دانلود مقاله شرکت های تعاونی

word قابل ویرایش
29 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

شرکت های تعاونی

تاریخچه تعاون
نخستین تلاشها برای تشکیل تعاونی های مدرن در استرالیا انجام گرفت.در اوایل دهه دوم قرن نوزده، برخی متدهای آرمانشهری رابرت اون Robert Owen در مورد محکومین آزاد شده هانتر ولی Hunter Valley به اجرا درآمد ودر دهه سوم قرن نوزدهم ،با ورود مهاجران آزاد به کشور ،تعاونی های گوناگون تولید و خرده فروشی ، مشابه اولین موج تعاونی ها در بریتانیا، راه اندازی شدند.اما در شرایط نامشخص آن زمان ،که از کمک های خیرخواهانه یا حتی کمک های مالی ناچیز محلی قابل اتکا خبری نبود،،جای شگفتی نیست که گونه ای از خودیاری ـ

“تشکل همیاری “ـ به بهترین وجه ریشه بدواند .این تشکل های بیمه مشترک به تدریج به نیروهای عمده ی اجتماعی اقتصادی استرالیا تبدیل شده و از گهواره تعاون که در آن پرورش یافته بودند ، بیرون آمدند”.اعضای این تشکل ها که آرزوداشتند با استفاده از زمین و ساخت وسازی ارزان صاحب خانه شوند ،دست به ابتکار بریتانیایی دیگری ،به نام” تشکل ساختمان سازی” زدند.اولین تعاونی مصرف در آغاز سال ۱۸۵۹در بریسبینBrisbane تاسیس شد،و از دهه ششم قرن نوزدهم به بعد ،پذیرش نظام راچدیل به باز شدن صدها فروشگاه تعاونی انجامید ،بخشی که ، تا دهه پنجم قرن بیستم،شکل غالب تعاونی ها شد

در دهه نهم قرن نوزدهم ،توسعه تعاونی های کشاورزی آغاز شد .تشکیل این تعاونی ها مهمترین اقدام عمده ی آنچه که اقتصاد صادرات محور خوانده می شد ،بود.باید پذیرفت که استرالیا و نیوزیلند از “قیمومیت دولت”، که بسیاری از تعاونی ها از آن گریزی نداشتند،فرار کردند،اما در طول دوران بین دو جنگ، به واسطه دخالت رو به رشد دولت،تعاونی های کشاورزی ،از این آزادی محروم شدند.به عنوان مثال در کوینزلند (Queensland) ،از سال ۱۹۲۳ به بعد ، دولت نیشکر را می خرید، به تخلیص کنندگان تحویل می داد و این محصول در

سرتاسر استرالیا به قیمتی واحد به فروش می رسید. هیئت های بازار یابی یک عنصر تعاونی را به حساب آوردند:کشاورزان به خودشان رای می دادند،اما بعد باید از رای اکثریت تبعیت می کردند.در استرالیا هم مثل کانادا سیلوهای گندم وجود داشت،اما این سیلوها که برای تعاونی های کانادا خیلی مهم بودند ،در استرالیا، از آن دولت بودند .فقط در غرب استرالیا ، یک بخش تعاون مستقل وجود داشت.هوراس پلانکت (Horace Plunkett )مروج بزرگ تعاونی های کشاورزی ، در این باره به اختصار می گوید:استرالیا ،از نظر اجتماعی پیشرفته بود و فن نظارت دولتی را بر تعاون ترجیح می داد..

بعد از آن تعاون به ژاپن آمد .به لحاظ اهمیت ژاپن در توسعه تعاونی های بزرگ کشاورزی و مصرف ،ما به تفضیل بیشتری به تاریخچه ی تعاون این کشور می پردازیم.تا زمان اصلاحات می جی (Meiji) در سال ۱۸۶۸،ژاپن جامعه ای عمیقا فئودالی با اختلافات شدید طبقاتی بود که با بقیه دنیا رابطه ای نداشت .تنها در سال ۱۸۷۳ تغییری از اقتصاد پایاپای (بر پایه برنج)به اقتصاد پولی ایجاد شد.با توجه به آنچه در مورد رابطه بین ظهورجامعه جدید و توسعه تعاونیها می دانیم،شاید جای شگفتی باشد که اینقدر زود تعاونی مصرف در این کشور تشکیل شود:در سال ۱۸۷۸ یک روزنامه در مقاله ای به طرح اجمالی نظام راچدیل پرداخت ،و ظرف دو سال ، چهار تعاونی تاسیس شدند. مؤسسان این تعاونی ها ترکیب غریبی از تجار و اشرافیان سامورایی بودند که هر دو به ایجاد بازار برنج و تضمین چرخش پول علاقه داشتند .جای شگفتی نیست که با توجه به سرعت کند مدرنیزاسیون ونداشتن پایگاهی در بین عوام ،آن چهار تعاونی عمر کوتاهی داشته باشند.

در واقع، مرحله نخست ‎صنعتی شدن در پایان قرن آغاز گشت ،به عنوان مثال در آلمان، این مرحله با ایجاد صنایع سنگین توسط دولت شروع شد.ابتدا،این تشکل های کارگری بودند که از سال ۱۸۹۸ شروع به باز کردن کیودوتن ها kyodoten یا فروشگاه های تعاونی کردند.این تعاونی ها ،به این خاطر که بر پایه نهضت جدید اتحادیه های صنفی پی ریزی شده بودند ،خیلی زود توسط دولت محدود و سرکوب شدند.در سال ۱۹۰۰،یک قانون مرتبط با شرکتها اساسی قانونی را برای تشکیل تعاونی ها فراهم آورد:این قانون تعاونی ها را از پرداخت مالیات معاف کرد(۱۰)و قدرت زیادی به مراجع محلی بخشید تا به تعاونی ها در زمینه تغییرتصمیمات،انتصاب مدیران مالی وانحلال شرکت اقدام کنند.بعد از آن ،طبقات متوسط به تشکیل تعاونی ها پرداختند ،تا جایی که در سال ۱۹۰۷،”در هر شهر یک تعاونی وجود داشت”(۱۱). گرچه ،این تعاونی ها با هدفی غیر سیاسی یعنی مهار قیمت ها تشکیل شدند و از حمایت اولیاء محلی نیز برخوردار بودند ،به ناگاه از چشم دولت افتادند و به قول مورخی :”به عنوان اقدامی پیشگیرانه ساکت شدند.

ژاپن از عدم درگیری در جنگ جهانی اول سود برد ،جنگی که بعد از آن توسعه ای عظیم در اقتصاد ، به تاسیس تعاونی های جدید در بین افراد طبقه کارگر و متوسط انجامید. .در این مرحله یک ترقی خواه بزرگ به نام تویوهیکوکاگاوا(Toyohiko Kagawa ) پا به میدان گذاشت.او مسیحی ای دیندار و صلحجو بود که از تعاونی های اروپا بازدید کرده و آنها را عنصری کلیدی در مبارزه با فقر یافته بود .او یک تعاونی را نجات داد(۱۳) و به تاسیس چند تعاونی دیگر از جمله یک تعاونی مصرف {(قبل از تاسیس تعاونی بزرگ نادا کوبه(Nada Kobe )}وتعاونی های کشاورزی و صیادی کمک کرد .تعاونی های طبقه کارگر ،به حدی قوی شدند که در سال ۱۹۲۲ ،چهار تا از آنها توانستند یک هیئت ائتلافی(فدرال)را تشکیل دهند،که تا حد اتحادیه

تعاونی های مصرف ژاپن رشد کرد(۱۴).تعاونی های طبقه متوسط ،به خاطر رعایت بی طرفی سیاسی و انضباط کاری و تلاش یکی دیگر از ترقیخواهان بزرگ، ناسو زنجی (Nasu Zenji) ،حتی سریع تر از تعاونیهای طبقه کارگر گسترش یافتند(۱۶).او کتیکای (Keteikai)،که طلایه دار هان (Han) مدرن بود، را ابداع کرد و از آن طریق توانست خصوصا به گروههای زن کمک کند و تحریم مؤثری را علیه عمده فروشانی که شیر تعاونی ها را تامین می کردند، سازمان دهد..

با اینحال ، نهضت نتوانست استعدادهای بالقوه خود را به حالت بالفعل برساند. موانع جدی ای بر سر راه توسعه تعاونی ها وجود داشت :نبود سرمایه ای متعارف واندوخته های ناچیز ،گواه پایگاه اجتماعی ضعیف تعاونی های طبقه کارگر بود که به اتحادیه ها دل بسته بودند و این امر به واسطه سرکوبی سیاسی تشدید شده بود. تعاونی های طبقه متوسط به لحاظ سیاسی در امانتر ،اما وابسته به رهبری “از بالا به پایین” بودند.حتی طبیعت با این نهضت سر عناد داشت.زلزله سال ۱۹۲۳ در توکیو چنان ویرانی ای ببار آورد که خیلی از تعاونی ها

دیگر ترمیم و بازسازی نشدند.ژاپن همانند بسیاری از کشورهای اروپایی ،در این دوره بسوی استبداد پیش می رفت و در سال ۱۹۳۷ بیست رهبر تعاونی دستگیر شدند و اتحادیه منحل گردید.با اینحال ،در طول جنگ جهانی دوم ،در خیلی از کشورهای اروپایی آن زمان ،آن تعاونی هایی که باقی ماندند ،به عنوان شرکتهایی که رسما به ثبت رسیده بودند ،نقش مهمی را در توزیع مواد غذایی، ایفا کردند.

تعاونی کشاورزی نیز خیلی زود به ژاپن آمد.قبل از اصلاحات می جی،کشاورزان اجاره کار برای امرار معاش کشاورزی می کردند و مازاد درآمد به جیب ملاکان می رفت ؛و مثل دیگر اقتصادهای فئودالی ،انگیزه کمی برای بهبود تولید وجود داشت.هزینه مدرنیزاسیون سریعی که به دنبال آمد،بایستی با گرفتن مالیات تامین می شد، و دولت فشار زیادی بر کشاورزان وارد می کرد تا مالیات بیشتری برای توسعه ای که هیچ سودی از آن نمی بردند، بپردازند.باید راههایی برای بیرون کشیدن کارگران از ورطه فقر و مدرنیزه کردن صنعت پیدا می شد و بدین سان دولت هدایت ورود ایده ها از اروپا و تاسیس تعاونی های کشاورزی را به عهده گرفت .کشاورزان ژاپنی به سادگی به شکل مدرن تعاون رسیدند.در پایان قرن ،حدود ۱۹۰

تعاونی اعتبار (که در راستای خط مشی رایفایزن سازمان یافته بودند)،۱۷۸ تعاونی بازاریابی،۴۵ تعاونی خرید،و ۳۸ تعاونی تولیدی وخدماتی ایجاد شده بود (۱۹ ).در سال ۱۹۰۰ ، یک قانون مربوط به تشکل های تعاونی این چهار نوع تعاونی را به رسمیت شناخت و تا سال ۱۹۱۰ ،۷۳۰۸ تعاونی با بیش از نیم میلیون عضو بوجود آمد .در سال ۱۹۰۹ قانون عوض شد و اجازه تاسیس فدراسیون های محلی داده شد و اتحادیه مرکز ی تعاونی ها (cuc ) تشکیل گردید.در سال ۱۹۲۰ ،۱۳۴۴۲ تعاونی با حدود دو میلیون عضو تشکیل شده بود ،که ۳۷ درصد آنها کشاورزان ژاپنی بودند .همانطور که یک مفسر اشاره می کند ،در این نقطه بود که “دولت به تعاونی ها به عنوان بخش مهمی از اقتصاد و ابزاری برای تحقق اهداف توسعه اش نگریست”(۲۰).

در طول دوره بین دوجنگ ،دولت به گسترش انبارها،تاسیس یک بانک تعاون ،اعطای کمک مالی ضروری در طی یک بحران بانکداری و تسویه حساب بدهی های روستاییان ،کمک کرد.در سال ۱۹۳۰ ،تعداد تعاونی ها فقط هزارتا بیشتر شده وبه ۱۴۵۱۷ رسیده بود ،ولی تعاونی های موجود به سرعت گسترش یافته ،تعداد اعضا دو برابر شده و تقریبا به ۵ میلیون نفر رسیده بود.فدراسیون های تخصصی ای در سطح ملی جهت خرید وبازار یابی تاسیس شده بود.در طی بحران دهه سی ،این توافق نظر حاصل شد که استراتژ ی توسعه دراز مدت یک

نیاز است و باید اتخاذ شود،و اتحادیه مرکزی باید برنامه پنج ساله ای برای تشکیل تعاونی ها در هر شهر تنظیم کند،وضمن ثبت نام همه کشاورزان ،کلیه تعاونی ها را به تعاونی های چند منظوره ای که تمام خدمات را ارائه می دهند ،تبدیل کند.تاکید بر آموزش مزیت های تعاونی به کشاورزان بود و این موفقیتی مهم و برجسته محسوب می شد.در سال ۱۹۳۷،فقط ۷/۳ درصد روستاها فاقد تعاونی بودند و در هر شهر حداقل یک تعاونی وجود داشت ،تعداد اعضا به حدود ۸۰ درصد کشاورزان افزایش یافته و ۷۰ درصد تعاونی ها چند منظوره شده بودند.در سال ۱۹۴۰ بیش از ۱۵۰۰۰تعاونی با ۷۴/۷میلیون عضو وجود داشت.

در هند ،مسئولین مستعمرات بدهکاری مستعمرات را مانع اصلی توسعه روستایی می دانستند.همانطور که سی.ار.فی C.R.Fay اظهار داشته است:مقابله با انقیاد تصاعدی کشاورزی به استقراض بود که باعث معرفی نهضت تعاون شد(۲۱). با اینحال تا وقتی که برای تاجرانی که وام می دادند مسجل نشد که این بخش بخشی از نظام وسیع تر تولید کشاورزی و بازار یابی است و اینکه تعاونیهای اعتبار ،به خودی خود ،کافی نیستند، مدت زیادی ،یعنی تا دهه ۳۰ ،طول کشید. در دهه نهم قرن نوزدهم ،پدر تعاون هند سر فردریک نیکلسون Sir Fredrick Nicholson مامور شد تا به مطالعه در باره نظام رایفایزن در اروپا بپردازد و گزارش او در سال ۱۸۹۷ ،کتاب مقدسی شد که تعاون گران هند سالها بر اساس آن کار کردند(۲۲).شعار او

این بود:”رایفایزن را بیابید !”و در سال ۱۹۰۴ سندی در رابطه با تشکل های تعاونی اعتبار از تصویب گذشت که از تعاونی های اعتبار کشاورزی ای که به سبک و سیاق رایفایزن اداره می شدند، حمایت می کرد.این سند با رهیافتی به شدت ” از بالا به پایین”همراه بود و همانطورکه مونکنرMunkner در تشریح آن می گوید ، اساسش یک مفهوم نظری وارداتی بود ،بی آنکه بر تجربه ای عملی مبنی بر اینکه آیا این شکل سازمان تحت شرایط اجتماعی ـ اقتصادی موجود در هند عملی و جوابگوست یا نه،استوار باشد”(۲۳). چون مقام های محلی از این ایده هیچ حمایتی نمی کردند، باید ابتدا یک آژانس دولتی ویژه ،به ریاست مقامی رسمی که قدرت و وظایفش فراتر از قدرت و وظایف مقامات رسمی تشکل های اشتراکی بریتانیا باشد، آن را رواج و توسعه می داد.این مطلعی بر آنچه که الگوی کلاسیک بریتانیایی خوانده اند بود،الگویی که بر توسعه تعاونی ها در سرتاسر امپراطوری بریتانیا تاثیر گذاشت(۲۴ ).

این کار این ضرر را داشت که مانع بروز شکل های بومی تعاونی می شد،مثل شرکتی که در سال ۱۸۹۲ در منطقه هوشیاپور Hoshiapur پنجاب با مدیریتی بومی تشکیل شد و در ترکیب اعتبار با احیاء اراضی موفق بود.در سال ۱۹۱۲،دومین سند اختیاری محدود را به تمام تعاونی ها داد وتشکیل دومین و سومین تشکل ها را مجاز اعلام کرد.در سال ۱۹۱۵ ،۱۵ هزار تشکل اعتبار روستایی با۷۰۰۰۰۰ عضو وجود داشت ،اما این تشکل ها ضعیف بودند و اعضای شان به آنها بیشتر به عنوان بنگاه های دولتی اعطای وام می نگریستند،که دارای

اندوخته کمی از سپرده های اعضا بودند(۲۵). در طی دهه ۲۰،در چند استان (و در برمه که همین نظام اعمال می شد)اندوخته ها به اتمام رسید و در سرکوبی اوایل دهه ۳۰ ، یک چهارم از ۸۰۰۰۰ تشکل موجود ناگزیر از میان رفتند.یک سری هیئت های ائتلافی(فدرال) بسیار کامل با یک مقام رسمی ،یک بانک استانی و یک اتحادیه تعاونی نیز وجود داشتند.ضرورتی نداشت که زنجیره بانک استانی ،بانکهای منطقه ای و تشکل های اولیه این قدر طولانی باشد.

در خیلی از کشورها ،یک جنبش اعتباری روستایی شروع به رشد کرده بود،که خیلی سالمتر بود و کارکنان حقوق بگیر دولت وتاجران خرده پا را جذب کرده بود.از دهه بیست به بعد،تعاونی های مصرف در شهرهای جنوبی هند،خصوصا در شهرهای مدرس Madras و بنگلور Bangalore توسعه یافتند ،اما به پافشاری پیشروان راچدیل بر معامله نقدی توجهی نکرده و با دادن نسیه قدرت خود را تا حد زیادی از دست دادند. بااینحال ،از نظر کیفیت محصولات و مقابله با وزن ها و اندازه های تقلبی به پیشرفت هایی نائل شدند .بخاطر مقاومت خریدارانی مشخص و شناخته شده،تعاونی های بازاریابی کشاورزی نتوانستند به سادگی تشکیل شوند،اما دو حوزه به تولید محصولات جدید پرداختند و در این شرایط دولت می توانست یک صنعت تعاونی ایجاد کند: تصفیه شکر وفراورده های شیر.همانطور که می بینیم ،اینها داستان های موفقی از توسعه تعاونی در دوران بعد از جنگ بودند.

یک الگوی مشابه ،از بخش های اساسا اعتباری که تحت سرپرستی دولت استعماری قرار داشت،وجود داشت که در قانون ۱۹۰۴ به عنوان الگو مورد استفاده قرار گرفت ودر بنگلادش و پاکستان(۱۹۰۴) سریلانکا( ۱۹۱۱) مالزی (۱۹۲۲) و سنگاپور(۱۹۲۵) راه اندازی این گونه تعاونی ها آغاز شد.در شمال چین ،در سال ۱۹۱۹ ،تعاونی های مدرن با تعاونی های اعتباری ای که توسط کمیسیون بین المللی امداد در زمان قحط سالی تاسیس شده بودند، شروع به فعالیت کردند.این بخش در دهه بیست به حدی بزرگ شد که تعاونی های چند منظوره را نیز در بر گرفت و در دهه سی تعاونی های کارگری را نیز شامل شد:در اواسط دهه سی وارباسه(Varbasse) از وجود ۱۵۰۰۰ تشکل (که ۸۲ درصدشان تعاونی اعتبار بودند )با ۵ میلیون عضو گزارش داد (۲۶).

تعاون در قاره آسیا
در سال ۱۹۹۰،کشورهای در حال توسعه ی آسیا (به جز ژاپن) ۲۱ درصد در آمد دنیا را تولید کردند.بنا به برآورد یک پروژه تحقیقاتی این سهم در سال ۲۰۲۵ به ۳۹ درصد و در سال ۲۰۵۰ که درآمد دنیا پنج برابر در آمد کشورهای عضو سازمان توسعه همکاریهای اقتصادی(OECD) خواهد بود، به ۶۰ درصد می رسد.چین که هم اکنون با تولید ۱۰ درصد درآمد جهان ،دومین قدرت اقتصادی بزرگ دنیاست ، در سال ۲۰۲۵ از آمریکا پیشی گرفته ،با کسب ۲۰ درصد در آمد جهان ، بزرگترین قدرت اقتصادی دنیا خواهد شد.هند نیز با ۷ درصد رتبه سوم دنیا را از آن خود خواهد کرد .در سال ۲۰۵۰،چین و هند بزرگترین قدرت های اقتصادی دنیا شده و ۴۰ درصد درآمد جهان را تولید خواهند کرد (۱).البته این ارقام تخمینی هستند و متضمن آن نیستند

که حتما درآمد سرانه در ملل غالب بیشتر باشد ؛نابرابری و نزول شرایط زیست محیطی و تخریب اقتصاد های معیشتی بیشتر خواهد شد،از این رو خیلی از مردم در شرایط بدتری زندگی خواهند کرد .این تخمین ها بیانگر آن است که اقتصاد دنیا شدیدا در حال تغییر جهت به سمت این منطقه است.آیا بخش های تعاونی خود را حفظ خواهند کرد؟آیا از اقتصادهای روستایی در برابر آسیب های زیست محیطی حفاظت و از مهاجرت جوانان به شهرها جلوگیری خواهد شد؟آیا بخش تعاونی قادر خواهد بود ،با وجود بازارهای مالی ،فن آوری جدید و رشد بخش های خدماتی ، در اقتصاد جهانی رقابت کند؟آیا خواهند توانست به بهداشت و رفاه شهر نشیان کمک کند؟

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 29 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد