بخشی از مقاله

بررسی اعیاد و جشن های ملی در دیوان فرخی سیستانی


چکیده

ارتباط بین شاعر و آداب و رسوم در هر جامعه بخش اعظمی از ادبیات آن جامعه را تشکیل میدهد که بر آثار شاعران و نویسندگان نیز تاثیر خود را میگذارد. آداب جشن های ملی در اشعار فرخی سیستانی دارای ابعاد وسیعی است.هر چند در اکثر مواقع شاعر به طور مستقیم به این آداب و رسوم اشاره ندارد و به ذکر کلیاتی اکتفا کرده است اما میتوان با بررسی دقیق اشعار فرخی به این مطلب پی برد. اطلاع فرخی از آداب و رسوم مردم زمانه خود باعث شده است که وی در بسیاری از ابیات به آداب ورسوم اشاره ای داشته باشد.مواردی از قبیل آداب جشن های نوروز،مهرگان،سده، بهمنجنه. در این پژوهش سعی بر آن است که آداب جشن های ملی را در اشعار فرخی مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.

واژگان کلیدی:نوروز،فرخی سیستانی،مهرگان،سده،بهمنجنه.


مقدمه

جشن های نوروز،مهرگان،سده و بهمنجنه از جشن های ملی ایران به شمار می رود که در هر دوره با آداب و مراسمی خاص برگذار می شده است . امروزه برخی از این جشن ها و مراسم به دست فراموشی سپرده شده یا در بین مردم کمرنگ تر گشته است از قبیل جشن بهمنجنه یا جشن سده...

در دوره ی غزنویان جشن های ملی با شکوه تمام برگذار می شده است و فرخی در بین اشعار وقصایدش که اغلب مدحی هستند بارها از این جشن ها یاد کرده است.

عید نوروز :

» نوروز آغاز سال پارسیان است ."نوروز"به صورت پهلوی نوگ روز و شکل عربی آن نیروز است.« (گبانچی ،1383، ص(22

سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دوربود یکی آن کـه هـر سیصدوشصـت وپـنج روز و ربعـی از شـبانروز بـه اول دقیقه حمل باز آید به همان وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمد چه هر سال از مدت همی کـم شـود و چـون جمشـید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.(نوروز نامه خیام،1312،ص(2

ایرانیان یک عید ملی دارند وآن جشن شکوه مند آغاز سال نو است. میتوان گفت که از این قبیل اعیاد تنهـا یکـی را نگـاه داشـته وآن را با شکوه تمام برگزار می کنند.این عید معمولا سه روز و در بعضی جاها مثلا در دربـار تـا هشـت روز ادامـه دارد. ایرانیـان جمشید چهارمین پادشاه ایران را بنیان گذار عید نوروز میدانند.(ماسه،2535،ص(194

نوروز بزرگترین جشن ایرانیان از روزگار کهن تا به امروز است و هم چنین نمایان ترین جشن های بهاری جهان به شمار می رود

.بــرای توجیــه پیــدایش جشــن ها،اغلــب انگیــزه هــا و عللــی در تــواریخ یــاد شــده کــه پــاره ای از آن هــا تــوجیهی از حــوادث تاریخی،داستانی و یا ملی و دینی است.نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ طبیعی هستند که اولـی آغـاز بهـار و دومـی آغـاز پـائیز است.(رضی،1384،ص(265

یکی از آداب و رسومی که در دیوان فرخی سیستانی از آن یاد شده است آداب مربوط به عید نوروز می باشد این عید در روزگـار فرخـی در دربار غزنه باشکوه تمام برگزار می شده است و شامل مراسم مختلفی بوده است که در ذیل به آن اشاره می شود.

بار عام دادن:


جا حظ از بار عام شاهان ایرانی در عید نوروز اینچنین می گوید:

از عادات و اخلاق پادشاه یکی این است که یک روز در مهرگان و یک روز در نوروز بار عام دهد و در این دو روز هـیچ کـس را از خرد و بزرگ و دانا و نادان و پست و شریف از بار یافتن باز ندارد و عادت هر یک از پادشـاهان بـر ایـن بـود کـه چنـد روز پیش از بار عام فرمان می داد تا منادیان و جار چیان مردم را آگاه سازند و برای آن روز آماده شوند ، پس هرکس عرض داشـت آماده می شد یکی نامه آماده می نمود و یکی دلیل و برهان بر مظلومیت خود تهیه می کرد و آن دیگری چون آگاه می شـد کـه طرف دعوی به شاه شکایت خواهد برد با او کنار میآمد و آشتی میکـرد. پـس در آن روز شـاه موبـد را فرمـان مـی داد مـردان مورد اعتمادی از همراهان خود را مامور کند که بر در سرای شاهی که برای ورود افراد ملت باز است بایستد تا هیچ کـس از بـار یافتن به حضور شاه باز داشته نشود و منادی از طرف شاه بانگ می زد : هر کس شخصی را از تظلم شاه باز دارد نسبت بـه خـدا و آیین کشور و رسم پادشاهی نافرمانی کرده و هر کس نسبت به خدا نافرمانی کند خدا و شاه دشمن اوینـد و بـا او در جنـگ مـی باشند. ( جا حظ ، نقل از : کریمیان سردشتی ، 1379 ، ص ( 53-52

در گذشته کوشش می شد که انجام و برگزاری مراسمی چون تاج گذاری ،تفویض مقامـات و مناصـب بـه رجـال،اعلام ولایـت عهدی،ازدواج ها و...در جشن هایی مانند نوروز یا مهرگان انجام گیرد.یکی از این گونه مراسم،بار عام بود که شاه بـرای مـردم و دادخــواهی شــان،به کرســی مــی نشســت.هر ســال دوبــار،یکی در نــوروز و دیگــری در مهرگــان.در دو جشــن بــزرگ نــوروز و هرگان،تظلّم و دادخواهی و بارعام شاه و رسوم اهدای پیش کش ها بسیار اهمیت داشت و با تشریفات فراوان اجرا مـی شـد.این رسوم بر مبنا وپایه چگونگی حکومت بر مردم و اجرای عدالت بنیانگذاری شده بود و به همین جهت شاه مراسم دادخـواهی را از خود شروع می کردو نخست خود در حضور موبد موبدان که قاضی بزرگ نیز محسوب می شـد، نشسـته و اعـلام مـی کـرد هـر
کس از وی شکایتی دارد در حضور قاضی تظلّم نماید تا به داد و انصاف برسد.(رضی،1384،ص(359

بار عام دادن در عید از رسوم شاهی است که فرخی در قصیده ای در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود بـه آن اشـاره کـرده است .

عید نوروز بنده دیدن توست عید نوروز بر تو فرخ باد

(دیوان ص 45 ، ب ( 894


جامه ی عید به تن کردن و آرایش کردن:

جامه ی عید به تن کردن و استفاده کردن از عطر و غالیه و آرایـش کـردن نیـز از رسـومی اسـت کـه در دیـوان فرخـی بـه آن اشـاره شـده است.پوشیدن جامه ی نو در هر جشنی در ایران امری بدیهی است، حتی کسانی که درآمد کافی برای نو نواری مـداوم ندارنـد جامـه ای را برای مناسبت های جشن و شادمانی کنار می گذارند. جامه ی پاکیزه ، نـو یـا مناسـب بـرای جشـن پوشـیدن نمایشـی از توجـه و احتـرام بـه دیگران نیز می باشد. در نوروز بسیاری از خانواده ها اگر هم نتوانند بزرگسالان را به جامه ی نو بیارایند می کوشند تـا کودکـان را نـو نـوار کنند. فرخی نیز در تغزل قصیده ای که در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سروده است به این رسـم یعنـی پوشـیدن لبـاس نـو بـه مناسبت عید اشاره کرده است:

عید خوبان سرای آمد و خورشید سپاه جامه ی عید بپوشید و بیاراست پگاه

زلف را شانه زد و حلقه و بندش بگشاد دامنی مشک فرو ریخت از آن زلف سیاه

( دیوان ، ص 353 ، ب ( 7102-7101

هانری ماسه نیز در کتاب خود "معتقدات و آداب ایرانی " به این مطلب اشاره کرده است:

یک هفته به عید مانده هر کس باید لباس نو بخرد ( و یا دست کم کهن جامه خود را به پیراید و آمـاده کنـد.) تـا در عیـد نـوروز بپوشد . اصولاً همه ،بویژه کودکان ، باید لباس نو بپوشند ...ایرانیان عیـد نـوروز را بـه نامهـای گونـاگون مـی نامنـد، منجملـه عیـد رخت نو ، زیرا آدمی هر چند بی چیز باشد در آن عید جامه نو به تن می کند و کسانی که وسیله دارند هر روز عیـد یـک لبـاس

نو می پوشند .(ماسه،2535، ص(252


شعر خوانی در حضور شاه و تهنیت عید نوروز :

با توج به این کـه فرخـی شـاعر دربـار غزنـوی بـوده و بـه عنـوان شـاعری مـداح فعالیـت مـی کـرده اسـت طبیعتـا بـه مناسـبت جشـن هـا و اعیــاد مختلــف مــدایحی را بــه شــاهان و درباریــان هدیــه مــی کــرد و بــه مناســبت در ایــن مــدایح بــه ســتایش ممــدوحان مــی پرداخــت ابیــاتی کــه ذکــر شــد نیــز فرخــی در قصــیده ی در مــدح فخرالدولــه ابــوالمظفر احمــد بــن محمــد والــی چغانیــان و توصــیف شــعر ســروده است که در آن از نوروز یاد کرده و این عید را تهینت گفته است.

فصل بهار تازه و نوروز دل فریب همبوی مشک باد و زمین پر ز بوی بان
هر ساعتی سرشک گلاب از هوا چکد هر لحظه ی نسیم گل آید ز بوستان
تاج درخت باغ همه لعل گون گهر فرش زمین راغ همه سبز پرنیان
صلصل چو بیدلان جهان گشته با فروغ بلبل چو عاشقان غمین گشته بافغان
فرخنده باد بر ملک این روزگار عید وین فصل فر خجسته و نوروز دلستان

( دیوان ، ص 331 ، ب ( 6685-6680


دکتــر غلامحســین یوســفی نیــز در کتــابی کــه در شــرح حــال و زنــدگی فرخــی سیســتانی نگاشــته اســت بــه ایــن نــوع مــدایح اشــاره کــرده اســت : شــاعران در هــر عیــد و روز فرخنــده ی اشــعاری در تهنیــت مــی ســرودند و ســلطان و دیگــر ممــدوحان را مــی ســتودند در دیــوان عنصــری ، فرخــی و منــوچهری قصــایدی از ایــن دســت دیــده مــی شــود بــه طــور کــل چــون ایــن قصــاید مــوجبی بــرای گــرفتن پــاداش و تقــرب بــه دربــار بــود، اغلــب شــاعران و گوینــدگان بــه ایــن کــار تمایــل داشــتند.(ر.ک، یوســفی ، ب، 369 ،ص ( 406 – 405

بیهقی نیز در تاریخ خود به شعر خوانی در حضور شاه در جشن نوروز اشاره کرده است:

»و روز پنجشــنبه هــژدهم مــاه جمــادی الاخــری امیــر بــه جشــن نــوروز بنشســت و هدیــه هــا بســیار آورده بودنــد و تکلــف بســیار رفــت و شـــعر شـــنود از شـــعرا ، کـــه شـــادکام بـــود دریـــن روزگـــار زمســـتان و فـــارغ دل و فترتـــی نیفتـــاد وصـــلت فرمـــود و مطربـــان را نیـــز فرمود.)«بیهقی، 1387، ص( 941

فرخــی در چنــد بیــت دیگــر نیــز ( اغلــب در پایــان قصــاید ) از نــوروز یــاد کــرده و بــه ممــدوح تهنیــت گفتــه یــا جــاودانگی و عــزت و سعادت ممدوح را آرزو کرده است.

جشن مهرگان:
» دردورانهای اولیه ی تمدنی، مردم دو فصل را مورد نظر قرار داده بودند : یکـی بهـار و دیگـری پـاییز ؛ ایـن دو فصـل در سـاز و کارهـای زندگی انسانها موثرترین فصـل هـا بـوده اسـت و بـه تـدریج بـرای اولـی » نـوروز « و بـرای دومـی عیـد » مهرگـان « ترتیـب یافتـه و شـکل گرفت.)«پورداوود ، نقل از : بیانی،1383،ص( 91

مهرگان تاریخی چهار هزار ساله و بیش تـر دارد کـه در راه تکامـل خـود فـراز و نشـیب هـای زیـادی بـه خـود دیـده اسـت.(ر.ک.رجبی، 1387،ص (103

کهن ترین منبع پس از اسلام مربوط به دوران پیش از اسلام شاهنامه فردوسی اسـت کـه در ضـمن آن، شـاعر دربـاره ی بـر تخـت نشسـتن فریدون در مهرگان ابیاتی را سروده است. این نکته می تواند یادآور این مطلب باشد که جشن مهرگان از هزاره های دور آن قدر نزد مردم اهمیت داشته که فریدون برای تاجگذاری خود این روز را برگزیده است. ابن بلخی نیز معتقد است که روزی را کـه فریـدون بـرای شـروع فرمانروایی خود برگزید جشن گرفته شد. به طور کل از آن چه از منابع دوران اسلامی به خصوص دیوان شاعران می توان فهمید آن اسـت که مهرگان به نام فریدون بوده و آن را جشن فریدون می خوانده اند که بدین ترتیب نوعی جنبه ی رسـمی و حکـومتی نیـز بـدان داده مـی شده است.(ر.ک. بیانی، 1383،ص( 85

» جا حظ بصری این جشن را به فریدون نسبت داده می گوید : فریدون در روز مهر، ماه مهر ضحاک ستمگر را زندانی نمود و ابتـدای ایـن جشن را دو هزار و پنجاه سال بعد از نوروز یاد می کند.« (جا حظ، نقل از : پیران ، ( 77/7/13

بلعمی مورخ بزرگ نیز جشن مهرگان را به فریدون و روز بر تخت نشستن وی نسبت می دهد.(ر.ک . عنقا ، ( 81/7/16

ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه و التفهیم این جشن را به پیروزی کاوه ی آهنگر و فریـدون بـر ضـحاک نسـبت مـی دهـد و مـی گوید : سبب آنکه ایرانیان این روز را بزرگ دانسته اند این است که کاوه ی آهنگر علیه ضحاک قیام کرد و مردم را بـه اطاعـت از فریدون دعوت کرد مردم دور فریدون جمع شده ، ضحاک را گرفتند و در کوه دماوند محبوس ساختند ، پرچم کاوه را عزیـز داشتند و آن را به جواهرات گوناگون و نفیس مزین ساختند.( بیرونی، نقل از : کاظمی ، ( 87/7/19

فرخی نیز در ضمن چند بیت جشن مهرگان را به فریدون نسبت می دهد.نمونه ابیات:

مهرگان جشن فریدون ملک فرخ باد بر تو ای همچو فریدون ملک فرخ فال

( دیوان ، ص 221 ، ب ( 4410

جشن فریدون خجسته باد و همایون ب عضد دولت آن بدیل فریدون

( دیوان ، ص 288 ، ب ( 5746

تا برآیین بزرگان عجم بزم سازد به خزان و به بهار
همچنین مهر به شادی و طرب بگذارد صد دیگر به شمار

(دیوان ، ص141،ب(2780 -2779

مهرگان و آمدن سیمرغ :

از آنجا که سیمرغ ، پرنده ی افسانه ی و اساطیری جایگاهی مهم در تاریخ این دوران داشته است می توان دریافت که " مهرگـان " آن مقدار حائز اهمیت بوده که سیمرغ می بایست به یمن آن جشن بال بر سر ایران بگستراند . در تاریخ اساطیری ایران ، سـیمرغ در مواقع خاص و استثنایی ظاهر می گشته است . ( بیانی ، 1383،ص( 95

فرخی نیز در ضمن قصیده ای در مدح سلطان محمود غزنوی به این باور اساطیری یعنی تناسب مهرگان و ظاهر گشتن سیمرغ اشاره دارد:

مهرگان آمد و سیمرغ بجنبید از جای تا کجا پر زند امسال و کجا دارد پای

( دیوان ، ص 366 ، ب ( 7391


شعر خوانی در جشن مهرگان :

در دوره ی غزنویان پادشاهان غزنوی مهرگان را با شکوه تمام جشن می گرفتند در این جشن هدایای بسـیار بـه دربـار فرسـتاده مـی شد سلطان در برابر خوانی می نشست و بزرگان گرداگردش می نشستند و شـعرا تهنیـت عیـد را کـه سـروده بودنـد مـی خواندنـد و موسیقی دانان نواهای خوش ساز می کردند. (رجبی، ( 87/7/15

در واقع در این گونه جشن ها ، شاعران به جای هدایایی که حکام برای شاه می فرسـتادند ، اشـعاری را در توصـیف جشـن و شـاد بـاش در حضور شاه میخواندند و پاداش دریافت می کردند .

و روز یکشنبه چهارم ذوالحجه به جشن مهرگان نشست ( امیر مسعود ) و از آفاق مملکت هدیه ها کـه سـاخته بودنـد پیشـکش را در آن وقت بیاوردند و اولیا و حشم نیز بسیار چیز آوردند و شعرا شعر خواندند وصلت یافتند که این خداوند شعر میخواست و بـر آن صلتهای شگرف می فرمود. (بیهقی،1387، ص( 752

فرخی نیز به این رسم در دوره غزنوی اشاره کرده است.نمونه:در مدح ابو احمد محمدبن محمودبن ناصرالدین:

جز این یک قصیده که از من شنیدی هزاران قصیده شنو مهرگانی

( دیوان ، ص 371 ، ب ( 7502

شب مهرگان بود من مدح گویم خداوند را هر شب مهرگانی

( دیوان ، ص 383 ،ب ( 7770


من ز ین خزان بشکرم کاین مهرگان اوست و ز من امیر مدح نیوشد به مهرگان

( دیوان ، ص 296 ،ب ( 5929


مهرگان و ماه روزه :

گاه اتفاق افتاده است که جشن مهرگان با ماه رمضان مصادف شده است.

در دوره ی غزنوی هر گاه جشن مهرگان با ماه رمضان تقارن پیدا می کرد ، به احترام این ماه ، مراسم مهرگان ساده تر برگزار مـی شـد.این مطلب را از ابیاتی که فرخی در ضمن قصایدش به این مناسبت سروده است می توان دریافت.نمونه:در مدح خواجه ابوعلی حسنک وزیر:

مهرگان امسال شغل روزه دارد پیش در خواجه از آتش پرستی توبه داد او را مگر

( دیوان ، ص 193 ، ب ( 3861

روز او فرخنده باد و روزه اش پذیرفته باد وین خجسته مهرگان از روزها فرخنده تر

( دیوان ، ص 193 ، ب ( 3885

یکروز مانده باز ز ماه برزگوار آیین مهرگان نتوان کرد خواستار

آواز چنگ و بربط و بوی شراب خوش با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار

( دیوان ، ص 153 ، ب ( 3049 -3048

مهرگان رسم عجم داشت به پای جشن او بود چو چشم اندر بای

هر کجا در شدم از اول روز بامی اندر شدم و بر بط و نای

تا مه روزه در آمیخت بدوی آنهمه رسم نکو ماند به جای

کارها تنگ گرفته ست بدوی روزه ی تنگخوی کج فرمای

( دیوان ، ص 388 ،ب (7863 -7860


هاشم رضی در کتاب خود "گاه شماری و جشن های ایران باستان" به این موضوع اشاره کرده است:

شرح برگزاری جشن مهرگان در تاریخ بیهقی به چندین جا آمده است . در این اخبار متوجه می شـویم کـه رسـوم و آیـین هـای گذشته ، چون نشاط کردن و سرور و سماع و تغنّی و شراب نوشیدن ، اهدای هدایا و تهنیت گفتن و عرضه کردن قصاید سـتایش آمیز همراه با شاد باش های عید به چند روز برگزار می شده است . اما البته جهت حفظ شعایر اسلامی ، هرگاه این عیـدها مقـارن با ایام مذهبی اسلامی می شد، مراسم به سادگی برگزار می گشت. چنانکه به موجب تاریخ بیهقی ، هنگامی که مهرگان مصـادف با روز عرفه بود، چنین می شد: در روز چهارشنبه نهم ذوالحجـه امیر(امیـر مسـعود) بـه جشـن مهرگـان نشسـت و هدیـه هـا بسـیار آوردند و روز عرفه بود ، امیر روزه داشت و کسی را زهره نبودی که پنهان وآشکار نشاط کردی .(رضی، 1384،ص(3547

تکلفات و تشریفات برپایی جشن مهرگان :

در ایــن روز گیاهــان خوشــبویی همچــون اســپند ، عــود ، زعفــران و عنبــر در آتشــدانها مــی ریختنــد و همچنــین گیاهــانی چــون هــوم کــه باعــث شــعله ور گشــتن آتــش مــی شــد در پایــان مراســم، حضــار در اطــراف آتــش بــا فشــردن دســتهای همدیگر بر پایبندی بر عهد و پیمانهای گذشته تاکید می کردند.(ر.ک . مرادی غیاث آبادی ، ( 83/7/15

فرخی نیز به برخی از تشریفات برپایی جشن مهرگان در دوره غزنوی اشـاره کـرده اسـت بـه عنـوان مثـال در مـدح امیـر محمـدبن محمـود غزنوی:

آیین همه چیز تو داری و تو دانی آیین مه مهر نگهدار و بمگذار
آن کن که بدینوقت همیکردی هر سال خز پوش و به کاشانه شو از صفه و فروار
فرمای که پیش تو بسازند حصاری از آهن و پولاد مر او را در و دیوار
آتش بدو اندر فکن و عود فرو ریز تا عود بگویم که چه گفته ست ببازار
(دیوان ،ص113 ،ب ( 2188 – 2185

در تاریخ بیهقی نیز برخی از آداب و رسوم جشن مهرگان آورده شده است :

و روز شنبه بیست و چهارم ذی العقده مهرگان بود ، امیر رضی االله عنه به جشن مهرگان بنشسـت ، نخسـت در صـفه سـرای نـو در پیشگاه و هنوز تخت زرین و تاج و مجلس خانه راست نشـده بـود کـه آن را زرگـران در قلعـت راسـت مـی کردنـد....پس امیـر برخاست و به سرایچه ی خاصه رفت و جامه بگردانید و بدان خانه ی زمستانی بگنبد آمد که بر چپ صـفه ی بـار اسـت - ... - و این خانه را آذین بسته بودند سخت عظیم و فراخ و آنجا تنوری نهاده بودند که به نردبان فراشان بر آنجا رفتندی و هیزم نهادنـدی

و تنور بر جای است آتش در هیزم زدند و غلامان خوانسالار با بلسکها در آمدند و مرغان گردانیـدن گرفتنـد . ( بیهقـی ، 1387 ، ص ( 724
و حکومت غزنوی برای آن که پایه های سلطنت خود را در ایران محکم کنـد بـه تجدیـد و برپـایی جشـن مهرگـان توجـه خاصـی داشت در این روز سلطان بر تخت می نشست و امیر زادگان و اولیا و حشم پیش می آمدنـد و نثـار مـی کردنـد و امـرای ولایـات بزرگ برای شخص شاه هدایایی می فرستادند شعرا شعر می خواندند و سلطان و درباریان به افتخار این روز فرخنـده شـراب مـی نوشیدند و نشاط می کردند و شعرا و مطربان صله می گرفتند.(مسجدی – صالحی ساداتی،1384،ص( 33

نمونه:در مدح سلطان محمود غزنوی:
به فرخی و به شادی و شاهی ایران شاه به مهرگانی بنشست بامداد پگاه
بر آن که چون بکند مهرگان به فرخ روز به جنگ دشمن واژون کشد به سغد سپاه
به مهر ماه ز بهر نشستن و خوردن به تا بخا نه فرستند شهریاران گاه

( دیوان ، ص 344 ، ب ( 6934-6932


باده نوشی در جشن مهرگان :

یکی دیگر از کارهایی که در اعیاد و جشن ها و از آن جمله در جشن مهرگان انجام می گرفت نوشیدن می بود.نمونـه از دیـوان فرخـی در مدح ابوبکر قهستانی عارض لشکر:

عیدست و مهرگان و به عید و به مهرگان نو باوه یی بود می سوری ز دست یار

(دیوان، ص 195، ب ( 3890

در تهنیت مهرگان و در مدح امیر یوسف:

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید