دانلود مقاله حسابرسی مالیاتی

word قابل ویرایش
57 صفحه
11700 تومان
117,000 ریال – خرید و دانلود

حسابرسی مالیاتی

حسابرسی عملکرد مدیریت مالیاتی
در سالیان اخیر مباحثی نظیر حسابرسی عملکرد مدیریت مالیاتی و عملکرد حسابرسی رشته‌های مدیریت و حسابداری و همچنین مدیران عالی کشورها را به خود جلب نموده است.
حسابرسی عملکرد مدیریت مالیاتی:
نوع جدیدی از حسابرسی است که پشتوانه طولانی کارهای آکادمیک نداشته و برای یافتن نشانه‌های چگونگی به وجود آمدن آن تنها می‌توان تا چند دهه قبل مراجعه و اجرای آن توسط افراد و سازمان‌های معدودی انجام شده است.

حسابرسی عملکرد مالیاتی در سال‌های ۱۹۳۰ و عمدتا ۱۷۹۰ توجه دولت‌ها را به خصوص در اروپا و آمریکا که عمده محور آن بررسی، کارآیی و اثربخشی و صرفه اقتصادی است، بر خود جلب نموده، در این زمان از طرفی سهامداران شرکت‌ها گزارش‌های حسابرسی مالی را به تنهایی برای ارزیابی عملکرد مدیران کافی نمی‌دانستند و مدعی بودند که عملکرد مدیران باید از دیدگاه‌های دیگری نیز مورد ارزیابی قرار گیرد و از طرفی عامه مردم، در خصوص عملکرد دولت‌ها و مدیران سازمان‌های دولتی مطالبه گزارش‌ها را داشتند که بتوانند آنها به این تشخیص برسند،‌ که آیا مالیات‌ها و عوارضی که دولت از آنها وصول کرده است در جهت منابع عام مصرف شده یا خیر و به این وسیله دامنه حساب‌خواهی مردم و پاسخگویی مسئولان را افزایش دهند.

حسابرسی عملیاتی مالیاتی:
حسابرسی عملیاتی مالیاتی به عنوان یکی از خدمات مشاوره‌ای نیز شناخته می‌شود که بالفعل و بالقوه می‌تواند در اختیار تمامی سطوح مدیران قرار گرفته و آنان را در ایفای هر چه موثرتر وظایفشان در جهت تحقق اهداف سازمانی یاری دهد.
درخواست‌کنندگان خدمات حسابرسی عملیاتی در بخش‌های عمومی عموما مراجع قانونی،‌ مجامع یا هیئت امناء و در بخش‌های خصوصی صاحبان موسسات یا نمایندگان قانونی آنها می‌باشند.
حسابرسی مدیریت مالیاتی:
عبارت است از مطالعه و بررسی اسناد و مدارک روش‌ها، دستورالعمل‌ها و عملکرد بخشی از

سازمان یا برای ارزیابی اثربخشی و کارآیی عملیات مورد نظر را حسابرسی مدیریت مالیاتی گویند.
حسابرسی عملکرد (ارزشیابی قابلیت) نه‌تنها حسابرسی اثربخشی بلکه سیستم‌ها را که نتایج از آن به دست می‌آید نیز شامل می‌گردد.
اصطلاح حسابرسی عملیاتی کمتر برای کارهای حسابرسی مالی به کار می‌رود و ترجیح داده می‌شود که اصطلاح حسابرسی مدیریت یا حسابرسی عملکرد به جای حسابرسی عملیاتی برای کارآیی اثربخشی سازمان‌ها به کار رود در این حالت حسابرسی مدیریت به معنای وسیع کلمه علاوه بر سنجش کارآیی و اثربخشی به ارزیابی کنترل‌های داخلی و حتی آزمایشات مربوط به کنترل‌های اثربخشی نیز می‌پردازد و گروهی بین حسابرسی مدیریت تفاوتی قائل نیستند.
الف) بخش عمومی: این بخش به واحدهایی اطلاق می‌شود که الزاما برای کسب انتفاع به وجود نیامده‌اند در این بخش واحدهایی مانند سازمان‌های وابسته به قوه مقننه یا مجریه یا نهادها و ارگان‌های تحت پوشش دفتر مقام معظم رهبری و سایر دستگاه‌های مشابه می‌باشند.

این بخش در گذشته برای دستیابی به اهداف خود، آنقدر که برنامه‌ها اجرا و به اهداف خود می‌رسیدند موفق ارزیابی می‌شدند و بیشتر به اجرای قوانین، خط‌مشی‌ها و روش‌ها و همچنین دریافت و مصرف بودجه به صورت بهینه توجه داشتند، لکن در دهه‌های اخیر این نگرش تغییر یافته و بر حسابدهی به مجلس و جامعه و نیز بر بهبود عملکرد مدیریت و همچنین کاهش هزینه‌های فرصت از دست رفته تاکید می‌شود، به گونه‌ای که در جهت افزایش بهره‌وری تلاش گردد و هزینه‌های مربوط به فرصت از دست رفته کاهش داده و به عبارتی هر چه سطح عملیات واقعی

از سطح بهینه کمتر باشد، به همان نسبت هزینه فرصت از دست رفته بالاتر است. معمولا این هزینه هیچ‌گاه به صفر نخواهد رسید لکن در جهت کاهش آن باید تلاش کرد.
ب) بخش خصوصی: تجربه نشان داده که بخش خصوصی از روش‌های خوب همواره استقبال نموده و آن را دنبال کرده و حتی پیشرفت زیادی در این زمینه نموده است چرا که بخش خصوصی در بازار رقابت عمل می‌کند و همواره در تکاپوی دستیابی به راه‌های بهتر است از جمله این تلاش‌ها ایجاد خلاقیت، نوآوری، افزایش توان مدیریت، توان واکنش در مقابل تغییرات اقتصادی تکنولوژیکی جامعه، پیش بینی نیاز مشتریان، ایجاد سیستم کنترل‌های داخلی و از جمله ایجاد سیستم‌های ارزیابی و نظارت مستمر بر عملیات در جهت افزایش بهره‌وری است.
کوشش حسابرسان عملکرد مدیریت باید به گونه‌ای باشد که مدیران دستگاه‌های مربوطه با کوشش و تلاش پیگیر و مداوم، خود را در جهت افزایش بهره‌وری سازمان معطوف دارند و هیچ‌گاه احساس نکنند که سازمان آنها به حد کمال رسیده است.ماموریت و اهداف حسابرسی عملکرد:
الف) ماموریت: حسابرسی عملکرد یعنی برنامه‌ریزی برای گردآوری و ارزیابی اطلاعات مربوطه و کافی و همچنین شواهد قابل اطمینان توسط حسابرس مستقل در ارتباط با هدف حسابرسی که آیا مدیریت و کارکنان واحد مورد رسیدگی، اصول، استانداردهای مناسب در ارتباط با حسابداری و مدیریت و عملیات سازمان به منظور بکارگیری منابع آن توأم با کارآیی، رعایت صرفه اقتصادی و اثربخشی اعمال کرده‌اند یا خیر؟ و اظهارنظر یا نتیجه‌گیری و گزارش به شخص یا اشخاص ثالث با توجه به شواهد به دست آمده در ارتباط با هدف یا موضوع حسابرسی.
ب) اهداف: ارزیابی، کارآیی، اثربخشی و رعایت صرفه اقتصادی با توجه به منابع مصرف شده در جهت رسیدن به اهداف مورد نظر و نیز ارزیابی قابلیت اعتماد سوابق و مدارک و اطلاعات مالی و عملیاتی از طریق آزمون برخی رویدادهای سیستم مزبور در جهت مشخص شدن درجه و حد اعتماد اطلاعات ارائه شده در سالیان مورد حسابرسی و نیز کنترل درستی اجرا معیارها و به عبارتی رعایت قوانین و مقررات خط‌مشی‌ها و روش‌های مصوب توسط کارکنان واحدهای عملیاتی سازمان، سپس ارائه گزارش یافته‌ها و ارزیابی و نتیجه‌گیری همراه با شواهد کافی و ارائه پیشنهادهای اصلاحی به صورت کتبی در جهت هدایت و کمک به مدیران عالی سازمان و صدور دستورات اصلاحی لازم یا ادامه روند قبلی.
انواع حسابرسی: حسابرسی صورتهای مالی، حسابرسی رعایت، حسابرسی عملیاتی
حسابرسی صورتهای مالی: هدف این نوع حسابرسی این است که حسابرس بتواند درباره اینکه صورتهای مزبور از تمام جنبه های بااهمیت طبق استانداردهای حسابرسی تهیه شده است یا خیر. تایید وجود، ارزشیابی، مالکیت، کامل بودن و نحوه ارائه و افشا اهداف کلی حسابرسی اقلام مندرج در صورتهای مالی است.

حسابرسی رعایت: این نوع حسابرسی به میزان انطباق صورتهای مالی با قوانین وضع شده، ضوابط،دستورالعمل ها و بخشنامه می پردازد. رسیدگی ممیزان مالیاتی به اظهارنامه های مالیاتی، رسیدگی ذیحسابان و حسابرسان دیوان محاسبات کشوربه قوانین مالی و بودجه شرکتها و موسسات دولتی نمونه هایی از حسابرسی رعایت می باشند. این نوع حسابرسی می تواند به صورت پروژه مجزا و یا همراه با صورتهای مالی انجام شود. در ایران حسابرسی رعایت جز لاینفک حسابرسی صورتهای مالی است.
حسابرسی عملیاتی: این نوع حسابرسی عبارت است از بررسی قسمتهای خاصی از سازمان به منظور سنجش نحوه عمل آنها. این نوع حسابرسی معمولا به اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی

بخشهای مختلف سازمان می پردازد. حسابرسی عملیاتی از آنجا که دارای استانداردهای مشخص یا الزامات قانونی لازم الاجرا نمی باشد نسبت به حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی رعایت مستلزم کاربرد قضاوت بیشتری است.
بررسی همپیشگان: مطالعه و ارزیابی رویه ها و روشهای کنترل کیفیت یک موسسه توسط موسسه حسابرسی دیگر یا گروهی از حسابرسان مستقل را بررسی همپیشگان گویند. بررسی همپیشگان برای حصول اطمینان به کنترل کیفیت کار حسابرسی انجام می گیرد.
حسابرس مستقل: فردی است که به دعوت صاحبان سهام یا اشخاص حقیقی یا حقوقی ذینفع و یا به حکم قانون حسابهای موردنظر را رسیدگی کرده و نتیجه را کتبا به دعوت کننده و یا هر شخص حقیق یا حقوقی دیگر که او را تعیین نموده است گزارش میدهد.
بازرس قانونی: فردی است که طبق مقررات قانون تجارت توسط مجمع عمومی صاحبان سهام تحت شرایط خاصی تعیین میشود. بازرس قانونی علاوه بر صورتهای مالی، مفاد قانون تجارت و مفاد اساسنامه شرکت نسبت به گزارش فعالیتهای هیات مدیره نیز اظهارنظر می کند. بازرس قانونی موظف است کلیه گزارشات وقوع جرم را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه نماید.
حسابرس داخلی: هدف اصلی حسابرسان داخلی، بازرسی و ارزیابی موثر بودن نحوه انجام شدن وظایف محول به واحدهای مختلف شرکت است. بخش زیادی از کار حسابرسان داخلی را حسابرسیهای عملیاتی تشکیل میدهد اما علاوه بر آن حسابرسیهای رعایت متعددی را نیز ممکن است به عمل آورند. برعکس حسابرسان مستقل که هرساله تایید اقلام صورتهای مالی به آنها محول میشود، حسابرسان داخلی مجبور نیستند که رسیدگیهای خود را هرساله تکرار کنند.
حسابرسی ضمنی: عبارت است از حسابرسی در طول دوره مالی و قبل از پایان سال مالی و بستن حسابها که توسط حسابرسان مستقل انجام میگیرد. هدف این حسابرسی ارزیابی سیستم کنترل داخلی واحد تجاری می باشد. حسابرسان مستقل بعد از حسابرسی ضمنی نقاط ضعف سیستم کنترل داخلی و سیستمهای حسابداری را همراه با پیشنهادات اصلاحی به هیات مدیره شرکت طی نامه ای به نام نامه مدیریت ارائه میدهند. این گزارش میتواند مسئولیت قانونی

حسابرسان را درصورت رخداد اختلاس و یا زیانهای ناشی از ضعف سیستم کنترل داخلی به حداقل برساند.
حسابرسی مدیریت مالیاتی (عملکرد): هدف این حسابرسی تعیین میزان کارایی و اثربخشی مدیران واحد تجاری و همچنین بررسی انطباق عملکرد واحد تجاری با سیاستهای صاحبان سهام می باشد. در حسابرسی عملکرد کارایی مدیریت از لحاظ چگونگی استفاده از منابع و نحوه اجرای برنامه ها رسیدگی و گزارش می گردد.
مقدمه: بیش از هفتاد سال است که ابتدا در انگلستان و بعد از آن آمریکا، کانادا و سایر کشورهای اروپایی این سوال مطرح شد که چرا حفظ کامل منافع سهامداران از طریق روشهای حسابرسی سنتی (حسابرسی مالی) تامین نمی‌شود و همراه با این سوال نگرش به سمت روش جامع تر و دقیق تر شکل گرفته و با نام حسابرسی عملکرد مدیریت یا «حسابرسی مدیریت» فعالیت خود را آغاز نمود.
تا اواخر دهه هشتاد میلادی حسابرسی عملکرد مدیریت محدود به حسابرسی رعایت بود که در چارچوب رعایت قوانین، آئین نامه‌ها و دستورالعملها فعالیت داشت. امروزه با توجه به نقش اثربخش تجزیه و تحلیل جامع اطلاعات و آمار مندرج در صورتهای مالی ابتداء حسابرسی صنعتی و حسابداری مدیریت در تصمیم سازی و تصمیم گیری با هدف افزایش بازده اقتصادی و ثروت

سهامداران وارد عرصه مدیریت شد و سپس حسابداری کیفیت، حسابداری محیط زیست، مهندسی مالی، مدیریت ارزش، مهندسی ارزش و………. بعنوان ابزاری موثر به کمک مدیران صنایع و مدیران اقتصادی آمد.
هدف از حسابرسی عملکرد مدیریت انجام یک یا ترکیبی از موارد زیر است:
۱) ارزیابی عملکرد: عبارت است از مقایسه و تحلیل شیوه‌ها و روش‌های انجام فعالیت‌های اقتصادی با اهداف و استراتژیهای از پیش تعیین شده.
۲) شناسایی فرصت‌ها و بهبود فعالیت‌های عملیاتی: منظوراز بهبود فعالیت‌های عملیاتی و عملکرد، افزایش بازده اقتصادی، ارزیابی صرفه اقتصادی هزینه‌ها، کارآیی، اثربخشی و یا ترکیبی از این عوامل می‌باشد.
۳) ارایه پیشنهاد برای بهبود عملیاتی یا ضرورت اقدامات اصلاحی: در اغلب موارد، گروه حسابرسان عملکرد مدیریت می‌توانند متناسب با ماهیت و اهمیت موضوع پیشنهادهای خاص ارایه کنند.
۴) پیگیری تصمیم‌های عملیاتی و اقدامات اجرایی.
به طور کلی حسابرسی مدیریت به عنوان یکی از روشهای کنترل بیطرفانه به ارزیابی وقضاوت نسبت به عملکرد گذشته و چشم انداز آینده مدیریت می‌پردازد و درجه کارآیی، اثربخشی و اقتصادی بودن عملیات را با هر حجم، وسعت و شکلی ارزیابی می‌کند تا از این طریق مسئولان و متولیان حفظ حقوق و منافع سهامداران در اداره بهتر امور عملکرد موثرتری از خود بروز دهند.
طرح موضوع: آنچه در مقدمه آمد اشاره‌ای مختصر به تاریخچه مبحث «حسابرسی عملکرد مدی

ریت» و هدف از انجام آن در یک بنگاه اقتصادی است. این مبحث البته به رشته‌هایی مانند مدیریت، اقتصاد و حسابداری مربوط می‌گردد اما هدف این نوشتار ورود به این مقوله به شکل تخصصی نبوده بلکه مقصود طرح یک پیشنهاد و بهره گیری از آن بعنوان یک الگو برای بررسی و ارزیابی علمکرد مدیران عالی کشور است که تفصیلاً به آن پرداخته خواهد شد.
برخی کلید واژه‌های متن عبارتند از: موسسه اقتصادی، سهامداران، مدیریت، حسابرسان،

حسابرسی عملکرد، کارآیی و اثربخشی و صرفه اقتصادی.
چون هدف این یادداشت بررسی عملکرد مدیران عالی در قوه مجریه و مشخصاً مقام ریاست جمهوری است، ابتدائاً تطابقی به شکل زیر صورت می‌دهیم:
موسسه اقتصادی: کل کشور
سهامداران: کلیه آحاد مردم (ملت)
مدیریت: رئیس جمهور و همکارانش
حسابرسان: یک نهاد مستقل مردمی
با این ترتیب فرض بر آن است که رئیس جمهور قبل یا بعد از انتخاب، برنامه کاری خود را ارایه نموده و در طول چهار یا هشت سال ریاست به انجام آن مبادرت کرده و در پایان دوره فعالیت به حسابرسی عملکرد مالیاتی تن داده و بابت آن به ملت پاسخگو خواهد بود.
ضرورت حسابرسی مدیریت مالیاتی برای عالیترین مقام اجرایی کشور و پیش شرطهای آن به قرار زیر است:
۱) نامزدان ریاست جمهور یا روسای جمهور منتخب (به مثابه مدیریت بنگاه اقتصادی) ملزم به ارایه طرح و برنامه مشخص برای اداره کشور باشند.
۲) طرح و برنامه‌های ارایه شده (و نیز شعارها و وعده‌ها) می‌بایست واجد کمیت و کیفیت بوده تا قابلیت حسابرسی داشته باشند. (منظور سیاستها و برنامه‌ها با شاخصه تحقق کارآیی، اثربخشی و صرفه اقتصادی است).
۳) الزام اداره کشور براساس طرح و برنامه اصولی و منطقی از آن روست که از اتخاذ تصمیمات

و پیاده سازی آنها براساس آزمون و خطا و یا مبنی بر سلیقه بطور جدی پرهیز شود.
۴) کشور ایران (به مثابه بنگاه اقتصادی) که یک انقلاب بزرگ و پرتلاطم را پشت سرگذاشته و در طول سالها فعالیت و خدمت دولتها به انواع روشهای مختلف و گاه متضاد و تجربه نشده اداره شده و به همان سبب و بنا به علل و عوامل دیگر دچار مشکلات ساختاری و غیرساختاری گردیده است دیگر تاب تحمل از سرگذراندن آزمون و خطاهای جدید و اعمال سلایق را ندارد.
۵) آحاد ملت (به مثابه سهامداران) که صاحبان اصلی این ملک و مملکت و مالکان مشاع این سرزمین بحساب می‌آیند حق دارند که از رئیس جمهور برنامه مدون و عملیاتی طلب کرده، اجرای دقیق آن برنامه را خواستار شده ودر پایان گزارش عملکرد دولت را ملاحظه و مورد ارزیابی قرار داده و بابت عدم تحقق اهداف و خواسته‌ها از مدیریت اجرایی کشور پاسخ بطلبند.
۶) تعیین یک نهاد مستقل مردمی به عنوان موسسه حسابرسی عملکرد دولت مرکب از حسابرسان زبده و شجاع در رشته‌های مختلف. ترجیح داده می‌شود. این موسسه برآمده از نهادهای مدنی بوده و گزارش خود را مستقیماً به محضر ملت ارایه نماید.
لازم به ذکر است که تدابیر قانونی مانند نظارت مجلس بر عملکرد دولت در قالب طرح سوالات نمایندگان و انجام تحقیق و تفحص از دستگاههای اجرایی و رسیدگی دیوان محاسبات و همچنین نظارت عامه احزاب و دستجات سیاسی و تشکلهای مردمی و نیز کارکرد مطبوعات در شکل انتشار اخبار و گزارشات و تحلیل‌ها و انتقادات وگاهاً افشاگریها گرچه بسیار ضروری و سودمند می‌باشند اما هیچیک جای حسابرسی عملکرد مدیریت را نخواهند گرفت.
۷) مدیریت عالی اجرایی کشور (به مثابه مدیریت بنگاه اقتصادی) به جز ادای وظیفه خدمت به مردم در بهترین شکل ممکن، مسئول حفظ منابع و ثروتهای ملی و بهره برداری بهینه از آنها، حفاظت از میراث فرهنگی و معنوی و سرمایه‌های انسانی و بطور کلی موظف به ارتقاء کشور در همه ارکان و عرصه هاست. مدیریت عالی می‌بایست خود را خدمتگزار مردم و کشور (درعمل و نه در حرف) و پاسخگوی آنها در همه زمینه‌ها و زمانها بداند.
جمع بندی و نتیجه گیری
۱) مقایسه مدیریت عالی کشور با مدیر یک موسسه اقتصادی از این دیدگاه مقایسه‌ای درست و منطقی است زیرا همانطور که مدیر بنگاه اقتصادی در برابر صاحبان و سهامداران بنگاه مسئول و می‌بایست پاسخگوی عملکردش بوده تا در صورت انحراف از وظایف محوله منجر به اتلاف منابع و عدم النفع موسسه معزول گردیده یا ملزم به جبران خسارت می‌باشد، رئیس جمهور نیز به طریق اولی در برابر مالکان و سهامداران کشور یعنی ملت پاسخگو خواهد بود.

 

۲) اگر نهاد حسابرسی عملکرد مدیریت تاسیس و پروسه حسابرسی عملکرد مدیران عالی اجرایی کشور جاری و نهادینه گردد اولاً دیگر هر کسی بآسانی خود را شایسته کاندید شدن برای احراز مقام عالی ریاست جمهوری ندیده، ثانیاً ملت با هشیاری و بیداری درصدد نظارت بر عملکرد رئیس دولت منتخب خود و حسابرسی از او برآمده و ثالثاً هیچ مقام مسئول دیگر خود را مصون از محاسبه در صورت انحراف از اهداف و برنامه‌ها و یا سوء مدیریت منجر به اتلاف منابع و عدم النفع نخواهد دید. مصونیت از محاسبه و عدم پاسخگویی به مردم متاسفانه آفتی بزرگ در نظام اداری ران پس از پایان دوره مسئولیت آسوده خاطر به کارهای دیگر مشغول گشته و گاهاً هوس دوباره آمدن به صحنه و قرارگرفتن بر مسند قدرت را به سر راه دهند.
۳) منطق حسابرسی عملکرد مدیریت آن است که اگر مدیرکل یا جزء

یک بنگاه دولتی به خطا رود یا در انجام وظیفه قصور نماید به انواع قوانین و مقررات و ضوابط اداری می‌توان او را بازخواست نموده و درصورت اثبات تنبیه نمود اما یک رئیس جمهور بعنوان عالیترین مقام اجرایی و سیاسی کشور درصورت عمل نکردن به وعده‌ها، توسل به شیوه‌های آزمون و خطا و اعمال سلیقه در اداره کشور منجر به بروز خسارتهای مادی و معنوی و نیز سوء مدیریت منتج به اتلاف منابع و فرصتها چرا نباید در برابر سهام داران ملک و مملکت حساب پس داده و پاسخگو باشد ؟
۴) ضرورت ایجاد نهاد حسابرسی عملکرد مدیریت بعنوان یک نهاد مستقل مردمی از آن روست که اولاً این نهاد مستقیماً منتخب مردم (برآمده از فعل و انفعال عرصه عمومی بواسطه وجود نهادهای مدنی) و دارای استقلال نظر وعمل بوده و گزارش خود را به ملت بعنوان مجمع عمومی ارایه می‌نماید، ثانیاً این نهاد بجای برش زدن در عملکرد و بررسی موردی آن بطور یکجا به بررسی عملکرد رئیس جمهور و دولت او خواهد پرداخت تا پس از مقایسه آن با شعارها، وعده‌ها و برنامه‌ها میزان انحراف را نشان داده و نهایتاً میزان صدق و کذب وعده‌ها و شعارهای داده شده و تحقق یا عدم تحقق اهداف برنامه را به روشنی در پیش چشم ملت به نمایش گزارده و آنها را به ارزیابی و قضاوت دعوت نماید.

رسیدن به عملیات کارا و اثر بخش مسئولیت اصلی مدیریت است. ساختار سیستم‌های مدیریت سازمان و کنترل مدیریت باید در راستای رسیدن به این هدف طراحی شوند.
حسابرسی عملکرد مالیاتی، مصداق بارزی از خدمات مشاوره مدیریت به شمار می آید که ممکن است برخی از ویژگیهای حسابرسی صورتهای مالی را داشته باشد. این نوع حسابرسی، در برگیرنده بررسی روشمند فعالیتهای یک سازمان یا بخش مشخصی از آن، در دستیابی به هدفهای مشخص است.
بررسی و آزمون کنترلهای مدیریت، به عنوان یکی از مراحل اجرای حسابرسی عملکرد است که هدف اصلی آن تعیین هدف قطعی حسابرسی و نیز قابلیت اتکای مدارک و شواهد داخلی واحد است.
حسابرسی عملکرد، ضمن تقویت جنبه های مثبت مدیریت، منجر به حل مسایل، غلبه بر مشکلات و بهبود کیفیت اداره واحدهای تجاری می شود.
مقدمه

در دنیای امروزی، مدیران پیشتاز، همواره تلاش می کنند از نظارت دقیق و ارزیابی عینی بر وظایف خود و دیگران اطمنیان لازم را به دست آورند تا در برابر موضوعهای پیش روی، نیرومند و مسلط باقی بمانند و کارهای خود را درست و به موقع انجام دهند. بنابراین آنان هیچگاه نباید در بهره گیری از خدمات کارشناسان و متخصصان خارج از سازمان خود، برای تعیین مشکلات و ارائه راه حل آن تردید داشته باشند، تا با استفاده از این خدمات به موفقیتهای روز افزون تری دست یابند.
حسابرسی عملکرد و خدمات مرتبط با آن از جمله ابزارهایی هستند که با هدف یاری رساندن به مدیران، برای هدایت و رهبری بهتر واحدهای اقتصادی شکل گرفته، تا با ارزیابی اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی در بنگاه های اقتصادی و ارائه پیشنهادهای عملی، مدیران را در اداره بنگاه کمک کند و شامل ارزیابی کیفی ابزارهای در اختیار مدیریت است.
استانداردهای حسابرسی دولتی آمریکا در سال ۱۹۹۴ حسابرسی عملکرد را به صورت ز
یک بررسی هدفمند و سیستماتیک برای تهیه یک ارزیابی مستقل از عملکرد و فعالیتهای سازمان دولتی برای بهبود پاسخگویی عمومی و نیز سهولت تصمیم‌گیری واحدها.
در سالهای اخیر، کانون توجه و دامنه بسیاری از حسابرسی ها در بخش عمومی و خصوصی دستخوش دگرگونی هایی شده است. از آنجا که صورتهای مالی به تنهایی پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی مدیریت نیست، مدیران در بخش خصوصی و دولتی به دنبال کسب اطلاعات بیشتر، به منظور ارزیابی و قضاوت در مورد کیفیت عملیات و پیشرفتهای عملیاتی هستند. در نتیجه ایجاد چنین زمینه هایی نیاز به وجود فنون حسابرسی عملکرد برای ارزیابی اثربخشی ، کارایی صرفه اقتصادی عملیات به گونه چشمگیری افزایش یافته است.

بررسی علتهای درخواست روز افزون برای دریافت خدمات حسابرسی عملکرد، نشان می دهد که دو موضوع زیر بستر مناسبی برای انجام این حسابرسی فراهم کرده است:
۱٫ هدایت مدیران برای توجه بیشتر به رعایت صرفه اقتصادی، کارایی و اثربخشی در واحدهای اقتصادی؛
۲ . ارتقای تجربه های حسابرسان مستقل، در زمینه تشخیص و یافتن واقعیتهای موجود در حسابرسی مالی و مشا وره مدیریت و ارائه رهنمودهای لازم به مدیران.

مفاهیم اساسی حسابرسی عملکرد:
حسابرسی عملکرد دارای سه مولفه: کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی است که از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه ارزیابی، کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی باید بخشی از فرایند عادی مدیریت هر واحد تجاری در بخش عمومی و خصوصی باشد و مدیران بررسی عملکرد را به عنوان یکی از مسئولیتهای خود برای کنترل فعالیتها تلقی کنند و ارزیابی مستقل عملکرد مدیران از راه واحد حسابرسی داخلی یا حسابرسان مستقل صورت گیرد.
نمودار (۱) ارتباط بین داده، پردازش، ستانده و نیز کارایی، صرفه اقتصادی و اثربخشی را بیان می کند:

همان‌گونه که در مدل یادشده آمده، صرفه اقتصادی، نسبت داده های برنامه ریزی شده و داده های واقعی، کارایی، نسبت داده های واقعی به ستانده های واقعی و اثربخشی نسبت ستانده های واقعی به ستانده های برنامه ریزی شده، است.
دیوان محاسبات انگلستان این سه مولفه را به صورت زیر تعریف می کند:
صرفه اقتصادی: حداقل کردن بهای تمام شده منابع مورد نیاز یا مصرفی با توجه به کیفیت مورد نظر (مصرف با توجیه اقتصادی).
کارایی: حداکثر ستانده با میزان نهاده ثابت یا ستانده ثابت با حداقل نهاده ممکن (مصرف خوب ).
اثر بخشی : مقایسه نتایج مورد نظر و نتایج واقعی پروژه ها، برنامه ها یا سایر فعالیتها (مصرف هوشمندانه).
هدفهای حسابرسی عملکرد
هدفهای کلی حسابرسی عملکرد موضوعهای زیر را شامل می‌شود:
الف : ارزیابی عملکرد در مقایسه با هدفهای تعیین شده، به وسیله مدیریت یا سایر معیارهای سنجش.
به منظور اطمینان یافتن از صرفه اقتصادی و کارایی و اثربخشی عملیات، سیستم های برنامه ریزی و کنترل مدیریت از نظر طراحی و اجرا ارزیابی می‌شود. این امر موارد زیر را در بر دارد:

– اطمینان یافتن از وجود و به کارگیری معیارهای مناسب برای ارزیابی عملیات. این معیار معمولا به وسیله مدیریت یا سایر مراجع صلاحیت‌دار تعیین می‌شود.
– اطمینان یافتن از جامع و منسجم بودن سیستم های اطلاعاتی و عملیاتی سازمان، شامل: برنامه ها، خط مشی ها، روشها و راهکارها و درک آن از سوی تمامی سطوح عملیاتی.
– – اطمینان یافتن از تاکید بر رضایت مشتریان و استفاده کنندگان (درون سازمان و برون سازمانی) خدمات و محصولات.
– – اطمینان یافتن از پیش بینی و به کارگیری سیسم ارزیابی و بازخور مناسب در سازمان.
– – اطمینان یافتن از اتکاء به گزارشهای عملیاتی به عنوان یکی از مبانی اصلی تصمیم گیری مدیریت.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 11700 تومان در 57 صفحه
117,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد