تحقیق در مورد اثرات متقابل اکوسیستمهای کشاورزی و اکو سیستمهای طبیعی

word قابل ویرایش
13 صفحه
4700 تومان

اثرات متقابل اکوسیستمهای کشاورزی و اکو سیستمهای طبیعی

با شروع فعالیتهای کشاورزی ، اکو سیستمهای کشاورزی در سراسر جهان ، اکوسیستمهای طبیعی را دگرگون کرده و جایگزین آنها شده اند. تداوم فرایند تبدیل فرایند تبدیل اراضی برای فعالیتهای کشاورزی اثرات منفی و زیانباری بر تنوع موجودات زنده و فرایندهای اکولوژیکی که این چشم اندازهای طبیعی را ساخته اند. به همراه داشته است اگر چه اشکال دیگر سودجویی انسان از طبیعت از قبیل شهرنشینی و معدن کاوی در تغییر زیستگاهی و کاهش تنوع زیستی در مقیاس وسیع دخیل بوده اند.

ولی فعالیت کشاورزی به انضمام چرا و تولید چوب ، نقش عمده ای در تغییرات محیطی در مقیاس زیست شهر ایفا نموده و موجب تهدید سیستمهای حمایتی حیات در جهان میشود یکی از اهداف مهم توسعه کشاورزی پایدار برگشت ، از این اثرات تخریب و غفلت است . تولیدات کشاورزی را می توان به گونه ای انجام داد که به حفاظت منابع زنده و کیفیت محیط کمک کند. کشاورزی پایدار و حفاظت از منابع زنده هر دو در جهت نگه داری باروری اکوسیستم ها فعالیت کرده و به حفظ تنوع زیستی و محدود ساختن فعالیتهای انسانی بر همه اکو سیستمها ، حفظ تنوع زیستی طبیعی صرفاً از طریق حمایت اکو سیستمهای طبیعی از تاثیرات انسانی امکان پذیر نخواهد بود و مدیریت اکو سیستمهای کشاورزی و مدیریت حفاظت هر دو از یک اصل اکولوژیک منشاء گرفته اند.

 

محیط های کشاورزی :
توسعه کشاورزی در محیطهایی که در گذشته طبیعی بوده اند باعث شکل گیری و گسترش لکه های غیر یکنواخت موزائیکی زیستگاههای مختلف کشاورزی شده است . مجموعه این اراضی ممکن است به صورت فشرده مدیریت شده و به طور دائم برای اهداف تولیدات کشاورزی دچار تخریب شوند. اما قطعاً

قسمتهایی (زمینه های باتلاقی ، کرانه های ساحلی و تپه ماهور ها ) ممکن است به صورت نسبتاً طبیعی رها شده و قسمتهای دیگری (مرزهای بین مزارع ، مناطق اطراف ساختمانها جاده ها و نوارهای بین مزارع و مناطق طبیعی مجاور آنها ) ممکن است گاه در معرض تخریب قرار گیرند ، اما بهر حال به صورت فشرده مدیریت نمی شوند. به علاوه اکو سیستمهای طبیعی ممکن است به صورت مناطق مرزی و یا احاطه شده در مناطقی باشند که تولیدات کشاورزی در آنها

غالبیت دارد.
سه بخش که سه جزء عمده محیطهای کشاورزی از آنها ناشی می شوند تقسیم کرد :
۱ـ مناطق تولید کشاورزی که به صورت فشرده مدیریت می شوند و به طور منظم در معرض تخریب هستند ، این مناطق اغلب به گونه های گیاهی غیر بومی اهلی شده

اختصاص دارند.
۲ـ مناطقی که تاثیر انسان بر آنها ملایم بوده و یا کاهش یافته است این گروه حد واسط به شاغل چراگاهها ، جنگلهای مدیریت شده برای تولید چوب ، ترخیصها و سایر مناطق مرزی و سیستمهای جنگل زراعی می باشند . این نوع اراضی اغلب شامل مخلوط گونه هایی بومی و غیر بومی گیاهی بوده و به عنوان زیست مکانهای بسیاری از گونه های جانوری نیز عمل می کنند.

۳ـ مناطق طبیعی ، این اراضی برخی خصوصیات ساختاری و ترکیب گونه ای اکوسیستمهای اصلی را که به طور طبیعی در منطقه حضور دارند حفظ می کنند البته این مناطق ممکن است از نظر اندازه کوچک باشند ولی دارای برخی گونه های غیر بومی بوده و تا حدودی در معرض تخریب انسان قرار می گیرند.
الگوهای محیطهای کشاورزی :

در درون موزائیک محیطهای کشاورزی بسته به این که سه جزء فوق چگونه در کنار هم قرار می گیرند ، سه الگوی مشترک و قابل تشخیص وجود دارد :
۱ـ یک منطقه طبیعی و یک منطقه مدیریت شده برای تولیدات کشاورزی توسط

منطقه ای که تاثیر انسان بر آن ملایم یا اندک است تفکیک می شود .
۲ـ مناطق طبیعی به صورت نوارها ن راهروها یا لکه هایی در داخل مناطق تولید کشاورزی شکل می گیرند.

۳ـ مناطقی که تاثیر انسان بر آنها ملایم یا اندک است در درون یک منطقه تولید کشاورزی گسترده شده اند.
یک متغییر مهم در الگوی موزائیکی محیطهای کشاورزی درجه یکنواختی یا تنوع آنها است. هنگامیکه اراضی تولیدات کشاورزی غالب بوده و بوسیله لکه ها یا نوارهای دو نوع دیگر اجزای محیطهای کشاورزی جدا نشوند چشم انداز آنها نسبتاً یکنواخت می باشد. در مقابل اراضی غیر یکنواخت لکه های ، غیر زراعی و طبیعی فراوان دارند. شدت غیر یکنواختی اراضی کشاورزی در مناطق مختلف متغییر است. در بعضی مناطق جهان (برای مثال قسمتهای غرب ایالات متحده

)استفاده زیاد از مواد شیمیایی کشاورزی ، فن آوریهای مکانیکی ، لاینهای با خویشاوندی ژنتیکی نزدیک ، آبیاری در سطوح وسیع ، اراضی کشاورزی را نسبتاً یکنواخت کرده است . در چنین مناطقی ، اراضی زراعی تقریباً در سطح وسیع به تولید یک گیاه زراعی اختصاص دارد. در دیگر مناطق ( بطور مثال استان چیان گسوتسه چین) استفاده از کشاورزی سنتی با حداقل نهادهای صنعتی موجب غیر یکنواختی شدید در محیطهای کشاورزی شده است که احتمالا حتی بیشتر از غیر یکنواختی موجود طبیعی می باشد.

مناطق کشاورزی به خاطر ساختار موزائیکی آنها ، از نظر اکولوژیکی یک محیط قطعه قطعه شده هستند. هر لکه ، قطعه ای است که بوسیله سایر اجتماعات غیر مشابه اکولوژیک از دیگر لکه های مشابه جدا شده است . این قطعه ای شدن از یک سو ممکن است بر جمعیتهایی که در زیست مکانهای خاصی محدود هستند اثرات منفی داشته باشد. از سوی دیگر ، محیطهای قطعه ای و غیر یکنواخت دارای تنوع گامای زیادی هستند.
تجزیه و تحلیل محیطهای کشاورزی :

در سطح اراضی کشاورزی ، حرکت و جابجایی مواد و موجودات زنده بین قطعات زیستگاه عامل مهمی در حفظ مجموعه فرایندهای اکولوژیک است. آنچه که در یک منطقه از اراضی کشاورزی روی می دهد می تواند، بر سایر مناطق اثر بگذارد ، مطالعه این عوامل و چگونگی شکل گیری آنها بوسیله الگوهای مکانی محیطهای کشاورزی به عنوان اکولوژیکی محیطهای کشاورزی شناخته می شود. اکولوژی محیطهای کشاورزی به خاطر کمکی که به درک چگونگی شکل گیری بخشهای مختلف محیطهای غیر یکنواخت کشاورزی و اثرات متقابل آنها می کنند ، پایه های مناسبی را برای مدیریت اراضی کشاورزی فراهم می سازد. (پارت و همکاران ، ۱۹۹۰) تجزیه و تحلیل عکسهای هوایی و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) دو ابزار مهم در اکولوژی محیطهای کشاورزی هستند. با استفاده از این ابزار الگوهای اراضی کشاورزی موجود را می توان با آنچه در گذشته مشاهده شده و می توان تغییراتی که حادث شده را با اطلاعات حاصل از سیستمهای زراعی ارتباط دارد و نقش اکو سیستمهای زراعی را در حفظ اثبات و پایداری محیطهای کشاورزی به خوبی درک کرد. به این ترتیب مبنایی برای طراحی برنامه های مدیریتی که کلیه عناصر موجود را مورد توجه قرار می دهند فراهم خواهد شد.
مدیریت در سطح محیطهای کشاورزی :

هنگامیکه مدیریت اکو سیستمهای کشاورزی در سطح محیط کشاورزی انجام می شود ، تضادی را که اغلب بین اکو سیستمهای طبیعی و سیستمهای مدیریت شده تولید وجود دارد می توان با روابط سود بری متقابل جایگزین کرد.

اکو سیستمهای طبیعی و اکو سیستمهای لکه ای نیمه طبیعی موجود در محیطهای کشاورزی منبعی برای اکو سیستمهای کشاورزی هستند و این اکو سیستمها نیز می توانند به جای نقش منفی ، ترجیحاً نقشی مثبت در حفظ انجام اکو سیستمهای طبیعی بر عهده گیرند.

مفهوم مدیریت در سطح محیطهای کشاورزی : به معنی لحاظ کردن اکو سیستمهای طبیعی و تنوع زیستی بومی در تصمیمات مدیریتی و طراحی اکو سیستمهای زراعی است بنابراین مدیریت در سطح محیطهای کشاورزی می تواند بوسیله هر کشاورزی که کنترل مستقیمی بر بخش کوچکی از اراضی کشاورزی یک منطقه دارد، انجام گیرد.

اصل بنیادی در مدیریت محیطهای کشاورزی :
۱ـ ایجاد تنوع در محیطهای کشاورزی از طریق افزایش تراکم.

۲ـ اندازه فراوانی و تنوع و زیستگاههای محصولات غیر زراعی است.
این لکه ها از نظر شدت بروز تخریب در آنها و میزان طبیعی بودن متفاوت می باشند آنچه در آنها مشترک است . توانایی آنها در عمل به عنوان مکانی برای انجام فرایندهای اکولوژیک طبیعی است به علاوه زیستگاه مناسبی برای گیاهان یا جانوران مفید یا بومی فراهم خواهد کرد.

زیستگاههای محصولات غیر زراعی که به صورت لکه ای در محیطهای کشاورزی ظاهر می شوند به شیوه های مختلفی بر مناطق تولیدات کشاورزی اثر متقابل دارند. برای مثال وجود یک زیستگاه غیر زراعی در کنار یک محصول زراعی ممکن است پناهگاه جمعیتهای بومی گونه های زنبور پارازیت باشد که می توانند به درون مزرعه حرکت کرده و آفتی را پارازیت کنند . راهروها و معابری که دارای پوششی از گیاهان بومی هستند ، نمونه ای از روابط پیچیده تر می باشند. این

راهروها می توانند کودهای محلول نشست یافته را از مزارع زراعی خارج کرده ، حضور گون های مفید را بهبود بخشید و جابه جایی گونه های جانوری بومی به درون و بین اجرای محیط کشاورزی را ممکن می سازد. ایجاد تنوع در سطح محیطهای کشاورزی مزایایی را برای گونه های بومی اکو سیستمهای کشاورزی به همراه دارد. هنگامیکه تنوع به دقت طراحی و مدیریت شده باشد. این مزایا به حداکثر رسیده و اثرات منفی احتمالی نیز به حداقل خواهد رسید. بنابراین تاثیر مدیریت در سطح محیطهای کشاورزی بخش بسیار مهمی از دست یابی به پایداری است.
تنوع در سطح مزرعه :

اولین مرحله دستیابی به تنوع هرچه بیشتر در سطح محیطهای کشاورزی ، در یک مزرعه کاهش و یا حذف کلیه نهادهای کشاورزی است که اثرات منفی بر اکوسیستم های طبیعی و کارکرد اکولوژیکی اکو سیستم های زراعی دارند.
۱ـ آفت کشها مهمترین این نهادهاست.
۲ـ کودهای شیمیایی و آب آبیاری نیز اثرات منفی دارند به علاوه برخی از عملیات معمول در کشاورزی نیز می تواند در تنوع محیطهای کشاورزی دخالت داشته باشند.
۳ـ عملیات کشاورزی شامل شخص مکرر ، رها سازی خاک بدون پوشش گیاهی برای مدتها طولانی ، تک کشی در مقیاس وسیع و قطع یا سمپاش حواشی جاده ها و نهرها هستند.

دومین مرحله تقویت و حفظ گونه های بومی موجود در مزرعه است که اغلب شامل استقرار در حفاظت زیست مکانهای مناسب می باشد.
این زیست مکانها ممکن است در داخل مزارع ، بین مزارع ، در طول جاده ها در نهرها در طول محدوده های شخصی و در مسیر مرزهایی که خانه ها را از مزارع جدا می سازد ، واقع باشند. این زیست مکانها می تواند نوارهای دائمی با قطعات کاشته شده تا گونه های متنوع غیر زراعی با لکه هایی موقتی داخل مزارع باشند.

روشهای ایجاد چنین زیست مکانهایی شامل موارد زیر است :
 کاشت گیاهان پوششی طی ماههای زمستان ، این محصول ممکن است منبع غذایی حمایتی یا پوشش برای گستره ای از گونه های جانوری بخصوص برای پرندگان که در سطح خاک لانه می گذارند ، فراهم سازد.
 رها سازی و عدم برداشت نوارهایی از محصولات نظیر ذرت یا گندم که این امر منبع غذایی برای گونه های جانوری بومی فراهم می سازد.
 در مزرعه زمانی که کنترل فرسایش ضروری است کاشت گیاهان علفی در مسیرهایی آبی برای افزایش تنوع و دستیابی به اهداف مهم حفاظت محیط.
 در دامنه تپه های مسطح.

 کاشت گیاهان علفی چند ساله یا درختچه ها بر روی دیوارهای جدا کننده سطوح.
 کاشت گیاهان چند ساله در زمینهای که حاشیه ای هستند و یا به فرسایش حساسند و یا برگشت این زمینها به وضعیتی که بیشتر طبیعی است به وسیله امکان توان طبیعی گونه های بومی.

 برگرداندن مکانهای بازه کشی نامطلوب یا زمینهایی با رطوبت نسبتاً دائم در مزرعه به زمینهای مرطوب طبیعی .
 حفظ درختان بومی در داخل و اطراف مزارع به عنوان آشیان و مکان شکار برای پرندگان بومی.
 تهیه آشیان مصنوعی برای شکارچیان بومی و پرندگان و دیگر گونه های بالقوه برای پرندگان سودمند است.
مناطقی که برای اکو سیستم کشاورزی حاصل می شود :

از آنجایی که شرایط محیطی حاکم به مرز بین اکو سیستم های زراعی و طبیعی ترکیبی از دو اکو سیستم مجاور می باشد به این ترتیب در این محدوده گونه های متعلق به هر دو اکو سیستم همراه با گونه هایی خاص شرایط حاشیه ای ، با هم دیده می شوند. در بسیاری از موارد تنوع و تراکم زیستی در مرزها یا حاشیه بیشتر از جوامع مجاور می باشد که این پدیده را در اصطلاح اثر حاشیه ای می نامند. اثرات حاشیه أی با سطح حاشیه طول و عرض و درجه اختلافات بین محیطهای مجاور آن مشخص می شود. منابع حاصل از محیطهای حاشیه ای برای سیستم های زراعی به تدریج شناخته شده است . در بررسی منافع که روی اثرات حاشیه ای محیطهای مجاور بر حمایت حشرات در محصولات زراعی صورت گرفت و گزارش شده که حاشیه ها و محیطهای مناسبی برای تکثیر و

حفاظت از دامنه وسیعی از عوامل کنترل بیولوژیکی آفات کشاورزی می باشند. بعضی از حشرات مفید در محیطهای اشغال شده به وسیله محصولات زراعی به خصوص در مزارعی که آفت کش ها استفاده می شود نمی توانند برای مدت طولانی بقای خود را حفظ نمایند و در نتیجه این حشرات به حاشیه مزارع پناه می برند و از این طریق به مزارع وارد و یا از آن خارج می شوند و از مزارع عمدتاً برای تغذیه یا تخم گذاری استفاده می شود . هنگامی که جمعیت میزبانهای اولیه آنها در مزارع کشاورزی وجود نداشته باشد مثل فصول خشک یا زمانی که محصول زراعی در زمین نیست وجود میزبانهای ثانویه در سیستمهای حاشیه ای می تواند از دیگر میزبانها باشد که باعث حفظ بقای این حشرات در طول زمان می شود با شناخت بهتر شرایطی که در مناطق حاشیه ای برای تنوع و حفظ جمعیت موثر حشرات مفید مورد نیاز است. ایجاب می نماید تا مدیریت این مناطق به عنوان بخشی از فرایند مدیریت در اکو سیستم های خشکی لحاظ شود.
حفاظت از اکو سیستم های طبیعی مجاور :
حاشیه ها می توانند به عنوان یک منطقه تعدیل کننده عمل کنند که سیستم های طبیعی را از اثرات منفی احتمالی ناشی از عملیات زراعی جنگل داری و چرا حفاظت کنند. مناطق حاشیه ای به عنوان یک عامل تعدیل جریان باد ، سطوح رطوبت ، درجه حرارت و تشعشعات خورشیدی مزارع کشاورزی را تغیر مدهند به این ترتیب این شرایط محیطی اثرات قابل توجهی را برا اکو سیستم های طبیعی مجاور نخواهد داشت . این تغییرات بخصوص برای گونه هایی که در جنگل های دست نخورده زندگی می کنند از اهمیت زیادی برخوردار می باشند. یک تغییر ناگهانی در حاشیه ممکن است باعث شود باد ، گرما و نور خورشید به داخل جنگل نفوذ کرده و عامل از بین رفت ترکیب گونه ای آن شود. مناطق تعدیل کننده می توانند نقش مهم دیگری داشته باشند. به عنوان مثال می توانند از انتشار آتش از مناطق باز سیستم های زراعی به اکو سیستم های طبیعی جلوگیری می کنند. در مناطقی که آتش برای سوزاندن بقای گیاهی باقی مانده از محصول قبلی استفاده می شود این حفاظت از اهمیت بیشتری برخوردار است.
اکولوژی لکه بودن زمینهای کشاورزی :

لکه ای بودن زمینهای کشاورزی تاثیر مهمی در فرایندهای اکولوژیکی در سرتاسر زمینهای کشاورزی دارد. در قطعات رویشگاههای مشابه که از هم جدا شده اند تنوع زیستی گاها زیاد است .در یک چنین شرایطی اندازه و شکل قطعات و فاصله بین آنها به عنوان عوامل مهم در تعیین تنوع زیستی منطقه در طول زمان

محسوب می شوند. هنگامی که زمینهای کشاورزی قطعات اکو سیستم های طبیعی را از هم جدا می کنند قطعات جدا شده از نظر اکولوژیکی همانند جزایر عمل می کنند . بر اساس تئوری جغرافیایی زیستی جزایر می توان فرض کرد که اکو سیستم های طبیعی و کشاورزی می توانند موانعی به منظور جا به جایی گونه های گیاهی و جانوری مختلف ایجاد نمایند یک جمعیت از یک گونه خاص موجود در یک منطقه ممکن است از دیگر جمعیت ها جدا نشده باشد. یا اینکه ممکن است بین قطعات تبادل افراد صورت پذیرد هر زیر مجموعه جمعیتی می تواند در نهایت از نظر ژنتیکی جدا شده و یا نابود گردد.
نقش کشاورزی در حفاظت تنوع زیستی منطقه ای و جهانی

توسعه کشاورزی اساساً ارتباط بین فرهنگ بشری و محیط طبیعی را تغییر داده است . در گذشته نه چندان دور تاریخ بشر هنگامی که تمامی کشاورزی در سطح کوچک و سنتی بود اکو سیستم های کشاورزی به صورت قطعات کوچکی در سرتاسر اکو سیستم های طبیعی را حفظ کرده است باعث افزایش در محیط نیز شده است بالعکس امروزه زمینهای کشاورزی غالب بوده ولی هنوز قطعات زیستگاههای طبیعی در داخل آن به چشم می خورد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 13 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد