دانلود مقاله قرآن بیان کننده حقوق خالق و مخلوق

word قابل ویرایش
75 صفحه
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

بسم الله الرحمـن الرحیـم
« … الحمدُ لِلّهِ و سلامٌ علی عباده الذینَ اصطفی »
با سلام و اداء احترام – بمنظور تضارب آراء، شکوفایی اندیشه ها و اصلاح امور در جهت خشنودی پروردگار متعال به استحضار می رسانم :

۱- پیشگفتار :
در صورتیکه عقاید، اعمال و قوآنین خویش را به آیات روشن و محکم قرآن منطبق نمائیم علاوه بر آنکه موجبات رستگاری اخروی خود را مهیا می کنیم دامنه عدالت، آزادی، رفاه، امنیت و سایر نیکویی ها را در دنیا گسترش خواهیم داد:
بعضی قول و حدیث ها حق را به باطل پوشانده و شرک و خرافه را به توحید و یگانه پرستی آمیخته و تفرقه و فساد را افزایش داده اند و به بیان قرآن که می فرماید: « … لِمَ تَلْبِسونَ الْحَقَّ بِالباطلِ … چرا حق را به باطل
می پوشآنید …( ۷۱ آل عمرآن) وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ… – و از مردمان کسانی( هستند که) بدون دانش، خریدار روایاتی بیهوده اند تا( خود و دیگران را) از راه خدا گم نمایند …

«۶ لقمان)» برخی از ما انسان ها ندانسته به تعدادی از احادیث نادرست گرایش پیدا کرده و بعضی از اعتقادات و اعمال خود را بر اساس آن ها شکل داده ایم ، در حالیکه طبق بعضی بررسی ها و به تصریح آیاتی که نمونه هایی از آن ها ذیلاً بیان می شود قرآن کریم بهترین حدیث، کتاب هدایت خدا، نور، قانونی کامل و نعمتی تمام، فرقان و میزان سنجش حق و باطل، رحمت و بیان

کننده همه حقایق مورد نیاز برای هدایت و کمال و رستگاری بشر میباشد، و حضرت محمد(ص) نیز رسول خدا و ابلاغ کننده قرآن، امام و رحمت و در متابعت از قرآن و درعمل به دستورات آن سرمشقی نیکو برای جهانیان بوده ، آن حضرت و سایر انسان ها مخصوصاً مسلمانان به تمسک به قرآن و اجرای دستورات آن موظف گردیده و از تفرقه و داشتن عقیده و عمل خلاف قرآن ممنوع شده اند.

البته بعضی روایات دارای مفاهیمی حکیمانه، پندآموز و در جهت تبیین و تفسیر مطالب مندرج در کتاب های الهی می باشند، ولی آنچه مسلم است، آنستکه ما انسان ها با شنیدن یا دیدن چیزی نمی توآنی تمام قسمت ها و جوانب آن را به ذهن خود بسپاریم و بازگو کنندگان حدیث و خبر به فرض این که راستگو و

بی غرض بوده باشند، هر یک از آنان برداشت و نظر خود را بیان کرده اند و معمولاً کمبود اطلاع و اشتباه و فراموشی موجب تغییری موثر در عبارات و مفاهیم حدیث و خبر می باشد و علاوه بر تغییر غیر عمد اکثر عبارات و مفاهیم روایات، چون در طول تاریخ حدیث، روایاتی نیز تسط افراد بی تقوا، جعل و تحریف گردیده و بسیاری از آن ها و خیلی از احادیثی که بغیر عمد تغییر یافته است به

رسولان و اولیاء دین خدا استناد و نسبت داده شده و در اثر اغواگری ها، کم تقوایی، جعل و تغییر روایات و به سبب وجود رویاهای شیطانی که تایید کننده عقاید باطلند، خیلی از آثار رسالت انبیاء خدا از میان رفته و ایمان واعمال اکثر افراد خداپرست به شرک و خرافه پرستی گرائیده است. لذا می باید بیش از پیش به قرآن اهمیت و بها بدهیم و با مطالعه دقیق و مداوم آن، به زبان و مفاهیم

این کتاب عظیم آشنا و مانوس شویم و در مقام تفسیر هر آیه آن، بدون پیش داوری و حب و بغض، ضمن در نظر داشتن اهداف کلی نزول قرآن به توضیحات و اشاراتی که در سایر آیه های قرآن و با جمع بندی کلیه آیه های مربوط به موضوع آیه مورد نظر، تفسیر آن آیه را مشخص نمائیم و نه تنها نظر خود یا بعضی روایات مورد نظر خود را به قرآن تحمیل نکنیم

، بلکه به وسیله قرآن اعتبار و ارزش روایت ها را بسنجیم و روایاتی که با آیات محکم قرآن هم خوانی و هماهنگی ندارند به کنار بگذاریم و بیشترین جهاد و تلاش ما بر آن باشد که با افزایش دانش و بهره گیری هر چه بهتر از خرد خویش همه اعتقادات و اعمال خود را قرآنی نمائیم، تا با متابعت از خشنودی خداوند مهربان در دنیا و آخرت سعادتمند و رستگار باشیم.

نمونه آیات مورد استناد:
۱/۱- قرآن از هر حدیثی بهتر است
آیه ۲۳سوره زمر:« اللهُ نَزَّلَ اَحْسَنَ الحَدیث … – خداوند قرآن را که بهترین حدیث است نازل کرد (تا هر که بخواهد هدایت شود به وسیله آن او را هدایت نماید) …»
۲/۱ – قرآن کتاب هدایت خداوند است:
آیه ۹ سوره اسراء :« ان هذا القرآن یَهدی لِلَّتی هِیَ اَقْوَمُ … – این قرآن به درستی و به آنچه راست تر و پایدارتر است هدایت می نماید …»

۳/۱- قرآن نور است :
آیه ۱۷۴ سوره نساء : « یا ایها الناسُ قَدْ جاءَکم بُرهان مِنْ رَبِکُمْ وَ انزَلنا الیکم نوراً مُبینا – ای مردم
( برای هدایت شما) از جانب پروردگارتان حجت حق( و دلیلی آشکار) آمد و به سوی شما نوری تابان نازل کرده ایم »
۴/۱- قرآن قانونی کامل و نعمتی تمام است:
آیه ۳ سوره مائده:« … اَکْمَلْتُ لَکُم دینکم وَ اَتْمَمْتُ علیکم نِعْمَتی … – (قانون) دین شما را به حد کمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم .»

۵/۱- قرآن فرقان و جداکننده حق از باطل است:
آیه ۱ سوره فرقان :« تَبارکَ الذی نَزَّلَ الفُرقان عَلی عَبده لیکونَ لِلعالمینَ نَذیراً – خجسته و پر برکت است آن که فرقان( جدا کننده حق از باطل) را بر بنده اش نازل کرد تا برای جهانیان هشدار دهنده باشد» .
۶/۱- قرآن میزان سنجش حق و باطل است:
آیه ۱۷ سوره شورا:« الله الذی انزَلَ الکتابَ بالحقِ وَ المیزان … – خدا کسی است که کتاب را به حق و میزان نازل کرد …»

۷/۱- قرآن رحمت و بیان کننده همه حقایق مورد نیاز برای هدایت و رستگاری است:
آیه ۸۹ سوره نحل: « … وَ نَزَّلنا عَلَیْکَ الکِتابَ تبیانا لکلِّ شیئٍ وَ هُدیً وَ رحمه و بشری للمسلمین – و ما کتاب را که تبیین کننده هر چیز و هدایت و رحمت و بشارت برای تسلیم شدگان ( به حق) است بر تو نازل کردیم»

۸/۱- حضرت محمد(ص) رسول خداوند برای همه مردم است:
آیه ۲۸ سوره سبا :« … و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیراً… – و ما تو را به پیامبری نفرستادیم مگر برای همه مردم مژده دهنده و بیم رسان …»
۹/۱- حضرت محمد(ص) ابلاغ کننده قرآن است:
آیه ۵ سوره نور:« … و ان تطیعوه تهتدوا و ما علی الرسول الا البلاغ المبین … – و اگر آنرا اطاعت کنید هدایت
می شوید و بر پیغمبر چیزی جز ابلاغ آشکار نمی باشد »

۱۰/۱- حضرت محمد(ص) امام و رحمت برای جهانیان است:
آیه ۸۰ سوره نساء: « من یطع الرسول فقد اطاع الله … – کسی که رسول خدا را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است …» و آیه ۱۰۷ سوره انبیاء: « و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین – ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم »
۱۱/۱- حضرت محمد(ص)مکلف به متابعت از قرآن بوده است:
آیه ۲ سوره احزاب:« و اتبع ما یوحی الیک من ربک …- و آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی می شود پیروی کن …»

۱۲/۱- حضرت محمد(ص) طبق احکام قرآن قضاوت و رفتار مینموده است:
آیه ۴۹ سوره مائده :« و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهواء هم و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک …- و میانشان بر وفق آنچه خدا نازل کرده است حکم کن و از هوس هایشان پیروی مکن و از ایشان بر حذر باش که مبادا بفریبندت تا از بعضی از چیزهایی که خدا بر تو نازل کرده غفلت نمائی …»
۱۳/۱- رسول خداوند امام و سرمشقی نیکو است:
آیه ۲۱ سره احزاب:« لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً …- برای کسانی از شما که به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را زیاد یاد می کنند رسول خدا، امام و الگوئی نیکو می باشد»

۱۴/۱- همه ما باید قرآن را وسیله اتحاد خود با یکدیگر قرار بدهیم:
آیه ۱۰۳ سوره آل عمرآن:« واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرَّقوا …- همگی به ریسمان خدا
( قرآن) چنگ بزنید و متفرق نشوید…»
۱۵/۱- حضرت محمد (ص) و مسلمانان( و سایر انسانها)به تمسک به قرآن و اجرای دستورات آن موظف گردیده آند:
آیه های ۴۳ ۴۴ سوره زخرف: فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم – ( ای محمد) پس به آنچه به تو وحی شده چنگ بزن( در این صورت) تو بر راه راست هستی(۴۳) و انه لذکر لک و لقومک و سوف تسئلون – و به درستی که این (قرآن) قانون تو و قانون قوم توست و به زودی( در مورد نحوه عمل به آن) مورد سوال قرار خواهید گرفت ۴۴»

 

۱۶/۱- در اثر اغواگریها، جعل و تغییر روایات و بعضی رویاهای شیطانی، خیلی از آثار رسالت انبیاء خداوند از میان رفته و ایمان و اعمال اکثر افراد خداپرست به شرک و خرافه پرستی گرائیده است، نمونه آیات مبین این موضوع:
آیه های ۱۱۶ و ۱۱۷ سوره مائده:« و اذ قال الله یا عیسی ابن مریم ءانت قلت للناس اتخذ ونی و امی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب – و هنگامی که( در روز قیامت) خداوند گفت: ای عیسی پسر مریم، آیا تو برای مردم گفته ای که مرا و مادرم را از دون خدا

پرستش نمائید؟! (حضرت مسیح در بیان واقعیت خواهد) گفت پاک و منزهی از هر گونه شریک، شایسته و سزاوار من نیست که سخنی بگویم که حقم نباشد، اگر چنین ناحقی را گفته بودم تو خود میدانستی، تو به اسرار و ضمیر من آگاهی و من از آنچه در ذات تو است بی خبرم، به درستی که تو دانای غیب هائی(۱۱۶) ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی و ربکم و کنت علیهم

شهیدا ما دمت فیهم فلما توفیتنی کنت انت الرقیب علیهم و انت علی کل شیء شهیدٌ- تنها چیزی که من برای آنان گفتم، همان بود که به من ماموریت دادی تا آنان را دعوت به عبادت تو نمایم و بگویم خداوند یگانه را که پروردگار من و پروردگار شماست پرستش کنید و تا زمانی که در میانشان بودم گواه بر آنان بودم( و حتی الامکان نگذاشتم شرک ورزی و خرافه پرستی نمایند) و وقتی مرا برگرفته و میراندی( دیگر اطلاعی از آنان نداشتم) تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیز گواهی(۱۱۷)» .

۱۷/۱- قرآن می باید بطور مداوم مورد مطالعه قرار گیرد:
آیه ۲۰ سوره مزمل:« … فاقروا ما تیسر من القرآن … – پس هرچه میسر است قرآن بخوانید( با توجه به آیات ۱ تا ۴ و آیه ۲۰ سوره مزمل و بعضی ایه های دیگر قرآن کریم، شاید بهتر باشد که حتی الامکان حدود ۶ ساعت از شبانه روز قرآن را به دقت مطالعه و در آن تدبر و تفکر نمائیم)»
۱۸/۱- خداوند برای آشنایی و عمل به قرآن، فراگیری این کتاب عظیم را آسان نمود:

آیه ۱۷ سوره قمر:« و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مذکر – ما قرآن را برای ذکر (یادآوری، حکمت آموزی و به عنوان وسیله هدایت و قانونی لازم الاجرا) آسان نمودیم، پس آیا پندگیرنده( و اجرا کننده) ای هست؟
(که حق آن را به جای آورده، از کم اعتنایی به آن اجتناب کرده و هدایت شونده باشد) »
۱۹/۱- باید برای افزایش دانش قرآنی و بهره گیری هر چه بهتر از خرد خویش تلاش کنیم:
آیه ۱۱۴ سوره طه: « … و قل رب زدنی علما – و بگو پروردگارا به دانش من بیفزایی» و آیه ۹ زمر:« … هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب – آیا کسانی که می دانند با

که نمی دانند برابرند؟! تنها خردمندان پند می پذیرند» و آیه های ۷ و ۸ بینه« ان الذین امنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه – کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند بهترین آفریدگانند (۷) جزاوهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه – پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت های جاوید است که از زیر آن نهرها جاریست و تا ابد در آن متنعمند هم خدا از آنان خشنود است و هم آنان از خدا خشنود می باشند، آن( مقام و موقعیت عالی در آخرت) برای کسی است که

( در دنیا) از نافرمانی پروردگارش بیمناک بوده است(۸) و به موجب آیه ۲۸ فاطر تنها بندگان دانای خدا از نافرمانی او و از این که افکار یا گفتار و یا کردارشان خلاف رضای خدا باشد بیمناک
می باشند:« … انما یخشی الله من عباده العلموا …»۲۰/۱- با متابعت از هدایت و خشنودی خداوند متعال در دنیا و اخرت سعادتمند و رستگار باشیم:
آیه ۷۱ سوره انعام:« … قل ان هدی الله هو الهدی و امرنا لنسلم لرب العالمین – بگو هدایت خدا هدایت است،

. امر شده ایم که برای پروردگار جهانیان تسلیم شویم» و آیه های ۱۵ و ۱۶ سوره مائده :« …قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین- از جانب خداوند نور و کتاب آشکار بر شما نازل شده است(۱۵) یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم- خداوند به وسیله آن هر کس را که در پی خشنودی اوست به راه های سلامت، آرامش و رستگاری هدایت می کند و طبق مشیت خود آنان را از ظلمت ها( ظلمت شرک، ستم، دروغ، نادرستی و … ) خارج و به سوی نور( نور توحید، عدل، راستی، درستی و …) رهبری و ایشان را به راه راست هدایت می نماید»

امید است قرآن پژوهان خردمند و حقوقدانان و قضات آشنا به مفاهیم قرآن از راه های مقتضی در رفع نقائص این جزوه و در تکمیل مطالب آن اقدام فرمایند، باشد که به عنایت خداوند مهربان و در اثر تبلیغ قرآن و عمل به دستورات آن در انجام تعهد خود نسبت به دین حق موفق شویم و همچون افراد مرتد یا کسانی که آیات خدا را کتمان می کنند مورد لعن خدا و ملائکه و مردمان نباشیم و یا از آنانی محسوب نشویم که به گناه بی اعتنائی به قرآن مشمول شکایت رسول خدا بوده آند

.
الف/۱- در رابطه با ارتداد: « کیف یهدی الله قوما کفروا بعد ایمانهم و شهدوا ان الرسول حق و جاء هم البینات و الله لا یهدی القوم الظالمین – چگونه خداوند جمعیتی را هدایت کند که بعد از ایمان و گواهی به حقانیت رسل، و آمدن نشانه های روشن کافر( مرتد) شدند، خداوند جمعیت ستمکاران را هدایت نمی کند اولئک جزاوهم ان علیهم لعنه الله و الملائکه و الناس اجمعین – کیفر این افراد مرتد آنست که خداوند و ملائکه و مردمان بر آنان لعن فرستند( و به ایشان بی اعتنائی نمایند) ۸۷ ال عمرآن و …

ب/۱- در خصوص مخفی نگهداشتن آیات:« ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون – کسانی را که آیات روشن و هدایت کننده ای را که نازل نموده ایم پس از آن که در کتاب برای مردم بیانشان کردیم کتمان می کنند، خداوند لعنت ( و از رحمت خود دورشان) می کند و لعنت کنندگان نیز آنان را( در ردیف افراد مرتد

) لعنت می کنند) (۱۵۹ بقره) ( با توجه به آیاتی نظیر آیه های ۱۷۴ و ۲۱۷ بقره ، ۲۶ انعام، ۲۴ و ۴۲ انفال، ۶ غافر، ۴۹ توبه، ۹۷ نحل، ۱۶۷ تا ۱۷۱ آل عمرآن ، ۲۶ یس، ۵۰ و ۵۱ حج و ۹۹ تا آخر سوره مومنون، کسانی که با کتمان قرآن آنرا فدای دنیای خود می کنند در حقیقت جز آتش در بطون خود نمی خورند و مانند افرادیکه ازدین حق برگشته و مرتد شده اند با سایر تباه کرداران از اهل هلاکت میشوند و همچون ال فرعون و دیگر کافرانی که گوئی از هم اکنون جهنم ناظر و محیط بر

آنانست این کتمان کنندگان قرآن نیز جهنم را جایگاه دائمی خود می کنند، اما افراد مومنی که با رعایت قرآن و عمل به آن از اعمالی صالح برخوردارند همچون کشته شدگان در راه خدا اهل جنت و حیات طیبه می شوند و روز قیامت در جنت و جوار رحمت خدا متنعم و شاد خواهند شد) و …
پ/۱- در مورد شکایت رسول خدا: « و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا – پیامبر گفت: ای پروردگار من، قوم من از این قرآن دوری جستند ( و آنطور که لازمست به آن اعتناء ندارند) ۳۰ فرقآن » و …

۲- مقدمه:
الف/۲- قرآن باطل کننده اتهاماتی است که علیه اسلام مطرح میشود:
در جهت تبیین پاسخ قرآن به بعضی اتهامات از قبیل اتهام تجویز بعضی رفتارهای ظالمانه و مخالفت با پاره ای از حقوق بشر، در این جزوه به جرائمی که مجازات دنیائی آنها در قرآن مشخص شده و موارد تجویز جنگ و به آیاتی مربوط به حجاب، حقوق زن، تعدد زوجات، حقوق اقلیت ها … اشاره گردیده است تا با تدبر و تفکر در قرآن، ضمن توجه به مردود بودن اتهام های ذکور، پیوسته در مسیر حق و در جهت رضای خدا قرار داشته و با عمل به قرآن از خوبان و رستگاران باشیم

.
ب/ ۲- لزوم اصلاح قوآنین پیشی گیرنده از قرآن:
« لا تقدموا بین یدی الله و رسوله …- از خدا رسول او پیشی نگیرید( ۱ حجرات) … من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون – … من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون – … و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون – طبق کتاب هدایت خدا قضاوت و رفتار نمایید تا از کافران، ظالمان و فاسقان محسوب نگردید( ۴۴ و ۴۵ و ۴۷ مائده) »…

با آنکه در شریعت اسلام انسان ها در اعمال خود به ویژه در تعیین مجازات خطاکاران نباید از خداوند و رسول او پیشی بگیرند و مجازاتی سنگین تر از آنچه در قرآن کریم تصریح گردیده است برای افراد مجرم معین کنند و علیرغم آن که قرآن به اعدام مرتکبین غیر حرفه ای یا غیر مفسد بزه های زنا و لواط دستور نداده و مجازات خاصی نیز برای مرتکب شرب خمر مقرر نکرده است، بعضی افراد و جمعیت ها مجازات اعدام برای مرتکبین بزه های زنا و لواط و نیز مجازات ۸۰ ضربه شلاق برای

مرتکب بزه شرب مسکر، و بعضی مجازات های دیگر که قرآن مجید بر لزوم آن ها نیز تصریح نفرموده مانند اعدام برای سب النبی را بهانه ای جهت تخطئه دین مبین اسلام قرار داده اند و با بیان این که مجازات های مذکور غیر عادلانه، خشن و خلاف حقوق بشر می باشد حقانیت قرآن را در انظار جهانیان مخدوش جلوه می دهند(

موضوع قسمت هائی از مواد ۸۲ تا ۱۲۶ و مواد ۱۷۴ و ۵۱۳ قانون مجازات ایران مصوب دهه ۱۳۷۰) در حالی که قرآن ضمن تاکید به تقویت تقوا پیروان خود را به عدالت و میانه روی و اجتناب از سخت گیری های جبارانه امر فرموده و خواسته است مانند اقوامی همچون قوم عاد نباشیم که در ایه ۱۳۰ سوره شعرا با خطاب:« و اذا بطشتم بطشتم جبارین» مورد سرزنش قرار گرفته اند، و تقوای الهی نیز اقتضا می کند که برای خودداری از ظلم، اگر ابهامی وجود دارد آنرا به نفع افراد متهم تفسیر نمائیم …

البته قرآن تمام جرائمی را که در موقعیت های گوناگون وقوع می یابند نام نبرده ، ولی با نشان دادن خط مشی کلی و مشخص نمودن نمونه هائی از جرائم و مجازات آنها، روش تشخیص جرم و نحوه تعیین مجازات عادلانه را ضمن دستوالعملهای لازم تبیین نموده است.

۳- جرائمی که مجازات دنیائی آنها در قرآن مشخص شده است:
۱- زنا ولواط
۲- محاربه با خدا و رسول و افساد فی الارض و قتل عمد
۳- قذف یا رمی بهتان زنا
۴- سرقت
۵- ایراد صدمه عمدی به بدن دیگران
۶- قتل غیر عمد
۷- شکستن عهد و سوگند
۸- ظهار
۹- نشوز زوجه
۱۰- شکار حیوانات صحرائی در حال احرام
۱۱- شرک ورزی به خدا در داخل مسجد.
۱/۳- کیفر قرآنی زنا و لواط:
طبق آیه ۲ سوره نور که می فرماید: « الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده و لا تاخذکم بهما رافه فی دین الله …» مجازات افراد زناکار صد ضربه شلاق می باشد و عند الاقتضا، به ویژه اگر زانیه شوهر دار باشد به تجویز آیاتی نظیر ایه ۱۵ و ۱۶ سوره نساء:« والاتی یاتین الفاحشه من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعه منکم فان شهدوا فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا و(۱۵) الذان یاتیانها منکم فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان الله

کان توابا رحیما (۱۶) اضافه بر محکومیت به تحمل شلاق می توان هر یک از زانیه و زانی را مدتی در محل مناسبی زندانی نمود تا هم شاکی تسکین یابد و هم فرد مجرم با فراگیری مفاهیم قرآن تربیت و اصلاح شود، و مرتکبین لواط و بعضی دیگر از برقرار کنندگان روابط نامشروع نیز طبق ایات ۱۵ و ۱۶ فوق الذکر می باید مورد اذیت یا مجازات هائی از قبیل حبس، شلاق و تبعید قرار گیرند تا توبه نموده و اصلاح گردند و در تکمیل کیفرهای مذکور به دلالت ایاتی مانند ایه ۱۹ سوره نساء که استرداد بعضی از آنچه به زوجه داده شده را ممنوع فرموده مگر هنگامیکه مشارالیها مرتکب عملی ناشایست شود:

« لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهم الا ان یاتین بفاحشه مبینه … » همسر شخصی که مرتکب زنا یا لواط گردیده است می تواند خساراتی عادلانه از زوجه یا زوج خطاکار خویش دریافت نماید و اگر خواهان طلاق نیز باشد در صورتی که شخصاً به زنا یا لواط آلودگی نداشته و پاک باشد با استناد به آیات ۳ و ۲۶ سوره نور که زناکار و ناپاک را فاقد شایستگی جهت همسری شخص پا

ک معرفی می نماید می توآند برای جدائی از همسر ناپاکش از تسهیلاتی ویژه استفاده و او را از زندگی خود خارج نماید:« الزانی لا ینکح الا زانیه او مشرکه و الزانیه لا ینحکها الا زان او مشرک و حرم ذلک علی المومنین – مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرکه نکاح نکند و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به نکاح خود درنیاورد و این کار بر مومنین حرام است (۳)الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات …- زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پاک … (۲۶) و …
تبصره – به موجب آیه ۲۵ سوره نساء که می فرماید:« … فاذا احصن فان اتین بفاحشه فعلیهن نصف ما علی المحصنات من العذاب …» کیفر کنیزان شوهرداری که مرتکب زنا و دیگر روابط نامشروع می شوند نصف کیفر زنان آزاد شوهرداری می باشد که مرتکب آن جرائم می گردند.
تذکره: به بیان ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی ایران مصوب دهه ۱۳۷۰: « حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن ( دارای همسر) و غیر محصن نیست: الف- زنا با محارم نسبی

.
ب- زنا با زن پدر که موجب قتل زانی است ج- زنای غیر مسلمان یا زن مسلمان که موجب قتل زانی است . د- زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است» و به بیان ماده ۸۳:« حد زنا در موارد زیر رجم است: الف- زنای مرد محصن ب- زنای زن محصنه با مرد بالغ …» و به بیان ماده ۸۸:« حد زنای زن یا مردی که واجد شرایط احصان نباشند صد تازیانه است.» و به بیان ماده ۹۰:« هرگاه زن یا مردی ( که مجرد است و یا در وضعیت تجرد قرار دارد) چند بار زنا کند و بعد از هر بار حد(تازیانه) بر او جاری شود در مرتبه چهارم کشته می شود»

و به موجب ماده ۱۰۸:« لواط و طی انسان مذکر است چه بصورت دخول باشد یا تفخیذ» و طبث ماده ۱۰۹:« فاعل و مفعول لواط هر دو محکوم به حد خواهند شد» و به موجب ماده ۱۱۰:« حد لواط در صورت دخول قتل است …» و بموجب ماده ۱۱۱:« لواط در صورتی موجب قتل می شود که فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند» و بموجب ماده ۱۱۲:« هرگاه مرد بالغ و عاقل با نابالغی لواط کند فاعل کشته می شود و مفعول اگر مکره نباشد تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می شود» و

طبق ماده ۱۱۳:« هرگاه نابالغی نابالغ دیگر را وطی کند تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می شود مگر آنکه یکی از آنها اکراه شده باشد» و بموجب ماده ۱۲۱ و تبصره ذیل آن:« حد تفخیذ و نظایر آن بین دو مرد بدون دخول برای هر یک صد تازیانه است. و در صورتی که فاعل غیر مسلمان و مفعول مسلمان باشد حد فاعل قتل است» و بموجب ماده ۱۲۲ قانون فوق الذکر:
« اگر تفخیذ و نظایر آن سه بار تکرار و بعد از هر بار حد جاری شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است.»

۲/۳- اعلام مجازاتی است برای محاربه با خدا و رسول و افساد فی الارض و قتل عمد:
به موجب آیاتی نظیر آیه های ۳۳ و ۳۴ سوره مائده :« انما جزاوا الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فساداً ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزیٌ فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم (۳۳)الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعلموا ان الله غفور رحیم(۳۴) .کسآنی که با کارهای حرامی مانند قیام مسلحانه علیه قرآن واحکام آن مرتکب محاربه با خدا ورسول او شوند وبرای ایجاد فساد در زمین تلاش نمایند ،اگر قبل از آن که مورد تعقیب قرار گیرند توبه نکرده باشند ،مجازات آنان یا اعدام یا آویخته شدن به صلیب یا

قطع دست وپا ویا نفی بلد است وبه موجب آیاتی نظیر آیه ۱۷۸ سوره بقره :«یا ایها الذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر والعبد بالعبد والانثی بالآنثی فمن عفی له من اخیه شی فاتباع بالمعروف واداءالیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم ورحمه فمن اعتدی بعد ذلک فله عذاب الیم » کسی که به طور عمد وبه ناروا انسانی بی تقصیر را بکشد در صورت نبود جهتی برای تخفیف مجازات او ،مجازاتش اعدام می باشد .اما مرتکب یک بار زنا یا لواط وحتی کسی که یک بار مرتکب بزه اهانت به نبی عالیقدر اسلام (ص) شده اگر تلاشی برای گسترش فساد در اجتماع به عمل نیاورده وعلیه حکومت قرآن جنگ ننموده است به نظر نمی رسد که محارب ومفسد فی الارضی

محسوب شود که به موجب آیات فوق الاشعار ، اعدام وی امکان پذیر باشد وقانون گذار محترم ایران نیز با آن که اعدام را برای بزه های مذکور منظور داشته است در مقام تعریف بزه محاربه وافساد فی الارض ، بزه های سب النبی ، لواط وزنا را از مصادیق محاربه وافساد فی الارض محسوب ننموده است .

۱/۲/۳- بزه محاربه وافساد فی الارض در قانون مجازات :
در ماده ۱۸۳ «هر کس که برای ایجاد رعب وهراس وسلب آزادی وامنیت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب ومفسد فی الارض می باشد …»ودر ماده ۱۸۵ «سارق مسلح وقطاع الطریق هر گاه با اسلحه امنیت مردم یا جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است .» ودر ماده ۱۸۶ «هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است تمام اعضاء وهواداران آن که موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را می دانند وبه نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت وتلاش موثر دارند محاربند ، چه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند …» و در ماده ۱۸۷« هر فرد یا گروه که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسآنی که با اگاهی و اختیار امکانات مالی موثر و یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اتیار آن ها بگذارند محارب و مفسد فی الارض می باشند» و در ماده ۱۸۸ « هر کس در طرح براندازی حکومت اسلامی خود را نامزد یکی از پست های حساس حکومت کودتا نماید و نامزدی او در تحقق کودتا به نحوی موثر باشد، محارب و مفسد فی الارض است.»

۲/۲/۳- مصادیقی قرآنی از بزه محاربه و افساد فی الارض( توام با بیان بعضی اهداف حجاب)
الف- : با توجه به آیاتی مانند ایه های ۵۷ الی ۶۲ سوره احزاب ، اگر کسی بی اعتناء به بعضی اموزش های قرآن کریم، با تکرار کارهای مجرمانه ای از قبیل ایجاد مزاحمت برای بانوان با تقوا و نشر اکاذیبی که موجب بدنام شدن افراد خوب است سبب ناامنی یا فساد محیط و یا موجب آزار برخی مومنین به قرآن باشد و اقدامات پیش گیرانه و مجازات های تادیبی و بازدارنده نیز در مورد او موثر واقع نشود و به تکرار رفتار ظالمانه ادامه داده، زیان او برای جامعه قرآنی و بندگان صالح خدا با زیان مرتکب محاربه و افساد فی الارض برابری کند، چنین فرد مفسدی را دادگاه می توانند از محاربه

کنندگان یا در حکم محاربه کننده با خدا و رسول به حساب اورد و برای سالم سازی محیط زندگی به مجازات اعدام محکوم نماید:« ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا (۵۷). والذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا(۵۸). یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نسائ المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کآن الله غفورا رحیما (۵۹). لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه لنغرینک بهم ثم لا یجاورونک فیهم الا قلیلا(۶۰) . ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و

قتلوا تقتیلا (۶۱). سنه الله فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا (۶۲)– همانا کسانی که خدا و پیامبرش را می رنجانند خداوند آن ها را در دنیا و اخرت از رحمت خود دورمی سازد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده کرده است . و کسانی که مردان وزنان با ایمان را( به ناحق) به خاطر کار بدی که نکرده اند ازار می دهد بهتان و گناه اشکاری را حملمی کنند . ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که از جلباب های خود( یا لباسهای رویی که سر را پوشیده و نقاط هوس انگیز و برجستگی های تحریک کننده بدن را پنهان می دارند) بر خویشتن بپوشانند این نزدیک تر است به این که( به داشتن ایمان و به پرهیزگاری) شناخته شوند ( با پوشش و رفتار مناسب ا

ز تحریک شهوت و از برانگیخته شدن طمع مردم نسبت به خود جلوگیری کنند) تا مورد اذیت( دو ریان و بیمار دلان) واقع نشوند و ( از آنجا که) خداوند آمرزنده و مهربان است( علاوه بر استفاده از امنیت و مصونیتی که پوشش مورد نظر ایجاد می کند با رعایت تقوای خداوند هر چه بیشتر از بخشایش و رحمت او برخوردار شوند) . اگر منافقین و بیماردلان و مرجفون در مدینه ( از اعمال ظالمانه ای که سبب رجفه یا تشنج و نگرانی در بین مردم است) باز نایستند تو را بر آن ها می گماریم تا جز اندکی نزدیکت در شهر باقی نمانند. لعنت شدگان( که نفرت عمومی علیه ایشان است) هر کجا یافت شوند دستگی( محاکمه) و کشته شوند. کشته شدنی عادلانه . این سنت خداوند است در آنان که از پیش گذشتند و هرگز در سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.

ب- با توجه به آیاتی نظیر آیه های ۸۸ تا ۹۱ سوره نساء هر منافقی که به سبب دشمنی و مخالفت با قرآن مجید با مسلمانان جنگ نماید، هم چنین هر شخص فتنه جوئی که انسان ها را بدون مجوز قرآنی مورد تعرض و تعدی قرار داده موجب سلب آزادی و امنیت آنان باشد،
می توان به اتهام محاربه با خدا و رسول و ایجاد فساد در زمین محاکمه و به مجازات اعدام محکوم نمود:

« فما لکم فی المنافقین فئتین و الله ارکسهم بما کسبوا اتریدون ان تهدوا من اضل الله و من یظلل الله فلن تجد له سبیلا(۸۸). ودوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء فلا تتخذوا منهم اولیاء حتی یهاجروا فی سبیل الله فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم حیث وجدتموهم و لا تتخذوا منهم ولیا و لا نصیرا (۸۹). الا الذین یصلون الی قوم بینکم و بینهم میثاق اوجاوکم حصرت صدورهم ان یقاتلوکم او یقاتلوا قومهم و لو شاء الله لسلطهم علیکم فلقاتلوکم فان اعتزلوکم فلم یقاتلوکم والقوا الیکم السلم فما جعل الله لکم علیهم سبیلا(۹۰). چرا در مورد منافقان دو گروه شده اید و حال آن که خدا آنان را به سبب کردارشان مردود ساخته است، آیا می خواهید کسی را که خدا ( به طور ضابطه مند) گمراه کرده است هدایت کنید؟ و هر که را که نخواهد با قرآن هدایت شود و او را) خدا گمراه نماید هرگز راهی برای( هدایت) او نخواهی یافت(۸۸). دوست دارند همچنان که خود به راه کفر

می روند شما نیز کفر ورزیده همانند آنان باشید، پس با آنان دوستی نکنید تا در راه خدا هجرت نمایند. پس اگر( در جهت کمک به نیروهای کفار و مشرکین حربی، به اسلام) پشت کردند( علاوه بر آن که باید) از آن ها یار و یاور اختیار نکنید، می باید هر کجا آنان را یافتید دستگی( محاکمه) و به قتل برسانید(۸۹) به جز آنان که به قومی می پیوندند که میان شما و آن قوم پیمان وجود دارد ، یا در حالی که از جنگیدن با قوم خود دلتنگ شده باشند نزد شما بیایند، و اگر خدا می خواست آنان را بر شما تسلط می داد تا با شما جنگ کنند، پس اگر از تعرض به شما خودداری کردند و با شما نجنگیدند و به شما پیشنهاد صلح کردند، در این حالت خدا راهی برای تعرض به آنان برای شما قرار نداده است(۹۰) ستجدون اخرین یریدون ان یامنوکم و یامنوا قومهم کل ماردوا الی الفتنه ارکسوا

فیها فان لم یعتزلوکم و یلقوا الیکم السلم و یکفوا ایدیهم فخذوهم واقتلوهم حیث ثقفتموهم … – به زودی گروهی دیگررا خواهید یافت که می خواهند از شما و از قوم خود در امان باشند ولی هرگاه به فتنه ای خوانده شوند در آن سرنگون می شوند( و سعی خود را برای ایجاد فساد به کار می برند) پس اگر از ایجاد فتنه و فساد علیه شما خودداری نکردند و به شما پیشنهاد صلح و سازش ندادند و از تجاوزات ظالمانه باز نایستادند، ایشان را هر کجا یافتید دستگیر( محاکمه) و به قتل برسانید …( ۹۱ نساء)
۳/۳ – هشتاد ضربه شلاق: کیفر قذف – یارمی بهتان زنا:
خداوند متعال در آیات ۴ و ۵ سوره نور با بیان « والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده و لا تقبلوا لهم شهاده ابدا و اولئک هم الفاسقون- الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم» برای کیفر افراد بی تقوائی که زنان عفیف را به زنا متهم می کنند و در اثبات ادعای خود چهار شاهد معرفی نمی نمایند، هشتاد ضربه شلاق مقر فرموده است، تا اگر بعد از بهتانی که زده اند توبه نکرده، با جبران گناه خویش به صلاح در نیامده باشند ضمن محرومیت از قبول شهادت، مجازات مذکور را تحمل نمایند.

شایان ذکر آن که قانونگذار محترم طی مواد ۱۳۹ تا ۱۶۴ قانون مجازات ، در ماده ۱۳۹ نسبت دادن زنا یا لواط به اشخاص را قذف نامیده است و در ماده ۱۴۰ و دو تبصره آن بیان داشته« حد قذف برای قذف کننده مرد یا زن هشتاد تازیانه است. تبصره ۱- اجرای حد قذف منوط به مطالبه مقذوف است. تبصره ۲- هرگاه کسی امری غیر از زنا یا لواط ، مانند مساحقه و سایر کارهای حرام را به شخصی نسبت دهد به شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم خواهد شد.» و در ماده ۱۴۵ بیان نموده است :« هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند مانند اینکه کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی موجب محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه می شود.» و در ماده ۱۴۶ بیان

کرده:« قذف در مواردی موجب حد می شود که قذف کننده بالغ و عاقل و مختار و دارای قصد باشد و قذف شونده نیز بالغ و عاقل و مسلمان و عفیف باشد …» و در ماده ۱۵۷ قانون مذکور بیان داشته است :
« هرگاه کسی چند بار اشخاص را قذف کند و بعد از هر بار حد بر او جاری شود در مرتبه چهارم کشته
می شود»

۴/۳- قطع دست: کیفر سارق
سوره مائده ، آیات کریمه ۳۸ و ۳۹:« السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسبا نکالا من الله و الله عزیز حکیم(۳۸) فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم(۳۹) دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر گناهی که کرده اند ببرید، این عوقبتی است از جانب خدا، خدا قدرتمند و حکیم است (۳۸) پس کسی که بعد از ظلمش توبه کند و با جبران گناه خود به صلاح درآید خدا او را خواهد بخشید، خدا امرزنده و مهربان است»
کیفر سارقی که بعد از ربودن اموال دیگران پشیمان نمی شود و نمی خواهد ظلم خویش را جبران کند آنست که دست او بریده شود. و اگر سارق به سبب نحوه سرقت یا به علت تکرار جرم محارب و مفسد فی الارض محسوب شود در آن صورت به مجازات محارب و مفسد فی الارض محکوم می گردد.
البته بایدتوجه داشت که خداوند اگر در یک آیه به بریدن دست سارق دستور داده است در آیات متعدد به انفاق، پرداخت زکاه، دادن صدقه و قرض الحسنه امر فرموده و با قرار دادن ثروت های عمومی و بیت المال اعم از انفال، و بسیاری از وجوهاتی نظیر خمس و زکاه دراختیار رسول خود، و بعد از رسول (ص) با قرار دادن آنها در اختیار حکومت های مومن عادل مردمی خواسته است به

امامت قرآن و در جهت اجرای عدالت و تامین امنیت و رفاه عمومی ضمن به کیفر رساندن شخص مجرم برای تقلیل بیکاری، فقر مالی، جهل و ضعف ایمان و تقوا تلاش و سرمایه گذاری کنیم و رفع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و اموزش و پرورش را از اهم اهداف خود قرار داده و در مسیری باشیم که از نظر رشد معنوی و مادی سرامد امت ها گردیم.
۱/۱/۴/۳- اگر سارق بسبب نحوه سرقت یا به علت تکرار جرم محارب و مفسد فی الارض محسوب شود، در آنصورت می توان او را به استناد آیات ۳۳ و ۳۴ سوره مائده به مجازات محارب و مفسد فی الارض محکوم نمود:

« انما جزاءا الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزیٌ فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم( ۳۳ مائده) الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا فاعملوا ان الله غفور رحیم- کیفر کسانی که با خدا و رسولش می جنگند و سعی شان آنست که در زمین فساد کنند انست که کشته شوند یا به صلیب کشیده شوند یا یک دست و یک پای آنان از خلاف یکدیگر قطع شود یا از زمین رانده شوند، این برای ایشان خواری است در دنیا و ایشان را در آخرت عذابی عظیم است (۳۳) مگر آنان که پیش از دست یابی برایشان توبه کنند. پس بدانید خداوند آمرزنده و مهربان است
( ۳۴ مائده)

۲/۱/۴/۳- بعضی حقایق و راهکارهای مهم و ضرورت انفاق:
« یا ایها الذین امنوا انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه …- ای کسانی که ایمان اورده اید از انچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که نه خرید و فروش در آن است و نه رابطه دوستی و نه شفاعت …( ۲۵۴ بقره)- والذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون – و ( از مومنین اهل توکل به خدا و انان که نزد خداوند پاداشی نیکو و باقی ماندنی خواهند داشت) آنانند که به پروردگار خویش

پاسخ مثبت داده اند و نماز را بر پا میدارند و امر آنها( بویژه در اداره کشور) بطریق شورا و ( مشارکت و مشورت با یکدیگر) صورت می گیرد و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق مینمایند( ۳۸ شورا) »
۳/۱/۴/۳- لزوم پرداخت زکات و توجه به اینکه نحوه پرداخت زکات( اعم از مالیات حکومت اسلامی و کمک به افراد جامعه) نشاندهنده میزان ایمان پرداخت کننده آن است:
« … یا ایها الذین امنوا انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه …- ای کسانی که ایمان اورده اید از انچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که نه خرید و نه فروش در آن است و نه رابطه دوستی و نه شفاعت …( ۲۵۴بقره) والذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقنا هم ینفقون – و( از مومنین اهل توکل به خدا و انان که نزد خداوند پاداشی نیکو و باقی ماندنی خواهند داشت) آنانند که به پروردگار خویش پاسخ مثبت داده اند و نماز را برپا می دارند و امر انها( بویژه در اداره کشور) بطریق شورا( و مشارکت و مشورت با یکدیگر) صورت میگیرد و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق مینمایند(۳۸ شورا)

۳/۱/۴/۳- لزوم پرداخت زکات و توجه به اینکه نحوه پرداخت زکات( اعم از مالیات حکومت اسلامی و کمک به افراد جامعه) نشاندهنده میزان ایمان پرداخت کننده آن است:
« … و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز – خدا یاری می کند کسی را که( با متابعت از حق و دفاع از عدالت، بطور مالی یا جانی در اجرای قوانین واقعی شرع) او را یاری نماید، خدا توانا و عزتمند است( ۴۰ حج) الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه و اتوا الزکوه و امروا بالمعروف

و نهوا عن المنکر … – کسانیکه اگر انان را در زمین مکنت دهیم، نماز را بر پا می دارند و زکات می پردازند و امر به خوبی و نهی از بدی می کنند …( ۴۱حج) … انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون – جز این نیست که دوست شما خداست و رسول او و آنان که ایمان آوردند، انان که برپا می دارند نماز را و می پردازند زکات را و ایشان رکوع کنندگانند(۵۵ مائده)
طبق ایاتی نظیر آیه ۵۵ فوق الذکر، از نشانه های مومن اصیل انست که نه تنها زکات خود را بموقع و کامل پرداخت می کند، زکات وی هر مقدار زیاد هم باشد انرا در مقابل احسان و نعمتهای خدا اندک می بیند و مانند بدهکاری شرمنده، با طیب خاطر و متواضعانه بحالت خمیده زکات می دهد.
۴/۱/۴/۳- در رابطه با پرداخت صدقه:
« لا خیر فی کثیر من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس …‌» در بسیاری از نجواها خیری نیست مگر برای کسی که به صدقه دادن یا نیکی کردن و یا اصلاح نمودن بین مردم توصیه نماید( ۱۱۴ نساء)…

۵/۱/۴/۳- در خصوص قرض الحسنه:
« من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیره …- کیست به خدا قرض الحسنه دهد تا خدا آن را برایش چندین برابر کند… (۲۵ بقره) – … و اقیموا الصلوه و ءاتوا الزکاه و اقرضوا الله قرضا حسنا …- و نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و وام دهید خدا را وامی نیکو …( ۲۰ مزمل) » و …
۶/۱/۴/۳- در مورد انفال …
:« یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول …- ای رسول از تو راجع به انفال( یا امال اضافی که فاقد مالک خصوصی می باشد) سوال می کند، بگو انفال برای خدا و رسول است(۱ سوره انفال) ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم و ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نها کم عنه فانتهوا

…- خداوند آنچه را از انفال به رسولش از اهل ابادی ها ارزانی داشت از برای خدا و رسول و نزدیکان و یتیمان و درماندگان و راه گذران است تا( با مصرف آن ها در کارهای اساسی و بین نیازمندان جامعه) میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد…( ۷ حشر) »
۷/۱/۴/۳- آیه مربوط به خمس و موارد مصرف آن:
« واعلموا انما غنمتم من شی ء فان لله خمسه وللرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل …- و بدانید انچه غنیمت بدست آورده اید خمس آن( مانند انفال) از برای خدا و رسول و نزدیکان و یتیمان و درماندگان و راه گذران است …( ۴۱ انفال)»

تبصره( در خصوص خمس): با توجه به اینکه سازمان های مسئول ساماندهی ایتام و محرومین کشور برای انجام مسئولیت های خود فاقد امکانات کافی می باشند و در اکثر شهرستان ها برای نگهداری مجانین، مجرمین غیر مسئول، ایتام و سایرمحجورین بی سرپرست و اطفال و زنانی که به علت اختلافات خانوادگی و طلاق ولگرد و خیابانی شده اند مکانی وجود ندارد و کم توجهی به مسئله نگهداری، آموزش و اشتغال محجورین و محرومین سبب افزایش جرائم، مفاسد و ناامنی جامعه است. در صورتی که مراجع قانونی مسئول، نظیر سازمان بهزیستی و کمیته امداد، با

موافقت و نظارت مسئولین رده بالای کشور، ضمن تبلیغ اهداف، برنامه ها و عملکرد خویش، افراد ملت را تشویق به انجام حکم منعکسه در ایه کریمه ۱ سوره انفال و واریز خمس شرعی به حساب بانکی آن سازمان نموده، با تهیه املاک آموزشگاه ها و کارگاه های مجهز و کافی در مناطق مختلف کشور، وجوه دریافتی را جهت نگهداری- آموزش- اشتغال و تامین آتیه محجورین و محرومین هزینه و سرمایه گذاری کنند علاوه بر آنکه در رفع مشکلات موجود و در مبارزه با مفاسد و پیشگیری از جرائم موثر می باشد، برای رفاه و تعالی مردم و سربلندی قرآن و تحکیم نظام اسلامی سودمند خواهد بود.
۸/۱/۴/۳- وجوب عدالت ورزی حاکمان بر اساس آموزشهای قرآن:
« … قل امنتُ بما انزل الله من کتاب و امرت لاعدل بینکم … – بگو ایمان اوردم بدانچه فرستاد خدا از کتاب و مامور شدم که میان شما عدالت کنم …( ۱۵ شوری) » و …

۹/۱/۴/۳- وجوب اطاعت از سرپرستان امور، در حدود وظیفه و مسئولیت انان- باید تا جائیکه بر خلاف آموزشهای قرآن و سنت رسول خدا نباشد از مسئولیتی که در مصدر کارها قرار داده ایم اطاعت نمائیم تا همه امور ما بخوبی انجام پذیرد:
« یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول … – ای کسانی که ایمان اورده اید اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید رسول را و اولیاء امر از خودتان را و اگر در چیزی اختلاف کردید آن را به ( قرآن) خدا و (سنت قرآنی) رسول ارجاع دهید …( ۵۹ نساء) و ..

.
۱۰/۱/۴/۳- باید به امامت قرآن برای اصلاح امور فردی و اجتماعی تلاش کرد:
« اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم و لا تتبعوا من دونه …- از آنچه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است پیروی کنید و غیر از آن را پیروی نکنید …( ۳ اعراف) – و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه …- و این کتابی است پر برکت و سرچشمه خیرات و نیکی ها، پس از آن پیروی کنید …( ۱۵۵ انعام) – ان اتبع الا ما یوحی الی – (مَنِ رسول هم) از چیزی جز آنچه به من وحی کرده شد پیروی نمی کنم …( ۵۰ انعام) … من قبله کتاب موسی اماما و رحمه …- از پیش از قران کتاب موسی امام و رحمت بود …( ۱۲ احقاف و ۱۷ هود)»

۱۱/۱/۴/۳- می باید عدالت را در کلیه زمینه ها برقرار نمائیم تا انگیزه ای قابل توجه برای ارتکاب جرایمی نظیر سرقت باقی نماند:
« لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط …- همانا فرستادیم رسولانمان را با دلائل روشن و نازل کردیم با‌انان کتاب و میزان را تا مردم به عدالت قیام کنند …(۲۵ حدید) » و …
۱۲/۱/۴/۳- خداوند برای بندگان خود امنیت و رفاه را می پسندد:
« … یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر …- خداوند راحتی شما را می خواهد و ناراحتی شما را
نمی خواهد …( ۱۸۵ بقره) … ما یرید الله لیجعل

من حرج …- خداوند نمی خواهد شما را در تنگنا قرار دهد( ۶ مائده) و لو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیکم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون – اگر اهل قریه ها ایمان آورده و از نافرمانی پرهیز کرده بودند هر آینه گشاده بودیم بر ایشان برکت ها از آسمان و زمین، و لکن تکذیب کردند پس گرفتیم ایشان را به آنچه کسب می کردند( ۹۶ اعراف) » و …
۱۳/۱/۴/۳- هر چه تقوای مومنین به قرآن افزایش یابد، تدبر و دقت آنان در این کتاب الهی بیشتر می شود و در نتیجه بد و خوب را بهتر تشخیص می دهند و ضمن دوری بیشتر از ارتکاب جرائم، سعی ایشان برای اصلاح خود و امور جامعه افزایش می یابد:

« یا ایها الذین امنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا و یکفر عنکم سیاتکم … – ای کسانی که ایمان اورده ای اگر تقوای خدا را داشته باشید برای شما( قران را) وسیله تشخیص حق و باطل قرار می دهد و ( به این وسیله) بدی هایتان را مزداید …( ۲۹ انفال)» و …

(امید است با مطالعه دقیق قرآن و تفکر در پدیده های جهان قلب هایمان در برابر عظمت خدا نرم و خاشع شود و از بیم آن که مبادا موجب ناخشنودی خدا، یا مستوجب عذاب ناشی از نافرمانی او شویم، قرآن را مرجع و امام خود قرار دهیم و در اثر آشنایی با مفاهیم و ضوابط آن، خیر و شر، و حق و باطل را به درستی تشخیص داده و در اجتناب از عقاید، گفتار و اعمال خلاف حق موفق باشیم.)
۱۴/۱/۴/۳- مسلمانان باید از لحاظ رشد، سرامد امتها باشند:
« … ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ماء تین و ان یکن منکم مائه یغلبوا الفا من الذین کفروا بانهم قوم لا یفقهون – به سبب آن که دشمنان شما نسبت به حق کافر و مردمانی ناشکیبا و کم فهمند، اگر از شما بیست نفر با استقامت باشند بر دویست نفر آنان غلبه می کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر ایشان غلبه خواهند کرد(۶۵ انفال)» و …

ما مسلمانان می باید با فهم قرآن و عمل به آن، از نظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و رفاهی
الگوی رشد و پیشرفت سایر ملت ها و به عنوان بهترین امت« کنتم خیر امه اخرجت للناس …- (۱۱۰ آل عمران)» شاهد و معرف حقانیت قرآن نزد جهانیان بوده« … تکونوا شهداء علی الناس …( ۷۸ حج)» از نظر دفاعی آنچنان قوی و مجهز باشیم که دشمن جرأت تجاوز به حقوق ما را نداشته باشد« و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخرین من دونهم …(۶۱ انفال)
۲/۴/۳- بزه سرقت در قانون مجازات ایران:
بزه سرقت از جرایم عمدیست و یکی از ارکان تشکیل دهنده آن سوئیت مجرمانه می باشد. قانون مجازات ایران در باب هشتم کتاب حدود شامل مواد ۱۹۷ تا ۲۰۳، در تعریف سرقت بیان داشته:« سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به طور پنهانی» و در مواد ۱۹۸ و ۲۰۰ در صورتی حکم قطع ید یا حد را قابل صدور می داند که سارق: بالغ، عاقل، مختار، قاصد و غیر مضطر باشد و بداند که مال غیر را به ناحق و به عنوان دزدی می رباید و مال نیز در حرز مناسبی نگهداری شده باشد و

محل نگهداری آن هم از سارق غصب نشده باشد و نیز ارزش مال مسروقه درهر بار سرقت کمتر از ۵/۴ نخود طلای مسکوک نباشد همچنین مال متعلق به فرزند سارق و یا از اموال دولتی و وقف و مانند آن که مالک شخصی ندارد نباشد و سرقت در سال قحطی هم صورت نگرفته یا سارق قبل از بیرون آوردن مال از حرز دستگیر نشده و نیز سارق پس از سرقت مال را تحت ید مالک قرار نداده

باشد و علاوه بر کلیه شرایط مذکور صاحب مال از سارق نزد قاضی شکایت کرده و قبل از شکایت هم نه مال را به سارق بخشیده و نه سارق را بخشیده باشد و مال مسروقه نیز قبل از ثبوت جرم از راه خرید و مانند آن به ملک سارق در نیامده و یا سارق قبل از ثبوت سرقت توبه نکرده باشد.
توضیح آن که قانونگذار محترم در ماده ۲۰۱، حد سرقت را در مرتبه اول قطع چهار انگشت دست

راست سارق از انتهای آن و در مرتبه دوم قطع نصف کف پای چپ و در مرتبه سوم حبس ابد، و در مرتبه چارم اعدام می داند، و در ماده ۲۰۳ سرقتی را که فاقد شرایط اجرای حد باشد و موجب اخلال در نظم یا خوف شده یا بیم تجری مرتکب یا دیگران باشد موجب یک تا پنج سال حبس دانسته است. و در فصل بیست و یکم کتاب تعزیرات و مجازات های بازدارنده شامل مواد ۶۵۱ تا ۶۶۷ برای بسیاری از اقسام سرقت مجازات حبس و شلاق تعیین نموده است.

۵/۳- قصاص عضو: کیفر کسی که عمداً و به ناحق به بدن دیگران صدمه می زند.
با توجه به آیاتی نظیر آیه ۴۵ سوره مائده:« و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن بالاذن والسن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفاره له و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون – مقرر کردیم برایشان در تورات، که انسان در برابر انسان است و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و در جراحت ها قصاص است. پس کسی که تصدق کندد به آن، پس آن زاینده گناه اوست و کسانی که به آنچه خداوند نازل کرده است حکم نکنند هم انان ظالم

می باشند» و آیه ۱۲۶ سوره نحل:« و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین- اگر خواستید مجازات کنید فقط به مقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید. ولی اگر شکیبایی پیشه کنید این کار برای شکیبایان بهتر است» و ایه ۴۰ سوره شوری:« و جزاو سیئه سیئه مثلها فمن عفا و اصلح فاجره علی الله انه لا یحب الظالمین – و جزای بدی کیفری همانند آنست پس آن که عفو کرد و اصلاح نمود پاداش او به عهده خداوند است، خداوند ستمکاران را

دوست نمی دارد» و ایه ۱۷۹ سوره بقره:« و لکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب لعلکم تتقون- ای خردمندان برای شما در قصاص زندگانی است تا شاید ( در اثر اجرای قانن قصاص از ایراد صدمه به یکدیگر و از بی عدالتی در کیفر مجرم و از ناامن کردن محیط زندگی …) پرهیز نمایید.» و با توجه به ایه ۱۳ شوری:« شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا والذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی … – قرار داد برای شما از دین، انچه نوح را به آن توصیه کرد و آنچه بر تو وحی کردیم و آنچه به ابراهیم و موسی و عیسی وصیت کردیم …» چنین استنباط می شود که در دین

خداوند متعال از زمان های قبل از نزول قرآن کریم و شاید از زمان شروع زندگی انسان ها در زمین، کیفر عادلانه قصاص که مجازاتی کاملاً برابر و متناسب با جرم مجرم است، علاوه بر مورد قتل عمد، در موارد ایراد صدمه عمدی به اعضاء بدن انسان قابل اعمال بوده و در صورتی که شاکی حاضر به سازش نبوده، یا موردی برای تخفیف مجازات وجود نداشته، به عنوان بهترین نوع کیفر، به اجرای دقیق آن توصیه گردیده است.( موضوع قسمت هایی از مواد ۲۶۹ تا ۲۹۳ قانون مجازات) .
۶/۳- کیفر قتل غیر عمد: پرداخت دیه و ازاد نمودن بنده ای مومن …

طبق آیاتی نظیر آیه ۹۲ سوره نساء:« ما کان لمومن ای یقتل مومنا الا خطا و من قتل مومنا خطا فتحریر رقبه مومنه و دیه مسلمه ال اهله الا ان یصدقوا فان کان من قوم عدو لکم و هو مومن فتحریر رقبه مومنه و ان کان من قم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلمه الی اهله و تحریر رقبه مومنه فمن لم یجد فصیام شهرین متتعابعین توبه من الله و کان الله علیما حکیما- هیج مومنی شخص مومن را نمی کشد مگر به خطا و هر کس به خطا مومنی را به قتل برساند باید بنده ای مومن را آزاد نماید و خون بهای مقتول را نیز به اهلش بپردازد مگر آن خون بها را ببخشند و اگر مقتول فردی مومن بود ولی

قوم او دشمن شما باشند باید بنده ای مومن آزاد گردد( همانطور که این دشمنان از پرداخت خون بها به مسلمانان خودداری می کنند از پرداخت خون بها به انان خودداری شود … فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم .. آیه ۱۹۴ سوره بقره) و اگر مقتول از قومی است که بین شما و ایشان پیمان وجود دارد( طبق پیمان و تعهدات متقابل یا عرف عادلانه ای که پذیرفته ومی باشد یا همانند اقدام انان در موارد مشابه) خون بها را به خانواده مقتول پرداخت کنید و بنده مومنی را نیز ازاد نمایید و هر کس بنده مومن نیابد دو ماه پی در پی روزه بگیرد( و اگر از گرفتن روزه نیز معذور باشد حداقل، شصت نفر مسکین را خوراک دهد… فمن لم یستطع فاطعام ستین مسکینا … آیه ۴ سوره مجادله) توبه ای از خدا و خدا دانا و حکیم است.»

۱/۶/۳- در رابطه با حقوق میهمانان و اقلیت های کشور:
قانونگذار محترم در ماده ۲۹۷ قانون مجازات با بیان اینکه:« دیه قتل مرد مسلمان یکی از امور ششگانه …» و در تبصره دوم الحاقی به این ماده با بیان:« بر اساس نظر حکومتی ولی امر، دیه اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اندازه دیه مسلمان تعیین می گردد.» و در ماده ۳۰۰ قانون مذکور با بیان اینکه:« دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی خواه غیر عمدی نصف دیه مرد مسلمان است…» برای هموطنان و میهمانانی که مسلمان،

زرتشتی، کلیمی و مسیحی گفته نمی شوند دیه معلوم ننموده، همچنین درماده ۲۰۷ با بیان:« هرگاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می شود…» و در ماده ۲۱۰ با بیان:
« هرگاه کافر ذمی عمدا کافر ذمی دیگر را بکشد قصاص می شود …« در مواردی که مسلمان مرتکب قتل عمد غیر مسلمان گردد مجازات او را معین نکرده است. لذا صرفنظر از سردرگمی و دغدغه خاطر قضاتی که به شکایت اقلیت های کشور و اتباع خارجی رسیدگی می کنند، اتخاذ تصمیم بر خلاف میثاق های ملی و بین المللی و حقوق پذیرفته شده سیاسی و مدنی موجب نارضایتی و بدبینی طیف وسیعی از ملت ایران و نیز بهانه ای موثر برای تبلیغ علیه اسلام در جامعه جهانی می باشد

در صورت توجه به آیاتی از قرآن کریم که هدف از فرستادن رسولان و ارسال کتاب های الهی را اقامه عدل بیان می فرمایند، نظیر آیه ۲۵ سوره حدید:« لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط …- همانا پیغمبران خویش را با دلایل و کتاب و میزان فرستادیم تا مردم به عدالت قیام نمایند…» و با عنایت به اینکه نمی باید آیه ای از ایات قرآن کریم به گونه ای تفسیر شود که بر خلاف هدف نزول آن دارای نتیجه ای غیر عادلانه باشد. و با توجه ب

ه آیه هایی نظیر ایه ۸ سوره ممتحنه که رفتار عادلانه توام با نیکی را در مورد کافرانی که به خاطر دین با مسلمانان جنگ ننموده اند تجویز فرموده است، همچنین باتوجه به بعضی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظیر اصل چهاردهم که بیان داشته: « به حکم آیه شریفه: لاینها کم الله عن الذین لم یقاتلو کم فی الدین و لم یخرجواکم من دیارکم عن تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین- دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیربا اخلاق حسنه و قسط و عدل عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند.»
و اصل نوزدهم با بیان:« مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این ها امتیاز نخواهد بود.»

و اصل بیستم با بیان:« همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخورداند.» و با عنایت به اینکه در قرآن ( کتاب پیغمبر خاتم(ص)) تصریح نگریده است که اگر از مسلمانان کسی غیر مسلمانی را به ناحق بکشد قصاص نداشته و یا مقدار دیه کافر غیر حربی کمتر از خون بهای یک مسلمان باشد، و به موجب کتاب های پیغمبران پیشین نیز که خداوند متعال آن ها را امام و

راهنمای مردم زمان خود توصیف نموده و در ایه ۱۲ سوره احقاف و آیه ۱۷ هود با بیان« و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه …» کتاب حضرت موسی را امامی از زمان قبل از نزول قرآن معرفی کرده و در آیه ۴۵ مائده فرموده است:« و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن و بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفاره له و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون

مقرر کردیم بر ایشان در آن ( تورات) که انسان در برابر انسان است و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و در جراحت ها قصاص است. پس کسی که تصدق کند به آن، پس آن زداینده گناه اوست و کسانی که به آنچه خداوند نازل کرده است حکم نکن هم انان ظالم می باشند» به نظر نمی رسد در زمان های پیش از نزول قرآن دیه غیر مومن و مومن تفاوت داشته یا اگر مومن غیر مومنی را عمدا و به ناحق می کشت از مجازات قصاص معاف بوده باشد و با توجه به سیره عادلانه پیغمبر رحمت حضرت محمد و روش قرانی ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین و تکلیف ما انسان ها به تلاش برای بهره مندی کامل از پندار، گفتارو

کردار عادلانه ( منطبق با راهنمایی های قرآن کریم ) و با توجه به تعهد مسئولین محترم کشور به اجرای عدالت، امید است علاوه بر قوانین مربوط به اقلیت های کشور، قسمت عمده نقاط ضعف بعضی قوانین دیگر( منجمله قوانین مربوط به حقوق زن) برطرف و از مشکلات مربوط به آن ها کاسته گردد.
۲/۶/۳- در رابطه با حقوق زن : عدم بیان یا عدم تصریح قرآن به تفاوت دیه زن و مرد:
بر خلاف موضوع ارث که در اکثر موارد سهم زن نصف سهم مرد بوده ، در بعضی از موارد سهم الارث زن با مرد برابر است( و کمبود سهم الارث زن به وسیله مهریه و نفقه جبران گردیده است) در قرآن مجید به نصف بودن دیه زن تصریح نگردیده و مورد خاصی نیز بیان نگشته است تا در آن مورد خاص دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شود. با توجه به آیاتی که ملاک برتری و فضیلت را تقوا می دانند،

:« … ان اکرمکم عندالله اتقکم …- گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شما است … ( ۱۳ حجرات)» و ایه هایی که مانع اسراف در قتل می باشند و اجازه نمی دهند بیش از تعدادی که به عمد و به ناحق کشته شده اند از مرتکبین قتل انان کشته شوند، نظیر:« یا ایها الذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثی بالانثی …- ای کسانی که ایمان اورده اید نوشته شده است بر شما قصاص در کشتگان، آزاد به آزاد، بنده به بنده و زن به زن …(۱۷۸ بقره) و « … ان النفس بالنفس …- جان برابر جان … (۵ مائده) » و « و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا-

نفسی را که خدا محترم قرار داده جز به حق نکشید و کسی که مظلوم کشته شده ما برای ولی دم او حق قصاص قرار داده ایم، اما نباید در قتل اسراف کند همانا او یاری شده است( ۳۳ سره اسرا)» و با توجه به آیاتی که قضاوت ها و اقدامات ما را در مورد همه مردم و در هم حال عادلانه می خواهند، مانند:« … اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل …
( ۵۸ نساء) و « یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط …(۱۳۵ نساء) لازم است در کلیه محاکمات جزائی به میزان تقصیر هر متهم: قصد وی در عمل ارتکابی، وضع خاص و اوضاع و احوالی که تحت تاثیر آنها مرتکب جرم گردیده است( از قبیل رفتار مجرمانه یا تحریک آمیز مجنی علیه و انگیزه حق

طلبانه یا شرافتمندانه جانی) دقیقا توجه گردد و مجازات هایی که تعیین می شود از همه لحاظ متناسب و عادلانه بوده و هیچ تعارضی با فلسفه حکم الهی قصاص نداشته باشد. توضیح ان که به سبب نقص بعضی قوانین و به علت این که قضات دادگاه ها در مورد بسیاری از جرائم مجاز به لحاظ کردن جهات مخففه و مشدده کیفر نمی باشند، تعداد قابل توجهی از احکامی که با استناد به موادی نظیر ماده ۲۰۶،۲۰۹،۲۹۷ و ۳۰۰ قانون مجازات صادر می شود با عدالت قرانی سازگاری

ندارند، مانند آن که: اگر مرد با سوء نیت متعرض زنی با تقوا گردد و زن بی گناه را ضمن شکنجه با وضعی فجیع به قتل برساند قابل قصاص نیست مگر ان که خانواده مقتوله نصف دیه کامل را به مرد مجرم بدهند، و گار انسانی خوب( اعم از زن و مرد) هنگام تعرض مردی مزاحم بدون آن که بخواهد مرد را بکشد در دفاعی نامتناسب مرتکب عملی شود که نوعا کشنده است، فرضاً در حالتی که بدون ایراد ضرب هم می تواند رهایی یابد ضربه ای به یکی از نقاط حساس مرد مزاحم بزند و مرد بمیرد

( چون طبق ماده ۲۰۶ مذکور یکی از موارد قتل عمد آن است که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد و طبق مواد ۶۲۵ ، ۶۲۷ و ۶۲۹ در مورد دفاع از نفس یا عرض یا مال، قتل شخص متجاوز لازم باشد لذا) علیرغم رفتار مجرمانه یا تحریک آمیز مرد مقتول و انگیزه حق طلبانه یا شرافتمندانه قاتل و غیر عمدی بودن نفس قتل، قاتل بدون دریافت دیه و بدون برخورداری از هر گونه تخفیف قانونی به تقاضای خانواده مقتول اعدام می شود…
ضمنا در رابطه با ارث که قبلا به‌ان اشاره شد لازم است بیان شود که مواد ۹۴۶، ۹۴۷ و ۹۴۸ قانون مدنی موجب محرومیت زوجه از زمین شوهر متوفای وی و سبب گلایه و انتقاد و زیر سوال بردن حقانیت قرآن و اسلام می باشد زیرا به حکم مواد مذکور حتی زنانی که با شوهران خود در منزلی که به نام شوهر است زندگی و در زمین و مزرعه شوهر به وی کمک و کشت و زرع و امرار معاش

می نمایند، وقتی شوهر قبل از زن فوت کند و ورثه برای صدور گواهی حصر وراثت و تقسیم ما ترک اقدام نمایند، دادگاه در گواهی حصر وراثت زندگی و در زمین و مزرعه شوهر به وی کمک و کشت و زرع و امرار معاش می نمایند، وقتی شوهر قبل از زن فوت کند و ورثه برای صدور گواهی حصر وراثت و تقسیم ما ترک اقدام نمایند، دادگاه در گواهی حصر وراثت، ضمن تعیین ورثه و سهم الارث هر یک

، قید نمایند که سهم الارث زوجه( حسب مورد) یک هشتم یا یک چهارم از اموال منقول و بهاء ابنیه و اشجار متوفی می باشد( زوجه از بردن ارث از زمین محروم اعلام می شود) و سایر وراث ضمن برداشت سهم خود از اموال منقول، با پرداخت مبلغی ناچیز بابت سهمیه زوجه از ابنیه و اشجار( بدون پرداخت سهم زن از زمین) با حمایت قانون زوجه را از خانه محل سکونت و از زمین وسیله امرار معاش وی بیرون می کنند. لذا با توجه به مفاد آیاتی نظیر آیه ۲۵ سوره حدید که هدف از ارسال رسولان و نازل کردن کتب آسمانی را قیام کردن به عدالت بیان فرموده است و با توجه به آیه ۱۲ سوره نساء داثر بر این که اگر زن هنگام فوت فرزند نداشته باشد شوهر نصف ماترک و اگر

مشارالیها هنگام فوت فرزند نداشته باشد زوجه یک چهارم و اگر مشارالیها هنگام فوت فرزند داشته باشد زوجه یک هشتم ما ترک او را به ارث می برد و بین زن و شوهر از لحاظ نوع اموالی که باید ارث ببرند فرقی گذاشته نشده است و با توجه به این که در آیات دیگر قران کریم نیز زوجه از ارث بردن زمین محروم نشده است

و با توجه به آیه ۲۴۰ سوره بقره:« والذین یتوفون منکم و بذرون ازواجالازواجهم متاعا الی الحول غیر اخراج …» که علاوه بر منع اخراج زن از مسکن شوهر متوفای وی مفادا مقرر شده وسیله امرار معاش مشارالیها نیز( حداقل تا یک سال) فراهم باشد و با توجه به سیره قرآنی حضرت محمد(ص) و روش عادلانه ائمه هدی(ع) : به نظر می رسد که نسخ مواد ۹۴۶ و ۹۴۷ و ۹۴۸ قانون مدنی موجب خدمت به اسلام و سبب خشنودی خداوند متعال می باشد. شایان ذکر آن که حکم عادلانه و قرانی سهم الارث زن و شوهر در مواد ۹۱۳ ،۹۲۷ ،۹۳۸ و ۹۴۱ قانون مدنی بیان شده است و نسخ سه ماده ۹۴۶ و ۹۴۷ و ۹۴۸ خلأ و اشکالی بوجود نخواهد آورد.

۷/۳- کیفر شکستن عهد و سوگند: کمک به نیازمندان جامعه و گرفتن روزه:
« لا یواخذکم الله بالغو فی ایمانکم و لکن یواخذکم بما عقدتم الایمان فکفارته اطعام عشره مساکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم اوکسوتهم او تحریر رقبه فمن لم یجد فصیام ثلثه ایام ذلک کفاره ایمانکم اذا حلفتم و احفظوا ایمانکم کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تشکرون – خداوند شما را برای عهد و قسم های لغو( از ان قبیل که بدون هدف و بی اراده سر می زنند) ماخذه نمی کند

ولی برای سوگندی که به اراده و اختیار یاد کنید مورد ماخذه قرار می دهد و کفاره آن طعام داده ده نفر مسکین از متوسط غذایی است که به خانواده خود می دهید، یا لباس پوشاندن آنان، یا آزادی بنده، پس کسی که( فاقد امکانات مالیست و یا در موقعیتی قرار دارد که به هیچ یک از موارد مذکور) دسترسی ندارد باید سه روز روزه بگیرد، این کفاره قسم های شما می باشد وقتی سوگند خورید( و خلاف کنید) سوگندهای خود را حفظ کنید( سوگند ظالمانه و ناروا و سوگندی که عمل به آن نافرمانی از احکام خدا بوده و شکستن ان لازم باشد یاد نکنید و از عهد و سوگندهای صحیح خود نیز تخلف ننمایید) این چنین خداوند ایاتش رابرای شما بیان می کند تا( با عمل به آن ها) شکرگزار باشید( ۸۹ مائده) » و …

۸/۳- کیفر ظهار: یاری نیازمندان و گرفتن روزه و یا طلاق زوجه ضمن پرداخت مهریه او:
« الذین یظاهرون منکم من نسائهم ما هن امهاتهم ان امهاتهم الا اللائی ولدنهم و انهم لیقولون منکرا من القول و زورا و ان الله لعفو غفور(۲) و الذین یظاهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا فتحریر رقبه من قبل ان یتماسا ذلکم توعظون بله والله بما تعملون خبیر(۳) فمن لم یجد فصیام شهرین

متتعابعین من قبل ان یتماسا فمن لم یستطع فاطعام ستین مسکینا ذلک لتومنوا بالله و رسوله و تلک حدود الله و للکافرین عذاب الیم(۴ مجادله)» خداوند حکیم در آیات مذکور ضمن تقبیح ظهار و تحریم گفتار مردانی که همسر خود را هماند مادر خویش توصیف و از آمیزش با آنان دوری می کنند، به ظهارکنندگان توصیه می فرماید که از سخن ناپسند و باطل خود بازگردند و پیش از امیزش

جنسی با زوجه ای که نسبت به وی ظهار کرده اند بنده ای را نیز ازاد نمایند و هر یک از انان بنده ای برای ازادی نیابد قبل از تماس دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر نتواند روزه بگیرد شصت نفر مسکین را خوراک دهد تا با افزودن به تقوا و اعمال صالح و ایمان خود از عفو و آمرزش او برخوردار شوند و از کسانی نباشند که به سبب کفران حدود خدا به عذابی دردناک گرفتار خواهند شد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 75 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد