word قابل ویرایش
22 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

ساختار حکومت پیامبر (ص)

این مقاله درصدد اثبات ساختار حکومتى براى حکومت نبى اکرم در مدینه‏الرسول (ص) است، تا ساختار حکومت اسلامى اثبات شود، زیرا بدیهى است اگر رسول اکرم (ص) ساختار دولتى مبتنى بر وحى داشته باشد، کافى است، تا ادعا شود اسلام ساختار دارد، آن‏گاه سیره حکومتى امیرمؤمنان مؤید آن خواهد شد.

این مقاله درصدد اثبات ساختار حکومتى براى حکومت نبى اکرم در مدینه‏الرسول (ص) است، تا ساختار حکومت اسلامى اثبات شود، زیرا بدیهى است اگر رسول اکرم (ص) ساختار دولتى مبتنى بر وحى داشته باشد، کافى است، تا ادعا شود اسلام ساختار دارد، آن‏گاه سیره حکومتى امیرمؤمنان مؤید آن خواهد شد. بنابراین، مطالب این مقاله صرفا درباره اثبات ساختار براى حکومت پیامبر خواهد بود . براى اثبات مدعاى فوق نیاز به تعریفى مورد اتفاق از «ساختار» داریم که قاعدتا ارائه آن ا دانشمندان علم مدیریت و سازمان متوقع است. مقدمتا خوب است دانسته شود مکاتب مدیریت، دورانهاى زیر را شامل مى‏شود: (۱)

الف) دوران قبل از مدیریت علمى،
ب) دوران مدیریتها یا مکتبهاى کلاسیک،
ج) مکتب روابط انسانى،
د) ترکیبى از ب و ج .

مدیریت و فن اداره، مانند هر اندیشه دیگر در حال تطور و تکامل است . در دوران قبل از مدیریت علمى، مدیریتها به شکل فطرى و بدون فرمولهاى مدون و مبین بود، مانند واحدهاى تجارى در زمان چینیان و رومیان (۲) که داراى نوعى بینش مدیریتى ساده بودند با ظهور «فردریک تایلور) دوران

مدیریت علمى شروع مى‏شود (۳) که به عنوان پدر مدیریت علمى معروف شد و در اوایل قرن حاضر نوشته‏هایش درباره تئورى مدیریت‏به طور گسترده‏اى خواننده داشت . مبناى مدیریت وى اساسا تکنولوژى بود و به گمان وى بهترین طریق افزایش بازده، بهبود فنون و روشهایى بود که کارگران به کار مى‏بردند . او افراد را ابزار مى‏دانست و در طرح او عمدتا به نیازهاى سازمانى توجه مى‏شود، نه نیازهاى افراد . (۴)

بعدا «التون میو» ظهور کرد و «نهضت روابط انسانى‏» را در فواصل ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ – ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۹ ه مطرح کرد و جانشین آراى تیلور نمود . او و پیروانش مى‏گفتند علاوه بر اینکه باید بهترین روشهاى تکنولوژى را براى بهبود و بازده مورد توجه قرار داد، روحیات و امور انسانى را نیز باید مورد توجه قرار داد . آنها ادعا مى‏کردند روابط انسانى بر روابط تکنولوژى و کارى ترجیح دارد و این را از آزمایشات معروف به «هاتورن‏» به دست آورده بودند . (۵)

قبل از «التون میو» و بعد از «فردریک تیلور» دوران مکاتب کلاسیک مدیریت است و حدود ۵۰ سال مى‏باشد و بوروکراسى «وبر» و اصول‏گرایى «فایول‏» (۶) شاخص‏ترین آنها است . برخى تکنوکراسى «فردریک تیلور» را از زمره این مکاتب شمرده‏اند، (۷) ولى به نظر مى‏آید نظریات مدیریت‏خیلى بیشتر و نامنظم‏تر از این باشد، به گونه‏اى که به نظر بعضى از صاحب‏نظران، (۸) علم مدیریت، جنگلى از تئوریها است و به نظر بعضى، از زمره علوم ناموفق است . (۹) حال آیا مى‏توان در این جنگل تئورى و این علم ناموفق، به اصولى ثابت دست پیدا کرد که مورد اتفاق باشد تا بتوانیم از آنها به عنوان اصل موضوعى استفاده ببریم؟

باید گفت رهبر اصول‏گرایان که کارش تاسیس اصل در علم مدیریت و سازمان است و اصول او در این علم معروف مى‏باشد و او را پدر اصول‏گرایان در این علم مى‏دانند و مى‏نامند (هنرى فایول) مى‏گوید: من در اطلاق کلمه اصل تردید دارم و این اصول راهنماى عمل است و قانون نیست .
وى مى‏افزاید: اصول مدیریت‏بیشتر از قوانین طبیعى در معرض تغییر و تغیر قرار دارند و تا وقتى قابل پیروى هستند که بر اساس منطقى صحیح و قابل توجیه، از آن رویگردانى به عمل آید . (۱۰)
وقتى رهبر اصول‏گرایان چنین برخوردى با اصول مى‏کند، دل بستن به این جنگل و به چنگ آوردن اصل از آن روا نیست، اما با این وصف به اصول آن توجه مى‏کنیم .

فایول ضمن بیان این واقعیت که هیچ چیز در مدیریت مطلق نیست، روشها و فنونى که در تجربه بدان رسیده بود و آنها را در تقویت پیکره سازمان یا انجام وظایف مدیریت مفید مى‏دانست، به عنوان اصول چهارده‏گانه مدیریت ارائه داد (۱۱) :
۱ – تقسیم کار، ۲ – اختیار، ۳ – انضباط، ۴ – وحدت فرماندهى، ۵ – وحدت مدیریت، ۶ – وابستگى منافع فردى به هدف کلى، ۷ – جبران خدمات کارکنان، ۸ – تمرکز، ۹ – سلسله مراتب، ۱۰ – نظم، ۱۱ – عدالت، ۱۲ – ثبات، ۱۳ – ابتکارعمل، ۱۴ –احساس یگانگى .

او اصول فوق را در سال ۱۲۹۵، در کتابى به نام اصول فن اداره اعلام کرد . (۱۲) بعدا امثال «ارویک‏» و «گیولیک‏» آمدند و به آرایش و پیرایش اصول فوق پرداختند . هم تعداد آن‏ها را کاستند و هم علامت اختصارى براى آن‏ها قرار دادند، مانند (۱۳) واژه Posdcrob که نشانه عفت عنوان است، یعنى برنامه‏ریزى، سازماندهى، کارگزینى، هدایت، هماهنگى، گزارش‏دهى و بودجه‏بندى .
على‏محمد اقتدارى که از صاحب‏نظران مدیریت و سازمان است، تنها به سه اصل معتقد است: دانشمندان امروزین مدیریت‏به سه اصل معتقد و متفق شده‏اند که عبارتند از: برنامه‏ریزى، سازماندهى، کنترل .

وى مى‏افزاید که هماهنگى، رکنى از سازماندهى است و استقلالى در عرض آن ندارد و شاید در مدیریت نهفته باشد . از این رو نیازى به ذکر آن به عنوان یک اصل نیست، چرا که مدیریت، همان هماهنگى است . (۱۴)
برخى به اصل وى انگیزش یا رهبرى را افزوده‏اند . (۱۵) از مجموع آنچه گفته شد روشن گردید اتحاد در زمینه اصول مدیریت وجود ندارد . اما در جمع‏بندى نهایى شاید بتوان وحدت نسبى را حول عناوین پنج‏گانه زیر تصور نمود:

۱ – برنامه‏ریزى،
۲ – سازماندهى،
۳ – هماهنگى،
۴ – رهبرى (انگیزش)،
۵ – کنترل (نظارت) .

اقتدارى معترف است که ۹۰ درصد صاحب‏نظران مدیریت‏به اصول پنج‏گانه فوق پاى‏بند هستند . (۱۶) با استقصایى که شد، این امر مورد تایید است و اکنون باید خوشحال بود که در روند کلى از دوران بى‏اصلى به اصول‏گرایى انبوه و سرانجام اصول تقریبا متسالم فوق رسیده‏ایم که مى‏توانیم به آنها تکیه و اعتماد کنیم و پایه‏اى پایدار براى بحث قرار دهیم . مناسب است اینها را به عنوان اصول پنج‏گانه مدیریت‏بنامیم و اصل موضوعى محسوب کنیم .

چون موضوع پژوهش «ساختار و تشکیلات و سازمان حکومت اسلامى‏» است، سر و کار ما تنها با اصل سازماندهى از میان اصول نامبرده است، اما به منظور ازدیاد بصیرت و ورود روشن‏تر به بحث، ابتدا گذرى اجمالى و نظرى کلى به چهار رکن غیر از سازماندهى داریم . سپس رکن سازماندهى را که رکن بحث است‏به تفصیل بررسى خواهیم نمود .

۱ ـ برنامه‏ریزى
از مجموعه تعاریفى که براى برنامه‏ریزى شده است‏به دست مى‏آید که عناصرى چون «تعیین هدف‏» ، «پیش‏بینى کیفیت اجرا» ، «تهیه نقشه کار و خط مشى‏» در تمامى تعاریف دیده مى‏شود یا در اکثر تعاریف . از این رو مى‏توان برنامه‏ریزى را تعیین هدف و تبدیل آن به نقشه کار و خطمشى و پیش‏بینى کیفیت اجراى عملیات بر اساس نقشه و خطمشى تهیه شده براى رسیدن به هدف از قبل تعیین شده تعریف کرد . (۱۷)

توجه به برخى فرمایشات نورانى معصومان ( علیهم‏السلام) دیدگاه برنامه‏اى آنان را نشان مى‏دهد:
۱ – پیامبر فرمود: «یابن مسعود! اذا علمت عملا فاعمل بعلم و عقل و ایاک ان تعمل عملا بغیر تدبیر و علم، فانه جل جلاله یقول: «و لا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثا» ; (۱۸)
اى پسر مسعود! وقتى عملى را انجام مى‏دهى، با علم و عقل انجام بده . مبادا بدون تدبیر و آینده‏نگرى اقدام کنى، زیرا خدا فرمود: «مانند پیر زالى نباشید که بافته خویش را بعد از محکم نمودن باز مى‏کرد .»

۲ – … مردى خدمت رسول‏الله آمد و عرض کرد: مرا اندرز ده! فرمود: فانی اوصیک اذا همت‏بامر فتدبر عاقبته فان بک رشدا فامضه و ان بک غیا فانته عنه; (۱۹)
به تو وصیت مى‏کنم وقتى به امرى همت گماشتى، عاقبت آن را بنگر و ملاحظه کن اگر در آن رشد و ثمربخشى است، عمل کن و اگر تباهى و بى‏حاصلى است، رها کن .»
۳ – على (ع) فرمود: «لا خیر فی عزم بلا حزم; (۲۰)

تصمیم بدون دوراندیشى بى‏فایده است .»
کلمه «تدبیر» که در جملات فوق و مشابه آن تکرار مى‏شود در واقع واجد هر سه عنصر نامبرده شده در تعریف برنامه‏ریزى مى‏باشد، چرا که تدبیر یعنى تعیین هدف، تهیه نقشه و پیش‏بینى اجرا . از این رو پیامبر اکرم که مشوق تدبیر در امور است قاعدتا در حکومت‏خویش «تدبیر» یعنى برنامه‏ریزى داشته است .

۲ – هماهنگى
ایجاد موازنه و تطبیق بین وظایف متعددى که به منظور تامین هدف مشترک توسط عناصر مختلف انجام مى‏شود هماهنگى نام دارد . (۲۱) کلمه آهنگ جالب است زیرا هر عنصر سازمانى مطابق وظیفه‏اش آهنگى مى‏زند . مانند گروه ارکستر که هر کدام سازى متفاوت با دیگرى مى‏زند ولى رهبر ارکستر با حرکات چوب و با تکیه بر نت، آنها را طورى منجسم مى‏کند که یک صداى دل‏پذیر و گوش‏نواز از آن همه اختلاف به گوش برسد; گویا یکى هستند . یک مدیر و رهبر خوب باید وظایف مختلف تقسیم شده بین واحدهاى مختلف را همآوا و هماهنگ کند تا همه با یک آهنگ به تحصیل اهداف بپردازند .

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که بهترین مدیران و فرمانروایان کسانى هستند که استعدادها و سلیقه‏هاى گوناگون را زیر چتر مدیریت گرد آورند و بدترین مدیران کسانى هستند که مجموعه هماهنگ و همسو را متفرق سازند . (۲۲) از مولاى متقیان که کوفه را مهد حکومت‏خود قرار داده بود نقل شده:
«مرکز و محور باش و آسیاب امور را به دور خود بچرخان‏» (۲۳) و هم فرمود:

«مکان زمامدار و رهبر مانند رشته مهره است که مهره‏ها را گرد آورده و به هم پیوند مى‏نماید . اگر این رشته بگسلد، مهره‏ها از هم جدا شده و پراکنده مى‏گردند .» (۲۴)
۳ – کنترل و نظارت
نظارت، کوششى است که مدیر جهت تطبیق عملیات با برنامه انجام مى‏دهد تا میزان صحت و سقم فعالیتها را به دست آورد . (۲۵)
نظارت از جهت چگونگى دو گونه است: مستقیم و غیر مستقیم .
در نظارت مستقیم مدیر شخصا امور را کنترل مى‏کند که در سازمانهاى گسترده امکان آن وجود ندارد و چه بسا مضر است، زیرا مدیر را از کلیات باز مى‏دارد، که اسلام آن را نمى‏پسندد . در غررالحکم است: «من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم .» (۲۶)

نظارت غیر مستقیم، نظارت از طریق دستگاهها است . ابن‏ابى‏الحدید مى‏گوید: بیت‏القصص على (ع) مخصوص مراجعات و شکایات بود . (۲۷)
برخى نظارت را به سه نوع تقسیم نموده‏اند:
۱ – نظارت اجتماعى،
۲ – نظارت حکومتى،

۳ – نظارت فرد بر اعمال خویش و از آن به عنوان «هرم نظارت‏» یاد مى‏کنند . (۲۸)
روح اسلام که در واقع روح نظارت و مراقبت است‏با این هرم موافق است . اسلام، خدا، فرشتگان، نفس لوامه، جامعه، و فرد و … را ناظر و مراقب مى‏شمارد . اصل امر به معروف و نهى از منکر، روح نظارت را در خویش دارد . وقتى اسلام با چنین نگرشى و گرایشى زمام حکومت را به دست گیرد، نظارتى قوى اعمال مى‏کند . پیامبر اکرم (ص) وقتى والى یا امیر نصب مى‏کرد فرد دیگرى را منصوب مى‏نمود تا آشکارا یا نهانى مواظب او باشد . (۲۹) امیر مؤمنان محاسب و ناظر و عیون داشت و به منصوبان سفارش مى‏کرد عیونى داشته باشند . (۳۰)

«نظارت‏» از مهمترین ارکان مدیریت و حکومت است و جایگاهى ویژه در حکومت نبوى و علوى داشت .
۴ – رهبرى و انگیزش
غالبا مدیریت و رهبرى را یکسان تلقى مى‏کنند ولى میان این دو فرق عمده‏اى وجود دارد . رهبرى ماهیتا مفهومى وسیع‏تر از مدیریت است و مدیریت نوع خاصى از رهبرى تلقى مى‏شود . فرق اصلى این دو در کلمه سازمان نهفته است . رهبرى ضمن اینکه براى تحقق هدفهایش، با افراد و به وسیله آنان کار مى‏کند (تعریف مدیریت) لیکن این هدفها لزوما هدفهاى سازمانى نیسند . یک فرد ممکن است‏براى تحقق هدفهاى شخصى بارها تلاش کند ولى علاقه چندانى به هدفهاى سازمانى نداشته باشد . به این دلیل فردى ممکن است در تحقق هدفهاى شخصى موفق شود ولى در

حصول تلاشهاى سازمانى مؤثر واقع نشود . (۳۱) طبق نظریه‏هاى جدید مدیریت، نقش مدیر در مقام رهبرى، شامل روابط متقابل وى با مرؤوسین و زیردستان است . اهمیت نقش رهبرى از این ضرورت ناشى مى‏شود که مدیر باید نیازمندیهاى روانى و اجتماعى افراد را با مقاصد سازمان وفق دهد .

همان‏طورى که قبلا اشاره شد رسالت پیامبر اسلام (ص) بر دو پایه و اصل: تعالى و تولید استوار است و تعالى انسانها میسر نیست مگر با برخوردارى از صفات رهبرى، مدیر اسلامى، کارکنان سازمان را با رهبرى خود تعالى مى‏بخشد و تولید را با مدیریت‏خود افزایش مى‏دهد . منبع تغذیه فکرى و روحى مدیر براى تحقق رسالت (تعالى) در درون سازمان (مکتب) است . (۳۲)

در خصوص رکن رهبرى و تفاوتهاى آن با مدیریت، کاملا آشکار است که رکن رهبرى شاخص‏ترین وجهه را در حکومت اسلامى دارد، زیرا پیامبر (ص) و پیروانش اگر در راس حکومت قرار گیرند رهبرى را به معناى عمیق خود اعمال مى‏نمایند; یعنى علاوه بر اداره حکومت از طریق قوانین و مقررات، گامهایى اساسى در جهت تعالى روحیات انسان از طریق ایجاد جو سالم برخواهند داشت . با مطالعه سیره حکومتى نبى‏اکرم (ص) به خوبى روشن مى‏شود حضرت چگونه در عین مدیریت، رهبرى کرده است .

چهار رکن فوق بررسى شد تا اشاره‏اى شده باشد به اینکه چنین ارکانى در مدیریت وجود دارد تا هنگامى که از سازماندهى بحث مى‏کنیم جایگاه آن مشخص باشد که رکنى از مدیریت است و چهار رکن در عرض آن قرار دارند . اکنون به بحثى تفصیلى مى‏پردازیم .

۵ – سازماندهى و سازمان
تعاریف زیر از سازمان قابل توجه است:
الف) سازمان، نظام فعالیتهاى هماهنگ شده دو یا چند نفر است . (۳۳)
ب) یک واحد است که وظایف مشخص شده را از طریق هماهنگى منطقى بین فعالیتهاى هدفدار، توسط گروهى از افراد اجرا مى‏کند . (۳۴)

ج) گروهى از افراد است که براى رسیدن به هدفهاى معین فعالیت مى‏کنند . (۳۵)
د) از الحاق افراد شکل مى‏گیرد با وظایف و مسؤولیتهاى هماهنگ، خواه یک سازمان خلق‏الساعه براى مقابله با آتش‏سوزى و سیل باشد یا یک سازمان رسمى براى افزایش کارآیى اقتصادى . (۳۶)
ه) افرادى هستند که در نظامها در جستجوى هدف کار مى‏کنند . (۳۷)
و) افراد در قالب سازمانها کار مى‏کنند، اگر کارها در سازمان میان افراد تقسیم و سپس کارهاى تقسیم شده براى رسیدن به هدفهاى سازمان هماهنگ شده باشد . (۳۸)

ز) سازمان عبارت از رشته روابط منظم و عقلایى بین افرادى است که وظایف پیچیده و متعددى را انجام مى‏دهند و کثرت تعدد آنها به حدى است که نمى‏توانند با هم در تماس نزدیک باشند و به منظور هدفهاى مشترک خاصى برقرار مى‏گردد . (۳۹)
ح) عمل طبقه‏بندى وظایف، تفویض اختیار، تثبیت مسؤولیت‏براى اجراى وظایف و منظور همکارى مؤثر در انجام کارهاى سازمانى است . (۴۰)
ط) چیزى جز ارتباطات بین وظایف، افراد و اشیا نیست . (۴۱)

ى) عبارت است از وجود هماهنگى معقول در فعالیتهاى گروهى براى نیل به یک هدف و منظور مشترک از طریق تقسیم کار و وظایف از مجراى سلسله مراتب اختیار و مسؤولیت قانونى . (۴۲)
تعاریف فوق حاکى از نظریات کارشناسانه صاحب‏نظران علم سازمان و مدیریت است و تاییدکننده این

ادعا که سازمان غیر ساختمان است . بلکه صرف «روابط هماهنگ شده‏» و «وظایف تقسیم شده‏» است . در این میان تعریف «چیتر بارنارد» جالب است که حداقل افراد یک سازمان را دو نفر مى‏داند (تعریف الف) . به طور کلى اگر چند نفر گرد هم آیند و براى رسیدن به هدفى، وظایفى را بین خویش تقسیم کنند و با یکدیگر روابط هماهنگ داشته باشند، تشکیل سازمان داده‏اند . با این حساب مى‏توان گفت‏حضرت موسى (ع) وقتى عرض مى‏کند: «واجعل لی وزیرا من اهلی‏» (۴۳)

مى‏خواهد یک سازمان تشکیل دهد .
آنچه گفته شد در خصوص سازمان بود . درباره سازماندهى هم تعاریفى شده است که به آنها اشاره مى‏کنیم، گر چه در نظر ابتدایى مترادف به نظر مى‏آیند:
الف) مقصود از سازماندهى، کمک به معنى‏دار کردن هدفهاى سازمان و یارى بخشیدن به کارایى سازمان است . (۴۴)

ب) سازماندهى، محدود کردن دامنه مدیریت است . اگر چنین محدودیتى در کار نباشد، یک شرکت‏سازمان نایافته با یک مدیر خواهیم داشت . (۴۵)

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 22 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد