مقاله شناسایی موانع و ارائه راهکارهای توسعه بیمه محصولات کشاورزی در بخش کشاورزی از مسیر بررسی تاثیر آن بر رشد بخش کشاورزی (با استفاده از روش هشیائو)

word قابل ویرایش
18 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده
بیمه کشاورزی نوعی بیمه است که به موجب آن محصولات کشاورزی در مقابل خطرات کشاورزی و بیماریهای نباتی و حوادثی مانند آتش سوزی مورد تضمین قرار می گیرد و خسارت مالی وارده به کشاورز، بیمه گذار، تا میزان مورد تعهد بیمهگر جبران میشود( یعقوبی، ١٣٧٩). طبق تئوریها و مطالعات تجربی، بیمه محصولات کشاورزی بر رشد بخش کشاورزی اثر مثبت داشته و همینطور رشد بخش کشاورزی نیز موجبات رشد و توسعه بیمه را فراهم خواهد آورد. در این تحقیق سعی بر آن است تا موانع و راهکارهای گسترش بیمه محصولات کشاورزی در بخش کشاورزی از مسیر اقتصاد سنجی و از طریق بررسی جهت تاثیر بیمه محصولات کشاورزی و رشد اقتصادی بخش کشاورزی در ایران تعیین گردد و مشخص شود که آیا تئوریهای مربوط به بیمه و رشد بخش کشاورزی در عمل در کشور به وقوع پیوسته است ؟ و در نهایت با استفاده از نتایج حاصله به بررسی موانع موجود بر سر راه گسترش بیمه محصولات کشاورزی در بخش کشاورزی پرداخته و راهکارهایی را جهت توسعه بیمه ارائه گردد. برای این منظور از دادههای سری زمانی ١٣۶٣-١٣٨۴ در نرم افزار Ewievs۵ و روش هشیائو بهره گرفته شده است .
نتایج تخمین حاکی از آن است که در ایران تنها یک رابطه یکطرفه از رشد اقتصادی بخش کشاورزی به رشد بیمه محصولات کشاورزی برقرار است و رابطه عکس آن برقرار نمیباشد.

١-مقدمه
ایران در ناحیه خاور میانه در جنوب غربی آسیا بین ٢۵ تا ۴٠ در جه در شمال و ۴۴ تا ۶٣ درجه خاور میانه واقع شده است . با توجه به گزارش سازمان ملل متحد در سال ١٩٩٧ ایران ششمین کشور دنیاست که در معرض بیشترین بلایای طبیعی قرار میگیرد. برای حدود ١٠سال به صورت میانگین ، ۴٠٠٠تفر در اثر این بلایا کشته شدهاند و ۵۵٠٠٠ به صورت سالیانه از آن آسیب دیدهاند. بلایای طبیعی شامل زمین لرزه ، خشکسالی، سیل ، ریزش کوه و توفان است . در میان بلایای طبیعی، خشکسالی پدیده –

ای است که در ایران مکررا تکرار میگردد و کشاورزان باید دائما با تغییرات بسیار زیاد بارندگی مقابله کنند. به دلیل شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک ، تقریبا دو سوم از کشور کمتر از ٢۵٠میلیمتر از بارندگی سالیانه را دریافت میکند (حیدریان ،٢٠٠٧ ). این مطالب نشان میدهد که استفاده بهینه از منابع آب در ایران بسیار مهم میباشد. برای مثال یک خشکسالی جدی در سال
١٩٩٨ که توسط یک خشکسالی بسیار شدیدتر در سالهای ١٩٩٩-٢٠٠٠ و ٢٠٠٠-٢٠٠١ دامه پیدا کرد، یک مجموعهای پر از خطر را برای ایران به وجود آورده است . با توجه به اخبار سازمان ملل (١٩٩٧)، ۶٢٠٠٠٠٠٠ نفر از خشکسالی سال ٢٠٠١-٢٠٠٠ آسیب دیدهاند. بنابراین تولید محصولات کشاورزی یک شغل پرمخاطره است و کشاورزان ایرانی با آب و هوا، آفات ، بیماریها، عرضه مواد اولیه و بازارهای با ریسکهای متنوع مواجه میشوند. به این ترتیب کشاورزان در هر سال درآمدهای نامعلومی جهت پرداخت هزینه های بالا سری (برای مثال ، اجاره زمین و مالیاتها) داشته و مدام باید نگران بازپرداخت بدهیهایشان باشند. در بسیاری موارد درآمد آنها به اندازهای است که تنها میتوانند هزینههای ضروری زندگی خود وخانوادشان را بپردازند(آگاهی ،٢٠٠٨). واضحترین جنبه از زندگی روستایی، عدم اطمینان موجود در آن میباشد. زیرا در زندگی آنها امنیت وجود ندارد. از یک سو عوامل طبیعی تهدیدی جدی در جهت کاهش حجم محصولات آنهاست و از طرف دیگر کشاورزان با نوسانات شدید قیمت در بازار محصولاتشان مواجه هستند(آگاهی و بهرامی ،٢٠٠٨). فرآیند رشد طبیعی و نامعلوم محصولات منجر به ریسک در تولید محصولات کشاورزی میگردد. اولین گام در توسعه برنامه مدیریت ریسک محصولات ، استفاده از بیمه محصولات میباشد. این نوع بیمه اثرات مفیدی بر تمایل کشاورزان در استفاده از سیستمهای کشاورزی سازگار با محیط زیست دارد و یا به عبارت دیگر بیشتر به عنوان روشی طبیعی برای فعالیتهای کشاورزی میباشد. بیمه محصولات کشاورزی وسیلهای جهت مدیریت ریسک عایدی و خسارتهای درآمدی ناشی از بلایای طبیعی است (مک کارسی و سان ،٢٠٠۴). بیمه ، اشخاصی را که متحمل لطمه ، زیان یا حادثه ناخواسته ای شده اند قادر می سازد که پیامدهای این وقایع ناگوار را جبران کنند. خسارت هایی که به این قبیل افراد پرداخت میگردد از پول هایی تأمین می شود که برای خرید بیمه نامه می پردازند و با پرداخت آن در جبران خسارت همدیگر مشارکت می کنند. بیمه محصولات کشاورزی نوعی بیمه است که به موجب آن محصولات کشاورزی در مقابل خطرات کشاورزی و بیماریهای نباتی و حوادثی مانند آتش سوزی مورد تضمین قرار می گیرد و خسارت مالی وارده به کشاورز، بیمه گذار، تا میزان مورد تعهد بیمهگر جبران میشود (یعقوبی، ١٣٧٩). به این ترتیب با توجه به اهمیت بیمه محصولات کشاورزی در رشد اقتصادی این بخش در این مقاله به بررسی این مهم که آیا در ایران نیز تئوری مربوط به اثر بیمه محصولات کشاورزی بر رشد این بخش در عمل رخ دادهاست و یا بالعکس ، پرداخته شده است . در بخش دوم این مطالعه مباحث نظری بررسی شده و در ادامه نیز چند مطالعه تجربی بیان گردیده ، در بخش چهارم مدل استفاده شده در تخمین تشریح میشود، در بخش بعدی به تخمین مدل پرداخته و در بخش ششم نتایج تخمین مدل بررسی شده است و در بخش آخر نتیجه مستخرج از مقاله و موانعی شناسایی شده و راهکارهای مناسب جهت توسعه بیمه محصولات کشاورزی ارائه میشود.
٢- مبانی نظری
٢-١- اثر بیمه بر رشد اقتصادی
در خصوص رابطهی توسعه مالی و رشد اقتصادی، نظریات مختلفی توسط اقتصاددانان مطرح شده است . بعد از بیج هات (١٨١٣ )، اولین بار شومپیتر(١٩١١ ) به اهمیت بخش مالی در حمایت از رشد اقتصادی اشاره کرد. شومپیتر استدلال کرد که خدمات مالی فراهم شده به وسیله واسطههای مالی- شامل به جریان انداختن پس اندازها، ارزیابی پروژههای اقتصادی، مدیریت ریسک ، نظارت بر عملکرد مدیران و تسهیل مبادلات از ضروریات نوآوریهای فنی و توسعه اقتصادی هستند.
هیکس (١٩۶٩ ) همانند بیج هات بیان کرد که توسعه مالی کانالی مهم در صنعتی شدن در انگلستان است .
مطالعات اقتصاددانی چون گلداسمیت (١٩۶٩ ) و میکنون (١٩٧٣ ) بیانگر وجود همبستگی مثبت بین توسعه مالی و رشد اقتصادی میباشند. اما از آنجائیکه این مطالعات فاقد مبنای نظری روشنی هستند، در مورد جهت علیت بین توسعه مالی و رشد اقتصادی توضیح خاصی ارائه نمیکنند. مطالعات دیاموند (١٩٨۴ )، بوید و پرسکات (١٩٨۶ ) بر تاثیر توسعه مالی بر رشد اقتصادی تاکید دارند. میلر (١٩٩٨) نیز اهمیت توسعه مالی در رشد اقتصادی را واضح و بدیهی تلقی میکند. در مقابل رابینسون (١٩۵٢) بیان کرد که توسعه اقتصادی باعث توسعه مالی است به عبارت دیگر توسعه مالی پیرو رشد اقتصادی است .
لوکاس (١٩٨٨) تنها اقتصاددانی بود که معتقد بود درادبیات اقتصادی بر نقش توسعه مالی بر رشد اقتصادی بیش از حد تاکید شده است و به عبارت دیگر او معتقد بود که اصولا بخشهای مالی در ایجاد رشد اقتصادی مهم نیستند.
با شکل گیری مدلهای رشد درونزا، مبانی نظری جدیدی برای اثرگذاری توسعه مالی بر رشد اقتصادی پدیدار شدند که نشان میدهد میتوان یک رابطه علی از توسعه مالی به رشد اقتصادی ارائه نمود. مطالعات نظری که توسط گرین وود و جوینویک (١٩٩٠)، بن سی ونگا و اسمیت (١٩٩١) و کینگ و لوین (١٩٩٣) با استفاده از مدلهای رشد درونزا انجام گرفت ، نشان میدهند که توسعه مالی هم بر روی سطح و هم بر روی نرخ رشد اقتصادی تاثیر دارد. پاگانو (١٩٩٣ ) بر اساس مدلی که در قسمت بعد به آن اشاره خواهد شد، نشان داد که توسعه مالی از طریق تغییر نرخ پس انداز، نسبتی از پس انداز که سرمایهگذاری میشود و نیز بهرهبرداری کل عوامل تولید، بر نرخ رشد اقتصادی تاثیر خواهد گذاشت . مطالعات لوین و زروس (١٩٨٨) نشان داد که سطح توسعه مالی پیش بینی کننده خوبی برای رشد اقتصادی به شمار میرود.
مرتن (١٩٩٢)، مرتن و بودای (١٩٩۵ , ٢٠٠۴) و لوین (٢٠٠۴ و ١٩٩٧ و ١٩٩١ ) در مطالعات نظری خود بیان کردند که موسسات مالی از طریق تجهیز پس انداز، تخصیص منابع ، کنترل وامگیرندگان و اعمال کنترل مشارکتی، تسهیل در مدیریت ریسک و تسهیل در مبادلات کالا و خدمات از دو کانال انباشت سرمایه و نوآوری فنی به رشد اقتصادی کمک میکنند.
با بررسیهای انجام گرفته میتوان گفت از دیدگاه نظری، سه دسته نظریه در خصوص توسعه مالی و رشد اقتصادی وجود دارد: دسته اول ، نظریههای تائیدکننده حمایت توسعه مالی از رشد اقتصادی که به نظریههای “رهبری عرضه ” معروفند. دسته دوم ، نظریههای تائیدکننده حمایت رشد اقتصادی از توسعه مالی که به نظریههای” تعقیب تقاضا ” معروفند و سوم نظریه لوکاس که وسعه مالی را در ایجاد رشد اقتصادی مهم نمیداند.
٢-٢- اثرات بیمه محصولات کشاورزی بر رشد اقتصادی بخش کشاورزی
ریسک یک مولفه غیر قابل گریز اما قابل مدیریت در زمینه تجارت و بازاریابی محصولات کشاورزی میباشد. تولیدات کشاورزی میتواند به طور وسیعی از یک سال به سال دیگر تغییر میکند که این تغییرات معلول آب و هوای غیر قابل پیشبینی، هجوم بیماریها و آفات و یا شرایط بازار میباشد. همچنین این عوامل منجر به تغییرات اساسی در بازدهای و قیمت محصولات میگردد.
و این تغییرات اساسی در بازده و قیمت محصولات ، تغییرات بزرگتری را در درآمد کشاورزان ایجاد میکند. و این نااطمینانی در درآمدهای آینده ، تولید در کوتاهمدت و برنامهریزی در بلندمدت را پیچیده کرده و به این ترتیب تصمیم گیری راجع به اینکه آیا تولیدات را برای دوره بعد افزایش دهیم و یا کاهش ، آیا در داراییهای ثابت و یا متغیر سرمایهگذاری کنیم و یا خیر و اینکه آیا در شغل کشاورزی باقی بمانیم و یا از آن خارج شویم ، را مشکل میسازد. زمانی که تغییرات در بازده و قیمتها به طور معنی داری درآمد کشاورز را در کوتاهمدت کاهش میدهد، آنها میتوانند بدون استفاده از ابزار مدیریت ریسک به این تغییرات عکسالعمل نشان دهند مخصوصا زمانی که تغییرات به صورت یک شوک سیستماتیک به تمام بخش کشاورزی وارد آید . برای مثال شوک- های منفی میتوانند بر توانایی کشاورزان در بازپرداخت تعهدات مالیشان اثر گذاشته و منجر به عدم پرداخت بدهی آنها گردد. و به این ترتیب سازمانهای وام دهنده به دادن وام به این بخش تمایل کمتری خواهند داشت . در نتیجه ، عدم دسترسی آسان کشاورزان به منابع مالی خارجی(وام و قرض ) در طول زمان باعث محدود شدن توانایی کشاورز در توسعه و تنوع دادن و مدرنیزه کردن فعالیتهای کشاورزی میگردد. به منظور تخفیف دادن ماندگاری اثر ریسکها در بخش کشاورزی، عاملین این بخش باید از یک مجموعهای از استراتژی ها و تکنیکهای مدیریت ریسک استفاده کنند که عبارتند از: (١) تنوع بخشیدن به محصولات ،(٢) نگهداری ذخیره مالی،(٣) تعهد در تولید، (۴) تعهد در بازاریابی،(۵) پیشرو در قیمتگذاری،(۶) قرادادهای خرید و فروش در آینده ،(٧) اجاره مواد اولیه و(٨) بیمه محصولات میباشد. (مکی ، ٢٠٠٢). از آنجا که موسسات بیمه کشاورزی میتواند بر مشکل تغییر همگام غلبه کنند، برای مهار خطر باید ابزار موثرتری از نهادهای سنتی مورد استفاده کشاورزان باشند. وقتی کشاورزی بداند که افت مصیبت بار درآمدش به دلایل خارج از کنترل او از نظر مالی جبران میشود، تمایلش برای تخصیص منابع در راههایی که حداکثر سود را تامین میکنند بیشتر میشود. برای مثال ، شمار بیشتری از سودآورترین محصولات را با وجود خطر بیشترشان – تولید میکند و تمایل بیشتری به پذیرش تکنولوژی پیشرفته اما نامطمئن پیدا میکند. بدین ترتیب افزایش ارزش افزوده بخش کشاورزی، افزایش درآمد کشاورزی و کاهش فقر در روستا میتواند از تاثیرات نهایی بیمه باشد. در عین حال ، بیمه خطر عدم بازپرداخت وام را در مورد مقادیر معین اعتبار کاهش میدهد که این خود، بانکها را قادر میسازد وام کشاورزی را افزایش دهند و یا نرخ بازپرداخت وام را تعدیل کنند. (بساکو، کارتاس و نورتون ، ١٩٨۶، سوجی، ١٩٨۶).
در ایران تحت پوشش بیمه محصولات کشاورزی قرار گرفتن اجباری نبوده و کشاورزان اغلب تمایلی برای خرید این نوع بیمه را برای محصولاتشان ندارند. با توجه به شرایط طبیعی و اقتصادی ایران ، تولید محصولات کشاورزی در این شرایط یکی از پرمخاطره ترین فعالیتهای اقتصادی است و از آنجا که بخش مهمی از تولیدکنندگان محصولات کشاورزی کشور، یعنی کشاورزان متوسط و میانه حال ، توان مالی محدودی دارند وهمه داراییشان را در هر دوره بهرهبرداری در فرایند تولید به کار میگیرند، گاه حتی کمترین خسارت ممکن است آنها را از هستی ساقط و زندگی فلاکت باری را بر آنها تحمیل کند . به این دلایل است که بیمۀ محصولات کشاورزی را می توان یکی از اهرمهای توسعۀ کشاورزی دانست ؛ زیرا با استفاده از این ساز و کار هم می توان امنیت بیشتری برای تولیدکنندگان محصولات کشاورزی فراهم ساخت و هم شرایط مطلوبتری برای جلب و جذب سرمایه های خصوصی در بخش کشاورزی فراهم آورد (نشستهای سه گانۀ همایش بیمۀ کشاورزی، توسعه و امنیت سرمایهگذاری؛ نشست اول ، ١٣٨٠).
بیمۀ کشاورزی بالاترین ظرفیتهای عملیات و بیشترین قابلیتها را برای مقابله با مخاطرات دارد و یکی از مناسبترین سازوکارها برای ایجاد امنیت سرمایه گذاری در بخش کشاورزی به شمار می آید .همچنین بیمۀ کشاورزی می تواند باعث افزایش احساس امنیت درجوامع روستایی شود و بهداشت روانی کشاورزان را تأمین کند که این به نوبۀ خود از شرایط ضروری افزایش بهره وری در بخش کشاورزی است (رسول اف ، ١٣٨٠ ). در واقع در صورتیکه بیمۀ محصولات کشاورزی به خوبی عمل کند می تواند ریسک کارآفرینان در بخش کشاورزی را به خود انتقال د هد و موجب اطمینان سرمایه گذارانی گردد که می خواهند با استفاده از نهاده های مدیریت ، سرمایه ، نیروی کار و نوآوری به توسعۀ کشاورزی کشور یاری برسانند (جوادیان و شیرزاد،
١٣٨٧). براساس تجربیات کشورهای جهان سوم ، دستاوردهای اجرایی طرحهای بیمۀ محصولات کشاورزی آثار مثبت و مفیدی د اشته ، ولی تا کنون آنچنان عمیق و همه جانبه نبوده است (نشستهای سه گانۀ همایش بیمۀ کشاورزی، توسعه و امنیت سرمایه گذاری، نشست اول ، ١٣٨٠ ).
اگر ما نظام بیمهای را در جهان ، با در نظر گرفتن تجربه طولانی آن بررسی کنیم پی میبریم که بیمه دقیقا با هدفی اقتصادی به وجود آمده و در زمینههای مختلف اقتصادی از جمله ایجاد امنیت سرمایهگذاری، هدایت سرمایهها، توزیع درآمد و . . . نقش مهمی را به عهده دارد. امروزه تامین نیاز غذایی جامعه از مهمترین مسائل کشورهاست . افزایش تولید و افزایش بازده محصولات کشاورزی در گرو سرمایهگذاری و ورود تکنولوژی مناسب در این بخش است . این مهم زمانی حاصل میشود که بستر لازم برای سرمایهگذاری مهیا شود. بدیهی است در صورتی که نتوانیم با روشهای مناسب از سرمایهگذاری حمایت کنیم در تامین مواد غذایی و توسعه اقتصادی پایدار با مشکل مواجه خواهیم شد. وجود خطرات طبیعی فراوان در کشور باعث میشود که کشاورزان با مشکلات فراوانی روبرو شوند و این امر موجب دلسردی آنها برای سرمایهگذاری بیشتر در سالهای آینده میشود.
کاهش سرمایهگذاری باعث کاهش تولید شده و نتیجتا امنیت غذایی جامعه به خطر میافتد(امینی و رمضانی، ١٣٨٢ ).
به طور کلی آثار اجتماعی و اقتصادی ییمه محصولات کشاورزی را میتوان به شرح زیر برشمرد:
١-ایجاد امنیت تولید، سرمایهگذاری و جذب سرمایهگذاری خصوصی در بخش کشاورزی
٢-بالا بردن توان محاسباتی و برنامهریزی برای کشاورزان در جهت جلوگیری از نوسانات درآمدی و اعمال مدیریت ریسک
٣-ایجاد ثبات درآمدهای بخش کشاورزی و در نتیجه ثبات همگانی در کل اقتصاد کشور
۴-بهبود موقعیت اعتباری کشاورزان و افزایش اعتماد به نفس کشاورزان
۵-رهایی نسبی دولتها از پرداختهای پبشبینی ناپذیر و پرحجم
۶-حذف محصولات غیر اقتصادی از چرخه تولید و جایگزینی آن با محصولات اقتصادیتر
٧-کمک به حفظ شان و منزلت کشاورز برای آن که به عنوان اعانهبگیر از دولت در زمان وقوع حوادث تلقی نشود و آنچه دریافت میکند حق اوست .
٨-تشکیل یک نهاد متمرکز و دقیق به منظور ثبت ، تجزیه . تحلبل و ارزیابی طیف گستردهای از خطرات و حوادث زیانبار در بخش کشاورزی که خود راه برای سیاستگذاریهای راهبردی در جهت کاهش خسارت در حد ملی و منطقهای هموار خواهد کرد.
٩- نظارت مستمر کارشناسان بیمه بر روند تولید و تشویق کشاورزان و دامداران برای استفاده از شیوههای درست مدیریت و رعایت موازین و مقررات فنی و بهداشتی(حسن مطلبی ، )
٣- پیشینه تحقیق
١-هالکرو از نخستین پژوهشگرانی است که در نیمه قرن بیستم ، تاثیر بیمه فرآوردهای کشاورزی را بر کارایی و ریسک – گریزی کشاورزان مطرح نمود.
٢-پژوهش حجتی و باکسیتیل نشان داد که میانگین و واریانس سود فرآوردهای کشاورزی تاثیر مهم و چشمگیری بر تقاضای بیمه این فرآوردها دارد. آنها نتیجه گرفتند که با افزایش واریانس فرآوردها در طول زمان ، اطمینان کشاورز نسبت به دریافت سودی مطمئن و همیشگی کاهش پیدا میکند و در نتیجه ، گرایش آنها به بیمه شدن افزایش می – یابد. آنها بر نقش بیمه برای کاهش نوسانات درآمدی در طول زمان تاکید کردند.
٣-بوکویست و اسمیت در مطالعه خود به این مطلب اشاره کرده است که عواملی از جمله : مواجه با ریسک در دورههای قبل ، مقدار وامهای گرفته شده از سازمانهای اعتباری و بانکها، تغییرات حجم محصولات ، میزان سواد کشاورز و نرخ حق بیمه ، متغییرهای موثر در پذیرش بیمه محصولات توسط کشاورزان گندم در ایالت مانتانا در ابالت متحده آمریکا، میباشد.
۴-در این زمینه احسان و همکاران بر نقش بیمه فرآوردهای کشاورزی در کاهش درجه ریسکگریزی بهرهبرداران کشاورزی تاکید کردهاند. آنها معتقدند که این برنامه ها با تقسیم ریسک بین خود و بهرهبرداران ، موجب ترغیب آنها به کشت فرآوردههای کم و بیش مخاطره آمیزتر، ولی درآمدزاتر، و نیز مصرف بهینه گوناگون کشاورزی میشود.
ایشان بر نقش بیمه فرآوردههای کشاورزی در کاهش درجه ریسکگریزی بهرهبرداران کشاورزی، و در نتیجه ، افزایش گرایش آنها به پذیرش فناوری جدید، و هم چنین افزایش سطح زیر کشت فرآوردههای دارای درآمد بیشتر تاکید نمودهاند.
۵-حسین آگاهی و همکاران (٢٠٠٨) در مقاله ای تحت عنوان ” تاثیر بیمه محصولات بر کارایی تکنیکی کشاورزان گندم در استانهای کرمانشاه ( با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی اصلاح شده ) ” یه بررسی اثر بیمه محصولات بر تولیدات کشاورزی در استانهای کرمانشاه در سه منطقه آب و هوایی، گرم ، معتدل و سرد پرداختهاند.
پس از تخمین مدل خود به این نتیجه رسیدند که بیمه محصولات در نواحی گرمسیر و معتدل اثر مثبت دارد اما تاثیر آن در نواحی سردسیر بین محصولات مربوط به کشاورزان بیمه شده و غیر بیمه شده بیمعنی میباشد. در نهایت نتیجه شده است که کارایی تکنیکی در استانهای کرمانشاه تابعی از بیمه محصولات میباشد همانطور که تابعی از سایر متغیرها از قبیل فعالیتهای مدیریتی محصولات ، ویژگیهای شخصیتی و توزیع عادلانه مواد اولیه کشاورزی، میباشد.
۶-ترکمانی و نیکویی (٢٠٠۶) در مطالعه خود در استان فارس نشان دادند که قابلی٧-دوناگهو و همکاران در سال ٢٠٠۵ در مقاله خود به این نتیجه رسیدند که کشاورزانی در نواحی گرمسیر و معتدل نسبت به آنهایی که در نواحی سردسیر زندگی میکنند، تمایل بیشتری به خرید بیمه محصولات کشاورزی دارند.
٨-آگاهی و بهرامی (٢٠٠٨)، در مقاله خود تحت عنوان “اثر ریسکهای طبیعی در پذیرش بیمه محصولات کشاورزی (مطالعه موردی از استان کردستان در ایران )” بعد پر کردن پرسشنامه توسط ٢٠٠ پرسشگر از یک نمونه تصادفی و انجام تحلیل ها به این نتیجه دست یافتند که به طور میانگین ، درخواست برای بیمه محصولات به دلیل تغییرات آب و هوایی در گروه با درجه پایین از پذیرش بیمه ، تنها ٣٠% و برای گروههای با درجه متوسط و بالا به ترتیب ۴٧% و ۶٧% بوده است .
٩-ابراهیم کاردگر(١٣٨۵) در پایان نامه خود تحت عنوان ” توسعه بیمه و رشد اقتصادی در ایران ” رابطهی علی و معلولی رشد اقتصادی و توسعه بیمه را بر اساس آزمون علیت گرنجری بررسی کرده است . متغیر های بکار رفته در این رساله ، رشد اقتصادی (GDP سرانه واقعی به صورت لگاریتمی)، رشد بیمه که در ابتدا در رابطهای بین رشد اقتصادی و توسعه بیمه به این نتیجه رسید که جهت علیت از رشد اقتصادی به توسعه بیمه نیست بلکه این رابطه تنها از توسعه بیمه به رشد اقتصادی می باشد. به عبارت دیگر نوسانات بیمه میتواند باعث نوسانات رشد اقتصادی گردد. برای صنعت بیمه ایران میتوان گفت نظریه رهبری عرضه حاکم است . که تائید کننده نظریه شومپیتر (١٩١١) میباشد. همچنین وی اثر بیمه به عنوان یک موسسه مالی بر بخشهای مهم اقتصادی (صنعت ، کشاورزی، خدمات و نفت ) به روش دستگاه معاملات رگرسیون به ظاهر نامرتبط ارائه کرده است . نتایج آزمونها نشان میدهند که اثر صنعت بیمه در اقتصاد ایران بر بخش کشاورزی منفی، بر بخش خدمات مثبت ، بر بخش صنعت مثبت و بر بخش نفت منفی است .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 18 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد