دانلود مقاله سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام)

word قابل ویرایش
190 صفحه
30000 تومان
300,000 ریال – خرید و دانلود

سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد (علیه السلام)

مقدمه
«یا غایَه امالِ الْمُحِّبینَ، اَسْئَلُکَ حُبَّکَ وَ حُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَ حُبَّ کُلَّ عَمَلِ یُوصِلُنی اِلی قُرْبِکَ وَ اَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَیَّ سواکَ.

ای انتهای آرزوی دوستان از تو خواستارم، محبت خودت و محبت آنکه ترا دوست می دارد و دوست داشتن هر عملی را که مرا به قربت رساند و اینکه قرار دهد تورا محبوبتر بمن از آنچه غیرتوست.»
«او فرزند حسین بن علی(ع) سومین امام شیعیان جهان، مادرش شهربانویه و مشهورترین لقبش زین العابدین و سجّاد است. امام سجّاد (ع) در سال سی و هشت قمری دیده به جهان گشود و

دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کرد. حدود دوسال از خلافت جدش امیر مومنان (ع) را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی (ع) بود. و پس از شهادت امام مجتبی (ع) در سال پنجاه هجری به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی (ع) که در اوج قدرت معاویه در ستیز و مبارز با او بود در کنار حضرت قرار داشت. در محرم سال شصت و یک هجری درجریان قیام و شهادت پدر(ع) درسرزمین کربلا حضور یافت. پس از فاجعه کربلا بود که حضرت عهده دار رهبری و هدایت امت گردید و در آغاز این راه که همراه دیگر

اسیران اردوگاه حسینی به اسیری به کوفه و شام برده شد، سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاریها بود و با سخنرانیهای آتشین خود ضمن رسوائی یزید و حکومت وی به معرفی خود و طریق هدایت پرداخت.»
اما در دوران امامت خویش بدلیل وجود خلفای ظالم و ستمگر، فرصت و مجالی چون صادقین برای تبلیغ راه هدایت نیافت، لذا سیره هدایتی این امام بزرگوار بیشتر از طریق دعاها و مناجاتها و

سخنان ایشان به جهان بشریت ارائه شده است. امام شاهد بود که تمام ارزشهای اخلاقی و دینی از ناحیه حکومت اموی در حال نابود شدن است. این بود که به اصلاح جامعه و تهذیب اخلاق اجتماعی آن پرداخت و نفوس بیمار مردمی را که به پیروی از امرای خود تسلیم شهوات و هواهای نفسانی شده بودند با فضائل اخلاقی و کرامات برجسته خود معالجه نمود.

از آثار اخلاقی و تربیتی این امام بزرگوار کتاب با ارزش صحیفه سجّادیه یا زبور آل محمد (ص) یا انجیل آل محمد (ص) می‎باشد که پس از قرآن کریم و نهج البلاغه در درجه دوم اهمیت است و نیز رساله حقوقیه که تمام حقوق واجبه یک انسان را در تمام مراحل زندگی بیان می کند و همچنین

دعای ابوحمزه ثمالی و مناجات خمس عشر و نیز سخنان گرانقدر این امام بزرگوار و بدین وسیله بود که امام توانستند مردمی که سرگشته و پریشان در بیابانهای خطرناک مادیت و جهنم سوزان جنگلها و عطش جان و دلها به سر می بردند و سخت به استنشاق حیات بخش فضای هدایت عترت پاک پیامبر (ص) نیازمند بودند را بهره مند سازند.

این تحقیق پایانی، بررسی اجمالی است در سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در معارف اسلامی در سه محور اعتقادات، اخلاق و احکام که هر یک ازاین بخشها نیز دارای فصلهایی می‎باشد. بخش اعتقادی شامل فصل توحید و مباحث الوهیت خالقیت، ربوبیت، عبادت، امید و ناامیدی و دعا و فصل دوم شامل مبحث نبوت، فصل سوم، مبحث امامت، فصل چهارم، مباحث جزای رب العالمین و شفاعت هست. بخش دوم، اخلاق است، مقدمه در زمینه محاسبه و مراقبت نفس سخن می گوید و فصل اول حسنات را بررسی می کند و شامل مباحث ذکر، شکر، تقوی، پارسائی، یقین،

زهد، صبر، رضا و تسلیم، توکل، حسن ظن به خداوند متعال، فقر وغنی، قناعت و کفاف در رزق، حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم و عفو و اغماض می‎باشد و در فصل دوم سیئات شامل، دنیا، پرهیز از محرمات، طمع، غفلت، نیت، ریا، بخل، حسد و خشم و غضب در آخر توبه مورد بررسی قرار می‎گیرد. و بخش احکام نیز شامل مباحث نماز، روزه، زکات، دین.، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و در انتها رعایت حدود الهی که تاکیدی بر این بخش می‎باشد مورد بررسی قرار گرفته است.

با مطالعه سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در می یابیم که این امام بزرگوار در این قالب جدید با توجه شرایط زمان به زیباترین شیوه، هدایت را برای مردم ارائه نمودند و هر چند این قالب با سیره هدایتی امامان عظیم الشان دیگر متفاوت می‎باشد لکن حلقه ای است در کنار سایر حلقه های پیوسته که کشتی طوفان زده بشریت را به ساحل نجات رهنمون می سازد.

فصل توحید

۱- الوهیت
«ای پروردگار من خویش را به بی نیازی ستودی و کائنات را در پیشگاه الوهیت خویش مسکین و محتاج شمردی.»
«ای پروردگار من؛ ملکه قدرت و وحدت و حدانیت ترا باشد و حول و قوت تنها از جانب الوهیت تو به ما رسد و آن تو باشی که علو و رفعت داری و به بندگان خویش رفعت و اعتلا بخشی.»
از بارزترین خصلتها و خصوصیات امام سجّاد (ع) در بخش اعتقادات و بیان الوهیت، توجه به خدا و گسستن از خلق می‎باشد و این ویژگی در مناجاتها و دعاها و عبادات و سخنان آن حضرت که بیانگر نهایت ارتباط ایشان با خداوند آفریدگار و هستی بخش می‎باشد تجسم یافته است.

و اما در باب الوهیت حضرت حق، اولین گام شناخت خداوند و توصیف اوست. لذا امام چنین می فرمایند: «اما حق خدایت که بزرگتر از حد توصیف است این است که او را بندگی کرده، کسی یا چیزی را شریک وی نسازی، هر گاه این حق خداوند را لباس عمل پوشانده و به زیور اخلاص آراستی، خداوند بزرگ بر خود واجب می کند که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.»

و نیز امام پاسخگوی سئوالاتی در این زمینه است آنجا که در باب معنی «صمد» در سوره «توحید» وقتی از امام سجّاد (ع) سوال می نمایند، حضرت پاسخ فرمایند: «صمد کسی است که شریک ندارد. برای نگهداری چیزی خسته و رنجور نمی گردد، چیزی بر او پنهان و پوشیده نیست

درون و داخلی ندارد در نهایت عظمت و آقائی است، نمی خورد و نمی آشامد. به خواب و استراحت نمی رود. زوال و فنا نداشته است و نخواهد داشت.»
در ویژگیهای خداوند می بینیم امام با سخنان و دعاهای خودشان و یا در پاسخ به سوالاتی که از محضر ایشان شده، حق مطلب را ادا نموده اند:
«ثابت بن دنیار» می گوید: از امام زین العابدین (ع) پرسیدم: آیا برای خدای متعال می‎توان مکانی تصور نمود؟

امام فرمود: خداوند از اینگونه توصیفها منزه است و برای او مکانی نمی توان در نظر گرفت.
گفتم: پس برای چه نبّی خود «محمد (ص)» را به آسمان و معراج برد؟ فرمود: برای اینکه آثار جلال و قدرت و عجائب و اسرار خلقت خویش را بدو نشان دهد. گفتم: منظور از «آنگاه نزدیک آمد و بر او نازل شد که به قدر دو کمان یا کمتر از آن نزدیک بود» چیست؟

فرمود: پیغمبر اکرم (ص) به مرزها و پرده های نور نزدیک گردید و عظمت و جلال آسمانها را مشاهده نمود و باز نزدیک تر شد و از پس آن پرده های نور به ملکوت و عظمت زمین نظر کرد تا اینکه پنداشت به زمین نزدیک شده و به اندازه دو کمان و یا کمتر به زمین فاصله داشت.»
«یک روز امام زین العابدین (ع) به مسجد مدینه وارد شد، گروهی را مشاهده کرد، که مشغول بحث و مناظره بودند، حضرت فرمود: در چه موضوعی بحث و گفتگو می کنید؟

پاسخ دادند: موضوع بحث ما «توحید» است.
حضرت فرمود: از اینگونه مباحث خودداری کنید؟
کسی گفت: آخر خدا را از اینکه آسمانها و زمین را خلق فرموده، و در هر مکانی نیز هست، باید شناخت؟
امام فرمود: برای معرفی خدای عالم بگوئید: خدا نوری است که در او ظلمت تاریکی راه ندارد، زنده ایست که دستخوش مرگ و نابودی قرار نمی گیرد بی نیازی است که کسی در او نفوذ و دخالت ندارد.

سپس اضافه فرمود: خدا کسی است که چیزی مانند او وجود ندارد، سمیع و بصیر است، صفات او هم شباهت به صفات دیگر موجودات ندارد، آری، آفریدگار جهان هستی چنین است.»

«توئی خداوندی که پیش از همه چیز و همه کس عرش جلال اریکه الوهیت تو بود.»
آن ستایش بدرگاه خداوند آوریم که شایان قبول باشد و رضایت ذات الوهیت را برای ما تأمین کند.»
«پروردگار من؛ به من کمک کن تا ترا بشناسم و به پیشگاه الوهیت تو گردن طاعت و عبادت فرو بشکنم. و بر قسمت خویش که با رضای تو مقرون است قناعت کنم، همواره شیوه من شکر تو و عادت من ذکر تو باشد و با اطمینان و اعتماد سرنوشت خود را دریابم و آنچه تو بخواهی بخواهم.»
«پروردگار من؛ این منم که جاهلانه عصیان تو را روا داشته ام و نباید از فرمان تو سر می پیچیدم و گرنه الوهیت تو شایسته عبادت و اطاعت من بود.»

«ای پروردگار من! که سلطنت و محمدت برازنده الوهیت توست، از تو می خواهم به روان مقدس محمد (ص) که بنده تو و پیامبر تو و حبیب تو و برگزیده از کائنات است و به روان فرزندان پارسا و پاکدامن و نیکوکار رحمت فرستی، رحمتی که جز تو هیچکس به شماره اش توانا نباشد و ما را هم از بندگان صالح خویش شماری و از آنچه آنان خواسته اند به ما نیز بهره ای عطا فرمائی.»
«پروردگارا! چنان کن که در مقام عبودیت خویش از الوهیت تو بیمناک باشم آنچنانکه دوستان مخلص تو در مقام عبودیت خود بیمناکند.»

«پروردگار من! نیکو میدانم که اگر از گناهان من درگذری اهلیت گذشت و مغفرت داری و اگر برقبایح اعمال من پرده اغماض فرو افکنی سنت الوهیت تو چنین اقتضا کند.»
«ای خداوند بزرگ و مهربان! اگر کائنات سراسر سر به کفر و الحاد گذارند و به تو پشت کنند باکی نیست، به سلطنت تو آسیبی نرسد و الوهیت ترا زیانی نیاورد، از تو روی برگردانند و پیامبران ترا دروغگو شمارند ولی به هر سوی که روی آورند جز تو نیابند و جز نهیب قدرت و عظمت تو نشنوند.»

۲) خالقیت
با تحقیق و بررسی در آیات قرآن مجید درمی یابیم که صفت بارز اله، خالقیت است لذا برای بیان این موضوع از زبان امام سجّاد (ع) وارد بحث خالقیت از دیدگاه حضرت می شویم:
«جهان را به قدرت بیمانندش بیافرید و مشیت عظمایش بنای خلقت فرو گذاشت، ابتداع کرد، اختراع کرد، و در این ابتداع و اختراع به شرکت و مشورت کس نیازمند نبود.»

«ستایش به درگاهی می آورم که گرداننده شبها و روزها و پدید آورنده تاریکی ها و روشنائیهاست دست توانای او شب و روز را بوجود آورد، این دو آیت عظما را بدنبال هم برانگیخت ولی در عین حال با دقت و لطف صنعت لطیفه ای به کار برد که نور با ظلمت نیامیزد و شب به روز نیافتد.» «پروردگارا! عالم وجود مولود اراده توست و مشیت علیای توست که آسمان و زمین و دریا و دشت و آدمی و پری و دد و دیو و پری پدیدار کرده است»
«پروردگارا! ماآفریده تو باشیم و با جان و دل فرمان تو بریم.»

و چنانکه بیان شد، «صفت بارز الله، خالقیت می باشد، خالقیت در کل هستی، بنابراین همه افعال آفرینش از اله و خدای جهان است، باران می فرستد، گیاه را می رویاند، می میراند، شفا می‎دهد و مالک هر شیء او است و چون چنین است، مؤثری در عالم هستی جز او که به الله موسوم باشد نیست تا بتواند نیازمندیهای ما را برآورد، پس می بایست الله را پرستش کنیم و از او حاجت بطلبیم.»

و در سخنی دیگر امام زین العابدین می فرمایند: «خدای حکیم، زمین پهناور را ملایم با طبع و خواسته های شما و موافق با اوضاع جسم و جان شما آفریده است. در زمین طوفانهای شدید و سهمگین نمی وزد که انسان را از کار و فعالیت و رفت و آمد باز دارد و زمین آنقدر صلابت و سختی ندارد که مانع خانه سازی و سکنی انسان گردد و نیز حفر قبرهای مردگان در آن میسر نگردد بلکه خدای حکیم و متعال زمین را آنچنان متانت و نرمی بخشید که مهد

منافع و بهره برداری های زندگی قرار گیرد و بدنها و ساختمانها بر پشت آن بدون لرزش و خرابی استوارگردد و منابع و مزایای گسترده و فراوانی را که زندگی بشر مرهون آن است بوجود آورد. آسمان را نیز مانند سقف و نگهبانی بر سر شما افراشته و خورشید و ماه در آن به حرکت و

چرخش خود ادامه می دهند و ستارگان منفعت بخش نیز در اعماق آن به هم چشمک می زنند و ضیاء و زیبائی بدان می بخشد. از سوی آسمان باران سرازیر می گردد و برقله های کوهها و دامن تل و تپه ها و در کام دره ها و دشتها فرو می ریزد باران رحمت به حکمت و قدرت پروردگار عالم ، ملایم و پی در پی و آرام می بارد، اما شدت و سرعت ندارد که زمین و درختان و زراعتها و میوه ها را فاسد نماید،‌ بلکه به واسطه ی باران از شکم زمین خوراک و روزی انسان و بسیاری از موجودات جهان آفرینش تأمین و تشکیل می گردد.»

«خدایا به کجا رود بنده جز به درگاه مولایش و به سوی کی پناه برد مخلوق جز به سوی خالقش.» !!؟ و چنین است که امام تعجب خود را از عدم معرفت بندگان در این زمینه چنین بیان می‎فرمایند:
«شگفت زیاد دارم از کسیکه درباره ی وجود خدا شک می‎کند در صورتیکه نظام حیرت آور جهان خلقت را مشاهده می‎کند. !!!.
لذا امام با سخنان خود، خالقیت خداوند را چنین بیان می دارند:
تعجب از کسی است که منکر زنده شدن قیامت می‎شود با وجود اینکه نحوه پیدایش و زنده شدن افراد را در آغاز زندگی می بیند.» !!!

«با دقت درسیره انبیاء الهی و به شهادت قرآن کریم متوجه می شویم که اغلب پیامبران هم نزاعی برسر خالقیت باری تعالی با اقوامشان نداشته اند، در سوره لقمان آمده است ، اگر از ایشان پرسش کنی، که آسمان ها و زمین را چه کسی آفریده است حتما خواهند گفت: الله و از آنجا که قرآن کریم هر گونه آفرینشی را مخصوص الله می داند از باریدن باران تا روئیدن نبات و شفای بیماران، پیروزی بر دشمن، توانگری و نجات از فقر همه اینها و هر قدرت دیگر

و هر فعل دیگری در کون و مکان را فقط و فقط از اله می داند با این دلیل، الله یعنی اله حقیقی جهان در قدرت و فعل هیچ شریکی ندارد او یگانه و بی مانند است.
«لَمْ یَلِدْ وَ لَم یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحدٌ»
«نزاده و زائیده نشده و نیست ا و را همتای احدی»

و او الله است، تنها اله، فقط و فقط الله است و بس و احدی در خالقیت با او شریک نیست.»
امام در سخنانشان خالقیت را مخصوص خدا دانسته و بیان می دارند که امیدمان هم باید به خداوند باشد:
«خدای من، چگونه به غیر تو امیدوار باشم و در حالیکه آفرینش خلق و فرمان و حکم مخصوص تو است.» !!!
لذا امام بیان می فرمایند که بنده باید به سوی خالقش برود:
«خدایا، به‎کجا رود بنده جز به درگاه مولایش و به سوی کی پناه برد مخلوق جز به سوی خالقش.» !!!

 

۳) ربوبیّت
در گام بعدی امام سجّاد (ع) در بیان توحید و ربوبیت خداوند در قالب دعا و مناجات به آفرینش جهان و آسمان و شب و روز و رعد و برق و انسان و هدایت آنها می پردازد:
«ای آفریدگار بزرگ! به درگاه تو ستایش و نیایش آورم که آسمان و زمین را ایجاد کرده ای و با جلال، و اکرام بر خداوندان، خداوندی دادی و هر چه آفریده شده و آفریده تو باشد و ملک وجود از تو پیدا شده و به تو باز گردد.»

«توئی پروردگار یکتا که جهان پدید آورده ای و کائنات را با صنف ها و سنخ های گوناگون پرورش داده ای.»
«پروردگارا ! در میان آیات بینات تو، رعد و برق هم دو آیت بینه باشند که به فرمان تو پدید آیند و به فرمان تو محو شوند، دو ایت آسمانی آفریده تو اند و در برابر عظمت و جلال تو صمیمانه اطاعت کنند.»
«پروردگارا ! ما آفریده تو باشیم و با جان و دل فرمان تو بریم.»
«پروردگار متعال بزرگ است که ترا بدین زیبایی آفرید و این چنین ترتیب و نظام در سیر و گردش تو قرار داد.»
«ترا پروردگار متعال همچون کلیدی آفرید که دوره نوینی را می گشایی و حادثه نوینی بدنبال داری و من از درگاه خداوند عظیم که خدای من و تو آفریدگار کائنات است، از درگاه خدائی که من و تو را آفریده وسرنوشت من و ترا تنظیم فرموده و صورت من وترا بر لوح وجود نقش بسته مسئلت دارم.»
«از درگاه پروردگار که آفریننده ماست مسئلت کنم طاعت ترا طلیعه عصمت ما قرار دهد عصمتی که هرگز با دست معصیت بهم نشکند و رنگ شقاوت بر جان ما ننشاند.»

 

«پروردگارا! اراده تو آفریننده و مشیت تو تغییر ناپذیر و کلمات تو ثابت است.»
«پروردگارا! آفریده تو و محکوم تو و مخلوق تو هرگز نتواند از حیطه حکومت تو بگریزد، زیرا جانش در قبضه قدرت تو و نانش در خزانه سرشار توست»
«رب به معنای تربیت کردن می آید، تربیت کردن عبارتست از پرورش ورشد دادن یک چیز از حالتی به حالتی تا به حد تمامیت و کمال برسد. آن کس که چیزی یا حیوانی و انسانی را از اولین مرحله

وجود تا حد کمال و تمام پرورش و رشد می‎دهد آن چیز یا حیوان یا انسان را تربیت کرده است. تاریخ شرایع آسمانی نشان می‎دهد که معمولا زورمندانی که در برابر پیامبران قرار می گرفتند با ایشان بر سر ربوبیت خداوند به جنگ بر می خاستندنه بر سر خالقیت، زیرا اغلب یا همه آنها قبول داشتند که خالق همه موجودات الله است اگر چه ممکن بود آنها لفظ الله را به کار نبرند و مثلا «یهوه» بگویند

چنانکه اصطلاح یهودیان می‎باشد. آنها قبول داشتند که خالق کل موجودات عالم، خداوند است ولی در مساله «رب» اختلاف داشتند، مردان خدا می گویند: جز خداوند متعال هیچ کس نمی تواند برای بشر نظام زندگی تعیین کند و رب انسان تنها اوست زیرا تنها او رب همه جهانیان می‎باشد. رب، پرورش دهنده ای است که به موجود مورد تربیت خویش نشو و نما می‎دهد تا آنجا که موجود به حد کمال و تمام برسد. تأمین نیازهای موجود مورد تربیت، مثلا تدوین قانونهای لازم جهت زندگی او از شئون ربوبیت است. درگیری مهم پیامبران با اقوامشان و بخصوص با طاغوتهای عصرخویش برسر این بوده که ربوبیت از آن کیست و به شهادت قرآن کریم، اغلب پیامبران نزاعی بر سر خالقیت باری تعالی با اقوامشان نداشته اند.
پیامبران با اقامه دین، در این نبرد پیروز می‎شوند. رب متعهد است که برای زیست موجودات مورد تربیتش قانونگذاری کند. الله خلق می کند و چون رب مخلوق خویش می‎باشد، چگونگی زیست او را مقدّر می کند و به او قانون زندگی می‎دهد و نظام زیستش را تعیین می کند و او را به وسائل رسیدن به کمال خود مجهز می سازد و بدین راه راهنمایی می‎کند.

پیامبران نیز بر سر همین خصیصه اساسی و اصلی (ربوبیت) می ایستادند و می گفتند: ای بشر! رب تو و پروردگار تو، همان رب اسمان ها و زمین است او برای همه موجودات قانون وضع کرده او به آسمان و زمین و موجودات آسمانی نظام بخشیده است و همو برای شما قانون گذاشته و راه و رسم زندگی را معین نموده است.

هدایت از شئوون اصلی ربوبیّت است، خداوند متعال چون ربّ جهان و موجودات آن است، هدایت همه آنها را بدست دارد. هدایت ازابتدای پیدایش و تکوین موجود تا پایان حیات ادامه دارد، رب جهان بر اساس صفت ربوبیت بعد از خلقت موجود و اعطای وسائل تحصیل کمال برای او، او را به کمال راهنمایی می‎کند و راه و رسم زندگی موجودات یعنی راه و رسم رسیدن آنها، هر یک در خور مرحله وجودی او تعیین می گردد.»
حال که در وادی الوهّیت به ربوبیّت حضرت حق معرفت یافتیم، متوجّه می شویم که پرستش و عبادت هم خاصّ ذات اوست و شریکی در عبادت برای او نباید گرفت. از این رو اله، معبودی است که برایش عبادت می نمائیم و رضای او را هدف اعمال خود قرار می‎دهیم یک چنین موجودی می‎شود «اله» و «معبود» و فرمانبر او و پرستش کننده و خواهان رضای او می‎شود «عبد»

.
از امام سجّاد (ع) در این زمینه می فرمایند:
«آن ستایش که ما را به اطاعت تو هدایت فرماید و بر طومار جرائم ما قلم بخشش فرا کشد، آن ستایش که رضای ترا تأمین کند و دریجه مغفرت و رحمت به روی ما بگشاید، ستایشی که سرنوشت ما را به سوی بهشت بکشاند و جهان سرگشته ما را به جوار رحمت تو راه بنماید و ستایشی که ما را از غضب و انتقام تو به پناه گیرد و در وحشتکده ها مایه امان و ایمنی ما باشد و ستایشی که در ادای تکالیف بندگی کمک و پشتیبان ما گردد و از معاصی و مناهی بدورمان دارد.
بنابراین ربوبیّت اقدس او را سپاس و ستایش باد که به ما درس معرفت و کلمه شکر آموخت. به

روی ما درهای بینش و دانش بگشادو ما را به سوی معنی توحید وحقیقت اخلاص هدایت فرمود و نعمت دانش و بینش را از برکت اخلاص و توحید به ما ارزانی داشت. او را سپاس و ستایش سزاوار است که از شقاوت الحاد و تردید در

پناهش ایمن مانده ایم و به دولت یکتا پرستی و حق بینی راه یافته ایم. آنچنان سپاس و ستایش گوئیم که عمر ما در ادای سپاس و ستایش وی به سر رسد و رضایت و عنایت او هر چه بیشتر و بیشتر بهره ما گردد.
آنچنان به حمد و ستایش همت گماریم که از فروغ رضای او ظلمات برزخ به روی ما روشن شود و مشکلات رستاخیز به ما آسان گردد در آن روز که کس را به کسی پناه و از کسی کمک نماند.
حمد و ثنایش گوئیم و مقام خویش را در سایه این حمد و ثنا به اعلی علیین رسانیم. از نور این حمد و ثنا، دیدگان خویش را روشن و روی خود را سپید و خاطر خویش را شادمان و سرشار خواهیم و چنان خواهیم در آن روز که چهره ها سیاه و دیدگان نابینا و ضمیرها آشفته و پریشان باشند ما را غمی نباشد.

او را حمد و ثنا خواهیم و از عذاب الیم او به رحمت عمیم او راه یابیم آنچنان در حمد و ثنایش بکوشیم که فرشتگان ملکوت اعلی از زبان ستایش گو و دل سپاسگذار ما در حیرت فرو افتند و بدل و زبان ما رشک برند.
حمد او گوئیم و ثنای او خوانیم و از او خواهیم تا ما را با پیامبران پارسا و پرهیزکار خویش در جوار خود جای فرماید و به نعمت جاویدانمان پاداش دهد.»

۴) عبادت
امام سجّاد (ع) در هنگام عبادت تجسّم عینی انقطاع تام از غیرحضرت حق و گسستن از عالم مادیات بود بطوری که به هیچ چیز در پیرامون خود توجّه نداشت، بلکه وجود خود را نیز احساس نمی کرد و تنها دلش را به خدا سپرده و دلبسته او می بود؛

«ترا سپاس و ستایش می آورم با آن لغت که فرشتگان مقرب و معصوم به درگاه تو سپاس می آورند. ترا تمجید و تقدیس می کنم با آن دل و زبان که بندگان پارسا و آفریدگان منزه و مقدس تو در پیشگاه تو تقدیس و تمجیدت کنند. می خواهم که حمد و ثنای من بر دیگران افزایش یابد و از دیگران مقبول تر و محمود تر افتد. ترا بدانسان که تو باشی و بدانسان که سزاوار تو باشد ستایش باد و به نعمت های بی پایان تو که قطره های باران و ریگهای بیابان شماره اش نکنند سپاس بی

پایان گویم و آرزو دارم که از عهده شکرت بدر آیم. همچنان ترا حمد و ثنا گویم بشماری که بندگان تو از گذشتگان و آیندگان در مقام عبودیت خویش حمد و ثنای تو گویند. همچنان ترا شکر و سپاس گذارم به شمار نعمتهائیکه بر آفریدگان خویش از گذشته ها و آینده ها ارزانی داشته ای و ارزانی خواهی داشت. بر هر نعمت از نعم تو، نسبت به هر بنده از بندگان تو، به میزان آن وسعت و عظمت که ذات اقدس وعلم اعلای ترا سزاست بدرگاه تو شکر و سپاس آورم. حمدی که حد محدود و حساب معدود و میزان معین و زمان انتهاپذیر ندارد.»

«اما غیر از کیفیت عبادت، ما کثرت عبادت را هم از ناحیه حضرت شاهدیم او سید العابدین است و در این زمینه چنانکه در القاب شریفش به برخی از آن اشارت رفت و بس است در این مقام که هیچکس از مردمان را چون او طاقت نبود که مانند حضرت امیرالمومنین علیه السلام رفتار نماید. آن حضرت در شبانه روز هزار رکعت نماز می گذاشت و چون وقت نما ز می رسید بدنش را لرزه می گرفت و رنگش زرد می گشت و چون به نماز می ایستاد مانند ساق درختی بود و حرکت نمی کرد

مگر آنچه که باد از او حرکت دهد و چون در قرائت حمد به مالک یوم الدین می رسید چنان آن را مکرر می کرد که نزدیک می گشت قالب تهی کند و چون سجده می کرد سر از سجده بر نمی داشت تا عرق مبارکش جاری می شد، شبها را به عبادت به روز می آورد و روزها را روزه

می‎داشت و شبها چندان نماز می گذاشت که خسته می شد بحدی که نمی توانست حرکت نماید و به فراش خویش خود را برساند لاجرم مانند کودکان که به راه نیافتاده اند حرکت می نمود تا خود را به فراش خود می رسانید و چون ماه رمضان می شد تکلم نمی کرد مگر به دعا و تسبیح و استغفار…»
و باز نقل شده که:
«شبی آن جناب در محراب عبادت بتهجد ایستاده بود، پس شیطان به صورت مار عظیمی ظاهر شد که آن حضرت را از عبادت خود مشغول گرداند به او ملتفت نشد پس آمد و ابهام پای آن حضرت را در دهان گرفت و گزید به نحوی که آن حضرت را متألّم نمود و باز متوجّه او نگردید پس چون فارغ شد از نماز خود، دانست که او شیطان است او را سب کرد و لطمه زد و فرمود که دور شو ای ملعون و باز متوجّه عبادت خود شد پس شنید صدای هاتفی که سه مرتبه او را ندا کرد:
«أنْتَ زَیْنُ الْعابِدین» توئی زینت عبادت کنندگان، پس این لقب ظاهر شد در میان مردم و مشهورگشت.»

«در میان فرزندان رسول خدا (ص) تنها او چنین است، آنقدر عبادت می نماید که دل اعضای خانواده اش به حال او سوخته و ترسیدند که آن بزرگوار دچار زحمت و مشقت گردد. پس مخفیانه به نزد صحابی بزرگ پیامبر (ص) جناب جابر بن عبدالله انصاری که مردی مورد توجّه آن حضرت بود شتافتند و از او خواستند که از امام (ع) خواهش کند که خودش را آن قدر در راه عبادت به زحمت نیاندازد، تا این که جابر با آن حضرت گفتگو کرد وصمیمانه از او درخواست نمود و از جمله عرض کرد: شما یادگار خاندان بنوت و بقیه الله روی زمین هستیدو آن کسی که توسط او بلا و گرفتاری از مردم برطرف می‎شود!!!

با این همه امام (ع) باز به همان روش بر عبادت و ملازمت بر طاعت پروردگار ادامه داد.
جابر با تعجب و حیرت از آن حالات میگفت: «کسی درمیان اولاد انبیاء علیهم السلام همچون علی بن الحسین (ع) دیده نشده است» به راستی که در میان اولاد پیامبران نظیر امام علی بن الحسین (ع) در پارسایی و تقوا و توجّه زیاد به خدای تعالی نمی توان یافت.»

در روایتی دیگر نقل از صحابی بزرگ جابربن عبدالله انصاری است که می گوید: در خدمت رسول خدا (ص) نشسته بودم در حالی که امام حسین (ع) نیز در دامن آن حضرت بود و با او شوخی می کرد فرمود: ای جابر! از این (پسرم) مولودی به دنیا می‎آید به نام علی، وقتی که روز قیامت فرا می رسد، منادی ندا می‎دهد سرور عابدان از جا برخیزد، پسر او از جا بر می خیزد و بعد از او نیز پسری به نام محمد متولد می‎شود که تو ای جابر اگر او را درک کردی ، سلام مرا به او برسان … جابر این حدیث را برای همه نقل کرد، همچنان که امام محمد باقر (ع) را دید و سلام جدش رسول خدا (ص) را به او رسانید و امام (ع) نیز با شادی و مسرت فراوان پذیرا شد.»

زین العابدین (ع) خود در کلامی گرانقدر اهل عبادت را اینگونه توصیف می نمایند:
«اگر اهل آسمان و زمین گرد هم آیند که عظمت و جلال پروردگار را بیان کنند ناتوان می مانند: یک دسته از مردم خدا را از روی ترس عبادت می کنند اینگونه عبادت از بردگان است، دسته ی دیگر از روی رغبت به پاداش دنیوی و اخروی چهره به خاک می سایند که چنین عبادتی مانند اعمال تجّار است، اما دسته ی سوم به عنوان سپاس و شکر گذاری به پیشگاه مقدس ذات حق، خدا را عبادت می کنند که این شیوه احرار و آزادگان است.»
و امّا امام زین العابدین (ع) در پاسخ به شخصی که از ایشان، علت بسیار عبادت کردن را پرسیدند، می‎فرمایند:
«سخت ناپسند دارم که خدا را عبادت کنم و منظورم فقط اجر و ثواب باشد تا همچون بنده ای که اگر به مزد و پاداش امیدوار باشد سر به اطاعت فرود می آورد و چنانچه پاداشی در کار نباشد سر به عصیان و نافرمانی می گذارد و نیز کراهت دارم خد ارا به خاطر ترک از مجازات عبادت کنم تا مانند بنده بدی باشم که اگر به حساب ترس نبود اعمال شایسته انجام نمی داد. به عرض حضرت رساندند که اگر عبادت تو به این منظور نیست پس به چه هدفی در برابر ذات مقدس پروردگار چهره خضوع و عبادت به زمین می سائی؟

فرمود: چون خدا را لایق عبادت دانسته ام و اوست که بدون هیچگونه احتیاجی اینهمه نعمت و موهبت را به من عنایت فرموده است.»

و بالاخره امام زین العابدین (ع) در باب پاداش کسیکه خداوند را بیش از آنچه باید، عبادت کند می فرمایند:
«کسی که پروردگار عالم را بیش از آنچه باید عبادت کند، خدای مهربان نیز بیش از آنچه احتیاج دارد و آرزو می‎کند به او نعمت و برکت عنایت می فرماید.»
و این بحث را با دعائی از حضرت در صحیفه سجّادیه به پایان می بریم:

«ترا آن چنان حمد و ثنا گویم که حق حمد و ثنای تو ادا شود و وظیفه حمدگوئی و ثناخوانی من انجام پذیرد، ترا حمد و ثنای گویم تا به همراه نیک بختان روی نیک بختی ببینیم و در شمار دوستان تو در آیم و با شهدائی که در راه رضای تو به خاک و خون غلطیده اند همسایه و همخانه باشم.
حمد و ثنای بی پایان و شکر و سپاس بی دریغ سزاوار ذات بی همتای اوست.»

۵) امید و ناامیدی
از جمله آثار توجّه حضرت سجّاد (ع) به خدای تعالی در مبحث توحید وجایگاه حضرت حق و بیان امید و یاس بندگان نسبت به خداوند دعاها و سخنان حضرت دراین زمینه می‎باشد که حضرت، خداوند را منبع فیض و رحمت و احسان دانسته و به وسیله این جملات او را می خوانند:
«حمد مخصوص خ

دائی است که به غیر او امیدوار نیستم و اگر به غیر او امیدوار باشم، امیدم برخلاف شود.»
«ای خدای من! ترا کائنات به صفت رحمت و عنایت شناخته و ماسوای تو به تو چشم امید دوخته است.»
«ای پروردگار من! چشم امید امیدواران همواره بدرگاه تو دوخته باشد و هرگز نا امید و محروم باز نگردد.»
«ای پروردگار من! مرا از عدالت خویش نومید مخواه و در این نومیدی جان مرا به تشویش میانداز.»
«خدایا اگر نبود امید به کرم و رحمت گسترده ات و نهی تو از ناامیدیم، بکلی ناامید می شدم در هنگامی که متذکر گناهم می گردیدم.»

«پروردگارا! مسئلت من،‌ مسئلت بنده حقیر و ذلیل و بدبخت و فقیر و ترسان و پناهنده ای است که بر این درگاه بخاک افتاده و از خداوند خویش امید رحمت دارد.»
«من به کرم و رحمت تو ای خداوند متعال دل بسته بودم و رجاء واثق داشتم که هر کس به سایه حمایت تو پناه آورد هرگز زهر ستم نخواهد چشید و آنکس که از حملات غصه ها و غم ها به دژ کرم و رحمت تو بخزد، برای همیشه ایمن خواهد ماند.»
«خدایا امیدت را در دلمان ثابت و پابرجا دار، خدایا یاریم کن به گریه کردن به حال خودم، چون من عمرم را به

تسویف و امید وآرزوها تلف کردم و اکنون به منزله مایوسان و ناامیدان از کار خیر و نیک هستم، خدایا، در پیشگاه تو امید دارم احتیاجم برطرف شود. خدایا، همانا من درخواست می کنم از تو که دلم را از محبت و خوف و خشیت خود پرکنی.»
«ای پروردگار من! هم به بخشایش تو امید دارم و هم از عقوبت تو هراسان، تو آن مایه امید باشی که مانند و مثالی نداری.»
«خدایا همانا من راههای خواسته های خلق را به سویت باز، و چشمه های امید را بدرگاهت پر آب می یابم و یاری جستن به فضلت برای آرزومندان و امیدوارانت را مباح می بینم، خدایا می خوانم ترا در حالیکه ترسان و هراسان و مشتاق و امیدوار توام. آیا باور کنم ای پروردگار من که تو ما را از امید و آرزویمان محروم می کنی؟»
«ای پروردگار بزرگ همی بینی که بازوان ما به سوی تو در منتهای التماس و استرحام گشوده مانده و همی دانی که قلب ما به رحمت تو امیدوار است.»
پروردگارا! همانا ما به درگاهت امید و آرزوهای فراوان داریم. ترا نافرمانی کردیم و امید داریم که پرده بر روی گناهانمان بپوشی و بدرگاهت دعا کردیم و امید اجابت داریم، پس امید ما را محقق ساز.»
امام سجّاد(ع) درباره امید داشتن به خداوند چنین می فرمایند:
«تمام خوبیها به این است که انسان امید خود را از آنچه در دست مردم است قطع کند و هرکس کار خود را به خدا واگذار کند، خداوند درهر کاری او را استجابت خواهد نمود.»
و لذا امام (ع) در این باره در مناجات خودشان می فرمایند:
«خدایا مرا به صالحان گذشته ملحق ساز مرا از صالحان باقی قرار ده و مرا به راه صالحان هدایت فرما و کمکم کن بر نفسم به آنچه کمک کردی صالحان را برنفسشان و کارم را ختم به خیر بفرما.»

«معبود من، آیا باور کنم با امیدم به رحمت و گذشتت محرومم کنی؟ معبود من، آیا در غل و زنجیر گردانی دستهایی را که با آمال و آرزو و به امید رحمت و مهربانیت بدرگاه تو بلند شده؟ خدای من، کیست که به درگاه تو فرود آید. التماس کند از تو پذیرائی را و تو پذیرائیش نکنی؟ و کیست که بدرگاه تو فرود آید به امید عطا و بخشش تو، پس اعتنا به او نکنی؟»

خدایا، چگونه به غیر تو امیدوار باشم و حال آنکه کلید همه خوبیها بدست توست! و چگونه به غیر تو امیدوار باشم در حالیکه، احسان کردی به من آنچه را که از فضل و کرمت درخواست نکرده بودم!! خدایا به ذیل کرم و بخششت دستم را دراز و آویزان کرده ام و برای نایل شدن به عطاهایت امید و آرزویم را گسترده ام.»
«خدای من! بدرگاه تو برپای خواسته ام، دست رد بر سینه ام مکوب و مرا به ناامیدی منشان.»
«پروردگار من! بلا دیدگان بدرگاه تو دست توسل برآوردند و آنانکه از همه جا و همه کس نا امید بمانند به رحمت بی منتهای تو امیدوار باشند.»

۶) دعا
و دعا هم باب دیگریست در مبحث توحید که امام زین العابدین روشنگر راه ما بندگان در این زمینه شده اند ادعیه حضرت از ایمان عمیق ایشان به خدای متعال و کمال معرفتشان به ذات مقدس آفریدگار سرچشمه می گیرد، امام خود می فرماید:
«هیچ چیز در پیشگاه خداوند محبوبتر از این نیست که بنده ای چیزی از او درخواست نماید.»
پس امام خود در این شیوه پیشرو است:

«حمد مخصوص خداست که غیر او را نخوانم و اگر غیر او را بخوانم دعایم مستجاب نشود، خدایا درهای دعای صارخان و فریادکنندگان را به سویت باز می بینم و می دانم که توئی که دعای امیدواران را مستجاب کنی، خدایا بشنو دعایم را ای بهترین کسیکه دعا کنندگان خوانندش، خدایا تو نزدیک و اجابت کننده دعائی. عمل به اطاعتت را روزی ما گردان خدایا شاید دوست نداشتی که بشنوی دعایم را پس دورم ساختی!! به کرمت ای پروردگارم دعایم را آغاز می‎کنم.»

«پروردگار من! بر محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا به پاداش دعائی که در حق پدر و مادرم بجای آورم بیامرز.»
«پروردگار من! دعای مارا عبادت شمرده ای و ترک دعا را گردنکشی نامیده ای و تهدید کرده ای که گردنکشان جز به سوی دوزخ راه نخواهند داشت، ترا به نعمتهای تو یاد آورند و در برابر فضل و کرم تو سپاس گذارند و به فرمان تو دست دعا بدرگاه تو برآورند و از بخشش بی منتهای تو عطای افزون طلبند و نجات خویش را در این خواهشها و تمنیات جویند.»
«پروردگارا! هر چه در ادای دعا و عرض حاجت سستی ورزم باز در برابر ناله یارب من جواب لبیک دهی!!»
پروردگارا! ای خدای رئوف و رحیم دعای ما را بشنو و حاجت ما را برآور و آن سخن ها را که ازقلب ما به زبان ما نیامده ناگفته بدان.»
سید العابدین (ع) در رساله حقوقیه درباره حق کسی که به تو نیکی کرده است، اظهار می دارند که:

«حقّ کسی که به تو نیکی کرده است، این است که او را سپاس گوئی و نیکیش را یاد آوری کرده و با او گفتار نیک داشته باشی و برای او درنیایش هایت با خدا مخلصانه دعا کنی هر گاه چنین کردی او را در نهان و آشکار سپاس گفته ای پس اگر روزی توانستی کار نیکش را جبران کن.»
از جمله دعاهای امام درماه مبارک رمضان چنین است:
«ای خداوند متعال! در این ماه نو توفیقی عنایت فرمای که به سوی رحمت و احسان تو بازگردیم و لب به توبت و انابت بگشائیم و دست به دعا و نیاز برداریم، پروردگارا جان ما را از آلایش عصیان بدور دار و خطا و لغزش را نصیب ما مفرمای.»

سید العابدین (ع) درباره مستجاب شدن دعای مؤمن نیز جملات زیر را بیان می دارند:
«مستجاب شدن دعای مؤمن سه صورت دارد؛ یا نتیجه آن برای آخرت ذخیره می گردد یا اینکه به سرعت به مطلوب و هدف دنیائی می رسد، یا اینکه ازبلا و مصیبتی که مقدّر است بر سر او آید جلوگیری می نماید.»
و نیز ایشان می فرمایند: «دعا دفع می‎کند و برطرف می نماید بلائی را که وارد شده و بلائی را که هنوز نازل نشده است.»
و در باب شرایط استجابت دعا هم بیان می فرمایند:

«خداوند چهار چیز را در چهار چیز قرار داده است:
رضایت خود را در طاعت مخفی داشته است، بنابراین هیچ طاعت و عبادتی را کوچک نشمارید که ممکن است رضایت پروردگار در آن باشد و ندانید خشم خود را در معصیت پنهان داشته است، بنابراین هیچ گناهی را کوچک نشمارید که ممکن است خشم و سخط خداوند در آن باشد و شما متوجّه نشوید. اجابت خود را در دعا پنهان داشته

است بنابراین هیچ دعائی را کوچک نشمارید، که شاید اجابت خداوند در آن مخفی باشد و شما ندانید و نیز ولی خود را در میان بندگان مخفی داشته است، بنابراین به هیچ بنده ای توهین و جسارت نکنید که ممکن است همو ولی خدا باشد و شما به این معنی توجّه نداشته باشید.»
پروردگارا! از تو می خواهم که اگر دعایم مستجاب کنی به خزانه لایزال تو زیان و زوالی نیاورد و اعطای این حاجت برتو دشوار نباشد.»

پروردگارا! تنها به کرم و کرامت تو امیدوارم و تنها به سوی تو دست دعا برمی دارم.»
پروردگارا! به روان محمود محمد و آل محمد رحمت فرست، رحمتی که برکتش به ما رسد و نفعش نصیب ما گردد و در فروغش دعای ما مستجاب شود.»
پروردگارا! این توئی که بندگان خویش را به درگاه خویش خوانی و آنان را به توبت و انابت دعوت فرمائی و وعده فرمائی و وعده دهی که دعای مستمندان را به اجابت مقرون سازی.»
پروردگار من! بدانسان که مشیت علیای تو تعلق گیرد، رعد و برق تو گاهی آیت رحمت و گاهی تازیانه عذاب باشند و من اکنون دست دعا به سوی تو برداشته ام، همواره چشم امید به رحمت تو دارم و همواره از بیم عذاب تو به پناه تو گریزم»

«پروردگارا! من درباره این موجود مستمند که دستی از دعا کوتاه دارد، دعاکرده ام و در برابر دعا می خواهم سعادت مرا نیز تأمین و تضمین فرمائی و به فضل خویش چنان کنی که من و ظالم من هر دو در پیشگاه تو مغفور و مرحوم شمرده شویم.»
خداوندا! به آن کسان که ترا خواهند و ترا خوانند، با نگاه رحمت بنگری و آنان که دست التماس و

استدعا بدرگاه تو گشوده اند نومید نسازی هم اکنون ما ترا خواهیم و ترا خوانیم و بامید نگاه رحمت تو دیده به آسمانها دوخته ایم، پروردگارا! این بازوان لاغر و لرزان ماست که به دریوزگی و نیازمندی، به سوی تو کشیده شده است، ایمان داریم که دست و دیده ما از درگاه تو محروم باز نخواهد گشت.»
«ای خدای من که اجابت دعای ما را ضمانت کرده ای و بما نوید رحمت و عنایت داده ای چه بسیار کس که بیش از من معصیت کرده اند و نعمت تو دریافته اند.»
«ای پروردگار من! من اکنون دست دعا به ملکوت اعلای تو پیش آورده ام بنده ای مسکین و محتاج باشم و جز خانه تو خانه ای را نشناسم.

ای پروردگار من! صدای مرا با مرحمت و عنایت بشنو و بر التماس و تضرع من رحمت آور و دعای مرا اجابت فرمای.»
ای پروردگار جهان و جهانیان! جهان در بند و جهانیان بنده تو باشند، خدای من دعای مرا اجابت فرمای.»
«من اکنون ای پروردگار من، در پیشگاه تو به دعا ایستاده ام، آن تو بودی که مرا به عرض دعا و حاجت فرمان داده ای و من اینک فرمان ترا اطاعت همی کنم و همی گویم لبیک و سعدیک، آیا تو ای آفریدگار من، مرا که بدرگاه تو دست دعا برافراشته ام خواهی بخشید تا من هم بر دعا بیفزایم؟»
«ای پروردگار متعال! توفیقمان عنایت کن تا همواره بدرگاه تو دست به دعا برداریم و از حیله و فریب ابلیس ایمن بمانیم. خدایا! مرا از اجابت خویش محروم مساز، زیرا این توئی که اجابت دعای مرا ضمانت فرموده ای دعای مرا به پیشگاهت بپذیر، زیرا باز هم تو فرمان داده ای که دست دعا به سویت برآورم.»

پروردگارا! به بنده شرمنده خویش حالتی عطا کن که با حالت و رغبت دعا کند، آنچنانکه دوستان
مخلص تو به درگاه تو با حالت رغبت دعا کنند.»
آقای من، بنده تو به درگاهت آمده فقر و بیچارگی او را در پیشگاهت واداشته که در فصل و احسانت را با دعایش می کوبد پس با روی گرامیت از من اعراض مکن و از من بپذیر آنچه می‎گویم، پس خواندم ترا به این دعا خدایا! پناه برم به تو از دعائی که شنیده نشود، خدایا قرار ده ثواب نشستنم و پاداش سخنم و پاداش دعایم را رضا وخشنودی و بهشت ابدی خودت، خدایا اجابت کننده ی دعایم باش.»

فصل نبوت

۱) نبوّت
خدای متعال، پیامبران را برای انجام رسالت خود برگزیده و آنان را خزانه دار علم خود و نگهبانان دین خود و خلفای خود در زمین و حجتهای خویش بر بندگان مقرّر فرموده و به ایشان مقام والایی در پیشگاه خود داده است، پس ایشان وسیله ارشاد مردم به سوی خدا و راهنمایان به سوی بهشت برین و درهای رحمت الهی هستند.

امام سجّاد (ع) درباره نبوت حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:
«بدرگاه پروردگاری حمد و سپاس می گذارم که با بعثت بنده ی برگزیده ی خویش محمد (ص) بر ما منت بزرگی گذاشت در صورتیکه اقوام و ملل پیشین، از چنین شرافت و کرامتی محروم بودند چنین فروغ هدایت و پیشوای راستینی را خداوندی برگزید که قدرت و شوکتش هرگز شکست نمی خورد و به بنیاد اراده اش خلل نمی رسد. آری، محمد (ص) را به رهبری و ارشاد فرستاد، و او را خاتم انبیاء قرار داد، وبدین ترتیب ما را به ملل و اقوام گذشته سیادت و برتری بخشید، ما را بر عصیان و آشکار گمراهان گواه گرفت و بشمار اندک ما، بر گروههای انبوهی که در اعصار و قرون می زیستند افزونی داد.

خداوندا! به روان پاک محمد و آل او درود با دکه امانت وحی ترا ببندگان تو رسانید محمد (ص) به شایستگی از میان بندگان تو مبعوث شد و خلعت مقدس نبوت را پوشید، وی پیشوای مرحمت، رهبر خیر و سعادت، کلید نعمت و برکت بود که در راه دین مقدس تو آنچنان فداکاری نمود که جان عزیز خود را بخاطر رضای تو در کف گرفت و در طوفان حوادث و مشقت و رنج جهاد کرد. وی پیشانی بندگی در پیشگاه عظمت تو برخاک نهاد، و دست تضرّع و التجاء بدرگاه تو برافراشت. دودمان خویش را برای اعتلا و عظمت کلمه ی توحید به قربانگاه گسیل داشت و به خویشاوندان خود که همچنان به مکابره و عناد ادامه می دادند و از انحراف به ارشاد و استقامت نمی گرائید ند حمله برد، و

رشته ی خویشی و رحم را با دم شمشیر برید، بیگانگان مومن و صالح را برخویشتن نزدیک ساخت و خویشاوندان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق بیگانه شمرد واز جوار خویش آنان را طرد کرد.
محمد (ص) با کمال فداکاری به تبلیغ وحی تو و اعلای قانون تو و تعلیم قرآن تو پرداخت، تا آنجا که از شهر و دیار خویش آواره ماند و خاک «بطحاء» را به امید اینکه در ادامه تبلیغ آزادتر و قوی تر گردد، ترک گفت و رو به جانب «یثرب» گذاشت. محمد (ص) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانه ی

آباء و اجدادش بود به مدینه بطور غریب و ناشناس هجرت کرد، تا قرآن مجید را همچون خورشید تابان برآسمان حیات بشری برکشد و سراسر زوایای جهان را از فروغ این مشعل آسمانی گرم و روشن بدارد. محمد (ص) ازاین فداکاری عظیم و راستین جز اعظام دین تو و اعلای کلمه ی توحید و سرکوبی دشمنان تو هدفی نداشت و بدین ترتیب در خانه ی هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همّت گماشت و از آنجا به امید اینکه درخت کفر را از ریشه برکند و برجایش نهال راستی و درستی بنشاند برضد بتخانه ها به جنگ برخاست.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 30000 تومان در 190 صفحه
300,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد