whatsapp call admin

مقاله در مورد بررسی ارتباط آموزشهای فنی و حرفه ای رسمی با نیازهای بازار کار از دیدگاه مدیران

word قابل ویرایش
142 صفحه
18700 تومان
187,000 ریال – خرید و دانلود

بررسی ارتباط آموزشهای فنی و حرفه ای رسمی با نیازهای بازار کار از دیدگاه مدیران

چکیده تحقیق:
بررسی ارتباط آموزشهای فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک، الکتروتکنیک) با نیازهای بازار کار از نظر مدیران صنایع (مدیران رده میانی شامل مدیران فنی، تولید و آموزش) کارخانه ها و مؤسسات مرتبط، در مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران، عنوان پژوهش حاضر می باشد که هدف اصلی آن تعیین میزان ارتباط آموزشهای فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) با دانش ها و مهارتهای مورد نیاز مدیران صنایع در بازار بوده است.

در این پژوهش از آمار توصیفی همچون میانگین، انحراف استاندارد، و درصد و همچنین از آمار استنباطی همچون آزمون T تک نمونه ای، جهت پاسخگوئی به سؤالات تحقیق استفاده شده است. همچنین جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است.
به طور کلی، نتایج بدست آمده حاصل از این پژوهش به شرح زیر می باشد:
– دانش فارغ التحصیلان هنرستانهای فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) از نظر مدیران صنایع در مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران در حد متوسط می باشد.
– مهارت فارغ التحصیلان هنرستانهای فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) از نظر مدیران صنایع در مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران در حد متوسط می باشد.
– مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش) کارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران، نسبت به برنامه های آموزشی مراکز آموزش فنی و حرفه ای رسمی، شناخت کمی دارند.
– مدیران صنایع، میزان قابلیت مهارتهای آموزشی فارغ التحصیلان مراکز فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) را با پیشرفتهای فناوری کم برآورد می کنند.
– مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش) کارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصیلان هنرستانهای فنی و حرفه ای (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) در فناوری اطلاعات و ازتباطات (ICT) را انطباق بیشتر دانش و مهارت تخصصی آنها با نیازهای بازار کار را بیشتر از زیاد برآورد کرده اند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه ۲
بیان مسئله ۵
اهمیت و ضرورت پژوهش ۶
اهداف تحقیق ۷

سؤالات تحقیق ۸
تعاریف عملیاتی واژه ها ۱۱
فصل دوم: مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقیق
مقدمه ۱۳
مفهوم رشد و توسعه اقتصادی ۱۴
عوامل توسعه اقتصادی ۱۵
نقش منابع انسانی در توسعه اقتصادی ۱۵
آموزش ۱۸
تعریف آموزش و پرورش ۲۰
مفهوم برنامه ریزی آموزشی ۲۳
جایگاه نیازسنجی در برنامه ریزی آموزشی ۲۴
نیازسنجی آموزشی ۲۷
مفهوم نیاز ۲۹
منابع نیازهای آموزشی ۳۰
انواع نیازسنجی ۳۲
کار ۳۴
عرضه نیروی کار ۳۷
بازار کار ۳۸
نیاز بازار کار ۳۹
مسایل موجود در ارتباط نظام آموزشی و بازار کار ۴۴
ضرورت تحکیم پیوند نظام آموزشی و بازار کار ۴۸
تعاریف آموزش فنی و حرفه ای ۴۹
رویکردهای عمده در آموزش فنی و حرفه ای ۵۱

نارسائی هاومسائل آموزش فنی وحرفه ای در ارتباط با بازار کار ۵۷
آموزش فنی و حرفه ای در ایران ۵۹
سیر تحول آموزش فنی و حرفه ای در ایران

۵۹

تحولات گذشته تحلیل مشکلات و چشم انداز آینده آموزش فنی و حرفه‌ای در برنامه سوم توسعه…
مشکلات و تنگناها
نقاط ضعف مشکلات تنگناها
چالشهای آینده بخش فنی و حرفه‌ای‌
سیاست‌های استراتژیک بخش آموزش فنی و حرفه ای
سیاست های اجرای آموزش فنی و حرفه ای
راهکارهای اجرایی
۶۳
۶۴
۶۵
۶۸
۶۹
۷۰
۷۲
تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات چیست؟ ۷۸
مشخصه های تکنولوژی ارتباطات ۸۱
ویژگیهای تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات ۸۹
دلایل استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات ۸۲
تکنولوژی اطلاعات وارتباطات چه تغییری درآموزش ایجادمی‌کند ۸۲
روش های اجرایی برای بکارگیری تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات
چه تغییراتی برای به کارگیری تکنولوژی اطلاعات و ارتباط (ICT ) در آموزشهای آکادمیک لازم است ۸۳

۸۴

پیشینه پژوهش ۸۵
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
مقدمه ۹۳
جامعه آماری ۹۴
نمونه آماری ۹۵

روش تحقیق ۹۶
ابزار جمع آوری اطلاعات ۹۶
اعتبار و پایائی پرسشنامه ۹۷
روش تجزیه و تحلیل داده ها ۹۹
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده ۱۰۱
آزمون مربوط به سؤال اول تحقیق ۱۰۲
آزمون مربوط به سؤال دوم تحقیق ۱۰۴
آزمون مربوط به سؤال سوم تحقیق ۱۰۶
آزمون مربوط به سؤال چهارم تحقیق ۱۰۸
آزمون مربوط به سؤال پنجم تحقیق ۱۱۰
آزمون مربوط به سؤال ششم تحقیق ۱۱۱
آزمون مربوط به سؤال هفتم تحقیق ۱۱۲
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۱۱۵
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات مربوط به سؤال اول و دوم تحقیق ۱۱۶
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات مربوط به سؤال سوم و چهارم تحقیق ۱۲۰
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات مربوط به سؤال پنجم تحقیق ۱۲۲
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات مربوط به سؤال ششم تحقیق ۱۲۳
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات مربوط به سؤال هفتم تحقیق ۱۲۴
محدودیتها و تنگناهای پژوهش ۱۲۶
پیشنهادات برای پژوهشهای آتی ۱۲۷
منابع و مأخذ ۱۲۸
– پیوستها

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۱-۲: عملکرد آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای ۷۴-۱۳۶۷ ۶۳
جدول ۴-۱: مربوط به آزمون سؤال تحقیق اول ۱۰۳
جدول ۴-۲: مربوط به آزمون سؤال تحقیق اول ۱۰۳
جدول ۴-۳: مربوط به آزمون سؤال تحقیق اول ۱۰۳
جدول ۴-۴: مربوط به آزمون سؤال تحقیق دوم ۱۰۵
جدول ۴-۵: مربوط به آزمون سؤال تحقیق دوم ۱۰۵
جدول ۴-۶: مربوط به آزمون سؤال تحقیق دوم ۱۰۵
جدول ۴-۷: مربوط به آزمون سؤال تحقیق سوم

۱۰۷
جدول ۴-۸: مربوط به آزمون سؤال تحقیق سوم ۱۰۷
جدول ۴-۹: مربوط به آزمون سؤال تحقیق سوم ۱۰۷
جدول ۴-۱۰: مربوط به آزمون سؤال تحقیق چهارم ۱۰۹

جدول ۴-۱۱: مربوط به آزمون سؤال تحقیق چهارم ۱۰۹
جدول ۴-۱۲: مربوط به آزمون سؤال تحقیق چهارم ۱۰۹
جدول ۴-۱۳: مربوط به آزمون سؤال تحقیق پنجم ۱۱۰
جدول ۴-۱۴: مربوط به آزمون سؤال تحقیق پنجم ۱۱۱

جدول ۴-۱۵: مربوط به آزمون سؤال تحقیق ششم ۱۱۲
جدول ۴-۱۶: مربوط به آزمون سؤال تحقیق ششم ۱۱۲
جدول ۴-۱۷: مربوط به آزمون سؤال تحقیق هفتم ۱۱۳
جدول ۴-۱۸: مربوط به آزمون سؤال تحقیق هفتم ۱۱۴
جدول ۴-۱۹: مربوط به آزمون سؤال تحقیق هفتم ۱۱۴

فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
تاریخ رشد و توسعه اقتصادی، با هماهنگی و ترکیب دانش فنی و به کارگیری منابع و نیز وابستگی روزافزون به کاربرد تکنولوژی همراه بوده است.
استفاده از تکنولوژی و دانش فنی در سازمانها، شرکتها و جوامع همواره متفاوت بوده و تا حدود زیادی بستگی به جدیت و مهارتهای خلاق منابع انسانی و عوامل فرهنگی و اجتماعی داشته است. (سبحان الهی، مدیریت و توسعه)
عملکرد یک سازمان وقتی می تواند مطلوب و مناسب باشد که نیروهایی ذیصلاح و با کیفیت در آن وجود داشته باشند و سازمان بتواند از آن در مناسب ترین شغل استفاده کند.
در واقع نیروی پیش برنده ماشین و تکنولوژی انسانها هستند. امروزه برای ادامه حیات در بازار رقابت فقط استفاده از تکنولوژی و دانش فنی کافی نیست، چرا ک

ه سرعت رشد به اندازه ای است که فرصت یادگیری را بسیار کوتاهتر و درنتیجه، استفاده به موقع و به روز از تکنولوژی را برای رقابت پیچیده تر کرده است. لذا تولید دانش فنی و تکنولوژی برای رقابت، از عوامل اساسی برای ادامه حیات هر سازمان، شرکت و ج

امعه محسوب می شود.
این کار فقط با منابع انسانی مستعد و با کیفیت و در اختیار داشتن ابزار مناسب و لازم عملی است. لذا ثروت اساسی یک سازمان، نیروی انسانی با دانش و مهارت (یعنی سرمایه های فکری) آن سازمان است.

علی رغم نقش کلیدی آموزش فنی و حرفه ای در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور که مورد اذعان و حتی تاکید اغلب سیاستمداران و صاحبنظران است. این آموزش های پرهزینه از لحاظ پاسخ گوئی به انتظارات جامعه و سؤال اصلی نظام آموزشی (= چه آموزشی با چه کیفیتی و به چه میزان؟?) در موقعیت قابل دفاع قرار ندارد. زیرا هرساله خسارت های بسیار زیادی از این بابت به کشور وارد می آید ولی این روند رو به رشد تداوم دارد، که این وضعیت ریشه در نگرش نادرست به آموزش فنی و حرفه ای دارد. علت بروز معضل آموزش فنی و حرفه ای این است که به هر صورت، تعاملی بودن این آموزش ها به دست فراموشی سپرده شده است. مجریان آموزش فنی و حرفه ای، آن را پدیده ای صرفاً آموزشی می بینند. تصمیمات آموزشی تنها توسط مقامات آموزشی و اغلب بدون اطلاع کافی از نیازهای شغلی و نظر طرف های ذینفع اتخاذ می شود. (ملکی، ۱۳۸۱، صفحه ۱۸۶)
آموزش به حکم انجام تکلیف، عادت، امکانات موجود و یا روحیه توسعه طلبی تحقق می یابد و بر همین اساس نیز به سؤالات اصلی نظام آموزش فنی و حرفه ای پاسخ داده می شود. اما آموزش فنی و حرفه ای دارای دو وجه توأمان آموزشی و شغلی است که میان آنها به صورت بالقوه تعامل برقرار است. لذا مزیت قابلیت استفاده از اطلاعات بازخوردی و مکانیسم خوداصلاحی می تواند در عمل وجود داشته باشد. در آموزش فنی و حرفه ای نظامند زمینه مشارکت در تصمیم گیری و انجام هزینه فراهم است.
رشته های آموزشی، مواد آموزشی، تعداد آموزش گیرنده، محل اشتغال و … از نتیجه تعامل و عوامل طرف های آموزشی (دستگاهای مجری آموزش) و طرف های شغلی (دستگاههای بهره بردار از محصول آموزش، کارآموزان، اولیا، کارفرمایان و …) تعیین می شود.
لذا نواقص و اشکالات آموزش به تدریج در طول زمان رفع می شود و ناهماهنگی دانش و توانمندیهای آموزش دیدگان فنی و حرفه ای از لحاظ کمی و کیفی و از نظر مکانی یا زمانی با خواسته متقاضیان کم تر رخ خواهد داد. به این دلایل تعاملی دیدن آموزش فنی و حرفه ای و فراهم کردن امکان تحقق هرچه بیشتر آن، اساسی ترین قدم برای اصلاح این آموزش ها خواهد بود.

بیان مسئله:
چنین به نظر می رسد که هنرجویان فنی و حرفه ای به جایگاه و پایگاه شغلی قابل ملاحظه ای که نمود موجهی در بازار کار کشور داتشه باشد، دست نیافته‌اند. و به رغم هزینه های سرشاری که صرف تجهیز این نیروها شده، در بازار کار ایران بها و اهمیت مناسبی بدان داده نشده است، در حالی که، از طریق تجهیز و تربیت این گونه نیروها می توان سریع تر به پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی مورد نظر رسید. چون آموزش های فنی و حرفه ای، در قیاس با آموزش های عالی از مزیت و قابلیتهایی به شرح زیر برخوردار است:
الف) هزینه بری اقتصادی کمتر فرآیند تجهیزات

ب) بازدهی سریع تر اقتصادی
ج) پاسخ دهی و ارضاء سریع تر نیازها و احتیاجات فوری و آنی بازار کار به مهارت ها و حرفه ها
د) انعطاف پذیری و قابلیت انطباق با تغییرات تکنولوژی
هـ) تنها منبع تکمیل کننده حلقه ارتباطی بین نیروی انسانی سطوح بالا و سطوح پائین جامعه شغلی
و) بالا بودن زمینه های خوداتکایی شغلی و کار‏آفرینی و در نتیجه وابستگی کمتر به نظام های مزد و حقوق بگیری و …
شاید به خاطر همین ویژگی های ارزنده است که امروزه در بسیاری از جوامع در حال رشد به خصوص آن ها که دچار تنگناهای مالی و سرمایه ای شدیدتری، هستند، ایجاد انگیزه هایی که مشوق روی آوری و گرایش منابع انسانی به آموزش های فنی و حرفه ای شود، به کانونی ترین دلمشغولی های سیاست های توأم آموزش و اشتغال و مطمئن ترین راه غلبه بر بحران های ناشی از کمبود کادرهای ماهر و پدیده شکل گیری مازاد نیروی کار تبدیل شده است.

(متوسلی، صفحه ۲۴)
آنچه این تحقیق به دنبال آن است، بررسی ارتباط آموزشهای فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) با نیازهای بازار کار می باشد. در این تحقیق دیدگاه مدیران تولید، فنی و آموزش کارخانه ها و مؤسسات تولیدی، به دلیل مشاهده عینی و عملی دانش و مهارت فارغ التحصیلان این رشته ها و همچنین مطلع بودن از میزان دانش و مهارت مورد نیاز در صنایع، با توجه به تغییرات تکنولوژی، مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است.

اهمیت و ضرورت پژوهش
در مسیر انتقال نوین و متغیر تکنولوژی و صنعت در هزاره سوم که بنیانهای فلسفی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع دچار دگرگونیهای عمیق خواهد شد و جوامع بشری عملاً ویژگی های دوره پست مدرنیسم را در خود تجلی می دهند، جوامع با چالش های متعددی مواجه خواهند شد.
نظام آموزشی می تواند در انطباق، هماهنگی و اعتدال مجدد جوامع با شرایط جدید نقش مهمی را ایفا نماید. در این رهگذر یکی از مقولات مهم، رسالت بسیار اساسی نظام آموزشی، فراهم کردن شرایطی است که در آن نیروهای تحصیلکرده بتوانند از مهارتها، توانائیها و قابلیت های کلیدی متناسب با نیازها و شرایط دنیای صنعت و بازار مشاغل فردا برخوردار شوند. (عزیزی، ۱۳۸۱)
بنابراین باید با تحقیق و پژوهش در مورد دانش ها و مهارتهای مورد نیاز بازار کار، برنامه های آموزش فنی و حرفه ای به سوی همگام شدن با پیشرفت های تکنولوژی سوق داده شود، تا با تربیت نیروی انسانی کارآمد که یکی از مؤلفه های مهم توسعه می باشد، میزان رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را تسهیل و تسریع نمائیم.
اهداف تحقیق:
اهداف این تحقیق شامل:
۱- بررسی میزان دانش و مهارت فارغ التحصیلان رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک، هنرستانهای رسمی.
۲- بررسی میزان مطلع بودن مدیران صنایع مؤسسات تولیدی الکترونیک از برنامه های آموزشی هنرستانهای فنی و حرفه ای رسمی.
۳- بررسی میزان تطابق مهارتهای آموزشی فارغ التحصیلان فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) با پیشرفتهای فناوری
۴- بررسی نقش، فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در کمک کردن به انطباق بیشتر دانش و مهارت تخصصی این فارغ التحصیلان با نیازهای بازار کار.
این تحقیق در تبیین و ارائه راهکارهای مناسب، جهت تربیت و آموزش نیروهای ماهری که مطابقت بیشتری با نیازهای بازار کار و پیشرفت فناوری روز داشته باشند، تأثیرگذار خواهد بود.
سؤالات تحقیق:
۱- از نظر مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش)، فارغ التحصیلان فنی و حرفه ای رسمی رشته الکترونیک، تا چه اندازه از دانش کافی جهت اشتغال در مراکز صنعتی مرتبط

 

، برخوردار هستند؟
۲- از نظر مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش)، فارغ التحصیلان فنی و حرفه ای رسمی رشته الکتروتکنیک، تا چه اندازه از دانش کافی جهت اشتغال در مراکز صنعتی مرتبط برخوردار هستند؟
۳- از نظر مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش)، فارغ التحصیلان فنی و حرفه ای رسمی رشته الکترونیک، تا چه اندازه از مهارت جهت اشتغال در مراکز صنعتی مرتبط برخوردار هستند؟
۴- از نظر مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش)، فارغ التحصیلان فنی و حرفه ای رسمی رشته الکتروتکنیک، تا چه اندازه از مهارت کافی جهت اشتغال در مراکز صنعتی مرتبط برخوردار هستند؟
۵- تا چه اندازه مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش) مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران (مؤسسات و کارخانه های مرتبط با رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) نسبت به برنامه های آموزشی مراکز آموزش فنی و حرفه ای رسمی شناخت دارند؟
۶- از نظر مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش)، کارخانه ها و مؤسسات مرتبط مناطق. ۹ و ۱۰ شهر تهران، تا چه اندازه مهارتهای آموزشی فارغ التحصیلان مراکز آموزشی فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک)، با پیشرفتهای فناوری قابل انطباق است؟
۷- از نظر مدیران صنایع (مدیران فنی، تولید و آموزش) شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصیلان هنرستانهای فنی و حرفه ای رسمی (رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک) در فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) تا چه اندازه می تواند به انطباق بیشتر دانش و مهارت تخصصی آنها با نیازهای بازار کار، تأثیر داشته باشد؟
تعاریف عملیاتی:
آموزش فنی و حرفه ای:
آن نوع فعالیت هائی است که می تواند فرد را برای احراز شغل، حرفه، کسب و کاری آماده کند و یا کارائی و توانائی فرد را در انجام امور تقویت نماید. (ناصر حق جو، فصلنامه هماهنگ).
بازار کار:
شامل تمام مؤسسات، کارگاهها و کارخانه هائی که از ۱۰۰ نفر بیشتر پرسنل داشته و به نحوی با رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک مرتبط باشند و در بخش صنعت کشور اعم از دولتی و خصوصی به ویژه در مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران فعالیت می نمایند.
نیاز:
نیاز در ساده ترین شکل آن، فلاصله بین آنچه هست و آنچه که باید باشد، است. یا فاصله میان نتایج جاری و نتایج مورد نظر مطلوب (راجر کافمن و جری هرمن)

پیشرفتهای فناوری:
منظور پیشرفت هائی است که در دستگاهها و ابزارآلات جدید صورت می گیرد، که لازمه استفاده از آنها، داشتن دانش و مهارت ویژه است.
مدیران صنایع: شامل مدیران آموزش، مدیران تولید و مدیران فنی مؤسسات و کارخانه های مرتبط با رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک مناطق ۹ و ۱۰ شهر تهران.
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)
ICT تکنولوژی های بسیار جدیدی را بخدمت گرفته است که فرایند آموزش، صنعت، مدیریت، تولید و … را به چالش می خواند و دسترسی سهل و ساده را به زنجیره ای از اطلاعات ارزشمند فراهم می سازد (جاریانی، ۱۳۸۱)

فصل دوم
مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقیق

مقدمه:
همانگونه که شاهد هستیم یکی از هدفهای غایی نظام آموزشی کارآمد، رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی است. بنابراین با ارائه مطالبی در باره رشد و توسعه اقتصادی و همچنین ذکر عوامل توسعه اقتصادی و بیان نقش منابع انسانی در توسعه اقتصادی در این فصل به روشن شدن رابطه این امور با نظام آموزشی پرداخته ایم. سپس با توجه به اینکه یک نظام آموزشی کارآمد در سایه برنامه ریزی آموزشی صحیح شکل می گیرد، مطالبی در مورد برنامه ریزی آموزشی و ذکر مراحل آن به خصوص نیازسنجی که اولین قدم و زیربنای برنامه ریزی آموزشی است، آورده شده است. و بعد از آن به ذکر مطالبی در مورد کار، عرضه نیروی کار، بازار کار، نیاز بازار کار و … پرداخته ایم.
همچنین لازم به ذکر است چون یکی از سؤالات تحقیق در مورد نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء سطح کیفی آموزش فارغ التحصیلان فنی و حرفه ای می باشد، بنابراین مطالبی نیز در این مورد آورده شده است.

مفهوم رشد و توسعه اقتصادی
افزایش کمی ارزش نهایی تولید کالاها و خدمات در یک دوره معین نسبت به دوره قبل به قیمت ثابت را «رشد اقتصادی» می گویند.

rn = درصد رشد سالانه تولید ناخالص ملی
GNP= تولید ناخالص ملی
«توسعه اقتصادی» مترادف با واژه Development است و نمود ظاهری آن سطح فرهنگ بالا، رفاه نسبی و استاندارد بالای درآمدی اکثریت عظیمی از یک جامعه است. (قاسمیان، ۱۳۶۹)
به لحاظ مفهوم علمی توسعه، تحولی تدریجی در ساختار فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است که متضمن رشدی خودجوش، مستمر و فراگیر در تولید باشد.
تفاوت اصلی مفهوم «رشد اقتصادی» و توسعه اقتصادی در این مسأله نهفته

است که رشد اقتصادی مفهومی است که بیان کننده افزایش های کلی تولید در یک جامعه است. در حالی که توسعه اقتصادی فرآیندی پویا را در نظر دارد که در این فرایند تنها آن قسمت از افزایشهای تولید و ظرفیت تولیدی را که متکی بر گسترش مبانی علمی-فنی تولید و درون زا شدن این مبانی است، مورد توجه قرار می دهد. چنانچه پروفسور جرالد میر توسعه اقتصادی را فرآیندی می داند که به موجب آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت افزایش می یابد.
عوامل توسعه اقتصادی
۱- فرهنگ مناسب
۲- نظام آموزشی
۳- انباشت سرمایه
۴- مدیریت و نظام اقتصادی مناسب
۵- ثبات اقتصادی
عوامل پنجگانه فوق عواملی هستند که باید هماهنگ و دست در دست هم توسعه و گسترش یابند و فقدان هر یک از این عوامل، حتی در صورت تحقق سایر عوامل، بازهم فرآیند توسعه ای را دچار توقف خواهد کرد. به عبارت دیگر توسعه اقتصادی یک مجموعه به هم پیوسته است و تحقق آن مستلزم سلامت تمامی اجزاء مجموعه می باشد (میکائیل پور ۱۳۷۹)
نقش منابع انسانی در توسعه اقتصادی
امروزه اهمیت عامل انسانی در اقتصادهای رشد یافته بر محققان مباحث اقتصاد آموزش و پرورش پوشیده نیست. برای شرکت هایی که قصد دارند در دنیای متغیر بازار کار توان بهره وری و رقابت خود را افزایش دهند، سرمایه گذاری هرچه بیش تر برروی مهارت ها و قابلیت های نیروی کار – نیروی انسانی – به منزله استراتژی اساسی و مهم مد نظر است. این مسأله باعث افزایش حساسیت بخش اقتصادی و بازرگانی نسبت به ناکارایی آموزشی شده است. بنابراین اگر جامعه ای بخواهد توان رقابت را در اقتصاد جهانی حفظ کند، این وظیفه مدیران آن جامعه است که بیش تر از گذشته به شایستگی ها و کیفیت نیروی کار خود توجه نشان دهند. بدون شک، محصولات و خدمات با کیفیت بالا می تواند به وسیله آن دسته از نیروهایی تولید می شود که از دانش و مهارت بالایی برخوردار هستند.
این بحث به وسیله اقتصاددانان آموزش و پرورش به شکل معادله زیر بیان شده است:

نامناسب بودن کیفیت محتوای آموزشی و نبودن ارتباط بین مباحث تحصیلی با نیازهای اقتصادی و بازار کار باعث بروز دو پدیده شده است:
الف- در بسیاری از کشورها منابع طبیعی و سایر فرصت هایی که زمینه ساز بهره وری اقتصادی است بدون استفاده مانده است.
ب- بسیاری از تحصیل کردگان بیکار هستند.
جهت بهبود وضعیت اشتغال جوانان و کاهش بیکاری تحصیل کردگان، استفاده از تجارب بعضی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا، مثل ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور، بسیار مؤثر خواهد بود. بر اساس مطالعات یونسکو،‌روش بسیار مؤثر این کشورها در تغییر و بهبود وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان ناظر به سه فعالیت است:
۱- تسهیل کسب تجارب و یادگیری در محیط کار و انتقال تجارب علمی از محیط کار به آموزش و پرورش
۲- ارتقای اصلاحات آموزشی، روش ها و ساختارهایی که مستلزم لحاظ کرد

ن مهارت های شغلی در آموزش مدرسه ای است، به نحوی که دانش آموزان را برای دنیای کار آماده کند.
۳- افزایش تلاش های علمی برای معرفی کار به عنوان بخش جدایی ناپذیر آموزش عمومی و تأکید بر مهارت اشتغال آفرین در فرآیند آموزش تا توان سازگاری جوانان را نسبت به تغییرات سریع و توسعه تکنولوژی افزایش دهد. (عزیزی، فصلنامه تعلیم و تربیت، شماره ۵۵ و ۵۶)

آموزش
تعریف آموزش:
آموزش چیست؟ آیا توضیحات شفاهی فرد به فرد یا گروهی از شاگردان را می توان آموزش نامید؟ آیا این امر که معلم کتاب یا جزوه ای را در اختیار شاگرد قرار دهد آموزش است؟ آموزش از دیدگاههای مختلف تعریف گوناگونی دارد. دوبوایس (Dubois) آموزش را «مرتب و منظم کردن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر در وضعیتهای مشخص» تعریف کرده و در این تعریف عواملی مانند محیط، نتایج و وضعیت خاص در خود جای داده است ولی در این تعریف به خصوصیات فراگیر مانند دانش قبلی وی یا انگیزه و نیاز او به یادگیری منظور نشده است. (کریمی، ۱۳۷۵، صفحه۵۸)
برونر معتقد است در آموزش بایستی حداقل به ۴ سؤال جواب داده شود:
۱- پیش فرضها و پیش دانسته های فراگیر کدامند؟
۲- برای یادگیری بیشتر، ساختار و ترکیب موضوع یادگیری باید به چه صورت باشد؟
۳- ترتیب و توالی مواد یادگیری برای تسهیل در یادگیری چگونه است؟
۴- کاربرد تشویق و تنبیه و بازخورد برای دستیابی به اهداف آموزشی به چه نحو است؟
بطور خلاصه می توان گفت که: آموزش عبارتست از مجموعه تصمیمات و اقداماتی که یکی پس از دیگری اتخاذ می شود یا انجام می گیرد و هدف از آن دستیابی هرچه بیشتر فراگیر به یادگیری (اهداف آموزشی) است. یکی دیگر از صاحبنظران آموزش را چنین تعریف می کند:
آموزش (instruction) برخلاف پرورش و کارآموزی نه یک نهاد است، نه یک دوره، بلکه به مجموعه فعالیتهایی گفته می شود که در خدمت پرورش و کارآموزی قرار دارند.»
معمولاً فعالیتهایی را که معلم به تنهایی به کمک مواد آموزشی در کلیه مقاطع تحصیلی انجام می دهد، آموزش می نامند. بنابراین مجموعه ای از فعالیتهایی را که به منظور ایجاد یادگیری در یادگیرنده از جانب آموزگار طرحریزی می شود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده بصورت کنش متقابل جریان می یابد – آموزش کلاسی – می گویند، زیرا در آموزش کلاسی بر کنش متقابل بین معلم و دانش آموز (یادگیرنده) تأکید شده است.
انواع دیگر آموزش مانند: آموزش از طریق رادیو و تلوزیون، کتاب و از این قبیل موارد را که در آنها کنش متقابل یا رابطه دو جانبه رو در روی بین معلم و دانش آموز وجود ندارد، شامل نمی شود ولی در تعریف جامع آموزش که سایر آموزشها را نیز دربر می گیرد، عبارت از هرگونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که هدف آن ایجاد یادگیری در یادگیرندگان است. (سیف، ۱۳۷۱، صفحه ۱۵)

تعریف آموزش و پرورش
«آموزش و پرورش» تعاریف گوناگونی دارد، گوناگونی تعاریف غالباً ناشی از پیچیدگی و چند وجهی بودن امر آموزش و پرورش است. گاهی فراگرد کسب علم و معرفت و در مواردی نتیجه چنین فراگردی آموزش و پرورش نامیده می شود. گاهی هر دو جنبه فوق را درنظر می گیرند. از کارکردهای اساسی آموزش و پرورش می توان از انتقال فرهنگ، جامعه پذیری، گزینش و تخصص، کنترل اجتماعی، نوآوری و تغییر، رشد شخصیت، سرمایه گذاری و پرورش سیاسی و یگانگی را نام برد. (علاقه بند، ۱۳۷۳، صفحه ۶ و ۷)
– به زعم شریعتمداری کلمه آموزش به معنی انتقال دانش و کلمه پرورش بمعنی انتقال ارزش یا شکوفایی استعداد افراد می باشد.
– دونالد باتلر: «تعلیم و تربیت فعالیت یا کوششی است که در آن افراد مسن تر اجتماع انسانی یا آنهایی که بیشتر رشد کرده اند با افراد کم سن تر (کم رشدتر) برخورد می کنند تا رشد بیشتری را در آنها بوجود آورند و از این راه به پیشرفت زندگی انسانی کمک کنند».
– فیلیپ ج فنیکس «تربیت عبارتست از فرایندی که بوسیله آن افراد از روی قصد و اراده افراد دیگر را هدایت کنند». (شریعتمداری، ۱۳۷۰، صفحه ۶ و ۷)
بنظر فیوضات آموزش و پرورش عبارتند از:
۱). فعالیتی مداوم، جامع و برای همه بخاطر رشد و تعالی انسان غنای فرهنگ و تکامل جامعه.
۲). فراگردی است که طی آن مجموعه ای از دانش های مرتبط و منظم همراه با عادات و مهارتهای حاصل از آن انتقال می یابد. (فیوضات، ۱۳۵۶، صفحه ۳۷)
با توجه به تعاریف آموزش و پرورش در سطح کلان، آموزش و پرورش خود به سه نوع تقسیم می شود:
۱- آموزش مستمر ضمنی. ۲- آموزش رسمی. ۳-آموزش غیررسمی.

۱-آموزش مستمر ضمنی:
این نوع آموزش به هرآنچه که انسان در طول عمر، به گونه ای سازمان نیافته و نامنظم در زمینه های دانش و توانش و بینش فرا می گیرد اتلاق می گردد. آموزش مستمر ضمنی مانند محیط خانه، محیط کار، مکانهای فرهنگی و ورزشی، وسایل ارتباط جمعی.
۲- آموزش رسمی
آموزش رسمی یا مدرسه شامل آن قسمت از نظام آموزشی است که از کودکستان آغاز شده و تا آموزش عالی ادامه دارد. این نوع آموزش سازمان یافته است و دارای ساختاری مشخص می باشد و از سلسله مراتب منظمی پیروی می کند.
آموزش غیررسمی:
آموزش غیررسمی به هر نوع فعالیت آموزشی و کارآموزی اتلاق می شود که سازمان یافته است ولی در خارج از نظام آموزشی رسمی (مدرسه ای) انجام می گیرد، مانند دوره های آموزش ضمن خدمت کارکنان و آموزشهای کوتاه علمی فنی در زمینه مشاغل، صنعت، خ

دمات و فعالیتهای فرهنگی جهت اوقات فراغت جوانان. با توجه به مراتب بالا امروزه واژه آموزش منوط به محیط مدرسه و کلاس نمی باشد، بلکه مفهوم وسیعتر و غنی تری دارد. بدون توجه به زمان و مکان خاص همان اصل مهم اسلامی یعنی: «ز گهواره تا گور دانش بجوی» را نشان می دهد.
مفهوم برنامه ریزی آموزشی:
از برنامه ریزی آموزشی تعاریف گوناگونی شده است، که از برداشتهای متفاوت صاحبنظران نسبت به مقوله برنامه ریزی آموزشی ناشی می شود. برخی برنامه ریزی آموزشی را آینده نگری و نقشه کشیدن برای آینده آموزش و پرورش می دانند. عده ای آن را پیش بینی نیازها و تخمین منابع برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده تلقی می کنند. به تعبیر گروهی دیگر، برنامه ریزی آموزشی، یعنی تصمیم گیری در باره آینده آموزش و پرورش. یکی از صاحبنظران این حوزه، برنامه ریزی آموزشی را روشی برای انتخاب منابع و اهداف طبق یک استاندارد می داند.
در اصطلاحنامه مرکز منابع اطلاعات آموزشی، آمده است، برنامه ریزی آموزشی، یعنی فرایند تعیین اهداف، روشها، فعالیتها، منابع و برنامه ریزی مؤسسات آموزشی و سرانجام فیلیپ کومبز، مدیرکل اسبق یونسکو، برنامه ریزی آموزشی را کاربرد روشهای تحلیلی در مورد هر یک از اجزاء نظام آموزشی به منظور ایجاد یک نظام آموزشی کارآمد می داند.
تعریفی که کومبز در دهه ۱۹۷۰ از برنامه ریزی آموزشی گفته است، تا به امروز مورد قبول بسیاری از صاحبنظران است و به طور ضمنی متضمن عناصری است که در تعاریف پیشین به آنها اشاره شد و در اینجا با قبول این تعریف، مباحث برنامه ریزی آموزشی دنبال می شود. (محسن پور، ۱۳۷۹، صفحه ۷-۶)
جایگاه نیازسنجی در برنامه ریزی آموزشی
سنجش منظم و دقیق نیازهای آموزشی تا اواسط قرن بیستم صورت نمی پذیرفت. مسائلی نظیر تحولات سریع اجتماعی و لزوم آماده سازی افراد برای زندگی شخصی و حرفه ای از یک سو و تقاضای عمومی و حرفه ای برای برنامه های تربیتی نظام یافته تر و پاسخگو تر نسبت به مسائل موجود، منجر به ظهور الگوهای برنامه ریزی مبتنی بر اطلاعات گردید. (فتحی و اجارگاه و مهرمحمدی، ۱۳۷۸)
تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزش کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخشی کارکرد آموزش و بهسازی است که اگر بدرستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزی به عنوان نقشه اثربخشی – و تبعاً سایر فعالیت ها – فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نیازهای سازمان، حوزه های شغلی کارکنان و در نهایت اثربخشی آن افزایش خواهد یافت. (عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۷۹)
به عقیده شاپور راسخ «برای تدوین اهداف مطلوب باید نیازها بررسی شده و به طور کلی اهداف براساس نیازها و برای تحقق نیازها تدوین شوند» برنامه ریزی آموزشی به مثابه بررسی ساختمانی است که بنیان آن بر نیازسنجی استوار است (شکل در صفحه بعد) اگر به این شالوده (نیاز) توجهی شود یا در شکل دادن به آن از مصالح کم دوام استفاده شود و یا بر پایه تخیلات و اوهام یا نظرات یک یا چند نفر بنا گردد، ساختمان بنا شده به زودی فرو خواهد ریخت. اگر برنامه ریزی که رابطه مستقیمی با برنامه ریزی نیروی انسانی و اشتغال دارد بر اساس نیازسنجی صورت نگیرد، تبعات زیان آوری به دنبال خواهد داشت، اما اگر قبل از برنامه ریزی آموزشی، نیازسنجی صورت گیرد و هدفهای برنامه های آموزشی بر آن استوار باشد برای هر قدمی که در سیستم آموزشی برمی داریم، می توان دلایلی را ارائه کرد. بر اساس نیازسنجی هر اقدامی به نظر منطقی و مدلل خواهد بود.
«جک تیلور» ضمن بررسی خود در زمینه نحوه آموزش مدیریت در یکی از سازمانهای صنعتی اینطور نتیجه گیری می کند که یکی از خطاهای فاحش در امر برنامه ریزی آموزشی در این خصوص تجزیه و تحلیل سریع و سطحی نیازهای آموزشی بوده است. به عبارت دیگر مسئولان امر در انجام بررسی عمیق به منظور شناخت نیازهای مهم و اصلی آموزشی فرد، اعضای سازمان و درجه بندی و طبقه بندی این نیازها و تدوین یک برنامه آموزشی جامع، آینده نگر و کامل و تطابق آن با نیازها قصور ورزیده اند. (ترجمه گروهی از اساتید و نویسندگان مدیریت، ۱۳۶۹)
باید دانست که هر عصر توصیفیی از نیازها، در واقع جنبه تجربی داشته، از این رو پیوسته اعتبار این توصیه ها و بیان نیازها مورد تردید و سئوال قرار خواهد گرفت.
اختلافها برحسب نتایج یا رفتارهای واقعی (هدفها) تعیین خواهد شد نه بر اساس فراگردها (یا وسایل)
نیازهای آموزشی را از یک دیدگاه می توان به دو گروه آشکار و پنهان تقسیم کرد. نیازهای آموزشی آشکار آن دسته از نیازهای آموزش است که خود به وضوح نشان دهنده نیاز آموزشی بوده و احتیاجی به بررسی و تحقیق ندارد مانند استخدام یک کارمند جدید و بدون سابقه کار که در زمینه های مربوط به شغل جدید مسلماً نیاز به آموزش دارد و یا انتقال یک کارمند از قسمتی به قسمت دیگر و یا تغییر روش و یا وسایل ابزارآلات کاری که بدیهی است این تغییرات مستلزم آموزش بوده و مواد آموزشی هم یادگیری همان تغییراتی است که از نظر دانش و مهارت باید در کارکنان مذکور به وجود آید.
نیاز آموزشی پنهان آن نیازهای آموزشی است که با وجود احس

اس شدنشان تعیین و تشخیص اینکه چه کسانی نیاز به آموزش دارند و یا آن اشخاص به چه آموزشهایی نیاز دارند، مستلزم تحقیق و بررسی است. (ابطحی، ۱۳۶۸، صفحه ۲۶)
نیازسنجی آموزشی
شناخت و تحلیل اثربخش نیازهای آموزشی، پیشتاز یک سیستم آموزشی موفق است. تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزش کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخشی کارکرد آموزش و بهسازی است که اگر بدرستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزی به عنوان نقشه اثربخشی و تبعاً سایر فعالیتها فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نیازهای سازمان، حوزه های شغلی و کارکنان و در نهایت اثربخشی آن افزایش خواهد یافت، «آموزش گران است»، فقط باید موقعی ارائه شود که اولاً پلسخی به یک نیاز شناخته شده باشد و ثانیاً بهترین راه حل برای مشکلاتی باشد که از طریق آن قابل حلند. فعالیتهای آموزشی که بدون توجه به این شرایط طراحی و اجرا شوند در واقع نوعی اتلاف منابع ارزشمند خواهد بود.
نیازسنجی با شناسائی نیازهای مهم، مبنایی برای تعیین اهداف و تبعاً، بستر مناسبی برای سازماندهی سایر عناصر مهم حول محور نیازهای اولویت یافته فراهم می سازد. بنابراین کلیه تصمیمات در خصوص تدارک اهداف خاص، محتوای آموزشی مناسب و استفاده مؤثر از سایر منابع و امکانات محدود (انسانی، مالی و مادی) تابعی از مطالعات نیازسنجی است. از این رو شایسته تأمل و دقت علمی است. چون در واقع کیفیت این داده ها، اثربخشی دوره های آموزشی و نهایتاً کارکرد آموزش را تعیین خواهد کرد. در این میان نحوه تعریف و تعیین نیازهای آموزشی اثر مهمی در کیفیت و موفقیت کار دارد.
چگونگی تعریفی که از یک مشکل ارائه می دهیم، نحوه حل آن را تعیین می کند. نیازها را باید جهت انتخاب اقدامات درست، قبل از انجام درست هر اقدامی مشخص کرد. «با تشخیص نیازها قبل از انتخاب هر نوع راه حل می توانیم بر میزان کارایی و اثربخشی خویش بیفزاییم. با انجام کارهای درست، اعتماد به اثربخشی و اخلاقی بودن آنچه انجام می دهیم، بیشتر خواهد شد.» (عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۷۹، صفحه ۵۵).
مفهوم نیاز
نیاز یک مفهوم عمومی است که در زمینه های مختلف کاربرد نسبتاً وسیعی دارد و تعاریف متعددی از آن ارائه می شود. این تعاریف اگرچه همگی یک مفهوم یا احساس مشترکی را انتقال می دهند با این وجود از مناظر و ابعاد مختلف و بعضاً متفاوتی بدان می نگرد. اهمیت این دیدگاهها در تعریف واژه هایی مانند نیاز از آن جهت است که عملاً مبنای طرحریزی و اقدام در زمینه سنجش و رفع نیازها و به سهم خود نتایج حاصل از آن قرار می گیرد.
در یک تعریف عمومی، نیاز چیزی است که برای ارضاء و تحقق یک هدف قابل دسترس، ضروری یا مفید است. از این منظر نیاز یک نقش واسطه ای پیدا می کند که رفع آن موجب تحقق یا تسهیل در آن می شود. از این رو باید در ارتباط با هدف (وضعیت مطلوب) معین و براساس معیارها و استانداردهای خاص آن تعیین و سنجیده شود. (عباس زادگا و ترک زاده، ۱۳۷۹، صفحه ۵۶) از دیدگاههای مختلف تعاریف مختلفی از نیاز شده است. از نقطه

 

نظر کاربردی در آموزش و بهسازی می توان آنها را به چهار دسته تقسیم کرد:
۱- نیاز به عنوان فاصله بین وضع موجود و مطلوب که می توان گفت متداولترین تعریفی است که از نیازها می شود. در این مفهوم وضع مطلوب می تواند اهداف، نتایج، توانائیها، نگرش ها، دانش، هنجارها، ادراکات و … درنظر گرفته شود. شکاف بین ایده آل و موجود تعبیر به نیاز می شود.
۲- نیاز به عنوان یک خواست یا ترجیح، این تعریف مبتنی بر عقاید و نظرات و خواسته ها و ترجیحات افراد در زمینه های مورد نظر (نیاز) می باشد. این برداشت عملاً کاربرد گسترده ای دارد.
۳- نیاز به عنوان یک عیب یا کاستی، از این دیدگاه عدم وجود دانش، مهارت و توانائی یا نگرشی و یا ابزار و وسایلی که منجر به ایجاد اشکال در عملکرد بهینه شود نیاز تلقی می شود. در این مفهوم نیاز هنگامی مطرح می شود که در یک مورد خاص سطح حداقل رضایت بدست نمی آید و یا نمی تواند بدست آید.
۴- برداشت ترکیبی، از این دیدگاه آنچه که بین وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد، آنچه که ترجیحات، علایق و انتظارات افراد را شکل می دهد و سرانجام آنچه که بر عملکردهای مطلوب اثر منفی دارد، همگی نشانگر نیاز هستند. (عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۷۹ صفحه ۵۸)

منابع نیازهای آموزشی
منابع نیازهای آموزشی بطور کلی عبارتند از:
• آرمانها، اهداف و استراتژیهای سازمان (شغل)
• نوع کار، وظایف شغلی، و ابزار مورد استفاده و سایر الزامات آن
• محیط
شرایط زیر نیز ضرورت توجه و اقدام برای شناسایی نیازهای آموزشگاهی را ایجاب می کند:
• احساس وجود یا مشاهده یک شکاف دانش یا مهارتی در سازمان (بطور کلی) یا در بین گروهی خاص از کارکنان.
• پیش بینی و یا بروز مشکلات نگرشی و رفتاری در سازمان یا در بین گروهی از کارکنان
• مشخص شدن قصور و یا کاستی – آگاهانه یا ناآگاهانه – در عملکرد افراد (مدیران و کارشناسان).
• در مواردی که آموزش گذشته علیرغم موفقیت در حصول نتایج آموزشی، اهداف و بروندادها یا پیامدهای مطلوب را محقق نکرده است. (عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۷۹، صفحه ۶۰).

انواع نیازسنجی
کافمن با توجه به موارد کاربرد از شش نوع نیاز سنجی به شرح زیر نام برده است:
۱- نیازسنجی آلفا

این نوع نیازسنجی با بررسی، تهیه و تنظیم و اجرای تنواع سیاستها و خطی مشی ها ارتباط دارد. در نیازسنجی آلفا اقدامات و فعالیتها با آنچه که باید باشد مرتبط است یر اهداف و مقاصد فعلی باشد و این امر ممکن است به طرح اهداف و مقاصد جدید و تدوین برنامه های نو منجر شود.
کافمن نیازسنجی آلفا را از آنجا که یک مسیر معین را برای شناسایی تعییرات و انجام آنها بطور عمیق و یا تعیین نقطه شروع کاری ممکن می سازد اساسی ترین نوع نیازسنجی می داند و عقیده دارد، از این رو بشدت مبتنی بر برنامه ریزی و عملکرد مشارکتی است.

نیازسنجی بتا
در این نوع نیازسنجی، اهداف و مقاصد و سیاستهای آموزشی یا غیر آموزشی درست فرض می شود. مقصد نیازسنجی، شناسائی فاصله یا شکاف بین عملکرد فعلی (وضع موجود) با عملکرد (وضع) مطلوب است.
۲- نیازسنجی گاما
این نوع نیازسنجی عمدتاً ناظر بر اولویت بندی اهداف و مقاصد است و کیفیت و کمیت آنها مد نظر قرار نمی گیرد.
۳- نیازسنجی دلتا
نیازسنجی دلتا در پی بررسی شقوق مختلف عمل با هدف مشخص کردن شیوه انجام بهینه یک کار یا وظیفه است.
۴- نیازسنجی اپسیلون
در این نوع نیازسنجی، شکاف بین نتایج حاصل و اهداف تعیین شده تعیین و بنوعی تحلیل می شود. نتیجه نیازسنجی اپسیلون در گامهای بعدی برنامه ریزی مورد استفاده و مبنای تغییر یا اصلاح برنامه قرار می گیرد.
۵- نیازسنجی زتا
در این نوع نیازسنجی همواره به گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات در باره طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه پرداخته می شود و بر آن اساس (تحلیل شکاف)، در خصوص حفظ یا تغییر اجزای مختلف برنامه تصمیم گیری می شود. بنابراین ممکن است بخشی از برنامه تغییر کند بدون آنکه سایر اجزای آن دچار تحول شوند. (عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۷۹)
کار:

در فرهنگ معین، کار بمعنای پیشراهی که شخص را می سازد، بمعنای شاغل بودن، ارائه خدمت در برابر مزد و درآمد است.
تعاریف کار:
۱- از دیدگاه اقتصاددانان:
کار یکی از عوامل مهم تولید و بهره وری و مظهر قدرت انسان به حساب می آید، نوعی تلاش هدفدار، فکری یا جسمی است که به تولید، تغییر شکل و یا تغییر مکان اشیاء می انجامد، کاری که نیازهای مادی و روانی انسان را برآورده می سازد باید بطور متناوب انتخاب و در مکان مناسب و در جو درست انجام گیرد.
۲- از دیدگاه راهنمایی:
شغل، کار یا پیشه فعالیت نسبتاً دائمی است که به تولید کالا یا ارائه خدمات می انجامد و برای انجام آن دستمزد پرداخت می شود، درنتیجه سه خاصیت مهم دارد.
الف) فعالیت نسبتاً دائمی است.
ب) به تولید کالا یا ارائه خدمات مناسب و مشروع می انجامد.
ج) برای انجام آن دستمزد باید پرداخت شود.
۳- Learner، کاررا کاوش مناسب بوسیله فرد که منجر به خلاقیت و آفرینش است می داند.
۴- از دیدگاه فریره: کار روند متقابل طبیعت و آدمی است، روندی که در آن آدمی با کنش خود به کنش متقابل طبیعت پی می برد، آنرا تنظیم می کند و بر آن مسلط می شود.
۵- از دیدگاه سازمان بین المللی کار، کار عبارتست از:
الف) منجر به تولید شود. Production aspect!
ب) از نقطه نظر درآمد منجر به ثروت شود. An in come aspect!
ج) از نقطه نظر تشخیص منجر به خلاقیت شود. Reagnition aspect!
(شفیع آبادی، انتشارات وزارت آموزش و پرورش)
کار هر شخص یک قسمت کوچک از کار اجتماعی است که بواسطه تکنیک، خبرگی و شرایط کار ابعاد خاص می یابد. نیروی کار در هر جامعه بوجود آورنده ارزشهاست ولی این ارزشها مدام در حال تغییر و تحول است. بر اساس این تغییرات شرایط کار پایدار و ثابت نبوده بلکه تحت تأثیر پیشرفت تکنولوژی، ساختار شغلی می باشد و این اثرات در بخشهای تولیدی جلوه گر می شود. عواملی که به نوعی می توانند در این میزان، اثرگذار و کارساز باشند عبارتند از:
۱- تسهیلات آموزشی
۲- نوع اقتصاد و سرمایه گذاری
۳- فعالیت اقتصادی محاکمه در جامعه
آموزش این امکان را فراهم می آورد که دانش و مهارتی را که افراد می آموزند تا در زندگی کاری موفقیت آمیز بکار گیرند. کلیه هزینه هایی که منظور می شود برای رسیدن به همین هدف می باشد. تسهیلات لازم از طریق سرمایه گذاری در اجرای هر بیشتر برنامه

های آموزشی بر اساس این فرض که آموزشهای علمی حاضر یا مشاغل مورد نیاز کنونی تطبیق نماید و آموخته ها با میزان بازار کار جدید هماهنگ شود از ملزومات احراز شغل است. (لاهیجانیان، ۱۳۷۰)
عرضه نیروی کار:
توسعه اقتصادی، آموزش نیروی انسانی را در دو طبقه بندی اساسی قرار می دهد:
۱- دستیابی به حداکثر راندمان تولید
۲- رضایت ناشی از توسعه مهارت ها در خلق یک تولید ارزشمند و مفید.
انسان هم یک وسیله تولید است و هم در عین حال هدف تولید برای تعقیب این هدف، آموزش با سازش سریع و خودآگاه با جهان متغیر، تسهیلات لازم را برای تربیت و آموزش فرد فراهم می کند تا علاوه بر شناسایی ابعاد فنی و تخصصی رشته خود، هرگونه تغییر و تحول اعم از تغییرات تکنولوژی را از طریق ارائه در محتوای برنامه های درسی فراگیر و با عرضه خدمات و تولیدات مفید و کار زمینه های پیشرفت بیشتر را فراهم آورد. انتخاب نوع سیاستها برای ارتقای سطح رضایت مندی از اجرای یک تولید مفید و کارا و اندازه گیری پیشرفت بدست آمده در این زمینه با سیاستهای برنامه آموزشی و کار وابسته است. ویلز می گوید:
(اگر جامعه ای در فرا رشد تولید بر نیروی کار تأکید کند، آموزش نیز در فعالیت های خود این ارزشها را منعکس خواهد کرد و رابطه و هم خوانی بین تحصیل و کار ارزشهای لازم را به افراد القا کرده است، درست همانگونه که کارفرما در محیط کار این عمل را انجام می دهد»
هم خوانی بین آموزش که عرضه کننده نیروی انسانی متخصص می باشد، با صنعت که متقاضی این نیروهاست باعث می گردد که افراد در رشته هایی ترتبیت شوند که برای آنها بازار کار وجود دارد. در واقع «عرضه موفق نیروی کار» محاسبه بین محتوای آموزشی و تطبیق کار، بر دانش و مهارتهای او متناسب با نیازهای مورد تقاضای بازار کار می باشد. (لاهیجانیان، ۱۳۷۰)
بازار کار
امروزه بسیاری از اقتصاددانان بر این باور اتفاق نظر دارند که منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل می دهند و آن منابع یکی از تعیین کننده های مهم در چگونگی روند توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشوری می باشد، به همین منظور بهره وری کامل و متناسب از منابع انسانی کشور باید به عنوان یکی از هدفهای استراتژیک توسعه در نظر گرفته شود. مسائل مربوط به نیروی انسانی در کشورهای جهان سوم بسیار پیچیده است و در حال حاضر اکثر کشورهای جهان سوم همزمان با پدیده رشد شدید جمعیت با معضل مهاجرت وسیع جمعیت از روستاها به شهرها (به علت ایجاد شغلهای جدید در شهرها و عدم ایجاد آن در روستاها) و بیکاری فزاینده نیروی کار روبرو هستند، این سه پدیده در حالیکه از هم جدا هستند ولی اثر متقابل روی هم دارند.
موضوع اشتغال با میزان عرضه نیروی کار یعنی افراد خواهان کار در ارتبا

ط و اساساً به میزان ترکیب سنی جمعیت و میزان مشارکت هرکدام از گروههای وابسته است و بالاخره بیکاری پنهان، کم کاری، بیکاری آشکار، مشاغل غیرمولد مانند دست فروشی و سیگارفروش، و افراد شاغل، نماینده بازار کار واقعی هر کشور می باشد. (سلطانی، ۱۳۷۹)
نیاز بازار کار
بازار کار هم در بعد داخلی و هم در بعد بین المللی بشدت تحت تأثیر تغییرات سریع تکنولوژی قرار گرفته است، طوری که حتی جوامع جهان سوم نیز از آن گریزی ندارند. تغییرات ماهوی در الگوهای مختلف کار، روشها و وسایل فعالیتهای اقتصادی و شغلی، ضرورت بازنگری در نوع آموزشهایی را مورد تاکید قرار داد که نیروی انسانی کارآمد را برای بازار کار آماده می سازد.
بر همین مبنا تغییرات اساسی در عرصه تکنولوژی مورد استفاده در مراکز صنعتی سبب شده است تا بتوان بین مهارتهای مورد نیاز در شرایط جدید اقتصادی و شغلی و مهارتهای مورد نیاز در شرایط گذشته اقتصادی و صنعتی تمایز قایل شده و آن را در قالب مهارتهای جدید و مهارتهای قدیم نیروی کار مطرح و مقایسه کرد.
در دهه های آخر قرن بیستم بطور گسترده ای این امر که «دانش» بسیار مؤثرتر از زمین، کار و سرمایه در خدمت رشد و توسعه اقتصادی قرار دارد، پذیرفته شد. در گزارش ۱۹۹۶ سازمان همکاری اقتصادی و توسعه تحت عنوان «اقتصاد مبتنی بر دانش» از دانش و آگاهی نیروی کار بعنوان عامل اصلی بهره وری و رشد اقتصادی جوامع رشد یافته، نام برده شد. این گزارش بیان می کند که اکنون ۵۰ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) در کشورهای اصلی عضو این سازمان بر دانش وآگاهی استوار است که ناشی از سرمایه گذاری در فعالیتهایی نظیر محصولات و خدمات الکترونیکی و توسعه نرم افزار است.
همزمان با حرکت از اتکا بر منابع فیزیکی و مالی، توسعه سریع تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات زمینه رشد شرکتها و بازارهای جهانی را فراهم نموده و تغییرات در محیط بازار را افزایش داده است. در چنین فضای اقتصادی متغیری و در این بازار بسیار رقابتی جهانی که در آن روابط بین عرضه کننده و مصرف کننده متحول و پویاتر شده و امکان پیش بینی نوع خدمات و کالاها و چگونگی توسعه آنها کمتر شده، مفاهیم مدیریت دانش و مشارکت در اطلاعات و بکارگیری تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات از برجستگی بالایی برخوردار شده است.
در همین راستا و در کنار توسعه و تغییر ماهیت اقتصاد جوامع به «اقتصاد اطلاعات محور» و تلاش برای ارائه یک الگوی اداری بهتر و کارآمدتر که بر پتانسیل بکارگیری از تکنولوژی برتر مبتنی است، توسعه شبکه های ملی کامپیوتری و انجام امور اداری از طریق ارتباطات الکترونیکی، ضرورت تسلط و کارآمدی افراد در سواد کامپیوتری را بعنوان یک نیاز اساسی نیروی کار آینده مطرح می کند. (عزیزی مقاله ارائه شده به همایش مهندسی اصلاحات آموزشی، ۱۳۸۱)
بهره گیری سریع از تکنولوژی و ضرورت مشارکت فعال در محیط های کاری که در آن تغییر بصورت یک نورم درآمده است توجه صاحبنظران آموزش و پرورش را به مهارتهای اساسی مورد نیاز جلب نموده است. توانائی استفاده از تکنولوژی اطلاعات و بهره گیری موثرتر از اطلاعات به یکی از مهارتهای مشترک مورد نیاز نیروی انسانی مورد نظر بازار کار تبدیل شده است. در واقع وجود کارگرانی با آگاهی و دانش بالا دیگر یک خیال دور از دسترس نیست. زمینه های شغلی سنتی محو شده اند بطوریکه اکنون کارفرمایان و مدیران صنایع و کارخانجات به شدت بدنبال جذب نیروهای انعطاف پذیری هستند که با قابلیت های فردی برجسته می توانند نقش های متعددی را در زمانهای مختلف ایفا نمایند و قادرند مهارتها و فرایندهای جدید را فراگیرند. بنابراین یادگیری مادام العمر و یادگیری سازمانی باید بعنوان مفاهیمی مهم همواره مورد توجه سازمانها قرار

گیرد.
در تداوم تلاشها برای تسهیل فرایند آماده سازی جوانان برای زندگی شغلی آینده، طی دهه ۱۹۷۰ جوامع صنعتی در صدد فنی و حرفه ای کردن نظام آموزشی خود بودند و با ایجاد اصلاحاتی تلاش نمودند تا نقطه تمرکز و تاکید برنامه های درسی مخصوصاً در آموزش متوسطه را بر کاربردی کردن آن آموزشها، استوار سازند. در همین رهگذر نهضتی شروع شد که هدفش توسعه آموزش های فنی – حرفه ای بود. این تغییرات بتدریج و با تغییر در استراتژیهای توسعه جوامع پیشرفته و بکارگیری نسلهای نوین تکنولوژی دامنه و مسیر دیگری بخود گرفت. طوری که اکنون در تدوین و تشریح ویژگی مدلهای ارتباط آموزش با صنعت و اقتصاد، آن جوامع وضعیت خود را بیشتر با مدل «فرافوردیسم» منطبق دانسته و ضرورت آنرا برای خود توجیه و تبیین می کنند. براساس این مدل، جوامع در فرایند آموزش، آماده سازی و بکارگیری منابع انسانی با سازمانهایی با ساختاری انعطاف پذیر سر و کار دارند که بر روشها، تجارب و زمینه های جدید شغلی، انعطاف پذیری بسیار بالای نیروی انسانی مورد نیاز، متنوع نمودن مهارتها، کاهش نظارت در کار و همکاری و مشارکت بیشتر، توانائی در حل مسایل غامض و اهمیت خلاقیت و تفکر انتقادی تأکید می کنند. از اینرو، در چنین شرایطی، جوامع به یک نظام آموزشی نوین نیاز دارند که برنامه درسی آن نه تنها بر ریاضیات و علوم تکنولوژی بلکه بر تکنولوژی اطلاعات نیز تاکید زیادی دارد. این نظام آموزشی، همچنین روش های جدید تعلیم و تربیت را مورد توجه قرار می دهد و اهمیت کار گروهی و پروژه ای را مورد تاکید قرار می دهد. در چنین سیستمی، معلم بیشتر بمنزله یک راهنما و تسهیل کننده تلقی می شود که به شکل گیری مهارتهای قابل انتقال در دانش آموزان کمک می کند.
بنابراین با توجه به نیاز بازار کار به نیروی انسانی تحصیل کرده با بلوغ ذهنی و عقلی رشد یافته و با توجه به تحلیل اقتصاددانان آموزش و پرورش نظیر «ساخاروپلوس» مبنی بر اهمیت آموزشهای نظری، آکادمیک و عمومی در مقایسه با آموزشهای فنی و حرفه ای از حیث میزان و چگونگی نرخ بازده آموزش و پرورش، بسیار ضروری به نظر می رسد که در امر توسعه و گسترش آموزشهای عمومی و آزاد اهتمام شود و در آن خصوص بطور اساسی سرمایه گذاری شود. (عزیزی، مقاله ارائه شده به همایش مهندسی اصلاحات آموزش و پرورش، ۱۳۸۱)

مسایل موجود در ارتباط نظام آموزشی و بازار کار
در گذشته ورود فارغ التحصیلان مدارس متوسطه به بازار کار بسیار ساده تر بود. امروزه دانش آموزان با شرایطی مواجهند که نه تنها بایستی به فراگیری آموزشهای فنی و شغلی بپردازند بلکه از آنان انتظار کسب سطح عالیتری از مهارتها و دانش علمی نیز می رود.
بنابراین مدارس بایستی به دانش آموزان کمک کنند تا بفهمند که چگونه مطالب درسی و آموختنی آنان به دنیای فرصتهای شغلی آینده پیوند می خورد. به همین خاطر در جوامع پیشرفته بسیاری از مدارس، کارفرمایان و صاحبنظران در صدد ایجاد پل هایی برای مرتبط کردن مدرسه به محیط کار هستند. این اقدامات و تلاش ها علاوه بر یادگیری مبانی علمی، انتقال آموزش به محیط واقعی

کار و تجربه اندوزی در ساختارهای مختلف شغلی را نیز سبب شده است. شاید توجه به ایجاد و نگهداری مهارتهای مورد نیاز نیروی کار در میان کشورهای توسعه یافته هرگز تا این اندازه فراتر نرفته است. در گزارش «اقتصاد آینده» کارفرمایان انگلیسی اعلام داشته اند که شرکتهایی که نیروی کار بسیار ماهر دارند از جمله آنهایی خواهند بود که می مانند و رشد می کنند. در ایالات متحده نیز به این مقوله توجه رسمی تقریباً مشابهی وجود دارد که نیروی کار امروزه با نیازهای جاری جامعه منطبق نیست زیرا نیازهای نیروی کار همگام با افزایش تغییرات در تکنولوژی و توسعه رقابت خارجی افزایش می یابد. کمیسیون جوامع اروپائی از کشورهای عضو خواسته است تا جهت تجهیز افراد برای کار در شرایط متغییر تکنیکی که نیازمند توانایی سازگاری و قابلیت توسعه مهارت های نوین

است مسئولیت ارائه آموزش و کار آموزشی را بعهده بگیرند.
هرچند در دهه های اخیر ما بارها شاهد انجام اصلاحاتی در نظام آموزشی کشور بوده ایم که هدف اصلی آن اصلاحات تحکیم ارتباط بین آموزشهای عرضه شده به دانش آموزان با نیازهای بازار

کار از حیث تربیت نیروی انسانی مناسب و دارای صلاحیتهای حرفه ای بوده است. اما با نگاهی گذرا به وضعیت و عملکرد فارغ التحصیلان در بازار کار و ارزیابی میزان رضامندی کارفرمایان در بخشهای مختلف درمی یابیم که اغلب خروجیهای نظام آموزشی کشور (فارغ التحصیلان) فاقد تواناییها و قابلایت های اساسی مورد نظر بازار کار بوده اند. طوری که حتی توان بهره گیری از فرصتهای شغلی موجود را نیز نداشته اند. از طرفی دیگر نرخ بالای بیکاری تحصیلکردگان نشان دهنده نامطلوب بودن سطح کارایی بیرونی و عدم توفیق نظام آموزشی در کسب نرخ بازده ای قابل قبول است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 18700 تومان در 142 صفحه
187,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد