مقاله در مورد بررسی مشکلات تولید و توزیع داخلی وخارجی پسته ایران وارائه راهکارهای توسعه صادرات

word قابل ویرایش
83 صفحه
13700 تومان
137,000 ریال – خرید و دانلود

بررسی مشکلات تولید و توزیع داخلی وخارجی پسته ایران وارائه راهکارهای توسعه صادرات

فصل اول- طرح تحقیق
مقدمه
هدف پژوهش: بررسی مشکلات تولید پسته در ایران وتأثیراتی که این مشکلات برروی فروش داخلی و خارجی آن می گذارد وارائه ی راهکارهای توسعه صادرات.
بیان مسئله: آیا پسته ایران با استانداردهای بین الملل مطابق است؟
آیا جایگاه بازارصادراتی یک قرن گذشته را هم اکنون داریم؟

سؤال یا فرضیه های تحقیق:
بین مشکلات پسته و فروش آن در داخل همبستگی وجود دارد.
کاهش مشکلات تولید پسته می توان موجب افزایش فروش پسته در داخل کشور شود.
بین مشکلات تولید پسته و میزان فروش پسته در خارج (صادرات) رابطه وجود دارد.
کاهش مشکلات تولید پسته می تواند موجب افزایش صادرات پسته گردد.

تعاریف:
تعریف متغیرهای مورد بررسی: تولید پسته : این بخش شامل باغداری و پرورش پسته ونحوه باروری وچیدن آن می باشد که پس از قسمت باغداری و باغ شامل شستشوی پسته وپوست کندن آن یا تفت وآماده سازی برای فروش وارائه به بازارداخلی وخارجی می باشد. توزیع داخلی (در اینجا بازار داخل کشور مد نظر می باشد) توزیع خارجی (که شامل بازارهای خارج از کشورمی باشد که پسته ایران به آن کشورها صادر می شده یا می شود.

طرح تحقیق:
با توجه به اینکه وضعیت پسته ایران تا بحال به صورت تمام صنعتی واتوماتیک نبوده است و نیز هم اکنون ما با تکنولوژیهای جدید ومتد مدرن روز کار نمی کنیم در نتیجه نمی توانیم کارخانه یا قسمت خاصی را برای پژوهش تعیین کنیم در نتیجه باتوجه به اینکه جامعه آماری ما تمام صنعت پسته ایران اعم از باغات و کارخانجات می باشد ونیز با توجه به گستردگی در سراسر کشور ما تحقیق را در ابتدا بصورت کتابی برای (پیشینه ی تحقیق) ودر ادامه بصورت مصاحبه ای ادامه خواهیم داد.

ابزارها و روش گردآوری داده ها:
روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق بصورت میدانی بوده است ولی در ابتدا برای جمع آوری اطلاعات محیطی و تاریخی از روش کتابخانه ای استفاده شده وسپس برای کسب اطلاعات بیشتر وتجزیه وتحلیل مطالب از ابزار مصاحبه استفاده نموده ایم.

فصل دوم- ادبیات تحقیق

تاریخچه پسته
۱- مبدا درختان پسته
به لحاظ اهمیتی که اندامهای مختلف گونه های متعدد درختان پسته از نظر خوراکی و طبی و صنعتی داشته، به این معنی که انسان از میوه و پوسته و هسته و همچنین برگ وساقه و ریشه و صمغ آنها استفاده می برده از قدیم الایام به شناختن آنها متمایل بوده است.
در این مبحث، تاریخچه گونه های مختلف پسته منظور نظر نیست، بلکه تنها تاریخچه درختان پسته معمولی، که مغز میوه آن مصرف خوراکی دارد، مورد توجه قرار گرفته است.
مغز پسته به عنوان یکی از خوراکیهای مطبوع و مفید ونیرو بخش از زمانهای دور مورد استفاده انسان قررا گرفته، و بعدها درترکیب بعضی خوراکیها وارد شده است. علاوه بر این رنگ سبز ویژه پسته زینت بخش انواعی از شیرینی و خوراکیهای گرم و سرد بوده است.
خواص (گیاه درمانی) و طبی اندامهای مختلف درخت پسته و به ویژه میوه آن مورد توجه حکمای قدیم بوده و در نوشته های آنان مغز پسته برای تقویت عمومی بدن تجویز شده و در ترکیبات دارویی و درمانی به عنوان یک ماده مولید خون و محرک نیروهای فعال بدن معرفی شده است.
محمد بن جریر طبری (قرن سوم ه ق) مبدا پیدایش پسته را همزمان با استقرار حضرت آدم در کره زمین نقل کرده ونوشتهاست: (گویند میوه هایی که خداوند عزوجل هنگام هبوط به آدم داد سی جور بود: ده میوه پوست دار و ده میوه هسته دار و ده بی پوسته و بی هسته بود، پوست دار: گرد

و و بادام و پسته و فندق وخشاش و بلوط و شاه بلوط و انار و موز زالزالک و کندر بود. و میوهن های بی هسته: سیب بود و گلابی و انگور و توت و انجیر و اترج شاه توت و بالنگ وخیار وخربزه).
مسعودی، جهانگرد و مورخ مسمان، نیز در سال ۳۲۲ ه ق در مروج الذهب و معادن الجواهر پسته را ره آورد حضرت آدم از بهشت دانسته و نوشته است: (چون آدم از بهشت برون شد مشتی گندم و سی شاخه از درختان بهشت همراه داشت که از آن جمله ده میوه پوست دار بود: بادام و فندق و پسته…)
را اسطوره های ایرانی نیز روایاتی از چگونگی پرورش درختان میوه نقل شده است. به روایت مندرج در کتاب نوروزنامه (منسوب به حکیم عمر خیام) کیومرث اولین کسی بود که نهال درختان میوه را در بوستان کاشت. اما منهاج سراج تاریخنگار ایرانی، صاحب کتاب طبقات ناصری، می گوید: زوبن طهماسب- که به روایتی همان سام نریمان بود- درختان بسیار و میوه های هر جنس از کوهها

بیاورد و سپر غم کشت. در تورات نیز از پسته سخن به میان آمده (در باب ۴۳ از سفر پیدایش)، گفته شده است که یعقوب (ع) هنگام اعزام فرزندانش به دربار حکمران مصر، یوسف (ع)، توصیه می کند که از محصولات سرزمین خود (فلسطین) به عنوان ارمغان برایش ببرند. در زمره این تحف از جمله به عسل و کتیرا و پسته اشاره شده است. لفظ پسته که در تورات آمده بدون هیچ تردیدی اشاره به میوه درخت دیگری از خانواده درختان پسته به نام (بان) است که به لحاظ شباهت میوه آن به پسته، سریانیها آنرا بستقی می گفته اند. (جرجانی، ذخیره خوارزمشاهی، کتاب ۳، بخش

۲، ص ۷۲، توضیح بیشتر در همین بخش، ذیل عنوان (ریشه یابی واژه پسته) آمده است). در منابع یونانی نیز آنجا که از پسته سرزمین شام یاد شده، اشاره به میوه درخت بان است. جالینوس و دیسقوریدوس خواص وخصوصیات آن را شرح داده اند. ابن بیطار (قرن ۷ ه) از قول دیسقوریدوس نوشته است که محصول پسته درختان در شام شبیه چلغوزه (میوه درخت صنوبر) است (ابن بیطار، الجامع المفردات الادویه، الجز الثانی، ص ۱۶۲، و نیز ر.ک. بخش سوم، آشنایی با خواص … پسته) درخت بان، بناست همان درختی است که انواعش در لسان عربی با نامهای بطم و حبه الخضرا و بان و غیره یاد شده و در زبان فارسی بان، بن، ون، سقز و خنجوک و غیره در ترکی چاتلانقوش نامیده شده است. وجوه تسمیه این درختان بر حسب شکل میوه (شبیه عدس یا نخود یا پسته کوچک) و نیز بر حسب نوع ضمغی که از آنها استحصال می شود تفاوت می کند. دامنه رویش این نوع درختان عمدتا در سرزمین ایران (در ناحیه کردستان) در دامنه های زاگرس است که در جانب غرب تا سواحل مدیترانه گسترش پیدا می کند. این توضیح بدان جهت ضرورت دارد که تاکیدی بر وجود نداشتن درختان پسته خودرو ( از نوع پسته معمولی) در سرزمین فلسطین شده باشد و در ضمن تاییدی بر وجود درختان بطم و حبه الخضراء به صورت خودرو و در آن نواحی از قدیم الایام تا عصر جانم به حساب آید. در منابع غربی نیز بعضا به این واقعیت که درختان پسته معمولی در سرزمین فلسطین وجود نداشته توجه شده است. در برخی از این منابع گفته شده: عقیده عمومی بر این است که پسته ای که حضرت یعقوب (ع) از آن نام برده همان است که اعراب به آن بطم می گویند. درخت بطم از درختان بومی آسیا صغیر است. این درخت مقارن سالهای نخستین تولید حضرت عیسی (ع) به سواحل مدیترانه ای اروپا منتقل شده است. از درخت بطم

تئوفراستوس (Theophrastus) (در منابع اسلامی تاوفر سطس ۳۷۲ تا ۲۸۸ ق م) و پلینی ( در ماخذ اسلامی بلیناس ۳۳ تا ۷۹ م) و جالینوس (۱۲۹ تا ۱۹۹ م) به عنوان یکی از درختان بومی سوریه یاد کرده اند. با وجود این برخی از نویسندگان غربی در نوشته های خویش کوشش دارند که لفظ پسته مندرج در ترجمه های تورات را همان پسته معمولی توجیه کنند و اصرار می ورزند که منظور یعقوب همان پسته معمولی بوده است. برخی از نویسندگان غربی پا را فراتر گذاشته وافسانه ای نیز بریا پیشینه پسته آورده اند تا جنبه اسطوره ای پسته را آب و تاب بیشتری بدهند.

آنها می گویند که ملکه سبا (بلقیس) پسته را به عنوان خوراکی بسیار مطبوع استفاده می کرد، و از این میوه نادر- که از سرزمین آشور برایش ارمغان می آوردند- خود ومهمانانش تناول می کردند (شکل ۱) این نوشته ها جنبه تبلیغات تجارتی دارد که عموما برای بازاریابی پسته در امریکا و اروپا تبلیغ می شود، بنابراین اساسی برای این گونه مطالب وجود ندارد.

اظهار نظر متاخران در مورد منشا درختان پسته
در مورد مبدا اصلی درختان پسته در منابع متاخر اظهار نظرهای متفاوتی شده است در این منابع سرزمینهای بسیاری به عنوان رویشگاه اصلی اولین درختان پسته معرفی می گردد در برخی از این منابع از سرزمینهایی با اسامی آسیای مرکزی، خاورمیانه، خاور نزدیک، به عنوان مبدا اولیه درختان پسته یاد می شود، در حالی که از یک یا چند سرزمین به عنوان خاستگاه اولیه درختان پسته نام برده می شود، از جمله نام ایران، افغانستان، ترکستان، آسیای صغیر و سوریه (شام) وفلسطین ذکر می گردد. پاره ای هم سواحل مدیترانه ومخصوصا کرانه های شرقی این دریا را مبدا نخستین درختان پسته معرفی کرده اند. به طور کلی سرزمینهای فوق در قاره آسیا ودر فاصله بین کرانه رود جیحون (در شرق) تا سواحل دریای مدیترانه (در غرب) به مسافت حدود ۶۰۰۰ کیلومتر قرار گرفته و بین ۳۲ تا ۴۰ درجه عرض شمالی واقع شده است. در اینجا بدوا به پاره ای از نظریه های فوق اشاره می شود وسپس نتایجی در مورد مبدا اولیه درختان به دست داده می شود:
– کارادووو (دانشمندان فرانسوی) می گوید پسته بومی ایران و عربستان و سوریه است.
– در دایره المعارفها نظریات مختلفی ابراز شده: در دایره المعارف بریتانیکا پسته بومی ایران معرفی شده است. در دایره المعارف امریکانا از آسیای غربی، در لاروس از آُسیای صغیر، در دایره المعارف فارسی خاورمیانه و نواحی مدیترانه، در المنجد از ترکستان، به عنوان منشا درخت پسته یاد شده است.
– نویسندگان ایرانی نیز در باب مبدا پسته اظهار نظرهای متفاوتی دارند. برخی سابقه پسته را در ایران چهار هزار سال دانسته. برخی موطن اصلی آن را حدود افغانستان و ایران و ترکیه می دانند، و بعضی انتقال آن را (از کشورهای آسیایی مزبور) به اروپا مقارن تولد مسیح دانسته اند. عده ای هم سابقه پسته را در ایران پنجهزار سال و در قزوین ۱۶۰۰ سال، و در اردکان ۳۰۰ سال نوشته اند، و می گویند در ۱۲۰۰ سال قبل پسته از ایران توسط اعراب به ایتالیا برده شده است.

بر تولید لوفر (ایران شناس آمریکایی که پیرامون مبادلات فرهنگی ایران و چین پژوهش داشته) در باب برخی از میوه ها و رستنیهای بومی ایران نظریاتی دارد. او که تحقیقات خود را به سال ۱۹۲۶ م منتشر کرده از جمله در مودر پسته چنین اظهار داشته که پسته از ادوار باستان در زندگی ایرانیان حائز اهمیت فراوان بوده است. مطابق نظر او نام درخت پسته در السنه یونانی ولاتین و سایر اروپایی و نیز در السنه عربی و ترکی و روسی و ژاپنی و غیره
ماخوذ ازوجه تسمیه ایرانی این درخت است که طی ادوار مختلف به ملل دیگر معرفی شده نام این درخت در پارسی قدیم پیستاکا و در پارسی میانه (پهلوی) پیستاک بوده که در فارسی متاخر پسته تلفظ شده است. لوفر با توجه به دامنه پراکنش درختان پسته خودروی در ایالت خراسان تاریخی متذکر می شود که درخت پسته معمولی بومی نواحی سغدیان (سغد) و خراسان است که در قلمرو و فرهنگی ایران قرار داشته، و هنوز هم درخت پسته در ترکستان روسیه ۰بخشی از سرزمین خراسان در دو سوی جیحون) دارای اهمیت زیاد است.

مرحوم خانلری نیز نظر مشابهی دارد. او ضمن پرداختن به ریشه لغوی برخی از رستنیها که مبدا ایرانی داشته ونام آنها به السنه دیگر راه یافته است می گوید : (این نکته آشکار است که بسیاری از گیاهان و گلها و درختان نخست در یک ناحیه از کره زمین وجود داشته و از آنجا به نواحی دیگر نقل شده است در این حال غالبا نام اصلی گیاه یا گل یا درخت یا میوه از زبان مردم سرزمین اصلی آنها به زبان مردم کشورهای دیگر داخل شده و با اندک تغییر صورت رواج یافته است). دکتر خانلری سپس به لفظ فارسی پسته عطف توجه می دهد که کلمه پسته از آن مردم نواحی شمالی خراسان بوده است. به اعتقاد او پسته از نباتات و میوه های خاص ناحیه سغد و شمال خراسان بوده است وهنوز در آن ناحیه از نباتات اصلی شمرده می شود. اظهار نظر خانلری مبتنی بر همان نظریه بر تولدلوفر است.
پروفسور گیرشمن معتقد است که اولین درختان پسته در عصر هخامنشیان به حلب برده شده است. او در واقع سابقه پرورش درختان پسته در نواحی ساحل شرقی مدیترانه را تلویحا تا آن روزگار کشانیده است. یکی از دانشمندان تونسی در باب چگونگی انتقال درختان پسته و برخی رستنیهای ایرانی به سواحل افریقایی مدیترانه می گوید که کشتنیهای ایران در دو عصر به تونس راه یافته است: تخست به روزگار فنیقیها، که انرا و سیب و سبزیا به تونس آمد. دوم در عصر مهلبیها (سلسله حکومتی که به سال ۱۵۶ هق قدرت گرفت) و اغالبه (سلسله دیگری که به سال ۱۸۵ ه ق پا گرفت) که برای نخستین بار در تاریخ شهرهای ساحلی مدیترانه مرکبات (یعنی نارنج و لیمو) به این منطقه وارد شد. همچنانکه آلبالو و گیلاس و درختان میوه دار جنگلی مانند گردو و پسته و فندق و شاه بلوط ازمغان ایران است.

این بود نظر عده ای از دانشمندان درباره مبدا پسته یا جابه جاییهایی که در مورد درختان آن انجام شده است برخی از این نظرها مبتنی بر مطالعه دقیق نیست، بعضی نکات ابهام آمیز دارد یا بخشی از واقعیت را در بر دارد: (الف) آن دسته از اظهار نظرهایی که مبدا درختان پسته را سرزمینهای سوریه و آسیای صغیر و فلسطین یا به طور کلیتر سواحل مدیترانه معرفی کرده اند درتایید نظر خویش ماخذی مستند ارائه نمی دهند. اگر نظریه های آنان به استناد نوشته پلینی باشد باید گفت پلینی به وجود درختانی با نام عمومی پسته ( و نه پسته معمولی) در آن نواحی اشاره کرده است. همان طور که قبلا نیز اشاره شده پلینی به درختان دیگری از خانواده درختان پسته توجه داشته است، درختانی که در لسان عربی تحت اسامی بطم و حبه الخضراء و در فارسی به نامهای بان وبنه یا سقز و خنجوک معروف شده است. بنابراین منظور پلینی از ادوار تاریخی گزارشی دال بر وجود درختان پسته معمولی به صورت خودروی در سرزمینها مزبور ارائ

ه نشده است. در حالی که از وجود درختان بطم یا حبه الخضرا در ارتفاعات و دامنه های سرزمینهای فوق گزارش مستند در دست است و امروز نیز از این درختان به صورت خودرودر آن نواحی موجود است. (ب) دسته دیگری، از سرزمینهای ایران وافغانستان و ترکستان به عنوان مب

دا درختان پسته یاد کرده یا تحت اصطلاح جغرافیایی کلیتری از آسیایی مرکزی به عنوان منشا این درختان نام برده اند. این دسته بدون توجه به قلمرو فرهنگی و سیاسی وتاریخی ایران طی ادوار گذشته، با توجه به مرزهای سیاسی جدید اظهار نظر کرده اند. در حالی که وقتی صحبت از مباحث مدنی ادوار پیشین باشد نمی توان وجه تسمیه های جغرافیایی و سیاسی کنونی را مبدا و ملاک قرار داد ودر دیگر این دسته از دانشمندان همان نظر لوفر و خانلر را به گونه ای دیگر بیان کرده اند که حاوی بخشی از واقعیت منشا کلمه ایرانی پسته و مبدا درخت آن و همچنین جابه جاییهای تاریخی درختان پسته است.

نتیجه گیری درباره مبدا درختان پسته و نخستین مواضع پرورش آنها
قدر مسلم آن است که شناخت اولیه انسان از پسته پس از ملاحظه درخت خودروی آن صورت گرفته. بنابراین مبدا اولیه درختان محدوده سرزمینی است که رویشگاههای طبیعی پسته در آن واقع بوده است مطابق مستندات تاریخی و موجود در چنین محدوده ای در قلمرو و فرهنگی ایران بوده که در شمال شرقی آن استقرار یافته است. سرزمینی که بعدها پارت و فرهنگی ایران بوده که در شمال شرقی آن استقرار یافته است. سرزمینی که بعدها پارت و سپس خراسان نام گرفته، رویشگاه اصلی و اولیه درختان پسته است. حد غربی دامنه رویش درختان پسته تا نواحی نیشابور و حد شرقی آن تا نواحی بلخ و در دو سوی جیحون بوده است در این فاصله جنگلها و توده های درختی و تک درختان پسته از دورترین ادوار تاریخ موجود بوده و گزارشهای مستندی نیز درباره آنها باقی مانده است. گذشت زمان و حوادث طبیعی و مخصوصا ویرانگریهای انسانی ضایعات فراوان سنگینی بر پوشش جنگلی درختان پسته در این نواحی وارد کرده با این همه بقایای آنها بر

جای مانده است. بقایای موجود و نیز مستندات تاریخی فراوان محدوده نسبتا دقیق دامنه پراکنش درختان پسته را معلوم می دارد. همین محدوده مبدا اولیه درختان پسته جهان بوده وکلمه ایرانی پسته از گویش اهالی این محدوده اخذ شده و همراه با معرفی محصول پسته به اقوام و ملل دیگر به زبانهای آنها راه یافته است.
مستندات موجود نشان می دهد که درختان پسته در عصر هخامنشیان اهلی نشده و بجز در

محدوده مزبور درخت پسته در هیچ موضعی نبوده است. بنابراین در ادوار باستان پسته صادراتی ایران منحصرا از قلمرو و فوق بوده است. گفته گیر شمن در مورد انتقال درختان پسته به حلب یا نواحی ساحلی مدیترانه مبتنی بر سندی نیست. اگر هم هخامنشیان پسته را به آن نواحی برده اند، این پسته محصول سرزمین پارت در قلمرو و آنان بوده است که به عنوان یک خوراکی مطبوع نیرو بخش و استراتژیک (کم حجم و سرشار از مواد و ترکیبات غذایی) از آن مصرف می کرده اند.مسلما آشنایی ملل دیگر با پسته از طریق صادرات همین محصول بوده و آنها تا قرنها بعد درخت پسته را در اختیار نداشته اند. در منابع عهد باستان نیز، چنان که خواهد آمد، سخنی از پرورش درختان پسته در هیچ موضعی از جهان نرفته مگر آنکه در منابع پهلوی به پسته گرگانی اشاره شده است.
گزارشی در دست نیست که موید پرورش درختان پسته در نواحی شمال شرقی قلمرو و فرهنگی ایران باشد. به عبارت دیگر پرورش اولین درختان پسته در نواحی محدوده دامه پراکنش درختان پسته خودروی انجام نشده، بلکه در نواحی مجاور آن چنین اقدامی صورت گرفته است. اصولا وجود درختان پسته خودروی با محصول فراوان به خودی خود هر گونه اندیشه برای پرورش درختان پسته خودروی با محصول فراوان به خودی خود هر گونه اندیشه برای پرورش درختان را از اهالی سلب کرده وانگیزه ای برای پرداختن به چنین اندیشه برای پرورش درختان پسته را از اهالی سلب کرده وانگیزه ای برای پرداختن به چنین اقدامی باقی نگذاشته است. ناصر خسرو که خود اهل قبادیان ( از توابع شمال شرقی بلخ) از نواحی پسته خیز خراسان در آن سوی جیحون بوده در قرن پنجم صریحا به این واقعیت شاره کرده است او ضمن بازدید از شهر تون (فردوس کنونی) وبا مشاهده درختان پرورش یافته بسیار در آن ناحیه می گوید: (در شهر درخت پسته بسیار بود در سرایها، و مردم بلخ و تخارستان پندارند که پسته خربزه کوه نروید و نباشید) بنابراین پرورش درختان پسته در نواحی غربی خراسان انجام شده است. به اعتقاد نگارند این اقدام در عصر پارتها یا اوایل دوره ساسانیان در نواحی مستعد ایالت پارت (خراسان) در حد فاصل نواحی شرق و جنوب شرقی گرگان تا ناحیه سبزوار، به جانب نواحی جنوبی نیشابور تا ناحیه قستان صورت گرفته است. انتقال درختان پسته به سایر نواحی پسته خیز ایران و سایر مناطق جهان بعد از اسلام انجام شده که در این میان ناحیه قم قدیمترین مناطق است که سابقه آن تا حدود نیمه قرن اول هجری می رسد. مستندات تاریخی و سوابق مکتوب هر یک از نقاط و مناطق پسته خیز ایران وسایر نواحی جهان در بخش دوم به تفصیل آمده است. مطابق این مستندات سوابق کاشت درختان پسته در تمامی این نقاط و مناطق به بعد از ظهور اسلام مربوط می شود و مبدا اولیه درختان آنها نواحی غربی خراسان و ناحیه قم بوده است. در جابجایی درختان پسته وفرهنگ باغبانی آن عنصر مسلمان ایرانی نقش

اصلی را داشته و در این میان جریانهای شیعی (که همواره تحت پیگرد و تعقیب و تبعید بوده) بسیار موثر بوده اند.
تا جایی که اکثر نواحی تبعید و گریز ایرانیان در سرزمینهای شام و تونس به کانون این جریانها بدل شده و در برخی از نقاط تمرکزشان (متناسب با شرایط اقلیمی) کاشت درختان پسته و دیگر مزروعات و میوه های بومی قلمرو فرهنگی ایران آغاز شده و اسامی پارسی (پهلوی) این گونه

باید: اولا به مروری اجمالی بر پیشینه مستند و مکتوب نقاط و مناطق پسته خیز ایران و سایر نواحی جهان (که ارائه مستندات و شرح مبسوط آنها در بخش دوم آمده است) پرداخت. ثانیا از جریانهایی که در مهاجرتهای عادی یا جبری ایرانیان به سواحل مدیترانه طی قرون مقدم هجری موثر بوده، در حد یک اشاره گذشت، ثالثا با انطباق دادن زمان و مکان تقریبی کاشت و پرورش درختان پسته، با کانونهای تجمع ایرانیان و ادوار جابه جایی آنها به نتایج مورد نظر رسید ومبدا تاریخی انتقال درختان پسته را در هر یک از نقاط و مناطق معلوم کرد:
الف) در عصر ساسانیان پسته گرگانی به لحاظ مرغوبیتش شهرتی داشته که در منابع پهلوی (پارسی میانه) به آن تصریح شده است. این پسته محصول باغستانهای ناحیه جاجرم بوده که بارکده گرگان به حساب می آمده است. در جنوب این ناحیه پسته زارهای انبوه سبزوار گسترش داشته که طی اتراق زمستانی یک اردوی صد هزار نفری سپاهیان غزنوی به مصرف سوخت وساز رسیده و برای سوخت سال بعد به غزنین حمل شده است. در راستای جنوبی این ناحیه قهستان قرار دارد که سابقه کاشت درختان پسته آن قدیمی و در شهر تون قدیمیتر است. هر سه ناحیه فوق در غرب ایالت خراسان (پارت) قرار دارد که نزدیکترین نواحی به مناطق رویش طبیعی درختان پسته خراسان است. بنابراین نخستین مواضع پرورش درختان پسته جهان محدود به همین نواحی است. احتمالا پسته زارهای بسیار انبوه ناحیه سبزوار پیشینه طولانیتری داشته، اما تحت تاثیر آوازه پسته گرگانی معروفیتی پیدا نکرده است. همچنین محتمل است به سبب عدم عبور راه ری به خراسان از ناحیه سبزوار در ادوار باستان تا قرن سوم هجری موجب توقف شهرت پسته سبزواری در ناحیه باشد، به خصوص که راه ری به خراسان از گرگان و جاجرم می گذشته و به طوس می رفته است.
مطابق مستندات بعد از نواحی مذکور با سابقه ترین مناطق پرورش درختان پسته ناحیه قم است که در سال ۳۴۰ میزان محصولش توصیف شده و درختان پسته آن مشمول مالیات شده است. با این اوصاف پرورش درختان پسته در این شهر مقارن ظهور اسلام بوده است. سابقه مکتوب و آوازه پسته نواحی سمنان و دامغان و قزوین کمتر بوده و اولین گزارش مربوط به قرن هفتم هجری است بنابراین آغاز کاشت درختا پسته در این نواحی به حدود قرن پنجم می رسد. در ایالت کرمان از یک

گزارش استثنایی که اشاره به وجود درخت پسته در جیرفت در اواخر قرن هفتم دارد. بگذریم پیشینه اش از قرن ۱۲ هجری فراتر نمی رود. در ایالت فارس نیز یک گزارش مکتوب وجود مقادیری غیر قابل تصور پسته و بادام و گردو در باغ شاهی شیراز را در عصر شاه عباس بیان می کند. سابقه مستند پسته کاری در نواحی یزد و اردکان واصفهان و نائین ونطنز واردستان و کاشان متجاوز از ۳ تا ۴ قرن نیست. طی دو گزارش قدیمی از غربیان به محصول پسته صادراتی ملایر وپسته عالی ایذه اشاره شده است پرورش پسته در این دو ناحیه بعید می نماید که بعدا مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

در خارج از قلمرو فرهنگی ایران با سابقه ترین نواحیی که به داشتن محصول پسته در منابع اسلامی وصف شده، سواحل افریقایی مدیترانه و به ویژه سرزمین تونس است اول بار مقدسی (جغرافیانویس دقیق قرن ۴ ه) ضمن ارائه گزارشی از تونس است. اول بار مقدسی (جغرافیانویس دقیق قرن ۴ ه ق) ضمن ارائه گزارشی از تونس، در باب محصولات آن نواحی می گوید: از افریقا روغن و پسته و زعفران و بادام و …خیز) و توضیح بیشتری نداده است. اما گزارشهای قرن هشتم پرورش درختان پسته را در نواحی زاب و قفصه بیشتری نداده است. دیگر جغرافیانویسان قرن چهارم نیز اشاره ای به محصول پسته در آن نواحی ندارند، اما گزارشهای قرن هشتم پرورش درختان پسته را در نواحی زاب و قفصه و شهر بندری قابس در سرزمین تونس تایید می کنند. گزارشی مقدسی مربوط به عصر حکومت خلفای قابس در سرزمین تونس تایید می کنند. گزارشی مقدسی مربوط به عصر حکومت خلفای فاطمی است که از یک قرن پیش از آن تونس را تسخیر و قیروان را مرکز حکومت خویش کردند و سپس (جمیع سواحل شمالی افریقا را، که از مصر تا محیط اطلس را شالم می شد و دو جزیره طقلیه (سلسبیل) و سردانیه (از جزایر ایتالیا در جنوب کرس) ضمیمه این ممالک شد به سال ۳۶۲ بنای شهر قاهره را به پایان بردند ومرکز خلاقیت قرار دادند. بعد از تونس سرزمین شامل قدیمیترین مناطق کاشت درختان پسته است که پیشینه مکتوب آن در منابع اسلامی ثبت شده، نظریه گیر شمن در مورد انتقال درختان پسته در عصر هخامنشیان به جلب همان طور که اشاره شد صحیح به نظر نمی رسد، زیرا جغرافیانویسان اسلامی قرن چهارم حتی (و از جمله مقدسی که خود اهل بین المقدس در همان نواحی است) اشاره ای به محصول پسته نواحی حلب و به طور کلی سرزمین شام نکرده اند. احتمالا اولین گزارش در این مورد مربوط به سال ۴۴۰ و از آن ناصر خسرو است. انتقال درختان پسته به جزیره سیسیل نیز در عصر خلفای فاطم

ی صورت گرفته که عنصر ایرانی در آن نقش داشته است. سابقه کاشت درختان پسته در جزیره قبرس و نواحی جنوبی آسیای صغیر (در دیار بکر و مرعش وقاضی عین تاب و سیرت) در منابع اسلامی به دست نیامد. با وجود این گمان نمی رود سابقه مکتوب این اقدام به نواحی فوق (در صورتی که در جایی ثبت شده باشد) از قرن دهم هجری فراتر رود. تمرکز برخی از جماعات شیعی در این نواحی یا تردد زائران شیعی از نواحی مزبور احتمالا در این جابه جایی تاثیر داشته است. سابقه کاشت درختان پسته در قاره امریکا واسترالیا مربوط به قرن حاضر است که مبدا اصلی آن کرمان بوده است.

ب) با توجه به شرح فوق باید به جریانها و آمد وشدهایی که بین نواحی پسته خیز خراسان با سایر از جریانهای سیاسی و مذهبی پایه ریزی شده یا شکل گرفته است که پیامدهای بس مهمی در زمینه جابه جایی فرهنگها داشته است. ایرانیان در جریان انتقال بسیاری از رستنیها و میوه ها و درختان بومی ایران و نیز روشهای آبیاری و زراعت و فرهنگ نوغانداری به سواحل مدیترانه نقش اساسی و فعالی داشتند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 13700 تومان در 83 صفحه
137,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد