whatsapp call admin

مقاله آموزش اقتصاد خرد ازدیدگاه اسلامی مقدمه ای برنحوه توسعه نظام آموزشی اقتصاداسلامی

word قابل ویرایش
27 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
10700 تومان
107,000 ریال – خرید و دانلود

آموزش اقتصاد خرد ازدیدگاه اسلامی مقدمه ای برنحوه توسعه نظام آموزشی اقتصاداسلامی

چکیده
نظام آموزش علوم انسانی درهرکشوری درچارچوب هنجارهای اجتماعی پذیرفته شده ،به فعالیت مشغول است ونبایدنسبت به این ساختارهابی تفاوت باشد. ازطرفی این یک حقیقت است که کشورماکشوری اسلامی است ودرچارچوب فقه جعفری اداره می شود؛قانون اساسی نیزبرهمین مبنا تهیه شده است . ازاین رونظام آموزشی درهریک ازحوزه های علم انسانی درایران بایدبا توجه به ساختاراجتماعی کشورتهیه واجراشود. آموزش علم اقتصادنیزازاین قاعده کلی مستثنی نیست . بدین معنی که نظام آموزش اقتصاددرایران نیزنبایدنسبت به تعالیم اسلامی بی تفاوت باشد.
بادرنظرگرفتن این مطلب وباتوجه به این نکته که اسلام جهان بینی خاصی درموردجهان وانسان مطرح می کند،سؤالی که مطرح می شودآن است که جایگاه این تعالیم درآموزش دروس رشته اقتصاددرکجاست ؟آیامباحثی مثل تعریف انسان دراسلام ،اهداف وانگیزه های اقتصادی فرد مسلمان ،اهداف اجتماعی جامعه اسلامی وغیره که درمتون دینی مطرح شده اند،هیچ تأثیری در تعالیم اقتصادندارند؟چرادروس اقتصادمتعارف بدون هیچ تغییری وباترجمه کتب متعارف اقتصاد،تدریس می شوند؟و ….
این مقاله درراستای پاسخ به این سؤالات حرکت می کند. ضمن بررسی وضعیت فعلی آموزش اقتصادخرد (به عنوان نمونه )،الگویی جایگزین برای آموزش این درس درچارچوب اسلامی پیشنهادمی دهد. لازم به ذکراست که هدف این الگوبررسی تفصیلی وجامع تمامی موضوعات اقتصادخردبه صورت جزیی نیست ؛بلکه هدف ارائه برخی ازنکاتی است که می توانددرتدریس این درس موردتوجه قرارگیرد. الگوی پیشنهادی اثبات می کندکه ضرورتی برای محدودکردن آموزش رشته اقتصاداسلامی به چندواحددرسی خاص وجودندارد،بلکه امکان توسعه این رشته به نحوی که اکثردروس اصلی رشته اقتصادرادربربگیرد،وجوددارد.
واژگان کلیدی :اقتصاداسلامی ،علم اقتصاد،اقتصاد خرد،آموزش اقتصاد،آموزش اقتصاد اسلامی

مقدمه
ارزیابی نظام آموزش علم اقتصاددردوره اخیرنشان می دهدکه پس ازانقلاب اسلامی وبه ویژه پس ازانقلاب فرهنگی ،دیدگاه های متفاوتی دررابطه بانحوه تعامل باعلوم متعارف ازجمله اقتصاد، به نحوی که بتواند جوابگوی نیازهای کشور اسلامی ما باشد، مطرح شد. به دلایل مختلف نهایتاًرویکردی خاص درتدریس اقتصادمتعارف اتخاذگردید. این رویکردکه هنوز هم باتغییرات مختصری ادامه دارد،بدین صورت است که دروس اقتصاد متعارف بدون هیچ تغییراساسی وباترجمه کتب متعارف اقتصاد (مشابه کشورهای اروپایی وآمریکا) درس داده شود و دروس دیگری که به اقتصاد اسلامی مرتبط هستند به صورت کاملاًمستقل ازدروس متعارف به واحدهای درسی دانشجویان اضافه گردد. البته کاربرد این دیدگاه درعمل تنهابه اضافه شدن چند درس به دروس اقتصادمتعارف محدودگردید. بررسی تجربه سه دهه اخیردر حوزه آموزش اقتصاد در ایران نشان می دهد که این رویکرد در حوزه آموزش اقتصاد با مشکلاتی جدی مواجه شده است .١
حال این سؤال مطرح می شودکه علت این مشکلات چیست ؟چرانظام آموزشی علم اقتصاددر دوره ٣٠ساله اخیر نتوانسته است به جایگاه مطلوب خود دست یابد؟علت بیگانگی آموزش اقتصادازتعالیم اسلامی وشرایط خاص ایران (به عنوان یک کشوراسلامی ودرحال توسعه ) چیست ؟چراتوانایی برخی ازدانشجویان واساتید اقتصاددرتحلیل شرایط اقتصادی آمریکاو کشورهای اروپایی بیش ازتوانایی آنان درتحلیل شرایط اقتصادی کشورهای اسلامی وحتی ایران است ؟
به نظرمی رسدمی توان به این سؤالات پاسخ های متعددی داد؛امامسلماًیکی ازپاسخ های اصلی ، رویکردخاصی است که دردوره اخیردررابطه باتدریس اقتصادمتعارف غالب بوده است . این رویکرد،که هنوزهم باتغییرات مختصری ادامه دارد،برمحدودشدن دروس اقتصاداسلامی به چنددرس خاص تأکیددارد.١

البته اتخاذاین رویکرددراوایل انقلاب کاردرست ومعقولی بود. زیرادرآن دوره هنوزادبیات مناسبی در حوزه های مختلف اقتصاد اسلامی به وجود نیامده بود، پژوهش های کافی در حوزه های مختلف اقتصاد اسلامی انجام نشده بود،اساتید زیادی در حوزه اقتصاد اسلامی به مطالعه نمی پرداختندو …؛اماامروزه وضعیت تاحدودزیادی متفاوت است .
کنکاشی درادبیات اقتصاداسلامی درایران ودرسایرکشورهابه وضوح نشان می دهد که در دوره سی ساله اخیر،تحقیقات متعددی درهردوحوزه مفهومی وکاربردی اقتصاداسلامی وبه طورخاص بانکداری اسلامی وبه زبان های مختلف (فارسی ،انگلیسی وعربی ) انجام شده است که لازم است درآموزش دروس مختلف رشته اقتصاد،ازاین پژوهش هانیزاستفاده شود. مثلاًدر حوزه اقتصادکلان برخی مطالعات نشان می دهند که توجه به ملاحظات اسلامی درموردرباو بهره می تواندبه سامان دهی مطلوب اشتغال درجامعه اسلامی بیانجامد(احمد، ١٩۶٩: ١٠-۴).
مطالعات دیگری ثابت می کند اجرای آموزه های اسلامی درمورداعتبارات مالی ،ازنوسانات ناکارآمد اقتصادی می کاهد(اختر،١٩٨٩، ١٨-١۴) وهمچنین ریسک مبادلات درصورت التزام به آموزه های اقتصاد دینی ، کاهش پیدا می کند(بشیر، ١٩٩٠: ٧). مطالعات دیگری شکوفایی سرمایه گذاری در چارچوب آموزه اسلامی رابه اثبات رسانده است (دارات ،١٩٩٣: ١۶-١٣).
برخی دیگر از تحقیقات نیز مزیت های نظام بانکداری اسلامی دربرابر نظام متعارف راموردتوجه قرارمی دهند(عیوضلو ومیسمی ،١٣٨٨: ١٨-٢؛صدیقی ،٨٢:١٣٨٧-۴٠؛توتونچیان ، ١٣٧٩: ۵۶٩-۵۴۶؛موسویان ، ١٣٨١: ٨-۴).
این مزیت هاتوسط سایراقتصاددانان مسلمان نیز موردبررسی قرارگرفته است (صدیقی ، ٢٠٠٢: ١٩-١٢؛چپرا، ٢۴:٢٠٠٧-١٢؛الجرحی ، ١٩٨١: ١٩-٢). بااین حال ساختارآموزش اقتصاد در ایران به گونه ای است که هیچ اشاره ای به هیچ یک ازاین تحقیقات نداشته واستفاده خاصی از آن هانمی کند. این ساختارحتی نسبت به دروس اقتصادکلاسیک نیزبه گونه ای عمل می کندکه با استانداردهای بین المللی تطابق نداشته و حتی با انتظار عادی دانشجویان رشته اقتصاد نیز
سازگاری ندارد؛چراکه حتی ازآموزه های اقتصادمتعارف نیزعقب است (عزتی ، ١٣٨٢: ١٢).
از این رو لازم است که تلاش هادر جهت ایجاد رابطه میان نظام پژوهش وآموزش اقتصاد اسلامی متمرکزشود. همان طورکه درغرب چنین رابطه ای بین نظام آموزش وپژوهش اقتصاد برقراراست (دادگر، ١٣٨۴: ١٢-۶). دراین رابطه می توان عنوان کردکه مطالعات انجام شده نشان می دهد که دانشگاه های معتبرخارجی ازپژوهش هایی که انجام می شود،استفاده بهینه ای می کنند. به همین دلیل است که دراین مراکزتحقیقاتی ودرزمانی کمترازچهارسال ،حدود ٣٠واحد جدید به دروس رسمی اقتصاد افزوده شده است (پولیام ، ٢٠٠٢ :١٢). از این رو در کشورهای پیشرفته ،پیچیدگی ، دشواری و زمان ارائه برنامه درسی اقتصاد به خاطر گنجاندن مباحث جدید،بیشترشده است (اسپرینگ ، ٢٠٠٣: ١٧).
جالب توجه است که باوجودتفاوت های تکنیکی دربرنامه ریزی آموزشی کشورهای پیشرفته ، تقریباًهمه آن هاازخصوصیات مشترکی برخوردارند. یکی ازاین خصوصیات وجودرابطه قوی بین نظام آموزش ونظام پژوهش است . برخی مطالعات به ذکرشباهت های ساختارآموزشی در آمریکا، آلمان و ژاپن در دهه ١٩٩٠پرداخته اند وعناصر مشترک آن ها را چشمگیر بیان کرده اند(هوفر،١٩٩٨: ١٨-١۶).
دردنباله این مقاله به چگونگی اصلاح وتعدیل آموزش درس اقتصادخرد (به عنوان یکی از دروس اصلی رشته اقتصاد) باتوجه به مبانی اسلامی اشاره می کنیم . درواقع تلاش می کنیم تا نشان دهیم که باپذیرش مبانی اسلامی ،آموزش مباحث مختلفی که دردرس اقتصادخردمطرح است ،باچه تغییراتی مواجه می شوند. لازم به ذکراست که هدف این الگو،بررسی تفصیلی و جامع تمامی موضوعات اقتصاد خرد به صورت جزیی نیست . چراکه انجام این کار نیاز به تحقیقات متعدد دارد وازعهده این مقاله به تنهایی خارج است . بلکه هدف ارائه فهرست وار برخی ازنکاتی است که می تواند درتدریس این درس مورد توجه قرارگیرد. اساتید اقتصاد می توانند از این الگو به عنوان نمونه ای کاربردی از نحوه آموزش دروس مختلف اقتصاد در چارچوبی اسلامی استفاده کرده وازاین طریق موجبات توسعه رشته اقتصاد اسلامی رافراهم آورند.
١-انسان درتفکراسلامی
به لحاظ فلسفی هرعلمی تحت تأثیرمبادی ای است که درفلسفه اولی بحث می شود. مثلاً موضوع هر علمی باید در فلسفه اولی اثبات شود. گر چه برخی این سخنان راکلی گویی و بی خاصیت می دانند،اماحقیقت آن است که بسیاری ازنزاع هادرباره علم دینی درکل واقتصاد اسلامی به طور خاص ، از همین جا شروع می شود. مثلاًموضوع علوم انسانی ، یعنی «انسان چیست » و«آنچه به عنوان انسان وجود دارد»،چه نوع موجودی است ؟این هادوسؤال فلسفی است که ناخودآگاه درتمامی شاخه های این علوم ریشه دوانیده است . وقتی هدف وایده اصلی علم اقتصاد،تأمین نفع شخصی ،به حداکثررساندن مطلوبیت مصرف کننده وحداکثرسازی سود تولید کننده ،تعریف می شود(احمدی ،١٣٧٧: ١٢-٢)،این کاملاًبر تفسیر ماتریالیستی از انسان مبتنی است . وقتی موضوع علم سیاست ،قدرت و روابط خاص بین انسان ها تعریف می شود(سوزنچی ،١٣٨٧: ٩)،معلوم است که درتعریف انسان برچه مؤلفه هایی تأکید وکدام ها نادیده گرفته شده است .
نه فقط مبادی تصوری علوم ،بلکه بحث ازمبادی تصدیقی علوم نیزبرعهده فلسفی اولی است .
مباحثی مانند ضرورت غایتمندی ،ذات گرایی ،ترکیب انسان از نفس و بدن ،اصل فطرت ،و چگونگی جمع علیت واختیار،همگی ازمبادی فلسفی ای می باشندکه پذیرفتن یانپذیرفتن آن ، سرنوشت علومی رارقم می زندکه به نحوی به موضوع انسان پرداخته اند. علم اقتصادنیزازاین قاعده مستثنی نیست ؛ چرا که هدف این علم ، بررسی و مطالعه روابط اقتصادی در میان انسان هاست وعالم اقتصادی سعی می کند این روابط راشناسایی کرده ،علل وقوع پدیده های اقتصادی راشرح دهد(عیوضلو، ١٣٨٢: ۶). البته بررسی تفصیلی این موضوع ازعهده این مقاله خارج است و می توان به منابع مرتبط مراجعه کرد(سوزنچی ،١٣٨٧؛ جوادی آملی ، ١٣٧٢؛ طباطبایی ، ١٣٧٢؛نصر، ١٣٧٩و ١٣٨١؛باقری ، ١٣٨٢؛بستان وهمکاران ، ١٣٨۴؛ملکیان ، ١٣٧٩و .(۱۳۸۵
باتوجه به آنچه مطرح شد می توان گفت اولین ومهمترین موضوع درعلم اقتصاد ازدیدگاه اسلام آن است که به انسان به عنوان یک کل ،یک تمامیت وباتوجه به دغدغه اصلی اوکه زندگی درچارچوب تعالیم اسلام است ،توجه شود. هدف انسان اقتصادی دردیدگاه اسلامی طلب رضایت خداازطریق تسلیم شدن به مشیت او وتعقیب کردن هدف ها وارزش های مورد رضای اوست . این هدف ها وارزش ها،افقی بسیارفراترازمنفعت های شخصی وفردی (آن طور که در اقتصاد خرد متعارف بیان می شود) برای انسان مطرح می کند. در واقع اقتصاد خرد از دیدگاه اسلامی دربرگیرنده گستره عظیمی ازفعالیت های اقتصادی است که همگی ازرشد وتوسعه ارزش مدارسرچشمه می گیرند. کمک به دیگرمسلمانان به عنوان برادران دینی ،دستیابی به توازن زیست محیطی ،عدالت توزیعی و پیشرفت معنوی و آگاهانه ،وجوه مهم یک رفاه اقتصادی مطلوب به شمارمی روند. اساتید اقتصادمی توانند مقایسه مختصر ودقیقی بین مفهوم انسان واهداف اودردیدگاه اسلامی ودردیدگاه متعارف نئوکلاسیک داشته باشند؛توجه داریم که دردیدگاه متعارف ،هدف انسان تنهاپیگیری منافع شخصی وفردی اش می باشد؛که هدفی کاملاًمادی ومبتنی برپیش فرض های فکری اقتصادنئوکلاسیک است .١
٢-نیازهای انسانی
بحث مهم دیگری که به عنوان یکی ازموضوعات مهم دراقتصادخردلازم است موردتوجه واقع شود،بحث نیازهای انسانی است . می توان میان دوگروه ازنیازهاتمایزقائل شد. یکی نیازهای مادی ودیگری نیازهای معنوی . نیازهای مادی مواردی اندکه ازطریق مصرف کالاهاو خدمات کمّیت پذیر وقابل عرضه دربازارتأمین می شود. امانیازهای معنوی فاقدکمیت پذیری و عرضه دربازاراست ؛مانندنیازبه پرستش ،محبت ،اجتماعی بودن ومانندآن . توجه به خواست ها و نیازهای انسان اقتصادی و ارضاءآن هاامری ضروری است ؛زیراهم فعالیت های اقتصادی

فردی وهم فعالیت های اجتماعی درحوزه اقتصاد،همگی ازضرورت ارضاء خواسته هاناشی می شود. این واقعیت که دروس متداول اقتصادخردبه ندرت به بحث نیازهای انسان (وبه طور خاص نیازهای غیرمادی ) توجه می کنند،ضرورت توجه به این مباحث رادوچندان می کند. از این رولازم است اساتیداقتصادازتعالیم اسلامی درحوزه نیازهای انسان وهمچنین ازآثارمتأخر درزمینه اخلاق و اقتصاد،اقتصاد انسانیت گرا،اقتصاد اجتماعی وغیره به نحو شایسته استفاده کنند(صدیقی ،١٣٨۴: ٢٨).
٣-عقلانیت دردیدگاه اسلامی
یکی ازمفاهیم کلیدی دراقتصاد خرد بحث عقلانیت است . این بحث به عنوان یکی ازپیش فرض هادرتمامی تحلیل های خردی موردتوجه است . دراین زمینه لازم است اساتید اقتصادبا ارائه نقدمختصری ازمفهوم عقلانیت اقتصادی درکتاب های درسی متعارف ،نشان دهندکه یک نفرمی تواند مفهوم «انسان اقتصادی » راردکند وباوجوداین ،فرض عقلانیت ویارفتارعقلانی راهمچنان حفظ کند. به عبارت دیگررفتارعقلانی الزاماًبه معنای به حداکثررساندن نبوده و دلالتی برآن ندارد. ازاین روبایداین پیش فرض اقتصادخرد،شفاف شده وموردنقدقرارگیرد.
باید نشان داده شود که متون متعارف اقتصاد خرد،عقلانیت رابه مفهوم حداکثرسازی سود شخصی گره می زنند؛که این ازمبانی وپیش فرض های خاص مکتب نئوکلاسیک نتیجه می شود١

(دادگر، ١٣٧٨: ١٢؛پوریزدان پرست ، ١٣٨٣: ١٠-۴).
۴-اهداف یک اقتصاداسلامی
از جمله دیگر مباحث مهم در اقتصاد خرد،بحث اهداف اقتصادی است . پر واضح است که هدف یک اقتصاداسلامی نمی تواند تنهادستیابی به رفاه اقتصادی باشد. بلکه لازم است درکنار این هدف ،اهداف معنوی ،اخلاقی واجتماعی رانیزموردتوجه قرارداد. براساس جهان بینی اسلامی ، جامعه ای می تواند به عنوان یک جامعه اسلامی در نظر گرفته شود که درآن همه زمینه های حرکت به سوی خدابرای تمامی افرادوجودداشته باشد. بدین سبب جامعه سعادتمند از دیدگاه اسلام ، در ابعاد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ویژگی های خاص و متمایزکننده ای دارد(میرمعزی ،١٣٧٨: ١٨-١٢). این ویژگی ها در حقیقت همان اهداف خُرده نظام های نظام اسلامی است وکوتاه ترین راه برای دستیابی به این اهداف نیزمراجعه به کلمات معصومین (ع ) است (میرمعزی ، ١٣٨۴: ۴٨-۴٠؛انصاری ، ١٣٧٨: ۴۶-٢٢). بامراجعه به آیات و روایات ،درکل می توان ۴هدف زیر رابه عنوان اهداف اصلی یک اقتصاد اسلامی در نظر گرفت .
١. تأمین نیازهای اساسی ازقبیل غذا،پوشاک ،مسکن ،بهداشت ودرمان وآموزش و پرورش برای تمامی افراد.
٢. تضمین ارائه فرصت هابه صورتی عادلانه برای همگان ؛ وبه عبارت دیگرتضمین این مطلب که هرکس در زمینه سهم بری از ثروت هاو درآمدهای جامعه به حق خود دست یابد وبی دلیل حقی ازکسی ضایع نشود.

٣. جلوگیری از تمرکز ثروت و تلاش در جهت دستیابی به توازن اقتصادی وکاهش نابرابری های موجود در توزیع درآمد. این موارد در صورتی تأمین می شودکه اولاً اختلاف درآمدها وثروت هاناشی ازستم ،تبعیض ،ظلم وامتیازهای ناروای حکومتی نباشد و درعوض درنتیجه اختلاف استعداد،تلاش وپشتکارانسان هاباشد؛و ثانیاً ثروتمندان خود راموظف به پرداخت حقوقی که دراموالشان نسبت به فقراوجود دارد،بدانند. این حقوق شامل حق نیازمندان وفقرا وهمچنین حق امام ورهبرجامعه می شود.
۴. تأمین ثبات ،رشد وامنیت اقتصادی لازم برای تحقق بخشیدن به اهداف اسلامی در حوزه اقتصاد.
۵-فرض ها وچارچوب نهادی تحلیل های خرد
تحلیل متعارف اقتصادخرددرتمامی مباحث خود،یکسری پیش فرض ها وچارچوب های نهادی خاصی رادرنظرمی گیرد.١امامعمولاًاین فرض ها ونهادها،سازگارباجوامع غربی وغیراسلامی است (گرچه برخی ازاین فرضیات حتی درموردجوامع غربی نیزغیرواقعی به نظرمی رسد). نظر به اینکه هدف ماطراحی چارچوب نظری برای مباحث اقتصاد خرد دریک جامعه اسلامی با مردمی مسلمان است ،لذاضرورتی نداردکه همچنان ازفرضیات متعارف مطرح درکتب اقتصاد خردبه طورکامل استفاده کنیم ؛بلکه باید سعی کنیم فرضیات وچارچوب نهادی متعارف رابه دقت مورد بررسی قرارداده و سعی کنیم که آن رامتناسب باتعالیم اسلامی وشرایط خود، اصلاح وتعدیل کنیم . درواقع به نظر می رسد که اگرنهادهای اسلامی رانیز موردبررسی و توجه قرار دهیم ، تحلیل هایمان واقعی تر می گردد و می تواند به میزان بیشتری با واقعیت های موجود درکشورهای اسلامی تطابق داشته باشد. به منظور انجام این کار لازم است نهادهاو پیش فرض های اسلامی خاصی رامطرح کنیم . پیش فرض هایی که پایه واساس تمامی تجزیه و تحلیل های بعدی ماراتشکیل می دهند. به طورخلاصه ،چارچوب نهادی یک جامعه اسلامی می توانددربرگیرنده مواردزیرباشد:

١. هرچند مالکیت مطلق ازآن خداوند متعال است (طباطبایی ، ١٣٧٠: ج ۴، ١٣٢)،اسلام حقوق مالکیت رابرای فرد ونیزبرای جامعه محترم شمرده ومحفوظ می دارد. ملک خصوصی ،امانتی است که مسئولیت هایی رادرقبال دیگران به همراه دارد. ازاین رو نحوه اکتساب ، استفاده و واگذاری مالکیت در دیدگاه اسلامی مشروط به قیود و محدودیت هایی می شود. ملک عمومی نیز یک امانت است و امانت دار آن (دولت اسلامی )،هم درقبال مردم وهم درقبال خداوندمتعال مسؤول است .
٢. آزادی درکسب وکار از جمله در عقد قرارداد محترم شناخته شده ومشروط به قیودی است که در جهت تأمین منافع سایر افراد جامعه ،تنظیم شده است . بنابراین ، رقابت امری مجازاست مشروط به اینکه ضرری به دیگران نرساند. در واقع رقابت سالم ازدیدگاه اسلامی موردتأییداست .
٣. تنها کسانی در فعالیت های اقتصادی مستحق دریافت بازده هستند که مستقیماًدر فعالیت مذکور مشارکت داشته اند. از این رو پرداخت یک بازده تضمین شده به عرضه کننده سرمایه پولی ،اشکال دارد. به سرمایه پولی باگذشت زمان بازده ای تعلق نمی گیرد. بنابراین درتدریس اقتصادخردبارویکرداسلامی ،نهادبهره حذف شده و نرخ سود در عقود مشارکتی و مبادله ای جایگزین آن می شود.١در واقع نرخ سود

انتظاری دراین تحلیل نقش مشابهی ایفامی کند،گرچه دقیقاًبرابربانقش بهره نیست ؛ بلکه به دلایل مختلف بابهره تفاوت جدی دارد.١
۴. تصمیم گیری در امور جمعی (اموری که منافع افراد زیادی تحت تأثیر قرار می دهد)،باید برمبنای مشورت های متقابل وچند جانبه وبه منظورتقویت حکومت اسلامی صورت پذیرد. نیاز به این گونه مشورت ها در مورد تصمیم های مربوط به املاک واموال عمومی واضح است . امادرموردمالکان خصوصی (درسطح خرد) نیزباید گفت که لازم است این افرادبدون آنکه اجباری درکارباشد به رعایت مشورت وهم فکری باطرف های دیگر (نظیرکارگران ومشتریان ) تشویق شوند. این امربه خصوص درشرایطی که تصمیمات مالکان خصوصی برمنافع دیگرمسلمانان اثر می گذارد،اهمیت می یابد. درکل می توان گفت یکی ازمهمترین مسائل اجتماعی در اسلام همان اصل «شوری »است ؛البته مسلماًاجرای این اصل (درصورت داشتن آثار اجتماعی واقتصادی ) باید تحت نظر وولایت امام معصوم ویاجانشین وی صورت پذیرد ونمی تواندبه صورت مستقل انجام شود.٢
۵. مسلمانان به یکدیگر ونیز به فقرای جامعه کمک می کنند. دولت نیز دارای قدرت کافی به منظورتلاش درجهت تحقق اهداف اسلامی است .
اساتیداقتصادمی توانندتفاوت های عمده میان چارچوب نهادی فوق والگوی نهادی مفروض در کتاب های درسی متعارف اقتصاد خرد رابه روشنی تبیین کنند. می توان حداقل به چهارنکته اشاره کرد. این چهار مورد عبارتنداز: همراه بودن حقوق فردی و اجتماعی بامسئولیت های متناظر،مقید بودن آزادی های فردی ،تأکید برمشورت متقابل وتعاون ونهایتاًنقش دولت در تحقق اهداف اسلامی .
توجه شودکه علیرغم وجودتفاوت های قابل ملاحظه میان فرض های موردنظرما وفرض های

متعارف و متداول دراقتصاد خرد،تحلیل اقتصادی متعارف ،همچنان سودمند است . در واقع اصلاح چارچوب نهادی تحلیل خرد،هرگزبه معنای ردکامل اقتصادخردمتعارف نیست . زیرا فرض های اصلی آن درزمینه مالکیت خصوصی ،آزادی تجارت وکسب وکار ورقابت ،هیچ کدام به طورکامل ردنشد. به عبارت دیگرچارچوبی که دراین قسمت مطرح شد،این دسته از فروض متعارف راردنمی کند؛بلکه آن هارادرساختاری مناسب قرارداده وازاین طریق اثرات ونتایج منفی آن هاراحداقل می کند.
۶-تعیین محدودیت ها وحوزه فعالیت بازار
دریک نظام اقتصاداسلامی ،عملکردبازار وفرآیندی که درآن عرضه وتقاضابه تعیین قیمت ها می انجامند،موردتأیید است ؛امادیگرنمی توان انتظارداشت که بازارتمامی مشکلات راحل کند. درواقع چارچوب نهادی اسلامی (که آزادی هارامحدودکرده وبرای دولت نیزنقش قابل توجهی قائل می شود) واهدافی که دربالا مطرح شد،خودبه خودوجودساختارهایی درکنار بازارراضروری می سازد. چراکه عملکردآزادبازارنه قادربه تأمین نیازهای اساسی همه افراد است ونه قادربه برآورده ساختن دیگرتمامی اهدافی که دربالا ذکرشان رفت . بنابراین انجام یک سری فعالیت های مکمل درخارج ازبازارضروری است ونمی توان همه چیزراازبازار طلب کرد.
بازارزمانی خوب کارمی کندکه کارگزاران اقتصادی رفتاری اسلامی وعادلانه داشته باشند واز این طریق امکان ایجادامنیت واعتمادرافراهم آورند. تنهادراین صورت است که هرچه بر حجم اطلاعات موردنیازطرف های درگیردربازارافزوده شودکارایی بازاربیشترمی شود. اما اگر طرف های مختلف درگیر دربازاربه دور از اصول اخلاقی وبه منظوربه چنگ آوردن امتیازات ومنافع شخصی به اعمال نفوذ وقدرت اقتصادی متوسل شوند،دراین صورت عملکرد بازار دچار تزلزل شده و رو به تباهی می گذارد. ناکافی بودن اطلاعات و رفتار ناصحیح کارگزاران نیزمنجربه شکست بازار وسوءاستفاده ازآن می شود. اسلام ازطریق تقویت علایق معنوی کارگزاران اقتصادی و نیز از طریق دخالت مؤثر مقامات اجتماعی مسؤول ،بامشکل شکست بازارمقابله می کند.
٧-ابزارهای تحلیل اقتصادی
اقتصاددانان درتجزیه وتحلیل خودازابزارهای معینی استفاده می کنند که شناخت آن هابرای دانشجویان ضروری است (صدیقی ، ١٣٨۴: ٣٧). اساتیداقتصاددرآموزش این درس بارویکردی اسلامی می توانند ازتمامی این ابزارهااستفاده کنند،اماباید نسبت به نحوه استفاده ازاین ابزارها درتجزیه وتحلیل های اقتصادی ازدیدگاه اسلامی دقیق باشند. باتوجه به اهمیت این ابزارهادر تحلیل های خرد وباتوجه به این مطلب که این ابزارهادربخش قابل توجهی ازمباحث خرد، مورداستفاده مستقیم وغیرمستقیم واقع می شوند؛لازم است بعضی ازآن هارادراینجا معرفی کنیم .
یکی از ابزارهای مهمی که در تحلیل های اقتصادی استفاده می شود،فرض «ثابت بودن سایر عوامل » است . این فرض درواقع روش مناسبی برای بررسی تأثیرات ناشی ازتغییریکی ازعوامل موثردرتغییریک وضعیت خاص می باشد. مثلاًاگربخواهیم عکس العمل مصرف کننده رادر قبال افزایش قیمت کالابررسی کنیم ،فرض می کنیم سلیقه ،درآمد وقیمت کالاهای مرتبط باآن کالا (مثلاًکالاهای مکمل ویاجانشین ) ثابت باشد. حال اگرفکرمی کنیم بعضی ازاین دیگر عوامل نیزتغییرکرده باشند،دراین صورت لازم است پس ازانجام بررسی اولیه خودمان در موردقیمت کالا،به بررسی تغییرسایرعوامل نیزبپردازیم .
دراستفاده ازاین روش بایدبه یک نکته توجه کرد وآن اینکه لازم است دقیقاًبدانیم چه عواملی ثابت فرض شده اند. ازجمله عواملی که درتحلیل های خردی متعارف نادیده گرفته می شود،نیاز دیگرافرادبه کالاهاست . مثلاًدرمثال فوق نیازدیگرافرادجامعه به کالای

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 10700 تومان در 27 صفحه
107,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد