مقاله در مورد علم عرب

word قابل ویرایش
8 صفحه
4700 تومان

علم عرب

تاریخ علم در عربستان به طور عمده تاریخ علم در اسلام است ولی کاملا این طور نیست، زیرا از یک سو هنوز چند قرن به زمان محمد (ص) مانده بود که علم در سرزمینی که گهواره تمدن عرب شد جوانه زد؛ و از سوی دیگر پاره ای از راهبان علم مردانی از مرام ها و نژاد های دیگر بودند۰
دین اسلام در شبه جزیره عربستان پدید آمد و در سر تا سر تاریخش با فرهنگ عرب و زبان عربی انتشار یافت۰ با این حال امروزه قلمرو وسیعی شامل خاورمیانه، آسیای مرکزی، شمال افریقا و بخشهایی از جنوب شرقی آسیا را در بر دارد و گاه تا اسپانیا و بالکان نیز رفته است۰ اسلام از این رو نقش تعیین کننده ای در تاریخ جهان بازی کرده است،

چه فی النفسه در مقام تمدنی مهم و چه به عنوان واسطه ای میان تمدنهای
عهد عتیق و تمدنهای اولیه جهان معاصر این سهم مضاعف اسلام در تاریخ علم منعکس است۰
ما در ادامه راه خود بیشتر به روزگاری چشم خواهیم دوخت که عصر طلایی اسلام نام گرفته و مصادف با قرون هشتم تا یازدهم میلادی است۰
این برهه عصر شکوفایی فرهنگ اسلامی در اسپانیا ، شمال افریقا، سوریه و ایران است۰ پایان این عصر طلایی را احیای مسیحیت رقم زد که با جنگ های رکونکویستا اعراب را از اسپانیا راند۰ این رانش از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی آغاز شد و تا حدود سال ۱۵۰۰ میلادی به درازا کشید؛ و در همین دوره بود که پر بارترین کار علمی اسلام انجام گرفت۰ تاریخ آغازین اسلام

آغازهای اسلام بافته در تاریخ شبه جزیره عربستان است که با سقوط امپراتوری روم غربی نقطه تلاقی مهمی میان راه های بازرگانی مدیترانه تا اقیانوس هند و شمال افریقا تا غرب آسیا شد۰ جامعه عرب متشکل از تعدادی قبیله چادر نشین بود که از تفرقه رنج می بردند و چند کانون داد و ستد داشت که حال و هوایی اغلب جهان میهنانه داشتند۰ از این کانون ها
یکی مدینه بود و دیگری مکه که مرکزی زیارتی نیز بود۰

دین اسلام بر محمد(ص) پسر خانواده ای بازرگان نازل شد که جلوه ای از جبرئیل ملک را رویت کرد، وحی منزل را در قرآن گرد آورد و نقش رسالت تنها ایزد راستین مسمی به الله را پذیرفت۰ تعالیم او به دلایل مختلف مورد قبول رجال حاکم بر مکه واقع نشد و او شهر را در سال ۶۲۲میلادی به قصد مدینه ترک گفت۰ این سفر که به هجرت معروف است، طبق سنت ، مبدا تاریخ اسلامی به شمار می آید در مدینه او کسان بسیاری را به کیش نو در آورد و چون در سال ۶۳۰ به مکه باز گشت شهر را بدون خونریزی فتح کرد محمد(ص) دو سال بعد در گذشت؛
ولی پیروان او با تکیه به نیروی تعالیمش به سرعت توانستند کار توان فرسای ایجاد وحدت میان قبایل مختلف شبه جزیره عربستان را به انجام رسانند۰ آنگاه آنان کشور گشایی خود را با راه یافتن به قلب مردمان خسته از مبارزات طولانی میان امپراتوری بیزانس و سلسله ایرانی ساسانیان آغاز کردند۰ نخست رو به سوریه نهادند و سپس در آسیای غربی و شمال افریقا گسترش یافتند۰ انگیزه این گسترش ، آموزه محمدی جهاد یا جنگ مقدس بود۰ مسلمانان تا سال ۷۵۰ میلادی توانستند امپراتوری پیوسته ای را از اسپانیا تا سند تشکیل دهند۰

فاتحان مسلمان، با همه شور مذهبی و تعالیم اخلاقی غالبا سختگیرانه خود، در برابر فرهنگ های بومی مفتوحات جدید خویش نسبتا بردبار بودند۰ از این رو در بارهایی که بر پا داشتند شاهد آمیزش چشمگیر هنرها و معارف بومی با اسالیب عربی اسلام بود۰ به این شکل، آنان علاوه بر چیزهای دیگر، علم یونانیان را از شهرهای هلنی و فرهنگ ایرانیان را از شهر های ساسانی به ارث بردند۰ با پایان گرفتن عصر گسترش، عصر طلایی فرهنگ اسلامی آغاز شد هر چند ، شکوفایی دیگر باره ای نیز بعد ها پس از چیرگی یافتن ترک های عثمانی بر پایتخت کهن بیزانسی در سال ۱۴۵۳ رخ داد۰

اسلام هر گز چه از لحاظ مذهبی و چه در سیاست کاملا یکپارچه نبود۰ این دین در همان روزهای اول در اثر اختلافی بر سر جانشینی محمد(ص) و این که چه کسی باید خلیفه یا رهبر ایمانی باشد، به دو فرقه عمده موسوم به سنی ها و شیعیان تقسیم شد۰ این شقاق بعد ها ابعادی فقهی و جغرافیایی یافت۰ شیعیان به طور عمده در ایران محدود شدند و میراث خواران فرهنگ گذشته ایران گشتند۰ اما تقسیمات دیگری نیز در پی آمد ۰ سلسله اموبان که رهبری گسترش فراوان اسلام در ماورای خاک عربستان را داشت به دست عباسیان سرنگون شد و اینان بغداد را پایتخت قرار دادند۰ ولی سلسله ای اموی در اسپانیا به حکومت ادامه داد و سلسله ای فاطمی در مصر به حکومت رسید۰

بعدها در قرن سیزدهم ، مهاجمان مغول آسیای مرکزی نیز از اسلام حمایت کردند؛ همچون ترک های عثمانی که چندی پس از آن به قدرت رسیدند۰
به رغم این اختلافات ، اسلام وحدت لازم را در فرهنگ های خود حفظ کرد؛ بعضا به واسطه نفس دین و بعضا توسط ذهنیت عربی مشترک در جنبش که در استفاده از زبان و خط عربی در سر تا سر جهان اسلام متجلی بود۰ این زبان رسانه ای بس شایسته و نرمش پذیر برای بیان مفاهیم علمی از کار در آمد۰

علم اولیه در عربستان
علم اسلامی دارای دو جنبه است۰ یک سو افکار علمی است که از خارج وارد شد و سوی دیگر سهمی است که خود اعراب به گنجینه دانش علمی افزودند۰ این دومی یعنی سهم خود اعراب را غالبا یا نا دیده گرفته یا در سایه ترقیات هیجان انگیزتری نگریسته اند که از قرن شانزدهم بهبعد از اروپای غربی می آمد۰ اکثرا علم در عربستان را چیزی بیش از نگهدارنده ندیده اند۰ این ناحیه را انبار بزرگی برای نتایج علمی قبلا مکشوفه پنداشته اند که نتایج را نگهداری کرده است تا روزی

برای استفاده به غرب وا گذارد۰ ولی این البته هجو واقعیت است۰ شک نیست که عرب ها علم یونان را- و آن که هیچ، حتی بخشی از علم چین و هندوستان را نیز- به ارث بردند و بعد ها به غرب رد کردند؛ ولی این فقط جزیی از کاری بود که آن ها کردند۰ اعراب آنچه را به ارث بردند ترجمه و تفسیر کردند و تحلیل های ارزشمندی به آن افزودند؛ مهم تر این

که از خود نیز فراوان تراویدند۰ عربستان مغزهای علمی اصیلی بار داد؛ آنان را تا بلوغشان پروراند؛ و پشتگرمی داد تا چیز تازه ای از خود در خوان علم بگذارند۰ از این رو وقتی به دین غرب به فرهنگ عرب می اندیشم، مهم است که هر دو جنبه را در نظر گیریم؛ هم کار اصیل را و هم افکار انتقالی عصری قدیم تر۰
علم یونان از بعد از کار بطلمیوس در اسکندریه در نیمه قرن دوم میلادی
تا حد زیادی دچاررکود شده بود ۰ ظاهرا فقط دو ریاضیدان قابل ذکر در اسکندریه پا گرفته بودند: دیو فانتوس، قریب یک قرن پس از بطلمیوس، و پاپوس ، یکصد سال بعد از آن۰ دیو فانتوس کتاب حساب را نوشته بود که در باب ریاضیات محاسبه ای برای حل مسائل عملی بود۰
پاپوس به سهم خود راهنمایی برای حساب و هندسه یونان تالیف کرد
نو افلاطون گرایی تنها بر جهان عرب اثر نگذاشت . اما بد نیست احکام عمده آن را در این جا یادآور شویم۰ این فلسفه – یا شکلی از آن که فلوطین مطرح ساخت _ می آموخت که عالم وجود دارای حوزه ها و حوزه ها دارای سلسله مراتبی است. پست ترین حوزه موجود در زمان و مکان و قابل درک با حواس است۰ سایر حوزه ها،که هر یک مشتق از دیگری است، در خارج از زمان و مکان قرار دارد۰ هر حوزه با روی آ
آوردن به حوزه ما فوق خویش است که واقعیت می یابد؛ و روی آوردن آن با اشتیاقی عقلی صورت می گیرد که بدوا توسط حوزه ما فوق در دل حوزه مادون جای گرفته است۰ پس مشخصه عالم نو افلاطونی حرکتی دو گانه است: یک خروج و یک رجعت ۰ همچنین با حرکت از بالا ترین تا پایین ترین

حوزه، میزان وحدت کاهش می یابد؛ زیرا هر حوزه تصویری است از حوزه بالاتر در سطحی پایین تر؛ و با پایین رفتن از نردبان مراتب ، میزان بیشتری از کثرت، انفکاک، و محدودیت نمایان می گردد؛و در پایین ترین سطح است که انفکاک اتم های جهان زمانی و مکانی ما رخ می دهد۰ عالی ترین حوزه وجود، که همه چیز مشتق از آن است،خود مشتق از اصل غایی است۰ این ما فوق همه چیز است؛ این «ما بعد وجود»است و می تواند « خیر غایی

ن نام گیرد۰ این مطلقا بسیط و فاقد هر نشانه خاصی است۰ آن را فقط موقعی می توان شناخت که ذهن را تا حد وحدت با خود ارتقا می دهد۰ آن را هر گز نمی توان مجسم یا توصیف کرد۰
اختر شناسی

با تاسیس بیت الحکمه و رصد خانه هایی چند توسط مامون و با ورود متون نجومی یونان زمینه برای رشد جدی اختر شناسی اصیل اسلامی که پیوند تنگاتنگی با ترقیات مسلمانان در ریاضیات داشت آماده شد.
گروهی مانند حبش حاسب و عباس جوهری بیشتر به جنبه ریاضی توجه داشتند ، هر چند جوهری رصدهایی نیز انجام داد.یکی از مهم ترین اختر شناسان اوایل قرن نهم ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمیبود۰ بیشترین خدمات او در ریاضیات بود، اما با مجسطی بطلمیوس آشنایی کامل داشت و مطالبی نیز در اختر شناسی نگاشت۰ او مجموعه ای زیج ( جدول نجومی) از مواضع آتی سیارات و ثوابت فراهم آورد که زیج السند هند نام گرفت زیرا مبتنی بر چند جدول هندو یا هانتا بود که به تازگی به بغداد رسیده بود۰ و از وقوع سایر وقایع نجومی مطلع شد۰ یکی دیگر ازنخستین اختر شناسان بغداد،ابوالعباس فرغانی بود که او نیز درباره اسطرلاب نوشت.
همتای فرغانی که بیشتر کار نظری می کرد تا مشاهده عملی،اختر شناس و ریاضی دان دیگری بود به نام ثابت بن قره.این عرب بین النهرینی نیز در بیت الحکمه کار می کرد.او بیشتر ریاضی دان بود تا اختر شناس.او زبانهای یونانی،سریانی و عربی را به خوبی می دانست.

عربستان قرن نهم،علاوه بر اختر شناسی ناب،شاهد کاری جدی در زمینه ستاره خوانی نیز بود.در واقع در همین زمان بود که بزرگترین عرب مبلغ آن ابومعشر بلخی در بغداد کار می کرد.
ابو معشر به یک فلک خارجی ( نور الهی ) و هشت فلک اثیری ( آسمان ) و یک فلک تحت قمر در مرکز ( فلک نهم یا فلک خور ما )باور داشت.اما دلبستگی اصلی ابو معشر به ستاره خوانی بود که تصور او از کیهان نیز در آن نقش داشت.

آخرین نماینده بزرگ مکتب نجومی و ریاضی که پس از پی ریزی بغداد در اوایل قرن نهم پدید آمده بود،دانشمندی ایرانی بود به نام ابو الوفای بوزجانی که در سال ۹۴۰ میلادی در شهر بوزجان پا به عرصه وجود گذاشته بود.او که درجه اول ریاضی دان بود با نوشتن کتاب کاملی در اختر شناسی از دیدگاه ریاضی از سنت پیروی کرد.
تقریبا در همین زمان بود که استفاده نبوغ آسای بطلمیوس از معدل مسیر برای توضیح حرکت نا منظم سیارات در مراحل منظم مورد تردید ابن هیثم فیزیکدان بزرگ اسلامی قرار گرفت.ابن هیثم معتقد بود که یک نکته مهم در حرکت سیارات از چشم بطلمیوس پوشیده مانده است.

تا اینجا اختر شناسان عرب در حرکت سیارات دقیق شده بودند،اما در اواخر قرن دهم یک استثنای قابل ذکر وجود داشت:یک ایرانی به نام ابو الحسین صوفی که از زندگی و کارش چیز زیادی دانسته نیست.او به خاطر ارصادات خویش و توصیفات خود ستارگان شهرت داشت.کتاب صور الکواکب او از کتب کلاسیک اختر شناسی اسلامی سد و بعدها به غرب راه یافت – نام نویسنده آن در غرب ازوفی ترجمه شد.صوفی نخستین تجدید نظر به راستی نقادانه را بر فهرست ستارگان بطلمیوس انجام داد و شواهدی از ارصادات دقیق خود را بر آن افزود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 8 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد