دانلود مقاله بررسی تأثیرآموزش مهارتهای اجتماعی از طریق قصه های قرآن یبر کودکان

word قابل ویرایش
9 صفحه
5700 تومان

مقدمه

بیتردید تربیت اسلامی یکی از اساسیترین بخشهای معارف اسـلامی اسـت. ارائـه معـارف دینـی بـه کودکان، باید متناسب با ویژگیهای رشدی آنان باشد. شناساندن این معارف، بخصوص به کودکـانی کـه هنوز به قابلیتهای ذهنی دست نیافتهاند، از پیچیدگی و حساسیت خاصی برخـوردار اسـت. قصـههـای قرآن، شامل مفاهیم ارزشمندی است که بر جوانب مختلف رشـد کودکـان تـأثیر دارد. چنانچـه انتخـاب قصه و به چالش کشیدن مفاهیم برگرفته از آن، مطابق با ظرفیتهـای آنـان باشـد، موجـب مـیشـود تـا کودکان بیشتر بتوانند با دین ارتباط برقرار کنند و آموزههای دینی را بهتر درک کنند.

قصهگویی در طول تاریخ همواره مورد علاقه و توجه بشر بوده است. ازایـنرو، قصـه یکـی از ابزارهای مهم اصلاح رفتار محسوب میشود. قرآن کریم نیز به نیاز بشر و گرایش او به قصه توجـه نشان داده و با تأکید بر علایـق طبیعـی انسـان، بسـیاری از مباحـث ظریـف اعتقـادی، اجتمـاعی و اخلاقی را در قالب زیباترین داستانها طرح و ارائه نموده است. خدای متعال در سورههـای متعـدد قرآن کریم، از طریق نقل داستان گذشتگان سعی در هـدایت، تربیـت و اصـلاح رفتـار بشـر داشـته است. حتی خداوند یکی از کارهای خود را قصهگویی میداند و خطاب به پیـامبر خـود حضـرت محمد میفرماید: »ما بهترین سرگذشتها را از طریق این قرآن، کـه بـه تـو وحـی کـردیم، قصـه میکنیم« (یوسف: .(۳

در قرآن قصههای حقیقی زیادی وجود دارد که فضای قصههای آن، چنـان مخاطـب را تحـت تـأثیر قرار میدهد که او با میل و علاقه همگام با داسـتان پـیش مـیرود. سـاختار دلنشـین و زیبـای قصـههـا بهگونهای است که در همه فرازها، حـق را از باطـل جـدا مـیکنـد و خواننـده را از سـرانجام ناسپاسـی، نافرمانی، مردمآزاری، شرک، کفر و گناه آگاه میکنـد. ازایـنرو، بـا توجـه بـه تـأثیر قصـه بـر کودکـان و علاقهمندی آنها به آن، قصههای قرآنی بهترین وسیله برای آموزش و اصلاح رفتار در کودکان مـیباشـد. این پژوهش درصدد بررسی این موضوع برآمده است.

در زمینه نقش و اهمیت قصه، افلاطون از نخستین اندیشـمندانی بـود کـه اهمیـت قصـه بـرای کودکان را دریافت و بخشی از کتاب جمهوری را به بیان اهمیت قصه برای کودکان اختصـاص داد (رحماندوست، ۱۳۸۱، ص .(۸۴ فروبل آلمانی مؤسس نخستین کودکستان، اساس تربیـت کودکـان را در کودکستان بر قصه و قصهگویی نهاد (اربابان و قافلهکـش، ۱۳۸۵، ص .(۲ اریکسـون (۱۳۸۲) نیز قصه را تلقین شفابخش میداند که موجب کاهش اضطراب کودک شده، بـهطـوریکـه اهمیـت

بررسی تأثیر آموزش مهارتهای اجتماعی از طریق قصههای قرآنی بر کودکان  ۳۸

همسانسازی با شخصیتها و یا موقعیتهایی که قصـه او را در کشـف عواطـف خـود و دیگـران یاری میکند. بندورا (۱۹۹۲) نیز معتقد است: کودکان با دیدن کسانی که رفتارهای تحسـینبرانگیـز دارند و گوش کردن به حرفهای آنان، از طریق پسخوراند، به ارزش اعمال و رفتار خود پـی بـرده
و درصدد افزایش سازگاری و کارایی خود در محیط برمیآیند. بدینترتیب، قصهگویی ابزاری مفید

و مؤثر برای اصلاح رفتار، سازگاری، کنترل هیجانات و افزایش مهارتهـای اجتمـاعی در کودکـان محسوب میشود که باید آن را از سنین پـایین و در مهـدهای کـودک تـرویج داد. در ایـن زمینـه، آمبروسینی دو هدف برای مهدهای کودک بیان کرده است:

الف. رشد مهارتهای اجتماعی مانند همکاری در کارهای گروهـی، رعایـت حقـوق دیگـران، دوسـت داشتن دیگران و ایجاد نگرش مثبت اجتماعی؛ ب. رشد عـاطفی ماننـد کنتـرل احساسـات و هیجانـات، افزایش احساس حرمتخود و تأیید خویشتن و توجه به دیگران. وی نقش قصهگویی را برای رسیدن بـه دو هدف مذکور بسیار با اهمیت میداند (آمبروسینی، ۲۰۰۰، ص .(۱۳۲

یکی از شیوههایی که در آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان بسیار مـؤثر بـوده اسـت، قصـهگـویی است. شناخت و تشخیص بهموقع و آمـوزش مهـارتهـای مناسـب اجتمـاعی مـیتوانـد از مشـکلات کودکان پیشگیری نموده و آنان را به سمت رفتارهای مثبت اجتماعی راهبری نماید.

آموزش مهارتهـای گونـاگون بـه کودکـان بـا ارائـه الگـوی یـادگیری، رایـجتـرین روش پـرورش مهارتهای اجتماعی میباشد. ایجاد الگویی از رفتار اجتماعی بهعنـوان عامـل مـؤثر در فراینـد آمـوزش مهارتهای اجتماعی کودکان بسیار مـورداسـتفاده قـرار گرفتـه اسـت. براسـاس نظریـه بنـدورا، کـودک میتواند از طریق تجربه جانشینی با قهرمان داستان همانندسازی نموده، پیامدهای رفتار را مورد تجزیـه و تحلیل قرار دهد. سپس آن را خود الگوبرداری نموده و به کار برد (همان، ص .(۱۴۶

مسئله مهارتهای اجتماعی در کودکان، تنها از حدود دهـه ۱۹۶۰ و پـس از روشـن شـدن اهمیـت مهارتهای اجتماعی در بزرگسالان مورد توجه قرار گرفت. بهطورکلی، میتوان گفـت: کسـی کـه دارای مهارتهای اجتماعی است، خود را به خوبی با محیط خویش تطبیق مـیدهـد و در ارتباطـات خـود بـا دیگران از درگیریهای کلامی و فیزیکی اجتناب میکند. امـا کسـی کـه مهـارتهـای اجتمـاعی نـدارد، معمولاً دچار مشکلات رفتاری است. کودکی که فاقد مهارتهای اجتماعی است با کودکان دیگر درگیـر
میشود، نزد همسالان و بزرگسالان محبوب نیست، و با معلم خـود کنـار نمـیآیـد. ایـنگونـه کودکـان معمولاً به حقوق دیگران هم بیتوجهند و در رفتار خویش، خودمدار میباشند. عـلاوه بـر ایـن، آنهـا از

۴۸ ، سال هفتم، شماره دوم، تابستان ۳۹۳۱

قوانین پذیرفتهشده اجتماعی اطاعت نمیکنند و به رفتارهایی که از نظر اجتماعی پسـندیده نیسـت، مثـل بدگویی و ناسزاگویی دست میزنند (گرشام، .(۲۰۱۱

مروری بر ادبیات تحقیق نشان میدهد که تعاریف گوناگونی برای مهارتهای اجتماعی وجـود دارد. مهارتهای اجتماعی، رفتارهایی هستند که در پاسخ به وقایع محیطی، که عامل آنها فـرد یـا افـراد دیگـر هستند، از شخص صادر میشوند، و پاسخهای محیطی مثبتی را به دنبال دارند (کارتلج و میلبـرن، ۱۳۸۲، ص .(۳۳ گرشام (۲۰۱۱) معتقد است که هرچند تعاریف متعددی بـرای مهـارتهـای اجتمـاعی وجـود دارد، ولی سه تعریف یا مفهومسازی عمده را میتوان از ادبیات مهـارتهـای اجتمـاعی اسـتخراج کـرد. براساس تعریف پـذیرش همسـالان، فـردی دارای مهـارتهـای اجتمـاعی اسـت کـه همسـالانش او را بپذیرند. مهمترین اشکال این تعریف این است که مشخص نمیکند دقیقاً چه رفتارهای خاصی منجر بـه پذیرش همسالان میشوند.

در تعریف رفتاری، مهارتهای اجتماعی رفتارهایی هستند که احتمال تشویق شدن یا تقویـت رفتـار را افزایش، و احتمال تنبیه شدن یا خاموشی رفتار را کاهش میدهند. مهمترین اشکال ایـن تعریـف ایـن است که رفاًص افزایش فراوانی رفتارهای خاصی، که نام مهارتهای اجتماعی بـه آنهـا داده شـده اسـت، تضمینکننده اعتبار اجتماعی این رفتارها نیست.

مهارتهای اجتماعی، از نظر مک فال، تعریف اعتبـار اجتمـاعی مـیباشـد. براسـاس ایـن تعریف، مهارتهای اجتماعی رفتارهای خاص یا الگوهای رفتاری هستند که پیشبینیکننده یا دربردارنده پیامـدهای مهـم اجتمـاعیای بـرای فـرد باشـند (گرشـام، .(۲۰۱۱ پیامـدهای مهـم اجتماعی، پیامدهایی هستند که تفاوتی را به لحاظ کارکرد فـرد یـا سـازگاری او بـا انتظـارات اجتماعی ایجاد میکنند. این پیامدها میتوانند شامل پذیرش همسالان و دوستان یـا معلمـان و والدین، و سازگاری با مدرسه باشند.

در تعریف اعتبار اجتماعی، بین شایسـتگی اجتمـاعی و مهـارتهـای اجتمـاعی نیـز تمـایز گذاشـته میشود. براساس این دیدگاه، مهارتهای اجتماعی رفتارهای خاصی هستند که فرد به نمایش میگـذارد تا در یک موقعیت اجتماعی، با شایستگی عمل کرده باشد. اما شایستگی اجتماعی یـک ارزشـیابی اسـت که براساس قضاوت در مورد اینکه فرد در یک موقعیت اجتماعی با شایستگی عمل کرده است یـا خیـر، صورت میگیرد. این قضاوتهاتوانند،می براساس نظر دیگرانِ مهم (مثلاً والـدین، معلمـان، همسـالان)، مقایسه با معیارهایآشکار (مثلاً تعداد تکالیف اجتماعیای که به درستی انجام شدهاند)، و یـا مقایسـه بـا

بررسی تأثیر آموزش مهارتهای اجتماعی از طریق قصههای قرآنی بر کودکان  ۵۸

یک نمونه هنجاری باشند. خلاصه اینکـه، براسـاس تعریـف اعتبـار اجتمـاعی، مهـارتهـای اجتمـاعی رفتارهای خاصی هستند که منجر به قضاوت در مورد این رفتارها میشوند (همان).

برای اینکه کودک احساسات مثبتی در مـورد خـودش داشـته باشـد، بایـد دارای مهـارتهـای ضروری برای همراهی با دیگران باشد (هارجی و همکـاران، ۱۳۸۱، ص .(۱۲۷ بـه نظـر مـیرسـد، بیشتر کودکان این مهارتها را بهطور طبیعی به دست میآورند، ولی برخی هم به آمـوزش رسـمی در این زمینه احتیاج دارند. کودکی، که از خودش نـامطمئن اسـت، بـا شـک و تردیـد بـه دیگـران نزدیک میشود. بنابراین، کمتر فرصت پیدا میکند که از مهارتهای اجتمـاعیای کـه شـاید داشـته باشد، استفاده کند. کودکانی هم کـه از خـود راضـی و پرخاشـگر هسـتند، از فقـدان مهـارتهـای اجتماعی رنج میبرند. آنها به جای کنار کشیدن خود در موقعیتهای بحرانی، به تعامل بـا دیگـران ادامه میدهند و با استفاده از هر روشی، به فعالیت ادامه میدهند. اگرچه این کودکان، مهـارتهـای اجتماعی مطلوب را در گروه همسالان نیاموختهاند، ولی میتوانند با آموزش گـامبـهگـام بـه رفتـار مناسب اجتماعی دست یابند. هرگاه کودکان بتوانند با دیگران تعامل موفقیتآمیـزی داشـته باشـند، این قابلیتهای جدید موجب افزایش عزت نفس اجتماعی آنان میگردد.

توانایی کودک در درک دیدگاه دیگران، عامل مهمی در مهـارتهـای ارتبـاطی محسـوب مـیشـود. علاوه بر این، مهارتهایی نظیر گوش دادن، توجه کردن، سؤال کردن، ردوبدل کردن تعارف، وارد شـدن در یک فعالیـت مشـترک بـا سـایر همسـالان، و مهـارتهـای محـاورهای هـم از اهمیـت برخوردارنـد. مهارتهای اجتماعی از این نظر مهم هستند که کودکی که رفتار اجتماعی بهتـری دارد، بـا دیگـران بهتـر رفتار میکند. این امر موجب میشود دیگران بهگونهای مثبت به کودک پاسخ دهنـد. بـا توجـه بـه اینکـه کودکان، دستکم بخشی از عزت نفسشان را از عکسالعمل دیگران نسبت به خود به دست مـیآورنـد، این امر موجب افزایش عزت نفس آنان میگردد.

به نظـرکی،لـ دارا بـودن مهـارتهـای اجتمـاعی مزیـتهـای متعـددیدارد. اولاً،کسـی کـه دارای مهارتهای اجتماعی است راحتتر میتواند با دیگران رابطه برقرار کند؛ یعنی بـا افـراد جدیـد دوسـت شود یا روابط موجود خود را حفظ نماید. ثانیاً، کودکی که دارای مهارتهای اجتماعی اسـت، مـیتوانـد از مهارتهای خود برای دستیابی به مزایای ثانوی استفاده کنـد. بـرای نمونـه، دانـشآمـوز مـیتوانـد در کلاس درس از معلم حرفشنوی کند تا معلم به او نمره خوب بدهد، و این مسئله والـدینش را خشـنود سازد. ثالثاً،کودکی که از مهارتهای اجتماعی برخوردار است، در مقابل رفتارهای نامناسـب دیگـران بـه

۶۸ ، سال هفتم، شماره دوم، تابستان ۳۹۳۱

واکنشهای صحیح دست میزند (گرشام، .(۲۰۱۱ او میداند که اگـر کسـی او را اذیـت کـرد، درگیـری واکنش مناسبی نیست. کودکانی که مرتب با دیگران درگیـر مـیشـوند، بخصـوص کودکـانی کـه دچـار اختلالات رفتاری میباشند، در این جنبه از مهارتهای اجتماعی ضعیف هستند.
برای آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان، مهد کودک جایگاه مناسبی است . در این سـنین، با توجه به علاقه وافر کودکان به قصه، میتوان از طریق قصهگویی این مهارتها را در آنها تقویـت نمود و بدینگونه مهارتهای اجتماعی آنها را تقویت کرد. مـرویس و برترانـد معتقدنـد: مهـدهای کودک به علت تنوعی که میتوانند در ارائه برنامههای آموزشی خـود داشـته باشـند، مـیتواننـد بـا استفاده از قصهها و قصهگـویی بسـیاری از مهـارتهـای اجتمـاعی را بـه کودکـان آمـوزش دهنـد (مرویس و برتراند، .(۲۰۰۳ بدینترتیب، قصهگـویی ابـزاری مفیـد و مـؤثر جهـت اصـلاح رفتـار، سازگاری، کنترل هیجانات و افزایش مهارتهای اجتماعی در کودکان محسوب میشـود کـه آن را باید از سنین پایین و در مهدهای کودک ترویج داد.

در قرآن کریم، برای عبرت و آموزش رفتارهای خوب و درست در افـراد، قصـههـای زیـادی آورده شده که میتوان با سادهسازی آنها برای آمـوزش و تقویـت مهـارتهـای اجتمـاعی در کودکـان از آنهـا استفاده نمود. بر این اساس و با توجه به اهمیت و نقـش قـرآن در زنـدگی مسـلمانان، ایـن پـژوهش بـا الگوگیری از قصههای قرانی با سادهسازی قصهها بهمنظور درک کودکان سـنین ۴ تـا ۶ سـال و هچنـین، ایجاد علاقه و توجه بیشتر کودکان نسبت به قرآن، درصدد بهبـود مهـارتهـای اجتمـاعی کودکـان مهـد کودک برآمده است.

بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آمـوزش مهـارتهـای اجتمـاعی از طریـق قصـههـای قرآنی بر کودکان پرداخته است.

روش پژوهش

روش این پژوهش، از نوع شبهتجربی و آزمایشـی، بـا در نظـر داشـتن دو گـروه آزمایشـی و کنتـرل بـا پیشآزمون و پسآزمون بود. گروه آزمایشی، تحت تأثیر متغیر مستقل قرار گرفت. درحالیکـه بـه گـروه کنترل هیچگونه آموزشی داده نشد. با توجـه بـه اینکـه در مهـارتهـای اجتمـاعی کودکـان عامـل سـن تأثیرگذار است، با انتخاب کودکان ۴ تا ۶ ساله متغیر سن کنترل شد. کودکان در کـلاسهـا از روی سـن همتاسازی گردیدند. جامعه آماری این تحقیق، شامل تمام کودکان ۴-۶ ساله مهدهای کودک شهر خـوی

بررسی تأثیر آموزش مهارتهای اجتماعی از طریق قصههای قرآنی بر کودکان  ۷۸

در سال تحصیلی ۹۰-۹۱ میباشند. حجم نمونه پژوهش، شامل ۴۰ کودک بـود کـه از سـه مهـد کـودک انتخاب شدند. ۲۰ نفر که ۱۲ نفر از آنها پسر و ۸ نفر دختر بود، بـهعنـوان گـروه آزمـایش در یـک مهـد کودک توسط دو مربی زن، که مهارت خـوبی در قصـهگـویی و توانـایی بـالایی در برقـراری ارتبـاط بـا کودکان داشتند، به مدت سه ماه روزانه به مدت ۳ ساعت تحـت آمـوزش مهـارتهـای اجتمـاعی قـرار گرفتند. این دو مربی، در یک مهد کودک و در یک کلاس و هر کدام بـه نوبـت یـک قصـه را بـازگویی میکردند که هریک از آنان، در طی روز یک و نیم ساعت با کودکان کار قصهگویی را انجـام مـیدادنـد. ۲۰ نفر دیگر، که ۹ نفر پسر و ۱۱ نفر دختر بودند، در گروه کنترل قـرار گرفتنـد. در انتخـاب کودکـان از نظرات مربیان استفاده شد و برای هر دو گروه کنترل و آزمایشی، کودکـانی انتخـاب شـدند کـه در مهـد نسبت به دیگر کودکان از نظر رفتاری و سازگاری با مشکل مواجه بودند. به همین دلیل، آزمـودنیهـا بـه لحاظ جنسیت متفاوت بودند که در مجموع ۲۱ نفر پسر و ۱۹ نفر دختر برای دو گروه آزمایش و کنتـرل انتخاب شدند. در گروه آزمایش، ۵ نفر کودک ۴ ساله، ۸ نفر کودک ۵ ساله و ۷ نفر کودک ۶ سـاله قـرار گرفتند. برای انتخاب گروه نمونه، از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای استفاده شـد؛ بـدینتریتـب، از بین مهدکودکهای شهر خوی، تعداد سه مهد بهطور تصادفی انتخاب و سپس از میـان کودکـان آنهـا ۴۰ نفر بهطور تصادفی انتخاب شدند.

روش اجرا؛ پس از انتخاب گروهها، به گروه آزمایش از طریق قصهگویی قرآنی توسـط دو مربـی طـی سه ماه، هر روز ۳ ساعت آموزش مهـارتهـای اجتمـاعی داده شـد. در ایـن آمـوزش، مربیـان بـه بیـان قصههای مطرح در قرآن، شامل قصههای مطرح در سـورههـای صـافات، شـمس، طـه، هـود، موسـی و یوسف، که میتوانستند در ارتباط با پرورش مهارتهای اجتماعی باشد، در قالب کلمـات سـاده و بیـانی روان و توضیح بسیار در مورد هریک از رفتارهـا، بـهمنظـور درک بهتـر کودکـان و همچنـین اسـتفاده از پرسش و پاسخ در مورد رفتارهای صحیح و غلط داستان و مقایسه آن رفتارهـا بـا رفتارهـای کودکـان و همچنین دیگر کودکان در مهد کودک، به بحث پرداختند. مربیان دو گروه آزمایش و کنترل، پرسـشنامـه مهارتهای اجتماعی را بهطور جداگانـه بـرای هریـک از کودکـان در پـیش و پـس از آمـوزش تکمیـل نمودند. در این پژوهش، ۴ قصه قرآنی بهمنظور تقویت مهارتهای اجتماعی تهیـه گردیـد. بـرای تعیـین روایی قصهها، از نظرات پنج نفر از افراد متخصص و کارشناس که در زمینه قصهگویی کودکـان مهـارت و تخصص داشتند و سه نفر از طلاب علوم دینی استفاده گردید. این قصهها، پس از پنج بار بـازخوانی و تجدیدنظر برای این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.

۸۸ ، سال هفتم، شماره دوم، تابستان ۳۹۳۱

ابزارهای پژوهش

قصههای مطرح در قرآن: قصههای مطرح در قرآن شامل قصههای مطرح در سورههای صافات، شمس، طـه، موسی و یوسف میباشند. برای پرورش مهارتهای اجتماعی، قصص سورههای صافات، شمس و طـه، یوسف و موسی مورد استفاده قرار گرفتند. قصهها، از کتاب مجموعه قصههای قرآن انتخاب شدند.

مقیاس سنجش مهارتهای اجتماعی ماتسون: برای سنجش مهارتهای اجتماعی کودکـان، در ایـن پـژوهش از مقیاس سنجش مهارتهای اجتمـاعی ماتسـون کـه توسـط ماتسـون و همکـاران در سـال ۱۹۸۳ بـرای سنجش مهارتهای اجتماعی افراد ۴ تا ۱۸ ساله تـدوین گردیـده اسـت، اسـتفاده شـد. فـرم اولیـه ایـن مقیاس، دارای ۶۲ عبارت بود که توسط یوسفی و خیـر (۱۳۸۱) تحلیـل عـاملی شـده و بـه ۵۶ عبـارت کاهش یافت که مهارتهای اجتماعی افراد را توصیف میکنند. برای پاسخگویی به آن، آزمودنی باید هـر عبارت را بخواند و سپس، پاسخ خـود را براسـاس یـک شـاخص ۵ درجـهای از نـوع مقیـاس لیکـرت مشخص نماید. در این پژوهش، با توجه به اینکه آزمودنیها، کودکان مهـد بودنـد، محقـق بـا همکـاری مربیان، اقدام به تکمیل پرسشنامه کردند.

تحقیقات نشان دادهاند که مقیاس مهارتهای اجتماعی ماتسون از ثبـات روانسـنجی، پایـایی بـالای بازآزمایی و روایی افتراقی قابل قبـولی برخـوردار اسـت (ماتسـون، .(۱۹۹۵ ماتسـون و همکـاران بـرای بررسی پایایی مقیاس مهارتهای اجتماعی، از ضریب آلفای کرونباخ و تنصیف استفاده کردنـد (یوسـفی و خیر، .(۱۳۸۱ مقدار ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف بهدستآمده بـرای کـل مقیـاس یکسـان و برابـر ۰/۸۶ بود (ماتسون و همکاران، .(۱۱۹۵ برای این مقیاس، ۵ مقیاس فرعی در قالب پنج عامل جداگانه بـه شرح زیر تعریف شده است:

۱٫ عامل اول: شامل رفتارهای نوعدوستانه اسـت کـه رفتارهـای اجتمـاعی از قبیـل داشـتن ارتبـاط دیداری با دیگران، مؤدب بودن، به کار بردن نام دیگران و اشتیاق به تعامل با دیگران بـه طریـق مفید و مؤثر را دربر میگیرد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 5700 تومان در 9 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد