مقاله نقش خاندان جوینی در مواجهه با مغولان

word قابل ویرایش
13 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده
خراسان در طول تاریخ با توجه به جایگاه و اهمیتی که داشته ، بزرگان و خاندانهای معروفی را به عرصه تاریخ معرفی کرده است . خاندان جوینی یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین خاندانهای ایرانی محسوب می شوند که نقش بسیار پر رنگی در اعتلای ادب پارسی در مواجهه با مغولان داشته اند.
آنها با مبادرت به فعالیتهای دیوانی، توانستند مغولان را با فرهنگ و اندیشه ایرانی و اسلامی آشنا کرده و در این مسیر فعالیتهای بسیاری انجام دادند. حفظ زبان پارسی، پاسداشت فرهنگ ایرانی و اسلامی و فعالیت در امور دیوانی و وزارتخانه از جمله این فعالیتها می باشد. بدون شک نمی توان نقش خاندان جوینی را در دوره مغولان و ایلخانان نادیده گرفت . روش پژوهش کتابخانه ای و بر پایه منابع تاریخی انجام گرفته و چنین به نظر می رسد که شناسایی و معرفی مشاهیر خراسان می تواند در شناسایی چهره های مهم ایران کمک بسیاری کند.
واژگان کلیدی: خاندان جوینی، مغولان ، خراسان ، ادب پارسی.
مقدمه :
جوین یکی از مهمترین مناطق خراسان می باشد که در طول تاریخ در منابع همواره نامی از آن برده می شود. با توجه به منابع موجود، نام جوین را «کویان »١ ثبت کرده اند. که مسلما استعمال این واژه مربوط به زبان اوستایی، یکی از زبانهای دوره باستان ایران است . این واژه در طی دوره های مختلف و مخصوصا پس از اسلام و ادغام با زبان عربی، به شکل امروزی در آمد. واژه جوین که برای نامیدن منطقه ای نسبتا وسیع در غرب خراسان ، بین جلگه نیشابور و بستام به کار می رفته ، به طور قطع در اعصار گذشته مساحت بیشتری را شامل می شده و نامی کهن و دارای تاریخی ارزشمند است . در منابع تاریخی و مسالک نام جوین یکی از نواحی مهم ابرشهر نیشابور ذکر شده است . از مهمترین دوره های این مناطق از خراسان ، می توان به قبل از هجوم مغولان اشاره کرد. زمانی که با تشکیل دولت طاهریان و فعالیتهای سامانیان ، خراسان و شرق ایران اعتبار و اهمیتی دوچندان پیدا کرد. در اوایل قرن هفتم هجری، اقوام چادرنشین مغول تحت فرماندهی چنگیزخان از صحرای مغولستان به سمت ایران حمله ور شده و مناطق بسیاری تا آسیای صغیر را تحت فرماندهی خود در آوردند.
مغولان از آنجا که تجربه ای در امر حکومتداری نداشتند، می بایست از مجربین و متخصصان این حوزه کمک بگیرند. ایرانیان در دوران بعد از اسلام در رویارویی با عناصر بیگانه ، آنگاه که از شمشیر کاری ساخته نمی دید، جنگ قلم را آغاز می کرد و همواره از این نبرد پیروز بیرون می آمد.
خاندانهای اصیل دیوانی که در حکومتهای مختلف راه می یافتند، افراد فهیم و با استعداد را که تار و مار شده بودند، از هر گروهی به دور خود گرد می آوردند و به تدریج از درون بر روح و اندیشه فاتحان تسلط می یافتند. زمانی بیگانه به خود می آمد که دیگر اهلی و خودی شده بود. چون چمنزارهای دشتهای طوفانی که ریشه های استوار در خاک دارند، به هنگام طوفان فقط سر خم می کردند و پس از آرامش بار دیگر قد بر می افراشتند و دشت را سر سبز می کردند. در این دوران وانفسا نیز بازماندگان خاندانهای دیوانی ایرانی با کمک دانشمندان و روحانیان بدون اتلاف وقت ، خود را به دستگاه بیگانه رسانیدند تا سنگرهایی را اشغال کنند و امور از هم گسیخته را تمشیتی بخشند. اینان جهاندیدگان اندیشه وری بودند که به تجربه می دانستند که اگر نمی توان مانع ورود سیل شد، لااقل می توان سیل بندهایی بر سر راه آن ایجاد کرد تا هرچه بیشتر از ویرانگری اش بکاهد. بدین جهت ، می بینیم که این افراد حتی قبل از شکل گیری سازمانهای حکومتی، وارد شده تا سیل بندها را در قمستهای مختلف تعبیه کنند و از حوادث به نفع ملک سود جویند. دیوانیان مخصوصا در دروه مغولان که مورد بحث ماست ، می بایست زبان ترکی و مغولی را فرا بگیرند و چون بنا به رسم گذشته که هر وزیر می بایست از موسیقی، نرد و شطرنج ، شعرشناسی و شعر سرایی و لطیفه پردازی باخبر باشد و از طب و نجوم سر رشته ای داشته باشد، (شجاع ، ١٣۵۶: ٣٩٠) این امر سخت و تخصصی می شد. بر این اساس می توان دریافت ، که وزرای این عهد، علی رغم تلاطمها و خللها، جهان بینی وسیع و بینش و دانش وزرای گذشته را نگاهداشتند و در نحوه وزارت به سبک گذشته پایبند ماندند و حتی گاه لقب «نظام الملک » و «خواجه » را به خود اختصاص می دادند. این مسئله در بازسازی فرهنگ ایرانی بسیار موثر افتاد. بدین گونه وزیر در عهد مغول سلطله گذشته را تمام و کمال حفظ کرد و ناصح سلاطین در گزیدن خیر و دوری از شر گردید و برکارها تسلط یافت . (بیانی، ١٣٧٩: ١٧٩)
خاندان صاحب دیوان
یکی از خاندانهای صاحب دیوان که در دوره مغولان فعالیت زیادی در جهت احیای زبان پارسی و فرهنگ ایرانی- اسلامی انجام دادند، جوینی ها می باشند. خاندان جوینی از قدیمی ترین و مشهورترین خانواده های نجیب ایرا و همواره در دولتهای مختلف در مصدر خدمات و مشاغل مهم بوده اند. از آنجا که اکثر آنها به امورات مربوط به صاحب دیوانی ٢ مبادرت داشتند، معروف به «خاندان صاحب دیوان » هستند. این خاندان در دولت مغول ، مانند آل برمک در عصر خلفای عباسی، همه اهل فضل و ادب و ارباب جود و کرم و هنرپرور و علم دوست بودند و مجالس ایشان میعادگاه علما و فضلا و شعرا و درگاه ایشان کعبه آرزوها بود. همانگونه که خاندان برمک فرهنگ ایرانی را در دربار خلفای عباسی رواج دادند و حکومت و کشورداری را به اعراب و عباسیان آموختند، خاندان صاحب دیوان نیز فرهنگ ایرانی را در دربار مغولان به کار گرفتند و جاری و ساری ساختند و به این اقوام بدوی زمامداری و مملکت داری آموختند. به قومی بیابانگرد و چادرنشین تمدن و فرهنگ و روش کشورداری را آموزش دادند و حتی برخی امرای مغول به همت این خاندان ، اسلام آوردند و از پرستش شمنی نجات یافتند. زبان پارسی به همت همین خاندان است که در حکومت ایلخانی احیاء شده و آثار ارزشمندی به این زبان نگاشته می شود. از این خاندان در تواریخ و کتب نویسندگان و دیوان شاعران با نامهای خاندان «صاحب دیوان »، «خاندان جوینی»، «صاحب یا صاحبی» یاد شده است . اینان از بدو تهاجم مغول با پشتکار و زیرکی به احیای تشکیلات اداری و فرهنگی پرداختند و از این بابت باید حقی بزرگ برای آنها شناخت . خاندان جوینی تا زمان مغولان ، دو حکومت بیگانه خودی شده را پشت سر گذاشته ، وارد سومین گشته بودند. افراد این خاندان که همه اهل فضل و دانش و بخصوص شاعر و دبیر بودند، شغلهای حساس دیوانی را داشتند و از زمان سلجوقیان به بعد، این مشاغل در خاندان آنها موروثی بود.
اصل و نسب
نسب خاندان جوینی را به فضل بن ربیع نسبت می دهند وی و پدرش ربیع بن یونس در دستگاه حکومت بنی عباس عنوان حاجبی و وزارت داشته اند. از معروفترین شخصیتهای این خاندان در عصر سلجوقیان ، مویدالدوله منتجب الدین بدیع اتابک جوینی را می توان نام برد. وی رئیس دیوان مکاتبات سلطان سنجر(۵۵٢- ۵١١ هـ) بوده و در فن نگارش مهارت کافی و شهرت کامل داشته است . (عوفی، ١٣٣۵: ٧٨) از دیگر افراد می توان به شمس الدین محمدبن محمد بن علی مستوفی دیوان سلطان محمد و سلطان جلال الدین خوارزمشاه بوده است . (خواندمیر، ١٣١٧: ٢۶٧) با شروع تهاجم مغول و فتح قسمتی از خراسان ، بهاء الدین محمد، پدر شمس الدین که کار خوارزمشاهیان را تمام شده می دید، به خدمت اولین حاکم مغولی ایران در آمد و «صاحب دیوان » خراسان شد و پس از فتح مازندران ، صاحب دیوانی آن ایالت را نیز عهده دار گردید. بهاء الدین که از همان ابتدا موفق شده بود هم اعتماد مغولان را نسبت به خود جلب کند و هم حامی منافع ایرانیان در تشکیلات دیوانی باشد، از جانب جنتمور، حاکم مغولی ایران ، به رسالت نزد اگتای قاآن رفت و از او محبت بسیار دید و طی فرمانی «صاحب دیوان ممالک » شد و چون اعتباری یافت که حاکم مغول ، زمانی که به قراقروم می رفت ، او را از جانب خود حاکم نواحی متصرفی ایران کرد. پس از جنتمور، در عهد حکومت امیر ارغون ، حاکم جدید، کار بهاءالدین بیش از پیش بالا گرفت . سرعت ترقی بهاءالدین آنچنان بود که امیر ارغون ، در سفری دیگر که عازم مغولستان بود، وی را نایب خویش در تمام نواحی متصرفی ایران قرار داد.
بهاءالدین طبق سنت خانوادگی، پسران خویش شمس الدین محمد و علاءالدین عطاملک را که هر دو دارای هوش و استعداد فوق العاده در همان زمینه کار پدر بودند، از نوجوانی وارد دستگاه دیوانی کرد و خود در حدود شصت سالگی از کار کناره جست و گوشه عزلت گزید. این دو برادر، برگزیده ترین و زبردست ترین دیوانیان عصر خود شدند و هریک در حدود ربع قرن کل سیاست و ملکداری را در پنجه کفایت خود گرفتند.
شمس الدین محمد جوینی
شمس الدین محمد در دستگاه هلاکو ابتدا به مقام صاحب دیوانی رسید و پس از تشکیل حکومت ایلخانی، وزیر اعظم کل مملکت شد. همه رقبای مغولی و غیر مغولی را منکوب قدرت سیاسی خویش کرد و در طول ده سال سلطنت هلاکو همچنان در آن پایگاه باقی ماند. صاحب دیوان ، از همان ابتدای کار، اهل دانش را به دور خود گرد آورد و برکارهای حساس گماشت و به اصطلاح کار ایرانی را به دست ایرانی سپرد. (بیانی، ١٣٧٩: ١٨٠) او شعرا و نویسندگان را مورد تشویق قرار داد و سبب شد تا در حد امکان حالت یاس و دلمردگی از صاحبان فرهنگ دور گردد. در تجدید نیروی اسلام کوششی خستگی ناپذیر را آغاز کرد و خلاصه دین و دولت را در کنار هم قرار داد.
(عقیلی، ١٣٣٧: ٢٧۶) شمس الدین خود نیز در نظم و نثر فارسی مهارت داشت و بعضی منشآت ، مکاتیب و اشعار از وی به یادگار مانده است . (نفیسی، ١٣۴۴: ١۶٣؛ براون ، ١٣٣٩: ۴٠) صاحب ریحانه الادب رساله شمسیه در منطق را منسوب به او دانسته است . (تبریزی، ١٣۶٩: ٣۶٣) پس از مرگ هلاکو و در دوره آباقا نیز وی بر منصب خود باقی ماند و تمام تلاش خود را به کار برد تا با بازسازی دیوان ها و سازمان های اداری، از تاثیر یاسای چنگیزی بکاهد و نفوذ عنصر بیگانه را به حداقل برساند. شمس الدین در این مسیر وظیفه سنگینی برعهده داشت . صاحب دیوان به سرعت موفق شد، طبقه اشراف دیوانی ایرانی را سامان بخشد و باردیگر این قشر برگزیده را متشکل سازد. از همین زمان بود که مشاغل دیوانی، مانند عصر سلجوقی و خوارزمشاهی، به انحصار ایرانیان در آمد و مغولان فقط در مشاغل سپاهیگیری باقی ماندند. صاحب دیوان شمس الدین نه تنها سامان دهنده وضع دیوان ، بلکه پشتیبان و حامی طبقه روحانی بود و به منظور ایستادگی در برابر بیگانگان ، به تقویت اسلام پرداخت .
حمایت او از آل کرت به منزله پایگاه فرهنگ ایرانی و برقراری ارتباط میان امرای این سلسله و آباقا، نشان دیگری از هواداری او از هویت ایرانی است . (رشید الدین ، ١٣٧٣: ١٠۶١) در کنار سامان دادن به وضع دیوان در تقویت دین مبین و تمشیت مهام علمای شریعت ، سیدالمرسلین سعی و تلاش فراوان نمود. (خواندمیر، ١٣١٧: ٢٨۵) بخارا در زمان او که به مرمت و بازسازی مدارس و مساجد و خانقاهها توجه فراوان داشت ، اعتباری دوباره یافت و در سایه حمایت او و برادرش عطاملک ، علم و دانش رونق گرفت و عالمان فرصت جولان یافتند. سعدی از جمله بزرگانی بود که مورد عنایت شمس الدین و عطاملک بود و هر دو را مدح می گفت .
جهان دانش و ابر سخا و کان کرم سپهر حشمت و دریای فضل و کوه وقار
خدایگان صدور زمانه شمس الدین عماد قبه اسلام و قبله زوار (سعدی، ١٣٧۵: ۶۶۶)
در میان دولتمردان نیز خواجه نصیرالدین طوسی که از احیاگران تشیع در عهد مغول بود، رساله فارسی اوصاف الاشراف خود را به نام شمس الدین محمد و کتاب فارسی ترجمه ثمره بطلمیوس را به نام پسر وی، بهاءالدین محمد نوشته است . (جوینی، ١٣٨٢: مقدمه )
شمس الدین در همه حال مراقب بود تا از ویرانگریهای مغولان جلوگیری به عمل آورد و در حد امکان افراد و شهرها را از خشم سلاطین مصون دارد. یکی از اقدامات موثر خاندان جوینی در احیای سنتهای کشاورزی و اداره املاک این بود که در سراسر ایران شهرها و دهات را از سلطان و شاهزادگانی که ایالتی را به تملک در آورده بودند، می خریدند و عمال و کارگزارانی را از جانب خود در آنها می گماشتند. (رشیدالدین ، ١٣٧٣: ١۵٨) به این ترتیب نه تنها شهرها و دهات بسیاری از تصرف مغولان خارج می شد و سنتهای گذشته در آنها احیا می گشت ، بلکه به روز و به روز نفوذ این خاندان در سراسر ایران گسترش بیشتری می یافت . دستگاه دیوانی که دست اندرکار بازسازی سنتها و روشهای گذشته بود، در کار ضرب سکه نیز دست به مداخله زد، چنانکه از دوران آباقاخان سکه هایی به خط و زبان فارسی با تصویر شیر و خورشید ضرب شد. بالای تصویر شیر جمله «لااله الا الله » و «محمد رسول الله » حک شده است و بالای دم شیر عبارت «ضرب طوس » دیده می شود.
(بیانی، ١٣٧٩: ١٨۴)
بنا به آنچه گذشت ، می توان دریافت که نیرو و نفوذ شمس الدین صاحب دیوان در این دوران در اوج بوده است . مسلم است که چنین مقام و اقتداری که نصیب یک خاندان ایرانی گشته بود، نمی توانست مورد قبول و تحمل عنصر بیگانه حاکم قرار گیرد و عجیب نبود که مغولان هر چه سریعتر در صدد یافتن راه چاره ای برآیند. سرانجام اشراف فئودالی ایلی این راه حل را یافتند و برای شمس الدین رقیبی سر سخت تراشیدند. او مجدالملک یزدی از زیردستان و ریزه خوار خوان نعمت خانواده جوینی بود. مجدالملک که او نیز از خاندانی دیوانی بود، در ابتدای
کار مغول به وسیله یکی از فرزندان صاحب دیوان به دستگاه دیوانی راه یافت و به مشاغلی چند رسید و به تدریج وارد دستگاه شخص صاحب دیوان شد، ولی شمس الدین پس از چندی کار با او، وی را موجودی زیرک، منافق و جاه طلب تشخیص داده ، سعی در دور کردنش از دستگاه خود کرد. مغولان به همکاری مجدالملک ابتدا با اتهام ارتباط با سلاطین مصر و قصد براندازی نظام ، شرایط را بر خاندان جوینی سخت کردند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 13 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد