مقاله رصد جریانهای تاثیرگذار فرهنگی- اجتماعی حاکم بر استان آذربایجان غربی با استفاده از روش کیو

word قابل ویرایش
21 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
8700 تومان

رصد جریانهای تاثیرگذار فرهنگی- اجتماعی حاکم بر استان آذربایجان غربی با استفاده از روش کیو

چکیده

فرهنگ و عناصر آن مانند جامعه و اجزای آن، امری ثابت و تغییرناپذیر نیست و به دلیل تغییر دائمی در گذر زمان بایستی در دورههای زمانی مختلف، نگاهی رصدگونه به آن داشت تا از این طریق در هر مرحله میزان موفقیت و عدم موفقیت در دستیابی به اهداف فرهنگی مشخص گردد. هدف اصلی رصد فرهنگی، آیندهنگری فرهنگی و شناسایی به موقع جریانهای فرهنگی و ارائه راهبردهای مواجهه با آنها میباشد. رصد فرهنگی استان آذربایجانغربی به دلیل برخورداری از تنوع قومی و مذهبی و نیز به دلیل هممرز بودن با سه کشور ترکیه، عراق و جمهوری آذربایجان از اهمیت بیشتری برخوردار است. در مقاله حاضر برای بررسی جریانات و تحولات فرهنگی حاکم بر استان آذربایجانغربی، از روش کیو (Q) استفاده شده است. روش کیو ترکیبی از دو روش تحقیق کیفی و کمی بوده و رویکردی است که در آن ذهنیتهای مختلف افراد نسبت به موضوع شناسایی میگردد. در تحقیق حاضر پس از بررسی ادبیات تحقیق و مصاحبه با ۶۰ نفر کارشناس این حوزه، حدود ۳۶ عبارت کیو انتخاب گردید و سپس این عبارات توسط مشارکتکنندگان در تحقیق اولویت بندی گردید. بر اساس یافتهها و نتایج تحلیل عاملی کیو و بر اساس ذهنیت مشارکتکنندگان، به ۵ عامل یا گروه (منتقدان، محافظه کاران، متاثران، میانه روان و آرمانگرایان) دستهبندی گردید.

واژگان کلیدی: فرهنگ، رصد فرهنگی، روش کیو، جریانات فرهنگی، مهندسی فرهنگی

 

۱

مقدمه

تحولات تاریخ معاصر ایران و جریانهای اجتماعی مربوط به آن، برخلاف گوناگونیهای بسیار و افت و خیزهای فراوان، در اینجهت اشتراک دارند که همه این تغییرات در ذیل مواجهه یک تمدن بومی با یک تمدن وارداتی (یا مهاجم) پدید آمدهاند. جریانهای اجتماعی سده اخیر در ایران در پی رویارویی اندیشه و تمدن اسلامی با اندیشه و تمدن مدرن، پدیدار گشتهاند و به نوبه خود در نهادهای مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، جریان های گوناگونی را پدید آوردهاند. اینجریانهای مختلف فرهنگی سبب پیدایش بحثهای دامنهداری در زمینه تعامل یا تقابلِسنت و تجدد، علم و دین، اسلام و مدرنیته، تربیت دینی و تربیت سکولار شدهاند که موجب حضور یک چالش فرهنگی عمیق، در جامعه ایران، پس از مواجهه با غرب گردیده است. بسیاری از صاحب نظران علوم انسانی، فرهنگ را اساس و شالوده هر جامعهای میدانند که در پرتو آن شاخصهای دیگر جامعه در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معنا و مفهوم و تشخص پیدا میکند. از سوی دیگر در عصر حاضر اولویت اول در سیره عملی و رفتاری قدرتهای استکباری، به جای تسخیر سرزمین، تسخیر باورها و اذهان مردم و در نهایت تسلط بر فرهنگ آنان است.
مفهوم فرهنگ یکی از پرکاربردترین واژهها در زندگی اجتماعی انسانهاست که گستره وسیع آن از یک سو و ابعاد ذهنی و غیرعینی آن از سوی دیگر پیچیدگیهای خاصی به آن داده است. به گونهای که بررسی روند تغییرات و تحولات در این حوزه از نظام اجتماعی را بسیار دشوار نموده است. این دشواری در نظامهای ایدئولوژیک که درصدد دستیابی به فرهنگ مطلوب و منطبق بر ارزشها و آرمانهای خاصی هستند، دوچندان مینماید. تحقق این هدف فقط در سایه طراحی سازوکار و فرآیندی مناسب برای نظارت و ارزیابی دقیق تغییرات فرهنگی جامعه در حوزههای مختلف امکان پذیر خواهد بود.
فرهنگ دارای دو بعد عینی و ذهنی است. ابعاد ذهنی درمؤلفههایی از قبیل مقوله بندی، تداعی معانی، باورها، ارزیابیها، معانی ضمنی، انتظارات، هنــجـارهــا، قــوانـین، خودشناسیها، عقاید غــالـب، مـطلوبها و ارزش ها و معنــی رفتـار تجلی مییابد. در واقع موارد فوق نگرش مردم نسبت به محیط و دنیای پیرامون خود را نشان میدهد. ابعاد عینی فرهنگ، در میراث فرهنگی، هنرهای تجسمی، سینما، نقاشی، خط، آثار باستانی، ادبیات، رفتارها و… ملاحظه میشود. در مجموع فرهنگ مجموعه مرکبی از ارزشها، عقــاید، هنجارها و نمادها در نظر گرفته می شود که در یک جامعه پذیرفته شده و پایداری آن به صورت غیررسمی و جمعی تضمین شده است (نگاهداری، .(۸ :۱۳۸۵

در یک جامعه دینی، فرهنگ الهی خاصی حاکم است. بدین معنا این باور وجود دارد که معنویت، کمال مطلوب و نهایت زندگی انسان است و این کمال در پرتو مراقبت و تلاش و با دقت در به کارگیری و بهرهوری به اندازه از همه مواهب جسمی و روحی برای انسان حاصل میشود. در این بینش، انسان رو به سوی خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه همه خوبیها و ارزشها است. لیکن در جوامع سرمایهداری و صنعتی و غربی، فرهنگ خاص آن جوامع حاکم است. جریانات مختلفی بر فرهنگ یک جامعه در حوزه های خرد و کلان، تاثیر گذاشته و آن را به تغییر وا میدارند. بسترهای فرهنگی، سیاسی و حتی ژئوپلتیکی مختلفی بر این جریانات در مناطق مختلف

۲

کشور موثر واقع می شوند. ممکن است یک جریان در یک استان از قوت، اعتبار و اثربخشی بالایی برخوردار باشد. اما در جایی دیگر، چندان اثرگذار نباشد. نکته مهم و سرنوشت ساز در این میان، آگاهی دقیق و روزآمد مدیران ارشد فرهنگی و به خصوص مدیران کل تبلیغات اسلامی استانها از این جریانات فرهنگی و تاثیر فوق العادهای که در نحوه تصمیمگیری آنان دربرنامهریزی سلسله اقدامات اثربخش فرهنگی و تبلیغی بر جا می گذارد، میباشد. نکته بسیار مهم این است که با بودجه و امکانات محدود چگونه برنامهریزی شود تا بیشترین و عمیقترین اثرگذاری بر جریانهای فرهنگی کشور و استان حاصل گردد.

استان آذربایجانغربی، به عنوان یک استان با ساختار متنوع قومیتی، دارای ناحیهگراییهای سیاسی متنوعی از نوع ناحیهگرایی سیاسی فرهنگی است. ناحیه گرایی سیاسی، شاید خصیصه طبیعی اکثر استانهای مرزی کشور باشد، اما از آنجایی که ناحیهگرایی سیاسی در این استان پیوستگی فضایی با فضای جغرافیایی – سیاسی ماوراء مرزهای سیاسی استان پیدا می کند، آذربایجانغربی را به لحاظ حساسیتهای ژئوپلیتیکی در موقعیت منحصر به فردی قرار میدهد که نمونه آن را هم به لحاظ تنوع و هم به لحاظ شدت در کمتر استانی میتوان سراغ گرفت. این استان با کشورهای جمهوری آذربایجان (جمهوری خود مختار نخجوان)، ترکیه و عراق مرز مشترک دارد . بنابراین وجود اقوام مختلف در این استان صرفنظر از مزایایی که دارد، استان را از نظر ژئوپلیتیکی آسیبپذیر می کند. مسائل و مشکلات قومی در استان به ویژه در دورههای گذر و کاهش قدرت حکومت مرکزی بیشتر بروز کرده است (حافظ نیا و عبدی، .(۱ :۱۳۸۴ مقاله حاضر در صدد است ضمن تبیین فضای کلی فرهنگی استان، نسبت به جریانشناسی، مسئلهشناسی، تحلیل مسئله فرهنگی، سیاستگذاری و بهرهبرداری از ابزارهای فرهنگی مناسب اقدام نماید. بدون شک با تحلیل و بررسی ارزشها، نگرشها، هنجارها و رفتارهای موجود در جامعه، سطح فرهنگ عمومی و خرده فرهنگ های موجود در استان شناسایی میگردند.

انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب »فرهنگی« بوده و وقوع آن موجب شد تا در حوزه نظریهپردازی انقلاب، در علوم سیاسی و جامعه شناسی، مرحله تازهای به وجود آید. بدین معنا که »انقلابهای موج چهارم، آغاز شود که رویکردشان به انقلاب، رویکرد فرهنگی است (خرمشاد، .(۸۶ :۱۳۸۳ تا پیش از این بر نقش عوامل غیرفرهنگی نظیر ساخت طبقاتی، ساختار دولت و هیئت حاکمه، شرایط بین المللی و نظایر آن در وقوع انقلاب ها تاکید می شد. بر همین اساس نیز جمهوری اسلامی بعنوان نظام برآمده از انقلاب اسلامی ۵۷، مهمترین هدف خود را نه صرفاً تغییر در هیئت حاکمه پهلوی یا افزایش رشد و تولیدی اقتصادی، بلکه فراتر و متفاوت از همه اینها تلاش برای اعتلای کلمه توحید، گسترش عدالت، تعالی انسان و اهتمام به رشد ارزشهای الهی و گسترش احکام

اسلامی دانست که در قانون اساسی و دیگر اسناد رسمی و عمومی آن انعکاس یافته است (صدیق سروستانی و زائری، .(۱۳ :۱۳۸۶ بدین جهت جمهوری اسلامی به مثابه یک نظام سیاسی ایدئولوژیک شناخته میشود که به دنبال اجرایی کردن احکام شریعت اسلامی در همه ابعاد زندگی افراد جامعه است. این نظام سیاسی، به دنبال پیوند بین دیانت و سیاست و به عبارتی، دینی کردن امور عرفی یا همان تحقق »اسلام سیاسی« است. اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی نیز ناگزیر در تبعیت از همین قاعده کلی است و سیاستگذاریها در آن، به منظور حاکم کردن اصول دینی بر امور عرفی صورت میگیرد(قاضیان، .(۱۱۷ :۱۳۸۲
گذر شتابان کشور از مرحله سنتی به صنعتی و پیشرفت سریع تکنولوژی، ساخت اجتماعی و فرهنگی کشور را برقآسا دچار دگرگونی ساخته و در نتیجه میتواند عواقبی نیز در پی داشته باشد در چنین شرایطی مسئله فرهنگ و توسعه فرهنگی امری نیست که بتوان آن را به حال خود رها و از آن غفلت نمود. فرهنگ تحت تاثیر تحولات بیرونی(مثل توسعه اجتماعی) و دگرگونیهای درونی(مانند تفکیک اجتماعی درون فرهنگ) وضعیت مبهمی پیدا کرده است. بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهای فرهنگی را

۳

دگرگون می کند . چنین تحولاتی، فرهنگ را به صورت روزافزون بسط داده و از درون همین گسترش است که مسائل تازه پیش روی جامعه و دست اندارکاران فرهنگی قرار گرفته است (سبحانینژاد و دیگران .(۲۰ :۱۳۸۸ همچنین بر اثر جهانی شدن و نظم نوین جهانی، تهاجم فرهنگی غرب به ویژه آمریکا علیه سایر فرهنگها در حال انجام است و این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است. آمریکا که داعیه سرپرستی جهان را در سر میپروراند و خواستار استقرار نظامی تکقطبی در جهان است، هیچ فرهنگ رقیبی را که مخالف این سیاست باشد، تحمل نمیکندقطعاً. فرهنگ اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود و در رأس کشورهای اسلامی، ایران به واسطه انقلاب اسلامی و مخالفت علنی آن با قدرتطلبی آمریکا مورد هجوم بیشتری قرار گرفته و خواهد گرفت. لذا به منظور مقابله با این هجوم، باید تمام ترفندها و حیلههای فرهنگ مهاجم شناخته شود و سپس ابزار کافی برای مقابله با آن فراهم گردد. از آنجا که تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است، باید با ابزارهای فرهنگی با آن مقابله کرد و از مبارزه با ابزار خشن پرهیز نمود. یعنی تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگملّی و دینی را باید گسترش داد و از نیروهای متعهد و دلبسته به کشور در ساخت این تولیدات کمک گرفت و سپس با بهترین روشها، این تولیدات را به جوانان عرضه کرد. بدین طریق شناخت مقوله فرهنگ و بررسی جریانهای فرهنگی، توطئههای فرهنگی- تبلیغی بیگانگان و تبیین انحطاط و بطلان مکتبهای الحادی و انحرافی از اقدامات اساسی و مهمی است که به منظور حراست از هویت فرهنگ ملی و دینی کشور ضروری است. بدون تردید با شناخت جریان های فرهنگی اجتماعی موثر و حاکم بر استان آذربایجانغربی، میتوان نسبت به برنامهریزی و انجام اقدامات متناسب با نیازهای مخاطبان سازمانهای مختلف و به خصوص نسل جوان، همت گماشت و با شناخت دسیسه های فرهنگی و تبلیغی دشمنان در جهت بطلان آنها اقدام و به آنان حمله نمود.

مبانی نظری پژوهش:

در رصد فرهنگی، وضعیت فرهنگی کشور در یک نگاه عینیتگرا قابل بررسی است. هم در سطح فرهنگ عمومی و هم در سطح خرده فرهنگهای موجود در جامعه، با کالبدشکافی فرهنگی جامعه شناخت عمیق از فضای فرهنگی کشور انجام میگیرد. به عبارتی رصد فرهنگی در صدد است تا فضای فرهنگی کشور را دیدهبانی کند. رصد فرهنگی نوعی مسئلهیابی و مسئلهسنجی فرهنگی است که باید در سطوح مختلف به لحاظ مقاطع زمانی گذشته، حال و آینده پیگیری گردد. تا شناختی از گذشته وجود نداشته، حال را نمیتوان فهمید و تا حال را شناخته نشود، آینده قابل ترسیم نخواهد بود. ضمن اینکه تأثیر محیطهای خارجی و متغیرهای بیرونی باید به دقت لحاظ شوند. اینکه میزان تأثیر ما بر محیط خارجی به چه میزانی است و در محیط خارجی و بین المللی چه تحولات و مسائلی اتفاق میافتد و چه آثاری بر بخشهای مختلف فرهنگی داخل کشور خواهد داشت، نیاز به شناخت دقیق دارد. همچنان که کشورهای مختلف به خصوص کشورهای توسعه یافته با برنامه ریزی دقیق و علمی در همه حوزهها پیش میروند، بخش اقتصادی برای دستیابی به رشد اقتصادی یا رشد تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه نیاز به برنامهریزی دقیق و حساب شده دارد و در بخش امنیت ملی، طــرح هـای مـختلف نظامی و بازدارنده و پروژههای عظیم اجرا میشــود، در بـخش فرهنگ نیز نیاز به برنامهریزی در جهت دستیابی به اهداف فرهنگی براساس دیدگاه کلان ملی، نیازی ضروری است.

واژه »رصد« بر معنی و اعمال متعددی دلالت دارد که بسته به زمینه و کاربست آن متفاوت است، اما در کل معنا و مضمون مشخصی را به ذهن متبادر می سازد. در فرهنگ لغت معین، ذیل واژه رصد این عبارت آمده است: »نظر دوختن، مراقب بودن، جایی که در آن با ابزار نجومی به مطالعه ستارگان می پردازند.« دهخدا نیز

۴

در لغت نامه خود، رصد را با عبارات: چشم داشتن و مراقبت کردن؛ نظر کننده؛ و مکان مراقبت وصف نموده است و بر کاربرد این واژه در نجوم تاکید می ورزد . با توجه به دامنه وسیع کاربرد این واژه که نجوم، فناوری اطلاعات، پزشکی و پرستاری، علوم اجتماعی، علوم رفتاری و علوم نظامی را شامل میشود؛ در یک تعریف کلی می توان گفت رصد یا پایش عبارت است از »تلاش مداوم به منظور شناسایی تغییرات عمده در پدیده مورد مطالعه.«
رصد فرهنگی یک عبارت وصفی است که به معنی پایش و دیدهبانی کلیه امور و شئون مرتبط با فرهنگ است. در عبارت رصد فرهنگی، همه شئون می توانند موضوع پایش قلمداد گردند. بدین ترتیب در رصد فرهنگی، دامنه بسیار وسیعی از این مفهوم در نظر گرفته شده است و می تواند علاوه بر فرهنگ، بسیاری مقوله های مؤثر دیگر را نیز شامل شود. در یک تعریف کلی رصد فرهنگی عبارت است از تحلیل و بررسی ارزشها، نگرش ها، هنجارها، و رفتارهای موجود در جامعه در سطح فرهنگ عمومی و خرده فرهنگها که برای مسألهشناسی فرهنگی در بین توده عام مردم و پایش جریانهای فرهنگی در حال شکلگیری، موجود و یا در حال زوال تولید شده از سوی نخبگان و در حوزههای مختلف جامعه اعم از فرهنگ دینی، فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی، فرهنگ مدنی و فرهنگ علمی انجام میگیرد و هدف آن آیندهنگری فرهنگی و شناسایی به موقع جریانها و مسایل فرهنگی و ارائه راهبردهای مواجهه صحیح با آنها می باشد.

برخی نیز رصد فرهنگی را کالبدشکافی و آسیب شناسی واقع بینانه عینی وضعیت فرهنگی کشور در سطح فرهنگ عمومی و خرده فرهنگ های نواحی کشور می دانند که طی آن با دیده بانی پیوسته فضای فرهنگی کشور، بررسی و برآورد تاثیر محیط های تاثیرگذار و متغیرهای داخلی و خارجی، ضمن مسئله یابی، نوعی نیاز سنجی فرهنگی نیز انجام می شود(عباسی، .(۵ :۱۳۹۱ در رصد فرهنگی نیازهای فرهنگی از طریق دیدهبانی دقیق مورد شناسایی قرار گرفته و تمام عناصر و اجزاء و نیز محدودههای فرهنگهای مختلف اثرگذار و اثرپذیر و نیز تنوع و تکثر آنها و خرده فرهنگها، هنجارها وارزشهای معمول و عرفی جامعه و نیز نگرشهای ذهنی و رفتاری سطوح و لایههای مختلف جامعه که برخواسته از عقائد درونی و اعتقادات قلبی تکتک افراد جامعه است شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد.

ابعاد رصد فرهنگی -۱ بررسی مقاطع مختلف زمانی

هر پدیده فرهنگی در یک طیف زمانی قابل تحلیل و بررسی است. مسائل امروز فرهنگی در عین حال که ریشه در گذشته دارند، دارای تأثیراتی نیز در آینده خواهند بود. بنابراین از حیث زمانی رصد فرهنگی دارای ابعاد ذیل خواهد بود:

الف) ارزیــابی عمـلـکرد فــرهنـگی گذشته درحوزههای مـختـلف بـه منـظور شناخت نقاط قوت و ضعف. ب) ارزیـابی و ضعیت کنونی به منظور سنجش رضایت مندی عـاملان و گــروههای مخاطب.

پ) آیندهپژوهی و پیشبینی آیندهفرهنگی به منظور شناخت فرصتها و تهدیدهای پیش رو.
در رصد فرهنگی باید مسائل فرهنگی در زمان های گذشته، آینده و حال بررسی شود و این گذشته پژوهی و حال پژوهی برای ترسیم وضعیت آینده ضروری است. هر برنامهای متکی بر شناخت وضع موجود و امکان تغییر آن است. این شناخت به معنای در دست داشتن نقشهای نسبتاً تفضیلی و جامع از فرهنگ است. در چنین نقشهای باید وضعیت هر متغیر فرهنگی تعیین شده و عوامل موثر بر آن و میزان اثر عوامل مختلف شناسایی شوند.

-۲ جریانهای فرهنگی

۵

در هر جامعهای، جریانهای فرهنگی دارای نقش مهمی در رشد فکری مردم و شکل گیری ذهنیت عمومی جامعه هستند. جریانهای فرهنگی از جنبههای مختلفی قابل بررسی میباشند:

-۱ منشأ و مبدأ جریان: نخبگان و صاحبان فکری که تولید اندیشه میکنند، متفکرین موجآفرینی که مترجم و بازگو کنندهافکار دیگران در سطح جامعه هستند.

-۲ شناسایی بسترهای رشد جریان فکری: زمینههای داخلی و خارجی شتاب دهنده یا کند کننده جریان. -۳ مقصد تأثیری گذاری جریان:

الف) حوزههای معرفتی: اثبات مکتب، شناخت مکتب، اجرای مکتب (ارزشها و عقاید اساسی یا فرعی) ب) حوزههای اخلاقی: هنجارها و رفتارها (اساسی یا فرعی) -۴ ویژگیهای جریان:

– رو به رشد و ظهور
– تثبیت شده

– در حال تغییر و زوال

– گستره جریان

– میزان تأثیرگذاری جریان

در بررسی جریانهای فرهنگی باید به مطالعه در اندیشه و آرای نخبگان فکریای پرداخت که تولیدکننده اندیشه هستند. در این میان، به سبب حاکم بودن اندیشه دینی بر کشور، گونهشناسی جریانهای فرهنگی معاصر در نسبت بین دین و مدرنیته از اهمیت شایانی برخوردار است.

-۳ حوزههای فرهنگی فرهنگ در هر نظام اجتماعی در ارتباط متقابل با سایر حوزههای نظام اجتماعی نظیر اقتصاد، اجتماع، سیاست

و نظایر آن و همچنین فرهنگ سایر جوامع بوده و بر آنها تاثیر گذاشته و از آنها تاثیر می پذیرد. در سایه چنین ارتباطی مفاهیم ذیل اهمیت ویژهای در رصد فرهنگی پیدا می کنند:

– فرهنگ ملی
– فرهنگ جهانی (وجوه مثبت و منفی) و فرهنگهای خارجی ( غربی و شرقی)

– فرهنگ دینی

– فرهنگ اقتصادی
– فرهنگ سیاسی

– فرهنگ اجتماعی

– فرهنگ عمومی
بدون تردید در یک قرن اخیر، اولین تحولات و گوناگونیهای فرهنگی جامعه ما متأثر از تماس و ارتباط با فرهنگ بیگانه، به ویژه فرهنگ غرب بوده است. گرایش و نگرش به غرب و مفاهیم فرهنگی آن ارتباط نزدیک با متغیرهایی در داخل جامعه ما دارد و در برخی برهههای زمانی، این گرایش تشدید و نگرش مثبت شده است. بخشی از تحولات فرهنگی برونزای جوامع، ناشی از گسترش وسیع ارتباطات و کوچک شدن جامعه جهانی است. آشنایی بیشتر با فرهنگ های دیگر و در جریان ارتباطات قرار داشتن، به طور طبیعی زمینه های تأثیرپذیری بیشتر را فراهم می کند. انتقال نسبتاً سریع پدیده های جدید فرهنگ غربی در کشورهای جهان سوم از جمله ایران ناشی از همین خصلت ارتباطی دهکده جهانی است. بنابراین در رصد فرهنگی میزان تأثیر

۶

محیط های خارجی و متغیرهای بیرونی بر فرهنگ کشور و نیزمیزان تأثیر تحولات و مسائل خارجی و بین المللی بر بخش فرهنگی داخل کشور بررسی میگردد.

-۴ سطوح رصد فرهنگی پدیدههای فرهنگی بنا به گستره تاثیرگذاری خود، فرهنگ عمومی یا خرده فرهنگ خاصی را تحت تاثیر قرار

می دهند. بنابراین ارزیابی تغییرات فرهنگی باید در دو سطح ذیل صورت پذیرد:
– فرهنگ عمومی

– خرده فرهنگها

در رصد فرهنگی هدف این است که وضعیت فرهنگی کشور هم در سطح فرهنگ عمومی و هم در سطح خرده فرهنگ های موجود در جامعه بررسی شود و از طریق آن، شناخت علمی از نقاط قوت و ضعف فرهنگ به دست آید. خرده فرهنگ ها عبارت از فرهنگهای متعلق به گروههایی است که در فرهنگ کلی جامعه سهیم بوده و دارای ارزشها، هنجارها و شیوه های زندگی خاص خود می باشند. در زمینه خرده فرهنگ می توان فرهنگ های قومی، مذهبی و نژادی را نام برد. خرده فرهنگ معارض، خرده فرهنگی است که ارزشها، هنجارها و شیوه زندگی آن اساساً با فرهنگ حاکم در تضاد می باشد. چنین گروهی آگاهانه برخی از مهمترین هنجارهای جامعه بزرگتر را رد میکند.

امروزه در کشور ما شکل حاد غربگرایی، خرده فرهنگ معارض محسوب میشود. با این وجود در فرهنگ عمومی جامعه، عناصر زیادی از ارزشها، هنجارها، زیبایی شناسیها، الگوهای لباس و مسکن وجود دارد که اشاعه یافته از غرب است. در رصد فرهنگی شناسایی این خرده فرهنگ ها به ویژه شناسایی زمینههای مساعد برای رشد آنها ضرورت دارد (مرادی، . Htpp://www.portal.pajohe.ir

-۵ محصولات و کالاهای فرهنگی در دنیای مدرن با پیشرفت تکنولوژی و صنایع فرهنگی هر روز شاهد تولید صدها محصول فرهنگی در قالب

کتاب، آثاری هنری، فیلمهای سینمایی، اسباب بازی، بازیهای رایانهای وغیره هستیم که نقش مهمی در فرهنگ سازی دارند.

یکی از مهم ترین ویژگی های فرهنگ در دنیای معاصر ظهور پدیده ای به نام صنایع فرهنگی است. با پیشرفت صنایع و ابزارهای فرهنگی هر روزه صدها محصول فرهنگی به بازار عرضه می شود که از تأثیرگذارترین عوامل جهتدهی به افکار عمومی هستند. غرب با پیشرفتهای ارتباطی و اطلاعاتی و تواناییهایی که در این عرصه دارد، تلاش میکند تا با ایجاد یک نوع یکپارچگی و همسان سازی فرهنگی جهانی، بهرهاش را در هر سه حوزه فرهنگ، اقتصاد و سیاست بگیرد. اما در کنار تلاشهای فرهنگ غرب، فرهنگهای ملی و خرده فرهنگها نیز تلاشهای بیوقفهایی را برای حفاظت و حراست از فرهنگ خود شروع کردهاند که این پیشرفتها، تلاش برای رشد امکانات فرهنگی مقابله کشورها برای حراست از فرهنگهای اصیل خود را زیادتر کرده است. بنابراین در رصد فرهنگی بررسی و مقایسه محصولات فرهنگی وارد شده از خارج از کشور و نیز محصولات فرهنگی تولید شده در داخل کشور ضروری مینماید -۶ رسانهها

امروزه رسانه ها از ابزارهایی هستند که استفادههای بسیار متنوعی از آنها می شود. از جمله تلویزیون که به عنوان عضوی از خانواده و حتی جزئی از کار و زندگی روزانه مردم تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، بخش مهمی از اوقات مردم، بهویژه جوانان و نوجوانان را رسانه تلویزیون پر می کند (سبحانینژاد و همکاران، .(۱۳۸۸ رسانه ضمن آن که اوقات مردم را پر می کند به مرجعی مورد اطمینان برای به دست آوردن اطلاعات، آگاهی و

۷

تشخیص خوب از بد تبدیل شده است، به گونه ای که مخاطبان، به ویژه جوانان و نوجوانان، هر آنچه از صدا و سیما پخش می شود، موضوعی معتبر قلمداد می کنند. از این رو این رسانه به ابزاری تاثیرگذار بر خلقیات و رفتار افراد جامعه تبدیل شده است. با توجه به چنین جایگاهی، رسانه ها اهمیت بسزایی در روند جامعه پذیری

و فرهنگ پذیری افراد جامعه یافته اند. رسانه ها با پر کردن اوقات مردم و پخش برنامه های مختلف، مسقیم یا غیر مستقیم افراد را تحت تاثیر قرار می دهند و افکار، اندیشه ها و رفتارهای آنها را شکل می دهند.

-۷ گروههای مرجع اصلی در جامعه گروههای مرجع به افرادی گویند که گفتار و کردار آنها در جامعه به عنوان الگو برای مردم و به ویژه جوانان

قرار می گیرد و از تاثیرگذاری فراوانی در سطح جامعه برخوردار است نظیر ورزشکاران هنر پیشگان، دانشمندان

و … .

-۸ سبک زندگی یکی از اصلیترین حوزههای رصد فرهنگی توجه به سبک زندگی و الگوهای موجود در آن است. رفتار مسکن

گزینی، پوشاک و مد لباس، نحوهی گذراندن اوقات فراغت، مصارف فرهنگی و نظایر آن جزئی از سبک زندگی به شمار میروند(نگاهداری، .(۱۰ :۱۳۹۱

نقش مصرف فرهنگی در ساختن سبک زندگی های مدرن و جایگاهی که مصرف فرهنگی در ایجاد هویت های فردی و اجتماعی و بازنمایی سبک های زندگی دارد، بر کسی پوشیده نیست. در بررسی مصرف فرهنگی باید انواع مختلف مصرف فرهنگی و محتوای آن، الگوی طبقاتی مصرف فرهنگی و میزان انسجام یا التقاطی بودن الگوهای مصرف فرهنگی مورد مطالعه قرار گیرد و علل تحول در سبک های مصرف روشن شود. بررسی این موارد جهت سیاست گذاری فرهنگی ضروری است. در جدول زیر ابعاد رصد فرهنگی نشان داده شده است.

روش پژوهش
از آنجا که به علل مختلف از جمله دشواری بسیار در کنترل متغیرهای ناخواسته درباره پدیده هایی که با رفتار انسان سر و کار دارند، نمی توان فقط با روش کمی به واقعیتهای این پدیده ها به شیوهکاملاً عینی و بدون جانبدارانه داشت معمولاً مفروضههای زیربنایی استفاده از روشهای تحقیق کمی در پزوهشهای اجتماعی به صورت کامل امکان رعایت ندارند، در سالهای اخیر برای ترکیب روش های کمی و کیفی برای اجرای تحقیقات

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 21 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد