دانلود مقاله بررسی عزت نفس بین زنان متأهل و مجرد

word قابل ویرایش
66 صفحه
7700 تومان

بررسی عزت نفس بین زنان متأهل و مجرد

چکیده
در این تحقیق،به بررسی عزت نفس بین زنان متأهل و مجرد پرداخته شد بدین ترتیب که میزان عزت نفس را با تست کوپراسمیت مورد سنجش قرار دادیم.

نمونه تحقیق ۳۰ نفر زن متأهل و ۳۰ نفر مجرد در نظر گرفته شد، پس از بدست آوردن نمرات خام، جدول توزیع فراوانی، شاخصهای گرایش مرکزی و پراکنش، نمودارهای چند ضلعی ترسیم شد و در نهایت از طریق آزمونt گروههای مستقل به بررسی تفاوت بین عزت نفس دو گروه پرداختیم .
از آنجائیکه t بدست آمده کوچکتر از t جدول بود به این نتیجه رسیدیم که تفاوتی بین عزت نفس زنان متأهل و مجرد وجود ندارد .

مقدمه
در روان شناسی شخصیت و روان شناسی اجتماعی مباحث جنجال برانگیزی مطرح می شوند، این مباحث جذابیت خاصی را برای محققین ایجاد نموده و زمینه مساعدی را برای برپایی تحقیقات بنیادی و کار بردی فراهم ساخته اند. یکی از موضوعاتی که همواره به مانند پلی ارتباط بین روان شناسی شخصیت و روان شناسی اجتماعی را ایجاد می کند،مبحث خویشتن است . در مبحث خویشتن ، عزت نفس ، کنترل خویشتن و… عنوان می گردد .
در حال حاضر، تحقیقات فراوانی در زمینه عزت نفس صورت می گیرد که عوامل شکل دهنده آن را معرفی خواهند کرد .(کریمی، یوسف،۱۳۶۴، ص ۲۴ )

در زمینه عوامل مؤثر بر عزت نفس عنوان می گردد که عوامل گوناگونی در ارتباط با آن می باشند ،که این پژوهش هدف آن است از تفاوت های متعددی که بین مجردین و متأهلین وجود دارد عزت نفس مورد ارزیابی قرار می گیرد. به عبارت دیگر رابطه ازدواج و عزت نفس مورد بررسی قرار می گیرد .

موضوع تحقیق:
بررسی میزان عزت نفس بین زنان متأهل و مجرد.

فایده، اهمیت، هدف تحقیق:
یکی از زیر بنایی ترین و مهمترین عوامل مؤثر در سلامتی روان ، عزت نفس می باشد. چنین به نظر می رسد که بحث پیرامون این موضوع ،یک ضرورت اساسی ، به منظور ارتقاء سطح بهداشت روانی در جامعه می باشد .
نیاز اصلی و اساسی ما در زندگی داشتن احساس خوب در مورد خودمان است ، ما نیاز داریم که خود را از نظر جسمی ، فکری و احساسی و عاطفی انسان خوب و با ارزش بدانیم. چنین احساسی ، نیاز قطعی و اساسی است که بدون دادن اعتبار و ارزش لازم به خودمان هرگز قادر نخواهیم بود تا از احساس آرامش و آسایش درون برخوردار شویم.( نینوایی ،۱۳۷۵،ص ۱۴ـ۱۳)
زنان در جامعه از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند . نیمی از جمعیت را زنان تشکیل می دهند . این قشر از حساسیت خاصی برخوردار است که اگر به نیاز آنها توجه کافی مبذول نشود، مسلماً خسارت های زیانباری چه از لحاظ اقتصادی ـ اجتماعی به جامعه وارد خواهد آمد .

پس با توجه به اهمیت موضوع عزت نفس و قشر وسیعی از زنان که در جامعه زندگی می کنند برآن شدیم تا به بررسی عزت نفس در بین زنان بپردازیم . از طرفی یکی دیگر از مسائلی که در زندگی زنان مورد توجه قرار گرفت مسأله ازدواج است تصمیم گرفته شد که به بررسی عزت نفس در بین زنان متأهل و مجرد پرداخته شود تا مشخص گردد آیا بین زنان متأهل و مجرد از لحاظ عزت نفس تفاوتی وجود دارد یا خیر؟ اگر تفاوتی مشاهده می شود در پی علل باشیم تا پس از شناخت عامل در پی رفع آن برآییم .

فایده دیگر این تحقیق این است که به بالا بردن شعور فرهنگی ایرانیان کمک کنیم تا به نقش اساسی زن در جامعه پی برده شود و به این ترتیب قسمتی از مشکلاتی که سبب آن زنان هستند در جامعه رفع شود .

فرضیه های تحقیق :
در این تحقیق برای رهنمود بخشیدن به فرآیند پژوهش فرضیه های ذیل عنوان می گردند :
فرض صفر
بین میزان عزت نفس و متغیر ازدواج در بین زنان ارتباط معنی داری وجود ندارد.

فرض خلاف
بین میزان عزت نفس و متغیر ازدواج در بین زنان ارتباط معنی داری وجود دارد .

تعریف عملیاتی :
۱ـ عزت نفس طبق تعریف فرهنگنامه ای : ارجمندی خود ، گرامی داشتن خود ، عزیز دانستن خود ( عمید، ۱۳۶۳ ، ص ۸۶۳ )
۲ـ عزت نفس تصورات ، نگرشها ، ارزیابی هایی که شخص به طور مدام درباره خود انجام می دهد ( کوپر اسمیت ، ۱۹۶۷ )

الف) مفاهیم نظری تحقیق :
عزت نفس یا خود ارزیابی ، اثرات برجسته ای در جریان فکری ، تمایلات ، ارزشها و هدفهای شخص دارد و کلید فهم رفتار اوست . به منظور شناخت کیفیات روانی انسان و پی بردن به روحیات او باید به طبیعت و میزان عزت نفس و معیارهای قضاوت وی درباره «خویشتن» آگاهی یافت . یکی از الگوهای ساختاری عزت نفس «مفهوم خود» است که به توضیح آن می پردازیم .

مفهوم خود
انسان در فرایند جامعه پذیری می آموزد که « خود» را به عنوان موجودی مستقل و جدا از دیگران باز شناسد . خود دارای هویت مشخصی است که دیگران در برابر او واکنش نشان می دهند. نوزاد انسان در بدو تولد مفهومی از خود ندارد و آگاهی از هستی خویش را در فرایند اجتماعی شدن می یابد .
خود شامل تمام افکار، ادراکات و ارزشهایی است که من« آنچه هستم» و « آنچه می توانم انجام دهم» را شامل می شود. این خود ادراک شده به نوبه خود هم بر ادراک فرد از جهان و هم بر رفتار او تأثیر می گذارد .

سه جنبه که جیمز برای خود قائل می شود عبارتست از :
الف ـ جنبه مادی (مثل آب و …)
ب ـ جنبه روانی( حالات هوشیاری، نگرشها و…)
ج ـ جنبه اجتماعی ( تشخیص و شناسایی دیگران از من)

ابعاد عزت نفس
۱ـ تنفر از خود
کسانی که برای خود عزت نفس اندک قائلند، به حقارت خود معتقدند و دوست داشتنی نیستند. آنها از خود انتظارات غیر منطقی دارند ، همیشه به شدت از خود انتقاد می کنند ، از موقعیتهای اجتماعی هراسناکند ، انتظار شکست می کشند و می خواهند همیشه در حاشیه باشند .

۲ـ شک و تردید درباره خود
افراد دارای عزت نفس متوسط از ویژگیهای چندی برخوردارند. آنها به خود شک می کنند ، خوشبین بوده و انتقاد کمتری را می پذیرند، مایلند خود را با دیگران تطبیق دهند ، آنها برای برطرف کردن تردید خود جویای شناخت و تأیید بیرونی هستند . مسأله اصلی این افراد عدم اطمینان است . آنها در واقع بازیگر نقشی هستند که دیگران را خوشحال می کند نه خود را .

۳ـ تأیید خود
کسانی که برای خود عزت نفس زیادی قایلند ، اساساً به خود اعتماد دارند . چنین حالتی آنها را علاقمند می سازد که با تمام وجود به استقبال مسایلی بروند و ابراز وجود کنند . این امر به آنها شجاعت می دهد تا در مقابل تهدیدها ایستادگی نمایند. چنین افرادی گوشه گیر نبوده ، انتقاد را می پذیرند، ناکامیها را تحمل می کنند . شکست آنها را از پا در نمی آورد و از نظر جسمی سالمند . با وجودی که از نقاط ضعف و قدرت خود آگاه هستند ، از خود انتقاد نکرده ایراد نمی گیرند .( ستوده ، ۱۳۷۶، ص ۲۷۲،۲۷۱)
البته نگرش دیگری نیز در مورد عزت نفس وجود دارد و آن اینست که افرادی وجود دارند که در مورد «خود» واقع نگر نیستند یعنی بیش از آنچه هستند نسبت بخودشان نگرش مثبت دارند و این عده کسانی هستند که دچار احساس بزرگ منشی دارند و بنظر افراد متکبر و از خود راضی می آیند .

نقش خانواده در شکل گیری عزت نفس:
روان شناسان بر نش قاطع تجارب عاطفی اولیه ( بویژه رابطه مادر و کودک ) در تعیین احساسات، هیجانات و خود ارزشمندی تأکید دارند. به اعتقاد آنان قبل از اینکه نظام شناختی فرد و افکار مربوط به ارزشمندی خود، تکوین یابد، میزان پذیرش کودک بر عزت نفس تأثیر می گذارد .

راجرز کسی که اصطلاح پذیرش یا توجه مثبت غیر مشروط را بکار برد ، اولین کسی است که مستقیماً در مورد نقش روابط خانوادگی در شکل گیری مفهوم خود و عزت نفس صحبت نموده است . او فرض می کرد که عزت نفس بالا ، از محیط خانوادگی که محبت را به اطاعت و یا موفقیت خود مشروط نمی کند، ناشی می شود . والدین کودکان با عزت نفس بالا به طور غیر مشروط ( فقط به خاطر خود کودکان ) به آنان عشق و محبت می ورزند و آنها را با همه ویژگیهایی که دارند، می پذیرند . (پریش، ۱۹۹۱)

باس نیز بیان می کند ، عشق و محبت غیر مشروط والدین هسته عزت نفس را تشکیل می دهد . این قبیل والدین هیچ شرطی قائل نمی شوند، بنابراین کودکان آنها نیز یاد می گیرند که مهمترین افراد زندگی( یعنی والدین) آنها را فقط به دلیل اینکه« هستند و وجود دارند » ارزشمند می دانند .
بیشتر نظریه پردازان اتفاق نظر دارند که زیر بنای عزت نفس در خانواده و در نخستین سالهای زندگی بر اثر نگرش و طرز رفتار والدین نسبت به کودک ایجاد می شود . به نظر می رسد که نگرش و تعامل کودک و والدین در سه زمینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است . اولین حیطه به میزان پذیرش ، علاقه و گرمی ابراز شده نسبت به کودک مربوط می شود .

به طور کلی ، اکثر نظریه پردازان اتفاق نظر دارند که پذیرش یا توجه مثبت غیر مشروط ، پیش نیاز اصلی برای عزت نفس مثبت است .
حوزه احساس دوم در تعامل والدین و فرزندان به آسان گیری و تنبیه مربوط
می شود . اطلاعات موجود نشان می دهند که والدین کودکان با عزت نفس بالا ، خواسته های مشخص و روشنی دارند که با عزمی راسخ اعمال می شود . والدین کودکان با عزت نفس پایین ، برخلاف این الگو ،‌کمتر راهنمایی می کنند و معمولاً به جای پاداش، از تنبیه استفاده میکنند . تسلط ، طرد و تنبیه شدید منجر به عزت نفس پایین می شود . کودکان تحت این شرایط ، تجربیات کمتری از عشق و موفقیت بدست می آورند و گرایش به مطیع بودن و گوشه گیری و گاه پرخاشگری دارند .
حوزه حساس سوم در تعامل والدین و کودکان در مورد اعمال رویه های دموکراتیک است . والدین کودکانی که عزت نفس بالایی دارند ، مجموعه قوانین گسترده ای برقرار میکنند و اشتیاق زیادی به اعمال آنها دارند ، ولی رفتارها در محدوده تعیین شده ، غیر اجباری و با پذیرش حقوق و عقاید کودک همراه است . والدین کودکان با عزت نفس پائین محدودیت های نامشخص و اندکی را تعیین
می کنند و روشهای نظارت مستبدانه ، سلطه جو ، طرد کننده و سازش ناپذیر دارند .
کوپر اسمیت ۱ از مطالعه نوجوانان به این نتیجه رسید که علاقه عمیق کودکان و پذیرش آنها ، مشخص کردن دقیق محدوده اعمال آنها و راهنمایی براساس قوانین روشن ، آزادی در اعمال فردی که در این محدوده مشخص قراردارد ، رفتار غیر تنبیهی و احترام به عقاید کودکان تا حد زیادی در رشد عزت نفس بالا دخیل است .
در نتیجه به طور خلاصه والدین فرزندانی که عزت نفس بالایی داشتند ، غالباً طرز برخوردها و شیوه های رفتاری زیر را دارا بودند :
۱- آنها پذیرنده ، مهربان و درگیر بوده و مشکلات و علائق بچه ها را مهم تلقی میکردند .
۲- آنها سختگیر بودند به این معنی که قوانین را به دقت ، به طور مستمر گوشزد کرده و بچه ها را تشویق می کردند تا آنان معیارهای سطح بالای رفتاری را رعایت کنند.
۳- آنها آزاد منشانه رفتار میکنند ، به طوری که عقاید بچه را در مورد تصمیماتی از قبیل ساعت خوابشان در نظر می گرفتند و کودک را در برنامه ریزی های خانوادگی ، شرکت می دادند .

عوامل مؤثر در رشد عزت نفس :
کوپر اسمیت چهار عامل اساسی را در رشد عزت نفس دخیل می داند :
نخست : میزان دریافت رفتارهای احترام آمیز و پذیرا که شخص از افراد مهم زندگی اش دریافت می دارد . در نتیجه ما خودمان را همان گونه که ارزیابی می شویم ارزیابی میکنیم .
دوم : تاریخچه موفقیتها و همچنین پایگاه و مقامی که در جهان دارد .

سوم : شیوه تفسیر تجارب و موفقیتهاست که براساس ارزشها و آرزوهای فرد صورت میگیرد .
چهارم : نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش می باشد . افراد ممکن است اعمال تحقیر کننده دیگران و یا شکست های خود را کاهش ، تحریف یا کاملاً سرکوب نمایند . ممکن است حتی قضاوت دیگران را رد کرده یا کاهش دهند و یا برعکس ممکن است به قضاوت های افراد دیگر حساس باشند این توانایی دفاع از عزت نفس تجربه اضطراب راکاهش داده و به حفظ تعامل شخص کمک می کند .

زمینه های عزت نفس :
عزت نفس اجتماعی :
مشتمل بر عقاید کودک در مورد خودش به عنوان یک دوست برای دیگران است.
آیا کودکان دیگر او را دوست دارند ؟ آیا افکار و عقاید او برای آنها ارزشمند است ؟ آیا او را در فعالیتهایشان شرکت می دهند ؟ آیا از ارتباط و تعامل با همسالان خود احساس رضایت می کند ؟ کودکی که نیاز های اجتماعی اش برآورده شود ، احساس خوبی در این زمینه خواهد داشت .

عزت نفس تحصیلی :
عزت نفس تحصیلی مبتنی بر مقدار ارزشی است که فرد به عنوان یک دانش آموز برای خود قائل است .

عزت نفس خانوادگی :
عزت نفس خانوادگی از عقاید کودک در مورد خودش به عنوان عضوی از خانواده سرچشمه میگیرد کودکی که از محبت و احترام ویژه والدین و همشیره ها برخوردار است در این زمینه عزت نفس بالایی خواهد داشت .

عزت نفس جسمانی :
تصور جسمانی ترکیبی از ویژگیهای جسمانی و توانایی های بدنی است . عزن نفس کودک در این زمینه بر اساس رضایت از وضعیت جسمانی و ویژگی های ظاهری قرار دارد . نوعاً دختران بیشتر به خصوصیات بدنی و پسران به توانایی های جسمانی (قدرت بدنی) اهمیت می دهند .

عزت نفس کلی :
عزت نفس کلی کودکان بیشتر ارزیابی کلی «خود یا خویشتن» است و همانطور که بیان شد بر اساس ارزیابی فرد از خودش در همه زمینه ها قرار دارد . عزت نفس کلی از اعتقاداتی مانند من یک شخص خوب هستم یا من اغلب چیزهای مربوط به خودم را دوست دارم ناشی می شود . (بیابانگرد ، ۱۳۷۲ ، ص ۲۲ و ۲۳)

عزت نفس و عملکرد سودمند :
اکثریت نظریه پردازان کمال معتقدند افرادیکه از میزان عزت نفس بالایی برخوردارند عملکرد خوبی را نشان می دهند مدارک بی شماری از این عقیده حمایت بعمل می آورد .
با مرور تحقیقات فراوانی که در زمینه عزت نفس وجود دارد متوجه می شویم که میزان عزت نفس با سطح سازگاری با روی زندگی ارتباط دارد .
از این تحقیقات نتیجه گیری دیگری نیز بدست آمده است :
۱- بهداشت روان شناختی و جسمانی مطلوب و استقامت در برابر تأثیرات فشار روانی
۲- رضایتمندی از شغل ، تحصیل ، زندگی شخصی
۳- اظهار شایستگی و اعتقاد به این عمل که تلاشهای فعالانه با موفقیت در حیطه های گوناگون مورد تقویت قرار میگیرد .
۴- بازی و همکاری با دیگران و سئوال کردن در کلاس درس
۵- رقابت در مدرسه ، محیط شغلی و موقعیت های اجتماعی
۶- خلق مناسب و افسردگی پایین
۷- ارتباط با دیگران و توانایی برای شناخت نیازها و تمایل یاری رساندن به دیگران
۸- انتقاد و مخالفت با عقاید سنتی دیگران

۹- مقاومت و عدم تسلیم در مقابل همنوایی اجتماعی
بطور خلاصه اشخاصی که عزت نفس بالایی دارند احساس خوشحالی و رضایتمندی را در زمینه های گوناگون زندگی تجربه می کنند . آنها براین باورند که تلاشهای فعالانه به کسب پاداش منجر می شود و بدین علت اینگونه کوششها را به نمایش می گذارند هرچند که این افراد به پاداش خود دست می یابند ولی در حیطه های متنوع زندگی با دیگران رقابت می کنند و از لحاظ جسمانی و روان شناختی عملکرد مناسبتری را نشان می دهند .

و همچنین آنها به دیگران علاقه مند هستند و در مواقع ضروری از ارائه کمک رویگردانی نمی کنند . اما بخاطر داشته باشید که این عمل رابرای تأیید اجتماعی انجام نمی دهند و اگر دیگران با انها مخالفت کنند هیچگونه ترسی را به خود راه نمی دهند .

علت اصلی کدام است ؟
بنظر می رسد که فرض نمائیم آندسته از افرادیکه عملکرد خوبی دارند یک نظریه خویشتن نگری مطلوب را بروز می دهند که میزان عزت نفس را به حاکثر ممکن افزایش می دهد .
از طرف دیگر بدیهی است که اندسته از افرادیکه فکر می کنند در زندگی تلاش فراوانی می نمایند و رفتارهای سودمندی را از خودشان نشان می دهند میزان عزت نفس خود را بالا می برند با توجه به نتایج تحقیقات روان شناختی میزان عزت نفس بالا موجبات عملکرد بارور را فراهم می سازد اما سئوال اسن است که آیا میزان عزت نفس معلول و یا علت عملکرد بارور است ؟
پاسخ این سئوال را از طریق تحقیقات آزمایشگاهی داده خواهد شد و باید در این تحقیقات تمام متغیر ها قابل کنترل و مشاهده پذیر باشند در حقیقت اگر میزان عزت نفس افراد افزایش یابد کارایی شخص نیز تغییر می کند .
هاستروف۱ (۱۹۷۰) یک جلسه گروهی را ترتیب می دهد که در آن جلسه هنگام روشن شدن چراغ سبز رنگ افراد حق صحبت کردن دارند . میزان عزت نفس آندسته از افرادی که اجازه گرفته بودند تا بیشتر صحبت کنند (بنابراین تأثیر بیشتری رابر گروه بجا گذاشتند) افزایش یافته بود .
گلفاند۲ (۱۹۶۲) متوجه گردید هنگامیکه آزمودنیهای تحقیق در وظایف تجربی موفق می شوند عزت نفسشان افزایش می یابد و هنگامیکه در این آزمایش موفق نمی شوند عزت نفس آنها کاهش می یابد .

فیتر۳ (۱۹۶۹) دریافت که اجرای تکالیف پیچیده باعث افزایش عزت نفس دانشجویان می شود . بنابراین اگر شخصی عملکرد باروری را انجام دهد موجبات افزایش عزت نفس خویش را فراهم ساخته است . همچنین اکثر مدارک مطرح می کنند که افزایش عزت نفس موجب بروز عملکرد سودمند می شود .
استین۴ (۱۹۵۸) دو معلمی را انتخاب نمود که تواناییهای یکسان داشتند . یک معلم آموزش دیده بود تا از طریق ارائه متناوب جایزه (تشویق) عزت نفس شاگردان را افزایش دهد و معلم دیگر از روشهای آموزش استاندارد شده استفاده کرد آندسته از دانش آموزان که در میزان عزت نفس پیشرفت نموده بودند تشویق شده به سطوح بالاتری از پیشرفت تحصیلی دست یافتند .
کیسلر و بارال (۱۹۷۰) متوجه شدند که اگر دختران جذاب دانشگاه در مقایسه با دختران غیر جذاب دانشگاه به پسران دانشگاه ابراز علاقه نمایند عزت نفس پسران دانشجو افزایش می یابد .
در یک مطالعه منتشر شده آزمودنیها وظایف خاصی را در خانه انجام دادند . مبادرت ورزیدن به این تمرینات باعث عزت نفس شده بود . همچنین محقیقین متوجه گردیدند که این آزمودنیها بعد از اینکه تمرینات آزمایش را انجام داده به خلق مناسبی دست یافتند ، همنوایی اجتماعی اندکی را نشان دادند .
بنظر می رسد همبستگی بالا بین عزت نفس و عملکرد مؤثر وجود دارد . عملکرد سودمند عزت نفس را افزایش میدهد و همچنین عزت نفس بالا موجبات عملکرد بارور را فراهم می سازد .

ب) دیدگاههای نظری در مورد عزت نفس:
عزت نفس در متون اسلامی
عزت نفس از ترکیب دو کلمه عزت و نفس است . عزت از ریشه «عز» است که از نظر لغوی به معنای عزیز شدن، ارجمندی و خلاف « ذل» است . (عمید،۱۳۶۳،ص۸۶۳) در قرآن به معنای نیرومند،بزرگوار،تقویت و یاری ذکر گردیده است .(بختیاری،۱۳۷۵،ص۳۹)

نفس از نظر لغوی به معنای جان،تن، شخص،انسان و حقیقت است. (عمید،۱۳۶۳،ص۱۱۶۶)
نفس در قرآن کریم به عنوان یک تعبیر مجازی از حقیقت و ماهیت انسان به کار رفته است و نوسانات وجود انسان را نشان می دهد و حکایت از سه رتبه صعود و نزول در انسان می کند که عبارتند از نفس امّاره لوّامه و مطمئنه. گاهی نیز از هوای نفس صحبت می شود ما ابری نفسی ان النفس الاماره بالسوء (۵۳ یوسف)

نفس علاوه بر تدبیر و اداره فعالیت های غریزی و امیال حیوانی، به تنظیم و اداره فعالیتهای فوق شعوری و جنبه های ملکوتی وجود انسان می پردازد. تمامی فعالیتهای گوناگون در وجود انسان با رهبری و تدبیر نظارت نفس صورت می گیرد. بنابراین خودهای مختلف درجات و مراتب مختلفی از یک حقیقت است که نفس انسانی نامیده می شود . وقتی نفس به پایین ترین درجه خود نزول پیدا می کند به تدبیریون که متعلق به عالم طبع است می پردازد خود حیوانی ،خود طفیلی ووقتی به درجات بالا صعود نموده و جنبه های ملکوتی را اداره می کند، خود قدسی یا خود واقعی انسان نامیده می شود (سادات،۱۳۶۹،ص۶۴)

در احادیث نیز به دو نوع خود توجه شده است :
علی (ع) می فرماید « به نفس خود رو کن با رو گردانی از آن»
آنجا که امر به مخالفت با نفس و مجاهده با آن شده است . مراد غوطه ور شدن در خودخیالی است و آنجا که از کرامت نفس سخن به میان آورده مقصود همان خودملکوتی یا واقعی است .
علی (ع) می فرماید:«هیچ جهادی به پای جهاد با نفس نمی رسد .»

در آیات قرآن ترکیب عزت نفس به معانی مختلف چون«خویشتن قوی» یا«من سخت» و«من مقاوم» به کار رفته است که همانا یک نیروی کنترل درونی انسان است.(بختیاری،۱۳۷۵،ص۳۹) در متون اسلامی عزت نفس به معنی کرامت خود ، معرفت نفس و شرافت نفس بکار رفته است و این احساس کرامت و بزرگواری سرچشمه همه کمالات اخلاقی و تمایلات عالی می شود .
امام هادی می فرماید:«اگر کسی در نزد خود خوار شود از شر او ایمن مباش» (سادات،۱۳۶۹،ص۷۳)

عزت نفس از دیدگاه روان شناسان:
۱ـ کوپر اسمیت (۱۹۶۷) می گوید : عزت نفس عبارتست از یک قضاوت شخصی در موردبا ارزش بودن یا بی ارزش بودن، قبولی یا عدم قبولی خود که در نگرش او متظاهر می شود . در حقیقت شخص ممکن است خود را آنطور که مردم
می بینند ، ببیند.
۲ـ دکتر شاملو: او معتقد است (۱۳۶۳) عزت نفس عبارت از ارزیابی و ارزشیابی مداومی که شخص نسبت به ارزشمندی (خویشتن خود ) دارد.
همچنین عزت نفس را می توان این چنین تعریف کرد :عزت نفس به عنوان یک نیاز ، شامل احساساتی است که انسان به داشتن آن،در یک سیستم متقابل اجتماعی محتاج است ، بدین معنی که ما نیاز داریم تا مشترکات احساسی خود را با دیگران رد وبدل نماییم و در درون خود احساس کنیم که با ارزشیم، همچنین احساس می کنیم که دیگران ما را با ارزش می پندارند و معتقد باشیم که آنان هم با ارزشند .

۳ـ راجرز: عزت نفس ، عبارتست از ارزیابی و ارزشیابی مداوم که شخص
نسبت به ارزشمندی خویشتن خود دارد ،است و عزت نفس نوعی قضاوت
شخص نسبت به ارزشمندی وجودی می باشد . این خاصیتی عمومی است و در
همه انسانها وجود دارد. در انسان نه یک حالت محدود و گذرا بلکه ثابت و دائمی است .
۴ـ آبراهام مزلو: اواز عزت نفس به عنوان یک نیاز یادکرده، می گوید: همه افراد جامعه ها (غیر برخی بیماران) به یک ارزشمندی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان تمایل یا نیاز دارند . معنایی که می توان از عزت نفس بیان کرد ، تعبیر زیبایی از شافنل است که از عزت نفس به عنوان « احساس وجود و خروش شخصیت یاد

می کند.»
۵ـ ویلیام جیمز: تحلیلی را در بیان عزت نفس ارائه می دهد، مبنی بر اینکه آرزوها و ارزش هایی که آدمی برای خود تصور می نماید، و بطور کلی عزت نفس وی، نسبت توانایی های واقعی و بالفعل بآنچه خواستار آنیم محاسبه می شود که آن را با فرمول زیر ابراز می دارد:
عزت نفس =
۶ـ ماسن: عزت نفس عبارتست از «ارزیابی و ارزشیابی فرد نسبت به خویشتن خویش» پس بطور کلی عزت نفس عبارتست از احساس های ارزشمندی و ارزشیابی واقعی در مورد خود .
۷ـ گرین وبرکلر، عزت نفس را شامل احساس خوب داشتن درباره خود، دوست داشتن خود،دوست داشته شدن و رفتار خوب دیگران با او،احساس موفقیت و احساس توانایی و راحتی در رهبری و تأثیر گذاشتن بر دیگران می دانند. (ستوده،۱۳۷۶،ص۲۶۸)
۸ـ فرنچ(۱۹۶۸) و وارگو(۱۹۷۲) از عزت نفس به عنوان یک سپر فرهنگی در مقابل اضطراب نام می برند .
۹ـ گرینبرگ در تبیین اینکه چرا به عزت نفس نیاز داریم بیان می کند که چون عزت نفس ما را از اضطراب محافظت می نماید .(گرینبرگ،۱۹۹۲)

ج ـ تحقیقات انجام شده
۱ـ تحقیقات انجام شده در خارج:
در بررسی عزت نفس اولین کار توسط ویلیام جیمز(۱۸۹۰) صورت گرفت او معتقد بود که تصور فرد از خود در حین تمایلات اجتماعی معینی از زمانی که متولد شده و مورد شناسایی دیگران قرار می گیرد کسب می شود. (ویلی،جن، ۱۹۸۲، ص۲۳۶)

روزنبرگ(۱۹۶۵) نخستین مطالعات عینی را در دو زمینه عزت نفس انجام داد وی تأثیر متغیرهای اجتماعی (طبقه اجتماعی ـ نژادـ مذهب ـ ترتیب تولد ـ ارتباط بین والدین) را بر عزت نفس گروه زیادی از نوجوانان انجام داد. او دریافت که افرادی که عزت نفس بالایی دارند احساس عدم وابستگی، امنیت، تمرکز در کار و مسئولیت
می نمایند.(اسمیت،۱۹۶۷،ص۴۶)
برک اور(۱۹۶۷) رابطه مثبت و معناداری بین تصور از خود در زمینه توانایی های درسی و نمرات اجتماعی بدست آورد .(کوپر اسمیت،۱۹۶۷،ص۵۳)

تحقیقات دیگری در سال ۱۹۶۸ بر روی نوجوانان ۱۲ـ۱۰ ساله نشان داد که ایجاد تغییر در آموزش خانواده باعث تغییر نگرشهای فرزندان آنان در زمینه های اعتماد و اطمینان به خود و نحوه بحث و گفتگو شد و همچنین عزت نفس بچه ها نیز اصلاح شد .

۲ـ تحقیقات انجام شده در ایران:
بر اساس تحقیقی که در سال ۷۰ـ۶۹ توسط اسماعیل بیابانگرد در تهران بر
روی دانش آموزان دبیرستانی در مورد عزت نفس و منبع کنترل و پیشرفت
تحصیلی انجام شد چنین نتایجی حاصل شد : همانند تحقیق کوپر اسمیت (۱۹۶۷) افراد با عزت نفس بالا بیشتر از افراد با عزت نفس پائین احساس اطمینان، خلاقیت، با استعداد بودن و ابراز وجود می کنند .وی بین این سه متغیر رابطه ای معنادار مشاهده نمود .

تحقیق دیگری توسط هادی پور شافعی در سال ۱۳۷۰ در دانشگاه تربیت
معلم انجام شد و نشان داد که بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد . تحقیقی در سال ۱۳۷۰ توسط خانم معصومه دانشی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با عنوان عزت نفس بین نوجوانان دختر و پسر صورت
گرفت که نشان داد تفاوت معناداری بین عزت نفس دختران وپسران نوجوان وجود دارد .

تحقیقی که توسط صالحی در سال ۱۳۷۳به منظور بررسی اثر تعدد نقش و احساس رضایت از آن بر میزان عزت نفس و فشار روانی بر دبیران مشهد انجام شد نشان داد که :بین میزان نقش پذیری زنان و میزان استرس آنها رابطه ای معنادار وجود ندارد . بین رضامندی و استرس رابطه ای وجود ندارد و بین نقش پذیری زنان و عزت نفس رابطه وجود دارد .

مقدمه:
در این فصل سعی شده است روش تحقیق ، جامعه مورد تحقیق، نمونه و روش نمونه برداری، روش جمع آوری اطلاعات، مشخصات پرسشنامه و روش تجزیه و تحلیل مورد بحث قرار گیرد .

جامعه مورد تحقیق:
در این تحقیق جامعه پژوهش زنان و دختران معرفی می شوند .

نمونه و روش نمونه گیری:
با استفاده از روش نمونه گیری ساده ۶۰ نفر از دختران و زنان انتخاب گردیدند که انتخاب هر کدام از اعضاء مستقل بوده و هر کدام شانس انتخاب مساوی داشتند . در بین ۶۰ نفر به تعداد مساوی ۳۰ نفر مجرد و ۳۰ نفر متأهل انتخاب شدند . حتی المقدور تلاش شد تا نمونه معرف جامعه باشد.

روش جمع آوری اطلاعات:
با استفاده از پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت اطلاعات جمع آوری شدند .
مشخصات پرسشنامه:
کوپر اسمیت(۱۹۶۷) مقیاس عزت نفس خود را بر اساس تجدید نظری که بر روی مقیاس راجرز و دیموند(۱۹۵۴) انجام داد تهیه و تدوین کرد . این مقیاس دارای ۵۸ ماده است که ۸ ماده آن یعنی شماره ۶و۱۳و۲۰و۳۴و۴۱و۵۵و۴۸ دروغ سنج است . در مجموع ۵۰ ماده آن بر ۴ خرده مقیاس عزت نفس کلی ،عزت نفس اجتماعی، عزت نفس خانوادگی (والدین) ، عزت نفس تحصیلی (آموزشگاه) تقسیم شده است . حداقل نمره ای که یک فرد ممکن است بگیرد صفر و حداکثر ۵۰ خواهد بود . چنانچه پاسخ دهنده از ۸ ماده دروغ سنج بیش از ۴ نمره بیاورد بدان معنی است که اعتبار
آزمون پایین است و آزمودنی سعی کرده است خود را بهتر از آن چیزی که هست جلوه دهد .

در تحقیقی که بر روی ۲۳۰ نفر در سال (۱۳۷۰) بر روی دانش آموزان سال سوم دبیرستانهای تهران صورت گرفت میانگین بدست آمده ۴/۲۵ است . لذا افرادی که در این آزمون بیشتر از میانگین نمره بگیرند دارای عزت نفس بالا و افرادی که کمتر از آن نمره بگیرند دارای عزت نفس پایین خواهند بود .

اعتبار و پایایی آزمون:
اعتبار این آزمون بدین معنی که سؤالات موجود در آن عزت نفس را می سنجد مورد تأیید اساتید رشته های روان سنجی و آمار و روش تحقیق آقایان دکتر بهرامی ، دکتر دلاور قرار گرفته است . پرسشنامه ای که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است پرسشنامه ای است که در درجه بالایی از اعتبار و روایی برخوردار است. این پرسشنامه دارای امتیاز بین فرهنگی بودن است زیرا هم بر روی دانشجویان عرب در دانشگاه عربستان سعودی نرم شده است . همچنین توسط آقای حمید رضا اکبری آرزومان(۱۳۷۲) همبستگی بدست آمده نمرات مقیاس کوپر اسمیت با سیاهه عزت نفس الیس پوپ محاسبه شده بود که ضریب همبستگی بدست آمده ۶۵% بود. بنابراین می توان گفت که این قسمت از اعتبار بالایی و قابل اعتمادی برخوردار است .(اکبری، آرزومان،۱۳۷۲) در زمینه پایایی این آزمون باید خاطر نشان کرد که در ایران جهت تعیین ضریب پایایی ، تحقیقی بر روی دانش آموزان و دانشجویان انجام شده ، در این تحقیق ۲۰۰ نفر از دانش اموزان سال سوم و چهارم دبیرستانهای تهران و ۱۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران شرکت داشتند . ضریب پایایی حاصله برای گروه دانش آموزان ۸% بود با توجه ضریب فوق می توان ادعا نمود که مقیاس مزبور از ثبات ، دقت و تکرارپذیری و پیش بینی بالایی برخوردار است و می توان با اطمینان از آن استفاده نمود .(ابراهیمی قوام،۱۳۷۰)

روش تجزیه و تحلیل :
اصولاً طرح این تحقیق بصورت مقایسه ای است ، بدین ترتیب که نمونه را به دو دسته زنان متذهل و دختران مجرد تقسیم کردیم سپس با استفاده از تست عزت نفس کوپر اسمیت نمرات خام هر آزمودنی را محاسبه نموده و در نهایت برای هر گروه جداول توزیع فراوانی ،

نمودارهای چند ضلعی، شاخصهای گرایش مرکزی از قبیل نما، میانه ، میانگین و شاخصهای پراکنش از قبیل دامنه، تغییرات ،واریانس و انحراف استاندارد را محاسبه نموده و از طریق آزمون گروههای مستقل تفاوت بین نمرات عزت نفس دو گروه را سنجیده و به ارتباط بین ازدواج و عزت نفس در بین زنان متأهل و مجرد پی خواهیم برد .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 7700 تومان در 66 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد