مقاله در مورد چرا بدون علم سخن می گویید

word قابل ویرایش
19 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

چرا بدون علم سخن می گویید

₪ همسایه ها می گن پسر همسایه بغلی رو گرفتن !
₪ معاون وزیر ۳ تا خونه تو بهترین نقطه تهران داره !
₪ شنیدم که احمد آقا رو به خاطر چک برگشتی گرفتن !
₪ ولی من از دور و بری ها چیزهای دیگه ای شنیدم و …

این قبیل جملات را هر روز از زبان یکدیگر می شنویم و گاهی ناخواسته آنها را تایید و یا با سکوت خود با گویندگان آنها همراهی می کنیم و از این طریق به آتش شایعه در جامعه دامن می زنیم و قبیح تر آنکه گاهی شایعه سازان پا فراتر نهاده و نسبت به بزرگان دین یا مسئولین نسبتهای ناروایی می دهند و پروایی از این اعمال ندارند. غافل از اینکه این اعمال شنیع مورد غضب خداوند است. تمام کسانی که در پرورش و تولید شایعه نقش دارند از سوی خداوند مورد عتاب واقع می شوند. برای روشن تر شدن موضوع به یکی از موارد شایعه در صدر اسلام اشاره می کنیم و

امیدواریم که با تبیین آن اذهان روشن گردد و حداقل امر این باشد که ما با سکوت خود یا جملاتی از این دست که ما نمی دانیم بر موج شایعه دامن نزنیم و مورد غضب حق تعالی قرار نگیریم.

در آیات ۱۱ ـ ۲۶ سوره نور درباره داستانی سخن گفته شده که منافقین و بیماردلان برای خانواده پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ساختند و از این راه خواستند تا بین مسلمین تفرقه بیندازند. این آیات به همین مناسبت به آیات افک معروف شده است.

افک در لغت به چیزی می گویند که از حالت اصلی و طبیعی اش دگرگون شود و در اصطلاح سخنی است که از حق منحرف شود و به خلاف متمایل گردد و از جمله آن دروغ و تهمتی است که بزرگی آن به حدی باشد که از صورت اصلی اش دگرگون گردد.

داستان افک با دو شأن نزول مختلف از آیه از زبان شیعه ۱ و اهل سنت ۲ نقل شده است. اهل سنت فحشا را به عایشه نسبت می دهند و شیعیان به ماریه قبطیه ! اما اینکه چه اصراری است که به این دو شخص نسبت داده شود، زیرا با نزول آیات افک تهمت از متهم برداشته شد و مردم به خاطر این تهمت سرزنش شدند. البته لازم به ذکر است که بر خلاف اهل سنت که همگی فقط شأن نزول مربوط به عایشه را معتبر می دانند و اصلاً از احتمال دیگر سخن نمی گویند اغلب مفسران شیعه هر دو احتمال را نقل کرده و هر دو را بررسی نموده اند. اما آنچه درباره شأن نزول آن آمده از این قرار است که: در یکی از غزوات، عایشه به همراه پیامبر به سفر رفت در بین راه از قافله جا ماند و مجبور شد در همان منزلی که جامانده بماند تا کسی برای یافتن او بیاید. صفوان بن معطل سلمی به قصد بردن آنچه از قافله در منزل قبلی جامانده بود بازگشت و عایشه را دید و بر شترش سوار کرد و راهی منزل بعدی شدند. بعد از اینکه سفر به پایان رسید و به مدینه بازگشتند، شایعه، دهان به دهان گشته و آن تهمتی بود که به همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) زدند و او را به فحشا متهم ساختند .

این سخن به سرعت بین مردم منتشر شد تا اینکه حدود یک ماه از ماجرا گذشت. عایشه در طول این مدت بیمار بود و از طرفی از جانب پیامبر کم لطفی احساس می کرد. برای جستجو از منبع خبر به خانه پدری اش رجوع کرد. پیامبر نیز که از این سخنان آزرده خاطر شده بودند نزد عایشه رفته و از او حقیقت ماجرا را پرسیدند. عایشه فقط به گفتن این جمله اکتفا کرد: «فصبر جمیل و الله

المستعان علی ما یصفون». هنوز پیامبر از خانه ابوبکر بیرون نرفته بودند که فرشته وحی نازل شد و‌ آیات موسوم به افک را بر پیامبر عرضه کرد و با این آیه اتهام فحشا از عایشه برداشته شد. پیامبر نیز پس از اطمینان از منبع انتشار شایعه عاملان آن را احضار و حد را بر آنان جاری کرد.

البته همان طور که اشاره شد در صحت این شأن مواردی وجود دارد که غالب مفسیرین شیعه آن را نقل کرده و به ایرادهای وارد بر آن نیز پرداخته اند. به عنوان مثال در این شأن نزول آمده است که پیامبر نسبت به عایشه تغییر حالت داد یعنی نسبت به او سوء ظن پیدا کرد، در حالی که شخصیت پیامبر اجل از این است که نسبت به مؤمنین سوء ظن داشته باشد.

البته این یک نمونه از اشکالات وارد بر این شأن نزول است. موارد عدیده ای در کتب تفسیری آمده است که ذکر آن در این مقام به تفصیل می انجامد.

اکنون به بیان شأن نزول دوم می پردازیم که غالب مفسرین شیعه آن را نقل کرده اند: اینکه ماریه قبطیه خادمی داشت که این مرد خادم کارهای روزمره او را انجام می داد و این رابطه باعث به وجود آمدن شایعاتی درباره او و آن مرد خادم شد. پیامبر نیز به امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور دادند تا در این مورد تحقیق به عمل آورد. پس از تحقیق معلوم شد که آن مرد خادم، نه زن است و نه مرد و به این جهت رفت و آمد او با ماریه قبطیه مشکل ساز نبوده است.

البته در همین داستان نیز خلل و اشکالاتی وارد است که یکی از آنها بحث تاریخی موضوع است. به این صورت که طبق گواهی تاریخ این آیات پس از غزوه بنی مصطلق در سال پنجم هجرت نازل شده است در حالی که ماریه قبطیه در سال هفتم هجرت به عنوان هدیه به پیامبر اعطا شد. با این توضیح چگونه می توان این آیات را مربوط به قضیه ماریه قبطیه دانست در حالی که دو سال قبل از ازدواج ماریه با پیامبر این آیات نازل شده است.

از آنچه گفته شد اهمیت این موضوع آشکار می شود که شایعه و شایعه پراکنی بزرگ ترین معضل اجتماعی است که تبعات منفی فراوانی بر تمام اقشار جامعه، از رهبر آن جامعه گرفته تا عادی ترین مردم دارد و چون موریانه ریشه های مستحکم جامعه اسلامی را می خورد و باعث نفوذ منافقین و دشمنان به بدنه جامعه اسلامی می گردد. هنگامی که دشمن قادر نیست از طریق رویارویی صدمه وارد کند دست به پخش شایعه می زند و از این طریق افکار عمومی را نگران و به خود مشغول ساخته و از مسایل ضروری و حساس منحرف می کند.

شایعه در حقیقت بازار سیاه اطلاعات است. اما الزاماً دروغ نیست هر چند که بالأخره به خطا می رسد و به مرور از حقیقت فاصله می گیرد. در پشت پیام ظاهری شایعه پیام پنهانی هم وجود دارد و همین پیام پنهان است که موجب ارضای شدید عاطفی می شود. در داستان افک بیان شد که منافقین چون از حمله رویارو ناامید بودند این قضیه را بهانه قرار دادند برای پرورش تهمت و شایعه؛ همراه بودن عایشه یا ماریه با مرد نامحرم را اولین بذر شایعه خود قرار داده و آن را به تنهایی کاشتند.

اما با کمک بقیه مسلمین آن را آبیاری کردند و بارور ساختند و اگر نزول این آیه نبود؛ چه توطئه هایی که در پس آن برای شخص پیامبر در نظر گرفته بودند. اما علل دیگری نیز باعث شد دیگران هم به این روند کمک کنند و این مسأله در اکثر شایعات وجود دارد.

جامعه شناسان دلایل پخش شایعه را به پنج دسته تقسیم کرده اند: سخن گفتن برای مجاب کردن دیگران، سخن گفتن برای رهایی از فشار عصبی، سخن گفتن برای خوشایندی دیگران، سخن گفتن بی هدف، منحرف کردن افکار عمومی که مهم ترین دلیل و اصلی ترین و خطرناک ترین آنهاست. زیرا با این حربه ضربه های جبران ناپذیری به پیکره اجتماع وارد می آید. اما چرا شایعه تا حد زیاد قابل باور است؟

مأخذ باور پذیری شایعه می تواند اولین عامل در پذیرش آن باشد. وقتی شایعه پرداز متوجه می شود که مخاطبان باور خود را از دست داده اند؛ برای جلوگیری از افت باور، صلاحیت مأخذ را مطرح می کند و مدعی می شود که در رد صلاحیت مأخذ نمی توان شک کرد. همان طور که در برخی جراید از کلمه «یک منبع آگاه» استفاده می شود، همان گونه که در داستان افک دیده شد، هیچ

شایعه اعتماد است کسانی که برای ما خبر می آورند؛ اتفاقی و بدون حساب و کتاب به سراغ ما نمی آیند زیرا اگر مطمئن باشند که ما آنها را قبول نداریم هرگز به سراغ ما نمی آیند. منافقین صدر اسلام ظاهراً مورد قبول جامعه مسلمانان بودند زیرا کفرشان را اظهار نمی کردند و به سبب همین ایمان ظاهری اعتماد عمومی را جلب کرده بودند لذا بعد از شنیدن اخبار دروغ آنها را انکار نکردند زیرا قرآن می فرماید: «چرا وقتی شنیدید انکار نکردید؟»

کسانی که عاقلانه می اندیشند و خردمندانه به مسایل می نگرند با بینش و بصیرت شنیده ها را تحلیل می کنند همان گونه که خداوند می فرماید: «و ان جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا…» ۳ باید در نظر داشت همان طور که منافقین جو جامعه را آلوده کردند تا شخصیت پیامبر و خانواده ایشان را زیر سؤال ببرند و از این آب گل آلود ماهی بگیرند؛ در جوامع اسلامی نیز چنین معضلی مشاهده می شود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 19 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد