گزارشات کارآموزی وکالت

word قابل ویرایش
524 صفحه
30000 تومان
300,000 ریال – خرید و دانلود

بنام خدا
شکوائیه:
ریاست محترم کلانتری ۱۰
احتراماً به استحضار می‌رساند مغازه مشاور املاک اینجانب بهروز اسماعیلی واقع در شهرک اوج انتهای ۲۰ متری املاک گلها مورد دستبرد سارق یا سارقین قرار گرفته است که با شکستن قفل درب ورودی اقدام به سرقت یک دستگاه تلویزیون ال جی ۱۴ اینچ رنگی نموده که در این راستا به شخصی بنام علی سرخوش که فردی سابقه‌دار و معتاد می‌باشد که از طریق دوستانش شناسائی و معرفی شده است مظنون و شکایت دارم تقاضای رسیدگی و اقدام قانونی را دارم قبلاً از تلاش آن ریاست محترم کمال تشکر را دارم.

با احترام بهروز اسماعیلی
برگ تحقیق از شاکی
س – خود را معرفی نمائید مفاد نمائید مفاد تبصره ۱۲۵ اصلاحی قانون آئین دادرسی کیفری بشما تفهیم می‌شود.
نام: بهروز نام خانوادگی: اسماعیلی فرزند: محمد سن: ۱۳۳۵
شغل و محل کار: بنگاه معاملات ملکی اوج – انتهای بیست متری املاک گلها
اهل کرج ساکن کرج شهرک اوج بوعلی ۱۷ قطعه ۲۱۹
س – شکایت خود را مشروحاً با دلائل بیان نمائید: احتراماً به عرض می‌رسانم اینجانب مغازه مشاور املاک را در ساعت ۲:۳۰ مورخه ۳۰/۷/۸۰ را تعطیل و جهت استراحت به منزل رفته‌ام که در ساعت ۰۸ مورخه ۱/۸/۸۰ به محل کار رفته متوجه شدم که قفل درب مغازه شکسته شده است و سارق یا سارقین یکدستگاه تلویزین ال جی ۱۴ اینچ رنگی را به سرقت برده‌اند و حال به شخصی بنام علی سرخوش مظنون هستم چونکه نامبرده فردی سابقه دار و معتاد می‌باشد و از دوستانش ایشان را معرفی کرده است و پس از بررسیهای لازم به نظر می‌رسد که تلویزین را با همکاری دوستش به چهارراه دانشکده برده و فروخته است از ایشان شکایت و تقاضای رسیدگی دارم و اظهارات خود را با امضاء گواهی می‌کنیم.

امضاء شاکی
برگ تحقیق از متهم

س- خود را معرفی نمائید مفاد تبصره ۱۲۵ اصلاحی قانون آئین دادرسی کیفری بشما تفهیم می‌شود.
ج- نام: علی اکبر نام خانوادگی: سرخوش فرزند: حمزه سن: ۲۵ ساله
شغل و محل کار: لوله کش با سواد اهل تهران ساکن: کرج شهرک اوج – بوعلی غربی قطعه ۲۵۴ زنگ وسط تلفن: ـــــ

از مقررات ماده ۱۲۵ اصلاحی قانون آئین دادرسی کیفری مطلع شدم هر وقت اقامتگاهم را تغییر دادم اطلاع می‌دهم.
س- شکایت شاکی برای شما قرائت و تفهیم می‌شود. چه می‌گویی؟
ج- شکایت شاکی را قبول ندارم بنده اصلاً در جریان سرقت مغازه وی نمی‌باشم و خودم در محل سرقت رفتم که ایشان گفتند کار شما می‌باشد سرقت مغازه؟
س- آیا دارای سابقه سرقت می‌باشید یا خیر؟
ج- بله یکبار سابقه سرقت داشتم که به زندان رفتم.
س- اظهارات خود را چگونه گواهی می‌کنید؟
ج- امضاء می‌زنم.
شاکی: بهروز اسماعیلی
متشاکی: علی اکبر سرخوش
موضوع سرقت عادی مغازه
احتراماً در ساعت ۱۰۳۰ مورخه ۱/۸/۸۰ شخصی به هویت بهروز اسماعیلی فرزند محمد ۴۵ ساله شغل بنگاه‌دار با سواد اهل و مقیم کرج شهرک اوج بوعلی ۱۷ قطعه ۲۱۹ معرفی می‌نمود ضمن ارائه گزارشی به کلانتری مراجعه و در برگ بازجوئی پیوستی بیان داشت مغازه‌ام واقع در شهرک اوج انتهای ۲۰ متری املاک گلها را در ساعت ۲۱۳۰ مورخه ۳۰/۷/۸۰ تعطیل و جهت استراحت به منزل رفته‌ام که در ساعت ۰۸۰ مورخه ۱/۸/۸۰ زمانیکه مراجعه نمودم متوجه شدم که قفل درب مغازه شکسته شده است که یکدستگاه تلویزیون ال جی ۱۴ اینچ رنگی توسط سارق یا سارقین به سرقت رفته که در حین رابطه شخصی بنام علی سرخوش مظنون هستم نامبرده فرد سابقه دار و معتاد می‌باشد و از دوستانش ایشان را معرفی کرده است و پس از بررسیهای لازم به نظر می‌رسد که تلویزیون را با همکاری دوستش به چهارراه دانشکده برده و فروخته است. از ایشان شکایت و تقاضای رسیدگی دارم متعاقباً آقای علی اکبر سرخوش فرزند حمزه ۲۵ ساله شغل لوله‌کشی با سواد اهل تهران ساکن کرج شهرک اوج بوعلی غربی قطعه ۲۵۴ زنگ وسط به کلانتری احضار در برگ بازجوئی تحقیق بیان داشت شکایت شاکی را قبول ندارم بنده اصلاً در جریان سرقت مغازه وی نمی‌باشم و خودم در محل سرقت رفتم که ایشان گفتند کار شما می‌باشد سرقت مغازه‌ام دارای سابقه سرقت می‌باشم که به زندان رفتم اینک پرونده امر تنظیم بنظر می‌رسد.
دفتر/ نگهبانی: پرونده متشکله جهت کسب دستور و بررسی بیشتر به

اداره آگاهی ارسال شود.
امضاء افسر نگهبانی کلانتری ۱۳ جهانشهر استوار مصدق
امضاء رئیس کلانتری ۱۳ جهانشهر سرهنگ شفیعی
ورود به دفتر آگاهی کرج شماره ۷۵۵/۶۸۶۴ اقدام کننده ک ۲
توسط جناب سرگرد عبدالملکی و سرگرد قدمی امضاء گردیده است. ۱۰/۸/۸۰
برگ بازجوئی از متهم توسط نیروی انتظامی جمهوری اسلامی
تاریخ ۱/۸/۸۰
س: خود را معرفی نمائید. مفاد ماده و تبصره ۱۲۵ اصلاحی قانون آیین دادرسی کیفری بشما تفهیم می‌شود مواظب اظهارات خود باشید.

ج: نام علی اکبر نام خانوادگی سرخوش فرزند: حمزه سن ۲۴ سال شغل و محل کار: لوله کش و تابلوساز با سواد اهل تهران مقیم کرج شهرک اوج – بوعلی غربی قطعه ۲۵۴ مذهب شیعه تبعه ایران پیشینه محکومیت کیفری دارم بدون عیال.
س- به چه اتهامی سابقه کیفری دارید.
ج- سرقت منزل
س- برابر گزارش کلانتری ۱۳ و دادخواهی شاکی متهم هستید به سرقت از مغازه آقای بهروز اسماعیلی قبول دارید؟ ماجرا را توضیح دهید.
ج- ساعت ۵/۴ صبح سه‌شنبه من به همراه دوستم به نام ایمان مبادرت به سرقت مغازه یکدستگاه تلویزیون رنگی ۱۴ اینچ کردیم با اره و گاز انبر قفل در مغازه را بریده و وارد مغازه شد و من هم مراقب بودم که کسی نیاید و بعد از ربودن تلویزیون آن را من گفتم که چه بکنیم گفت چون برای تو مقدورنیست من آن را به خانه خودمان می‌برم تا صبح که با هم برویم چهارراه دانشکده و بفروشیم ما که تازه به کرج آمده ایم دانشکده را بلد نبودم و با او قرار گذاشتیم برای ساعت ۱۰ صبح که او را دیدم او گفت من آشنا دارم تا با قیمت خوبی بفروشیم و او رفت به من گفت که تو بایست تا من بیایم و بعد از آن خبری نشد تا اینکه من را دستگیر و به من مظنون شدند.
س- ایمان هم اکنون کجاست؟
ج- آدرس او را می‌دانم.
س- اظهارات خود را گواهی کنید.
ج- سواد دارم امضاء می‌کنم. ایشان امضاء کرده‌اند.
طی نامه‌ای از رادیو دوم آگاهی به معاونت محترم قضائی دادگستری به شماره و تاریخ به موضوع دستگیری سارق، گزارش امر و وقوع ماجرا را شرح داده و قید گردید که لهذا با عنایت به مراتب فوق و اقرار متهم بدینوسیله پرونده همراه طرفین به حضور ارسال خواهشمند است در صورت موافقت متهم را با قرار متناسبی جهت تحقیقات جامع تر و تحقیق در مورد سایر سرقتهای احتمالی و دستگیری همدست او دستورات لازم صادر فرمایند.
که این امر توسط معاونت قضائی دادگستری کرج به شعبه ۲۹ دادگاه عمومی کرج ارجاع شده و توسط آن شعبه رویت شده.

گزارش نهائی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
به ریاست محترم شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج
موضوع: کسب تکلیف
سلام علیکم
احتراماً در اجرای دستور مورخ ۲/۸/۸۰ مبنی بر اینکه پرونده اعاده متهم امشب تحت نظر و فردا با دستگیری متهم دیگر ارسال شود. متهم فردا همراه پرونده و شاکی ارسال شود حسب دستور صادره مأمورین به منظور دستگیری متهم با راهنمایی متهم دستگیر شده قصد عزیمت به محلی رؤیت و مخفی‌گاه ایمان نام داشتند متهم گفت من قبلاً از او مواد می‌گرفتم و فقط در جلو یک منزلی با او برخورد کرده‌ام لذا تاکنون دستگیری متهم دیگر میسر نشده بدینوسیله پرونده همراه متهم و شاکی توسط مأمور بحضور ارسال خواهشمند است به منظور دستگیری متهم نبایست ورو

د به مخفیگاه وی صادر تا اقدامات لازم بعمل آید.
امضاء سرگرد عبدالملکی
«بنام خدا»
پرونده همراه شاکی و متهم تحت الحفظ مأمور بدرقه جهت کسب تکلیف درباره متهم فعلی و دستگیری متهم دیگر بنظر ریاست محترم شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج
بنظر برسد.
امضاء کلانتر دایره دوم آگاهی سرهنگ مفاخری
سرگرد عبدالملکی
برگ بازجوئی و صورتمجلس
تاریخ ۱۳/۸/۱۳۸۰
بتاریخ فوق در وقت فوق جلسه رسیدگی شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج به تشکیل است و پرونده کلاسه فوق تحت نظر است متهم حضور دارد خطاب به متهم:
س- پس از معرفی متهم و تفهیم تبصره ۱۲۵ اصلاحی ق. آئین دادرسی کیفری:
س- حسب شکایت شاکی گزارش مرجع انتظامی و اعتراف خودتان در بازجوئی مورخه ۱/۸/۸۰ در آگاهی کرج متهم هستی به سرقت یک دستگاه تلویزیون ۱۴ اینچ ال جی از خود دفاع کنید؟
ج- کار من نیست من به فاصله ۱۰۰ متر از آن مغازه سکونت دارم هیچ موقع اگر من بخواهم سرقت کنم از همسایه‌ها سرقت نمی‌کنم من به ایمان مظنون هستم، قرص می‌خورم اعتیاد داشتم ترک کرده‌ام و یک سری قرص گرفته‌ام و قرص می‌خورم. حاضرم ایمان را معرفی کنم. شاکی می‌خواهد رضایت بدهد شاکی به من گفت رضایت می‌دهم و می‌گویم که سوء تفاهم شده حاضرم یک دستگاه تلویزیون بخرم و به شاکی بدهم حاضرم پول تلویزیون را بدهم. من قبلاً لوله‌کش تأسیسات بوده الان بیکار هستم.

س- ساعت ۴۰/۴ صبح روز سرقت کجا بودی؟
ج- من نانوایی سنگکی میدان آزادگان بودم آنها مرا دیده‌اند حاضرند شهادت بدهند.
دادگاه قرار آزادی متهم علی اکبر سرخوش فرزند حمزه به اتهام سرقت به قید معرفی کفیل به وجه الکفاله مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۵ ریال از حال تاختم رسیدگی و صدور حکم و اجرای آن صادر و اعلام می‌گردد و در صورت معرفی کفیل متهم آزاد و الا بازداشت شود. قرار حضوراً به متهم ابلاغ اظهار داشت فهمیدم ملتزم هستم از قرار رونوشت نمی‌خواهم.
بسمه تعالی: پرونده اعاده می‌شود متهم به لحاظ اقرار صادره به مدت پنج روز در اخت

یار آن یگان باشد. سابقه کیفری متهم استعلام و جهت اخلاقی اجتماعی و معیشتی وی استعلام چون متهم در دادگاه اتهام وارده را انکار کرده مجدداً مفصلاً از وی تحقیق شخص ایمان همکار وی احضار در صورت عدم حضور جلب جداگانه از وی دقیقاً تحقیق با متهم و حضوری چنانچه نیروی داشته باشم چون متهم حاضر اظهار می‌دارد ساعت سرقت در سنگکی میدان آزادگان بوده‌ام از آن تحقیق شود سپس پرونده به همراه سارق یا سارقین و متهم حاضر به نظر رسد.
امضاء دادرس محاکم عمومی کرج
اظهارات گواه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
س- خود را معرفی نمایید و مفاد ماده و تبصره ۱۲۵ اصلاحی قانون آئین دادرسی کیفری بشما تفهیم می‌شود.
نام: بهزاد نام خانوادگی: مرشدی بواف فرزند: نوروزعلی سن ۴۰ ساله
شغل و محل کار سوپر مارکت خ اوج با سواد اهل آبادان ساکن آدرس بالا
از مقررات ماده ۱۲۵ اصلاحی ق.آ. دادرسی کیفری مطلع شدم هر وقت اقامتگاهم را تغییر دادم اطلاع می‌دهم.
س- کلیه مشاهدات و شنیده‌های خود را در رابطه با سرقت مغازه آقای اسماعیلی بیان کنید؟
ج- حدود ساعت ۳۰-۲۳ دقیقه در مغازه بودم با توجه به اینکه مغازه اینجانب دقیقاً روبروی مغازه ایشان می‌باشد. شخصی را با موتورسیکلت هوندا به شماره ۳۲۱۲ – تهران مشاهده نمود؟ که جلوی مغازه آقای اسماعیلی بالا و پائین می‌رود به ایشان مشکوک شدم و سلام کردم با چه کسی کار دارید و اظهار داشت با علی سرخوش سپس مغازه را بستم و از کوچه پشتی رفتم و مجدداً دور زدم سر کوچه منتظر شدم مشاهده نمودم موتورسوار مذکور جلوی درب مغازه آقای

اسماعیلی ایستاده و داخل مغازه را نگاه می‌کند و یکدستگاه پیکان سفید رنگ مدل پائین هم آنجا ایستاد که هر دو راننده با هم صحبت کردند و حرکت کردند روز بعد که متوجه شدم مغازه آقای اسماعیلی سرقت شده موضوع را به ایشان گفتم حدوداً ساعت ۰۷۳۰ روز بعد علی را دیدم که با برادرش جر و بحث می‌کند و در رابطه با سرقت مغازه با هم صحبت می‌کنند و برادر علی از موضوعی ناراحت بود و به علی گفت چرا اینکار کردی و آبروی ما را بردی علی هم گفت هیچ کس نخواهد فهمید علت اینکار هم این بوده که شما به من پول ندادید من هم چنین کاری کردم.

س- اظهارات خود را گواهی کنید؟
ج- امضاء می‌کنم.
گزارش نهایی
در ساعت ۱۱۴۵ مورخ یوم جاری حسب دستور ریاست محترم شعبه ۲۹ محاکم عمومی اینجانب سرگرد عبدالملکی در معیت ستوان دوم کرجی با حضور متهم علی سرخوش به منظور شناسایی همدست وی به آدرس زورآباد خیابان شریعتی چهارراه اول که پاتوق وی اعلام شده بود عزیمت پس از تفحص و تجسس نامبرده شناسایی شد و کسی هم از آدرس محل سکونت دو اطلاعی نداشت در خاتمه به سنگکی سر میدان آزادگان که متهم علی سرخوش اظهار داشت در مو

قع سرقت در آنجا حضور داشته عزیمت، از کارکنان آن نانوایی بطور شفاهی پس از رؤیت متهم تحقیق آنها اظهار داشتند چون مشتری زیاد است او را نمی‌شناسم و صبحها از ساعت ۵ بامداد شروع بکار می‌نمایم مراتب صورتجلسه و به امضاء رسید.
امضاء سرگرد عبدالملکی ستوان دوم کرمی امضاء

تاریخ فوق در وقت فوق العاده جلسه رسیدگی شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج به تصدی امضاء کننده تشکیل و پرونده امر تحت نظرات شاکی آقای بهروز اسماعیلی و متهم آقای علی سرخوش در دادگاه حضور دارند خطاب به حاضرین هویت شما محرز است. تبصره ۱۲۹ ق آئین دادرسی محاکم عمومی و انقلاب به شما تفهیم می‌شود مواظب اظهارات خود باشید. اظهار داشته، فهمیدم ملتزم هستیم سر خطاب به شاکی آیا به شکایت خود باقی هستید؟ بنده به خاطر مادر شما به شاکی رضایت می‌دهم و از شکایت خود صرفنظر می‌نمایم و قرار شده که از سرخوش پول تلویزیون را بدهم که مقداری از پول را داده و مقداری از آن باقی مانده است که خواهد داد. من رضایت می‌دهم.

متهم در حال پشیمانی و گریان می‌باشد پس خطاب به متهم اتهام شما به اساس شکایت شاکی و تحقیقات و اظهارات کذب شما مبنی بر سرقت است آیا اتهام وارده را قبول دارید؟ ج- بلی اتهام وارده را قبول دارم. خطاب به متهم به عنوان آخرین دفاع چه پاسخی و دفاعی دارید؟
ج- هیچ دفاعی ندارم.
تلویزیون مسروقه دست ایمان است خود ایمان از مغازه دزدیده و من رد می‌شدم دیدم.
بسمه تعالی اعلام می‌شود با هدایت متهم ایمان نام جلب تحقیق و مواجهه حضوری با مقررات کیفری به دادگاه ظرف ۵ روز آنرا به رسد.
امضاء دادرس محاکم عمومی کرج

۸/۸/۱۳۸۰

صورتجلسه مورخ سیزدهم آبانماه سال هشتاد
در ساعت ۱۱۳۰ مورخ یوم جاری حسب دستور ریاست محترم شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج اینجانب سرگرد عبدالملکی در معیت ستوان یکم عظیمی با راهنمایی متهم علی اکبر سرخوش به آدرس و پاتق احتمالی متهم بنام ایمان به آدرس اسلام آباد خیابان شریعتی اولین چهارراه عزیمت پس از تجسس و تفحص و توقف در محل نامبرده شناسایی نبود و کسی از محل و آدرس او همکاری ننمود مراتب صورتجلسه و به امضاء رسید.
امضاء سرگرد عبدالملکی
امضاء: متهم علی اکبر سرخوش
امضاء ستوان یکم عظیمی

صورتجلسه مورخ ۹/۸/۸۰
در ساعت ۱۷ مورخ یوم جاری اینجانب سرگرد عبدالملکی به اتفاق ستوانیکم عظیمی با راهنمائی متهم علی اکبر سرخوش حسب دستور ریاست محترم شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج به پاتق احتمالی متهم ایمان نام به آدرس احتمالی وی واقع در زورآباد خیایان شریعتی چهارراه اول عزیمت پس از توفق بیش از یکساعت در محل نامبرده مشاهده نشد و کسی از آدرس وی همکاری ننمود و اهالی اظهار بی‌اطلاعی می‌نمودند مراتب صورتجلسه و به امضاء رسید.
امضاء: متهم علی اکبر سرخوش
و سرگرد عبدالملکی
ستوان یکم عظیمی
تاریخ ۱۴/۸/۸۰ شماره: ۷۵۵/۱۶۴/۶ ک ۲
طی درخواستی از دایره دوم آگاهی جهت اجرای دستور و کسب تکلیف بنظر ریاست محترم شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج می‌رسد.
دستور ریاست شعبه ۲۹: بسمه تعالی: دفتر متهم به جهت عجز از معرفی کفیل به زندان معرفی تحت نظر کیفری می‌رسد.

خواهر متهم علی اکبر سرخوش کفالت ایشان را قبول می‌کنند که در صورت عدم حضور برادرش طبق دستور دادگاه مطابق مقررات قانونی رفتار نماید.
فتوکپی کفیل صورتحساب حقوق کفیل (کارمند آموزش و پرورش اقلید)
فتوکپی کارت و شماره پرسنلی کفیل
قرار قبولی کفالت: ۱۴/۸/۸۰
به وجه الکفاله ۵ میلیون ریال

دادگاه چون ملائت کفیل محرز است لذا قرار قبولی کفالت طاهره سرخوش تن متهم علی سرخوش تا خاتمه رسیدگی و اجرای دادنامه را صادر می‌نماید. مفاد قرار حضوراً به کفیل ابلاغ گردید و امضاء کرد.
سوابق انگشت نگاری متهم: اتهام به مواد مخدر اتهام به مواد مخدر مرکز ردش ۴ اجرای احکام دادگاه اتهام سرقت تهران ۲۰۰ ش ۱۲۰۴ دادگاه عمومی مرکز
سابقه دار است.زندان قصر تهران

از دایره دوم آگاهی کرج – موضوع اعاده پرونده
مبنی بر اینکه متهم با قرار کفالت آزاد و ظرف مدت یکماه با راهنمائی متهم حاضر، متهم دیگر جلب و معرفی شود و بعد از یک هفته تلفنی تماس داشت که درصدد شناسایی متهم می‌باشد اما دیگر از او خبری نشده و مراجعت نکرده لهذا بدینوسیله پرونده با عنایت به اینکه متهم از آن طریق آزاد شده است جهت کسب تکلیف بحضور تقدیم و ارسال می‌گردد.
دادگاه دستور داده که ظرف سه روز اخطار داده و احضار شود.
برگ اخطار و احضار متهم ۲۷/۱/۸۰
برگ جلب متهم ۴/۲/۸۱
جلب متهم علی اکبر سرخوش توسط کلانتری ۱۳ جهانشهر کرج و اعاده آن همراه با مأمور به دادگاه شعبه ۲۹
برگ بازجوئی و صورتمجلس و اخذ آخرین دفاع که متهم ذکر کرده بنده تازه کار پیدا کرده‌ام و طالب عفو و بخشش دارم. و امضاء متهم
در نهایت ختم رسیدگی و صدور رأی مبنی بر
مورخ ۲۳/۳/۸۱
کلاسه پرونده ۸۰-۲۹-۱۱۵۶ دادنامه ۵۱۸-۲۳-۳-۸۱
مرجع رسیدگی شعبه ۲۹ کرج
شاکی بهوروز اسماعیلی کرج شهرک اوج بوعلی ۱۷ قطعه ۲۱۹
متهم علی اکبر سرخوش شهرک اوج تواب ۷۲۸ بوعلی غربی قطعه ۳۵۴ طبقه وسط اتهام سرقت
رأی دادگاه
دادگاه متهم آقای علی اکبر سرخوش فرزند حمزه ۲۵ ساله لوله‌کش اهل و ساکن کرج را به اتهام سرقت یک دستگاه تلویزیون ال جی ۱۴ اینچ از داخل مغازه آقای بهروز اسماعیلی با عنایت به محتویات پرونده و دلایل ابراز شده شرح شکایت شاکی و دفاعیات بی‌وجه متهم با اقرار نامبرده نزد مأمورین به سرقت اظهارات ضد و نقیض وی در تحقیقات مقدماتی و دادگاه ادعایی سرقت مغازه توسط فردی بنام ایمان و عدم وجود دلایل کافی مبنی بر دخالت فرد دیگری در سرقت مغازه ضمن

احراز و اثبات بزهکاری به استناد ماده ۶۶۱ ق م ا و رعایت به موضوع خاص متهم و جبران ضرر وزیان شاکی بند ۵ و ۶ ماده ۲۲ ق. م. ا. به هفتاد هزار تومان جزای نقدی بدل از حبس و شلاق با احتساب ایام بازداشت قبل از تاریخ ۳/۸/۸۰ لغایت ۱۴/۸/۸۰ در حق دولت محکوم می‌نماید رأی

صادره حضوری ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر استان است.
امضاء رئیس شعبه ۲۹ کرج اکبری ایرج
نظریه کارآموز ک
ماده ۶۶۱ قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: در سایر موارد که سرقت مقرون به شرایط م

ذکور در مواد فوق نباشد مجازات مرتکب حبس از سه ماده و یک روز تا دو سال و تا ۷۴ ضربه شلاق خواهد بود.
به نظر می‌رسد این رأی به صورت صحیح اصدار یافته است چرا که قاضی هر دو مجازات حبس و شلاق را در نظر گرفته است ولی با توجه به شرایط خاص متهم مجازات وی را تخفیف داده و حبس و شلاق را به جزای نقدی تبدیل نموده است که مناسبتر به حال متهم می‌باشد. چرا که ماده ۶۶۱ از موارد ذکر شده در ماده ۷۲۷ ق مجازات اسلامی (جرائم قابل گذشت) نمی‌باشد که با گذشت شاکی خصوصی دادگاه از تعقیب جرم صرفنظر کند.
ولی دادگاه طبق تبصره ذیل ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی پس از تعزیر از مقدار تعزیر تعیین شده میزان بازداشت قبلی را کسر نموده است.

بنام خدا
مورخ ۲۸/۱۰/۷۹
کلاسه
مشخصات طرفین:
خواهان: علی حسن مرادی نام پدر: پیرمراد شغل: آزاد محل اقامت: کرج گوهردشت خیابان اصلی اول خیابان ۶ غربی پلاک ۴
خوانده: اعظم اظهری خانه‌دار گوهردشت فلکه اول خیابان یکم غربی طبقه دوم نان ماشینی پلاک ۲۹
وکیل یا نماینده قانونی ندارد.
تعیین خواسته: الزام به پرداخت یک میلیون ریال وجه سفته و صدور قرار تأمین
دلائل و منضمات: فتوکپی سفته و برگ واخواست.
بنام خدا
ریاست محترم دادگستری کرج احتراماً به اطلاع می‌رساند سرکار خانم اعظم اظهری وفق فتوکپی یک برگه سفته مبلغ یک میلیون ریال بدهکار است که در مراجعه به نامبرده از پرداخت آن خودداری و برگ واخواست صادر شده است استدعای صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت وجه سفته را دارم ضمناً با توجه به اینکه احتمال جابجایی اموال خوانده وجود دارد قبل از صدور حکم استدعای صدور قرار تأمین معادل یکصد هزار تومان از اموال نامبرده را دارم.

دستور دادگاه جهت اخطار دادخواست و ضمائم به خواهان و خوانده در تاریخ ۱۳/۱۱/۷۹
قرار تأمین خواسته:
بتاریخ: ۱۷/۱۱/۷۹ کلاسه پرونده ۷۹/۸/۱۶۹۷ ح
مرجع رسیدگی شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج
خواهان: آقای علی حسن مرادی ساکن گوهردشت خ اصلی – اول خیابان ۶ غربی پلاک ۴
خوانده: اعظم اظهری ساکن گوهردشت فلکه اول خ یکم غربی طبقه دوم نان ماشینی پلاک ۲۹
خواسته: یک میلیون ریال
گردشگار: خواهان به شرح بالا بطرفیت خوانده دادخواستی بخواسته فوق اقامه و درخواست رسیدگی و صدور قرار تأمین خواسته به استناد مدارک موجود در پرونده نموده است که پس از قبول دادخواست و ارجاع آن به این دادگاه و ثبت آن به کلاسه فوق در وقت فوق‌العاده شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج امضاء کننده زیر و در حضور خواهان و ملاحظه اصول استاد تشکیل است با بررسی اوراق پرونده به شرح زیر مبادرت به صدور قرار می‌شود.
قرار دادگاه

نظر به اینکه خواهان ضمن دادخواست تقاضای صدور قرار تأمین خواسته نموده است چون ارکان و شرایط درخواست فراهم می‌باشد لذا دادگاه باستناد مادتین ۲۰۲ و ۳۰۹ ق تجارت قرار تأمین خواسته معادل مبلغ یک میلیون ریال از اموال بلامعارض خوانده بابت سفته شماره ۵۸۰۸۵۸-۳۰/۴/۷۹ خزانه‌داری کل تا پایان رسیدگی صادر و اعلام می‌دارد. هزینه اجرای قرار بعهده خواهان است. قرار پس از ابلاغ قابل اجرا و ظرف ده روز قابل اعتراض در این دادگاه می‌باشد.

بتاریخ ۱۷/۱۱/۷۹
شماره
ریاست محترم اجرای احکام مدنی
با سلام:
بدینوسیله سه برگ تأمین خواسته حسب تقاضای آقای مرادی بطرفیت خانم اعظم اظهری جهت اقدام قانونی بپیوست ارسال می‌گردد.
مدیر دفتر شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج
برگ اخطاریه کلاسه تاریخ: ۱۳/۱۱/۷۹
اخطار شوند اعظم اظهری آدرس ـ
محل حضور دادگاه شعبه ۸ عمومی کرج وقت حضور ۲۸/۳/۱۳۸۰ ساعت ۳۰/۸ که در تاریخ ۱۷/۱۱/۷۹ ابلاغ صورت گرفته.
برگ اخطاریه به آقای علی حسن مرادی ساکن کرج
محل حضور: شعبه هشتم دادگاه عمومی کرج وقت حضور ۲۸/۳/۱۳۸۰ ساعت ۳۰/۸
علت حضور: صدور قرار تأمین موکول است به ارائه اصول اسناد
که اخطاریه ۱۷/۱۱/۷۹ ابلاغ کرده که ایشان در محل نبوده و به همکار مخاطب آقای رضائیان ابلاغ شد که به مخاطب برساند.

دستور دادگاه به پاسگاه رجائی شهر مبنی بر ابلاغ اخطار رفع نقص به علی حسن مرادی.
خواهان رفع نقص نموده و آدرس دقیق خوانده را قید کرده و دادگاه به دفتر دستور تعیین وقت رسیدگی داده ودفتر تاریخ ۳۰/۱۰/۸۰ ساعت ۱۱ را بعنوان وقت رسیدگی تعیین کرده است که حضوراً به خواهان ابلاغ گردیده.
تاریخ ۱۳/۶/۸۰
برگه اخطاریه به اعظم اظهری محل حضور دادگاه عمومی کرج شعبه ۸ وقت

حضور ۳۰/۱۰/۸۰ ساعت ۱۱ صبح
که توسط مأمور ابلاغ گواهی شده که در تاریخ ۱۴/۶/۸۰ با مراجعه به آدرس اعلامی برگ ثانی اخطار و ضمائم به مخاطب تحویل گردید.
برگ صورتجلسه و رأی دادگاه
تاریخ ۳۰/۱۰/۸۰ شعبه هشتم شماره دادنامه ۱۶۱۹
بتاریخ ۳۰/۱۰/۸۰ شعبه هشتم دادگاه عمومی کرج در وقت مقرر متصدی امضاء کننده ذیل تشکیل و پرونده کلاسه فوق تحت نظر است و خواهان حاضر است. خوانده حضور ندارد. لایحه‌ای واصل نگردیده است. خواهان اظهار داشت: عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است یک فقره سفته خوانده بمن داده لیکن پول آنرا نمی‌دهد تقاضای صدور حکم به محکومیت خوانده را دارد.
دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام به شرح ذیل مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
رأی دادگاه
در خصوص دعوی آقای علی حسن مرادی فرزند پیرمراد بطرفیت خانم اعظم اظهری به خواسته الزام به پرداخت یک میلیون ریال وجه سفته با عنایت به محتویات پرونده نظر به اینکه وجود اصل سفته مدرکیست در ید خواهان دلالت بر اشتغال ذمه خوانده است و خوانده علیرغم ابلاغ و استحضار در دادگاه حاضر نگردیده و ایراد و دفاعی بعمل نیاورده است دعوی خواهان ثابت و مدلل تشخیص لذا دادگاه مستند به ماده ۳۰۷ قانون تجارت و مواد ۱۹۸ قانون آئین دادرسی مدنی و دادگاههای عمومی و انقلاب حکم به محکومیت خوانده که پرداخت مبلغ یک میلیون ریال وجه سفته شماره ۱۵۸۰۵۸ در حق خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره با توجه به ابلاغ واقعی به خوانده حضوری و قطعی است.
دادرس شعبه هشتم دادگاه عمومی کرج
۳۰/۱۰/۸۰
برگ ابلاغ رأی و دادنامه به خانم اعظم اظهری که در تاریخ ۲۹/۱۱/۸۰ بنشانی معینه مراجعه و ایشان حضور نداشتند و به دختر ایشان خانم سمیه مولودی ابلاغ گردید.
برگ ابلاغ رأی و دادنامه به آقای علی حسن مرادی که ایشان حضور نداشتند و به پسر ایشان آقای علی مرادی ابلاغ گردیده در تاریخ ۱/۱۲/۸۰
برگ درخواست اجرای حکم توسط خواهان علی حسن مرادی

و تأیید و امضاء و صدور دستور مبنی بر اجرای حکم صادره به دایره اجرائیه توسط ریاست دادگاه شعبه هشتم کرج.
تاریخ ۱۸/۴/۸۱
برگ اجرائیه: کلاسه پرونده بموجب دادنامه شماره ۱۶۱۹ مورخ ۳۰/۱۰/۸۰ دادگاه عمومی کرج شعبه ۸: محکوم علیه محکوم است بپرداخت یک میلیون ریال بابت وجه سفته شماره ۱۵۸۰۵۸ در حق خواهان ضمناً‌ هزینه اجرائیه به عهده خوانده می‌باشد.
امضاء مدیر دفتر دادگاه امضاء رئیس دادگاه

نظریه کارآموز
در پرونده موصوف خواهان دعوی مطالبه مبلغ یک میلیون ریال برای یک فقره سفته را نموده و قاضی محترم صادر کننده رأی به استناد ماده ۳۰۷ ق. تجارت حکم به پرداخت مبلغ سفته ارائه شده صادر نموده که با توجه به مدارک موجود در پرونده و عدم حضور خوانده در جلسه دادرسی و اینکه خواسته مصون از تعرض می‌باشد رأی صادره فاقد ایراد و اعتراض می‌باشد و لذا با توجه به ماده ۱۹۸ ق. آ. د. م. که حکایت از اشتغال ذمه بر عهده مدیون می‌باشد خوانده موظف به پرداخت دین خود می‌باشد.

بنام خدا
«دادخواست» ۸۰/۸/۶۰۸ ۸۰/۶۲
ریاست محترم دادگستری کرج
احتراماً به استحضار عالی می‌رساند اینجانب شریعت حجتی ساکن کرج عظیمیه ۴۵ متری کاج چهارراه نیک نژاد خیابان یاقوت پلاک ۱۴۶، طبقه پائین ساختمان مسکونی خود را که دارای آب، برق، گاز می‌باشد به بانو سیده سیما حسین فرزند سید علی به آدرس فوق اجاره داده ام. تاریخ انقضاء آن ۱۵/۹/۷۹ می‌باشد. متأسفانه حاضر به تخلیه نمی‌باشد و چون دخترم مشترکاً‌با ما زندگی می‌کند و نیاز شخصی دارم لذا از آن مقام محترم تقاضا دارم دستور فرمائید طبق ماده ۳ ق مالک و مستأجر سال ۱۳۷۶ اقدام به تخلیه طبقه پائین منزل بفرمائید ضمناً در اینخصوص شاهد دارم. در صورت لزوم دستور فرمایند بحضورتان معرفی نمایم. ضمناً فتوکپی قرارداد ضمیمه می‌باشد. (تمبر ابطال شده)
و پرونده، در تاریخ ۲۵/۱/۸۰ به شعبه هشتم ارجاع شده.
دستور دادگاه مبنی بر سپردن ودیعه مقرر در اجاره نامه به صندوق دادگاه و ارائه فیش آن به دادگاه ۲۵/۱/۸۰
خواهان با پرداخت و سپردن ودیعه در صندوق دادگستری تقاضای رسیدگی و دستور دادگاه را دارد. ۱۰/۴/۸۰
دستور دادگاه به دفتر مبنی بر ارسال نسخه ثانی اجاره نامه و اینکه شرحی به کلانتری مربوطه نوشته با ابلاغ مراتب مستأجر بفاصله ۲۴ ساعت و پس ا زسه روز پس از ابلاغ نسبت به اجرای تخلیه مورد اجاره مطابق قانون روابط موجر و مستأجر مصوبه سال ۷۶ اقدام و نیز گزارش گردد چنانچه مستأجر به اصالت اجاره نامه تردید دارد مراتب به دادگاه اعلام شود. ۱۰/۴/۸۰
دستور دفتر دادگاه به حسابداری مبنی بر واریز مبلغ یک میلیون ریال بابت ودیعه توی آقای حجتی به حساب پرونده و فیش حاصله را ارسال نمایند.
دستور دادگاه شعبه ۸ به فرماندهی پاسگاه انتظامی رسالت مبنی بر اینکه ظرف ۲۴ ساعت به مستأجر ابلاغ شود که ظرف ۳ روز پس از ابلاغ نسبت به تخلیه مورد اجاره مطابق قانون روابط مالک و مستأجر ۷۶ اقدام و نتیجه را گزارش نماید و چنانچه مستأجر ب

ه اصالت قرارداد ایراد داشت سریعاً به دادگاه گزارش گردد.
نامه‌ای مبنی بر ایراد مستأجر (خوانده) نسبت به اصالت قرارداد اجاره و ثبت آن توسط دفتر در تاریخ ۱۴/۴/۸۰
دستور دادگاه
بتاریخ ۱۴/۴/۸۰
دستور دادگاه مبنی بر اینکه اصل نسخه دوم که بصورت کاربنی بوده ولی امضائات آن اصل است ملاحظه و عیناً مسترد شد دادگاه با عنایت به مراتب فوق و ملاحظهمضاء شاهد است. بنابراین دفتر سریعاً شرحی به کلانتری مربوطه نوشته با ملاحظه نسخه ثانی اجاره نامه و عدم تطابق آن با قانون مالک و مستأجر سال ۷۶ مقرر است از اجرای حکم خودداری شود و آن یگان اوراق مربوطه را به دادگاه اعاده نماید.
برگ دستور دادگاه به فرماندهی پاسگاه انتظامی رسالت مبنی بر جلوگیری اجرای حکم تخلیه ۱۰/۴/۸۰
نامه‌ای از کلانتری بخش ۱۴ رسالت به شعبه ۸ مبنی بر اینکه از اجرای حکم جلوگیری شود. ۱۴/۴/۸۰
درخواست خواهان آقای شریعت حجتی از دادگاه مبنی بر دستور دادگاه به استرداد مبلغ یک میلیون ریال ودیعه که به صندوق دادگستری سپرده شده بود.
دستور دادگاه بر استرداد مبلغ مورد نظر به خواهان پس از احراز هویت. ۱۸/۴/۸۰
برگ حسابداری دادگستری کرج مبنی بر استرداد وجه به آقای حجتی.
دادخواست مجدد خواهان
خواهان: شریعت حجتی آدرس فوق
خوانده: با نویسنده سیما حسینی آدرس فوق
خواسته: یک میلیون ریال معادل ۱۰۰ هزار تومان بابت اجور معوقه از خرداد ماه و مطالبه فیش‌های آب، برق، گاز تا صدور حکم نهایی.
دلائل و منضمات: فتوکپی مصدق شده، قرارداد عادی مورخ ۱۳/۹/۷۸
کلاً باستناد پرونده و اخطاریه شعبه هشتم ضمیمه می‌باشد.
به استحضار عالی می‌رساند اینجانب خواهان بموجب قرارداد عادی مورخ ۱۳/۹/۷۹ مضبوط در پرونده کلاسه فوق طبقه زیرزمین ساختمان مسکونی خود را که دارای آب، برق، گاز می‌باشد در اختیار خوانده دعوی قرار دادم و مدت اجاره منقضی شده است. اجاره معوقه را از خرداد ماه نپرداخته و فیش‌های آب، برق، گاز باید از ادارات مربوطه تحویل و هنوز پرداخت نشده و چون خود نیاز شخصی به ساختمان دارد لذا از آن مقام محترم دادگاه تقاضای صدور حکم تخلیه بر محکومیت خوانده دعوی و صدور حکم به مطالبه اجور معوقه و فیش‌های مربوطه را از محضر محترم دادگاه نیز دارد. ۱۲/۴/۸۰
که در تاریخ ۱۲/۴/۸۰ به شعبه ۸ ارجاع شد.
مورخ ۲۱/۴/۸۰

برگ اخطار رفع نقص (مشخص نبودن آدرس خوانده) به خواهان که به رؤیت دختر ایشان مژگان حجتی رسیده (وقت حضور ۱۰ روز پس از ابلاغ)
برگ رفع نقص توسط خواهان که به رؤیت دختر رسیده و وقت رسیدگی را برای روز چهارشنبه ۲۱/۹/۸۰ مشخص کرده (طبق دستور دادگاه)
برگ اخطار و اخطاریه به شریعت حجتی (خواهان) محل حضور شعبه ۹ وقت حضور ۲۱/۹/۸۰ ساعت علت حضور دعوی شما به علیه سیده سیما حسینی به تاریخ ۷/۵/۸۰ که به ایشان ابلاغ شده.
برگ اخطاریه و اخطاریه به سیده سیما حسینی شعبه ۸ روز ۲۱/

۹/۸۰ ساعت به علت فوق ۷/۵/۸۰
لایحه شماره ۱۰۷۴ ۲۰/۹/۸۰
خوانده لایحه مبنی بر عدم امکان حضور در دادگاه به دلیل کسالت حاد مننژیت فرزند شیرخواره اش که احتیاج به مراقبت ویژه و دائمی دارد و درخواست به تعویق انداختن و به روز دیگر موکول کردن رسیدگی به پرونده شماره‌ لایحه ۱۰۷۴
دستور دادگاه مبنی بر ثبت و ضمیمه سابقه و تعیین روز جلسه ۲۰/۹/۸۰
صورتجلسه و دادنامه در تاریخ ۲۱/۹/۸۰ دادگاه تشکیل خواهان حضور دارد و خوانده حضور ندارد و لایحه فرستاده مبنی بر به تعویق انداختن جلسه رسیدگی که از طرف خواهان رد شدو با تمدید جلسه موافق نیست و خواهان تخلیه منزل و اجور معوقه است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و اعلام می‌دارد که به علت انقضاء مدت اجاره و مطالبه مبلغ یک میلیون ریال بابت اجور معوقه و مطالبه هزینه‌های آب و برق و گاز به دادگاه با احراز رابطه استیجاری بین طرفین. نظر به اینکه خوانده ایراد و دفاعی در رد دعوی در مورد کرایه و پرداخت اجور معوقه بعمل نیاورده است علهذا

دادگاه دعوی مطروجه را وارد تشخیص و مستنداً به ماده ۴۹۴ ق مدنی و ماده ۱۹۸ ق. آ. د. م. حکم به محکومیت خوانده به تخلیه مورد اجاره به اجاره نامه فرموده و پرداخت مبلغ یک میلیون ریال بابت اجور معوقه در حق خواهان صادر و اعلام می‌دارد ضمناً خوانده پرداخت مبلغ ۱۶۵۰۰ ریال بابت هزینه دادگاه در حق خواهان محکوم است و دادخواست خواهان در مورد مطالبه وجوه معوقه آب، گاز و برق با توچه به اینکه دلیلی بر این امر ابراز نشده قابل پذیرش نبوده و قرار رد آن صادر و اعلام می‌گردد رأی صادره حضوری است و در مورد تخلیه قابل رسیدگی تجدید نظر است. شماره دادنا

مه ۱۳۸۴-۲۱/۹/۸۰
دادنامه
پرونده کلاسه ۸۰/۸/۶۰۸ ۸۰/۶۲ شماره دادنامه: ۱۳۸۴-۲۱/۹/۸۰
مرجع رسیدگی: شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج
خواهان: شریعت حجتی کرج عظیمیه

خوانده: سیده سیما حسینی آدرس فوق
خواسته: تخلیه
«رأی دادگاه»
در خصوص دادخواست آقای شریعت حجتی بطرفیت با نویسنده سیما حسینی بخواسته تخلیه بعلت انقضاء مدت اجاره و مطالبه یک میلیون ریال بابت اجور معوقه و مطالبه هزینه‌های آب و برق و گاز دادگاه با احراز رابطه استیجاری بین طرفین نظر به اینکه خوانده ایراد و دفاعی در رد دعوی در مورد تخلیه و پرداخت اجور معوقه بعمل نیاورده است علیهذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد تشخیص و مستنداً بماده ۴۹۴ ق. م. و ماده ۱۹۸ ق. آ. دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به تخلیه مورد اجاره به اجاره نامه مزبور و پرداخت مبلغ یک میلیون ریال بابت اجور معوقه در حق خواهان صادر و اعلام می‌دارد ضمناً خوانده بپرداخت مبلغ ۱۶۵۰۰ ریال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان محکوم است و دادخواست خواهان در مورد مطالبه وجوه مصرفی آب و برق و گاز با توجه به اینکه دلیلی بر این امر ابراز نشده قابل پذیرش نبوده و قرار رد آن صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره حضوری است و در مورد تخلیه و قابل رسیدگی تجدید نظر است.

برگ ابلاغ دادنامه به طرفین ور سید آن در تاریخ ۲۳/۱۱/۸۰
مورد تجدید نظرخواهی خوانده خانم سیده سیما حسینی قرار گرفته و پرونده به دادگاه تجدید نظر تهران ارجاع شده است.
دادنامه: ۲۹/۲/۸۱ کلاسه پرونده: ۸۱/۱۲۹ دادنامه ۲۴۵
مرجع رسیدگی شعبه ۲۸ دادگاه تجدید نظر استان تهران
تجدید نظرخواه: سیده سیما حسینی کرج عظیمیه ۴۵ متری کاج چهارراه

نیک نژاد
تجدید نظر خوانده: شریعت حجتی آدرس بالا
تجدید نظر خواسته: دادنامه شماره ۱۳۸۴-۲۱/۹/۸۰ از شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج
گردشکار: دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و بشرح زیر مبادرت و رأی می‌نماید.
رأی دادگاه

تجدید نظرخواهی خانم سیده سیما حسینی بطرفیت آقای شریعت حجتی نسبت به بخش اول دادنامه شماره ۱۳۸۴-۲۱/۹/۸۰ شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج که بموجب آن حکم به تخلیه مورد اجاره موضوع اجاره نامه عادی مورخ ۱۳/۹/۷۸ مضبوط در پرونده صادر و اعلام گردیده است. با توجه به محتویات پرونده و رسیدگیهای بعمل آمده از سوی دادگاه محترم بدوی وارد و موجه است رأی صادره از این بخش صحیحاً و موجهاً اصدار یافته لذا دادگاه با رد تجدید نظرخواهی تجدید نظرخواه مستنداً به قسمت اخیر ماده ۳۵۸ ق. آ. دادرسی مدنی این بخش از حکم صادره تأیید می‌نماید و تجدید نظرخواهی نامبرده به قسمت دوم دادنامه تجدیدنظر خواسته که بموجب آب محکوم به پرداخت مبلغ یک میلیون ریال بابت اجور معوقه و مبلغ ۱۶۵۰۰ ریال هزینه دادرسی در حوق تجدید نظر خوانده شده است چون مبلغ مذکور کمتر از سه میلیون و یک ریال می‌باشد با عنایت به ماده ۳۳۰ ق. آ. دادرسی مدنی و مفهوم مخالف بند الف ماده ۳۳۱ ق مزبور رأی صادره در این قسمت قطعی بوده و قابل تجدید نظر نمی‌باشد. بنابراین قرار رد تجدید نظرخواهی تجدید نظرخواه در این قسمت صادر و اعلام می‌گردد رأی صادره حضوراً و قطعی است.
مستشاران شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان تهران الهیاری مرتضوی
تقاضای صدور اجرائیه و اجرای حکم توسط آقا حجتی تجدید نظر خوانده شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج مورخ ۲۹/۴/۸۱
دستور دادگاه به دفتر مبنی بر صدور اجرائیه ۲۹/۴/۸۱

صدور اجرائیه توسط اجرای احکام
نظریه کارآموز
با عنایت به پرونده و دادخواست اولیه که مستقیماً و خطاب به مقام قضائی (ریاست دادگستری) ارجاع شده و طبق ماده ۴ ق. روابط موجر و مستأجر سال ۷۶ ودیعه نیز به صندوق دادگستری سپرده شده، مستنداً به ماده ۲ و ۳ قانون فوق در قراردادهای عادی اجاره باید با قید مدت اجاره در دو نسخه تنظیم شود و به امضای موجر و مستأجر برسد و به وسیله دو نفر افراد مورد اعتماد طرفین به عنوان شهود گواهی گردد. که در پرونده فوق چون فقط یکنفر شاهد آنرا امضاء و

گواهی کرده بود منجر به رد دعوی گردید و در دادخواست ثانوی که به خواسته تخلیه و مطالبه اجور معوقه به مبلغ یک میلیون ریال و مطالبه فیشهای آب و برق و گاز که دادگاه محترم صحیحاً حکم به تخلیه پرداخت یک میلیون ریال صادر و توسط خوانده بدوی تجدید نظرخواهی شده که مورد تأیید دادگاه محترم تجدیدنظر قرار گرفته ولی در مورد پرداخت یک میلیون ریال اجور معوقه مستنداً به ماده ۳۳۰ و۳۳۱ (بند الف) چون خواسته در این قسمت کمتر از سه میلیون و یک ریال می‌باشد. حکم صادره از دادگاه بدوی قطعی و غیر قابل تجدید نظرخواهی است.

بنام خدا

محمد حسین پارساپور و اداره بنیاد شهید
برگ دادخواست:
خواهان: محمد حسین پارساپور نام پدر حسن شغل کارمند بازنشسته ساکن کرج – گلدشت خیابان نوزدهم
خوانده: اداره محترم بنیاد شهید کرج (اداره املاک)
تعیین خواسته و بهای آن: تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر ابطال سند مورخه ۲۸/۷/۶۹ برابر دادنامه صادره از دادگاه انقلاب و تقسیم نامه به شماره ۱۰۰۰۷ مورخه ۸/۳/۷۸ با احتساب جمیع خسارات
دلائل و منضمات: ۱- فتوکپی مبایعه‌نامه – استشهادیه محلی – مبایعه‌نامه آقای صراف سال ۶۰ استعلام از دفتر املاک ثبت کرج – قبولی آب و برق تقاضانامه تنظیم سند رسمی.
خواهان مدعی است که در تاریخ ۲۰/۱۱/۶۸ برابر مبایعه‌نامه زمینی را به مساحت ۳۰۰۰ متر مربع از آقای امیر حاجی علی صراف به بیع قطع ابتیاع نمودم و در تاریخ ۶/۲/۶۹ از اداره ثبت اسناد و

املاک تقاضای ثبت سند و صدور اسناد مالکیت نمودم که شماره ثبت اسناد، ثبت شده و نهایتاً در سال ۷۹ که تمام تشریفات قانون جهت صدور سند مالکیت انجام گرفته شده بود اداره ثبت اظهار داشت قطعه جنوبی از خیابان ۱۹ به شماره ۵۵ با متراژ ۱۵۰۰ متر مربع طبق تقسیم نامه مورخ ۸/۳/۷۸ اداره اموال و املاک بنیاد شهید قرار گرفته و سند صادر شده است. لازم به ذکر است که اینجانب حدود ۱۲ سال در آن محل سکونت داشته و دارم. علیهذا با تقدیم این دادخواست تقا

ضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر ابطال سند بنیاد شهید را با احتساب جمیع خسارات دارد. و تصرف و متحمل شدن هزینه‌ها و بنام بودن امتیازات آب و برق و امضاء شهود (در برگه‌های هیأت محترم رسیدگی به اسناد عادی کرج) خود شاهد بر قضیه می‌باشد.
تمامی مدارک فوق‌الذکر ضمیمه می‌باشد.

و پرونده در تاریخ ۶/۱۲/۷۹ دادگاه عمومی کرج ارجاع شده.
بگر اخطاریه رفع نقص از جهت کامل نمودن ضمائم به خواهان که در تاریخ ۱۷/۲/۸۰ ابلاغ و رؤیت شده.
برگ ابلاغ دادخواست و ضمائم به اداره محترم بنیاد شهید کرج – مورخ ۱۴/۵/۸۰
برگ ابلاغ دادخواست و ضمائم به آقای محمد حسین پارساپور – مورخ ۱۴/۵/۸۰
درخواست خواهان محمد حسین پارساپور مبنی بر اینکه چون در رابطه با دعوی اینجانب علیه بنیاد شهید به خواسته ابطال تقسیم نامه و سند به کلاسه در آن شعبه ثبت گردیده، پرونده دیگری از طرف بنیاد شهید علیه اینجانب به خواسته خلع ید همین ملک تقدیم شعبه ۸ گردیده بکلاسه . علیهذا چون هر دو پرونده راجع به یک ملک می‌باشد و اصحاب دعوی واحد می‌باشد مراتب اعلام تا هر دو پرونده در یک شعبه رسیدگی گردد. تاریخ ارجاع پرونده کلاسه -ح ۶/۱۲/۷۹ می‌باشد. تاریخ ارجاع ۲۷/۹/۷۹ می‌باشد کلاسه پرونده .
درخواست رئیس شعبه ۷ مبنی بر ارسال پرونده کلاسه ح از شعبه ۸ جهت ملاحظه ۲۲/۵/۸۰
برگ اخطار و احضاریه به اداره بنیاد شهید کرج. محل حضور شعبه ۷ دادگاه عمومی کرج وقت حضور: ۳/۱۱/۸۰ ساعت مبنی بر ابطال سند که در تاریخ ۲۵/۵/۸۰ به رؤیت دایر حقوقی ملکی بنیاد شهید رسیده است.
رئیس شعبه ۷ محاکم عمومی کرج به معاونت محترم دادگستری کرج
بتاریخ ۶/۶/۸۰ پرونده کلاسه و حقوقی تحت نظر است و بشرح زیر مبادرت به تقسیم می‌نمایند.
عطف به خواسته مورخه ۲۲/۵/۸۰ با توجه به محتویات پرونده کلاسه خواهان سازمان اموال و املاک بنیاد شهید بطرفیت خوانده محمد حسین پارساپور بخواسته خلع ید و قلع و قمع بنا

دادخواستی تقدیم و در تاریخ ۲۷/۹/۷۹ شعبه محترم هشتم ارجاع گردیده و با توجه به محتویات پرونده کلاسه خواهان محمد حسین پارساپور بطرفیت سازمان اموال و املاک بنیاد شهید بخواسته صدور حکم ابطال سند دادخواستی تقدیم که در تاریخ ۶/۱۲/۷۹ به این شعبه ارجاع گردیده نظر به اینکه دعاوی مطروحه ارتباط کامل با همدیگر دارند و سبق ارجاع با شعبه محترم هشتم می‌باشد لذا به استناد ماده ۱۰۳ ق. آ. د. م. پرونده جهت ارجاع شعبه محترم هشم بنظر می‌رسد.

ارجاع پرونده‌ها توأماً توسط معاونت قضائی دادگستری به شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج در تاریخ ۶/۶/۸۰
دادخواست بنیاد شهید
خواهان: سازمان اموال و املاک بنیاد شهید: کرج – چهارراه طالقانی
خوانده: محمد حسین پارساپور
تعیین خواسته و بهای آن: خلع ید و قلع وقمع بنای مستحدثه مقدم به چهار میلیون ریال و پرداخت اجرت‌المثل از ۳۰/۴/۷۸ لغایت تاریخ صدور حکم با احتساب کلیه خسارات دادرسی.
دلائل و منضمات دادخواست: ۱- فتوکپی مصدق سند مالکیت ۲- عنداللزوم نظریه کارشناسی و تحقیق و معاینه محلی
ریاست محترم دادگاه عمومی کرج
احتراماً به استحضار می‌رساند پلاک ثبتی ۱۰۷۸/۱۴۲ واقع در حوزه ثبتی کرج بموجب سند مالکیت پیوست در مالکیت بنیاد شهید انقلاب اسلامی می‌باشد. نظر به اینکه آقای محمد حسین پارساپور بدون داشتن اذن و اجازه از بنیاد شهید مبادرت به تصرف پلاک مذکور نموده و در پلاک موصوف احداث بنا نموده، صدور حکم خلع ید و قلع و بنای مستحدثه و پرداخت اجرت‌المثل از تاریخ ۳۰/۴/۷۸ لغایت تاریخ صدور حکم با احتساب کلیه خسارات دادرسی مورد استدعاست. این دادخواست به شعبه ۸ ارجاع شده در تاریخ ۲۷/۹/۷۹
برگ اخطار به سازمان اموال و املاک بنیاد شهید محل حضور شعبه ۸ وقت حضور ده روز پس از ابلاغ. علت حضور پرداخت هزینه دادرسی تاریخ ابلاغ ۵/۱۰/۷۹ برگ اخطاریه به نم

اینده حقوقی اداره بنیاد شهید ابلاغ شد.
دستور دادگاه به دفتر مبنی بر معاف بودن بنیاد شهید از پرداخت هزینه دادرسی طبق قانون خاص و تعیین وقت رسیدگی و ارسال نسخه نهائی دادخواست و ضمائم جهت خوانده طرفین دعوی در تاریخ ۱۲/۱۰/۸۰

برگ اخطار به سازمان اموال و املاک بنیاد شهید به شعبه ۸ دادگاه عمومی روز ۱۱/۷/۱۳۸۰ ساعت ۳۰/۱۰
در تاریخ ۳۰/۲/۸۰ به دایره حقوقی بنیاد شهید ابلاغ شده است.
برگ اخطار به آقای محمد حسین پارساپور ساکن
در شعبه ۸ دادگاه عمومی در روز ۱۱/۷/۸۰ ساعت ۳۰/۱۰ که در تاریخ ۱۲/۳/۸۰ مأمور به آدرس مراجعه می‌کند اما موفق به شناسائی پارساپور نمی‌شود.
برگ درخواست سازمان اموال و املاک بنیاد شهید از شعبه ۸ دادگاه عمومی مبنی بر اینکه اوراق قضائی به آدرس دوم خوانده (آقای پارساپور) واقع در تهران ارسال گردد. ۲۷/۴/۸۰
برگ اخطاریه به آقای محمد حسین پارساپور حضور در دادگاه شعبه ۸
وقت حضور ۱۱/۷/۸۰ ساعت جهت رسیدگی مورخ ۷/۵/۸۰ به همسر ایشان خانم مهین پارساپور ابلاغ گردیده.
خوانده پرونده آقای محمد حسین پارساپور در تاریخ ۱۰/۷/۸۰ با ارسال لایحه‌ای به شعبه ۸ دادگاه عمومی کرج اعلام نموده است که در تاریخ ۲۰/۱۱/۶۸ ملکی به مساحت ۳۰۰۰ متر از آقای امیر حاجی علی صراف خریداری کرده‌ام و در زمان خرید نسبت به تصرف ملک اقدام نمودم با توجه به اینکه زمین را با احراز مالکیت و حصول اطمینان خریداری نموده‌ام که مبین آن امضای شهود در پایین مبایعه و تصرف ملک مزبور است و با توجه به اینکه کلیه زمینها و املاک این منطقه در زمان خرید عمدتاً فاقد سند منگوله دار بوده و بصورت مبایعه‌نامه دستی صورت می‌گرفته لذا اینجانب در تاریخ نامه ثبت شده اداره ثبت کرج به شماره تقاضای صدور سند که قبض رسید تقاضانامه اداره ثبت کرج به تاریخ موجود می‌باشد در تاریخ ۲۶/۲/۷۸ نماینده هیأت رسیدگی به اسناد عادی مستقر در ثبت کرج ضمن بازدید به انجام مقدمات صدور سند که در پرونده موجود می‌باشد پرداخت که امضای شهود مورد وثوق محل نسبت به تأیید مالکیت اینجانب نسبت به این ملک موجود است. بنیاد شهید در تاریخ حدوداً ۹ ماه بعد از خرید اینجانب دادنامه‌ای به دادگاه انقلاب اسلامی نموده و بدنبال آن در تقسیم نامه شماره مدعی مالکیت ۱۵۰۰ متر مربع (قطعه پائین) ملک مزبور را نموده است که منجر به صدور سند شماره ثبت ۶۲۶۷۷۰ نموده است که در سند صادره بجای باغ، زمین قید شده است ریاست محترم دادگاه با توجه به اینکه ملک مورد نظر که در سند ثبت است زمین خالی نبوده و دارای متحدثات قدیمی حدوداً ۲۰ سال می‌باشد که حدود ۲۰ سال پیش با نقشه مهندسی نسبت به ساخت و تکمیل این ملک اقدام شده است که قابل مشاهده و کارشناسی است در تقاضای صدور سند اینجانب در مجموع ۳۰۰۰ متر مربع است که در یک مجموعه گنجانده شده است که قابل تفکیک از نظر تأسیسات و آبرسانی نمی‌باشد که مجموعه تأسیسات در قسمت بالا قرار دارد و در زمان ساخت نسبت به کاشتن نهال صورت گرفته که درخت‌های ۲۰ ساله این باغ مبین این ادعا می‌باشد. در زمان خرید این زمین محصور بوده است که در تصرف اینجانب قرار گرفته و مدت ۱۲ سال است که با تلاشهای شبانه‌روزی نسبت به بهبود و توسعه آن اقدام نموده‌ام که فیش آب و برق و تلفن بنام اینجانب می‌باشد که در دادنامه و تقاضای صدور سند بنیاد شهید

اشاره‌ای به متحدثات و تأسیسات آن نشده و در واقع بنیاد شهید بدون رعایت تشریفات قانونی و کارشناسی ادعای مالکیت زمین مزبور را نموده است مبین این مسئله عدم اشاره بنیاد به اعیان و متحدثات و تأسیسات و تعداد درختهای آن می‌باشد که در سند بنام زمین اشاره شده است. با توجه به دادخواست بنیاد شهید که ادعا نموده بدون اجازه مبادرت به تصرف پلاک مزبور نموده‌ام اعلام می‌دارم که من حدوداً ۹ ماه قبل از دادنامه شماره خریداری نمودهام و قاعدتاً بنیاد نمی‌توانسته نسبت به این ملک مدعی بوده باشد که اینجانب ملزم به اذن اجازه نسبت به احداث متحدثات باشم مزید بر علت که در تقسیم نامه مدعی مالکیت ۱۵۰۰ قطعه پائین زمین مزبور را  استعلام از ثبت جای هیچگونه شک و شبهه‌ای را برای اینجانب باقی نگذاشته است که این زمین مدعی ندارد. بنیاد باید مالکیت خود را نسبت به این زمین قبل از زمان خرید اینجانب ثابت کند تا اینجانب ملزم به پرداخت خسارت قلع و قمع متحدثات نمایم در صورتی که تمم متحدثات تقدیمی و مربوط به حدود ۲۰ سال گذشته است. ۱۰/۷/۸۰
معرفی نامه آقای بابک صدر بعنوان نماینده قضائی بنیاد شهید جهت حضور در دادگاه و دفاع.
لایحه نماینده حقوقی بنیاد شهید آقای بابک صدر مورخ ۱۱/۷/۸۰
احتراماً در خصوص پرونده مطروحه به کلاسه ۷۹/۸/۱۵۳۳موضوع دعوی بنیاد شهید به طرفیت آقای محمد حسین پارساپور موارد ذیل به استحضار می‌رسند.
اولاً – با عنایت به سند رسمی مالکیت که تصویر مصدق آن به پیوست دادخواست می‌باشد و با توجه ماده ۲۲ ق ثبت ملک متنازع فیه متعلق به بنیاد شهید است.
ثانیاً- لازم به توضیح است به فرض صحت مبایعه‌نامه عادی استناد شده از سوی خوانده آن سند متعلق به قطعات ۵۳ و ۵۹ بود و نه قطعات ۵۵ و ۵۴ و با عنایت به سند رسمی بنیاد مالک مطلق قطعه ۵۵ می‌باشد.
ثالثاً- چون بعضی از صاحبان امضاهای سند استنادی از سوی خوانده (وراث علوی) بعد از انقلاب در ایران حضور نداشته‌اند آن امضاها با امضاء مسلم الصدور تطابق ندارد.
رابعاً- خانواده علوی در مورخ ۸/۱/۱۳۶۰ مالک سه دانگ از قطعات بوده‌اند و حق فروش ششدانگ ملک را نداشته‌اند. لذا با عنایت به مراتب تقاضای صدور رأی به نفع بنیاد بمیزان ستون خواسته را دارد.
برگ صورتجلسه و رأی دادگاه:
مورخ ۱۱/۷/۱۳۸۰ در وقت مقرر جلسه شعبه هشتم محاکم عمومی کرج بتصدی امضاءکننده ذیل تشکیل و پرونده شماره ۷۹۴/۸/۹۴۸ مطمع نظرات و پرونده ۷۹/۷/۱۶۲۸ح شعبه هفتم محاکم عمومی کرج نیز نظریه ارتباط کامل وحدت منشا به استناد ماده ۱۰۳ آ. د. م. به لحاظ سبق ارجاع به این شعبه ارجاع گردیده است و به لحاظ سوابق ارجاع و تشکیل جلسه اول دادرسی پرونده‌ها بعنوان دعوی تقابل و اصلی تلقی و خواهان پرونده شماره ۷۹/۸/۱۵۳۳ بعنوان دعوی اصلی، نماینده‌ای بنام آقای بابک صدر بشرح معرفینامه و لایحه ثبت شده بشماره ۷۳۱ مورخ ۱۱/۷/۸۰ معرفی نموده است. خوانده دعوی اصلی و خواهان دعوی تقابل بنام آقای محمد حسین پارساپور در پرونده شماره ۷۱/۸/۱۵۳۳ نیز لایحه‌ای در سال که بشماره ۷۳۲ مورخ ۱۱/۷/۸۰ ثبت دفتر دادگاه گردیده است نماینده خواهان دعوی اصلی و خوانده تقابل و خوانده دعوی اصلی و خواهان تقابل در دادگاه حاضرند. نماینده حقوقی بنیاد شهید کرج اداره اموال و املاک بعنوان نماینده خواهان دعوی

خود را ایضاح می‌دارد. احتراماً در خصوص دعوی مطروحه به طرفیت آقای پارساپور اظهار می‌دارد که اولاً با توجه به سند رسمی مالکیت که تصویر مصدق آن به پیوست برگ دادخواست می‌باشد و با توجه به ماده ۲۲ ق ثبت بنیاد مالک مطلق ملک متنازع فیه است. ثانیاً به فرض صحت مبایعه‌نامه عادی ارائه شده از سوی خوانده قطعات ۵۳ و ۵۹ به ایشان فروخته شده ولی خوانده بدون اذن

و رضایت بنیاد قطعات ۵۵ و ۵۴ را تصرف کرده که با توجه به سند رسمی بنیاد مالک قطعه ۵۵ می‌باشد.
ثالثاً- امضاءهای سند استنادی خوانده با توجه به اینکه بعضی از امضاءکنندگان بعد از انقلاب در ایران حضور نداشته‌اند با امضاءهای مسلم الصدورشان متفاوت است. لذا با عنایت به مراتب تقاضای صدور رأی به میزان ستون خواسته را دارد.
خوانده دعوی اصلی در پاسخ از دعوی و اعلام دعوی تقابل خود اظهار می‌دارد من سه هزار متر مربع زمین باغ و حیاط آقای ماشاءا… رشیدی منفردی بموجب ظهرنویسی قولنامه عادی ۱۳۶۸ در دو قطعه ۱۵۰۰ متری خریداری کردم و تقاضای صدور سند مالکیت از کمیسیون رسیدگی به اسناد عادی اداره ثبت در ۶/۲/۶۹ نمودم که بنیاد شهید مانع از انتقال رسمی مالکیت بنام من شده است. ماشاءا… رشیدی نیز از این حاج علی صراف خریداری کرده و این حاج علی صراف نیز بموجب قرارداد عادی مورخ ۷/۶/۱۳۶۰ سه هزار متر مربع از ورثه مالک ثبتی آقای علوی به نامهای نصراله و حمید و علیرضا و فاطمه علوی و معصومه و شمسی امیر سلیمانی خریداری کرده است تقاضای اصدار حکم به ابطال سند مالکیت مأخوذه بنام بنیاد شهید انقلاب اسلامی کرج قطعه ۵۵ تفکیکی از ۱۰۷۸/۱۴۹ قریه وندان کرج را دارم و تقاضای رد دعوی خواهان اصلی را می‌نمایم. دادگاه با استماع توضیحات طرفین مقرر می‌دارد ۱- پرونده در وقت نظارت نگهداری شود. ۲- سوابق مالکیت ثبتی پلاک ۱۰۷۸/۱۴۲ مقدم بر بنیاد شهید انقلاب اسلامی کرج و خصوصاً قطعات فرعی تفکیکی ۵۵ و ۵۳ و ۵۹ که بترتیب مورد ادعای مالکیت طرفین دعوی می‌باشد از اداره ثبت استعلام و با وصول پاسخ بنظر برسد. تصمیم دادگاه به حاضرین ابلاغ گردید.
دستور دادگاه به اداره ثبت مبنی بر اعلام وضعیت ثبتی پلاک ۱۰۷۸ فرعی از ۱۴۲ اصلی به دادگاه مورخ ۱۱/۷/۱۳۸۰
برگ اخطاریه به بنیاد شهید کرج مبنی بر حضور در وقت مقرر جهت رسیدگی در شعبه ۸٫ وقت حضور ۱۱/۷/۸۰ ساعت صبح مورخ ۱۸/۶/۸۰
نامه رئیس ثبت کرج به ریاست شعبه هشتم دادگاه عمومی کرج
احتراماً بازگشت به نامه به اطلاع می‌رساند ششدانگ یک قطعه زمین به مساحت ۱۵۰۰ متر مربع قطعه ۵۵ تفکیکی پلاک ۱۰۷۸ غربی از ۱۴۲ اصلی واقع در ورازان کرج ذیل ثبت صفحه ۵۳۶۵ دفتر ۱۵۶۰ املاک بنام بنیاد شهید انقلاب اسلامی ثبت و سند آن صادر گردیده است. در خصوص سایر قطعات درخواستی پلاک ثبتی آنرا اعلام تا پاسخ مقتضی ارسال گردد. پرونده ثبتی و دفتر املاک بیش از این حکایتی ندارد. مورخ ۲۹/۷/۸۰
معرفی نامه بنیاد شهید مبنی بر معرفی آقای کیوان محمدی بعنوان نماینده قضائی جهت حضور در دادگاه و دفاع از حقوق بنیاد شهید. در تاریخ ۱/۲/۸۱ به ثبت رسیده است.
اخطاریه به آقای بابک صدر نماینده حقوقی بنیاد شهید جهت حضور در دادگاه

وقت حضور: ۶/۵/۸۱ ساعت ۱۰
در تاریخ ۲۸/۱/۸۱ به رؤیت نماینده حقوقی بنیاد شهید رسیده است.
اخطاریه به آقای پارساپور جهت حضور در دادگاه. وقت حضور ۶/۵/۸۱ ساعت ۱۰ صبح. مورخ ۳۱/۱/۸۱ به ایشان ابلاغ گردیده.
برگ معرفینامه بنیاد شهید مبنی بر معرفی آقای احمد سلیمانی جدیدی بعنوان نماینده قضائی جهت حضور در دادگاه و دفاع و … مورخ ۶/۵/۸۱ به ثبت رسیده است.
صورتجلسه و رأی دادگاه:

در تاریخ ۶/۵/۸۱ در وقت مقرر شعبه هشتم دادگاه عمومی به تصدی امضاءکنندگان زیر تشکیل است از بنیاد شهید انقلاب اسلامی لایحه شماره ۴۴۹-۶/۵/۸۱ و اصل و آقای احمد سلیمانی جدیدی را بعنوان نماینده معرفی و ایشان حضور دارند و آقای محمد حسین پارساپور خوانده دعوی بنیاد و خواهان پرونده دیگر نیز حضور دارد. با شروع رسیدگی آقای سلیمانی نماینده بنیاد اظهار می‌دارد با توجه به گواهی اداره ثبت اسناد و بیان مالکیت بنیاد شهید در ملک مورد تنازع از آنجائیکه آقای پارساپور به موجب قولنامه‌هائیکه اعلام می‌دارد نهایتاً از خاندان علوی ملک به ایشان مستقل است و ایشان ملک متعلق به بنیاد شهید است را فروخته لذا با توجه به قولنامه‌های ارائه شده و احتمال این فرض که در صورت صحت انتقالات ایشان فروش مال غیر کرده‌اند.
رأی دادگاه: (قرار ارجاع به کارشناسی)
دادگاه با ارجاع امر به کارشناسی فرموده تا آقای کارشناس رسماً دادگستری با مراجعه به محل مورد اختلاف و ملاحظه پرونده ثبتی اعلام دارد آیا خوانده محمد حسین پارساپور تصرفی در قطعه ۵۵ تفکیک از پلاک ۱۰۷۸/۱۴۲ کرج دارد یا خیر؟ در صورتیکه تصرف دارد میزان و متراژ و حدود دقیق تصرفات وی تعیین و با تنظیم کروکی نظریه بدهد. دستمزد کارشناسی علی‌الحساب مبلغ پانصد هزار ریال تعیین که پرداخت آن بعهده خواهان (سازمان اموال و املاک بنیاد شهید) می‌باشد. دادگاه از بین کارشناسان آقایان ابوالقاسم زمان زاده – محمد رضا کدیورزاده و حسن کرمانی، قرعه بنام آقای محمد رضا کویری زاده اصابت نمود. مراتب به خواهان مذکور ابلاغ تا دستمزد آقای کارشناس را در مدت ۷ روز ایداع نماید پرونده در صورت ایداع دستمزد به نظر برسد به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثاً به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت. ثانیاً مواد ۴۶ و ۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک ثبت معاملات را جز در موارد استثنائی اجباری دانسته و ماده ۴۸ قانون مذکور نیز بیان داشته است که سندی که مطابق مواد فوق باید به ثبت برسد و به ثبت نرسیده در هیچیک از ادارات و محاکم پذیرفته نخواهد بود. ضمناً به موجب بخشنامه شماره ۶۰۵۹/۱-۶/۲/۶۲ شورای عالی قضائی، اعلام شده است، آنچه صرفاً قولنامه است و ترتیب مقرر در آن ضمن عقد لازم انجام نگرفته و تعهد نشده اعتبار قانونی و شرعی ندارد و دادگاهها نمی‌توانند طرفین را الزام به وفاء

نمایند. علیهذا بنظر می‌رسد که دادگاه محترم با توجه به اعتبار سند مالکیت بنیاد شهید، رأی بر محکومیت آقای پارساپور به خلع ید و قلع و قمع بنا را صادر نماید.
نظریه کارآموز
در خصوص دادخواست متقابل آقای محمد حسین پارساپور علیه اداره اموال و املاک بنیاد شهید به خواسته ابطال سند مورخه ۲۸/۷/۶۹ بنیاد شهید و تقسیم نامه‌ شماره ۱۰۰۰۷ مورخه ۸/۳/۷۸، با توجه به محتویات پرونده و لوایح ارسالی خواهان و خوانده و با عنایت به گزارش اداره ثبت املاک

شهرستان کرج مبنی بر مالکیت بنیاد شهید و ثبت و اخذ سند بنام اداره بنیاد شهید و مستنداً به ماده ۲۲ ق ثبت و نیز نظریه مشورتی اداره حقوقی دادگستری در جواب به این سؤال که آیا ملکی که با قولنامه عادی فروخته شده است خریدار قانوناً مالک آن هست یا نه؟ چنین اشعار می‌دارد که خریدار ملک با قولنامه، اعم از اینکه ملک از اراضی موات و بایر شهری یا غیر آن باشد، قانوناً مال

ک نیست مگر در موارد خاص و با رعایت ترتیبات خاصی که در بعضی از مقررات پیش‌بینی گردیده زیرا اولاً به موجب ماده ۲۲ ق ثبت همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده است و یا کسی که ملک مزبور به او منتقل گرد

بنام خدا
نزاع
۱۱/۵/۸۱
کلاسه
شکوائیه: شکایت آقایان جواد عابدینی فرزند اسدا… و اسدا… عابدینی فرزند حسن ساکن کرج حصارک پائین شهرک ولیعصر پلاک ۱۲۵
مشتکی عنه: آقای رحیم طالعی و مریم زارعی همسایه مجاور
نظر به اینکه ساعت ۱۲ شب به بعد سیم برق را بصورت قاچاقی به سیم اصلی وصل که باعث اتصال شده است چون وسایل خانگی ما به اثر همین اتصالات سوخته است و موضوع را در میان گذاشه ایم و ما را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند که مجروح شده ایم و گواهی پزشکی قانونی تقدیم دادگاه خواهیم نمود و همچنین اقدام به توهین و هتک حرمت‌مان نموده‌اند که فحاشی ناموس کرده‌اند و لباسهای ما را پاره کرده‌اند. ۲۷/۴/۸۱
نامه پزشکی قانونی مبنی بر اینست که ۱- سه عدد خراشیدگی (در حد حارصه) قسمت فوقانی قفسه صوری ۲- خراشیدگی (در حد حارصه) آرنج راست مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت طی چند ساعت در روز جاری ایجاد شده‌اند. طول درمان از زمان وقوع به مدت هفت روز تعیین می‌شود.
ابلاغ به آقای رحیم طالعی و خانم مریم زارعی جهت حضور در روز چهارشنبه ۲/۵/۸۱ ساعت ۱۲
برگ تحقیق از شاکی ۲/۵/۸۱
جواد عابدینی فرزند اسدا… سن ۲۱ ساله بی‌کار اهل تهران ساکن کرج
از آقای رحیم طالعی شاکی و شکایت دارم زیرا نامبرده ضمن فحاشی مرا مورد کتک کاری قرار داده.
س- آیا شهود دارید؟
ج- بله همسایه‌ها دیده‌اند.
س- اظهارات خود را چگونه گواهی می‌نمائید.
ج- امضاء می‌زنم. امضاء شاکی
برگ تحقیق از متهم
رحیم طالعی فرزند حسین ۳۲ ساله کاسب اهل تبریز مقیم کرج.
س- شکایت شاکی برای شما قرائت چه جوابی دارید.
ج- شکایت شاکی را قبول ندارم. ایشان برای خانواده برادرم ایجاد مزاحمت می‌نماید و من اصلاً با او درگیر نشدم و او را کتک نزدم و فحاشی هم نکرده‌ام فقط من به او گفتم بیائید بیرون که با شما صحبت کنم.
ج- امضاء می‌کنم.
برگ اظهارات شاهد – مطلع ۹/۵/۸۱
نام محمد رض بابائی فرزند علی اکبر ۴۰ ساله کارگر با سواد اهل زنجان مقیم کرج – حصارک
س- بعنوان شهود آقای جواد عابدینی معرفی شده اید. طبق قرآن مجید بیان کنید در مورد اختلاف ایشان با آقای رحیم طالعی چه می‌دانید.
ج- عرض شود مورخه ۲۷/۴/۸۱ عیادت مریضی پدرشان رفته بودم شخص ناشناسی به درب منزل آقای جواد عابدینی آمده بود بعداً‌ خانواده عابدینی اجازه نداد من بیرون بروم آن شخص را ببینم نمی‌شناسم ولی بعداً متوجه شدم آن شخص ناشناس نیست به جواد ضرب و شتم با دست کرده بود.
س- اظهارات خود را چگونه گواهی کنید.
ج- امضاء می‌کنیم.
برگ اظهارات شاهد – مطلع مورخ ۹/۵/۸۱
محمد انصاری فرزند شهاب‌الدین سن ۲۳ ساله شغل آزاد با سواد اهل ابهر زنجان مقیم کرج حصارک
س- شما بعنوان شهود آقای جواد عابدینی معرفی شده اید طبق قرآن مجید بیان کنید در مورد درگیری ایشان با رحیم طالعی چه می‌دانند.
ج- من در خانه آقای جواد عابدینی بودم که زنگ در به صدا در آمد آقای جواد عابدینی برای باز کردن در به حیاط رفت و صدای داد و بی‌داد آمد. جواد پدرش را صدا کرد و من هم چون صدای فحش می‌آمد به حیاط رفتم و دیدم آن را به نام نمی‌شناسم پیراهن جواد را گرفته و به بیرون می‌کشد و چند کشیده به جواد زد و گلوی او را زخم کرد پدر ایشان نیز برای جدا کردن رفت و پیراهن او را هم پاره کرد و پشت سر هم دشنام و فحشهای رکیک می‌داد.
امضاء شاهد
نامه‌ کلانتری ۱۶ حصارک خطاب به شعبه ۲۹ دادگستری کرج ۱۲/۵/۸۱ مبنی بر معرفی شهود و ارسال برگهای بازجوئی از شهود.
اظهارات متهم ۱۲/۵/۸۱
رحیم طالعی فرزند حسین ۳۲ ساله محل کار: کرج، حصارک خ اهل تبریز مقیم کرج
دادگاه خطاب به متهم شکایت شاکی برای شا قرائت شدم متهمید به ایراد ض

رب و جرح و توهین و استفاده غیر قانونی از برق دفاع کنید.
ج- زن برادر من که با شاکی همسایه است گفت که شاکی به من فحاشی کرده و من هم به ایشان تذکر دادم که چرا فحش می‌دهد و ایشان گفت به شما مربوط نیست و فارسی صحبتکن و درگیری شدیم و چون پدر و پسر هر دو زیر پیراهن تن آنها بود و من کشیدم و پاره شد و خود آنها هم در زیرزمین خانه کارگاه دارند و فحش ندادم و نزدم.

دستور دادگاه
پس از تکلیف دادگاه به سازش، شکایت و متهم اعلام نمودند با توجه به اینکه همسایه هستیم شکایتی از هم نداریم و اعلام گذشت می‌کنیم و آقای رحیم طالعی نیز متعهد

شدند هیچگونه مزاحمتی من‌بعد برای شکایت نداشته باشد امضاء جواد عابدینی و اسداله عابدینی امضاء رحیم طالعی
صورتجلسه
بسمه تعالی به تاریخ ۱۲/۵/۸۱ در وقت فوق‌العاده پرونده کلاسه ۸۱/۲۹/۷۹۹ تحت نظر است ملاحظه شد شاکی و طرفین پرونده نسبت به یکدیگر اعلام گذشت که گذشت آنان حسب صورتجلسه ضمیمه پرونده است و دادگاه با بررسی محتویات پرونده و موضوع شکایت ضمن اعلام ختم رسیدگی بشرح ذیل مبادرت به اتخاذ تصمیم می‌نماید.
قرار دادگاه
در خصوص شکایت آقای جواد عابدینی بطرفیت آقای رحیم طالعی دایر بر ایراد ضرب و جرح و با رضایت و گذشت شاکی و قابل گذشت بودن موضوع قرار موقوفی تعقیب صادر و اعلام می‌گردد قرار صادره وفق مقررات ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در استان تهران است. ۱۲/۵/۸۱ رئیس شعبه ۲۹ محاکم عمومی کرج
نظریه کارآموز
در این پرونده شکایت آقایان جواد عابدینی و اسداله عابدینی فرزند حسن از همسایه خود رحیم طالعی و مریم زارعی شکایتی مبنی بر ایراد ضرب و جرح و اهانت و هتک حرمت توسط نامبردگان داشته که پرونده پس از انجام تشریفات قانونی و مقدماتی به شعبه۲۹ دادگاه عمومی کرج ارجاع گردید. و با توجه به اعلام گذشت و رضایت شاکی و با عنایت به اینکه گذشت منجز و قاطع بوده و با توجه به اینکه موضوع جرم از جرائم قابل گذشت بوده، نتیجتاً منجر به صدور قرار موقوفی تعقیب گردیده است.

بنام خدا

خواهان: حسین حاجی باقر نام پدر عباس شغل آزاد محل اقامت کرج، رجائی شهر، خ آزادی بین خیابان ۱۰ و ۱۱ پاساژ رامین
خواهان: ۱- آذردخت رحمتی فرزند فرج اله خانه دار، کرج، رجائی شهر، خ آزادی بین ۱۰ و ۱۱ مغازه نبش پاساژ فروشگاه اورنگ
۲- ایرج رحمتی فرزند فرج اله شغل آزاد آدرس بالا
تعیین خواسته: صدور حکم به تخیه یکباب مغازه دو دهنه به علت واگذاری به غیر
دلائل و منضمات: ۱- اجاره نامه رسمی شماره ۵۶۴۷۲ – ۲۰/۱۰/۷۱ دفتر انتشار رسمی شماره ۲۷- ۲- در صورت لزوم تحقیق و معاینه محلی ۳- ارجاع به کارشناسی برای تعیین ارزش سرقفلی ۴- وکالتنامه
ریاست محترم دادگاه عمومی کرج
به عرض می‌رساند که به موجب اجاره نامه رسمی خانم آذردخت رحمتی مستأجر اینجانب در یکباب مغازه دو دهنه برای فروش لوازم التحریر برای مدت یکسال به

وی اجاره داده شده و مستأجر نامبرده با وصف اینکه حق واگذاری مورد اجاره کلاً یا جزاً از وی سلب گردید. مورد اجاره را به شخصی بنام ایرج رحمتی واگذار کرده و در حال حاضر هم آقای رحمتی مدت سه سال است ه در مغازه مزبور به همان شغل مشغول است و ضمناً‌ مستأجر برای اینکه وانمود نماید مورد اجاره را به غیر واگذار ننموده وکالتنامه به شماره ۸۰۲۹۱-۳/۵/۷۹ به آقای رحمتی داده و بموجب آن اداره امور مغازه را بوی واگذار کرده در صورتیکه عمل وی واگذاری به غیر است.

زیرا عملاً آقای ایرج رحمتی فعال می‌باشد و مستأجر مغازه هیچگونه اختیاری و دخالتی در مغازه مورد اجاره ندارد بعلاوه عمل مستأجر مخالف بند ۲ ماده ۱۴ ق روابط مالک و مستأجر است و چنین وکالتی از نظر قانونی ارزش و اعتباری ندارد و عمل مستأجر واگذاری مورد اجاره به غیر می‌باشد و لذا با تقدیم این دادخواست تقاضادارد به موضوع رسیدگی و با توجه به اینکه عمل مستأجر نقض آشکار ماده ۱۹ صادر فرمائید.
در نهایت این دادخواست به شعبه ۸ ارجاع و ثبت گردیده است و اجاره نامه و وکالتنامه (فتوکپی) ضمیمه است.
دستور دفتر شعبه ۸ به ستاد اجرائیات کرج مبنی بر صدور ابلاغ و ضمائم به خواهان و خواندگان. ۲۲/۱۲/۸۰
برگ اخطاریه به آقای حسین حاجی باقر جهت رسیدگی در دیدگاه وقت حضور: ۱۹/۵/۸۱ ساعت ۱۰ صبح شعبه ۸
مورخ ۲۲/۱۲/۸۰ که به دفتر در تاریخ ۱۵/۱/۸۱ آقای منصور اولیاء ابلاغ گردید.
برگ اخطاریه به خانم آذردخت و ایرج رحمتی جهت رسیدگی در دادگاه وقت حضور ۱۹/۵/۸۱ ساعت ۱۰ صبح شعبه ۸ که در تاریخ ۱۵/۱/۸۱ به ایرج رحمتی ابلاغ گردید.
وکالتنامه آقای حسین حاجی باقر به آقای کیهان آشوری تهران، پونک برای دفاع از حقوق خود وکالت داده شده است.
۴۵ متری گلشهر نبش گلفا دکتر فائض رضوانی
دوشنبه‌ها بعدازظهر و پنج شنبه‌هاصبح
صورتجلسه و دادنامه: ۱۹/۵/۸۱ کلاسه پرونده ۸۰/۸/۱۹۱۵
بسمه تعالی بتاریخ ۱۹/۵/۸۱ در وقت مقرر شعبه هشتم دادگاه عمومی کرج بتصدی امضاءکننده زیر تشکیل است. اصحاب دعوی حضور ندارد و لایحه‌ای نفرستادند. لایحه شماره ۴۹۰-۱۹/۵/۸۱ به ضمیمه یکبرگ وکالتنامه از آقای کیهان آشوری وکیل دادگستر و اصل و ضمیمه است و خود را بوکالت آقای حاج باقر خواهان معرفی و حضور دارد با شروع رسیدگی آقای وکیل خواهان اظهار می‌دارد همانطور که در دادخواست تقدیمی به نظر رسید خانم آذردخت رحمتی بصورت مستأجر موکل یکباب مغازه موضوع سند رسمی ۵۶۴۷۲ مورخ ۲۰/۱۰/۷۱ دفتر اسناد رسمی شعبه ۲۷ کر

ج را عملاً‌به خوانده ردیف ۲ واگذار نموده در حالیکه بر حسب بندهای ۱ و ۳ ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۵۶ که حاکم بر روابط طرفین است هرگونه واگذاری بصورت نمایندگی و وکالت بغیر ممنوع بوده و تخلف محسوب می‌شود خانم آذردخت رحمتی مدت ۴ سال است که از

کشور ایران خارج شده و عملاً‌ مغازه مذکور را طبق وکالتنامه شماره ۸۰۲۹۱-۳/۵/۷۹ به آقای ایرج رحمتی واگذار نموده و اکنون مدت ۳ سال است که ایشان در مغازه مورد نظر مشغول کسب وکار است و مستأجر هیچگونه دخالتی در امور مغازه ندارد علیهذا با توجه به انتقال عملی مغازه تقاضای به متهم ردیف ۲ تقاضای تخلیه دارم و استدعا دارم جهت تعیین میزان حق کسب و پیشه مستأجر و موضوع به کارشناس ارجاع شود. ۱۹/۵/۸۱

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 30000 تومان در 524 صفحه
300,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد