وی و دیگر از افراد خانواده باشد ممکن است تأمین هزینه زندگی دیگر اعضای خانواده مشکل شود. عدم تعادلی که با این مشکل ایجاد می شود می تواند باعث افسردگی، اضطراب، خشم و تحریک پذیری شود و حتی ممکن است منجر به معتاد شدن فرد حامی به مواد مخدر و الکل بشود و چنین خانواده هایی با فقر دست به گریبان هستند و غالباً مجبورند غذای کمتری مصرف کند، و از پوشاک و مسکن نامناسبتری استفاده نمایند. در خانواده هایی فقیر پولی که صرف خرید مواد مخدر می شود ممکن است از هزینه خوراک خانواده هم بیشتر باشد و از این رو اگر چه نمی توان گفت فقر موجب اعتیاد است، اما شکی نیست که پیامدهای اعتیاد به مواد مخدر در نهایت می تواند برای خانواده ها فقری پیچیده تر و آسیب پذیرتر از بی پولی صرف است.
ارتباط جنسی معتادان هم ممکن است دچار آسیب و نامطلوب شود. وضعیت عاطفی بین دو همسر ممکن است دچار زوال شده و به صورت تضادی در آید که به از هم گسیختن خانواده بینجامد. خطر آلودگی به ویروس ایدز و سایر ویروس های منتقله از راه خون به همسر و کودکان مصرف کنندگان مواد مخدر تزریقی بسیار جدی است و به عنوان مثال اگر معتاد به مواد مخدر برای پرداخت هزینه های اعتیاد به فحشاء‌ روی بیاورد خطر ابتلاء به بیماریهای منتقله از راه آمیزش

جنسی بسیار زیاد است. یکی از راههای متعددی که هزینه مواد مخدر را تأمین می کند دزدی و بزهکاری است که خانواده معتادان مواد مخدر و دوستان آنان از جزء اولین و بیشترین قربانیان آنها می باشند.
اگر چه سهم زنان در مشکلات مواد مخدر در آمارهای رسمی به خوبی نشان داده نمی شود ولی زنان روز به روز بیشتر در همه مشکلات مرتبط با مواد مخدر درگیر می شوند و احتمال بیشتری هست که زنان در این درگیر شدن ها گرفتار پیامدهای وخیم تر از مردان شوند.
گروهی از زنان مصرف کننده مواد مخدر نیستند ولی با همسر یا خانواده ای معتاد به مواد مخدر زندگی می کنند. بیشتر اوقات این زنان، مادر، همسر،‌ خواهر یا دختران مردان معتادند و به مردان کمک می کنند تا در برابر پیامدهای اعتیاد خود حفاظت شوند، و برای این کار ممکن است محرومیت های اجتماعی، بهداشتی یا اقتصادی را هم تحمل کنند که شامل خشونت در خانه هم می تواند باشد. زنان در ضمن تلاش برای مقابله با این محرومیت ها، ممکن است تنها حامی خانواده باشند. بعضی زنان برای کمک به هزینه اعتیاد همسر خود ممکن است ناچار به خودفروشی شوند و بنابراین در معرض ابتلا به بیماریهای منتقله از راه آمیزش جنسی قرار گیرند. ویروس ایدز از راه آمیزش جنسی از یک مرد آلوده به زن غیر آلوده آسانتر از راههای دیگر منتقل می شود. زنان کشورهای رو به پیشرفت ممکن است به علت دسترسی نداشتن به اطلاعات و نداشتن آموزش درباره بیماریهای مرتبط با آمیزش جنسی و مرتبط با اعتیاد بیشتر در معرض خطر باشند.
زنانی که خود مواد مخدر مصرف می کنند به احتمال بیش از مردان مشابه خود دچار ننگ اجتماعی هستند زیرا کارهای آنان از دید اجتماع «انحراف دوگانه» است؛ مصرف ماده مخدر یک انحراف از رفتار و معیارهای پذیرفته شده اجتماعی است، ورفتار دور از چشمداشت سنتی زنان به عنوان یک همسر، مادر پرستار خانواده یک انحراف دیگر.
اعتیاد زنان به مواد مخدر می تواند موجب از هم گسیختگی بیشتر زندگی خانوادگی شود، زیرا پیامدهای قانونی و اجتماعی اعتیاد زنان سخت تر است،‌ بسیاری از کشورها تسهیلات درمانی لازم برای زنان باردار معتاد ندارند، یا برای مراقبت کودکان این گونه زنان خدماتی پیش بینی نکرده اند . اگر چه بسیاری از زنان معتاد به مواد مخدر که کودک هم دارند مجرد، جدا شده یا طلاق گرفته اند، کمک های نهادهای اجتماعی که عادتاً سرپناه و کمک مالی برای مادران آسیب پذیر فراهم می کنند ممکن است از زنان معتاد دریغ شود.
زنان به خاطر ترس از مسئولان پزشکی، و یا به خاطر احتمال بر زمین ماندن کودکانشان، ممکن است برای درمان مراجعه نکنند. فقدان درمان و مشاوره پزشکی فقط می تواند به بدتر شدن مشکلات اعتیاد به مواد مخدر منجر شود.

شواهد دیگری هم وجود دارد که اعتیاد به مواد مخدر مشکلات زنان را وخیم تر می کند. به نظر می آید که مواد مخدر بر رابطه جنسی زنان بیشتر از رابطه جنسی مردان اثر داشته باشد؛ بیشتر اوقات زنان بوسیله مردان به سوی مواد مخدر کشانده می شوند، و ممکن است به خاطر تأمین مواد مخدر به مردان بستگی داشته باشند. زندگی زنان مصرف کننده مواد مخدر معتاد مرتباً به وسیله این عادت تغییر می کند و روز به روز بیشتر از زنان دیگر جدا می مانند. به ویژه اگر به خود فروشی روی آورند پیش از پیش از هویت زن، به عنوان همسر یا مادر دور می شوند. این لغزش پیشرونده به سوی موجودیت فرهنگ مواد مخدر را «تعلیق شدن نقش» می نامند.

توجیه رایج برای افزایش حقیقی مشکلات مربوط به اعتیاد زنان به مواد مخدر انقلاب جهانی اجتماعی و فرهنگی است که نقش سنتی زنان به عنوان مادر و زن خانه دار را تغییر داده است. آزادی زنان و بیشتر شدن استقلال مالی آنان اگرچه بطور کلی دستاوردهایی مثبت به شمار می آیند ولی این دو استرس بیشتری را بر زنان تحمیل می کنند. احساس می شود که در بسیاری از کشورهای دنیا حتی در جامعه هایی که بطور سنتی از زنان جوان محافظت می کنند به تدریج نقش سنتی جنسی تغییر کرده و از محدودیت های قبلی زنان قدری کاسته شده است امروزه در بسیاری از کشورهای جهان دختران نوجوان به اندازه پسران نوجوان از آزادی رفتار برخوردارند.
مطالعه ای که درباره زنان و مواد مخدر در جامائیکا اجرا شده، حاکی از آن است که هنجارها و تابوهای اجتماعی که بین فعالیت ها یا مسئولیت های در نظر گرفته شده برای یکی از دو جنس «مذکر» یا «مؤنث» مرزبندی های واضحی رسم می کرد و سطح بالاتری از حفاظت را ایجاد می کرده و زنان را از درگیر شدن در مواد مخدر جدا می کرده به مقدار قابل توجهی کاهش پیدا کرده است .
سیر افزاینده مصرف مواد مخدر توسط زنان در برخی کشورها عوامل مختلفی مثل در دسترس بودن مواد، فقدان اطلاعات نادرست،‌ فشار همسر یا دوستان و نزدیکان، نیاز به فرار از واقعیت فقر یا مقابله با آن، فشار ظلم، خشونت های خانگی، و سوء استفاده جنسی در کودکی ارتباط داده شده است. هر چند همه این عوامل می توانند در ایجاد آن مشکل دخالت داشته باشند هر یک از این عوامل به نحوی با نقش در حال تغییر، و مسئولیت های زنان بستگی دارد. هنجارهای سنتی مرتبط را دیگر نمی توان عامل محافظ در برابر اعتیاد ب مواد مخدر به حساب آورد.
در مطالعه ای دیگر وجود مشکلات با بستگان نزدیک و خانواده، مشکلات روان شناختی و جسمی به عنوان عوامل سهیم در اعتیاد به مواد شناخته شده اند. در بسیاری از کشورهای جهان به خاطر آنچه ناامنی طبیعی واسترس های زندگی نوین نامیده شده خانواده ها قربانی سختی های استثنایی ناشی از جنگ، قحطی، آوارگی یا سایر شرایط تهدید کننده زندگی می شوند. بیشتر اوقات در دوران درگیریهای مسلحانه که زنان تنها به حال خود واگذاشته می شوند تا خانواده

را اداره کنند، نگرانی مستمر و داغدیدگی بار سنگینی بر زنان تحمیل می کند. شگفت آور نیست اگر در چنین شرایطی مواد مخدر به عنوان وسیله ای برای تسکین موقتی آلام در نظر گرفته شود.
هر جا درگیری زنان با مصرف مواد مخدر بیشتر باشد میزان فحشاء هم بیشتر به نظر می آید.
اعتیاد پدر
خانواده را کوچکترین واحد جامعه و اساس جامعه ای بزرگتر به نام یک ملت می دانند و آنچه مسلم است سلامتی یک ملت را از این دیدگاه می توان به سلامتی خانواده منوط دانست و اساس و ریشه رفتارهایی که به عنوان انحرافات اخلاقی و اجتماعی خوانده می شود را می توان در خانواده جستجو کرد. اعتیاد هم از این قاعده مستثنی نیست.
غالب اوقات پدران و مادران وقتی فرزندشان دچار اعتیاد شد غالباً با شانه خالی کردن از بار مسئولیت در پی یافتن دلایل دیگری برای توجیه این اتفاق بر می آیند. در نهایت با جملاتی مثل اینکه این پسر (یا دختر) آبروی خانوادگی ما را بر باد داده است خود را مبرا می کنند. اما آیا در اینجا نمی توان مسئولیت را حداقل تا حدی متوجه والدین ذکر کرد و گفت که فرزند می تواند اعتراض کند که شما مرا درست تربیت نکرده اید.
مطالعات زیادی در مورد فرزندان طلاق انجام شده و صدمات آن قعطی است همچنین مطالعاتی دیگر در مورد فرزندانی که به دلایلی پدر یا مادرشان را از دست داده اند و از این لحاظ دچار صدمه روانی شده اند انجام شده است. اگر چه طبق آمارهای موجود ۳۰ درصد از موارد طلاق با اعتیاد به مواد مخدر ارتباط دارد اما خانواده های بسیاری در تشنج ناشی از این مشکل قرار دارند بی اینکه طلاق واقعی اتفاق بیفتد. اما خانواده هایی هم هستند که پدر و مادر هر دو حضور دارند اما روابط خوبی بین خود والدین و بین فرزندان با والدین حاکم نیست. گاهی والدین حالتی را تجربه می کنند که اصطلاحاً طلاق عاطفی خوانده می شود یعنی اگر چه ظاهراً یک زوج در کنار هم زندگی می کنند، و اما هیچگونه رابطه عاطفی بین آنها حاکم نیست همچنین رابطه کلامی و عاطفی والدین با فرزندان مختل و محدود است. چنین خانواده هایی خانواده آسیب زا خوانده می شوند یعنی خانواده هایی که افراد آن روابط متقابل با یکدیگر ندارند و از حمایت احساسی یکدیگر محرومند اگر چه زیر یک سقف زندگی می کنند. فرزندان این خانواده ها هر چند ظاهراً دارای پدر و مادری هستند، اما باطناً خوشبخت نیستند و ارضاء عاطفی احساسی مناسبی دریافت نمی کنند.
پژوهشهایی که در زمینه متلاشی شدن خانواده ها صورت گرفته، عموماً بر اساس تفاوت بین

فرزندان خانواده هایی که دچار جدایی شده اند و فرزندان خانواده های دیگر متمرکز شده است، حال آنکه چنین مقایسه ای واقعیت اصلی را بررسی نمی کند، یعنی نشان نمی دهد که تا چه اندازه اعضای خانواده به تکالیف ناشی از نقش خود در مقابل یکدیگر عمل می کنند به همین لحاظ مقایسه میزان طلاق در کشور ما با کشورهای غربی نمی توانند برای ما راضی کننده باشند.
از نظر ایفای نقش و کارکردهای خانواده، با وجودی که بعضی از وظایف و نقشها به مؤسسات دیگر اجتماعی سپرده شده است، اما هنوز خانواده های زن و شوهری ایران در مقایسه با خانواده های غربی، بسیاری از وظایف کهن خویش را حفظ کرده اند. در جوامع غربی در بهترین شرایط، خانواده کانون محبت و زندگی زناشویی است، پرورش و رشد کودکان را بر عهده دارد، و بالاخره فرهنگ را به نسل آینده منتقل می سازد و آنان را به سمت زندگی اجتماعی رهبری می کند، اما در خانواده های ایرانی هنوز پدر نقش حمایتی و نان آوری خویش را حفظ کرده و بر امور منزل نظارت دارد و به گونه ای مظهر قدرت و کنترل فرزندان است و هر چند فرزندان او خود صاحب فرزندانی باشند، باز برای او فرزندی محسوب می شوند که به حمایت عاطفی پدر نیازمندند.
با چنین فضایی آکنده از عطوفت انتظار می رود که پدر تمام تلاش و اندیشه خود را صرف انجام وظایف و ایفای نقشهایی کند که از او انتظار می رود. اما همه پدران این انتظار را برآورده نمی سازند. در نتیجه آثاری بر جای می گذارند که نتایج آن قابل بررسی است. برای نمونه اکنون تعداد زیادی از پدران با مصرف مواد مخدر عملاً‌ ایفای نقشها و وظایف خود ناتوان مانده به افرادی بی کفایت تبدیل شده اند، زیرا با مصرف مواد مخدر قدرت حافظه و حواس آنان به سرعت تحلیل رفته در مدتی اندک به افرادی بی مسئولیت، دروغگو و غیر قابل تحمل تبدیل می شوند. نیروی جسمی و جنسی آنان به سرعت از بین رفته ضعیف می شوند. نیاز به افزایش مصرف هر روز معتادان را از نظر اخلاقی و عاطفی به سطح پایین تری می کشاند، بطوری که معتاد پس از چند سال چنان ارزشهای اخلاقی و معنوی خود را از دست می دهد که تن به هر کاری می دهد و دست به هر کاری می زند،‌ چرا که از ویژگیهای اعتیاد این است که فرد برای تهیه مواد مخدر سایر امور زندگی را فدا می کند. فردی که قبل از اعتیاد دارای عزت نفس و ارزشهای اجتماعی بوده پس از اعتیاد چنان تغییر می کند که ممکن است به پست ترین کارهای نظیر خیانت، دزدی و خودفروشی تن دهد.
گاهی اوقات این پدران زمانی که مواد مخدر به میزان کافی دریافت کنند حالت اغراق شده ای از احساس و عطوفت را نشان می دهند و به عکس وقتی برای مواد مخدر به آنان نرسد کمترین

واکنش احساسی به نیازهای فرزندانشان نشان نمی دهند بلکه رفتارشان پر از خشونت و پرخاشگری است. در نتیجه کودکانی که در چنین شرایط و ساختار آسیب زایی قرار دارند، در تفکر کودکانه خویش به این نتیجه گیری می رسند که بین مهرورزی و عطوفت و مصرف مواد مخدر نوعی رابطه لازم و ملزوم وجود دارد و ماده مخدر را روزنه ای به سوی محبت و صفات خوب انسانی می پندارند و احتمالاً چنین است که معولا احساس خوشبینی نسبت به مصرف مواد مخدر در این قبیل کودکان شکوفا می شود.

اعتیاد پدر به تدریج نقش حمایتی او را به حمایت شونده تبدیل می کند. به جای اینکه با اقتدار بر امور منزل کنترل و نظارت نماید، مورد کنترل و نظارت قرار می گیرد. بر فضای خانواده نگرانی و تشویش و اضطراب حاکم می شود. در بسیاری از موارد نقش نان آوری پدر به گونه ای عکس تغییر جهت می دهد و با رفتارهای مشکوک خویش عملاً کج رفتاری را آموزش می دهد. فرزندانی که

پدرشان به دلیل اعتیاد مواد مخدر یا خرید و فروش آن به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند یا اعدام گشته اند ناخواسته محکوم به مجازاتی هستند که حداقل سه ضربه سنگین را به فرد دارد : اول ضربه عاطفی که محروم شدن از وجود پدر و زندگی با مادری شکست خورده است. دوم ضربه اجتماعی ک باعث می شود فرزندان همیشه داغ ننگی را بر پیشانی داشته باشند که خود مسئول آن نیستند و چه بسا این موضوع آنان را از بسیاری روابط اجتماعی یا فرصتهای زندگی محروم کند

و سوم ضربه اقتصادی که نان آور بالقوه خانواده را از دست داده اند در جامعه ای با فقر دست به گریبان خواهند بود که فرصت رشد و تکامل درست را از آنان سلب کرده است و چه بسا اولیه ترین نیازهای تغذیه ای و بهداشتی شان را نمی توانند برآورده سازند. اگر کمترین آمارها که رقمی در حدود یک میلیون نفر معتاد است در کشورمان در نظر بگیریم و بسیار خوشبینانه تعداد متوسط

فرزندان هر فرد معتاد را تنها یک نفر بدانیم به این نتیجه می رسیم که یک میلیون نونهال و نوجوان در این کشور زیبا از دیدن زیبایی های زندگی محروم هستند و آینده ای رو به تباهی را در پیش دارند .
متأسفانه دروغگویی و پنهان کاری از ویژگیهای بسیاری از معتادان است و وقتی یک فرد معتاد ازدواج می کند مبنای این خانواده در حال تشکیل را به دروغ و پنهان کردن اعتیاد خود می گذارد و چرا که تقریباً هیچ دختری حاضر به ازدواج با مردی معتاد نیست. زن که پس از ازدواج موضوع را در می یابد، خود را بی پناه و فاقد پشتیبان می یابد. قانون هم بی هیچ تعهدی در مورد آینده فقط به او اجازه طلاق می دهد، در حالی که برای بسیاری از زنان پس از طلاق هم جایی و سر پناهی برای زندگی وجود ندارد.
البته اهمیت این موضوع در کشور ما بسیار بیشتر از کشورهای غربی است چرا که اولاً در آن کشورها اکثریت بزرگی از معتادان مجرد هستند در حالی که در کشور ما بسیاری از معتادان متأهل و دارای فرزند هستند و ثانیاً آمار اعتیاد به نسبت جمعیت در کشور ما از سالها پیش به نحو سر سام آوری بیشتر از کشورهای دیگر بوده است.

البته رقم معتادان در ایران در سالهای ۶۳-۱۳۶۱ در آمارهای رسمی به هشتصد هزار تا یک میلیون نفر یعنی بیش از ۲ برابر سال ۱۳۵۴ رسیده است. سازمان ملل و سازمانهای جهانی وابسته به آن نظیر سازمان بهداشت جهانی که «سلامت» را در ابعاد اجتماعی و روانی می بیند و یونسیف که حمایت از مادران و کودکان جهان را بر عهده دارد و اغلب به تصویب قوانین و مقاله و نامه های آتشین دست می زند، عموماً از حد مسائل رشد جسمی نظیر وزن و قد، میزان شیردهی و تغذیه و نظایر آن فراتر نمی روند. گاهی نیز اعلامیه های جهانی حفظ حقوق کودکان حتی به آزادی آنان در انتخاب بازیهای مورد علاقه خود چنان اهمیتی می دهند که آن را در دستور کار کنوانسیون ها و اجلاسیه های بین المللی قرار داده در اعلامیه های حقوق کودک جای می دهند، اما توجه به

خانواده هایی که همسر و فرزندان آنان به علت اعتیاد پدر در معرض خطراتی عظیم قرار دارند از دید آنان پنهان مانده است و یا تنها دل مشغول خانواده های بی سرپرست و کودکان یتیم و فقیر شده اند. در حالی که به نظر می رسد باید در شعار «هر خانواده هر چند نامناسب، بر واحدهای پرورشگاهی ترجیح دارد» تجدید نظر شود و به گونه ای شایسته با همه مشکلات موجود، ارتباط وابستگی کودکان با هسته فاسد و مخرب خانواده قطع شود.
در اجلاس سران جهان برای کودکان که در سپتامبر ۱۹۹۰ با حضور رهبران کشورهای دنیا در مقر سازمان ملل متحد برگزار شد خانواده های «پدر معتاد» از نظرها مخفی ماند. وضعیت کودکان در خانواده های «پدر معتاد» بسیار بحرانی است. کودکان این قبیل خانواده ها حضور فیزیکی پدر را در کنار خود احساس می کنند، پدری که دیگر «پدر» نیست و دارای نقشی مخرب و آزار دهنده است. این نقش مخرب و مزاحم در برخی خانواده ها به حدی است که با زندانی شدن پدر معتاد، خانواده نفس تازه می کند و گاهی در نبود پدر به تعادل بستری علیرغم مشکلات عدیده مالی و اجتماعی می رسند.
نکته اساسی در خانواده های «پدر معتاد» که مانع از توجه مسئولان و سیاستگذاران شده این است که برعکس کودکان بی سرپرست، آنان هنوز در خانواده زندگی می کنند، مثل کودکان دیگر به مدرسه می روند، و به ظاهر نیز دارای پدر و مادر هستند. دشواری مسأله و عدم توجه و رسیدگی به کودکان این قبیل خانواده ها از اینجا ناشی می شود که هنوز آنان بزهکار یا مجرم نیستند، اما باید دانست که این کودکان گروهی در معرض خطر را تشکیل می دهد که اگر از ایجاد چنین کانونهایی مخربی به نوعی پیشگیری نشود، آلودگی به کل جامعه سرایت می کند. پس بخشی از سلامت جامعه آینده ما در گرو نجات خانواده هایی است پدر خانواده معتاد است.
حمایت همه جانبه از کودکان و خانواده های «پدر معتاد» باید در عمل مورد توجه قرار گرفته و توجه به شرایط زندگی همسر و فرزندان این قبیل خانواده ها در اولویت برنامه های مبارزه با اعتیاد

قرار گیرد.
کودکانی که ناخواسته در مسائل ناشی از اعتیاد پدر در خانواده درگیر می شوند، در معرض ارتکاب جرایم مختلف هستند. پس بررسی وضعیت کودکانی که در محیطهای خانوادگی جرم زا به سر می برند می تواند مهمترین اقدام برای پیشگیری از انحراف آنان تلقی می شود.
از میان افرادی که علت اعتیاد خود را نابسامانیهای خانوادگی و مسائل درون خانواده ذکر کرده اند بیشترین درصد را گروه سنی ۱۹-۱۵ ساله به خود اختصاص داده که در حقیقت وضعیت دوران بلوغ و نوجوانی این افراد را نشان می دهد. حدود۴۳ درصد آنان در منزل دوستان و حدود ۴۳ درصد در منزل خود اعتیاد را آغاز کرده اند.
همچنین ملاحظه می کنیم که درصد بالایی از معتادان در خانواده هایی بزرگ شده اند که بین پدر و مادر اختلاف وجود داشته و محیط خانوادگی رضایت بخشی نبوده است. ۵۳ درصد علل بازگشت به اعتیاد را مسائل خانوادگی دانسته اند و ۸۷/۸۳ درصد فقط از پدر خود ناراضی بوده اند و درباره جمعیت خانواده و اعتیاد چنین نتیجه گیری شده که ۷۸ درصد از معتادان افرادی بوده اند که در خانواده هایی با وضعیت مالی ضعیف رشد کرده اند و والدین توجه چندانی که لازمه فرزندپروری و جامعه پذیری مناسب است به عمل نیاورده اند. در مورد وضعیت ازدواج افراد معتاد نیز بیان شده است که ۷۲/۳۷ درصد از معتادان پس از ازدواج از همسرشان جدا شده اند. از این مطلب چنین نتیجه گیری شده که اعتیاد می تواند در جدایی خانواده ها اثر داشته باشد. البته این جدایی به نوبه خود می تواند اثرات سویی بر همسر و فرزندان بر جای گذارد و هر قدر زمان اعتیاد افزایش یابد شاید تعداد این جداییها نیز افزایش یابد و مسائل مربوط به آن بیش از پیش گردد. همچنین نشان داده شده است که نارضایتی از زندگی زناشویی بعد از اعتیاد افزایش یافته و ۶۶/۴۱ درصد از افراد بعد از اعتیاد از زندگی زناشویی رضایت نداشته اند یا به عبارتی ۸۳/۷۰ درصد افرادی که قبل از اعتیاد از زندگی زناشویی رضایت داشتند، پس از اعتیاد این رقم به ۴۴/۴۴ درصد کاهش یافته است.
در بررسی ای که از ساخت خانواده و ویژگیهای روابط خانوادگی جوانان معتاد شده، شرایطی که از محدودیتها و آزادیهای جوانان در درون نظام خانواده که به اعتیاد آنها مربوط بوده تشریح شده است. این بررسی برخلاف پژوهشهای دیگر که بر عوامل فردی تأکید دارند، نظام خانواده را در اعتیاد جوانان مؤثر می داند.

در پژوهشی دیگر با عنوان شناسایی علل، پیشگیری، روشهای درمانی اعتیاد، علاوه بر ارائه مشخصات معتادان و محل اعتیاد آنان به این نتیجه دست یافته که خانواده، دوستان و معاشران و رسانه های گروهی در سازندگی شخصیت کودک و نوجوان چنان سهمی دارند که می توانند برای او آینده ساز و مفید بوده و برعکس وی را به سوی فساد از جمله اعتیاد سوق دهند.
در بررسی هایی در مورد اثرات اعتیاد روی ارتکاب جرم، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به ویژه اعتیاد بیشتر از بازپروری معتادان واجد اهمیت بوده است. در زمینه پیشگیری از اعتیاد باید مصون نگه داشتن خانواده را از اعتیاد و سلامت جامعه در درجه اول برنامه های مبارزه با اعتیاد به حساب آورد. این بررسی ها اصولی ترین برنامه مبارزه با اعتیاد را در سلامت خانواده و شرایط مناسب محیطی می داند.
اغلب جوانانی که از نظر خانوادگی با هم شباهت زیادی دارند به صورت گروهی دور هم جمع شده سعی می کنند ارتباط خود با دیگران را به حداقل برسانند. در این گروهها، نوجوانان به ناهنجاریهای زیادی روی می آورند و در برخی از موارد، حدی برای رفتارهای ضد اجتماعی وجود ندارد و مصرف مواد مخدر تنها یکی از انحرافات زیادی به شمار می رود. در واقع اعتیاد والدین به عنوان اساسی ترین عامل اعتیاد نوجوانان همواره مطرح است.
به نظر «باندورا» صاحب نظر معروف روانشناسی تأثیر والدین یا افراد دیگر روی کودکان باعث می شود که آنها به صورت مدل الگویی در آیند که کودک در شباهت یافتن به آنها سعی می کند. تمایل به مصرف مواد مخدر در نوجوانان و جوانان اغلب به این علت است که آنها تلاش می کنند تا خود را مانند افراد بالغ و بزرگ جلوه دهند و به امتیازات این افراد دست یابند.
در مقایسه ای که «ریچارد بلوم» بین خانواده های معتاد و غیر معتاد، در الجزایر انجام داد،‌ویژگیهای زیر را در خانواده های معتاد مشاهده کرد :
– بین اعضای خانواده انسجام کمتری وجود داشت.
– نسبت به مسائل کودکان و نوجوانان نظارت و سختگیری لازم وجود نداشت.
– کودکان از آزادی بیش از حد برخوردار بودند.
– اعتقادات مذهبی و پایبندی به سنتهای خانوادگی در آنها کمتر دیده می شد.
– در تعلیم و تربیت کودکان توجه چندانی به عمل نمی آمد.
بلوم اضافه می کند که اگر خانواده در برابر مواد مخدر، عقاید آزادی داشته باشد بی گمان نوجوانان چنین خانواده ای همان طریق را پیموده به سادگی به مواد مخدر گرایش پیدا می کنند. علاوه بر این دوستانی را بر می گزینند که تمایل به مصرف مواد مخدر دارند.
در آمریکا مواد مخدر به ویژه هروئین از جمله مواردی است که بیشترین تحقیقات را در زمینه خانواده به خود اختصاص داده است.
دو نوع پدر معتاد را در بررسی خانواده های دارای پدر معتاد، متمایز کرده اند. یکی نوع مردان پوشالی و تحت کنترل و حمایت همسر که با وجود خشونت و قدرت طلبی ای که نشان می دهد به راحتی به دست همسرانشان کنترل می شوند. نوع دیگر مردان کناره گیر که به ندرت به خانواده خود سر می زنند و در مواقع حضور در خانواده صرفاً از تسهیلات و امکانات منزل استفاده می کنند و با وجود حضور در منزل به عنوان پدر کاملاً تحت نظارت و سیطره همسران خود هستند.

در مطالعه ای دیگر چنین نتیجه گیری شد که خانواده هایی که فرزندان معتادان بعداً تشکیل می دهند، از نظر کنشهای متقابل و ایفای نقش در درون نظام خانواده، تکرار همان خانواده اصلی است. به عبارتی مدلهای والدین با همان نقش و کنشهای متقابل دوباره ایجاد می شود.
بررسی دیگری تحت عنوان «خانواده های معتاد» نشان داده است که والدین،‌ به ویژه پدران معتاد این قبیل خانواده ها، مدل خود را به فرزندان خویش منتقل می کنند. آنان معتقدند که فرزندان در درون نظام خانواده با والدینی معتاد، روزانه شاهد رفتارهای آنان بوده در بزرگسالی مدلی نظیر رفتار پدر را در زندگی جمعی خویش برگزیده ایفای نقش می کنند.
محققان پس از پیگیریهای فراوان در زمینه الگوهای رفتار جمعی معتادان سرانجام خاطر نشان می سازند که مصرف مواد مخدر در آن واحد دو نقش متمایز ایفا می کند :
از یک طرف باعث فردگرایی و فاصله گیری شخص از خانواده شده، از طرف دیگر او را وابسته، محتاج، مطیع و نیازمند حمایت خانواده می کند.
نوجوانانی که در درون خانواده های مستعد معتاد می شوند، حتی زمانی که ازدواج کرده خانواده پدری خویش را رها می کنند، اکثراً مایلند که به خانواده اصلی خویش بازگردند،‌ در نتیجه شکست خورده و ناتوان به خانواده اولیه خود بر می گردند.
مقایسه ای در بین گروهی از خانواده های طبقه متوسط با والدین غیر معتاد و خانواده های معتاد از طبقه مرفه و بالای جامعه، نشان داد که خانواده های متوسط غیر معتاد بهتر می توانند فرزندان خویش را برای زندگی دوران بلوغ و ایفای نقش بر اساس هنجارها و ارزشهای غالب جامعه آماده کنند و آنان را برای داشتن پایگاه مناسب اجتماعی آماده سازند تا خانواده های معتاد از طبقات بالا و مرفه همان جامعه.
مطالعه ای با عنوان اعتیاد، افراد و نظام خانواده پس از بررسی زمینه های موضوع و تاریخچه نظام خانواده و همچنین پژوهشهای مربوط به اعتیاد،‌ تأکید می کند که نظام خانواده در شروع اعتیاد جوانان نقش تعیین کننده ای دارد و این نظام و تمایل به اعتیاد نیز در ادامه وضعیت موجود مؤثر است. در این مطالعه بر اهمیت استعداد اعتیاد، مسائل عاطفی و مکانیسم های دفاعی فرد در درون خانواده تأکید شده است و در پایان پیشنهادهای برای حل مشکل ارائه شده است که

مداخله در نظام رفتاری خانواده در سطح فردی و خانوادگی،‌تغییر در نوع رفتارها، در حمایت از عدم مصرف از جمله پیشنهادهای مهم است.
مطالعه جامعی در دپارتمان جامعه شناسی دانشگاه ایندیانا در زمینه فشارهای اجتماعی و تنشهای خانواده معتاد و اثرات آن روی سایر اعضای خانواده کرده و به روشنی نشان داده است که بر اثر اعتیاد عناصر اصلی خانواده و تنشهای موجود، سایر اعضا نیز دچار تنش و اضطراب می شوند. اینکه برای درمان نخست باید به کاهش تنشهای موجود در خانواده پرداخت ومادام که از شدت این فشارها کاسته نشود هیچ گونه اقدامی برای درمان میسر نخواهد بود. بنابراین مؤثرترین گام برای بهبود روابط اعضای خانواده، کنترل این فشار هاست. کودکان چنین خانواده های از درجه آسیب پذیری زیادی برخوردارند و رفتارهای خاصی نظیر حساسیت زیاد، خجالت، بدخلقی و زود

رنجی از خود بروز می دهند. این کودکان اغلب تنها می مانند و به راحتی قادر به دوست یابی نیستند، زود عصبانی می شوند، و دائماً شاکی هستند. در بسیاری از موارد، کودکانی که در چنین نظام خانوادگی ای رشد می کنند، اغلب آسیب پذیر بوده، پریشان و گوشه گیرند و علاقه ای به ایجاد ارتباط ندارند و معمولاً‌ حالتهای تخاصمی از خود نشان می دهند و شبها خوابهای آشفته می بینند.
برخی صاحبنظران گفته اند که مناسبترین شیوه برخورد با معتاد برای درمان این است که در کنار توجه به فرد معتاد و پرداختن به مسائل او به در روند اعتیاد و خانواده او هم توجه شود. علاوه بر این لازم است بر الگوهای رفتاری خانواده معتاد نیز دقت کافی شود. در خانواده های که کودکان را بر اثر اعتیاد مورد غفلت قرار داده اند برنامه های منسجم برای مداخله و مشاوره با خانواده ها برای جلوگیری از وقوع رفتارهای ناهنجار در بین کودکان ضروری است چرا که اعتیاد در خانواده موجب غفلت از کودکان و بروز رفتارهای ناهنجار و آسیب پذیری آنها می شود.
بررسی نقش خانواده در اعتیاد فرزندان نشان می دهد در خانواده هایی که قبح مصرف مواد مخدر کاهش می یابد، فرزندان نسبت به مصرف این مواد کنجکاو می شوند.
مطالعه ای در آمریکا نشان داده است که حدود ۸۰ % سوء‌ رفتار جنسی با کودکان با مصرف مواد مخدر ارتباط داشته است.

روند جهانی مصرف مواد مخدر توسط نوجوانان

در جوانان هم مانند همه مصرف کنندگان دیگر مواد مخدر،‌ طیف پیامدها بر حسب نوع ماده مصرفی،‌ مقدار مصرف، راه مصرف و شرایط مصرف ماده مخدر بسیار متفاوت است. اقلیتی از جوانان در مرحله سرکشی دوران بلوغ یا به عنوان بخشی از جست و جوی هویت و استقلال خویش مواد مخدر غیر قانونی را تجربه می کنند و معمولاً هنگامی که به مرحله بلوغ و پختگی رسیدند آن را ترک می کنند. اما چون جوانان کمتر می توانند خطرها و پیامدهای احتمالی رفتار خود را ارزشیابی و قضاوت کنند، بی احتیاطی آنان ممکن است در برابر وابستگی به مواد مخدر آسیب پذیرشان نماید. بین وابستگی به مواد مخدر و سن شروع به مصرف مواد مخدر ارتباط وجود دارد. هر چه سن شروع به مصرف

هر یک از مواد مخدر غیر قانونی زودتر باشد احتمال آن که شخص انواع دیگر مواد مخدر را هم مصرف کند،‌ و دفعات مصرف آنها را بیشتر و مکرر کند بیشتر است و بنابراین پیامدهای دراز مدت آن برای سلامتی پیشرفت تحصیلی و بلوغ عاطفی شدیدتر و احتمال ایجاد اعتیاد پایدار در بزرگسالی هم زیادتر است. مصرف مواد مخدر غیر قانونی در جوانان با رفتارهای خطرناک دیگر مانند سوء مصرف الکل، رفتار جنسی ناسالم و بزهکاری هم رابطه دارد و بعدها ممکن است مانع از اشتیاق جوان به بازگشت به تحصیل علم و در پیش گرفتن شیوه زندگی سالم و بدون انحراف شود، که علت آن

پیامدهای بهداشتی وابستگی به مواد مخدر، داشتن پرونده بزهکاری یا مشکلات اقتصادی یا نداشتن آموزش لازم برای از سرگیری زندگی باشد. بنابراین منطقی است نتیجه گیری شود تأثیر مخرب مواد مخدر در جوانان، بیش از آثار این مواد در بزرگسالان است. این جوانان که هنوز مکانیسم های دفاعی و مقابله ای شان رشد نکرده یا از لحاظ حل مشکلات توانمند نشده اند تحت تأثیر قرار می گیرند و ممکن است سیر پیشرفت این گونه مهارت ها در آنها به تأخیر افتاده یا حتی متوقف می شود.
کودکان به عنوان بخشی از زندگی خانوادگی خود درگیر آشوب تعارضات، نزول اقتصادی و تحول اجتماعی سیاسی می شوند، اما چون دانش لازم برای تفسیر این موارد را ندارند بویژه اگر والدین آنان در مقابله با مشکلات دچار مشکل شوند، ممکن است قربانی مشکلات خانوادگی شوند. اگر کودکان در فرهنگی متفاوت با فرهنگ والدین خود رشد کنند ممکن است فاصله بین نسلها گسترده تر شود. ممکن است جوانان خانه روستایی خود را به خاطر یافتن زندگی بهتر در شهر ترک کنند، یا از طریق دیدن تصاویر فیلم های سینمایی،‌ تبلیغات تجاری یا نمایشهای تلویزیونی بی ارزش به کشورهایی که آرمانی می پندارند بروند، تا مشکلاتشان پایان یابد.
نوجوانان ممکن است ابتدا به خاطر معاف بودن از مجازات به علت بزهکاری،‌ طعمه شبکه های توزیع مواد مخدر غیر قانونی شوند، ولی بعدها ممکن است این فعالیت ها را بسیار مهیج و پر درآمد و همچنین پر زرق و برق بیابند.
سیمای نمونه توزیع مواد مخدر به وسیله نوجوانان،‌ نوجوانی ست که از خانواده های مشکل دار، ترک تحصیل کرده، از نواحی حاشیه ای شهرهای بزرگ که احتمالاً‌ مدتی از عمر خود را در نهادهای مراقبتی گذرانده است.
طبق برآورد یونیسف در سال ۱۹۹۰ در سراسر جهان نزدیک به ۱۰۰ میلیون کودک خیابانی ولگرد وجود داشته که از این عده ۴۰ میلیون در آمریکای لاتین،‌ ۳۵-۳۰ میلیون در آسیا و بیش از ۱۰ میلیون در آفریقا بوده اند. بیشترین کودکان بخش عمده ای از ساعات روز خود را در خیابانها می گذرانند ولی خانواده و جایی برای خوابیدن هم دارند. برآورد شده که ۵ % از این کودکان کاملاً‌ به حال خود رها شده اند. نسبت پسر بچه ها در بین کودکان خیابانی بیشتر است، ولی دختر بچه ها قربانی پیامدهای خطرناکتری ـ مانند سوء استفاده و استثمار جنسی و دچار شدن به بیماریهای منتقله از راه آمیزش جنسی، از جمله ایدز می شوند. گاهی ( ولی نه همیشه ) اعتیاد به مواد مخدر عامل مستعد کننده ای ست که کودکان را به خیابانها می کشاند. در برخی کشورها سرعت شهرنشینی، فاجعه های طبیعی و ناآرامی های سیاسی عوامل سهیم در کشاندن کودکان به خیابانها هستند.
شهر نشینی و خدشه دار شدن اجتماع سنتی و ساختار خانواده، در بسیاری از کشورها رشد سریعی داشته و گذران زندگی از طریق کشاورزی به امید واهی داشتن یک زندگی بهتر در شهرها ترک شده است. فقر در شهرها می تواند به از گسیختن یکپارچگی خانواده، از یاد بردن کودکان، و بیرون راندن آنها از خانواده بیانجامد،‌ یا کودکان خود خانه شان را ترک کنند و به خیابانها پناه ببرند. چنین کودکانی ممکن است والدینی داشته اند که مواد مخدر را به عنوان تسکین موقتی ناراحتی خود انتخاب کرده، به این ترتیب در سیکلی معیوب گیر می افتند. فرهنگ مواد مخدر نوعی رضایت خاطر ساختگی ، و در بعضی اشخاص راه و روشی خطرناک برای زندگی فراهم می آورد.
در برخی دیگر کشورها فرهنگ مواد مخدر به شکلی ناگسستنی در زندگی کودکان خیابانی تنیده شده، این کودکان مواد مخدر را به عنوان وسیله ای موقتی برای رهایی از احساس بیچارگی، ناداری،‌ ناخوشی جسمی، درد و گرسنگی مصرف می کنند؛ بطور کلی مواد مخدر مصرفی ایاستنشاقی، حشیش، الکل گاهی مشروبات دست ساز یا غیر قابل اعتماد. در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰ بسیاری از کودکان خیابانی در شهرهای برزیل بطور همزمان دو یا سه ماده مخدر را آن هم به مقدار زیاد، مصرف می کردند. ۷۰ درصد از نوجوانانی که در دارالتأدیب ها نگهداری می شدند به خاطر مصرف یا حمل مواد مخدر بازداشت شده بودند. در بین این بازداشت شدگان حدود ۶۰ درصد متهم به جیب بری یا دزدی بودند که بخشی از این کار آنها به خاطر خریدن مواد مخدر بوده است.
در جاهایی که اشتغال به حمل مواد مخدر به اندازه کافی نبوده، کودکان خیابانی به سایر باندهای خلافکار کشیده می شوند و هدف طیف گوناگونی سوء استفاده ها ( از مقاصد پورنوگرافیک تا فروش کودکان (فرزند خواندگی غیر قانونی) یا پیوند غیر قانونی اعضاء )از کودکان قرار می گیرند. پس از آن که این کودکان یکبار به دام بزه و خلافکاری بیفتند، ممکن است دیگر هرگز نتوانند در زندگی ترقی کنند.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هنگام بودن دسترسی به مواد فرار مانند بنزین، چسب و حلال ها در کشورهای رو به پیشرفت و جوامع دور افتاده این مواد را وسیله ای انتخابی برای سوء‌ مصرف ساخته، و مصرف این مواد از دوران کودکی حتی از ۵ سالگی شروع می شود، سوء مصرف این مواد بر دشواریهای چند گانه بهداشتی کودکان بار سنگین دیگری اضافه می کند. کودکان به اثرات مستقیم مصرف مواد مخدر دچار می شوند که ممکن است شامل آسیب مغز به خاطر سوء‌ مصرف حلال ها و بنزین، روان پریشی به خاطر سوء مصرف حشیش، آمفتامین ، اکس و مواد توهم زا،‌ خشونت به خاطر مستی الکل، و خطر ابتلا به ایدز و هپاتیت B‌ به خاطر استفاده از سرنگ و سوزن مشترک باشد. همچنین کودکان پیامدهای شیوه زندگی در محیطهای سوء مصرف از مواد مخدر را تجربه می کنند: مانند خشونت، انحراف جنسی، بزهکاری، دوری از تحصیل، نداشتن فرصت های تفریحی و اشتغال، جدا ماندن از همسالان، دور افتادن از خانواده، و نداشتن سرپناه و امنیت. فرهنگ و اقتصاد مواد مخدر بخش جدایی ناپذیر زندگی بسیاری از این کودکان می شود. در بعضی جوامع کودکان خیابانی با تولید مواد مخدر، حمل مواد، خرده فروشی و فراهم آوردن مراقبت و حفاظت از توزیع کنندگان مواد مخدر به زندگی خود ادامه می دهند. در جاهایی که کودکان خیابانی در مشاغل مواد مخدر بکار گرفته شوند نوعی سلسله مراتب وضعیت کودکان در خیابان را تعیین می کند. از دیدگاه این کودکان، فرهنگ کودکان خیابانی به شدت جزو فرهنگ مواد مخدر است.
کودکان خیابانی فقط در کشورهای رو به پیشرفت دیده نمی شوند، این کودکان در محله های فقیر نشین حاشیه شهرها در کشورهای پیشرفته صنعتی (مانند ایالات متحده آمریکا، کانادا، استرالیا و ایتالیا ) هم پرسه می زنند. در مطالعه ای که بر روی ۸۲ کودک خیابانی ۱۹-۱۴ ساله در استرالیا گزارش شده که این کودکان بطور متوسط ۱۰ ماده مختلف روانگردان را تجربه کرده،‌ و ۴۵ % آنان هروئین هم مصرف کرده اند.

 

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 30000 تومان در 250 صفحه
300,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد