تاثیر تامین مالی خارج از ترازنامه بر روی ساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

Word قابل ویرایش
119 صفحه
15900 تومان
159,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده:
یکی از مباحثی که در ادبیات مالی کمتر موردتوجه بوده است مفهوم تامین مالی خارج از ترازنامه و همچنین بررسی تاثیری است که این نوع تامین مالی می تواند
در این تحقیق اطلاعات ۴۸ شرکت که در طی سال های ۸۵ الی ۸۹ اقدام به تامین مالی خارج از ترازنامهنمودند را با اطلاعات ۴۸ شرکت دیگر که در سال های فوق فاقد تامین مالی خارج از ترازنامه بودند مورد آزمون قرارگرفت. فرضیات برمبنای روش t استیودنت موردآزمون قرار گرفت ودراین پژوهش از هر دوتحلیل آماری استنباطی و توصیفی برای تحقیق و بررسی میدانی استفاده شده است۰

تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده وآزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که قدرت نقد شوندگی وتوان سوددهی شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند تفاوتی نداردولی شرکت هایی کهاز تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند درمقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از بازده سرمایه مطلوب ت

ری برخوردارند.

فصل اول
کلیات تحقیق

 

۱-۱ مقدمه

۲-۱تاریخچه مطالعاتی
۱-۲-۱-تحقیقات خارجی
گراف در تحقیقی تحت عنوان تامین مالی خارج از ترازنام

ه شرکتها با اجاره عملیاتی :چگونگی تمایز بدهی از اجاره به این نتیجه رسید که تامین مالی خارج از ترازنامه به جای تامین مالی از طریق بدهی و گزارش آن در ترازنامه می تواند راهکار مناسب تری برای تحصیل دارایی های مشهود باشد.

لی لند و اسکاربوت در تحقیقی تحت عنوان هم کنشی مالی و نتیجه مطلوب از شرکت :دلالت بر ترکیب شرکتها و تامین مالی خارج از ترازنامه با استفاده از مدل میلر و مودیگیلیانی که برای همکنشی مالی و دستیابی به اهداف مطلوب شرکتها ارائه شد،نشان دادند که تامین مالی خارج از ترازنامه بدلیل شکل دهی ساختار سرمایه به نحو مناسب ،ارتباط مستقیم با همکنشی مالی و اهداف مطلوب متصور شرکتها دارد.
میلز و نیوبری در تحقیقی تحت عنوان تامین مالی خارج از ترازنامه شرکت و بدهی مالی مختلف :شواهدی از گزارش مالیاتی گوناگون به مطالعه میزان صرفه جویی مالیاتی ناشی از فعالیتهای تامین مالی خارج از ترازنامه و مقایسه آن با شرکتهای فاقد این گونه تامین مالی پرداختند.آنان با در نظرگرفتن صورتهای مالی شرکتهای بزرگ از سال ۱۹۸۹الی۲۰۰۱ ابراز کرد

ند که فعالیت تامین مالی خارج از ترازنامه صرفه جویی مالیاتی بیشتری را در مقایسه با عدم استفاده از این نوع تامین مالی به عمراه دارد.
اندرسون در تحقیقی به ارتباط میان ساختار مالی شرکتها و تکنولوژی آنها پرداخت و نتایج بدست آمده حاکی از این است که شرکتهایی که دارای نسبت به نیروی کار بالا هستند بدهی بالاتری درمقایسه با شرکتهایی که نسبت سرمایه به نیروی کار پایین تری دارند،استفاده می کنند.
مرتون در سال۱۹۹۱طی یک بررسی برای شناخت عوامل موثر برتصمیمات ساختار مالی شرکتها نتیجه گرفت که در حدود تغییرات در ساختار مالی و تصمیمات مربوط به آن ناشی از عواملی چون مالیات ،تمایل مدیریت به انعطاف و تغییرات بازده بوده است.همچنین هزینه های نمایندگی ساختار مالی شرکتها در تصمیمات ساختار مالی آنها تاثیر چندانی ندارد.
نیو و ریچاردسون در تحقیقی تحت عنوان کیفیت سود ،ریسک تامین مالی خارج از ترازنامه و رویکرد ترکیب مالی و حسابداری برای انتقال دارای مالی به مطالعه ریسک ناشی از فعالیت های تامین مالی خارج از ترازنامه پرداختند.آنان با بررسی صورت های مالی شرکتها یی که ازاین نوع تامین مالی در طی سالهای ۱۹۹۷-۲۰۰۱ استفاده کردند،نشان دادند که ریسک ناشی از اینگونه فعالیت های تامین مالی مشابه ریسک B در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای CAMP)) می باشد .در ضمن آنان مشاهده کردند که منافع وارده به شرکت ناشی از فعالیت های تامین مالی خارج از ترازنامه بیش از ریسک تحمیل شده آن می باشد.

۲-۲-۱-تحقیقات داخلی
۱) رحمانی)۱۳۷۴( ،تاثیر روش های تامین مالی (وام های بلندمدت و انتشار سهام عادی)برروی قیمت سهام شرکتها ی پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران
۲) دلاوری)۱۳۷۷(،برسی تاثیر روش های تامین مالی برروی نسبت بازدهی حقوق صاحبان سهام شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران- -دانشگاه تربیت مدرس
۳) بهرامیان، بررسی تاثیر تامین مالی خارج از ترازنامه برروی نسبت های سود آوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دانشگاه آزاد واحد بروجرد
۴) خطیبی،۱۳۸۱،برسی شیوه های تامین مالی و اثر آن بر بازده حقوق صاحبان سهام ، علوم تحقیقات

۵) طهماسبی ،۱۳۸۲،بررسی آثار روش های تامین مالی بر بازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ،علوم تحقیقات
۶) مرادزاده فرد ،مطالعه تاثیر تامین مالی خارج از ترازنامه برارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران-
۷) باغانی،۱۳۸۴،بررسی مقایسه ای و اثرات و روش های کوتاه مدت و بلندمدت تامین مالی بربازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال ۱۳۷۰_۱۳۸۲ ،علوم تحقیقات

۳-۱بیان مسئله

با توجه به این که یکی از وظایف عمده و مهم در شرکت ها ،تصمیمات مالی است،شرکت ها درصدد آن هستندکه با اتخاذتصمیمات مناسب و مقتضی در این رابطه به مناسب ترین ترکیب تامین مالی یا ((ساختارمالی)) دست یابند.چرا که در حال حاضر دستیابی به ساختار مالی بهینه به جهت اثرات عمده آن برروی ساختار مالی شرکت و سایر جنبه ها ،از اهمیت خاصی برخوردار است .
ساختار مالی یک شرکت به مجموع مبالغی که از طریق استقراض تامین شده است،اشاره دارد .مبالغی که از منابع مذکور و تامین مالی خارج از ترازنامه تامین می

گردد و در جهت حفظ ظرفیت موجود و یا ظرفیت سازی جدید به کار گرفته می شود.با توجه به این که منابع تامین مالی دارای هزینه و ریسک متفاوت می باشند ،لذا به کارگیری بهینه منابع سرمایه بسیار حائز اهمیت بوده تا بتوان ازطریق انتخاب بهترین ساختار مالی با حداقل هزینه ،ارزش فعلی شرکت حفظ گردد.
تامین مالی خارج از ترازنامه به معنی عدم نمایش یک قلم دارایی یا بده

ی ویا یک فعالیت تامین مالی در ترازنامه یک شرکت می باشد.این قلم مورد بحث می تواند یک مورد اجاره(اجاره عملیاتی) که به رقم استفاده از دارائیهای

موجر صرفاٌ پرداخت هزینه اجاره است که در دفاتر نمای

 

ش می یابد ونه تعهدات بلند مدت و پرداخت های متوالی اجاره معمولاٌ ارقام بالایی از هزینه راتشکیل می دهد.این شیوه نمایش مورد پیشنهاد استانداردهای حسابداری اکثر کشورها در قالب تقسیم بندی اجاره ها به عملیاتی وسرمایه ای می باشد.همچنین تعهداتی نظیر فیوچر وفورواردها وتهدات قراردادی بلند مدت واوراق مشتقه (به استثنای اوراق مشتقه مرتبط با سهام) از جمله مصداق های یک تامین مالی خارج از ترازنامه تلقی می باشد. برخی از شرکتها بنا به ماهیت ونوع فعالیت ممکن است حجم زیادی از بدهی را در ترازنامه خود به نمایش نگذارند.یک مثال موسسات مالی است که به مدیریت دارائیها ویا ارائه خدمات کارگزاری یک صاحبکار مشغول هستند.این موسسات اقلام دارائی تحت مدیریت خود را در صورتهای مالی غالباٌ به عنوان دارائیهای تحت مدیریت خارج از ترازنامه مالی خود گزارش می کنند.بسیاری از اقلام خارج از ترازنامه تحت تاثیر نگاه مدیریت در خصوص پیش آمد ها ونتایج احتمالی آتی قرار می گیرد ولذا ممکن است به عنوان یک قلم خارج از ترازنامه گزارش شود.دلیل این موضوع نیز کمتر نشان دادن بدهی ها در ترازنامه وارائه تصویری بهتر در خصوص وضعیت مالی شرکت می باشد.چرا که نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام واهرم مالی را پائین تر نمایش می دهد.
همان طور که می دانیم افزایش ثروت سهامداران هدف نهایی موسسات انتفاعی است و به دست آوردن سود بیشتر از طریق تغییر ترکیب ساختار سرما

یه ،به خصوص استفاده از استقراض برای دوره های زمانی بلند مدت ،ازجمله مواردی است که شرکت ها به عنوان یک شیوه جهت دست یافتن به اهداف خود مد نظر قرار می دهندو هرواحد تجاری می بایست در زمان تصمیم گیری برای تعیین منابع مالی جهت بهبود ساختار سرمایه باید هزینه های منابع مختلف تامین مالی را مشخص کرده و آثاری که هر کدام از این منابع برروی ساختار سرمایه می گذارند را تعیین نمایندو لذا تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیری است که یکی از شیوه های تامین مالی به عنوان تامین مالی خارج از ترازنامه می تواند برروی ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران داشته باشد اقدام نموده است.

 

۵-۱فرضیات تحقیق
به منظورارائه پاسخ به این سئوال که،آیا تامین مالی خارج از ترازنامه موجب تاثیر بر ساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می شود یا خیر فرضیه های تحقیق به شرح زیر مطرح گردیده است .
فرضیه اصلی اول: شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از قدرت نقدشوندگی مطلوب تری برخوردارند.
• فرضیه فرعی اول :شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از نسبت جاری مطلوب تری برخوردارند.

• فرضیه فرعی دوم :شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از نسبت آنی مطلوب تری برخوردارند.
فرضیه اصلی دوم: شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند بازده سرمایه مطلوب تری برخوردارند.
• فرضیه فرعی سوم : شرکت هایی

که از تامین مالی خارج از ترازنامه اس

تفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از نسبت بدهی مطلوب تری برخوردارند.
• فرضیه فرعی چهارم: شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از نسبت پوشش بهره مطلوب تری برخوردارند.
فرضیه اصلی سوم : شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از توان سوددهی مطلوب تری برخوردارند.
• فرضیه فرعی پنجم: شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از نرخ بازده دارایی مطلوب تری برخوردارند .
• فرضیه فرعی ششم: شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از بازده سرمایه مطلوب تری برخوردارند.
• فرضیه فرعی هفتم : شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده می کنند در مقایسه با شرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمی کنند از حاشیه سودمطلوب تری برخوردارند.

۶-۱- اهداف تحقیق

هدف اصلی این تحقیق بررسی روشهای تامین مالی بوسیله اجاره های عملیاتی و تعیین اثر این نوع تامین مالی خارج از ترازنامه بر ساختار سرمایه ای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد اهداف فرعی تحقیق بشرح ذیل می باشد.
۱)آیاشرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمودنددر مقایسه با سایر شرکت ها از قدرت نقدینگی بالاتری برخوردارند.
۲)آیاشرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازنامه استفاده نمودنددر مقایسه با سایر شرکت ها از بازده سرمایه بالاتری برخوردارند.
۳)آیاشرکت هایی که از تامین مالی خارج از ترازن

۷-۱- اهمیت تحقیق
به منظور سرمایه گذاری و تهیه برنامه های مالی مشخص ساختن منابع قابل استفاده اعم از داخلی ویاخارجی برای تهیه سرمایه از اهمیت خاصی برخوردار است و مدیریت همواره با چنین تصمیماتی مواجه بوده و باید با توجه به هزینه و آثاری که بر ثروت سهامداران ارزش شرکت و قیمت سهام دارند این منابع راانتخاب کنند.
بر اساس بررسی های موسسات مطالعاتی و اقتصادی معتبر جهان روش تامین اعتبارات از طریق لیزینگ بعد از وام های مستقیم بانکی در مرتبه دوم قرار دارد. با توجه به توسعه فعالیت لیزینگ در سراسر کشور و از طرفی تاثیری که نحوه گزارشگری مالی آن بر تصمیمات ذینفعان دارد بررسی نقش تغییری اجاره تامین مالی خارج از ترازنامه و ارتباط آن با ساختار سرمایه که منبع اطلاعاتی مهمی برای استفاده کنندگان به شمار می آید مفید خواهد بود.انتظار بر این است که یافته های تحقیق حاضر، مورد توجه استاندارد گذاران، محیط های آکادمیک و سازمانهای تدوین کنندگان استانداردها از قبیل FASB و IASB به نحوی قرار گیرد که حرکتهائی به سمت انتقال تمامی تعهدات مالی بلند مدت به ترازنامه صورت پذیرد و در نتیجه باعث بهبود گزارشگری اجاره ها و همچنین صنعت لیزینگ گردد.
مزایای قرارداد اجاره بلند مدت عبارتند از:
۱- اجاره بلند مدت به تولید کنندگان در افزایش قابل توجه فروش تولیدات کمک شایانی نموده ،در واقع قرارداد اجاره یک توانایی ثانوی فروش محصولات و راهی غیر مستقیم برای فروش تولیدات برای اجاره دهنده تلقی می شود.
۲- قرارداد اجاره در مقایسه با سایر قرار دادهای استقراضی انعطاف پذیرتر بوده و محدودیت کمتری برای اجاره کننده ایجاد می کند.
۳- اجاره به حل بحران کمبود نقدینگی که ممکن است برای اجاره کننده به منظور تحصیل دارایی ایجاد شود کمک می نماید،اجاره به عنوان ابزاری جهت تامین منابع مالی به منظور تحصیل ۱۰۰% دارایی مورد نیاز واحد تجاری مساعدت نموده و خروج وجوه نقد جاری را کاهش می دهد.به عبارت دیگر اجاره برای واحد های تجاری که توانایی استقراض به طور مستقیم را دارا نمی باشند تامین مالی می نماید.علاوه بر این اجاره کننده بدون سرمایه گذاری از کلیه مزایای مالکیت و احتمال خطر زیان مربوط به مالکیت را کاهش می دهد.
۴- اجاره در صورتی که از نوع عملیاتی (تامین مالی

خارج از ترازنامه) باشد،تحصیل دارایی در دفاتر اجاره کننده به عنوان دارایی و بدهی انعکاس نیافته و هر گونه افزایش در نسبت بدهی به ارزش ویژه و سایر نسبت ها را کاهش می دهد.
۵- قرارداد اجاره ممکن است ،ریسک منسوخ شدن تجهیزات و نگهداری تجهیزات بلا استفاده را کاهش دهد.
۶- قرارداد اجاره ممکن است مزایای مالیات بر درآم

د را برای طرفین قرارداد فراهم نماید. زیرا مالیات بر درآمد در مقابل پرداخت اجاره بها و استهلاک سریع کاهش می یابد.
۷- اجاره در واقع نوعی تحصیل سود برای اجاره دهنده تلقی شده، که طی قراردادی دارایی مورد اجاره را به اجاره کننده انتقال داده و در مقابل بهای تمام شده دارایی ،معادل نرخ بازده عادی عامل بهره مبالغی اجاره بها دریافت می نماید.

این تحقیق به دنبال آن است که نحوه تامین مالی خارج از ترازنامه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران چگونه است و چه تاثیری بر روی ساختار سرمایه آنها می گذارد و در این رابطه اطلاعاتی جمع آوری نماییم تا مدیران در جهت بهینه سازی تصمیمات مربوط به نحوه تامین مالی ازآن استفاده نمایند.

۸-۱- حدود مطالعاتی
قلمروتحقیق بسته به ابعادآن در سه حیطه متفاوت به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفته است.

۱-۸-۱قلمروزمانی
محدوده زمانی تحقیق،اطلاعات مالی مربوط به عملکرد سالهای مالی ۱۳۸۵ الی ۱۳۸۹ شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

۲-۸–۱قلمروموضوعی
محدوده موضوعی تحقیق ،بررسی تاثیر تامین مالی خارج از ترازنامه بر ساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

۳-۸-۱-قلمرو مکانی
قلمرو مکانی تحقیق شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

۹-۱-تعریف واژهای کلیدی یا اصطلاحات تحقیق
ساختارسرمایه:
عبارت است از ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام که از محل آنها ،دارایی ها ی شرکت تامین مالی شده اند.
ساختار مطلوب سرمایه:
ساختار مطلوب سرمایه ،ساختار سرمایه ای است که منجر به حداکثر شدن ارزش کل شرکت یا به حداقل رسیدن هزینه سرمایه شود.
نسبت های نقدینگی :
به نسبت هایی اطلاق می شوند که توانایی واحد تجاری را در واریز بدهی های کوتاه مدت نشان می دهد. این نسبت ها از مقایسه دارایی های جاری یا اقلام تشکیل دهنده آن با بدهی جاری بدست می آیند و بیشتر به صورت عدد و یا درصد نشان داده می شوند. مهمترین آنها عبارتند از : نسبت جاری و نسبت آنی.

 

نسبت جاری:
نسبت جاری از تقسیم مجموع دارایی های جاری برمجموع بدهی های جاری بدست می آید . این نسبت نشان می دهد که در مقابل هر یک ریال بدهی جاری چه میزان دارایی جاری وجود دارد هراندازه نسبت جاری شرکت بزرگتر باشد ، شرکت در پرداخت بدهی های جاری با مشکل کمتری مواجه خواهد بود. در تفسیر نسبت جاری باید به نوسانات آن در طول مدت ، توجه داشت. زیرا امکان دارد که شرکت ها در پایان سال

مالی با حساب آرایی و واریز موقت بعضی از اقلام بدهی و برگشت این اقلام در اوایل سال بعداین حساب را بهتر جلوه دهند.
نسبت آنی:
نسبت آنی حاصل تقسیم دارایی جاری بر بدهی جاری می باشد این نسبت بدین مفهوم است که در مقابل یک ریال بدهی جاری ، یک ریال دارایی جاری آن هم به صورت نقد و یا حساب قابل وصول و تبدیل به نقد در مدتی کوتاه وجود دارد. نسبت آنی شرکت ها باید برابر با ۱ و یا بیشتر از آن باشد تا شرکت بتواند از محل دارایی های آنی بدهی های جاری خود را بپردازد.
نسبت بدهی:
نسبتی که نشاندهنده این می باشد که چه نسبتی از بدهی شرکت مربوط به دارایی هایش می باشد را نسبت بدهی گویند. نسبت بدهی از طریق تقسیم کل بدهی به کل دارایی محاسبه می شود.
نسبت بدهی = کل بدهی / کل دارایی
نسبت بدهی بالا تر از یک نشان می دهد شرکت بدهی هایش بیشتر از دارایی هایش است و نسبت بدهی کمتر از یک نشاندهنده این است که دارایی های شرکت بیشتر از بدهی هایش است.نسبت بدهی در ترکیب با سایر روش سلامت مالی شرکت را محاسبه می کند. نسبت بدهی می تواند به سرمایه گذار کمک کند تا درجه ریسک شرکت های مختلف را تعیین کند .
نسبت پوشش هزینه بهره
نسبتی برای تعیین اینکه شرکت می تواند بهره بدهی های پرداخت نشده اش را پرداخت کند استفاده می شود را نسبت پوشش هزینه بهره گویند. این نسبت از طریق تقسیم سود شرکت قبل از کسر بهره و مالیات در یک دوره زمانی به هزینه بهره شرکت در همان تاریخ بدست می آید.
نسبت پوشش هزینه بهره = سود قبل از کسر بهره و مالیات / هزینه بهره

هر چه مقدار پوشش هزینه بهره کمتر باشد؛شرکت بیشتر زیر بارمسئولیت هزینه بهره می رود .هنگامی که نرخ پوشش بهره کمتر از ۱٫۵ باشد؛ توانایی شرکت در مقابله با هزینه بهره زیر سوال می رود. نرخ پوشش بهره زیر یک نشان می دهد شرکت نتوانسته است درآمد مناسبی را در جهت جبران هزینه بهره کسب کند.
اهرم مالی:
استفاده از منابع تامین مالی با هزینه ثابت ،مانند بدهی همراه با سهام عادی در ساختار سرمایه ،به عنوان اهرم مالی تعریف می شود.
حاشیه سود:
این نسبت از تقسیم سود خالص بر فروش به دست می آید و نشان می دهد که سود چه نسبتی از درآمد فروش را تشکیل می دهد.
نسبت گردش مجموع دارایی ها:
این نسبت از تقسیم فروش بر مجموع دارایی ها به دست می آید و نشان می دهد که دارایی های واحد انتفاعی چگونه به منظور ایجاد درآمد فروش به کارگرفته شده اند.
بازده حقوق صاحبان سهام:
این نسبت از تقسیم سود خالص به ح

قوق صاحبان سهام به دست می آید و معیار مناسبی برای سنجش موفقیت واحد انتفاعی است و یک شاخص مهم سودآوری برای سهامداران شرکت است.
بازده دارایی:
این نسبت از تقسیم سود خالص بر مجموع دارایی ها به دست می آید و نشان دهنده توانایی واحد انتفاعی در کاربرد تمام منابعی است ،که در اختیار آن قراردارد.
هزینه سرمایه:

عبارت است از نرخ متوسط بازدهی ،که با کسب آن ارزش سهام در بازار حفظ می شود.
میانگین موزون هزینه سرمایه:
برای محاسبه آن هزینه هرمبنع سرمایه رادردرصدی که آن قلم سرمایه در ساختارسرمایه دارد،ضرب و حاصل ضرب ها با هم جمع می کنند.
تامین مالی خارج از ترازنامه:
در این روش شرکت منابع مالی جدید کسب می کند ،بدون آنکه ترازنامه اش با نشان دادن یک معامله واقعی یا بدهی رهنی تحت تاثیر قرار بگیرد ،نظیر اجاره های ترکیبی ،اجاره های عملیاتی و استقراض از شرکتهای هم گروه.
اجاره:
مواقتنامه ای است که به موجب آن،اجاره دهنده در قبال دریافت مبلغ یا مبالغ مشخصی،حق استفاده از دارایی را برای مدت مورد توافق به اجاره کننده واگذار می کند.
اجاره سرمایه ای:
عبارت است از اجاره ای که به موجب آن تقریباٌ تمام مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت دارایی به اجاره کننده منتقل می شود ،مالکیت دارایی ممکن است نهایتاٌ انتقال یابد یا نیابد.
آغاز اجاره:
عبارت است از تاریخ در اختیار قرار گرفتن دارایی یا آغاز تعلق گرفتن اجاره بها ،هرکدام مقدم است.
دوره اجاره:
عبارت از دوره غیرقابل فسخی است که اجاره کننده ،دارایی مورد نظر را برای آن دوره اجاره کرده است،به اضافه هرمدت زمان دیگری که اجاره کننده اختیار دارد،اجاره آن دارایی را با پرداخت یا بدون پرداخت مبلغ اضافی ادامه دهد و درآغاز اجاره اطمینان معقولی وجود داشته باشد که اجاره کننده از این اختیار استفاده خواهد کرد.
حداقل مبلغ اجاره :
عبارت است از مبالغی که اجاره کننده باید درطول دوره اجاره بپردازد یا از وی انتظار می رود که پرداخت کند (به استثنای مخارج مالیات ،نگه داری دارایی و خدمات که به عهده اجاره دهنده است)
الف-درارتباط با اجاره کننده،هرمبلغی که توسط وی یا هرشخص وابسته به وی تضمین شده است.
ب-درارتباط با اجاره دهنده هرگونه ارزش باقیمانده که پرداخت آن توسط اجاره کننده یا شخص ثالثی به اجاره دهنده تضمین شده باشد.
ارزش منصفانه:
مبلغی است که خریدار مطلع و مایل و فروشنده ای مطلع ومایل می توانند در معامله ای حقیقی ودر شرایط عادی،یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله کنند.
عمر اقتصادی:
عبارتاستاز :
الف: مدت زمانی که انتظار می رود یک دارایی از لحاظ اقتصادی توسط یک یا چند کاربر قابلاستفادهباشد
ب:تعداد تولید یا واحدهای مشابهی که انتظارمی رود درفرایند استفاده ازدارایی توسط یکیاچند استفادهکننده کسبشود.

عمر مفید :
عبارت است ازمدت زمانی که انتظارمیرود منافع اقتصادی دارایی مورد اجاره توسط واحد تجاریمصرف شود. ایندوره از ابتدای دورهاجاره شروع میشود و متأثر از محدودیتهای زمانی مندرجدر قرار داد اجاره نیست.
ارزشباقیماندهتضمینشده :

عبارتاستاز:
الف. درمورد اجاره کننده، آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که توسط اجاره کننده یا شخص وابسته بهوی تضمین گردیده است (مبلغ تضمین شده حداکثر مبلغی است که میتواند تحت هر شرایطی قابلپرداختباشد)، و
ب. در مورد اجارهدهنده، آنبخشاز ارزشباقیماندهداراییکهتوسطاجارهکنندهیا شخصثالثیتضمینشدهاست.
ارزشباقیماندهتضمیننشده :
عبارت است از آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که اجاره دهنده نسبت به تحقیق آن اطمینان کافیندارد یا تنها توسط شخص وابسته به اجاره دهنده تضمین شدهاست.
سرمایه گذارین اخالص در اجاره:
عبارت است از مجموع حداقل مبالغ اجارهمربوط به اجاره سرمایه ای از دید اجارهدهنده و هر گونه ارزش باقیمانده تضمین نشدهای که به وی تعلق میگیرد.
درآمد مالیکسب نشده:
عبارت است از تفاوت بین:
الف. مجموع حداقل مبالغ اجاره مربوط به قرارداد اجاره سرمایهای از دید اجارهدهنده و هر گونه ارزش باقیمانده تضمین نشدهای که به وی تعلق میگیرد،
ب. ارزش فعلی مبلغ یاد شده در بند “ الف“ با نرخضمنیسود تضمینشدهاجاره.
سرمایه گذاری خالصدر اجاره :
عبارت است از سرمایه گذاری ناخالص در اجاره پساز کسر درآمد مالیکسب نشده.
نرخضمنی سود تضمینشدهاجاره :
عبارت است از نرخ تنزیلی که در آغاز اجاره، سببشود مجموع ارزش فعلیحداقل مبالغاجارهو ارزش باقیمانده تضمین نشده دارایی با ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره برابر شود.
نرخفرضیاستقراضبرایاجارهکننده:

نرخسود تضمین شدهایاست که اجاره کننده نا گزیرمیبود برای یک اجاره مشابه پرداخت کند یا در صورت عدم امکان تعیینآن،نرخی که اجاره کننده ناگزیر میبود در آغاز اجاره برایدریافت وامی با شرایط بازپرداخت و تضمین مشابه جهت استقراض مورد نیاز برایخرید داراییمورد نظر متحمل شود.

 

فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق

۱-۲ مقدمه
۲-۲-شیوه های تامین مالی
تأمیــن مالی برای هر شرکت یکی از مهمترین موضوعاتی است که مدیران با آن دست و پنجه نرم می¬کنند. ارزیابی روش تأمین منابع کار ساده¬ای نیست و در هر مورد مدیران از بین چند راه مختلف باید یک روش را برگزیند اما چگونه می¬توان یک روش را بر دیگر روشها ترجیح داد؟
آنچه که در تأمین مالی یک شرکت حائز اهمیت است رعایت اصول تأمین مالی می¬باشد که در حفظ و نگهداری آن واحد این شیوه نقش بسیار مهمی را ایفا می¬کند و سلامت شرکت را از جنبه¬های گوناگون از جمله سوددهی و اجرای برنامه¬های آینده تضمین می¬کند. در واقع برنامه¬های یک شرکت هنگامی کامل خواهد شد که شیوه¬های تأمین مالی در آن واحد به خوبی طراحی و تدوین شده باشد. در صورتی که مدار فعالیتهای شرکت در زمینه به جریان انداختن پول نقد، دچار اشکال گردد، شرکت با مشکلات ناشی از شیوه تأمین مالی مواجه خواهد شد و در صورت یافتن راه حل مناسب ممکن است خسارات جبران ناپذیری به شرکت وارد شود. یک شرکت در حال فعالیت ممکن است بخواهد بداند که بهترین راه تأمین نقدینگی چه راهی می¬تواند باشد، آیا وجوه مورد نیاز خود را از طریق انتشار سهام عادی یا سهام ممتاز یا اخذ وام بلند مدت با صدور اوراق قرضه تأمین کند و یا از طریق سود انباشته که هر یک از راه حل¬های فوق معایب و مزایایی را به دنبال خواهد داشت. در واقع این راه حل¬ها بصورت عمومی و کلی ارائه می¬شود ولیکن هر شرکت باید با توجه به شرایط حاکم بر خودش مناسبترین راه حل را انتخاب نماید و یا اینکه ترکیبی از راه¬حل¬های مختلف را اختیار نماید. در مجموع عوامل مختلف دست به دست هم می¬دهند تا مناسبترین شیوه تأمین مالی یک شرکت مشخص گردد، بطور کلی یک سری عوامل مربوط به محدودیتهای شرکت است و بخش دیگر مربوط به خارج از محیط سازمان که هر یک از این محدودیتها قابل بررسی می¬باشد. بعنوان مثال میزان درآمد مؤسسه

اثر چشمگیری در چگونگی تأمین مالی مؤسسه دارد شرکتی که قادر به کسب سود نیست و یا سود کمی دارد در جذب سرمایه و منابع بیرونی تحت فشار قرار خواهد گرفت که این نقطه ضعف شرکت چشم¬انداز بلند مدت شرکت را کدر می¬کند و مؤسسات دیگر حاضر به دادن وام بلند مدت به شرکت نمی¬باشد. زیرا ضمانت پرداخت اصل و فرع آن کم است ولیکن در صورتی که شرکت از سرمایه در گردش نسبتاً خوبی برخوردار باشد سرمایه¬گذاران حاضر به دادن وام¬های کوتاه مدت می¬باشند از طرف دیگر اگر شرکت دارای درآمد و نهایتاً سود با

شد می¬تواند از محل سودهای توزیع نشده، نیاز نقدینگی و سرمایه لازم خود را مرتفع سازد (نورمحمدی ،۱۳۷۱، ۵۳-۵۲).
بنابراین تأمین مالی می¬تواند از منابع مختلف صورت گیر

د. هر منبع تأمین مالی دارای تأثیرات خاص خود بر بازده و مخاطرات صاحبان

واحد انتفاعی است. هدف اصلی از تأمین مالی انتخاب ترکیبی از منابع مالی است که هزینه سرمایه را حداقل و ارزش شرکت را برای سرمایه¬گذاران حداکثر نماید.

۳-۲-تامین مالی کوتاه مدت ،میان مدت و بلندمدت
شرکت راههای مختلفی را برای تأمین مالی در اختیار دارد که از نظر زمان سررسید به تأمین مالی کـوتاه مدت، میان مدت و بلنـد مدت و از لحـاظ محـل تأمیـن منابـع به مـنابع

داخـلی و خارجی تقسـیم می گردند (شباهنگ، ۱۳۷۱،۲۵۱).

۱-۳-۲-تأمین مالی کوتاه مدت

تأمین مالی کوتاه مدت ، نوعاً برای پشتیبانی سرمایه گذاری موقت در دارائیهای جاری مورد استفاده قرار می گیرد. معمولاً مدیری مالی پس از برنامه ریزی سرمایه گذاری در دارائیهای جاری و پیش بینی منابع مورد نیاز واحد اقتصادی در سال آینده، باید در مورد تأمین مالی تصمیم گیری کند . معمولاً برای تأمین مالی سرمایه گذاری موقت در دارائیهای جاری ، از وام کوتاه مدت استفاده می شود.
سه منبع اصلی تأمین مالی کوتاه مدت به ترتیب اهمیت عبارتند از : اعتبارات تجاری ، استقراض از بانکهای تجاری و صدور اسناد تجاری . اعتبارات تجاری و صدور اسناد تجاری معمولاً شکل تضمین نشده اعطای اعتبار است . در حالی که بانکهای تجاری هم وام بدون تضمین و هم وام تضمین شده اعطا می کند . وام تضمین شده وامی است که وام گیرنده برخی از دارائیهای خود را در مقابل وام دریافتی به تضمین می گذارد . واحدهای انتفاعی معمولاً حسابهای دریافتنی یا موجودیهای مواد و کالا را پشتوانه اعتبارات کوتاه مدت قرار می دهند . ( رحیمیان، ۱۳۸۰، ۴۳)

۱-۱-۳-۲-اعتبارات تجاری
هنگامی که یک واحد اقتصادی کالایی را از واحد اقتصادی دیگر خریداری می کند ، معمولاً ناگزیر از پرداخت فوری بهای کالا نیست. در دوره ای که بهای کالای خریداری شده به فروشنده پرداخت نشده است، خریدار به فروشنده یک بدهی جاری دارد که تحت عنوان حسابهای پرداختنی در ترازنامه منعکس می شود. رقم متناظر،درحسابهای فروشنده به عنوان حسابهای دریافتنی انعکاس مییابد. مبلغ ریالی خریدهای واحد انتفاعی معمولاً مقداراعتبارات تجاری در دسترس آن را تعیین می کند. اعتبارات تجاری مستقیماً وجه نقدی که بتوان با آن سایر صورتحسابها را پرداخت کرد، تأمین نمی کند ، زیرا خرید ، تنها به دستیابی به کالاهای مورد نیاز منجر می شود.
از جمله مزایای این روش سهولت دسترسی، دم نیاز به وثیقه و عدم سختگیری طلبکاران است و از معایب آن می توان متورم شدن حسابهای پرداختنی، از دست رفتن تخفیف نقدی و کاهش درجه اعتباری واحد اقتصادی را نام برد .

۲-۱-۳-۲-تأمین مالی از بانکهای تجاری
دومین منبع عمدۀ تأمین مالی کوتاه مدت واحدهای انتفاعی، استقراض و دریافت تسهیلات از بانکهای تجاری است . وامهای کوتاه مدت بانکهای تجاری معمولاً بر اساس قراردادها و عقودی است که بین بانک و واحد انتفاعی وام گیرنده منعقد می شود.
هر گاه بانکها تشخیص دهند مؤسسۀ درخواست کنندۀ وام و اعتبار وضعیت مالی چندان خوبی ندارند جهت اطمینان از بازگشت اصل و فرع وام پرداختی ، قسمتی از دارائیهای جاری مؤسسه را به عنوان وثیقه مطالبه می نمایند و گاهی نیز مؤسسات بزرگ جهت استفاده از وام ها و اعتبارات با شرایط بهتر و نرخ بهره ارزانتر قسمتی از دارائیهای جاری خود را وثیقه وام دریافتی قرار می دهند . بهترین دارائیهای جاری که وثیقه وام های کوتاه مدت قرار میگیرند معمولاً شامل ح

ساب بدهکاران و موجودیهای کالا می باشد. .
هزینه تأمین مالی وامهای کوتاه مدت، بر اساس توافق بین واحد انتفاعی و بانک تجاری وام دهنده تعیین می شود . هر چه مخاطره واحد انتفاعی بیشتر باشد، هزینه تأمین مالی

نیز بالا خواهد رفت . اما به طور سنتی،بانکهای تجاری از اعطای وام به واحدهای انتفاعی مخاطره آمیز خودداری می کنند .
مزایای این روش عبارتست از : استفاده از خدمات بانکها،استفاده از منبع مالی در موعد مقرر ، استفاده از تمام یا قسمتی از اعتبار تخصیص یافته ، امکان بازپرداخت قبل از سرر

سید بدهی . از جمله معایب این روش نیز می توان لزوم داشتن سرمایه کافی و نفدینگی مطلوب، مانده جبرانی و اینکه سود تضمین شده وام بیش از بسیاری از روشهای دیگر ا

ست، را نام برد .

۳-۱-۳-۲-اسناد تجاری
اوراق بهادار کوتاه مدت وسیله دیگری برای استقراض است که توسط واحدهای انتفاعی بزرگ یا مؤسسات مالی انتشار می یابد.این اوراق را می توان از طریق واسطه های فروش یا به طور مستقیم به سرمایه گذاران ارائه کرد و به فروش رسانید. هزینه تأمین مالی این قبیل اسناد، به وضعیت مالی و رده بندی اعتباری واحد انتفاعی صادر کننده آن بستگی دارد. اما معمولاً در مقایسه با استفاده از تسهیلات بانکی کمتر است .
معمولاً شرکتهای به اصطلاح غیر مالی،مثل شرکتهای تولیدی،از این اوراق تجاری به عنوان نوعی وسیله تأمین مالی استفاده می کنند . اینگونه اوراق را مؤسسات مالی،از جمله بانکها، نیز منتشر می کنند. عمده ترین شرکت هایی که در این نوع اوراق تجاری سرمایه گذاری می کنند عبارتند از : شرکتهای بیمه ، صندوق های مشترک سرمایه گذاری و صندوق های بازنشستگی .
از جمله مزایای این روش تأمین مالی بدون وثیقه بودن و سود تضمین شده کمتر از وام بانکی می باشد و اینکه صرفاً توسط واحدهای اقتصادی معتبر قابل اعمال است و تشریفات بیشتری دارد ، معایب این روش می باشد .

۲-۳-۲-تأمین مالی میان مدت
تأمین مالی میان مدت تأمین مالی از منابعی است که سررسید آنها بیش از یک سال و کمتر از هفت سال است البته در ارتباط با سررسید کمتر از هفت سال اتفاق نظر بین تحلیلگران مالی وجود ندارد و پاره¬ای از آنان سررسید کمتراز پنج سال را جزء بدهی¬های میان مدت تلقی نموده¬اند، با این وجود بسیاری از تحلیلگران مالی و حسابداران تفکیک میان بدهی¬های میان مدت و بلند مدت را نادیده گرفته و منابع تأمین مالی را به دو گروه عمده تقسیم نموده¬اند، بدین ترتیب که بدهی¬های با سررسید کمتر از یکسال را بدهی¬های کوتاه مدت و سررسیدهای بیش از یکسال را نیز به عنوان بدهی¬های بلند مدت طبقه¬بندی نموده¬اند. بدهی¬های میان مدت شامل مواردی همچون خریدهای نسیه ( اعتبار در گردش ) وام¬های مدت¬دار و قراردادهای اجاره می¬گردند.

۳-۳-۲-تأمین مالی بلند مدت
یکی دیگر از راه¬های تأمین مالی از لحاظ زمان سررسید، تأمین مالی بلند مدت می¬باشد. تأمین مالـی بلند مدت عمدتاً به منظور سرمایه¬گذاری¬های بلند مدت، همچون خرید دارایی جدید، احداث کارخانه و یا مدرنیزه کردن امکانات موجود مورد استفاده قرار می¬گیرد. استقراض و انتشار سهام ممتاز یا سهام عادی دارای یک ویژگی مشترک می¬باشد. یعنی منابع تأمین وجه، خارج از واحد انتفاعی و عملیات آن قرار دارد. در حالیکه سود انباشته معرف یک منبع داخلی تأمین مالی است. مادام که مدیریت واحد انتفاعی بتواند اشخاص را برای سرمایه¬گذاری در واحد انتفاعی یا اعطای اعتبار وام به آن متقاعد و ترغیب کند، از لحاظ تأمین وجوه از منابع خارجی مح

دودیتهایی وجود نخواهد داشت. اما سود انباشته، یک منبع داخلی واحد انتفاعی است و مبلغ آن به سودهای سنواتی تحصیل شده توسط واحد انتفاعی پس از کسر سودهای توزیع شده محدود می¬شود.
تأمین مالی از طریق انتشار سهام عادی و استفاده از سود انباشته نیز از یک لحاظ ویژگی مشترکی دارند، زیرا هر دو معرف وجوه اعطائی توسط صاحبان واحد انتفاعی (در مقایسه با اعطاءکنندگان اعتبار و وام و سهامداران ممتاز) می¬باشند. تحقیقات انجام شده در مورد روشهای تأمین مالی واحدهای انتفاعی بزرگ، در کشورهای صنعتی نشان می¬دهد ک

ه در درجه اول منبع اصلی تأمین وجوه سود انباشته است. در درجه دوم و پس از سود انباشته، استقراض منبع عمده وجوه مورد نیاز واحدهای انتفاعی محسوب می¬شود. اگرچه سهام عادی و سهام ممتاز در مقایسه با دو منبع اول وجوه کمتری را تأمین می¬کنند اما این دو منبع از دیدگاه یک واحد انتفاعی در دوره معین، حائز اهمیت زیاد است.
ایده نظام سلسله مراتبی اولین بار توسط دونالدسون و براساس مطالعاتش در مورد اینکه چگونه مدیران اقدام به تأمین مالی می¬نمایند معرفی شد.او دریافت که مدیران قویاً طرفدار تأمین مالی از طریق منابع داخلی بودند به استثناء زمانی که نیازهای غیر معمول به وجود می¬آمد.علاوه بر آن مدیران به ندرت برای تأمین مالی این نیازهای انباشته آنطور که دونالدسون اصطلاحاً به آن نیازهای غیر معمول می¬گوید، سهام جدید صادر می¬کنند. استقراض در سطح جهانی به عنوان یک راه حل جایگزین ترجیح داده می¬شود. در ادامه به اختصار روشهای مذکور می پردازیم.

۴-۲-ابزارهای مالی
۱-۴-۲-تامین مالی از طریق استقراض
سرمایه استقراضی عمدتاً شامل وام های رهنی، تسهیلات بانکی،اوراق قرضه و سایر بدهی های بلند مدتی می گردد که توسط بانکها،موسسات مالی و سایراشخاص حقیقی و حقوقی تأمین واعطا می شوند. در مجموع تأمین مالی بواسطه استقراض مزایایی را برای شرکت به دنبال دارد از جمله اینکه بهره بدهی ها جزء هزینه قابل قبول مالیاتی بوده و در نتیجه صرفه جویی مالیاتی به همراه خواهد داشت.از طرف دیگر تأمین مالی بدین طریق سهم سهامداران در کنترل شرکت را کاهش نداده و در دوره تورمی باز پرداخت آن ارزانتر تمام خواهد شد. تأمین مالی از طریق بدهی صرفه نظر از مزایای ذکر شده در فوق معایبی هم دارد. تضمین پرداخت بدهی ولزوم باز پرداخت اصل آن در سر رسید و محدودیت های اجتماعی که شرایط وام های اخذ شده به شرکت تحمیل می نمایند از جمله این موارد می باشند همچنین استفاده بیش از حد بدهی،ریسک ساختار سرمایه و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت را افزایش می دهد (عبدا.. زاده، ۱۳۷۳، ۱۹۶).

۲-۴-۲-تامین مالی از طریق اوراق قرضه:
اوراق قرضه اسنادی است که به موجب آن ،شرکت انتشاردهنده تعهد می کند مبالغ معینی (بهره سالانه)را در زمانهای خاص به دارنده آنها پرداخت نماید ودر موعد مقرر(سررسید)اصل مبلغ را نیز بازپرداخت نماید.سرمایه گذاران در اوراق قرضه می توانند ضمن بهره مندی از یک جریان منظم بازده سرمایه گذاری از اطمینان خاطر نسبتا بالایی برخوردار گردند.
بهره پرداختنی به دارندگان اوراق قرضه از لحاظ محاسبه سود مشمول مالیات هزینه قابل قبول محسوب می گردد.اما علیرغم این مزیت ها،واحدهای انتفاعی سقف استقراض خود رامحدود می کنند تا از افزایش احتمال ورشکستگی جلوگیری نمایند.سهامداران از سهیم نبودن دارندگان اوراق قرضه در سودهای استثنایی وهمچنین نداشتن حق رای آنها بهره مند می گردند.

اگر شرکتی اوراق قرضه منتشر کند،متعهد شده است که از محل سود های نامعلوم آینده ،هزینه بهره ثابتی را بپردازد.این اقدام باعث افزایش درجه ریسک و بازده سهام داران شرکت خواهد شد.نرخ بازده سرمایه گذاری شرکت باید بیش از نرخ بهره اوراق قرضه باشد تا مقدار سود هر سهم شرکت کاهش نیابد .تامین مالی از طریق اوراق قرضه با بازده ثابت ،باعث افزایش درجه اهرم مالی خواهد شد.لذا تصمیم گیری در مورد انتشار اوراق قرضه بر توانایی شرکت(در جهت افزایش سهامداران )اثرخواهد داشت.
اگر نسبتهای مالی نشان دهد که ریسک مالی شرکت تغییراتی زیادی نکرده است ،احیانا ارزش بازار سهام افزایش خواهدیافت وازاین رو،به ثروت سهامداران افزوده می شود،ولی اگر نسبتهای مالی نشان دهدکه تامین مالی از طریق انتشار اوراق قرضه باعث افزایش ریسک م

الی شرکت شده است،احتمالا ارزش سهام شرکت کاهش می یابد و شرکت منابع مالی جدید را با هزینه سرمایه بیشتر تهیه خواهد کرد.
قراردادی که شامل شرایط و توافق بین منتشرکننده و دارندگان اوراق قرضه است را توافق نامه یا قرارداد اوراق قرضه می نامند.

۱-۲-۴-۲-مزایای اوراق قرضه
۱)هزینه خاص سرمایه مربوط به اوراق قرضه از هزینه خاص سرمایه مربوط به سهام ممتاز کمتر است.این پایین بودن هزینه دوعلت دارد:
اول:هزینه بهره یک هزینه قابل قبول مالیاتی است.
دوم:با توجه به شرایط مندرج در قرارداد اوراق قرضه ریسک دارندگان اوراق قرضه از ریسک سهامداران ممتاز به مراتب کمتر است.
۲)معمولا گرفتن وامهای بلندمدت از طریق انتشار اوراق قرضه بروامهای کوتاه مدتی که باید مرتب آنهارا تجدید ویا تمدید کرد ارجحیت دارد.برای مثال شرکتهای که اوراق قرضه منتشر می کنند،مجبوربه نگه داری مانده جبرانی نزد بانک نیستند.همچنین مجبور نیستند طبق جدول زمان بندی شده اصل وام را بازپرداخت کنند،فراتر این که نرخ بهره وامهای کوتاه مدت مرتب تغییر می کند و هیچ تضمینی وجود ندارد که در سرسید بتوان این وامها را با همان شرایط تمدید یا تجدید کرد.
۳)اوراق قرضه که قابل بازخرید هستند به شرکتهااین امکان را می دهند که در زمانی که نرخ بهره کاهش می یابد اوراق قرضه را بازخرید کرده و اوراق قرضه با نرخ بهره کمتری را جانشین آن کنند.شرکتها می توانند همچنین با انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل ،هزینه بهره خودرا کاهش دهند.
۴)دارندگان اوراق قرضه در مجمع عمومی شرکت حق رای ندارند.
۵)فروش اوراق قرضه نوعی اهرم مالی به وجود می آورد ،زمانی این روش تامین مالی (انتشار اوراق قرضه)مطلوب می گردد که شرکت بتواند نرخ بازده بیشتری از نرخ بهره اوراق قرضه به دست آورد.

۲-۲-۴-۲-معایب انتشار اوراق قرضه
۱)اگر شرکت نتواند معادل هزینه بهره اوراق قرضه بازدهی به دست آورد،اهرم مالی که از طریق انتشار اوراق قرضه به وجود می آیدباعث افت شدید سود هرسهم خواهد شد.
۲)شرکت باید اصل و بهره اوراق قرضه را در موعد مقرر بپردازد.اگر وضع نقدینگی شرکت نامناسب باشد و نتواند به موقع تعهدات خود را بپردازد ،ممکن است ورشکست شوند.
۳)استفاده زیاد از این منبع دسترسی آسان و ارزان به آن را محدود می کند.
۴)شرایط و قید وبندهای مندرج در اوراق قرضه ممکن است آزادی عمل شرکت را سلب کند.

۳-۴-۲-وام های بانکی بلند مدت
وام بلند مدت یک ابزار تأمین مالی از طریق بدهی است که مقدار معینی منابع برای مدتی مشخص در اختیار شرکت قرار می دهد و دارای یک جدول زمانبندی بازپرداخت می باشد که بر اساس آن وام گیرنده اعلام به پرداخت منظم اصل و بهره وام می نماید . زمانبندی بازپرداخت اق

ساط وام معمولاً بطور سالانه تنظیم می شود . وام بلند مدت بانکی به علت داشتن هزینه ثابت سربار موجب افزایش اهرم مالی شرکت وام گیرنده می گردد .

۱-۳-۴-۲مزایای تأمین مالی با استفاده از وام بلند مدت بانکی

وقتی سودی که از طریق وام دریافتی نصیب شرکت می شود بیش از هزینه های وام باشد،شرکت وام گیرنده با ایجاد اهرم مالی سود بسیار زیادی را تحصیل خواهد کرد.در غیر این صورت این شیوۀ تأمین مالی توجیه اقتصادی ندارد .
چنانچه تعداد وام دهندگان اندک باشد، شرکت وام گیرنده می تواند شرایط توافق اولیه را بطور مستقیم با آنان مورد مذاکره و گفتگو قرار دهد و این به وام گیرنده اجازه می دهد که موافقتنامه وام را به گونه ای تنظیم نماید که متناسب با وضعیت مالی وی بوده و نیازهای مالی اش را برطرف سازد .
وجود روابط حسنه بین شرکت و بانک سبب می گردد که در شرایط سخت مالی ، بانک فرصتهای لازم و مفیدی به شرکت بدهید از قبیل تمدید مهلت بازپرداخت وام ، تقسیط مجدد و غیره که این امر در مورد اوراق قرضه صادق نیست .
هزینه بهره وام یک هزینه قابل قبول مالیاتی است ، لذا صرفه جویی مالیاتی در پی خواهد داشت .
در صورت عدم وجود بازارهای مالی مناسب دریافت وام از بانک بر انتشار اوراق بهادار ترجیح داده می شود .

۲-۳-۴-۲-معایب و محدودیتهای تأمین مالی با استفاده از وام بلند مدت بانکی
۱)چنانچه شرکت نتواند از ناحیه وام دریافتی ، حداقل بازدهی وام را کسب کند، عایدات شرکت با شدت بیشتری کاهش می یابد .
۲)معمولاً ظرفیت وام گیری شرکت محدود می شود .
۳)وثیقه گذاری واحد اقتصادی محدود می شود .
۴)پرداخت اقساط سالانه فشار زیادی به نقدینگی می آورد.

۴-۴-۲-سهام ممتاز
سهام ممتاز نوعی سهام است که به دارندگان آن حقوق محدود یا ثابتی از درآمد و دارایی شرکت تعلق می گیرد. سهام ممتاز، پیوندی از تأمین مالی از طریق استقراض و انتشار سهام عادی به شمار می آید . سهامداران ممتاز در مقایسه با سهامداران عادی، از لحاظ ادعا برسود خالص ادواری و دارائیهای واحد انتفاعی هنگام ورشکستگی اولویت دارند در حالی که از این لحاظ،نسبت به طلبکاران واحد انتفاعی در اولویت بعدی قرار می گیرند.علت اینکه به نوع سهام،ممتاز گفته می شود این است که دارندگان آن نسبت به سهامداران عادی از اولویت دریافت سود سهم برخوردارند.سهام ممتاز سررسید ندارد و سود متعلق به آن رقم مشخص ومعینی است،لذا از این جهت شبیه به اوراق قرضه است. ریسک سهام ممتاز بیشتر از اوراق قرضه و کمتر از سهام عادی است.

۱-۴-۴-۲-مزایای انتشار سهام ممتاز
۱)هزینه تأمین مالی از طریق سهام ممتاز از سهام عادی کمتر است .
۲)دارندگان سهام ممتاز دارای مزایای محدودی هستند، لذا مشکلی از لحاظ کنترل ومالکیت برای واحد اقتصادی ایجاد نمی کنند.
۳)سهام ممتاز معمولاً بدون سررسید است .
۴)واحدهای اقتصادی نسبت به پرداخت سود سهام ممتاز الزام قانونی ندارند و این حالت زمانی که شرکت از نقدینگی کافی برای پرداخت سود سهام برخوردار نباشد ، مزیت بزرگی محسوب می شود .
۵)سهامداران فاقد حق رأی هستند .

۲-۴-۴-۲-معایب انتشار سهام ممتاز
۱)اگر بازده واحد اقتصادی کمتر از هزینه سرمایه سهام ممتاز باشد ، سود هر سهام عادی کاهش مییابد.
۲)هزینه سهام ممتاز از اوراق قرضه و بدهیها بیشتر است و علت گران بودن نیز به دلیل فقدان سپر مالیاتی برای سودهای ممتاز و ریسک بالاتر سرمایه گذاری برای دارندگان سهام ممتاز نسبت به دارندگان اوراق قرضه و بدهیها می باشد .
۳)پرداخت سود سهام انباشته ممکن است واحد اقتصادی را با مشکلاتی مواجه کند.( رحیمیان، ، ۱۳۸۰،۶۱)

 

۵-۴-۲-سهام عادی
دارندگان سهام عادی مالکان نهایی شرکت هستند. زیرا ،سهامداران عادی هنگامی می توانند وجهی دریافت کنند که تمامی سرمایه گذاران دیگر وجوه مربوط به خود را دریافت کرده باشند. از لحاظ تئوریک ، سهامداران عادی به دلیل داشتن حق انتخاب اعضای هیأت مدی

ره، بر شرکت سهامی کنترل دارند.هیأت مدیره نیز مدیرانی را منصوب می نماید که مسئولیت اداره عملیات روزانه شرکت را به عهده دارند .
سهام عادی یک منبع دائمی تأمین مالی برای شرکتها است که فاقد تاریخ سررسید می باشد . که از جمله اوراق بهادار با درآمد متغیر محسوب می شود . دارندگان این سهام صاحبان واقعی شرکت هستند و ریسک مالکیت شرکت را تقبل می نمایند . صاحبان سهام عادی مجازند آنچه که از درآمد شرکت بعد از پرداخت حقوق صاحبان اوراق قرضه و سهامداران ممتاز باقی می ماند را بین خود تقسیم نمایند و هنگام انحلال و یا ورشکستگی شرکت نیز پرداخت حقوق آنها در گرو پرداخت حقوق سایر گروههای ذینفع می باشد. با این حال این روش تأمین مالی دارای مزایا و معایبی می باشد که مهمترین آنها عبارتند از :

۱-۵-۴-۲-مزایای انتشار سهام عادی
۱)سهام عادی به دلیل نداشتن سررسید ، یک منبع مالی دائمی به شمار می روند و شرکت می تواند بدون نگرانی از بازپرداخت وجوه حاصله از فروش سهام عادی وجوه مزبور را در سرمایه گذاری های خود مورد استفاده قرار دهد .
۲)واحد اقتصادی الزام قانونی برای پرداخت سود سهام عادی ندارد ، لذا شرکت با مشکلات نقدینگی و بازپرداخت در آینده مواجه نخواهد شد. اگرچه از نظر قانونی پرداخت ۱۰% از سود خالص اجباری است. اما این تقسیم سود در حالتی است که سود قابل تقسیم وجود داشته باشد و با صدور سهام هیچگونه تعهدی برای شرکت در مورد پرداخت مبلغ ثابت سود ایجاد نمی کند .
۳)صدور سهام عادی موجب افزایش و گسترش مالکیت سهام می گردد .

۲-۵-۴-۲-معایب انتشار سهام عادی
۱)هزینه این روش از روش های دیگر تأمین مالی بیشتر است . به همین دلیل مستلزم آن است که رشته های سرمایه گذاری با داشتن ریسکی معادل ریسک کلی شرکت دارای نرخ بازده بالاتری باشند .
۲)پرداخت سود سهام باعث صرفه جویی مالیاتی برای واحد اقتصادی نمی شود .
۳)انتشار سهام عادی باعث می شود سود هر سهم کاهش یابد و این موضوع بر قیمت سهام آثار منفی دارد .

 

۶-۴-۲-اختیار خرید سهام
اختیارخرید سهام یک نوع اوراق بهاداراست که دارنده آن،حق خرید تعداد معینی از سهام عادی شرکت را به قیمت معینی دارد.کسی که چنین اختیاری را به دست می آورد مجبور به خرید آن سهام نیست.این گواهی امتیاز خرید سهام در بازار،قابل خرید و فروش است.اگر صاحب این اختیار بخواهد از حق امتیاز خود استفاده کند،بایدبرگه اختیار را با مقداری کافی پول نقد برای شرکت بفرستد و تقاضای سهام کند .شرکت،سهام مورد در خواست را به آدرس وی ارسال می کند.انتشارگواهی اختیار خرید سهام منبعی اصلی برای تامین سرمایه شرکت به حساب نمی آید.ولی شرکت می تواند با استفاده ازآن اوراق قرضه خودرا با اعطای

چنین اختیاری به خریداران،راحت تر به فروش برساند.

۱-۶-۴-۲-مزایای اختیار خرید سهام
شرکتها معمولا برگه های اختیارخرید سهام را به عنوان وسیله ای برای تامین مالی نمی فروشند.
ولی در هر صورت صاحبان این برگه هاازاختیار خود استفاده کرده،سهام جدید می خرند،لذا نوعی تامین مالی انجام می گیرد .مزایای آن به شرح زیر می باشد:
۱)تقاضا برای اوراق قرضه ای که برگه اختیار خرید سهام پیوست آنهاست،افزایش یافته،نتیجه این که هزینه سرمایه اوراق بهاداری که برگه اختیار خرید پیوست آنهاست کاهش می یابد.
۲)شرکتی که برگه اختیار خرید منتشر کرده است ،هیچگاه از استفاده این حق مطمئن نیست ،لذا اگر از این اختیارات استفاده شود سرمایه شرکت افزایش یافته و شرکت به منابع تامین مالی دائمی دست می یابد.
۳)با استفاده ی مردم از این حق تعداد سهامی کهدر دست مردم است افزایش یافته و نسبت وام به حقوق صاحبان سهام کاهش می یابد.
۴)با استفاده ازاختیار خرید سهام عادی،سود هرسهم کاهش یافته و دست کم به صورت موقت از میزان پرداخت سود سهام نقدی کاسته می شود.

۲-۶-۴-۲-معایب اختیار خرید سهام
۱)با استفاده از اختیار خرید سهام تعدادآرای سایر سهامداران افزایش یافته و موجب تضمین موقعیت مدیران وسهامداران عمده می شود.
۲)حق استفاده از برگه اختیار خرید سهام عادی دوره مشخص دارد.چنانچه در این دوره استفاده نشود ارزش نخواهد داشت.
۳)باعث کاهش سود هر سهم می شود.

۷-۴-۲-سود انباشته
سود انباشته از سودهای باقیمانده در واحد تجاری پس از پرداخت سود سهام تشکیل می¬شود. تأمین مالی از طریق سود انباشته موجب کاهش وجوه قابل پرداخت به شکل سود سهام می¬شود، اما در مقابل توان سوددهی شرکت به سهامداران فعلی را در آینده افزایش می¬دهد. دلیل این افزایش نیز آن است که چنانچه واحد تجاری به جای سود انباشته از منابع تأمین مالی خارج از واحد تجاری استفاده نماید، لازم است نوعی بازده برای این منابع ف

راهم نماید، که پرداخت چنین بازدهی در قالب بهره بدهی ها، سود سهام ممتاز یا سود سهام عادی، وجوه در دسترس جهت پرداخت سود سهام را در آینده کاهش خواهد داد. اصولاً، واحدهای تجاری برای تأمین مالی سرمایه¬گذاریهای خود، صرفاً به سود نگهداری شده از محل سود سال جاری اکتفا نمی¬کنند، بلکه بسیاری از مدیران نیازهای سرمایه¬گذاری

خود را برای چند سال آینده پیش¬بینی نموده و براساس آن شروع به انباشتن سود می¬نمایند تا به هنگام نیاز برای تأمین مالی پروژه¬های سرمایه¬گذاری از آن استفاده نمایند. تحقیقات در کشورهای مختلف نشان داده است که منابع مالی داخلی یکی از عمده¬ترین منابع مالی شرکتها است که نزدیک به ۶۰ تا ۷۰ درصد نیاز مالی آنها را مرتفع می¬نماید. این شیوه به ویژه در بازارهای سرمایه تکامل نیافته مانـند بازار سرمـایه ایـران رایج تر می¬باشد. چرا که مدیران شرکت آگاهند چنانچه سود تقسیم شود برای تأمین مالی از منابع دیگر با دشواری¬های بسیار روبرو خواهند شد.

۸-۴-۲-تامین مالی خارج از ترازنامه
تامین مالی از طریق معاملات واقعی(اجاره ترکیبی-عملیاتی)روشی است که امکان تامین مالی خارج از ترازنامه را برای واحد تجاری،به منظورتحصیل و توسعه ی فعالیتهای تجاری،یا مکان شرکت (سایت )با یک پشتوانه بستانکاری به همراه یا درکنار منابع سرمایه ای دیگر را فراهم می کند.
تامین مالی خارج ازترازنامه برای سالها به عنوان یک منبع تامین مالی سرمایه ای برای تحصیل تجهیزات سنگین به کار میرفت(مخصوصا فرودگاهها)و به همان ترتیب برای دارایی هایی که عمراقتصادی کوتاه دارند(نظیراتومبیل ها و موجودی برای عملیات خرده فروشی).
اخیراتامین مالی از طریق معاملات واقعی خارج ازترازنامه عواید بسیاری در ارتباط با تحصیل،ترکیب،تغییرو توسعه فعالیت های واقعی واحد تجاری دارد.
گرایش به تامین مالی خارج از ترازنامه نتیجه ای از:
۱-اضمحلال منابع تجاری حاصل از تامین مالی از طریق معاملات طی بحران ایجاد شده در اواخر ۱۹۸۰تا اویل ۱۹۹۰٫
۲-فشار برروی واحدهای تجاری برای اینکه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام خود را قوی تر نشان دهند وارزش سهام را افزایش دهند.
۳-تمایل سرمایه گذاران به ایجاد تنوع در تامین مالی برای تجهیزات به همراه اجتناب از ریسک معاملات تجاری.
۴-بیانیه های حسابداری،مالیات،نظرات قانونی،آیین نامه ها ،وشفاف سازی شروط و موقعیتها تحت شرایط هر معامله تجاری واقعی در هنگام برخورد به عنوان تامین مالی خارج از ترازنامه.
این روش تامین مالی برای شرکت ها و موسسات عمومی بزرگ نظیر:کارخانه ها ،سو پرمارکتها ودراگ استورها، تجارت کامپیوتر،حمل ونقل و شرکتهای انرژی و موسسات مالی بسیار جذاب می باشد.
استفاده کنندگان بزرگتر از این روش،گردانندگان موسسات مالی و اعتباری که دارای هزینه های گسترده می باشندودرجستجوی فرصتی برای حداکثرنمودن ارزش سهام شرکت خود می باشند. ودرجستجوی فرصتی برای حداکثر نمودن ارزش سهام شرکت خود می باشند،هستند.این روش از ساختار تامین مالی،همچنین در ارتباط با طرح شرکت ها برای توسعه از طریق یک اجاره بزرگ برای استفاده از دارایی های متعدد در راستای آماده سازی،تعمیر و ترکیب و یا توسعه می با

شد.با این حال تامین مالی خارج از ترازنامه برای شرکتهای کوچک به دلیل اینکه دارای ساختار مناسب و مستندات کافی می باشدو جزو هزینه های قابل قبول مالیاتی است به شکل اجاره می باشد.
اجاره ترکیبی،صورتی از اجاره عملیاتی است که برای اهداف تامین مالی به کار می رود.اجاره کننده(مستاجر)باقی مانده صرفه جویی مالیاتی و کنترل عملیاتی را به کار می برد،لی مجبور نیست برای اهداف حسابداری ،تعهدات اجاری خود را به صورت بدهی یا اموال اجاری را مانند دارایی ثبت کند.بنابراین مستاجر مالکیت دارایی ها و متقابل دیون رهنی و تعهدات ر وزیان مستاجر نشان داده می شود.این نوع اجاره برای دولت و سازمان امورمالیاتی مانندیک وام توصیف می شود.
مستاجر مانند مالک دارایی اجاره شده برخورد می کند و توانایی افزایش در ارزش اموال ،محاسبه استهلاک برای اموال به منظور اهداف مالیاتی و برخورد با پرداخت اجاره مانند بهره

از اصل را دارد.
فایده دیگری که این نوع تامین مالی برای مستاجر ایجاد می کند این است که در صورت استفاده ازقراردادهای تسهیلات بانکی ،استفاده شرکت ازدارایی های رهنی محدود می شود.

۱-۸-۴-۲فواید این نوع تامین مالی برای شرکت های تجاری
همان طور که قبلاٌ عنوان شد،استفاده ازاین روش تاثیری برروی ترازنامه شرکت اجاره کننده نخواهد داشت،این امر بازده شرکت دردارایی ها و حقوق صاحبان سهام را بهبود می بخشد نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و ارزش سهام آنها وابسته به قواعد و شرایط تامین مالی خارج از ترازنامه می باشد.
در مجموع شرکتها می توانند از ساختار تامین مالی خارج از ترازنامه برای نزدیک کردن هرچه بیشتر میانگین سررسید تعهدات خود به میانگین عمردارایی ها ،کاهش نرخ بهره و بهبود نرخ پوشش بهره استفاده کنند.همچنین همان طور که قبلا گفته شد از آنجا که اجاره پرداختی در معاملات اجاره ترکیبی به عنوان هزینه عملیاتی برای مستاجر طبقه بندی می شود،بدهی کمتری در ترازنامه مستاجر نشان داده می شود،شرکت اجاره کننده موظف نیست که برای اهداف حسابداری هزینه استهلاک سالانه در صورت های مالی خود اعمال کرده و نشان دهد.
همچنین مستاجر از طریق کاهش هزینه های قراردادهای تامین مالی نیز به منافعی دست خواهد یافت.

 

۲-۸-۴-۲-راهنمایی های حسابداری و انتقادات
آن چیزی که در اینگونه معاملات روشن است ،این است که برای اهداف حسابداری لازم است که با آنها به عنوان اجاره عملیاتی برخورد شده و نه به عنوان اجاره سرمایه ای.
اگربا این نوع اجاره عملیاتی برخورد شود ،مستاجر باید دارایی های استیجاری را در ترازنامه خود ثبت کند،(درابتدای دوره ی اجاره )ومطابق آن بدهی و حقوق را به حداقل اجتجاوز نشود.
اگراجاره به عنوان اجاره عملیاتی طبقه بندی شود و با پرداخت های اجاره به عنوان یک آیتم هزینه درطول دوره اجاره برخورد شود ،دارایی های استیجاری وبه تبع آن تعهدات و حقوق مربوطه از ترازنامه حذف می شود ،با وجود این ،اطلاعات مربوط به اجاره باید در صورت های مالی به صورت یادداشت افشا شود.
برخلاف اجاره سرمایه ای که مالکیت دارایی به طور خودکار درپایان دوره اجاره به مستاجر منتقل می شود ،دراجاره ترکیبی اختیار خرید دارایی در پایان دوره اجاره برای مستاجر حفظ می شود.برای اثبات اینکه اجاره مشمول اختیار خرید به ارزش معاملاتی پایان دوره نمی باشد،قرارداد باید شامل تعهد خرید اموال استیجاری در پایان دوره اجاره به قیمت ثابت درآغاز اجاره باشد.همچنین مستاجر باید ضمانت کند که هر گونه نقص و عیبی (احتمالی)اگردر دارایی ایجاد شد در هنگام خرید آن،به قیمت اصلی از موجر خریداری کند.
معمولا ارزیابی اموال درآغاز اجاره الزامی است ،به طوریکه قیمت معاملاتی اختیار خرید که در اجاره نامه قید می شود،نباید کمتر از ارزش بازار مورد انتظار دارایی در پایان دوره مورد اجاره باشد طول دوره اجاره نباید بیش از ۷۵% عمراقتصادی برآوردی دارایی باشد،اجاره باید با ساختار یک اجاره ی کوتاه مدت تعریف شود.
اجاره پرداختی در این نوع اجاره نباید از۹۰%ارزش بازار اموال استیجاری بیشتر شود.ساختار این اجاره معمولا به گونه ای است که ارزش های فعلی پرداختیهای آتی ،که مجموع پرداخت های انجام شده در طول دوره اجاره را شامل می شود باید کمتر از ۹۰%ارزش منصفانه اموال استیجاری باشد و همچنین مستاجر اختیار خرید دارایی را در پایان دوره ی اجاره برای خود حفظ می کند.

۳-۸-۴-۲-طبقه بندی اجاره ها
طبق استاندارد شماره۲۱ایران،طبقه بندی اجاه ها مبتنی بر میزان مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت دارایی است که به اجاره دهنده یا اجاره کننده تعلق می گیرد.مخاطرات شامل امکان وقوع زیان ناشی از ظرفیت بلااستفاده یا منسوخ شدن فناوری و کاهش در بازده دارایی به دلیل تغییر شرایط اقتصادی است همچنین مواردی ازقبیل انتظا عملیات سودآوردر طول عمر اقتصادی دارایی وهر گونه سود حاصل از افزایش دارایی یا تحقیق ارزش باقی مانده،می تواند معرف مزایا باشد.
اجاره سرمایه ای :
اجاره ای به عنوان سرمایه ای طبقه بندی می شودکه به موجب آن تقریبا تمامی مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت دارایی منتقل شود.
اجاره عملیاتی:

اجاره که تقریبا تمام مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت دارایی را منتقل نکند به عنوان اجاره عملیاتی طبقه بندی می شود.
نوع اجاره (یعنی سرمایه ای یا عملیاتی) به محتوای معامله و نه شکل قرارداد بستگی دارد.نمونه هایی از شرایطی که درآن یک اجاره معمولا به عنوان اجاره سرمایه ای طبقه بندی می شود.به شرح زیر است:

الف:طبق قرارداداجاره،مالکیت دارایی در پایان دوره اجاره به اجاره کننده منتقل شود.
ب:اجاره کننده اختیار داشته باشد دارایی مورد اجاره رادر تاریخ اعمال اختیار خرید به قیمتی که انتظار می رود به مراتب کمتر ازارزش منصفانه دارایی درآن تاریخ باشد خریداری کند و درآغاز اجاره،انتظار معقولی وجود داشته باشد که اجاره کننده از این اختیار استفاده خواهد کرد.
ج:دوره اجاره حداقل ۷۵%درصد عمر اقتصادی دارایی را در برگیرد،حتی اگر مالکیت دارایی نهایتا منتقل نشود.
د:ارزش فعلی حداقل مبالغ اجاره درآغاز،حداقل برابر با۹۰%ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره باشد.
ه:دارایی مورد اجاره دارای ماهیت خاص باشد به گونه ای که تنها اجاره کننده بتواند بدون انجام تغییرات قابل ملاحظه ازآن استفاده کند.
طبقه بندی اجاره هادرآغاز اجاره صورت می گیرد ،اگردر هر زمانی اجاره دهنده و اجاره کننده توافق کنند که به جای تجدید قرارداد اجاره ،شرایط آن را به گونه ای تغییر دهند که با توجه به معیارهای عنوان شده به طبقه بندی متفاوتی نسبت به اجاره قبلی شود،قرارداد اجاره تجدید نظر شده به عنوان یک قرارداد جدید تلقی می شود .تغییر در برآوردها (نظیر تغییر دربرآورد عمر اقتصادی یا ارزش باقیمانده دارایی مورد اجاره)یا تغییر شرایط(به طور مثال،عدم پرداخت اجاره توسط اجاره کننده )نمی تواندبه عنوان دلیلی جهت تجدید طبقه بندی اجاره برای مقاصد حسابداری به کاررود.
اجاره زمین و ساختمان همانند اجاره سایر دارایی ها به اجاره سرمایه ای و عملیاتی طبقه بندی می شود .اما یکی از ویژگی های زمین این است که معمولا عمر اقتصادی نامحدود دارد و چنانچه انتظار نرود مالکیت آن در پایان دوره اجاره به اجاره کننده منتقل شود،تقریبا تمامی مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت به اجاره کننده منتقل نمی شود(مانند

اجاره زمینهای وقفی)این نوع اجاره ها،اجاره عملیاتی تلقی و هر گونه پرداخت اولیه دررابطه باآنها به عنوان پیش پرداخت اجاره محسوب ودر طول دوره اجاره بر مبنای الگوی کسب منافع مورد نظرمستهلک می شود.پیش پرداخت یادشده درسرفصل دارایی های ثابت مشهود تحت عنوان پیش پرداخت زمینهای استیجاری منعکس می شود.
اجاره های سرمایه ای باید به عنوان دارایی و بدهی و به مبلغی معادل ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره درآغاز اجاره یا به ارزش فعلی حداقل مبالغ اجاره،هر کدام کمتر است،در ترازنامه اجاره کننده منعکس می شود.
برای محاسبه ارزش فعلی حداقل مبالغ اجاره ،از نرخ ضمنی سود تضمین شده اجاره ودر صورتی که تعیین نرخ ضمنی سود تضمین شده اجاره امکان پذیرنباشد از نرخ فرضی استقراض برای اجاره کننده استفاده می شود.
معاملات و سایر رویدادهاطبق محتوا و واقعیتهای اقتصادی و نه صرفاٌ شکل قانونی آنها شناسایی می شود.در مورد اجاره های سرمایه ای ممکن است شکل قانونی اجاره به گونه ای باشد که اجاره کننده مالکیت دارایی مورد اجاره رابه دست نیاورد ،اما محتوا و واقعیت های اقتصادی مربوط به اجاره مبین آن است که اجاره کننده با تعهد پرداخت مبلغی تقریبا برابر ارزش منصفانه دارایی به اضافه هزینه مالی مربوط،منافع اقتصادی حاصل از به کارگیری دار

ایی مورد اجاره را برای بخش عمده عمر اقتصادی آن تحصیل می کند.چناچه این اجاره ها در ترازنامه اجاره کننده منعکس نشود،منابع اقتصادی و تعهدات واحد تجاری کمتراز واقع ارائه و بدین ترتیب نسبت های مالی آن نیز مخدوش می شود .بنابراین انعکاس اجاره ها ی سرمایه ای،از یک سو به عنوان دارایی و از سوی دیگر به عنوان تعهد پرداخت مبلغ اجاره بها درآینده ،درترازنامه مناسب است.انعکاس بدهی مربوط به اجاره های سرمایه ای به شکل مبلغ کاهنده دارایی های مربوط در ترازنامه مجاز نیست.اگر در متن ترازنامه،بدهی ها به جاری و غی

ر جاری تفکیک شود،با بدهی های مربوط به اجاره نیز به همین شکل برخورد خواهد شد.
مخارج مستقیم اولیه مرتبط با هریک ازاجاره های سرمایه ای ازقبیل هزینه های ثبتی و تامین تضمینهای مربوطه به عنوان بخشی از مبلغ دارایی شناسایی شده انعکاس می یابد.
مبالغ اجاره باید بین هزینه های مالی وکاهش مانده بدهی تسهیم شود.هزینه مالی باید به گونه ای به دوره های مالی در طول دوره اجاره تسهیم شود که یک نرخ س

ود تضمین شده ادواری ثابت ،نسبت به مانده بدهی برای هردوره ایجاد کند.درعمل برای سهولت محاسبه می توان از نرخ تقریبی برای این منظور استفاده کرد.
درهر دوره مالی اجاره سرمایه ای ،سبب ایجاد هزینه استهلاک دارایی و هزینه های مالی می شود رویه استهلاک دارایی مورد اجاره باید با رویه مورد استفاده برای دارایی های استهلاک پذیر تحت تملک واحد تجاری یکسان باشد.هزینه استهلاک باید طبق استاندارد حسابداری شماره ۱۱ به عنوان “حسابداری دارایی های ثابت مشهود”محاسبه و شناسایی شود.اگرنسبت به تملک دارایی در پایان دوره اجاره توسط اجاره کننده،اطمینان معقولی وجود ندارد،دارایی اجاره شده باید در طول دوره اجاره یا عمر مفید آن هرکدام کوتاه تر است مستهلک شود.
دارایی ناشی از اجاره سرمایه ای که معرف حق اجاره کننده برای استفاده از مورد اجاره است،غالباٌ عمر محدودی دارد و بنابراین باید در دوره هایی مستهلک گرددکه منافع آن عاید واحد تجاری می شود. مبلغ استهلاک پذیر دارایی اجاره شده،براساس روش منظم و یکنواخت با رویه استهلاک سایر دارایی های مشابه تحت تملک اجاره کننده،در طول دوره استفاده مورد انتظار از دارایی اجاره شده ،مستهلک می شود،چناچه اطمینان معقولی وجود داشته باشد که در پایان دوره اجاره مالکیت دارایی به اجارکننده منتقل می شود،دوره استفاده مورد انتظار معادل عمر مفید دارایی است.درغیر اینصورت ،دارایی طی دوره اجاره یا عمرمفیدآن،هرکدام کوتاه تر است،مستهلک می شود.
مجموع هزینه های استهلاک دارایی و هزینه های مالی دوره به ندرت با مبالغ اجاره برای آن دوره برابر است و بنابراین،شناسایی مبالغ اجاره به عنوان هزینه دوره صحیح نیست.ازاین رو،پس از آغاز اجاره ،برابر بودن مبلغ دارایی و بدهی مربوط به اجاره امری بعید است.
اجاره های عملیاتی
دراجاره های عملیاتی ،مبالغ اجاره باید بر مبنای خط مستقیم طی دوراجاره به عنوان هزینه دوره شناسایی شود.مگر آنکه مبنای سیستماتیک دیگری بیانگر الگوی

زمانی کسب منافع اقتصادی توسط استفاده کننده باشد.
برای اجاره های عملیاتی،مبالغ اجاره (به استثناء مخارج خدماتی نظیر بیمه و نگهداری)بر مبنای خط مستقیم به عنوان هزینه دوره شناسایی می شود،مگر اینکه مبنای سیستماتیک دیگری معرف الگوی زمانی کسب منافع اقتصادی دارایی توسط کننده باشد،حتی اگرپرداختهای مربوط به اجاره برآن مبنا نباشد.
اجاره کننده باید در رابطه با اجارههای عملیاتی موارد زیر رقابل فسخ همراه با اطلاعات مربوط به مدت و مبلغ اجاره سالیانه.
ب_مبالغ اجاره که به عنوان هزینه دوره شناسایی شده است.
ج_شرح کلی از اهم شرایط اجاره در مورد اجاره کننده ،از جمله محدودیت های پیش بینی شده در قرارداد اجاره ،شامل محدودیت در تقسیم سود ،استقراضهای جدید و انعقاد قراردادهای اجاره جدید.

۵-۲-هزینه های تامین مالی
۱-۵-۲-هزینه سرمایه
هزینه سرمایه به نرخ بازده مورد انتظارکسانی اشاره می کند،که در ساختار تامین مالی شرکت ،مشارکت دارند ،یعنی دارندگان سهام ممتاز و عادی و نیز بستانکاران.این هزینه نشان دهنده وجوهی است که برای تهیه و خرید مجموع دارایی های شرکت بکاررفته است.
هزینه متوسط سرمایه که به عبارتی آن را هزینه تامین مالی نیز می نامندعبارتست از نرخ متوسط بازدهی که با کسب آن ارزش سهام در بازار حفظ می شود.هزینه سرمایه از مجموع هزینه های بدهی و هزینه حقوق صاحبان سهام ،با درنظرگرفتن نسبت درصد هریک ازآنها به کل بدهی و نرخ هزینه مربوط به هریک محاسبه می شود.به عبارت دیگر چون سرمایه گذاری طرح ها از منابع مختلف شامل وام،اوراق قرضه،سهام عادی، سهام ممتازو……..تامین میگردد،لذا هزینه سرمایه کل شامل متوسط هزینه بدهی،هزینه حقوق صاحبان سهام و هزینه سهام ممتاز است.تازمانی که شرکت نسبت به انتشار سهام جدید اقدام نکند،هزینه سرمایه ثابت خواهدماندکه در این صورت هزینه سرمایه به دلیل استفاده از منابع تامین مالی جدید افزایش می یابد.
روشن است که هزینه سرمایه به معنای هزینه معمول در حسابداری نیست بلکه نرخ بازدهی است که از سرمایه گذاریهای بلند مدت پیشنهادی انتظار می رود،که البته این نرخ حداقل مورد انتظار است. بنابراین چنین مفهومی دردفاتر حسابداری نیست.همچنین لازم است درباره واژه سرمایه در اصطلاحات«هزینه»و«ساختار سرمایه» این موضوع توضیح داده شود که منظور از سرمایه مانند حسابداری تنها حقوق صاحبان سهام نیست بلکه کلیه وجوه بلند مدت مورد استفاده شرکت است.( کنعانی ،۱۳۸۴،۳۵).

۱-۱-۵-۲-اجزای تشکیل دهنده هزینه سرمایه
در بحث بودجه بندی سرمایه ای از هزینه ترکیبی سرمایه یعنی ترکیبی از همه اجزاء تشکیل دهنده وجوه بلند مدت استفاده می شود که به آن هزینه متوسط سرمایه نیز گفته می شود. برای محاسبه متوسط هزینه لازم است اجزای تشکیل دهنده وجوه مالی شرکت شناسایی و محاسبه شوند، مانند هزینه بدهی ، هزینه سهام ممتاز،هزینه سود تقسیم نشده و یا سهام منتشره . اینها اقلامی هستند که در سمت چپ تراز نامه وجود دارند و افزایش خالص دارایی ها ، اغلب با افزایش این اقلام همراه است .

 

هزینه بدهی در ساختار سرمایه :
هزینه بدهی در محاسبه هزینه متوسط عبارتست از نرخ بدهیKdیا هر نرخ سود ثابتی که به وام دهنده پرداخت می شود که در (۱-t) ضرب می شود و t نرخ مالیات شرکت است .
(۱-t) Kd = هزینه بدهی

ذکر این نکته لازم است که منظور از نرخ بهره ، نرخ بهره بدهی های جدید است و ارتباطی با بهره وام های گذشته ندارد . در این رابطه توجه به نسبت بدهی هر شرکت که ظرفیت خالی بدهی را نشان می دهد ، ضروریست .
هزینه سهام ممتاز در ساختار سرمایه :
این هزینه عبارتست از سود سهام ممتاز (DP ) تقسیم بر خالص قیمت انتشار یا قیمتی که شرکت پس از کسر هزینه های انتشار سهام ممتاز بدست می آورد .
Kp=

قیمت سهام ممتاز به دلیل آنکه نسبت ثابتی از سود شرکت می باشد انتظار می رود که از ثبات برخوردار باشد ، لیکن تفاوت در قیمت های روز و قیمت های اسمی ناشی از نرخ بهره در بازار می باشد .
هزینه سهام عادی در ساختار سرمایه : سرمایه جدید داخلی از محل سود تقسیم نشده و یا فروش سهام عادی جدید الانتشار بدست می آید. تفاوت این دو منبع در هزینۀ انتشار سهام جدید است . هزینه سهام عادی در واقع همان نرخ بازده مورد انتظار سهامداران است که اگر برآورده شود سهام را می خرند و اگر نشود آن را می فروشند . ارزش سهام عادی در نهایت به سود سهامی که روی هر سهم پرداخت می شود بستگی دارد و البته هر سال این سود سهام پرداختی دارای رشدی است که آن را نیز در محاسبه هزینه سهام عادی باید در نظر گرفت .اگر شرکت ، از محل سود تقسیم نشده هم اقدام به سرمایه گذاری جدید کند ، نرخ رشد مورد نظر سهامداران را تأمین کرده ، تا قیمت سهام پایین نیاید . حال اگر شرکت از این محل یعنی سود تقسیم نشده سرمایه گذاری نکند و کلیه سود سهام را پرداخت نماید ، بالطبع نرخ رشد خود را به صفر تقلیل داده است . اگر سهام عادی جدید از محل وجوه خارجی تأمین شوند ، هزینه آن از هزینه سود تقسیم نشده بیشتر است زیرا انتشار فروش سهام جدید هزینه بر می باشد . برای شرکتی که نرخ رشد ثابت دارد این هزینه از فرمول زیر محاسبه می گردد :
g+ K =
جمع آوری وجوه به وسیله انتشار سهام عادی از منابع خارجی برای شرکت گرانتر از منابع داخلی خواهد بود و شرکت باید بیش از بازده مورد انتظار آنها بازده داشته باشد . نحوه محاسبه نرخ بازده
مطلوب روی سهام عادی که در واقع همان هزینه سود تقسیم نشده است، نسبتاً پیچیده است . سه روش مهم محاسبه آن به شرح زیر است :
۱) مدل قیمت گذاری دارائی های سرمایه ای :
برای بکارگیری این روش ابتدا باید چند عامل را اندازه گیری کرد: الف) نرخ بازده بدون ریسک (Rf) ، نرخ بازده ایست که سرمایه گذاران از سرمایه گذاریهای کاملاً مطمئن بدست می آورند . مانند نرخ اوراق قرضه کوتاه مدت دولتی یا نرخ اوراق خزانه. ب) نرخ ضریب بتا (β ) که به مثابه شاخص ریسک سهام ، ارزیابی می گردد و این ریسک را می توان با نگرش به حرکت کل بازار ارزیابی کرد . ج) نرخ بازده پرتفوی بازار Km . د) بازده مورد انتظار روی سهم

که به شکل زیر محاسبه می شود :
Ks = Rf + β [K – Rf]
مدل CAMP علی رغم آنکه روش دقیقی برای محاسبه است اما با توجه به غیر مطمئن بودن مفروضات آن با مشکلاتی همراه است .
۲) روش اوراق قرضه بعلاوه صرف ریسک :
این روش کاملاً ذهنی و غیر دقیق است که با افزودن ۴ درصد ص

رف ریسک به نرخ بهره بدهی های بلند مدت شرکت ، آن را تعیین می کنند .
۳)روش بازده سود بعلاوه نرخ رشد :
این همان روشی است که معمولاً برای محاسبه سهام عادی بکار برده می شود و قبلاً محاسبه آن را نوشتیم . اگر نرخ رشد گذشته پایدار باشد و سهامداران ادامه روند گذشته را پیش بینی نمایند نرخ رشد تاریخی به عنوان g در نظر گرفته می شود .
P = g +
به جز سه روش فوق ، مدلهای دیگری مانند بازده متوسط تاریخی و مدل ساده قیمت برای محاسبه هزینه سهام موجودند که کمتر مورد استفاده قرار می گیرند .
ـ هزینه سرمایه ترکیبی : برای تعیین ساختار مطلوب سرمایه که در ارتقاء و حفظ ارزش شرکت مؤثر باشد ، ابتدا شرکت تلاش می کند ساختار مناسبی را طراحی کند و سپس بر اساس ساختار مطلوب بدست آمده ، سرمایه جدید را جذب نماید تا همان ساختار حفظ شود .
بحث اینجا ، محاسبه هزینه سرمایه در چارچوب ساختار مطلوب سرمایه شرکت است که با در نظر گرفتن وزن هر یک از مؤلفه های سرمایه ، در کل ساختار سرمایه و ضرب آن در رقم هزینه هر جزء به دست می آید . روشهای علمی برای اندازه گیری هزینه سرمایه یک شرکت تا حدود زیادی

تقریبی است . مشکلات محاسباتی مانند تاثیر مالیات بر درآمد سود سهام و افزایش قیمت سهام ، هزینه های انتشار اوراق بهادار و اینکه احتمال افزایش انتظارات از نرخهای بازده با صدور سهام جدید یا اوراق قرضه جدید به وجود می آید . اینها موضوعاتی هستند که بر تصمیم سرمایه گذاری تاثیر می گذارند و نمی توان تاثیرات آنها را نادیده گرفت .
– روش سود خاص (NI) در برابر درآمد عملیاتی خالص (NOI)
اولین کار اساسی روی نظریه ساختار سرمایه توسط دیوید دوراند صورت گرفت که دو حد پائین و بالا مشخص می کرد که نویسندگان مالی تا آن زمان مورد بررسی قرار داده بودند .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 15900 تومان در 119 صفحه
159,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد