مقاله در مورد امنیت دفاعی منطقه خلیج فارس در دهه های اخیر

word قابل ویرایش
29 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

امنیت دفاعی منطقه خلیج فارس در دهه های اخیر

مقدمه
در جهان امروز امنیت نیاز همه مردم و سرمایه ای برای تمام دولتها بشمار میرود. اهمیت این مهم بویژه در جمهوری که در منطقه ای بحران خیز و در جوار کشورهای عراق، افغانستان و پاکستان و تنگه مهم و استراتژیک تنگه هرمز قرار دارد به وضوح قابل لمس است. باری هر ملتی آرمانی ترین حکومتی، دولتی است که بتواند بالاترین احساس امنیت را برای شهروندان به ارمغان آورد و هر دولتی می کوشد تا در وهله اول نسبت به بقاء و استمرار قدرت خویش اطمینان یابد.

بنابراین سیاست گذاری امنیتی در عصر حاضر باید همواره درصدد تطبیق یهینه و مناسب شرایط داخلی و محیط امنیتی خویش باشند و این مهم با وجود آگاهی دقیق و واقع بینانه از تهدیدات و فرصت ها ، امکان پذیر است. بر همین اساس کشورها اگر بخواهند در عصر حاضر امنیت خود را به نحو مطلوبی تامین نمایند. نه تنها بایستی مراقب آسیب پذیرها و تهدیدات خویش باشند . بلکه با مطالعه محیط امنیتی خویش باید از فرصت های ممکن حداکثر بهره برداری را بنمایند. فرصت سازی و بهره گیری از فرصت های غیر مترقبه از ویژگی های ضروری سیاست گذاران امنیتی است.

 

مفهوم امنیت در عرصه روابط بین الملل
موضوع امنیت پیشینه ای به قدمت جهان دارد و در عین حال در هر دوره تاریخی برداشت جدیدی از این مفهوم بدست می آید. در آغاز فقط مستلزم وجود تضمین فیزیکی یک شخص ، قبیله و یا ملت بود و معمولا که محیط نظامی اشاره داشت و هنگامی که حیات مردم تهدید می شد. هر چیز دیگری تحت الشعاع آن قرار می گرفت . اما با پیشرفت جامعه انسانی . امنیت در یک مفهوم گسترده تر در ابعاد سیاسی، اقتصادی و حتی روانی نیزمورد توجه واقع شد! در مجموع می توان

آغاز قرن بیست و یکم را سال های حساس و مقطع حاضر را نقطه عطفی در روابط بین الملل ارزیابی شود که جهان درصدد ساختن نظمی جدید و فراگیر می باشد. این نظم که پارادایم روابط بین الملل را مشخص خواهد ساخت، دارای ابعاد و سطوح مختلف و متفاوتی خواهد بود که امنیت مهمترین بعد آن را تشکیل می دهد (افتخاری، ۱۳۸۲ ص ۲۵) مفهوم امنیت درگذشته همواره با قدرت نظامی ارزیابی می شد. چنانچه از آغاز دوران نظام و ستقالبافی تا دهه های اخیر، امنیت

همواره در قالب امنیت نظامی تبیین و تعریف می شود. چنین درکی از امنیت بسیار محدود تقلیل گرا بود و از محدوده های مرزهای دولت ها چندان فراتر نم رفت. اما از اواسط دهه ۶۰ میلادی به واسطه ای پیدایش پارامترهای بدیع در محیط جهانی نظیر هور واحدهای سیاسی جدید، بحران جهانی اقتصاد ، گرایش دوایر قدرت به وضعیتنش زدایی و ناکارآمدی استراتژی بازدارندگی نظامی فرصتی برای زایش روایت های تازه بوجود آمد بگونه ای که گورباچف رهبر سابق اتحاد شوروی اظهار کرده هیچ کشوری نمی تواند تنها با تکیه بر قدرت نظامی و قوی ترین سیستم دفاعی امنیت خویش را تامین کند. استقرار امنیت بیش از پیش تبدیل به مسئله سیاسی شده و تنها می تواند با بهره گیری از ابزارهای سیاسی قابل حل باشد…» (عسگری ، ۱۳۸۱، ص ۱۸۰)

وی همچنین تاکید می کند که تصور تروریسم امنیت بین الملل بر مبنای مؤلفه های صرفا نظامی منسوخ گشته و در جهان امروز بازسازی امنیت مبتنی بر مقوله ی اقتصاد است.
صاحب نظران روابط بین الملل ، معتقدند که امنیت اساساً پدیده ای ثابت و مشخص نیست . عامل زمان ایدئولوژی و اوضاع و احوال بین الملل و همچنین موقعیت کشور و دیدگاه رهبران در کیفیت و کمیت آن و بخوبی تحصیل و حفظ آن تأثیر بسزایی دارد (سیف زاده، ۱۳۷۸، ص ۱۶۱) . از این رو کشورها از دیر باز روش ها و ابزارهای مختلفی را برای کسب و حفظ امنیت در صحنه ی سیاست خارجی به کار می بردند که برخی از آنها عبارتند از:

۱) انزواگرایی ۲) عدم تعهد و وابستگی به بلوک های قدرت (بی طرفی) ۳) توازی قوا ۴) ایجاد اتحاد گاهی حمایت کننده و تنظیم قراردادهای نظامی ۵) دیپلماسی ۶) رقابت تکنولوژی اقتصادی، علمی و فرهنگی.

تعریف و مفهوم امنیت ملی
امنیت در لغت به معنای آزادی از اضطراب و بیمناکی و داشتن اعتماد و اطمینان موجه و مستندات و یا در معرض خطر نبودن یا از خطر محافظت شدن) (میرعرب، ص ۱۳۳) را گویند. امنیت به معنای عام به معنی عدم ترس و فقدان خطر جدی از خارج نسبت به منافع حیاتی و اساسی مملکت است. بنابراین کشورها سعی می کنند خطر جدی متوجه ارزشهای حیاتی آنها نشود و می کوشند شرایط لازم را برای دوری از خطر فراهم سازند. (Puchala, 1971, p.76-79)

امنیت در یک معنای ابتدایی و اولیه به معنای جامعه از تجاوز راهزنان و ایمنی شهر است. اما امنیت در یک معنای گسترده تر دارای دو جنبه ایجابی و سببی است. ایجابی یعنی احساس رضایت و اطمینان خاطر در نزد دولتمردان و شهروندان و سلبی به معنای عدم وجود ترس اجبار و تهدید می باشند (افتخاری، ۷۸، ص ۲۷). امنیت ملی یک مفهوم غربی و بویژه آمریکایی است که از سال ۱۹۴۵ م به بعد رواج بافت . آرنولد ولفرز معتقد است امنیت ملی نهاد ابهام آمیزی است که اصلاً ممکن نیست دارای معنای دقیق باشد. (بصیری، ۷۸، ص ۶۹)

آرنولد ولفرز امنیت ملی را بدین شکل تعریف می کند:
«امنیت در یک مفهوم عینی به فقدان تهدید ها نسبت به ارزشهای اکتسابی تلقی می شو و در یک مفهوم ذهنی، امنیت بر اساس فقدان دلهره و نگرانی از به مخاطره افتادن ارزشها و توانمندی لازم در کسب نتایج منصفانه ارزیابی می شود.» (روشندل، ۷۴، ص ۱۱)
در مجموع می توان گفت که دوره جنگ سرد به دلیل تأکید بر مسائل نظامی و استراتژیهای همچون بازدارندگی هسته ای بر اساس رهیافت واقع گرایی شکل گرفت. بنابراین امنیت بطور عمده ماهیت نظامی داشته و درخارج از مرزها جستجو می شد.
با پایان یافتن جنگ سرد بر اساس رهیافت بین المللی در قالب نهادگرایی . جنبه اقتصادی امنیت موردتوجه قرار گرفت به همین سب عناصر داخلی در تعریف امنیت جایگاه و ویژه ای بافت . (سجادی، ۷۹، ص ۱۶۴).
در حال حاضر عناصر داخلی به طرز چشمگیری در موضوعات امنیتی و مسائل استراتژیک راه یافته است (سجادی، پیشین، ص۱۶۹).
در یک تقسیم بندی دیگر امنیت به پدیده های ذیل اطلاق می شود:
۱) حفظ تمامیت ارضی، مردم بقاء و ادامه نظام اجتماعی (سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) و حاکمیت کشور .
۲) حفظ منافع حیاتی. (Padel fort , ed. Al, 1967, p.188-189)
3) فقدان ترس جدی از خارج نسبت به منافع ملی و حیاتی کشور ، آزگود منافع ملی را به (اموری که ارزش آنها صرفاً مفید بودن آنها برای ملت است) تعریف می کند.
برخی از پژوهشگران مسائل امنیتی ، ضمن تاکید بر تفکیک امنیت نرم افزاری و سخت افزاری ، مفهوم نرم افزاری امنیت را با شاخصهای همچون مشروعیت انسجام و ظرفیت سیاسی مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار می دهند. (چون این مونگ و دیگران، ص ۷۷)
در یک جمع بندی دیگر از مفهوم امنیت ملی ، این واژه را از چندین ارزش ملی می دانند. این ارزشها عبارتند از:

۱- پاسداری از بقای سیاسی و سرزمینی کشور ۲- تضمین بقای ارگانیک ، ایجاد شرایط لازم برای رفاه اقتصادی ۳- تأمین و حفظ هماهنگی میان اقوام و طوایف درون کشور ۰طبیب، ۷۷، ص ۱۸)
با کمرنگ شدن بعد نظامی امنیت ، دیگر ابعاد آن نیز مورد توجه پژوهشگران موضوات امنیت قرار گرفت.در برداشت جدید از این واژه امنیت کشورها به قابلیت افزایش هماهنگی ، تعمق حس مدنیت و کاهش تعارضات و تنشهای اجتماعی اطلاق می شود (دولور، ۷۱ ص ۳۸۹)

عرصه وجود گذاشته بلکه در بعضی موارد بشریت از اهمیت متغیر نظامی کاسته شده است.
شاخصه های امنیت ملی
با توجه ه تعاریف گوناگونی که از امنیت ملی ارائه شد، می توان شاخصه های ذیل را در رابطه با امنیت ملی بیان می کرد.
۱- حفظ جان مردم ۲- حفظ امنیت ارضی (پادلفورد) ۳- حفظ نظام اقتصادی و سیاسی.۴-حفظ استقلال و حاکمیت کشور (آزگود) ۵- حفظ منابع حیاتی ۶- فقدان ترس جدی از خارج نسبت به منافع ملی و حیاتی کشور (پادلفورد) ۷- حفظ نهادهای اساسی جامعه (آزگود) ۸- وحدت ملی (آرنولد ولفرز) ۹- فقدان دلهره و نگرانی از به مخاطره افتادن ارزشها (آرنولد ولفرز) ۱۰- مشروعیت سیاسی (ادوارد آذروجون این مدن) ۱۱- تامین و حفظ هماهنگی میان اقوام و طوایف درون کشور ۱۲- عدم تهدید جدی سلطه فرهنگی بیگانه (رابرت ماندل)

 

موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خلیج فارس
تأثیرات عوامل جغرافیایی بر سیاست که ژئوپلیتیک نامیده شده به دو دسته عوامل ثابت و متغیر تقسیم میشود.(۷) توان و هنر ایجاد موازنه ی قدرت با رقیبان در سطوح منطقه ای وجهانی با استفاده از این عوامل ثابت و متغیر، به ژئوپلیتیک جنبه ی فرااقلیمی داده، به طوری که درزمان های مختلف و به نسبت قدرت رقباً نقش آفرینی آن متفاوت خواهد بود. (۸)

عوامل ثابتی همچون موقعیت جغرافیایی ، فضا، وسعت ناهمواریها شکل کشور ، آب و هوا و همسایگان نشان از ثابت نسبی ژئوپلیتیکی دارد اما عواملی مانند منابع طبیعی ، معادن ، جمعیت و نهادهای سیاسی اجتماعی کشور و همسایگان اموری هستند که می توانند این ثبات نسبی را با چرخش مواجه کنند. منطقه ی خلیج فارس نیز با توجه به عوامل مذکور، دارای دوره های گوناگون ژئوپلیتیکی است. اتفاقاتی که طی دهه های گذشته در این منطقه رخ داده از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران ، جنگ عراق و ایران، اشغال کویت و جنگ های آمریکا باعراق هر یک مؤثر و متأثر از عوامل متغیر ژئوپلیتیک بوده اند که با پایه ی آن، استراتژی های نظامی قدرت های منطقه ای و بین المللی طرح ریزی شده اند.

مهمترین خواست آمریکا در این منطقه، اطمینان از صادرات آزاد نفت به بازارهای جهانی است و تأثیر این منافع مستلزم حفظ ثبات و امنیت در منطقه است. کنترل تسلیحات کشتار جمعی نیز نگرانی دیگر آمریکا بوده است . زیرا از نظر این کشور دارندگان چنین تسلیحاتی تهدیدی علیه منافع ملی آمریکا شناخته می شوند، بویژه عراق که در جنگ با ایران ، نمونه هایی از این تسلیحات از جمله مواد شیمیایی را به کار گرفت.

امنیت رژیم های حافظ منافع آمریکا در منطقه نیز حائز اهمیت است. علاوه بر این نگرانی از تروریسم نیز طی سالهای اخیر ، تهدیدی علیه امنیت منطقه یاد شده است. (۹) همه این نگرانی ها ریشه در موقعیت مهم و متغیر ژئوپلیتیک منطقه ای خلیج فارس دارد بنابراین کشورهای این حوزه نیز استرتژی های خود را بر مبنای عوامل ثابت و متغیر ژئوپلیتیک منطقه پی ریزی می کنند.

کاربرد استراتژی به وسیله حکومت ها بر پایه ژئوپلیتیک که درفرهنگ و بستر تعریف ژئواستراتژی تلقی شده (۱۰) نشان دهنده ی اهمیت این عوامل در مسائل نظامی و راهبردهاست . بنابراین تعدد عوامل ثابت و متغیر ژئوپلیتیکی خلیج فارس و استراتژی های گوناگون قدرت های منطقه ای و بین المللی نشانگر اهمیت فوق العاده خلیج فارس برای کشورهای منطقه و سایر قدرت های

جهانی است. از سوی دیگر نظریات جدید سوئل بن کوهن که در برخی موارد با آموزه های ماهان، مکیندر اسپایکمن و سایر صاحب نظران ژئوپلیتیک متفاوت است، در این زمینه قابل توجه است. وی بانگرشی نوین که ناشی از تقسیم بندی جهان بر حسب مناطق ژئو استراتژیک و ژئوپلیتیک است، جهان را ه شکل بنیادی از هم گسیخته می دانند که ترکیبی از نواحی جداگانه متعدد می باشد . وی با مبنا قرار دادن مفهومی سنتی «منطقه» جهان را به مناطق استراتژیک و مناطق ژئوپلیتیک

تقسیم می کند به گونه ای که ژئوپلیتیک هر منطقه فرعی زیر مجموعه ی ژئوپلیتیک بزرگتری قرار می گیرد.
بر این اساس، عملکرد قدرت های بزرگ در طرح ریزی استراتژی به نحوی است که مسائل ژئوپلیتیک نواحی مختلف، به صورت هرمی مورد توجه قرار میگیرند و نواحی ژئواستراتژیک بر این پایه بوجود می آیند . به عبارت دیگر منطقه ی ژئواستراتژی منطقه ای است که با رویکردهای قدرت های بزرگ و همچنین تغییرات ژئوپلیتیکی تناسب مستقیم دارد.

با توجه به آنچه ذکر شد ، بر اساس ماهیت نظام جهانی، مناطق ژئواستراتژیک نیز متغیر خواهند بود. برای مثال، در نظام دو قطبی دو منطقه اصلی ژئواستراتژی وجود دارد که البته لفظ منطقه جنبه ی انتزاعی دارد، یعنی استراتژی های تدوین شده توسط دو ابر قدرت، برای تمام جهان بویژه برای بلوک خود تعمیم داده می شوند، اما در نظام پس از جنگ سرد که قدرت سلسله مراتبی است مناطق استراتژیک نیز سلسله مراتبی می شوند. بنابراین منطقه ای مانند خلیج فارس که خود زیر مجموعه ای از منطقه خاورمیانه می باشد، محل تلاقی استراتژی قدرت ها و کشورهای منطقه

است. در رویکرد آمریکا به این منطقه ، دست کم سه استراتژی بزرگ طی دهه های اخیر قابل مشاهده است که شامل : استراتژی دو ستونی، مهار دو جانبه و خاورمیانه بزرگ است.
در چنین شرایطی سایر قدرت ها از جمله روسیه و اروپا به گونه ای طراحی استراتژیکی دارند که سایر قدرت ها را نیز در نظر گیرند.

یوگنی باژانف معاون مؤسسه دیپلماتیک وزارت خارجه ی روسیه معتقد است: «درباره امنیت خلیج فارس هیچ کس نمی تواند دیگر جریان‌های موجود در خاورمیانه و حتی دریای خزر رانادیده بگیرد.» زیرا بسیاری از تهدیدات امنیتی این بخش از جهان مشترک است و نمی‌توان آنها را از یکدیگرجدا کرد. مسکو پس از فروپاشی شوروی در سیاستی نوین، مشارکت و همگرایی باغرب را در پیش

گرفت اما واقعیت های بعدی موجب شد تا قدری در این روند تجدیدنظر کند و سیاست خارجی مستقلی، را با توجه به شرایط موجود اتخاذ نماید. اکنون خاورمیانه و از جمله خلیج فارس ، با تهدیدات امنیتی خاصی رو به روست که در نظر گرفتن منافع روسیه در آن موجب تقویت چند قطبی شدن نظام جهانی می شود، امنیت روسیه بستگی به امنیت خاورمیانه دارد. (۱۲) اروپانیز به دلیل

استفاده از منابع نفتی منطقه نمی‌تواند نسبت به مسائل خلیج فارس بی تفاوت باشد. (۱۳) به این ترتیب در می یابیم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهای منطقه، بااستراتژی های نظامی و نگرانی های امنیتی در هم تنیده ی کشورهای منطقه و قدرت های جهانی روبرو می باشد که برخی تهدید و برخی فرصت تلقی می شوند . تلاش برای قدرت منطقه ای شدن مستلزم توازن میان این تهدیدات نگرانی های امنیتی و استراتژی‌های نظامی است. به گونه ای که ضمن نزدیک شدن به کشورهای همسایه برای همکاری و همگرایی، به تمرکز بر دشمن مشترک و

چگونگی مقابله باتهدیدات ناشی از آن نیز توجه شود. با توجه به شکاف اخیر میان برخی کشورهای منطقه با آمریکا که از جنگ های خودسرانه این کشور و حمایت های پی در پی از اسرائیل و همچنین مقابله با مسلمانان به عنوان تروریسم ناشی شده، زمینه ای کافی برای بهره برداری از این فرصت فراهم شده است.

حضور مقتدرانه در منطقه، ضمن سوق دادن کشور به سمت اتحادهای منطقه ای می تواند از تهدیدات ناشی از قدرت های بزرگ نیز جلوگیری کند. این حضور با عواملی از جمله برپایی رزمایش برای ایجاد آمادگی دفاعی و بازدارندگی، می تواند در این زمینه به کمک سیاست خارجی بشتابد و برای بهره گیری از فرصت ها و جلوگیری از تهدیدات بسترسازی کند.

خلاصه اینکه وجود تنگه ی هرمز،نفت خلیج فارس، کشورهای حاشیه ی خلیج فارس ، وابستگی منافع قدرتهای بزرگ با تعاملات این منطقه، تغییر و شکلگیری نظام جدید منطقه ای در سایه تغیرات نظام بین المللی ، همگی اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک این را نمایان می‌سازد رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) نیز در این منطقه و با اهداف یاد شده صورت پذیرفت.

وضعیت امنیت دفاعی منطقه خلیج فارس در دهه های اخیر
جمهوری اسلامی ایران، عراق، عربستان، امارات متحده عربی، بحرین، عمان، قطر و کویت در اطراف خلیج فارس قرار دارد. حساسیت منطقه تنوع و تعداد کشورهای حوزه آن و رقابت قدرت های بین المللی موجب تشکیل وضعیت ها و اشکال امنیتی و دفاعی مختلف برای کشورهای منطقه شده است. از سویی ۷ کشور این حوزه عرب بوده و بر اساس مشترکات ناسیونالیستی دارای منافع یکسانی هستند و یکی از دلایل تأسیس شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس نیز همین مسئله است. از سوی دیگر، وضعیت نظامی منطقه متأثر از سه کشور مهم یعنی ایران،عربستان وعراق استوار است. چنانکه دکتری دوستونی نکسیون پیش از انقلاب اسلامی ایران بر پایه

کشورهای ایران (قدرت نظامی و ژاندارم منطقه) و عربستان (قدرت اقتصادی منطقه) استوار بوده و دکترین مهار دوجانبه پس از فروپاشی شوروی نیز بر پایه اهمیت کشورهای عراق و ایران مطرح گردید. علاوه بر این، اقدامات صدام در عراق نیز موجب شکل گرفتن نقاط عطف امنیتی در منطقه شد از جمله حمله به ایران و برخورداری از حمایت کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس برای حمایت از این کشورها، حمله به کویت و اشغال آن که منجر به ائتلاف بین المللی علیه این کشور و اخراج آن از کویت شد و نهایت جنگ دوم آمریکا باعراق که به دلیل حضور صدام حسین و به بهانه ی تلاش وی برای دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی به وقوع پیوست.

هر چند در میان این سه کشور (ایران، عربستان و عراق) عراق دسترسی کمتری به خلیج فارس دارد و تنها از طریق مرز مشترک اروند رود که از نهر حسین شروع و تاکانال روکا (مصب اروند رود در خلیج فارس) ادامه می یابد به خلیج فارس منتهی می شود. (۱۴) اما موقعیت ژئوپلیتیک عراق ، همواره این کشور را در زمره ی عناصر اصلی تغییرات محیط امنیتی منطقه خلیج فارس قرار داده است.

از جمله اقدامات عمده ای که در این منطقه برای شکل دهی یک بلوک دفاع امنیتی ، بین کشورهای عضو شورای همکاری صورت گرفت، تشکیل نیروی سپر جزیره و به دنبال آن برگزاری مانورهای مشترک دریایی با قدرت های بزرگ بلوک غرب از جمله آمریکا و انگلیس بوده است. به محض غلبه ایران بر عراق در مقطع آزادی خرمشهر، شورای همکاری خلیج فارس نیروی سپر جزیره را تشکیل داد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 29 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد