دانلود مقاله ترس کودکان

word قابل ویرایش
18 صفحه
4700 تومان

ترس کودکان

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ۱
مقدمه ۲
ترس کودک ۵
پیشگیری و درمان ترس ۶
کمروئی ۱۱
عصبانیت ۱۲
دروغگویی ۱۵
برداشتن بدون اجازه چیزی ۱۶
نظریه اسلام ۱۶
منبع ۱۷

چکیده
شناخت کودک یکی از مقدمات بسیار مهم تعلیم وتربیت است. شناخت کودک باعث می شود تا شما رفتار طبیعی کودکان را بشناسید . بعضی از والدین به علت ناآگاهی از کودکان ، بعضی از خصوصیات و رفتارهای طبیعی کودکان را غیر طبیعی می دانند و فکر می کنند که کودک آنها دارای مشکلی می باشد . آنها به شکلهای مختلف می خواهند جلوی رفتارهای آنها را بگیرند و همین کار باعث مشکلاتی در تربیت کودک می شود. شناخت کودک باعث می شود تا از رفتارهای طبیعی کودک احساس نگرانی نکنید .

شناخت کودک باعث می شود تا نوع و شکل برخورد با کودک را به درستی مشخص کنید و از او انتظار بیش از حد نداشته باشید . سعدی می گوید:
چونکه با کودک سر و کارت افتاد پس زبان کودکی باید گشاد
برای عمل به این حرف که اشاره به حدیثی از پیامبر دارد باید زبان کودکی و دوران کودکی را شناخت . همانطور که کودکان از نظر جسمی با هم تفاوت دارند و رشد جسمی آنها با هم فرق
می کند از نظر خصوصیات روانی ور شد روانی نیز با هم متفاوت می باشند . کودک شما از نظر جسمی و روانی شخصی منحصر به فرد است .

ترس به هر شکل خوب نیست . انسان باید از موقعیتهای خطرناک پرهیز کند واگر بدون اختیار با چنین موقعیتی روبرو شده به خاطر ترس کنترل خود را از دست ندهد . درمواقعی که خطر نسبی است یعنی موقعیتی است که از یک طرف سود دارد و از طرف دیگر زیان،به خاطر ترس تصمیم نگیرد بلکه عاقلانه عمل نماید .
کمرویی یعنی اینکه فرد نمی تواند و جرأت حرف زدن را ندارد و کمروئی او به وسیله اطرافیان ایجاد می شود و برای درمان کمروئی باید کودک را در مجلس حاضر کرد ، او را مسخره نکرد، به اصلاح رفتار او پرداخت ، محبت را به او آموزش داد و ورزش و بهداشت را رعایت کرد .

عصبانیت نیروی نهفته است که بر اثر عاملی بالعکس بروز می کند ، بعضی افراد آن را بروز
می دهند و بعضی بروز نمی دهند . در موقع بروز ندادن باعث بیماریهای داخلی می شود، عصبانیت را باید به طریق مثبت بروز داد و برای جلوگیری از عصبانیت نیازهای کودک را برآورده کنید ، تقویت خشن در کودک نکنید ؛ کودک را تنبیه نکنید ؛ ناراحتی را کنترل کنید ، برای او راههای مقابله با عصبانیت را بیان کنید . از نشان دادن صحنه های منفی و دارای خشونت پرهیز کنید .

دروغگویی را کودک از اطراف یاد می گیرد ، او را نباید تشویق کرد به دروغ گفتن ، با کودک بازپرسانه رفتار نکنید که چرا دروغ گفته است ، به او لقب ندهیم .
کودک در برخی موارد بدون اجازه چیزی را بر می دارد که باید او را آگاه ساخت که آن چیز مال او نیست، ناراحتی از خود بروز ندهید ، او را لقب دزد ندهیم ، در صورت لزوم از مشاور استفاده کنیم .

مقدمه :
پرورش کودک جنبه های مختلفی دارد . قسمتی از پرورش مربوط به جسم کودک می باشد . علاوه بر جسم ، استعدادها ،علم ، عاطفه ، ایمان ،اخلاق و.. نیز باید پرورش پیدا کنند . والدین اولین پرورش دهندگان کودک می باشند . آنها می باید به همه جنبه هایی که باید پرورش یابد توجه نمایند .

والدین هستند که می توانند جهت پرورش بعضی از استعدادهای کودک، او را به دست مربیان بسپارند. از این نظر والدین علاوه بر اینکه خودشان پرورش دهندگان کودکند، با انتخاب سایر مربیان نقش دیگر نیز در پرورش کودک بازی می کنند .
آشنایی والدین با قوانین تعلیم وتربیت بسیار مهم است . این آشنایی باعث می شود تا آنها بتوانند روابط بهتری با فرزندان خود برقرار کنند و موجبات پرورش صحیح آنها را فراهم نمایند .

بسیاری از عادتها در سنین کودکی شکل می گیرند . تغییر این عادتها هر چند که غیر ممکن نیست ، ولی بسیار سخت می باشد . پدر و مادر می توانند عادتهای خوب را در کودکان بوجود آورند و از ایجاد عادتهای نامطلوب جلوگیری کنند . آنها با این کار خود کمک بزرگی به آینده کودک خود می نمایند .

والدین کودکان خود را دوست دارند و به آنها محبت می ورزند ولی گاهی کودکان این مساله را درک نمی کنند . بعضی از کودکان والدینشان را دشمنان خود می دانند و با آنان به خوبی رفتار نمی کنند . والدینی که با قوانین تعلیم و تربیت آشنایی داشته باشند ، محیطی را ایجاد می کنند که با کودکان خود ، دوست باشند و کودکان نیز آنها را دوست دارند . در این خانواده همه به یکدیگر احترام می گذارند و حرف هم را می فهمند .

گاهی کودکان مشکلاتی بوجود می آورند .آنها ممکن است دروغ بگویند ، شیطنت کنند ، حرفهای زشت بزنند،درس نخوانند، به حرف شما گوش ندهند ، لج بازی کنند،از چیزهای ساده بترسند ،زود عصبانی شوند ، بی ادبی نمایند ، سلام نکنند،خواهر کوچکتر خود را اذیت نمایند ، دعوا کنند و … والدینی که با کودکان و نوع رفتار با آنها آشنا هستند به راحتی این مسائل را حل می نمایند .
همه والدین که می خواهند کودکانی خوب ، تربیت کنند و مسائل کودکانشان را به راحتی حل نمایند. آنها می دانند که برای انجام وظایف خود نیازمند اطلاعاتی می باشند و پیوسته در جستجوی این اطلاعات هستند .

حضرت علی (ع) می فرمایند :‹‹ هیچ میراثی مانند ادب نیست ›› .

ترس کودکان
ضرب المثل ترس برادر مرگ است را شنیده اید، یکی از مسائل که جلوی رشد و پیشرفت را می گیرد ترس است . ترس زندگی افراد را به هم می ریزد و باعث رنج آنها می شود . شخصی را تصور کنیدکه از همه حشرات میترسد . با دیدن یک سوسک، مگس یا مورچه وحشت می کند ، چنین شخصی مدت زیادی از زندگی خود را در اضطراب به سر می برد .

اگر به زندگی خود یا دوستان و آشنایان نگاه کنید ، مواردی را پیدا میکنید که ترس باعث نجات انسانها شده است ، همچنین مواردی را پیدا می کنیدکه نترس بودن دردسرهایی ایجاد کرده است . در کنار این موارد جاهایی را می بینید که ترس باعث عقب افتادگی زندگی و تلخی آن شده ، یا به مواردی برخورد میکنید که نترسیدن و شجاعت باعث پیشرفتهای زیادی شده است . با این صحبتها آیا ترس چیز خوبی است یا نه ؟ اکنون مقداری به ترس می پردازیم وآن را بررسی می کنیم .

ترس یک حالت عاطفی است که علامتهای آن شبیه علامتهای اضطراب می باشد . وقتی شخص دچار ترس می شود ضربان قلب او تندتر می شود ،توانایی تمرکز خود را از دست می دهد، به نفس نفس می افتد ، عضلات او منقبض می شود ، بی قرار می شود و ممکن است حرکات غیر عادی نشان دهد ، نمی تواند تمرکز پیدا کند ، ممکن است دچار عرق کردن ، سرگیجه و سردرد شود .

نتیجه ترس این است که انسان را از موقعیتی که باعث ترس می شود دور کند . گاهی این موقعیتها برای انسان خطرناک هستند و دوری از آنها لازم است . درمواردی دیگر موقعیت خطرناکی وجود ندارد ولی ترس ایجاد می شود. اینگونه ترسها را ترسهای غیرواقعی می نامند . بنابراین اولین ضرر ترس در مواقعی است که موقعیت واقعا خطرآفرین نمی باشد .
ترسهای غیر واقعی در طبیعت هیچ انسانی نیستند و بوسیله آموزش بوجود آمده اند . یعنی اشخاص یاد می گیرند که در موقعیتهای غیرخطرناک، بترسند . به راحتی می توان از ایجاد این ترسها جلوگیری کرد و در صورتی که ایجاد شده اند آنها را از بین برد .

اکنون به این مطلب می پردازیم که آیا ترس در موقعیت خطرآفرین صحیح است یا خیر؟ ترس در این مواقع هم مفید نیست و باعث ضررهایی می شود. البته نترسیدن به این معنی نیست که انسان خود را به دام بیندازد و موجب هلاکت خود شود . مثلا شخص بگوید من از چیزی نمی ترسم و خود را از پشت بام پایین بیندازد ، نوجوانی بگوید من از چیزی نمی ترسم بنابراین شروع به کشیدن سیگار می کنم.

نترسیدن یعنی اگر چنانچه به طور اتفاقی با موقعیت خطر روبرو شدید نشانه ای اضطراب در شما ایجاد نشود . ایجاد اضطراب باعث می شود تا شخص سردرگم شود و نتواند هیچ کاری انجام دهد . فرض کنید شخصی با حیوان وحشی روبرو شده است ، اگر خونسردی خود را حفظ کند می تواند فریاد بزند و کمک بخواهد ؛ فرار کند و به جایی پناه ببرد ولی از شدت ترس زبانش بند آمده و دست و پایش قدرت حرکت را از دست داده اند ؛ بنابراین در جای خود می ماند و حیوان به او آسیب می رساند . از موقعیتهای خطرناک باید دوری کرد

ولی نه به دلیل آنکه باعث اضطراب و ترس می شوند بلکه به این دلیل که برای ما خطر دارند و باعث آسیب به ما می شوند و یا کار صحیحی نیستند و نباید آنها را انجام داد . همه شما شنیده اید که حضرت علی (ع) فرموده اند که خدا را به خاطرترس از عذاب نمی پرستیم ، چرا که این کار عبادت بردگان می باشد .

پیشگیری و درمان ترس
همان طور که بیان شد ترسهای غیر واقعی یادگیری می شوند و می توان از آنها جلوگیری کرد . در مورد ترسهای واقعی هم می توان تمریناتی انجام داد که هنگام مواجهه با آنها به شکل منطقی عمل کرد چند مورد زیر در پیشگیری ودرمان ترس کودکان به شما کمک می کند .
۱-دیدگاه خود را نسبت به ترس عوض کنید
ترس را به عنوان پدیده ای خوب و مفید در نظر نگیرید.ترس در هیچ شرایطی و به هیچ شکلی مفید نیست . بعضی والدین دوست دارند که کودکان از آنها بترسند و اعتقاد دارند که این ترس مفید است و می توانند در تربیت کودک از آن استفاده نمایند . این نگرش باعث می شود تا در روشهای خود از آن استفاده کنند .این نگرش صحیح نیست و باید آن را عوض کنید .

کودکان به درجه ای از رشد عقلی و اخلاقی نرسیده اند که بتوانند خوبی ها و بدی ها را به خوبی تشخیص دهند ، بنابراین نمی توانند بدون کمک شما کارهای درست را انجام دهند ؛ مثلا اگر شما کودک را به حال خود بگذارید ، ممکن است که هیچ وقت به فکر یادگیری خواندن و نوشتن نیفتد یا خیلی از مسئولیتهای زندگی خود را نپذیرد . ولی این موضوع به معنی آن نیست که کودک را از عواقب کارش بترسانید و باعث اضطراب او شوید . توجه کنید که منظور ما از ترس به معنی واقعی آن است نه به شکل اصطلاحی،مثلا بعضی ها وقتی می گویند از عاقبت کار بترسانید، منظورشان این است که عواقب و نتایج کار را برای او توضیح دهید . درحالی که منظور این است که کاری کنید که هنگام مواجهه با آن موقعیت ضربان قلبش تند شدن ، به نفس نفس بیفتدو… و مجبور شود تا از نزدیکی به آن موقعیت اجتناب نماید .

حتی اگر کودک خود را تنبیه می کنید ، نباید تنبیه شما باعث اضطراب و ترس کودک شود . بعضی والدین می گویند اگر تنبیه باعث ترس نشود ، فایده ای ندارد ، در حالی که چنین نیست ، چرا که ترس باعث می شود تا عملکرد انسان ضعیفتر از توان او شود . کودکی را در نظر بگیرید که برای جواب دادن درس در جلوی کلاس ایستاده است و ترس شدیدی دارد . آیا می تواند درس را به خوبی جواب دهد ؟ آیا این ترس او باعث می شود تا برای دفعه بعد درس را بهتر بخواند ؟ معلوم است که چنین نیست چرا که حتی اگر درس را بهتر بخواند باز هم نمی تواند پاسخ دهد و سرانجام متوجه می شود که تلاش کردن و نکردن او هیچ فرقی ندارد بنابراین به دنبال راههای دیگری برای فرار از موقعیت ترس می گردد. مثلا ترک تحصیل را پیش می گیرد.

۲- کودک را نترسانید
بعضی موقعیتها باعث ترس کودک می شوند ، این موقعیتها را آرام آرام به کودک معرفی کنید ولی به قدری ادامه ندهید که باعث ایجاد ترس شود .
وقتی حالات هیجانی شروع شد و کودک در آستانه ترس قرار گرفت ، کار خود را متوقف کنید و اجازه ندهید کودک وارد مرحله ترس شدید شود . به طور مثال کودک از اینکه او را به طرف بالا پرتاب کنید می ترسد شما می توانید او را بادست بالا و پایین ببرید . بعد مقدار خیلی کمی او را بالا بیندازید ولی اگر دیدید این کار موجب ترس او می شود ، او را بالاتر نیندازید . بعد از مدتی که این مرحله هیچ واکنش در او ایجاد نکرد، او را کمی بالاتر بیندازید .

اگر کودک به طور مداوم به ترس شدید دچار شود ، ترسیدن را یاد می گیرد و مکانیسم بدن او به شکلی می شود که با دیدن موقعیت خطر، عکس العملهای شدید نشان می دهد . البته در بزرگسالان وضع فرق می کند . یکی از روشهای کاهش ترس در بزرگسالان روش غرقه سازی می باشد ، یعنی شخص را در بالاترین موقعیت ترس قرار می دهند . مثلا شخصی که از آب می ترسد را داخل استخر می اندازند . این روش در بزرگسالان هم خطرناک است و ممکن است واکنشهای هیجانی به قدری شدید باشد که باعث توقف قلب و مرگ شخص شود . با این حال در بزرگسالان با بعضی روشها ، و آزمایشات و مصاحبه های قبل از این کار ، می توان این روش را استفاده کرد . ولی این روش در کودکان اصلا مفید نیست و باعث یادگیری شدید ترس می شود .

چنانچه کودکی بی اختیار ، دچار ترس شد ، نگزارید در آن موقعیت باقی بماند . خونسرد ی خود را حفظ کنید و باترس کودک دچار هیجان نشوید، به آرامی کودک را از آن موقعیت دور نمائید و او را آرام کنید .
مثلا هنگام شب کودک در گوشه ای تنها مشغول بازی است و شما او را ترک کرده اید ،ناگهان برق می رود و همه جا تاریک شده ، این است که دچار ترس شدید می شوید ، شما کنار او بروید ، سپس چراغی روشن کنید و برای آرام کردن کودک تا مدتی او را ترک نکنید و با او بازی نمائید. البته مواظب باشید که باعث تقویت ترس در کودک نشوید ،مثلا بعد از ترسیدن ممکن است او را در آغوش بگیرید و بگویید نترس عزیزم و چنان محبت شدیدی ابراز کنید که کودک تا به حال آن را ندیده است .

بعضی ترسها در کودک وجود ندارد ولی پدر ومادر با بیان آنها باعث ترس کودک می شوند . مثلا برای ساکت کردن کودک او را از ‹‹ لولو›› ‹‹سگ همسایه›› ، ‹‹ آدم خور›› ‹‹ بچه دزد›› و… می ترسانند . به طور کلی هر چیزی که باعث ترسیدن کودک شود را کنار بگذارید .

۳-رسیدگی به نیازهای کودک در ۲ سال اول زندگی
وقتی کودک به دنیا می آید تا وقتی دو ساله می شود ، باید احساس امنیت داشته باشد . در این سن والدین باید به سرعت نیازهای کودک را برآورده سازند،این کار باعث می شود تا کودک در آینده کمتر احساس ترس کند .

۴-ترسهای خود را کاهش دهید
بسیاری از ترسها بوسیله تقلید از والدین بوجود می آید .مادری که از تاریکی،تنها بودن ،بلندی،حشرات ،اشباح می ترسد، باعث می شود تا کودک هم از او یاد بگیرد. پدری که از حیوانات ، انجام کارهای خلاق و گرفتن حق خودش می ترسد ، این ترس را به کودک خود منتقل می نماید . بنابراین ابتدا ترسهای خود را از بین ببرید.

گاهی واکنشهای اضطرابی والدین باعث ترسیدن کودک می شود و این موضوع باعث می شود تا یک موقعیت بی خطر برای کودک به شکل موقعیت خطرناک شود . مثلا پدری در حال پرتاب کودکخود به بالا و پایین است و مطمئن است که کودک را می گیرد و خطری برای او ایجاد نمی شود ولی مادر به طرف پدر می رود و با هیجان می گوید مواظب باش، الان می افتد،حواست را جمع کن و… این حالت سبب می شود تا کودک فکر کند این موقعیت خطرناک است.

۵-ترسهای کودک را مسخره نکنید
ممکن است کودک شما از چیزهای خیلی ساده ای بترسد، با این حال ترسهای کودک را مسخره نکنید. مخصوصا با حالت مسخره آمیز آنها را در برابر اقوام بیان نکنید .

۶-فیلمهای وحشتناک
نمایش دادن فیلمهای وحشتناک برای کودکان باعث ترس آنها می شودو سطح اضطراب آنها را بالا می برد . نمایش این فیلمها قبل از هفت سالگی مخصوصا شبها صحیح نیست . از هفت تا چهارده سالگی هم نمایش این فیلمها خوب نیست و اثرات بدی دارد .

۷-گرفتاری در خطر
مواظب باشید کودک خود را به خطر نیندازید مثلا آب جوش را روی خود نریزد ، از ارتفاع نیفتدو…همچنین محیط را طوری آماده کنید که مجبور نشوید باعث ترس کودک شوید . مثلا کودک به طرف راه پله حرکت می کند و راه پله شما حصار ندارد ، بنابراین شما داد می کشید تا او را از افتادن باز دارید و به این شکل باعث ترس او می شوید .

۸-تلقین ترسو بودن
به کودک تلقین نکنید که ترسو است . ‹‹ بچه من ترسو است››،‹‹ می دانم که می ترسی ولی سعی کن این کار را انجام دهی ››،‹‹چرا این قدر ترسو هستی؟›› و… باعث می شود کودک باور کند که ترسو می باشد .
۹-ناامیدی کودک

کودک را در وضعیتی قرار ندهید که هیچ راه فراری نداشته باشد و هر چه سعی کند ، به نتیجه ای نرسد. این گونه موقعیتها باعث ترس کودک می شوند ، به طور مثال هنگام بازی او را طوری نگیرید که هرچه تلاش کند نتواند از دست شما رها شود ، تا تکلیفی به او ندهید که تمام روز به آن مشغول شود ولی نتواند آن را انجام دهد .

۱۰-روبرو کردن تدریجی کودک با موقعیت های ترس آور
اگر کودک دچار ترسهای غیرواقعی است و از موقعتیهایی که بدون خطر است ، دوری می کند ، باید او را اندک اندک درموقعیت قرار دهید ، تا متوجه شود که خطری متوجه اونمی شود. بیش از حد نگران کودک نشوید و نگویید ،خوب حالا که وحشت دارد نباید به این کار دست بزند.
فرض کنید کودک شما از اینکه به تنهایی در تاریکی باشد می ترسد و فکر می کند که موجوداتی در آنجاست که به او خطر می رسانند . ابتدا او را در اتاقی ببرید که کاملا آن را می شناسد و بعد در حالی که خودتان در کنار او هستید چراغها را خاموش کنید . به کودک توضیح دهید که ببین هیچ چیزی نیست و مثل همان موقع است . فقط تاریک شده و نور از بین رفته است . این کار را چند بار تکرار کنید ، بعد از آن به کودک بگویید که وقتی اتاق تاریک شده کمی از شما فاصله بگیرد و اندک اندک فاصله را زیادتر کنید. بعد از کودک بخواهید درحالی که شما در گوشه ای دیگر از اتاق هستید ، به سمت کلید برق برود و لامپها را خاموش کند. بعد از آن شما بیرون اتاق بایستید و به کودک بگویید داخل اتاق برود و لامپها را خاموش کند . بعد از آن شما بیرون از اتاق بایستید و به کودک بگویید داخل اتاق برود ، چراغها را خاموش کند و به بیرون بیاید.مرحله بعد وارد اتاق تاریک شدن و مدتی در آنجا ماندن است . کم کم شما فاصله خود را از اتاق بیشتر کنید و مدت زمان باقی ماندن در تاریکی را افزایش دهید واین کار را تا برطرف شدن کامل ترس ادامه دهید . توجه کنید که این کار در یک روز امکان پذیر نیست و ممکن است هفته ها طول بکشد تا موفق شوید .

کمرویی
کمروئی به این معنی است که شخص نمی تواند در مواقع خاصی صحبت کند و روابط اجتماعی ایجاد کند . کمروئی در اصل نوعی ترس است . یعنی ترس از روابط اجتماعی. مثلا شخصی نمی تواند از حق خود دفاع کند ، او دوست دارد صحبت کند و چیزی بگوید ولی جرأت اینکار را ندارد، یا اینکه نمی تواند احساسات خود را بیان کند ، نمی تواند به شخصی ابراز محبت کند . کمروئی کودکان گاهی به شکل مطلق است،یعنی کودک اصلا صحبت نمی کند و هیچ حرفی نمی زند . کمروئی کودکان بوسیله والدین ایجاد می شود و ممکن است برای همیشه درکودک پایدار شود .در مورد کمروئی کودکان به نکات زیر توجه کنید .

۱- کودک را از همان ابتدای تولد به جمع دوستان و اقوام ببرید و او را به انها معرفی کنید . بعد همراه با بزرگ شدن کودک، او را همراه خود به جمعهای مختلف ببرید .
۲- وقتی کودک صحبتی می کند ، او را مسخره نکنید و حرفهای او را بی ارزش ندانید و از صحبت کردن او جلوگیری نکنید . مثلا وقتی با دوستان خود صحبت می کنید و کودک هم نظری می دهد به او نگوئید فضولی نکن، این حرفها به تو ربطی ندارد .اگر حرفهای شما بزرگانه است و کودک نباید در آنها دخالت کند ،کودک را به جای دیگر راهنمائی کنید تا به بازی بپردازد و به جمع شما وارد نشود .
۳- هیچ گاه به کودک نگویید که رفتار و صحبتهای تو ناشیانه و زشت است . اگر رفتاری ناشیانه از او می بینید با او تمرین کنید تا رفتارش را اصلاح کند ولی او را پخمه،شلخته و… نخوانید.

۴- اگر خود شما کمرو هستید ، ابتدا کمروئی خود را درمان کنید .
۵- با کودک تمرین کنید تا در هر موقعیت چگونه صحبت کند. مثلا کودک شما وقتی چیزی می خرد و فروشنده باقیمانده پول او را نمیدهد ، خجالت می کشد از او درخواست کند دراین مورد بازی او بازی خرید انجام دهید . ابتدا او را فروشنده کنید و به او بگویید که باقیمانده پول شما را ندهد . شما به او نشان دهید که چگونه مودبانه پول خود را درخواست می کنید .

سپس نقش خریدار را به او بدهید و اشکالات کار او را برطرف کنید. بهتر است با یک فروشنده آشنا صحبت کنید که وقتی کودک شما برای خرید آمد، باقی پول را به او ندهد و وقتی کودک درخواست کرد او را تشویق کند .اگر این کار را نکرده بود همراه هم به مغازه بروید و ازکودک بخواهید تا این کار را انجام دهد سپس همراه فروشنده او را تشویق کنید .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 18 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد