مقاله در مورد بررسی نقش بازی در رشد مهارتهای اجتماعی کودکان

word قابل ویرایش
152 صفحه
19700 تومان
197,000 ریال – خرید و دانلود

بررسی نقش بازی در رشد مهارتهای اجتماعی کودکان

چکیدۀ پژوهش:
این پژوهش، تحقیقی تجربی ست که به منظور بررسی تاثیر بازی درمانی، بر تکامل اجتماعی کودکان ۶-۴ ساله شیرخوارگاه آمنه و ۹-۷ ساله دبستان فائض بودند که حداقل یکسال از مدت اقامت آنها در شیرخوارگاه گذشته و فاقد هر گونه مشکل وبیماری جسمی وذهنی(تالاسمی ، فلج اندامها، نقص عضو وعقب ماندگی ذهنی) بودند.

ابزار گردآوری اطلاعات، مقیاس بلوغ اجتماعی واینلند بوده است که شامل هشت زمینه مختلف سوالات مرتبط با تکامل اجتماعی کودکان می باشد وبر اساس آن، سن اجتماعی کودکان قابل سنجش واندازه گیری می گردد.
کوکانی که سن اجتماعی آنها – که بر اساس مقیاس بلوغ اجتماعی و اینلند و توسط مربیان مربوطه محاسبه گردید – حداقل به میزان ۲/۱ سال از سن تقویمی آنها کمتر بود، به عنوان کودکان دجار تاخیر در تکامل اجتماعی شناخته شدند که تعداد آنها کمتر بود، به عنوان کودکان دچار تاخیر در تکامل اجتماعی شناخته شدند که تعداد آنها ۲۶ نفر بود(۲ پسر و۴ دختر) و این کودکان ، براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول اعداد تصادفی؛ دو گروه آزمون و شاهد تقسیم گردیدند.
کودکان گروه آزمون به مدت پنج هفته و هر هفته در سه جلس

ه دو ساعته در اتاق بازی بخش و با حضور و نظارت پژوهشگر، با انواع بازیهای خاص گروه سنی ۶-۴ سال مورد تحقیق قرار گرفتند که حضور پژوهشگر در جلسات، به منظور ساختار بخشیدن به بازیها و هدفدار نمودن آنها در جهت ارتقای سطح تکامل اجتماعی کودکان مذکور بوده است.
پس از پایان مدت زمان تعیین شده ، کودکان هر دو گروه آزمون و شاهد مجددا با استفاده از مقیاس بلوغ اجتماعی و اینلند مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج حاصل از تجزیه و

تحلیل آماری اطلاعات که توسط آزمون تی صورت گرفت، نشان داد که اختلاف میانگین س

ن اجتماعی کودکان گروه شاهد(۹۴/۳ با انحراف معیار۴۵/۰) با گروه آزمون(۷/۳ با انحراف معیار۴۱/۰) پیش از بازی درمانی معنی دار نبوده است(۱۷/۰= p) در صورتیکه این اختلاف میانگین در دو گروه شاهد(۰۱/۴ =qو ۴۵/۰=SD) و آزمون (۵۸/۴=Q و ۴/۰= SD) بعد از بازی درمانی معنی دار می باشد(۰۰۳/۰>P) یعنی بازی درمانی سبب افزایش سن اجتماعی کودکان گروه آزمون گردیده است.
به منظور بررسی تاثیر بازی درمانی بر سن اجتماعی بعد از بازی درمانی و با در نظر گرفتن متغیرهای دیگری چون جنس و طول دوره اقامت از آنالیزرگرسیون چند متغیره استفاده شد که به روش گام به گام متغیرهای نهایی در مدل مشخص گردیدند.بر این اساس مشخص گردید که جنس کودک و طول مدت اقامت در شیرخوارگاه، تاثیری در وضعیت تکامل اجتماعی کودک نداشته است.

فصل اول

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول

مقدمه
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت پژوهش
فرضیات/ سوالات پژوهش
تعیین متغیرهای پژوهش و تعریف آن
تعریف مفاهیم، تعریف عملیاتی واژه ها

مقدمه:
بازی و ورزش یکی از ارکان اصلی تعلیم و تربیت هر جامعه می باشد و بطوریکه آقای هارولد، ام باور (( در کتاب انسان و حرکت )) می نویسد: افرادیکه پرورش یافته در امر تربیت و ورزش هستند چون این افراد سالم، آماده و فعالند بهتر می توانند از قوای ذهنی خود با هوشیاری و آگاهی بهره ببرند.بازیهای پرورشی و مهارتی نه تنها در سنین کودکی مفید هستند بلکه در تمام لحظات زندگی در حال رشد وتغییر است و حرکات طبیعی بدن در سلامت روح و روان نقش اساسی دارد. انسان با فکر و تدبیر خود به بازی شکل می دهد . نحوه اجرای آن را ارزشیابی کرده و برای ارزشیابی نیز ضوابطی تعیین می کند.همچنین سلیقه و ذوق و استعداد انسان در انتخاب بازی نقش اساسی دارد. با نگاهی به جایگاه بازی و ورزش در طول زندگی بشر و با مروری بر نوشته ها و گفته ه

ا مشاهده می کنیم که در این زمینه گسترده یعنی ارتباط بین بازیها و تکامل اخلاقی – اجتماعی و عاطفی نظریات متفاوتی وجود دارد که یکی از این نظریه ها معتقد است که شرکت در فعالیتهای ورزشی و بازی مخصوصا رشته ها و بازی های گروهی از نظر تربیتی اجتماعی مفید است.بر طبق این نظریه بازی به توانایی و قابلیتی منتهی خواهد شد که تعاون و همکاری با دیگران را بر پایه درک و ارتباط متقابل تقویت خواهد کرد.چرا که کسب یکی، توانایی حاصل حداکثر کوشش است که فرد بدون توسل به غرضهای شخصی می تواند از خود نشان دهد خصوصیاتی مانند سخاوت، بزرگواری، جوانمردی، شجاعت، ثبات قدم می تواند از طریق بازی و ورزش ترویج و گسترش یابد.
در این پژوهش که به بررسی نقش بازی در رشد عاطفی و اجتماعی کودکان پرداخته شده در چن

ج فصل تنظیم گردیده که در فصل اول پژوهش به طرح مساله و ضرورت و اهمیت اهداف و فزضیات مورد بررسی قرار داده شده جهت تسلط بر موضوع در فصل دوم پژوهش نظریات و دیدگاههای مختلف در خصوص بازی و نقش آن در تکوین شخصیت مورد بررسی قرار گرفته و به نتایج مثبت این رفتار اجتماعی پرداخته شده است.در فصل سوم پژوهش به چگونگی انجام پژوهش که مبتنی بر بررسی اسناد و مدارک و از طرفی مطالعات میدانی است پرداخته شده.در فصل چهارم تجزیه و تحلیل اطلاعات و فرضیه آزمایی شده است.در فصل پنجم که نتیجه گیری و همچنین پیشنهادات ومحدودیت ها قید گردیده است.

بیان مسئله:
بسیاری از روان شناسان عقیده دارند که فعالیتهای بدنی مخصوصا بازی و تمرینات رشته های ورزشی محیط مناسبی را جهت کسب ارزشهای فرهنگی، گرایشهای مثبت فردی – عاطفی و رفتاری سنجیده فراهم می آورد و آنچه که از راه فعالیتهای بدنی و ورزشی آموخته می شود به سایر جنبه های زندگی نیز قابل انتقال است.زیگموند فروید بر پایه تحقیقات خود تاکید می کند که کودکان در بازی با ابزار احساسات ناخوداگاه و تکرار موقعیتهای اجتماعی تلاش حیرت آوری را به منظور تسلط بر این موقعیتهای هیجانی، شرایط و محیط را تحت تسلط خود قرار دهند و یک قربانی منفعل نباشند.

در حین بازی کودک یاد می گیرد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند واز این طریق انواع مختلف ومتنوع مهارتهای عاطفی – اجتماعی را می آموزد.بازی در دوران کودکی یکی از ابزارهای موفقیت در قضاوت اجتماعی است ابزاری که بعدها به عنوان یک عامل بنیادی در برابر رفتار و عمل در دوران بزرگسالی در جوامع مختلف به خدمت گرفته می شود.از آنجائیکه بازی جزء وجود کودکان است و نقش بسیار سازنده ای در تکوین شخصیت کودکان دارد، می تواند یک نقطه شروع جامعه پذیری تلقی گردد.
گرچه بسیاری از اولیاءو مربیان به اهمیت نمادین وسمبولیک این پدیده رفتاری آشنایی ندارند.هر روزه مشاهده می گردد که بچه ها در جنبه هایی از رشد عاطفی دچار کمبود می باشند و این خلاء عاطفی به علل و عوامل زیادی مربوط می شود که یکی از این عوامل بازی به عنوان ابزار پذیری و روح جمعی و گروهی و اجتماعی است.

لذا پیرامون موضوع مورد بحث سوالات مقدماتی بشرح زیر قابل طرح و بررسی است:
– بازی چه نقشی در رشد عاطفی و اجتماعی کودکان دارد.
– چگونه بازیها می توانند این وسایل تکوین شخصیت تاثیر و نقش برابر و یکسان در تکوین شخصیت بچه ها دارند و یا اینکه با تنوع بازیها رشد عاطفی و اجتماعی نیز تنوع و گوناگونی می پذیرد.

اهمیت یا ضرورت پژوهش:
اهمیت بازی در زندگی کودک آن چنان آشکار است که نیاز چندانی به استدلال ندارد.بازی نه تنها برای حرکت اندامهای گوناگون بدن، پرورش عضلات و صرف انرژی اضافی، که عدم مصرف آن حساسیت و عصبانیت را در پی دارد، ضروری است، بلکه یاری دهنده کودک در شناخت محیط و تسلط بر آن است.بازی، شیوه همکاری و تبادلات با دیگران و رعایت حقوق آنان را به کودک می آموزد. آن گونه رفتار اجتماعی که کودک از طریق بازی آزاد و بدون تکلف در خارج از محیط مدرسه می آموزد، بسیار فراتر از آموزشی است که از طریق تماس و بازی با کودکان دیگر در محیط مدرسه حاصل می شود.محیط خانواده بدلیل تعداد اندک کودکان همسن ومحیط مدرسه، بدلیل محدودیتهای فراوان، نمی توانند این تمایل را در کودک ارضا کنند.این تحقیق رهنمودی است در جهت توجه بیشتر به بازی کودکان هم درخانه و هم در کودکستان وهم در مدرسه بازی با فرصتی که برای بروز بیان عواطف فراهم می کند نقش پالاینده روانی را برای کودکان دارد.

اهداف یا هدف پژوهش:
با توجه به آنچه که طرح مسئله مبنی بر اهمیت بازی در جامعه پذیری و رشد تکوین شخصیت کودکان بخصوص در بعد عاطفی و اجتماعی پرداخته شده است و از طرفی بعلت خلاء های ایجاد شده در کودکان عصر حاضر و عدم آگاهی والدین، مربیان، از منشا سازنده بازی در این پژوهش اهدافی به شرح زیر مدنظر است.
الف) اهداف کلی تحقیق:
بررسی نقش بازی در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.
ب) اهداف جزئی تحقیق:
۱٫ بازی و روحیه گذشت در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.
۲٫ بازی و کوشا و جدی بودن در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.
۳٫ بازی ودوستی در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.
۴٫ بازی و روحیه همکاری در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.
۵٫ بازی و آینده شغلی در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.

۶٫ بازی و روحیه کمک کردن در رشد عاطفی واجتماعی کودکان.

فرضیات/ سوالات پژوهش:
الف) بین بازی و رشد عاطفی و اجتماعی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.
ب) فرضیات فرعی تحقیق:
۱٫ بین بازی و روحیه گذشت رابطه معناداری وجود دارد.

۲٫ بین بازی و کوشا و جدی بودن و عدم جدی بودن رابطه معناداری وجود دارد.
۳٫ بین بازی و دوستی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.
۴٫ بین بازی و آینده شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
الف) سوال اصلی پژوهش:
آیا بین بازی و رشد عاطفی و اجتماعی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟
ب) سوالات فرعی پژوهش:
۱٫ آیا بین بازی و روحیه گذشت رابطه معناداری وجود دارد؟
۲٫ آیا بین بازی و دوستی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟
۳٫ آیا بین بازی و روحیه همکاری کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟
۴٫ آیا بین بازی و آینده شغلی رابطه معناداری وجود دارد؟
۵٫ آیا بین بازی و کوشا وجدی بودن رابطه معناداری وجود دارد؟
۶٫ آیا بین بازی و روحیه کمک کردن رابطه معناداری وجود دارد؟

 

تعیین متغیرهای پژوهشی و تعریف آنها:
متغیر مستقل:
به متغیری گفته می شود که از طریق آن متغیر وابسته تبیین یا پیش بینی می شود به این متغیر، متغیر محرک یا درون داد گفته می شود.
متغیر وابسته:
متغیر وابسته، متغیر پاسخ، بدون داد یا ملاک است.متغیری است که مشاهده یا اندازه گیری می شود تا تاثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص شود.
متغیر مستقل: نقش بازی در کودکان.
متغیر وابسته: رشد عاطفی و اجتماعی کودکان.

تعریف مفاهیم، تعریف عملیاتی واژه ها:
تعریف بازی۱:بازی، که به معنی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و تفریح است برای رشد همه جانبه کودک ضرورت تام دارد.کودک از طریق بازی احساسات و رویاهای خود را بروز می دهد، استعدادهایش را شکوفا می سازد، کنترل بموقع اعمال و حرکات را می آموزد، ترسهایش را ظاهر می کند، برای زندگی برنامه می ریزد و چیزهای تازه ای می آموزد، بر تجربیاتش می افزاید، پاسخ کنجکاوی ها و پرسش هایش را می یابد، حواسش را تقویت می کند، دنیای درون و اسرار و مشکلاتش را بارز می سازد، و انرژی ذخیره شده اش را در جهت مطلوب به مصرف می رساند.(شفیع آبادی، ۱۳۷۱)
تعریف رشد۲: رشد عبارتست از همه تغییرات و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ در انسان روی می دهد.رشد حرکتی مستمر، دائمی و پیوسته بوده، گاهی آهسته و زمانی همراه با جوش و خروش است.ممکن است کیفیت رشد ملموس نباشد ولی نباید تصور کرد که جریان رشد متوقف شده است.(حسن احدی، شکوه السادات بنی جمالی، ۱۳۷۵)
تعریف رشد عاطفی ۳: عواطف نقش مهمی در در زندگی کودک بازی می کند.عواطف فعالیتهای روزانه کودک را لذت بخش می سازد و وی را به سوی فعالیتهای کودک همیشه مفید و نیرو بخش نیست.گاهی نیز عواطف اثر منفی می گذارند.برخی از تحریکهای عاطفی بخصوص اگر شدید و مداوم باشند، رشد جسمانی کودک را دچار اختلال می سازند.اثرات مثبت و منفی در زندگی کودک، بیش از شدت و تکرار آنها، به نوع عواطف بستگی دارد.عواطف نامطلوبی مانند ترس، خشم و حسادت اثرات منفی در رشد کودک دارند، اما عواطف مطلوبی مانند محبت، شادی ، لذت و کنجکاوی برای رشد طبیعی کودک ضروری هستند.(حسن اسدی، شکوه السادات بنی جمالی، ۱۳۷۵)
تعریف رشد اجتماعی۱:
رشد اجتماعی، تکامل روابط اجتماعی فرد است. رشد اجتماعی مستلزم هماهنگی با گروه اجتماعی و پیروی از هنجارها(موازین سلوک اجتماعی) و سنتهای آن است.احساس وحدت با گروه اجتماعی، درک روابط متقابل میان اعضای آن و همکاری با دیگران از دیگر ملزومات رشد اجتماعی است.برای رسیدن به این مرحله از رشد اجتماعی کودک می بایست علایق خود را دگرگون کرده، شیوه های جدید رفتار را فرا گیرد و دوستان جدیدی را برگزیند. میزان رشد اجتماعی کودک از طریق شرکت در امور جمعی به الگوی رفتار اجتماعی که پدر و مادر به او داده اند بستگی دارد.(حسن اسدی، شکوه السادات بنی جمالی، ۱۳۷۵)

۱- ۱- زمینه پژوهش

مشکلات اجتماعی از قبیل فقر ونیازمندی، بیماری و از کار افتادگی، معلولیتهای جسمی و روانی وپدیده بی سرپرستی، همواره در طول تاریخ بشریت، در جوامع انسانی با شدت و ضعفهای گوناگون وجود داشته است.
بی سرپرستی که از پدیده های طبیعی جامعه قلمداد می شود از دیرباز در جوامع بشری مطرح بوده است، اما موضوع اصلی، نگرشها و دیدگاهها و برخوردهای جوامع با این پدیده دردناک می باشد.( ۱۹/ص۴٫)
خانواده، از قدیم الایام به عنوان رکن طبیعی و اساسی جوامع انسان

به شمار می رفته که هم با ضروریات زندگی وهم با سرشت و طبیعت انسانی سازگار بوده است، خانواده نخستین آموزشگاه و پرورشگاه انسان و محل کسب ارزشها و فضایل انسانی واخلاقی است.(۱۹/ص۶۶٫)
دانشمندان علوم تربیتی به اهمیت و ضرورت نگهداری و سرپرستی و پرورش کودکان در محیط خانواده توام با عطوفت، مهربانی، دلسوزی و رفاقت نسبت به فرزندان تاکید فراوان دارند تا از آسیبهایی چون اضطراب و پریشانی خاطر، اندوه و افسردگی و سایر اختلالات روانی و رفتاری مصون بمانند.(۱۹/ص۶۹٫)
استمرار و تداوم ارتباط با والدین، به ویژه در سالهای نخست زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و لذا کودکانی که در پرورشگاه ها به سر برده و با افراد گوناگون در تماس هستند در معرض بیشترین خطرات در این زمینه قرار دارند(۳۹/ص۵۲۷٫)
کالروفریمن۱(۱۹۹۴) در تحقیقی که در زمینه وضعیت شناختی و اجتماعی کودکان مقیم پرورشگاه ها رومانی که در سنین ۵۰- ۲۳ ماهگی قرار داشتند، انجام دادند، دریافتند که تمامی این کودکان دچار نقص تکامل اجتماعی و شناختی بوده و برخی از آنها به شدت در این زمینه ها دچار تاخیر هستند(ص ۷۶۹٫)
کودکان مقیم پرورشگاه ها از جنبه های مختلف تکاملی تاخیر دارند ولی مقوله تکامل اجتماعی آنها، مساله ای است که ممکن است سایر جنبه ها را به ویژه در دوران شیرخوارگی تا دوران پیش از دبستان، تحت الشعاع قرار دهد(۳۹/ص۵۷۳٫)
فرانک۲(۱۹۹۶) به نقل از بولبی۳ می نویسد: در شکل جدید نظریه وابستگی۴، ارتباط میان محرومیتهای اجتماعی در اوایل زندگی با اختلالات شخصیتی در سالها

ی بعد، محرز و ثابت شده است و به فردی که دچار چنین عارضه ای باشد، ضد اجتماع بی عاطفه۵ اطلاق می گردد و این ویژگی، رکن اصلی تشخیص اختلالات شخصیت ضد اجتماعی تلقی می شود که شکلهای مختلف آن، بسته به جنسیت فرد به صورت اعتیاد، تمایل به خشونت، جنایت، اقدام به خودکشی و افسردگی تظاهر می نماید(ص۵۷۳٫)
اجتماعی شدن۶ و تحول، اجتماعی، یکی از ابعاد تحول می باشد که کودک باید در کنار سایر ابعاد، آن را به صورت صحیح طی کند.این تحول، با مشارکت خود کودک و عوامل محیطی پیشرفت می نماید.در زمینه نقش کودک در این تحول، تا مدتها، مدل یک سویه۱ مطرح بوده است.در این مدل، عقیده براین است که جهت تاثیر اجتماعی، تنها در یک جهت وتنها از محیط به سوی کودک جریان دارد.کودک به عنوان پذیرنده منفعل تاثیرات اجتماعی شدن تلقی می شود که شاید ریشه این دیدگاه ها، در نظریه فروید۲ باشد(۲۰/ص۲۱٫)
در سال ۱۹۶۸،بل۳ مقاله ای کلاسیک تحت عنوان تعبیر جدیدی از جهت اثرات در مطالعات اجتماعی شدن منتشر کرد که هم اعتقادات و هم تحقیقات مربوط به فرآیند اجتماعی شدن را به گونه ای جدی تغییر داد.در اینجا، می توان برای نشان دادن چگونگی تعامل کودک و محیط ، شکل زیر را ارائه کرد(۲۰/ص۲۲):

 

فرهپور(۱۳۶۸)می نویسد: ((تکامل اجتماعی کودک، هماهنگ با سایر مظاهر تکامل او صورت می پذیرد.در حقیقت، تواناییهای مختلف کودک، قلمرو فعالطتش را می افزاید و در نتیجه تماس و ارتباط، جهان کودک گسترش می یابد ومتناسب با آن، الگوهای رفتاری و اجتماعی جدیدی در قلمرو و یادگیری های فرد قرار می گیرد.))
می توان گفت که یادگیری رفتار اجتماعی برای کودک یک نیاز اساسی است؛ مودک در خانه ومدرسه، و ضمن بازی با سایر کودکان، ایفای نقش می کند: او به تدریج با

تکامل روانی – اجتماعی خود می آموزد که چگونه در گروه همسالان خود که روابط متقابل پیچیده ای دارند، ظاهر شده و جایگاهی برای خود بیابد.
در این میان و در مرحله اول، خانواده نقش بسیار مهمی را در قابلیت و یادگیری رفتار اجتماعی کودک بر عهده دارد.این قابلیت، به موازات شخصیت کودک و موقعیتی که او در خانواده از آن برخوردار است، قرار دارد.
منظور از تکامل اجتماعی، نضج فرد در روابط اجتماعی است به گونه ای که بتواند با افراد جامعه اش هماهنگ و سازگار باشد.زمانی فرد را اجتماعی می خوانند که نه تنها با دیگران باشد، بلکه با آنها همکاری کند و به عبارت دطگر اجتماعی شدن، به آن شکل از یادگیری گفته می شود که به سازگاری با جامعه و محیط فرهنگی بستگی دارد.
کودک، مظاهر اجتماعی شدن خود را با صرف اوقات زیادی در کنار دوستان و هم بازیها، برقراری روابط با دیگران، شرکت در فعالیت های خانه، ساختن اسباب بازیهای مختلف و شرکت در بازیهای گروهی نشان می دهد(۲۰/ص۶۸- ۶۷٫)
درباره بازی و نقش آن در چگونگی رشد و تکامل کودک و اصولا تکوین شخصیت او، نظایات زیادی از سوی فلاسفه و روان شناسان ابراز شده است.توکل(۱۳۷۱) به نقل از حیدری درباره ارزش و عملکرد بازی می نویسد: کودک در زمینه بازی، نه تنها از نظر جسمی قوی می شود، بلکه کار دستگاه های مختلف بدن به بازی تسریع می گردد.بازی به کودک امکان می دهد تا نیروی اضافی موجود در بدن را از این طریق به مصرف رسانده و در نتیجه تعادل روانی – عصبی خود را حفظ نماید، کودک در هنگام بازی، از طریق دستکاری اشیا وتماس با محسوسات، حقایق را شخصا کشف کرده و از این راه، تجربه هایی می آموزد.
بازی، یک پدیده اجتماعی است، زیرا بازی کودک که امر به صورت انفرادی اس

ت، رفته رفته با بزرگتر شدن کودک به سوی بازیهای گروهی گرایش پیدا می کند.(۲۰/ص ۶۱ – ۶۰٫)
بازی کودکان، پدیده ای است که در تمدن و فرهنگ همه ملل توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است.افلاطون از نخستین کسانی است که در آثار خود، به نقش بازی اشاره کرده است؛ وی معتقد بود که کودک از اوایل زندگی به بازی کردن می پردازد و بازیها باید دارای قاعده باشند.
ابو علی سینا نیز در مورد بازی کودک و تاثیر آن در رشد و نمو مطالبی را بیان کرده است نگیرد.او بازی را اساس رشد و تکامل کودک می دانست و حرکات سخت و

است.بازی برای کودک، وسیله ای است جهت کسب تجارب اجتماعی(۷/ ص۷٫)
از آنجاییکه کودکان از اقشار آسیب پذیر جامعه محسوب می شوند، می توان اذعان داشت که کودک بی سرپرست مقیم شیر خوارگاه ها، دو چندان در معرض آسیبهای اجتماعی قرار دارند، برای این گروه از کودکان معصوم یا واژه هایی نظیر خانواده و پدر و مادر نامفهوم است و یا دارای آن چنان معانی غم انگیز و اندوهباری است که ترجیح می دهند این کلمات را برای ابد به دست فراموشی بسپارند.کودکانی که به تعداد انگشتان دستهایشان مادر دارنداما هر زمان بیش از پیش مفهوم بی مادری را تجربه می نمایند.
کاپلان۱معتقد است که محرومطت از والدین، خصوصا در دوران کودکی، عامل موثری در بروز افسردگی است و به طور معنی داری، با اختلالات رفتاری همبستگی دارد؛ از میان عوامل روانی – اجتماعی تنش زا در کودکان، مرگ یکی از والدین، به عنوان بسیار شدید و مرگ هر دو والد، به عنوان واقعه مصیبت بار تعریف شده است.جز در سنین بزرگسالی، عواقب بعدی از دست دادن پدر ومادر از خود حادثه مرگ مهمتر بوده و حتی عواقب بعدی آن، در دوران بعدی از کودکی متناوبا به چشم می خورد.
یونیسف۲، تعداد کودکان بی سرپرست را در برزیل ۵/۲ میلیون و در هند۵/۱ میلیون نفر گزارش کرده است.تعداد کل کودکان بی سرپرست در چین، حدود صد و چهل هزار مورد است.بر اساس سالنامه آمار بهزیستی سال۱۳۷۴، ۱۷۵۰ کودک بی سرپرست، تحت پوشش معاونت امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور قرار دارند که در هفاد و نه مرکز شبانه روزی سازمان نگهداری می شوند و از این تعداد، چهارصد و هفتاد کودک شیرخوار یک روزه تا شش ساله و۱۲۸۰ کودک، شش ساله به بالا هستند.
اکثر محققان بر این اعتقد هستند که کودکان ساکن پرورشگاه ها، به اختلالات تکا

ملی متعددی دچارند، به طوریکه در آغاز دومین سال زندگی، سطح تکاملی غالب این کودکان در زیر استانداردهای معمول قرار دارد.در بررسی انجام شده توسط فرانک و همکاران در سال ۱۹۹۶، مشخص گردطد که مشکلات و تاخیر تکاملی در این کودکان، به دلیل فقدان و کمبود محبت است.

تعریف جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش عبارت است از۷۰۰ نفر دانش آموز مهدکودکها از سن(۳ الی ۷ ساله) و تعداد ۲۰۰ دانش آموز مقطع پیش دبستانی و ابتدائی ۷ الی ۱۰ ساله مدارس شهرستان ابهر که مشغول به تحصیل می باشند.

روش نمونه گیری آماری
از میان ۷۰۰ نفر داش آموز و کودک مهد تعداد ۶۰۰ نفر از این افراد به عنوان نمونه گیری آماری این تحقیق انتخاب شد و روش گزینش نمونه بصورت تصادفی ساده بوده است.

ابزار گردآوری اطلاعات
در این پژوهش ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای است دارای ده سئوال برای دانش آموز و ده سوال برای معلم و مربی می باشد که در مورد دانش آموزان و کودکان مهد نظرات خود را بیان کنند.

فصل دوم

ادبیات تحقیق
تعاریف و دیدگاههای مختلف در مورد بازی

بازی ونقش تربیتی آن
تعریف بازی
تعریفی جامع و فراگیر از بازی که مورد تایید همه نظریه پردازان روان شناسی باشد، وجود ندارد.
هر صاحب نظری، بر اساس تجارب، مشاهدات، اعتقاد و دیدگاه خود، بازی را به نوعی تعریف کرده، و هر یک از این تعاریف، با برجسته سازی جنبه ای از بازی، نگرشی ویژه را ارائه کرده است. میان تعاریفی که از بازی ارائه شده است وجوه اشتراک و تشابه بسیاری وجود

دارد.
هارلوک در تعریف بازی می نویسد:(( بازی )) عبارت است از هر گونه فعالیتی که برای تفریح و خوشی، و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه به این فعالیت می پردازد و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست.
((کار)) عبارت است از نوعی فعالیت برای رسیدن به هدف است. شخص

این فعالیت را نه تنها به خاطر آن که از آن لذت می برد، بلکه چون خواهان نتیجه نهایی آن است، به انجام می رساند. کار ممکن است به طور داوطلبانه یا غیر داوطلبانه انجام گیرد.
پیاژه، روان شناس معروف سویسی، برای تمیز و تشخیص بازی از کار، پنج معیار را به عنوان شاخص های بازی معرفی می کند:
۱٫ بازی دارای هدف در خود است.
۲٫ بازی اختیاری است، نه اجباری.
۳٫ بازی دلپذیر و خوشایند است.
۴٫ بازی ترتیب وسازمانی ندارد.
۵٫ بازی از قید و کشاکش و پرخاش آزاد است.
میشل و می سن تعریف های متعددی از بازی گرد آورده اند که عبارت اند از:
لازاروس: فعالیتی فی نفسه آزاد، بی هدف، سرگرم کننده یا تفریحی.
گروس: تمرین غریزی و بی هدف کارهایی که در زندگی آینده نقش اساسی دارند.
سی شور: آزادانه ابراز وجود کردن برای کسب لذت مترتب بر آن.
شانر: فعالیتی در جهت تداوم شادمانی.
نیومن: معیارهای بازی از کنترل درونی، واقعیت درونی و انگیزه باطنی تشکیل می شوند.
به طور کلی، نمی توان فعالیتی را به طور مطلق (( بازی )) یا (( کار )) نامید.این که فعالیتی به کدام یک از این دو دسته تعلق دارد، وابسته به فعالیت نیست، بلکه به انگیزه و نظر شخص در مورد آن فعالیت بستگی دارد.برای مثال، نقاشی را می توان به عنوان فعالیتی دلپذیر ولذت بخش (بازی) در نظر گرفت که منظور شخص کسب لذت از آن است.اما وقتی انگیزه فرد از نقاشی این باشد که از راه نقاشی امرار معاش کند، نقاشی نوعی کار به شمار می آید، نه بازی.هر نوع فعالیتی را که به لذت بردن صرف به سوی هدفی هدایت شود، دیگر نمی توان بازی نامید.
بازی ها و ورزش ها برای خردسالان بازی محسوب می شود، چون به فکر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند، بلکه هدفشان تفریح ولذت بردن از آن است.به تدریج که کودکان بزرگ تر می شوند، موضوع رقابت و برنده شدن بیش از بازی برایشان لذت آفرین است.به همین دلیل این فعالیت ها بیشتر کار محسوب می شود تا بازی.

عوامل موثر در بازی کودکان
عوامل متعددی در بازی کودکان تاثیر دارد که مهمترین آنها عبارت اند از سن، جنس، هوش ومحیط.
تاثیر سن
کودک در هر سنی ، بازی ویزه ای را می پسندد.مثلا او در همان روزهای نخست تولد، به لگد زدن و حرکت دادن دست ها علاقه دارد. او از این که باد در گلو اندازد و از حنجره و دهان صدا خارج کند و لب ها را به حرکت در آورد ، لذت می برد.کمی که بزرگتر می شود، اطرافیان با او بازی می کنند ومثلا صورت خود را با دست هایشان می پوشانند و سپس آنها را بر می دارند و می گویند

((دالی)) که این کار موجب شادمانی و لذت کودک می شود.الگوی بازی کودکان در سال های اولیه کودکی، نشانه تغییر رشدی آنان است. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعدا با بازی موازی دنبال می شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند.آنان ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با هم به کار و بازی بپردازند.
کودکان سه تا چهار ساله ، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند.یعنی آنان با کودکان دیگر نیز ب

ازی می کند ومی توانند وسایل خود را، تا اندازه ای معین، به دیگران بدهند وبا آنان شریک شوند.از چهار تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیت های گروهی که هدفی مشترک را دنبال می کنند، به بازی گروهی می پردازند. بهترین تقسیم بندی را در این باره ژان پیاژه انجام داده است:(( در جریان رشد سه نوع بازی مشاهده می شود که از نظر ساختار با یکدیگر تفاوت دارند و به ترتیب یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.))
الف – بازی های تمرینی
(بدو تولد تا ۲ سالگی) پیاژه در بیان چگونگی بازی های تمرینی، بازی را وسیله ای برای لذت بردن از حواس می داند، زیرا کودک لمس کردن، چشیدن، گوش کردن، حرکت اعضای بدن و احساس کیفیت مختلف اشیا را از راه به کارگیری حواس در می یابدو این امر سبب لذت بردن او می شود.کودک، با استفاده از حواس، از تقلید پا فراتر می گذارد، به تکرار می پردازد وحرکاتش، از شکل ابتدایی آزمایش وخطا، به مهارت می رسد.این حرکات تقلیدی مقدمه ای می شوند تا کودک بتواند به کارهایی پیچیده تر دست بزند.
ب – بازی های نمادی
(۲ تا ۵ سالگی) در این مرحله از بازی که از دو تا پنج سالگی ادامه می یابد، عناصری جدید وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر نمایش داده می شوند.از تکه چوبی اسب و با قرار دادن چند بالش در کنار هم خانه یا باغچه ای می سازند.کودک در این مرحله به تمرین تجربیات زندگی می پردازد وآنها را به شکل های مختلف تجربه و آزمایش می کند.
ج- بازی های با قاعده
(۷ تا۱۱ سالگی) در این مرحله، آثار بازی برای همه عمر باقی می ماند و همزمان با رشد

کودک وگذشت زمان، به صورتی کامل تر انجام می شود.قواعد بازی های با قاعده معمولا از بزرگترها به کوچکتر ها یا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.در بازی های با قاعده، رقابت وجود دراد و افزون بر آن، هر بازی قراردادهایی دارد که نمادی شده است ویا قرار دادهایی که امکان دارد همیشگی یا بر اساس توافق موقت خود بازیکنان باشد.کودک در هر سنی، به

بازی های خاصی می پردازد وبعضی از آنها را رها می کند.برای مثال، بچه های کودکستانی از بازی با مکعب های چوبی دست می کشند، زیرا اشیایی از قبیل رنگ، گل رس، مداد رنگی و …. فعالیت های جالب تر و متنوع تری را به آنان عرضه می کنند.
وقتی کودک نمی تواند اسباب بازی وعروسک های خود را جاندار فرض کند، این بازی ها نیز جذابیت خود را از دست می دهد و او کم کم به سوی بازی هایی مانند فوتبال، بسکتبال، شطرنج و بازی های فکری پیچیده می رود که نیازهای فکری، جسمی، روانی واجتماعی او را بهتر برآورده می کند.
تاثیر جنس
جنسیت یکی از عوامل موثر در بازی است و از این رو می توان گفت که بازی پسرها با دخترها تفاوت دارد.در تفاوت میان بازی دختران و پسران عمده ترین عوامل عبارت است از :
الف – مربوط به طبیعت و فطرت کودک می شود.بعضی از دختران طبیعتا به بعضی از بازی ها علاقه نشان می دهند و برخی از پسران به بازی های دیگر.
ب – انتظارات و توقعات والدین و جامعه از دختر و پسر نیز کم کم آنان را به سوی تفاوت میان بازی های دخترانه و پسرانه سوق می دهد.

ترمن فهرستی از بازیهایی را تنظیم و عرضه کرده است که دختران و پسران علاقه ای چشمگیر به آنها از خود نشان می دهند.بازیهایی که پسران بیشتر انتخاب می کنند و به آن علاقه دارند، عبارت است از: استفاده از ابزارها، تیراندازی، بادبادک بازی، دوچرخه سواری، تیله بازی، کشتی، مشت زنی، فوتبال، فرفره بازی، کامیون و ماشین بازی، دویدن و…… بازی های مورد علاقه دختران عبارت است از: عروسک بازی، طناب بازی، مهمان بازی، پذیرایی، تشکیل کلاس درس، بافندگی، رقص، خیاطی، فروشندگی، معما بازی و…… گفتنی است بازی هایی وجود دراد که هر دو جنس به آن علاقه مندند.
لمان و ویتی با استفاده از پرسشنامه و در ضمن تحقیقی گسترده، به این نتیجه رسیده اند ک

ه پسران بازی های توام با فعالیت و پر تحرکی را که مستلزم صرف انرژی و مصرف نیروی بدنی ، چابکی، مسابقه و رقابت است به انواع دیگر بازی ترجیح می دهند، در حالی که دختران معمولا به بازی های ساکن تر و نیازمند تحرک کمتر و آرام علاقه دارند.این مطلب را تحقیقات دیگری نیز تایید کرده است.
مارژوری هونزیک و اریکسون در مورد بازی ساتمان سازی کودکان یازده تا سیزده ساله تحقیقاتی انجام داده اند.پسران، بیشتر اوقات با استفاده از مکعب ها، ماشین ، آدمک های یک شکل با لباس های همسالان، ساختمان، جاده، کوچه وفروشگاه درست می کردند.دختران بیشتر به نظافت داخلی خانه می پرداختند وصحنه های خانوادگی را نشان می دادند.
در دوران کودکی، میان بازی دختران و پسران تفاوت چندانی مشاهده نمی شود ولی به محض این که سن ورود به دبستان فرا می رسد، اختلافات آشکارتر می شود و ارزش هایی که جامعه برای هر جنس قائل است، خود را در بازی ها نشان می دهد.در حدود هفت یا هشت سالگی، تفاوت های جنسی آشکارتر می شود.پسران بیشتر تمایل دارند با همدیگر بازی کنند و این امر در دختران نیز به چشم می خورد.پسران، به جای بازی با دختران، آنان را آزار می دهند و مسخره می کنند.اگر پسری با گروهی از دختران بازی کند، دیگر پسران او را مسخره می کنند.

تاثیر محیط:
تاثیر محیط بر بازی کودک را از دو دیدگاه می توان بررسی کرد:
۱٫ غنا بخشیدن به محرکاتی که کودک با آنها بازی می کند.
۲٫ تفاوت بازی های کودک در محیط های مختلف از نظر جغرافیایی.

۱٫ برخی از روان شناسان تنوع محرکات را مهمترین عامل محیطی در رشد هوش می دانند.کودک هر اندازه بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند و از حواس خود بهره بگیرد در سال های بعدی زندگی به دیدن، شنیدن، لمس کردن و استفاده از دیگر حواس خود علاقه بیشتری نشان خواهد داد.البته، باید توانایی ها ومحدودیت های فکری کودک را شناخت و کیفیت و کمیت محرک ها را با آن تطبیق داد؛ یعنی محرک های محیطی باید بجا و به اندازه باشند، و گر نه، نه تنها اثر مثبتی ندارند، بلکه مکن است سبب اغتشاش فکری و اختلال در یادگیری کودک شوند.کمبود محرک های لازم برای رشد، به رشد ناکافی سلسله اعصاب مرکزی و به ویژه مغز منجر می شود، در نتیجه، شخ

ص از نظر هوش که عملکرد مغز به خصوص قشر مغز است، رشد کافی نمی کند.
همانطور که وجود نور برای رشد و تکامل چشم لازم است و اگر انسان در خردسالی از نور محروم باشد در آینده حتی با وجود چشم سالم، فاقد حس بینایی است؛ کودک باید دنیای اطراف خود را بشناسد، مثلا انسان ها، حیوانات و اجسام را ببیند، اشیا را لمس کند، صداها را بشنود.کودک باید امکان تجربه رفتارهای گوناگون را داشته باشد.
از این رو، تاکید می شود که تنوع و تحرکات محیطی برایش فراهم سازید و اسباب بازی های مختلفی بخرید تا هر چه بیشتر به پرورش حواس او کمک کند.یعنی، هر اندازه بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند، گفت وگو کند در واقع به رشد عقلانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، روانی او کم
۲٫بنابر تحقیقات انجام شده، کودکان ژاپنی بیشتر به فعالیت های غیر رسمی گروهی توجه نشان می دهند، در حالی که بچه های آمریکایی به بازی های گروهی و رقابت علاقه بیشتر دارند.کودکان آمریکایی ، تنها در مراحل آغازین دوران کودکی به بازی های مهیج علاقه مندند، ولی بچه های ژاپنی این علاقه را برای مدت طولانی تر حفظ می کنند.
نه تنها بازی های دو کشور ، بلکه بازی های شمال وجنوب یک کشور و حتی محله های یک شهر نیز با هم تفاوت دارد.فرهنگ هر جامعه در بازی اثر می گذارد و می توان گفت که بازی کودکان، به نوعی منعکس کننده فرهنگ آن جامعه است.
در مناطق محروم، به این دلیل که افراد توانایی اقتصادی زیادی برای خرید وسایل و اسباب بازی برای کودکان ندارد، آ« دسته از بازی های سنتی را که نیاز چندانی به آلات و اسباب ندارد به کودکان خود می آموزند.در این جوامع ، کودکان یاد می گیرند که برای خود اسباب بازی بسازند.این تولید و سازندگی نیز گونه ای بازی و فعالیت دلچسب برای این قبیل کودکان به شمار می آیند.
تاثیر هوش
هوش می تواند بر نحوه بازی و نوع آن، انتخاب اسباب بازی و استفاده از آن تاثیر بگذارد.در این جا به نحوه برخورد کودکان باهوش و کم هوش با بازی و اسباب بازی اشاره می شود. کودکان تیزهوش سعی می کنند وسایل و اسباب بازی هایی را انتخاب کنند که بتوانند با آنها به ابتکار و ابداع دست بزنند و قوای ذهنی خود را به کار گیرند.کودکان باهوش تر مدت کمتری به یک بازی مشغول می شوند؛ زیرا خواهان تنوع هستند و از تنوع لذت می برند.کودکان باهوش در سنین بالاتر به بازی هایی که مستلزم فعالیت های ذهنی و جسمی است می پردازند؛ مثلا جمع آوری اشیای مورد نظر(کلکسیون) برای آنان جذاب و لذتبخش تر است.
کودکان تیزهوش، به دلیل توانایی های بیشتر، به انجام دادن بازی های انفرادی تمایل نشان می دهند و معمولا انرژی بدنی را در حد زیادی مصرف نمی کنند.به نظر می رسد که کودکان تیزهوش و کودکان عقب مانده بیشتر به بازی های انفرادی می پردازند؛ زیرا کودکان تیز هوش ،

به علت توانایی زیاد، و کودکان کم هوش، به سبب توانایی کم، معمولا به خوبی در گروه پذیرفته نمی شوند.
اگر یک ماشین اسباب بازی در اختیار کودک عقب مانده گذاشته شود، ممکن است آن را به اطراف بکوبد یا آن را متلاشی کند، ولی کودک تیزهوش سعی می کند با آن بازی رمزی انجام ده

د و حتی ممکن است به بررسی کنجکاوانه ماشین اسباب بازی بپردازد و آن را باز کند تا از محتویاتش آگاهی یابد.
((کودک)) و((بازی)) دو واژه ای هستند که تداعی کننده یکدیگرند.گویی کودکان شغلی به جز بازی ندارند وبازی فقط مربوط به عالم کودکان است.بازی از قوی ترین ابزارهای آموزشی والدین است.در حالی که والدین معمولا نگران تداخل دردسرهای روزمره و مشغله های زندگی با زمان بازی با کودک هستند.آنها اغلب شکایت دارند که “بازی با کدام وقت؟ با کدام حوصله؟”
البته به طور ایده آل، بازی با کودک زمانی است که پدرو مادر وقت خود را کاملا به او اختصاص می دهند. ولی برای آن دسته از والدین که واقعا گرفتارند نیز راه حل هایی وجود دارد.در زندگی شهری امروز، بسیاری از زمان های مفید ما در ترافیک ، صف، سالن های انتظار و ….. به هدر می رود.بسیاری از مردم با افزودن برنامه ای به این زمان هدر رفته، سعی می کنند به نحوی از وقت خود استفاده مطلوب تری ببرند، مثلا گوش دادن به موسیقی در اتومبیل، خواندن روزنامه یا انواع کتاب های جیبی در صف و گاهی هم تماشای تلویزیون در بعضی سالن های انتظار.یکی از برنامه های جالب در زمان های کشته شده مثل ترافیک های سنگین یا حتی ترددهای طولانی بدون ترافیک، برای اولیاء می تواند بازی با کودکانش در اتومبیل باشد. وقتی کودک در اتومبیل نشسته است، به تماشاگری می ماند که در سالن سینما به پرده چشم دوخته است، پس او را در تماشای این روزمره و تکراری(از نظر خودتان) تنها نگذارید، چرا که در دنیای او این فیلم تکراری عبور از فضای شهری وقتی می تواند هیجان انگیز باشد که شما بازی با او را به گونه ای که احساس با او بودن را به کودک بدهد، به نحوی دلپذیر اجرا کنید.بازی در اتومبیل به کودک کمک می کند از کلافه شدن و مزاحمت های بی مورد در این زمان به دور بماند و در درجه ی بعد به شما به عنوان”ولی” این امکان را می دهد تا در ضمن درگطری ها ومشغولیت های روزمره، در ایجاد رابطه ای عاطفی با کودک خود موفق شوید.یک نمونه از این نوع بازیها را که در داخل اتومبیل و در فضاهای شهری قابل اجراست دنبال می کنیم.به این ترتیب، اتومبیل را به اتاق دلچسبی برای کودک خود تبدیل می کنید.البته خود شما نیز در طرح بازیهای دیگر، خلاقیت داشته باشید.

ارزش بازی کودکان
بدون تردید می توان گفت که بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب م

ی شود و در زندگی کودک اهمیتی ویژه دارد.بازی برای هر کودک در حال رشد، از ارزش های مختلفی برخوردار است.
همه نظریه پردازان، صرف نظر از گرایش های گوناگونی که دارند، بر این عقیده اند که بازی در رشد وتکامل کودک نقش مهمی ایفا می کند.روانکاوان معتقدند که بازی برای غلبه بر آسیب ها یا ناراحتی های عاطفی ضروری است.روان شناسان اجتماعی اعتقاد دارند که بازی برهمه فرهنگ های دنیا برای ارتقای کفایت ها واجتماعی کردن کارکردها امری ضروری است.
فعالیت هایی که کودک به عنوان بازی انجام می دهد، در پرورش نیروی بدنی و حواس او تاثیر فراوان دارند.کودک می پرد، می دود، از پله ها بالا و پایین می رود، لی لی می کند، خم و راست می شود، می نشیند و بر می خیزد، دو.چرخه سواری می کند، توپ بازی و طناب بازی می کند و…. در همه این فعالیتها عضلات و اندام های مختلف خود را به کار می گیرد و موجبات تقویت آنها را فراهم می سازد.
همه نظریه پردازان، صرفنظر از گرایش های گوناگونی که دارند، بر این عقیده اند که بازی در رشد و تکامل کودک نقش مهمی ایفا می کند. روانکاوان معتقدند که بازی برای غلبه بر آسیب ها یا ناراحتی های عاطفی ضروری است.همچنین روان شناسان اجتماعی اعتقاد دارند که بازی برای تسلط بر خود ویادگیری شیوه های زندگی کردن با تجربه های معمول روزانه ضرورت دارد. ساخت گراها می گویند بازی در همه فرهنگ های دنیا برای ارتقای کفایت ها و اجتماعی کردن کارکردها امری ضروری است.
ارزش جسمانی بازی
از آنجا که بازی اغلب با فعالیت بدنی همراه است، با رشد و تربیت اندام بچه ها و مهارت های جنبشی مناسب و آمادگی بدنی آنان ارتباطی نزدیک دارد.بچه ها بدنشان را با علاقه و لذت به کارهای جسمی وا می دارند وهمزمان با آن، به مهارت هایی می رسند که آنان را قادر می سازد تا از نظر بدنی احساس اطمینان، ایمنی واتکا به نفس پیدا کنند.
فعالیت هایی که کودک به عنوان بازی انجام می دهد، در پرورش نیروی بدنی و حواس او تاثیر فراوان دارند.کودک می پرد، می دود ، از پله ها بالا وپایین می رود، لی لی می کند، خم و راست می شود، می نشیند وبر می خیزد، دوچرخه سواری می کند، توپ بازی و طناب بازی می کند و… در همه این فعالیت ها عضلات و اندام های مختلف خود را به کار می گیرد و موجبات تقویت آنها را فراهم می سازد.
از نظر حسی و حرکتی می توان گفت ، به وسیله بازی حس بینایی، شنوایی وبساوایی کودک پرورش می یابند.چشم و دست او از هماهنگی بیشتر وبهتری برخوردار می گردند و عضلات انگشتان و دست و پایش ورزیده می شوند.
معمولا کودکان سالم از انرژی زیادی برخوردار هستند که به وسیله بازی ان را مصرف می کنند.اگر انرژی های اضافی کودک از طریق صحیح (بازی) به مصرف نرسد وبه حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخیره شود، موجب ناآرامی، عصبانیت بدخلقی وپرخاشگری او می شود.

ارزش اجتماعی بازی
انسان، به عنوان موجودی اجتماعی، نیاز دراد که به گروهی تعلق داشته باشد وخود را بخشی از آن بداند.او با بازی کردن نخستین گام ها را برای اجتماعی شدن برمی دارد.
معمولا کودکان سالم از انرژی زیادی برخوردار هستند که به وسیله بازی آن را مصرف

می کنند.اگر انرژی های اضافی کودک از طریق صحیح (بازی) به مصرف نرسد و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخیره شود، موجب ناآرامی، عصبانیت، بدخلقی وپرخاشگری او می شود.
کودک به وسیله بازی، مفاهیم همکاری، پیروزی، شکست، همچشمی، برتری طلبی، رقابت وایجاد رابطه انسانی و دوستانه را یاد می گیرد، همچنین می آموزد که چگونه در استفاده از وسایل بازی با دیگران سهیم شود و از این طریق حس تعاون واحترام به دیگران را در خود رشد می دهد.مثلا کودکی که برای نخستین بار سوار تاب می شود بسیار خودخواهانه برخورد می کند.ولی به مرور یاد می گیرد که دیگر کودکان نیز مشتاقانه انتظار می کشند.
کودک با بزرگتر شدن، این اصل را می پذیرد که شرط اساسی بازی با دیگران همکاری است.در حدود سه سالگی به کودکان دیگر وبازی با آنان علاقه مند می شود و به تدریج آمادگی پیدا می کند که حقوق دیگران را درک کند.وقتی کودک به این مرحله رسید، زمان آشنایی وسپس آموختن بازی های گروهی فرا می رسد.

روح فرمانبرداری از مقررات وضع شده در بازی ها، کودک را به فرمانبرداری از مقررات اجتماعی عادت نی دهد و قدرت سازماندهی، مدیریت و سلسله مراتب را به او می آموزد.بررسی های بسیاری نشان می دهد که بازی با دیگران به بچه ها فرصت می دهد تا رفتار خودشان را با رفتار دیگران هماهنگ کنند و دیدگاه هایی را که با نقطه نظرهای خودشان تفاوت دارد، به حساب بیا

ورند.
بنابراین بازی تجربه هایی غنی در اختیار بچه ها می گذارد، تجربه هایی که بچه به آنها نیاز دارند تا مهارت های اجتماعی را فرا گیرند، تحریم وسلطه گری را به کار برند و در قدرت، مکان زیست و عقیده با دیگران شریک شوند.
کودک به وسیله بازی، مفاهیم همکاری، پیروزی، شکست، همچشمی، برتری طلبی، رقابت و ایجاد رابطه انسانی و دوستانه را یاد می گیرد.همچنین می آموزد که چگونه در استفاده از وسایل بازی با دیگران سهیم شود واز این طریق حس تعاون واحترام به دیگران را در خود رشد می دهد.
ارزش اخلاقی بازی
بازی یکی از مهمترین عوامل در تربیت اخلاقی کودک به شمار می آید.کودک در خانه و مدرسه یاد می گیرد که چه چیز خوب وچه چیز بد است، ولی تثبیت معیارهای اخلاقی دراین دو محل هرگز به اندازه بازی قوی نیست.کودک در می یابدکه اگر بخواهد در بازی پذیرفته شود، باید درستکار، حقیقت طلب، مسلط به خود، عادل، صادق، وفادار، مسئولیت پذیر و دارای رفتاری پذیرفتنی باشد.اگر خواسته باشد در گروه حاشا کند، جِر بزند، وبه حساب خودش کلاه سر دیگران بگذارد، همبازی ها خیلی زود او را طرد خواهند کرد وجایگاهی در گروه نخواهد داشت. او در بازی کم کم درک می کند که همبازی هایش در مورد خطاهای وی در بازی، نسبت به اعضای خانواده اش(پدر ومادر، برادران، خواهران) چندان شکیبا و صبور نیستند.بنابراین او یاد می گیرد که اصول اخلاقی را به هنگام بازی نسبت به محیط خانه و مدرسه به طور کامل تر رعایت کند.
ارزش عقلانی بازی
بخشی از آشنایی کودکان با جهان بیرونی، به وسیله بازیها انجام می شود.کودک، از راه عمل وتجربه، در محیط به ابداع می پردازد وبا پدیده ها ومسائل جدید آشنا می شود.به هنگام مشاهده دقت به خرج می دهد و با استفاده از این زمینه ها(یعنی مشاهده، تجربه، دقت وابداع)قدرت انتخاب بهترین راه حل را به دست می آورد وقادر می شود که از پدیده های محیط خود شناخت صحیح تری کسب کند. کودک به هنگام بازی، به استدلال می پردازد، قضاوت می کند، مسائل را حل و در نهایت از فعالیت های خود نتیجه گیری می کند و این فعالیت ها به او یاری می دهد تا در آینده بتواند متکی به نفس، مستقل و در حل مشکلات توانمند باشد.برای درک بیشتر دنیای

کودکان، می توان آنها را در هنگام بازی مورد مشاهده قرار داد.کودکان، به وسیله بازی، احساسات ، ناکامی ها و اضطراب ها وترس های خود را بیان می دارند.از این رو، بازی برای درمانگران وسیله ای مناسب است تا به دنیای کودکان راه یابند وآنان را بیشتر و بهتر بشناسد و به مشکلات پیای انجام شده نشان دهنده رابطه ای مثبت بین بازی ونمره آزمون های هوشی میزان شده است.این بررسی ها به نکات زیر اشاره دارد: افزایش مهارت ها در برنامه ریزی، توانایی حل مشکل، مهارت در وضعیت تحصیلی، آفرینندگی و تفکر واگرا، دست یافتن به دور اندیشی، حافظه و رشد زبان.
بنابراین ارتباط بازی با رشد شناختی موضوعی مهم است، زیرا در جایی بازی ممکن است به رفتارهایی پیچیده تر بیانجامد.
از این روست که انجمن جهانی تعلیم وتربیت دوران کودکی(ACEI) عقیده دارد بازی، رفتاری طبیعی و توانمند است که در رشد کودک نقش ایفا می کند وتاکید دارد که هیچ یک از برنامه های آموزش بزرگسالان نمی تواند جایگزین مشاهده، فعالیت و دانش مستقیم خود کودک شود.

ارزش درمانی بازی
برای درک بیشتر دنیای کودکان، می توان آنها را در هنگام بازی مورد مشاهده قرار داد.کودکان، به وسیله بازی، احساسات، ناکامی ها واضطراب ها و ترس های خود را بیان می دارند.از این رو، بازی برای درمانگران وسیله ای مناسب است تا به دنیای کودکان راه یابند و آنان را بیشتر و بهتر بشناسد وبه مشکلات پی ببرند.امروزه، به کمک این شیوه و تدارک اسباب بازی های ضروری و تشکیل جلسات بازی برای کودکان، رفتارهای آنان را زیر نظر می گیرند وضمن دستیابی به ریشه های مشکلات کودکان ، به درمان آنان می پردازند.بازی نقش تخلیه هیجانی را برای از میان بردن انرژی سرکوب شده و زیر فشار قرار گرفته بازی می کند.در زندگی روزمره، کودک نیاز دارد تا از تنش هایی که محدودیت محیطی به او تحمیل می کند، رهایی یابد.
بازی به کودک فرصت می دهد تا احساسات خود را به شیوه ای پذیرفتنی در اجتماع بیان کند و به وی اجازه می دهد انرژی تحت فشار خود را به گونه ای بیرون بریزد که از نظر دیگران ، و به طور کلی اجتماع، معنی نداشته باشد.بازی واسباب بازی ها بهترین ابزار برای شناختن تمایلات واحساسات کودکان به شمار می آیند؛ زیرا کودک، به هنگام بازی های اخلاقی خود، خواسته ها وتمایلات خویش را بیان می کند و نشان می دهد که از چه چیزی محروم شده است، به چه چیزهایی بیشتر گرایش دارد واز چه چیزهایی رنج می برد.
مثلا بچه ای که می خواهد نقش رهبر را بازی کند، چون در زندگی واقعی برآوردن چنین خواستی همیشه ممکن نیست، در بازی می تواندپدر ، معلم یا ژنرال سرباز عروسکی خود باشد.به گفته اکسلاین، بازی وسیله طبیعی کودک برای بیان خود است.بازی موقعیتی است که به کودک داده می شود تا احساسات و مشکلات خود را بروز دهد؛ درست همانطور که در مورد بزرگسالان صاد

ق است و شخص مشکلات خود را با گفت وگو عنوان ومطرح می کند.مثلا وقتی کودک با عروسک هایی بازی می کند که معرف اعضای خانواده او هستند، امکان دارد کلیدی به درمانگر بدهد که از آن طریق بتواند به چگونگی احساسات او نسبت به اعضای خانواده اش پی ببرد.اگر کودک عروسکی را که به جای نوزاد یا خواهر و برادر کوچکترش است کتک بزند، یا عروسک مادر به عروسک خواهر و برادر بزرگ تر سیلی بزند، می توان دریافت که او نسبت به اعضای خانواده اش چه احساسی دارد.
کودکان در هنگام بازی، خود را باصداقت، صراحت، روشن وزنده بیان می کنند.احساسات، نگرش ها وافکار متلاطم آنان آشکار می شود و خود را نشان می دهد.یک ناظر(درمانگر) می تواند مشکلات کودک را درک کند، خمود کودک نیز به مرور می تواند مشکلات خود را بفهمد و روش روبه رو شدن با آنان را فرا گیرد.
انواع بازی کودکان
بازی ها، با توجه به محتوای آنها و تمایلات و گرایش های کودک که از اوضاع واحوال درونی او سرچشمه گرفته است، بر اساس نگرش و دیدگاهی که نظریه پردازان روان شناسی نسبت دارند، به انواع گوناگونی تقسیم می شوند.
در میان بازی ها، بازی های تقلیدی، نمایشی، نمادی، تخیلی به دلیل اهمیتی که در شناخت و بررسی وضعیت روحی، روانی و درمانی کودک دارند، و از آنجا که کودکان هم بیشتر مایل ا

ند به این بازی ها بپردازند و نیز وجوه اشتراک این بازی ها که تشخیص آنها را قدری مشکل می سازد، سبب می شود اولویت را به بررسی این بازی ها بدهیم.

بازیهای تقلیدی

غریزه تقلید یکی از غرایز نیرومند و ریشه دار در انسان است.به برکت وجود همین غریزه است که کودک بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت، غذاخوردن، لباس پوشیدن، طرز سخن گفتن، ادای کلمات و جمله ها را از پدر و مادر و دیگر معاشران فرا می گیرد وبه کار می بندد.انسان در سراسر طول عمر، کم و بیش، از دیگران تقلید می کند؛ اما در فاصله یک تا پنج سالگی از این قوه بهره بیشتری می گیرد.
کودکان تقلید را ابتدا از پدر ومادر خود آغاز می کنند؛ که به تقلید اکثر فعالیت های پدر ومادر خود در خانه می پردازند.پسران کارها ومشاغلی را تقلید می کنند که بیشتر مربوط به مردان است و دختران علاقه مندند که فعالیت های مربوط به مادران را تکرار کنند.مثلا پسرها دوست دارند نقش بنا، دستفروش، مغازه دار، راننده، پزشک، خلبان، پلیس و.. را بازط کنند، در حالی که دخترها ذوق فراوان دارند که در نقش مادر وپرستار، کارهایی از قبیل تمیز کردن خانه، آشپزی، شستشو واتو زدن لباس ها وغیره را به صورت بازی انجام دهند.
بازی های تقلیدی در رشد کودکان نقشی مهم دارند.کودکان نیازمند فرصت هایی هستند تاخود را، مثل بزرگترهائی که می شناسند، بیارایند و همچون آنان عمل کنند.از جمله وسایلی که امکان چنین بازی هایی را فراهم می کند: چیزهایی نظیر لوازم خانه داری، عروسک ها، پارچه های مخصوص خیاطی، ظرف ها، قطعات گوناگون ومکعب ها، انواع ماشین ها، هواپیما، قایق، تانک، تفنگ، میز و صندلی کوچک که به کودک کمک می کنند با فرو رفتن در نقش بزرگسالان، دنیای واقعی پیرامون خود را درک کند وبرای زندگی در آن آماده شود.این گونه بازی ها از سه سالگی به بعد مورد توجه کودکان قرار می گیرند وکودک بسیاری از مسائل عاطفی واجتماعی را به وسیله آنها می آموزد.
بازی های نمایشی
کودکان، نه تنها به تقلید فعالیت های بزرگسالان می پردازند، بلکه همچنین مشتاقانه علاقه دارند که مانند آنان لباس بپوشند ومانند آنان سخن بگویند.نخستین بازی های نمایشی کودک در خانه انجام می شود وآن زمانی است که مثلا دختر کفش های مادرش را می پوشد ویا پسر، به تقلید از پدر، روزنامه می خواند ویا با مخاطب های فرضی به مکالمه تلفنی می پردازد ونقش آنان را به نمایش می گذارد.
اگر چه بازی های تقلیدی ونمایشی با هم اشتراک اند و در حقیقت، بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است، نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالی که در بازی نمایشی، کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را بیان می دارد.مثلا هر گاه کودک پدری سختگیر ومستبد داشته باشد، کودک در بازی تقلیدی خود سختگیر و مستبد می شود، اما دربازی نمایشی انتظار محبت وهمدردی پدر با فرزند را منعکس می کند.
بازی های نمایشی به توانایی های کودک برای فرار از محدودیت هایی که واقعیت به او تحمیل می کند می افزاید.این بازی ها او را قادر می سازد که بهآرزوهای خود جامه عمل بپوشاند و به وی فرصت می دهد تا خود را از شر بد خلقی ها برهاند وبر موقعیت هایی که در زندگی واقعی او را آزار می دهند فایق آید. کودک هر چه سرخورده تر باشد، بیشتر به بازی های نمایشییح وکافی به بازی های نمایشی می پردازد.
تحقیق درباره بازی های کودکان در مهد کودک، نشان داده است که کودکانی که بیشترین وقت را صرف بازی های قاعده دار می کنند، کمترین میزان دلشوره ونگرانی را دارند، در حالی که کودکان دچار نگرانی وقت بیشتری را به بازی های نمایشی اختصاص می دهند.بازی نمایشی به کودک فرصت می دهد تا شخصیت خویش را آشکار سازد.در واقع، مهمترین بازی ای که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز وظهور کند، بازی نمایشی است.
موضوعات عادی بازی های نمایشی و تخیلی کودکان خردسال عبارت اند از:
۱٫ الگوهای خانگی، از جمله میهمان بازی، آشپزی، مواظبت از بچه ها وایفای نقش پدر ومادر.
۲٫ تقلید از حیوانات که می پرند و می خزند.
۳٫ مراقبت از بیماران و تقلید نقش دکتر و پرستار.
۴٫ فروشگاه بازی کردن.
۵٫ سفر کردن و دیگر فعالیت های مربوط به حمل ونقل، مانند راندن خودرو، قطار، هواپیما وکشتی.
۶٫ ایفای نقش پلیس و به طور کلی بازی با اسلحه.
۷٫ باز ی آتش نشانی.
۸٫ کشتن و کشته شدن.
۹٫ مهمانی دادن وعروسی کردن.
۱۰٫ ایفای نقش قهرمانان افسانه ای.

بازی های نمادین
بازی های نمادی که نقطه اوج بازی های کودکانه است، از حدود یک ونیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد.در واقع، بازی نمادی زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم ونمادهای زبان را دارد.
بازی های نمادی، با بازی های تقلیدی ونمایشی تفاوت دارد.در بازی های تقلیدی ونمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق به لذتی درونی و برونی دست می یابد وخود را از قید تنشها رها می سازد.
در هر دوی این بازی ها(تقلیدی و نمایشی) کودک سعی دارد به اشیا ووسایل واقعی موجود در محیط خود دست یابد و با آن وسایل بازی کند، اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد.در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود،به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند.واقعیت ها تغییر شکل می یابند.اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.
مثلا تکه چوبی را اسب خودمی داند، قوطی کبریت را در دست می گیرد وآلو رفتن و پارک کردن می کند، یا قاشق چایخوری را به عنوان هواپیما در فضا حرکت می دهد وبعد آن را در فرودگاه به زمین می نشاند.در این بازی ها کودک شی ء مورد استفاده را نمادی از شی ء اصلی تلقی می کند. در چنین اوقاتی، کمک تخیل بسیار چشمگطر است وکودک، برای این که تخیلش بتواند خوب کار کند، به بسیاری از اشیا و مواد نیاز دارد اما در این میان چیزهایی را که می شناسد و از آنها دانش مختصری دارد، محدودند.نیروی تخیل به کمک کودک می شتابد تا او نشانه ها را بسازد، نشانه هایی که جانشین اشیاء، حیوانات واشخاص واقعی می شوند.
حقیقت، می توان گفت که نشانه ها عبارت اند از تصوراتی که کودک از دنیای درون و برون خود دارد وخاصیت تخیل این است که آن تصورات را رشد وگسترش می دهد.در اینجاست که ارزش و اهمیت اسباب بازی ها آشکار می شود، زیرا تنوع و گستردگی آنها کمک می کند تا کودک بتواند به توسعه هر چه بیشتر نشانه ها و در نتیجه به تصورات خود، نایل آید.
پیاژه معتقد است که این نشانه ها در واقع زبان فردی کودک است که وی می تواند با آنها احساسات درونی خود را آشکار سازد.مثلا اگر کودکی تبیه شده باشد، ممکن است عروسک خود را کتک بزند یا با خرس کوچولوی خود اوقات تلخی کند، یا کودکی که دارویی را به اکراه نوشیده وبه این دلیل کارش به مشاجره با مادرش کشیده باشد، به طور نمادین دارو به عروسکش می خوراند ودرباره مزایای دارو با عروسک سخن می گوید.این گونه بازی ها را پیاژه (بازی جبرانی) می نامد.
متخصصان بازی درمانی، متخصصانی که بر روی کودکان دارای ناراحتی های عاطفی کار می کنند، در اتاق بازی درمانی، از وسایلی مانند عروسک ها ، خانواده های عروسکی، جعبه های شن و…. بهره می گیرند؛ زیرا کودکان ممکن است نتواند احساسات خودرا به وسیله کلمات منتقل

کنند.کودکان، به وسیله بازی یا اسباب بازی ها، احساسات و ناکامی های خود را نشان می دهند.اسباب بازی ها در واقع کلمات کودکان هستند و حالت نمادین دارند که روان درمانگر می تواند اوضاع و احوال درونی کودک را تفسیر کند.
بازی های تخیلی
تخیل به آن گونه فعالیت عالی ذهن گفته می شودکه اشیاء یا حوادثی را در ذهن خلق می کند، بدون این که مستقیما از داده های حسی بهره بگیرد. به عبارت دیگر ذهن هنگام تخیل، روابط تازه ای را ایجاد می کند و آنها را به شکل هایی در می آورد که پیشتر هرگز با آنها برخورد نداشته است.
کودک تخیلی آن چنان قوی دارد که می تواند جریان آب باریکی را به صورت رودخانه ای پهناور در خیال مجسم نماید وتلی کوچک از خاک را تپه ای فرض کند.کودک مانند خودرویی حرکت می کند و دور می زند. خود را به منزله راننده می بیند وبدن خویش را همچون خودرو به کار می اندازد.تخیل کودک اسباب بازی ها را بزرگ می کند ومواد بازی را تغییر می دهد تا به این ترتیب، کودک بتواند به عالم خیال وارد شود، موجودات خیالی را واقعی فرض کند واز بازی خود لذت ببرد.
هرچند کودک ذهن فعال و قوی دارد، اسباب بازی ها در نظر او مواد واقعی هستند و او هر دو قلمرو واقع وخیال را نیک می شناسد.در انواع بازی های تخیلی، پرتو خیال است که اسباب بازی ها و مواد را جان می بخشد وهنگامی که خلق وخوی طفل دگرگون می شود، اسباب بازی ه

ا ممکن است در نظر او تغییر کنند؛ مثلا جریان باریکی از آب صورت خندق بگیرد، یا تکه چوبی که قایق بود، به خیال او جزیره ای جلوه کند.برای کودک بسیار آسان است که صندوقچه ای کوچک، گاهی محل اختفای دزد، و زمانی محل تاجگذاری پادشاه باشد.
این بازی ها در یک و نیم سالگی آشکار، ولی معمولا در سه سالگی آغاز می شود و در طی چند سال غنا و پیچیدگی می یابد. تحقق این مرحله، مستلزم پشت سرگذاشتن مطلوب مراحل پیشین است.

در این بازی ها کودک، برای تظاهر به نوشیدن، ابتدا فنجانی خالی را به کار می برد، در مرحله بعد این کار را با یک برگ که به شکل فنجان درآمده، و یا با کف دست خود که آن را گود کرده است و میان آنها و شیء واقعی مشابهت ظاهری وجود دارد، انجام می دهد. او در مرحله بعدی از اشیای مناسبی استفاده می کند که به شیء واقعی شبیه نیست و سرانجام به مرحله ای می رسد که این کار را اصولا بدون استفاده از اشیا و با حرکات نمایشی صامت انجام می دهد.
این مراحل، میزان (فاصله گرفتن) تدریجی کودک از اشیای واقعی وافزایش مهارت وی در نماد سازی را نشان می دهند.تفاوت این نوع از بازی ها با بازی های نمادی آن است که در بازی های تقلیدی و نمایشی و حتی نمادی، کودک از آنچه دیده و تجربه کسب کرده است الگو برداری می کند، در حالی که در بازی های تخیلی، کودک با استفاده از تجربه های گذشته خود، رویدادی جدید که در سابق برخورد چندانی با آن نداشته است، به وجود می آورد.
کودک با استفاده از بازی های نمادی، پرنده اندیشه را به دوردست ها پرواز می دهد و با نیروی تخیل خود اشیا و موجودات مورد علاقه را در برابر خویش حاضر می کند و در آنها تغییراتی می دهد تا مناسب بازی او شوند و آن گاه آنها را با اسباب بازی های نمادی خود فعال می کند.کودک با استفاده از نیروی تخیل خود، موجودات یا اشیایی را که باعث زحمت و آزارش هستند، بدون ترس از گزند آنها و با رضایت خاطر، حاضر می کند وآن گاه با اسباب ابزی های نمادی خود، آنها را هلاک می سازد یا از آنها انتقام می گیرد و به تبیه شان می پردازد.رشد تخیل، باید هدف اصلی آموزش و پرورش کودک باشد.همه مخترعان، نویسندگان، نقاشان و موسیقیدانان بی تردید تخیلی قوی داشته اند.بازی کودکان می تواند برای رشد تخیل بی اندازه مفید واقع شود وتخیل نیز فرصت های ثمر بخشی را برای یادگیری و شناسایی کودکان از جهان فراهم می آورد.
وسایل و لوازمی که به کودکان در بازی های تخیلی کمک می کند
فعالیت هایی مانند خانه بازی، بازی در نقش پدر ومادر، آشپزی، خرید وفروش و شکار از شکل های متداول بازی های تخیلی هستند که برای این بازی ها، هر چه وسایل بازی بیشتر باشد، کودکان بهتر می توانند بازی های تخیلی را انجام دهند.وسایلی که برای این منظور به کار می رود، لازم نیست نو و یا دقیق درست شده باشد.اگر این وسایل ناقص باشند، کودک با کمک تخیل خویش، آنها را تکمیل می کند.
وسایل لازم برای بازی های تخیلی
۱٫ لباس های زنانه؛ ۲٫ لباس های مردانه؛ ۳٫ تلفن اسباب بازی یا چیزی شبیه آن که کودک را تشویق به صحبت کردن کند؛ ۴٫ انواع عروسک ها و خانواده عروسکی؛ ۵٫ بطری شیر نوزاد؛ ۶٫ زنگ اخبار که برای ورود استفاده می شود؛ ۷٫ شیلنگ پلاستیکی به طول دو یا سه متر؛ ۸٫ خودرو، قطار، قایق وهواپیمای اسباب بازی؛ ۹٫ ملافه، پتو، رومیزی، روتختی کهنه که دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد؛ ۱۰٫ کلاه مامور آتش نشانی، کلاه افسر پلیس، روپوش سفید ولوازم پزشکی

و….

بازی، حیات کودک
بازی و رشد
محرکی چون بازی بر رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی و فیزیکی کودک تاثیر بسزایی دارو می گذارد؟ تعدادی از این کودکان در محیط هایی کاملا ایزوله زندگی کردند حتی تختهایشان طوری قرار داشت که بچه های هم اتاقی شان را نمی دیدند.یعنی نه تنها نمی توانستند ۴۳۳ با یکدیگر بازی کنند بلکه حتی از داشتن ساده ترین اسباب بازی هم محروم بودند.بچه های دو ساله مانند بچه های دو ماهه رفتار می کردند، قادر به راه رفتن و حرف زدن نبودند وحتی مانند آنها تغذیه نمی شدند، هیچ یک در مورد دستشوئی رفتن هم آموزش ندیده بودند.آنها وقتی بزرگترها نزدیکشان می رفتند گریه می کردند و نیز مستعد انواع بیماری های کودکان بودند.برای همه بچه های هشت ساله فقط یک مراقب وجود داشت، او به قدری گرفتار بود که نمی توانست ، توجه لازم را به هر یک داشته باشد.
برعکس، بچه های مهد کودک به اسباب بازی علاقه نشان می دادند و با آنها بازی می کردند، با بزرگترها ارتباط نزدیک داشتند؛ از بودن در کنار کسانی که در مجاورتشان بودند لذت می بردند.مادرانشان هر روز با کودکان خود بازی می کردند، آنها را در آغوش می گرفتند، غذا می دادند، حمام می کردند، تعجبی ندارد که این کودکان در سن دو سالگی می توانستند راه بروند، صحبت کنند و به تنهایی غذا بخورند.بچه هایی که در مهد کودک نگهداری می شدند، در همه زمینه ها با بچه هایی که در خانواده رشد کرده اند، برابری داشتند.در این پژوهش اهمیت بازی به همراه پرستار مهربان آشکار شد، چه او مادر باشد یا مربی مهد کودک.هیچ زمانی جز سالهای اولیه زندگی ، بازی تاثیر خود را نشان نمی دهد. پس توجه به سالهای کودکی وتاثیر بازی، ضرورت بسیاری دارد.
کودک هنگام بازی می تواند کشف کند چه کسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ کند.به راستی بازی می تواند به کودک اعتماد به نفس دهد، بازی کردن بچه ها راهی است به سوی شکل گیری شخصیتی سالم و مفید.در نتیجه برای این که کودک در آینده زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.
بازی وشناخت
یکی از امتیازهای بازی این است که رشد شناختی کودک را گسترش می دهد.برای مثال بازیهای حسی – حرکتی، درک کودک را از دنیای اطرافش افزایش می دهد.بازیهای جسمی به او کمک می کند تا ناتوانی های خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد.بازیهای نمادین، به او اجازه

می دهدد تا واقعیات را تغییر دهد.(به حال تعلیق در آورد.)
توانایی کودک در بازی نمادین، نشانه نقطه عاطفی در رشد شناختی اوست.چرا که به تدریج ذهن او قدرت شکافتن ضاهر واقعیات را نمایان می کند.در تخیلات او خرس عروسکی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید.
همانطور که قوه درک کودک قوی تر می شود، بهتر می تواند با استفاده از تخیلاتش به خیالپردازی بپردازد.زمانی می رسد که او قادر است ماند بزرگترها تفکر انتزاعی داشته باشد.در طی بازی، کودک با مفاهینی چون بزرگ- کوچک، بالا – پایین، پر یا خالی آشنا می شود وآنها را با وضوح

بیشتری درک می کند.بازی تخیلی به کودک کمک می کند تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی با تخیل قابل تغییر و چه چیزی تغییر ناپذیر است.
بازی کردن، کودک را قادر می سازد بر بعضی از امور پیرامونش تسلط پیدا کند، و دریابد که نمی تواند کاملا همه امور را تغییر دهد و همه چیز را دست کاری کند.پس او این درس را یاد می گیرد که دنیای واقعی را نمی توان کاملا تغییر داد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 19700 تومان در 152 صفحه
197,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد