whatsapp call admin

مقاله در مورد ظهور برنامه کار زنان

word قابل ویرایش
12 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

ظهور برنامه کار زنان

واقعیت این است که زنان اسلام گرا اکنون فعالیت هایی بیش از پرسش در مورد نقششان در جنبش ها انجام می دهند. آنها همچنین مدتی است یک بحث جنجالی و دور از دسترس درباره نقش ها، ملاحظات و نگرانی ها، و حقوق زنان، از منظر یک چارچوب اساساً اسلام گرایانه – که هم تفسیرهای مسلط از دیدگاه های اسلامی در مورد زنان و هم دیدگاه مسلط غربی در مورد یک

تعریف معتبر جهانی از حقوق زنان را به چالش می کشد – را آغاز کرده اند. به بیان دیگر، فعالان زن اسلام گرا در حال جستجوی پاسخ هایی قانع کننده به سئوالات مطرح شده توسط سازمان های جهانی زنان، با استفاده از اصول و سنت های اسلامی، و نه دنباله روی از سنت غربی، هستند.
فعالان زن اسلام گرا چنین استدلال می کنند که تعریف و تعیین حقوق زنان دقیقاً بخشی از تعریف اسلام از خود و علیه کج فهمی ها از آموزه های اسلامی است. آنها معتقدند که هدف و غایت

مفاهیم اسلامی اساساً انقیاد و محدودیت زنان نیست، بلکه این اصول و مفاهیم توسط معیارهای اجتماعی و فرهنگی قبل از ظهور اسلام از حالت اصلی خود خارج شده و علی رغم گسترش اسلام، همچنان مسلط باقی ماندند. از این دیدگاه، کشمکش برای احقاق حقوق زنان، بدین ترتیب یکی از راه های بازگرداندن اسلام به شکل و قالب اصلی آن است. فعالان اسلام گرا معتقدند که اسلام بنیان محکمی را برای شناسایی و برقراری حقوق واقعی زنان فراهم می کند و بدین ترتیب

قرار دادن تقاضاهای فمینیست ها در درون یک چارچوب گسترده تر و محکم تر دینی، یک برتری مضاعف را نیز به آن می دهد.
در حال حاضر زمان برای اظهار نظر و گرفتن این نتیجه که یک پارادایم اسلامی جامع نگر برای رسیدگی و حل و فصل مسائل، ملاحظات، و نگرانی های زنان شکل گرفته، فرا نرسیده، اما وجود و پیشرفت تلاش ها برای گسترش چنین پارادایمی قطعی و مشخص است. و اگر چنین پارادایمی شکل گرفته و بطور گسترده مورد پذیرش قرار گیرد، می تواند در جهان عرب و بطور گسترده تر در جهان اسلام مؤثر واقع شود؛ و تأثیر آن قطعاً از تلاش های سازمان های فمینیستی غربی یا مورد حمایت غرب برای ارتقاء حقوق زنان، بیشتر خواهد بود.

هم اکنون موضوعات بسیاری در مورد زنان همچنان وجود دارد. از یک سو، کاملاً روشن است که زنان قوی و تأثیر گذاری در میان فعالان اسلام گرا حضور دارند، و اینکه احتمال پذیرش یک تفسیر از اسلام، که زنان را به یک موقعیت سیاسی و اجتماعی حاشیه ای می راند، از سوی آنان بسیار ناچیز است. از سوی دیگر، زنان اسلام گرا به شدت منتقد برخی ایده ها و درخواست های فمینیستی هستند، بطوری که اطمینان از ایجاد و گسترش یک پارادایم اسلام گرا برای حقوق زنان در پایان، وجو دارد و برخی ملاحظات و روندهای مهم و کلیدی از همین حالا مشخص و بدیهی

هستند.

رد فمینیسم
مصاحبه های متعدد ما با زنان فعال در جنبش حزب الله لبنان و نیز اخوان المسلمین مصر یک مورد بسیار مهم را روشن ساخت: آنها فمینیسم غربی را کاملاً رد کرده و حتی مفاهیم آن را مورد اهانت و تحقیر قرار می دهند؛ آنها فمینیسم غربی را نه به عنوان یک کشمکش برای شناسایی و احقاق حقوق زنان، بلکه به عنوان جنبشی برای آزادی زنان از هر نوع محدودیت و قیود اجتماعی و اطاعت از اصول مقدس خانواده و اجتماع می دانند که به فردگرایی افراطی و حتی گسترش شهوترانی و هرزگی منتهی می شود.
زنان طرف مصاحبه ما همگی فعالانی بودند که اکنون موقعیت خوب، مشروعیت، و احترام و جایگاه مناسبی را در درون جنبش های خود بدست آورده و بدین ترتیب احساس خودمختاری و اعتماد به نفسی قابل قبول دارند. با این حال، همه آنها این نظر که آنها در نوک جبهه یک جنبش فمینیستی اسلامی قرار دارند را رد کردند. حتی یکی از زنان فعال در جنبش حزب الله لبنان قویاً معتقد بود که « اسلام و فمینیسم، دو واژه متضاد و مقابل هم هستند.» اما باز با این شرایط هم، این فعالان ز

ن مسلمان سه درخواست مهم را مطرح می کنند و می پذیرند که این موارد برای سازمان های زنان غربی هم بسیار مهم هستند؛ آنها خواستار احقاق حقوق زنان برای آموزش، کار و مشارکت فعالانه سیاسی و اجتماعی هستند. فعالان زن طرف مصاحبه، چندان به بحث در مورد این موضوع

که آیا اساساً چیزی به نام فمینیسم اسلامی وجود دارد یا نه، علاقمند نبودند. آنها بدون توجه به تفاوت های موجود میان فعالان زن در غرب، فمینیسم را به سادگی به عنوان پذیرش یک ایده اساساً غربی معنی می کنند، و البته معتقدند که اصطلاح “فمینیسم اسلامی” در واقع قرار دادن یک روکش نازک اسلامی روی همان مفهوم غربی است. در نتیجه آنها هیچ علاقه ای به مطرح شدن این موضوع یا بحث در مورد آن ندارند. اما واقعیت این است که این موضوع در میان زنان

مسلمان در محافل آکادمیک مورد بحث قرار می گیرد. به بیان دیگر بحث در مورد فمینیسم اسلامی گاهگاهی در میان دانشگاهیان رونق می گیرد، و در بیشتر موارد به موضوع تفاوت میان آن و فمینیسم غربی هم اشاراتی می شود.

تعریف اسلام از حقوق زنان
دانشگاهیان و فعالان مسلمان موضوع زنان و حقوق آنان را با نیم نگاهی به مفهوم فمینیسم اسلامی مورد بررسی قرار می دهند، چرا که از نظر آنها فمینیست ها، سکولارهایی هستند که مذهب را مانعی بر سر راه احقاق حقوق زنان می دانند. بیشتر این اندیشمندان مسلمان معتقدند

که مسئله حقوق زنان در دنیای کنونی باید توسط اندیشه اسلامی – در حال تقویت و تجدید حیات – و پیگیری یک تفسیر جدید از قرآن و سنت تعقیب شود. آنها این نظریه را به شدت رد می کنند که چنین تفسیری در هر حال بخشی از بدنه کلی حقوق و اندیشه اسلامی است؛ به جای آن معتقدند که در شرایط کنونی و برای رسیدن به تفسیری جدید، آنها فقط از ابزارهایی شبیه به ابزارهای مفسران قدیمی استفاده می کنند. همچنین برخی دانشگاهیان معتقدند که میان آنچه

اسلام در مورد حقوق و وضعیت زنان می گوید و راهی که قوای قانونگذاری و مجریه و سیاست های دولتی در کشورهای اسلامی در این زمینه می روند، اختلاف جدی وجود دارد. “امیمه ابوبکر”، یکی از صاحبنظران مباحث مرتبط با حقوق زنان و فمینیسم اسلامی در یکی از نوشته هایش چنین استدلال کرده که بی عدالتی هایی که تاکنون بر زنان مسلمان تحمیل شده، نتیجه نفوذ ایده ها و رسوم قبل از ظهور اسلام هستند که «در طول زمان و تحت شرایط خاص هر دوره، اندیشه ها و تفکرات مذهبی را تحت تأثیر قرار داده و اکنون شکلی شرعی به خود گرفته اند.»(۵)

حرف ها و استدلال های دانشگاهیان مذکور و زنان فعالی که ما با آنها مصاحبه کردیم، کاملاً با هم مشابه هستند. هر دو گروه از این نقطه نظر حمایت می کنند که « تفسیر متون دینی باید همراه با زمان و تحولات جدید حرکت کند.» آنها منتقد جدی پارادایم غربی بوده و از ملاحظه آن به عنوان خط کش و معیاری برای اندازه گیری میزان پیشرفت یا کمبود و فقدان آن به شدت امتناع می کنند. اما در عین حال آنها وضعیت زنان در جنبش های خود را مورد انتقاد قرار داده و حضور بیشتر در رده های بالاتر سازمانی و تصمیم گیری را خواستارند. آنها از این موضوع تا حد زیادی ناراحت هستند که برخی اوقات از جانب رهبری جنبش از آنها حمایت صورت می گیرد، اما این حمایت ها به شدت پدر سالارانه هستند.

فعالان مذکور چندان مستعد مشغول شدن به بحث های تئوریک و دنباله دار نیستند اما در عوض معتقدند برای حمایت از این دیدگاه که زنان همیشه نقشی مؤثر در عرصه های عمومی ایفا می کنند، شواهد محکم و غیر قابل انکاری وجود دارد. بسیاری از آنها به عنوان علامت و نشانه ای از احترام جدی به نقش زنان در ایران، این عبارت معروف آیت الله خمینی را تکرار می کنند که « زنان، نماینده و تشکیل دهنده نیمی از جامعه و مسئول تعلیم و تربیت نیم دیگر آن هستند.» آنها اساساً خود را عقب افتاده از زنان غربی تصور نمی کنند، چرا که پیشرفت های خود را با یک استاندارد متفاوت مقایسه می کنند. “ام مهدی”، رئیس شاخه زنان “سازمان حمایت از مقاومت”، بازوی مالی حزب الله لبنان،صراحتاً به ما گفت « ما ابداً به دنبال کسب برابری با مردان نیستیم؛ ما در پی عدالت، و نه برابری هستیم. »
زنان فعال در اخوان المسلمین مصر

هم دیدگاهی مشابه را مطرح نمودند. آنها تأکید زیادی روی موضوع “تکمیل نقش ها” میان جنسیت ها دارند، اما در عین حال از این نکته بخوبی آگاه هستند که وضعیت زنان در عمل، از یک جنبش اسلام گرا به یک جنبش دیگر تغییر می کند. آنها معتقدند که اوضاع اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی یک عامل بسیار مهم در شکل دهی به جایگاه زنان به شمار می رود.

اگرچه زنان فعال سیاسی و نیز روشنفکران زن مسلمان مثل هم روی اسلامی بودن یک رهیافت جدید برای حقوق زنان تأکید می کنند، اما این نکته را نیز بخوبی تشخیص می دهند که بسیاری از نگرانی ها و درخواست هایشان با نگرانی ها و تقاضاهای مدافعان حقوق زنان در هر جای دیگری شباهت دارد. ظهور و افزایش آگاهی و هوشیاری زنان در زمینه موضوعات مرتبط با جنسیت و نیز

مبارزه با پدرسالاری برای همه این فعالان، در هر نقطه ای از جهان و با هر نوع عقیده ای مهم است. اما زنان اسلام گرا در مرحله ارائه راهکار، راه حل های کاملاً متفاوتی را پیشنهاد می کنند. آنها معتقدند که فمینیسم غربی به شکل افراط آمیزی فردگرایانه و ضد خانواده بوده و بخش بزرگی از دغدغه های آن را موضوع بی ربطی همچون همجنس گرایی تشکیل می دهد. در مقابل، آنها علاقمند به حفظ کلیت اجتماع به صورت دست نخورده و تنها اصلاح صحیح و حساب شده آن بوده و به برابری و عدالت اجتماعی در درون یک چارچوب اسلامی، و به رسمیت شناختن نه فقط برابری ذاتی مردان و زنان، بلکه شناسایی نقش های متفاوت دو گروه معتقدند.
رهیافت سومی هم در زمینه حقوق زنان در کشورهای مسلمان وجود دارد که لازم است در اینجا بدان اشاره شود. این رهیافت هم از جریان اصلی اندیشه های غربی و هم اندیشه های اسلام گرایانه در زمینه حقوق زنان متفاوت بوده و در پی توسعه مفهوم و درکی جدید از حقوق زنان، مشتق شده از اصول اسلامی است. در این راستا برخی سازمان های زنان مسلمان تلاش می کنند نشان دهند که مفهوم غربی حقوق زنان با اصول و آموزه های اسلام سازگار است. البته

بسیاری از این سازمان ها از جامعه و محیط غربی سرچشمه گرفته و به کمک های مالی غرب نیز وابسته اند. آنها اغلب از تاریخ اسلام و تفسیر مسلط در آن به شکلی تند و طعنه آمیز انتقاد کرده و معتقدند بازگشت به قرآن و سنت بخوبی نشان می دهد که، به بیان “عزه کرم”، « موضوع برابری میان زنان و مردان به شکلی جدی و کاملاً معتبر در درون اسلام مطرح شده است.»(۶) از نظر این گروه، آشتی مفاهیم غربی حقوق زنان با اصول اسلام بسیار مهم و سودمند است، چرا که « فمینیسمی که خودش را با مجموعه تعالیم اسلام توجیه نمی کند، محکوم به عدم پذیرش از سو

ی یک جامعه مسلمان بوده و بنابراین شکست را از همان ابتدا در درون خود پرورش می دهد.»(۷) اما بر خلاف روشنفکران و فعالانی که در بالا مورد بحث قرار گرفتند، این گروه ها در پی توسعه یک مفهوم و درک اساسی و بنیادی از حقوق زنان در اسلام نیستند.

مرکزیت و محوریت خانواده
فعالان زن اسلام گرایی که مورد مصاحبه قرار گرفتند همگی اهمیت نقش زنان در حوزه عمومی را مورد تأکید و ستایش قرار دادند، اما پیوسته روی این نکته هم تأکید داشتند که چنین نقش هایی باید همراه و همپای نقش های اصلی زنان به عنوان مادر و همسر در خانه حرکت کند و با آن هماهنگ باشد. “خدیجه سلوم”، رئیس شاخه زنان جنبش حزب الله لبنان در بیروت، به ما گفت « زنان باید بدانند چگونه میان این دو عرصه یک موازنه منطقی ایجاد کنند، چنان که هیچ نقشی در خانواده یا اجتماع فدای نقش های دیگر نشود.» این فعالان معتقدند که زنان موجوداتی متفاوت هستند اما بر این نکته هم تأکید می کنند که این تفاوت به معنای پایین تر بودن جایگاه آنها نیست. از نظر آنان زنان، همانند مردان دارای مجموعه ای از حقوق اساسی برای آموزش، اشتغال، و مشارکت سیاسی هستند و این حقوق باید از جانب قوانین، عرف، و کلیت جامعه مورد شناسایی قرار گیرد. زنان نباید تنها در خانه محدود شوند. درست همان طور که در قوانین کشورها و مهم تر از آن در آموزه های اسلام مقرر شده، زنان باید از حقوق شهروندی و قانونی خود کاملاً آگاه شوند.
این حرف ها صرفاً یک نظریه نیست. فعالان زن در سازمان های اسلام گرا برنامه هایی را برای آموزش حقوق زنان به آنها سازماندهی و اجرا می کنند. برای مثال، “الحیاه النسایا”، سازمان زنان حزب الله لبنان، در دفاتر و حوزه های خود در نقاط مختلف دوره هایی را برای آموزش حقوق قانونی زنان در اسلام و قانون اساسی لبنان به زنان این کشور برگزار می کند. در مکالمات روزمره و خصوصی و نیز در خلال همین دوره های آموزشی، زنان عضو حزب الله پایمال شدن حقوق زنان در بسیاری از موارد را مطرح می کنند، اما در ضمن روی این موضوع هم تأکید می کنند که بر خلاف تصور عامه، اسلام به هیچ روی عامل این بی عدالتی های تحمیل شده بر زنان نیست. از نظر آنان باید معیارها و رسوم فرهنگی و اجتماعی رایج را متهمان اصلی وضعیت نابسامان زنان دانست.

تحولات در سازمان های زنان
مصاحبه های ما، بویژه با زنان عضو جنبش حزب الله لبنان و اخوان المسلمین مصر، نشان می دهد که سازمان های زنان در هر دو مورد به سرعت در حال تغییر و تحول هستند. هر دو سازمان در ابتدا تنها به عنوان بخشی از بازوی خیریه جنبش متبوع خود کار را آغاز نمودند، اما از آن هنگام به بعد تا حد زیادی فعالیت های خود را گسترش داده اند. همزمان با کسب تجربه بیشتر در این جنبش ها، زنان پرسش سئوالات پیچیده تر و چالش برانگیزتر و همچنین اعمال فشار روی رهبران برای تغییر برخی رفتارها و روش ها را نیز شروع کردند. اما این بدان معنی نیست که این زنان به

منتقدان جدی و اساسی سازمان های متبوع خود تبدیل شده باشند. در حقیقت، در طی مصاحبه ها آنها تمایل داشتند عواملی خارج از سازمان های خود را مورد سرزنش قرار دهند. زنان عضو اخوان المسلمین مصر به عنوان دلیل اصلی مترقی و پیشرو نبودن سیاست ها و ساختارهای

سازمانی جنبش- و از جمله سازمان های زنان- دائماً به فشارهای سیاسی دولت مصر اشاره می کردند. رهبران مؤنث جنبش حزب الله نیز به نوبه خود، دلیل اصلی عدم حضور نامزدهای زن در فهرست های انتخابات پارلمانی حزب الله را معیارها و مسائل سیاسی و فرهنگی معرفی می کردند. با این حال، مصاحبه شوندگان تلویحاً به ما گفتند که زنان بخوبی می دانند هنوز تا جایگاه اصلی خود فاصله زیادی دارند.
در نتیجه، جنبش های زنان برای فراهم کردن زمینه حضور گسترده تر زنان در عرصه های عمومی از داخل نیز تحت فشار هستند. این سئوال که چرا در فهرست های انتخابات پارلمانی حزب الله نامی از فعالان زن برده نمی شود، تا کنون بحث های داغی را در درون خود این جنبش موجب شده است. زنان این تقاضای خود را کاملاً مشروع می دانند. این بحث ها بویژه از هنگامی اوج گرفته که رهبران جنبش حزب الله لبنان از موضع رسمی اعلام کرده اند که هیچ مانع مذهبی یا ساختاری برای معرفی نامزدهای زن وجود ندارد. زنان عضو اخوان المسلمین اندکی فراتر رفته و نه تنها نمایندگی بهتر برای زنان، بلکه تکمیل سازمان زنان در درون بدنه اصلی جنبش را هم خواستار شده اند.
مسائل مطرح شده در این مصاحبه ها روشن می کند که زنان برای ایجاد تغییر در درون جنبش های اسلام گرا، مشغول اعمال فشار هستند. همچنین این نکته نیز در خلال این مصاحبه ها روشن شد که آنها احساس می کنند جنبش های متبوعشان فضای لازم برای سازماندهی، تحلیل، و به چالش کشیدن معیارهای اجتماعی و ارزش های فرهنگی – به عنوان عوامل اصلی موقعیت نامناسب زنان – و حتی تقاضا برای ایجاد تغییرات در درون جنبش را فراهم کرده اند.

دستور و برنامه کار تحقیق

بحث ها و هیجان زیادی درباره وضعیت و حقوق زنان در جامعه بطور کلی و موقعیت آنها در درون جنبش ها بطور خاص وجود دارد. آنچه بحث های صورت گرفته و در حال جریان کنونی را بویژه قابل توجه می سازد، این است که این زنان با چالش های واقعی روبرو هستند که از نظر تاریخی زنان تمام جوامع و جنبش های سیاسی – بخصوص در جهان اسلام – با آنها روبرو بوده اند، اما زنان مورد بحث در تلاش هستند تا مجموعه ای متفاوت از پاسخ های ریشه دار در اسلام یا بطور گسترده تر در یک چارچوب اسلامی برای مشکلات و مسائلشان ارائه کنند.
در حالی که موضوع وضعیت زنان در کشورهای عربی توجه زیادی را هم در جها

ن عرب و هم در محافل غربی به خود معطوف داشته، بحث ها و تغییرات رخ داده پیرامون این موضوع در جنبش های اسلام گرا توجه چندانی را به خود جلب نکرده است. با این حال موضوع هنوز هم کاملاً مهم است. همان طور که قبلاً هم اشاره شد، جنبش های اسلام گرا بخوبی می توانند زنانی که ان.جی.او های معروف و مشهور و اغلب تحت حمایت غرب در دسترسی به آنها ناکام ماندند را به سوی خود جلب کنند. بدین ترتیب درک این نکته بسیار مهم است که آیا این سازمان های اسلام گرا واقعاً به بهبود وضعیت زنان در منطقه کمک می کنند، یا آن طور که رقبای غربی یا تحت حمایت غرب آنها مدعی هستند، این سازمان ها تنها به ابزاری برای فشار بیشتر بر زنان تبدیل شده اند؟ این سازمان ها همچنین از این جهت نیز جالب توجه هستند که در جهت توسعه

یک مفهوم جدید – و مستقل از میراث غرب – از حقوق زنان تلاش می کنند. البته روشن نیست که آیا در نهایت آنها در انجام چنین کاری موفق خواهند شد یا نه – مفهوم برابری همزمان در میان جنسیت ها و جدایی نقش های آنها به ایده “جدا اما برابر” نزدیک است، که تبعیض نژادی را در ایالات متحده پایه ریزی کرده و باعث وضعیت نه چندان مناسب اقلیت ها در دیگر کشورها شده

است. اما در هر حال توسعه یک چارچوب مشترک برای حقوق زنان که به عنوان یک چارچوب غربی یا تحت تأثیر مفاهیم غربی شناخته نشود، هم برای کسانی که به نیاز به بهبودی وضعیت زنان در جهان عرب اعتقاد دارند و هم برای کسانی که نگران یک واکنش ضد غربی علیه تغییرات هستند، بسیار مهم است.
هنوز مسائل بسیار زیادی وجود دارد که ما درباره وضعیت زنان درسیاست امروز اسلام گرایان از آنها اطلاع چندانی نداریم. زنان تا چه درجه ای در انواع فعالیت های متنوع جنبش های متبوع خود – مثل سازماندهی اعتراضات یا انتخابات، استخدام اعضای جدید، افزایش سرمایه ها، یا اجتماعی و سیاسی کردن جوانان – مشارکت می کنند؟ موانع ساختاری موجود بر سر راه پیشرفت به سمت نمایندگی گسترده تر در سطوح بالاتر جنبش ها، تا چه حد جدی هستند؟ چشم اندازهای بهبود وضعیت و حقوق زنان در درون هر جنبش چگونه اند؟ زنان تا چه حد در توسعه یک الگوی اسلامی مرتبط و مهم برای حقوق زنان موفق بوده اند؟ آیا ایده های آنها می تواند روی موقعیت زنان در جهان عرب تأثیر بگذارد؟
بواسطه اهمیت موضوع و کمبود اطلاعات در این زمینه، مرکز خاورمیانه بنیاد کارنگی در حال آغاز پروژه ای برای بررسی گسترش سازمان های زنان اسلام گرا در کشورهای خاورمیانه است. این

اوراق رئوس مطالب و موضوعات مهمی را پیش روی شما قرار داد که نتیجه یک تحقیق مقدماتی است. تحقیقات بیشتر روی وضعیت زنان در جنبش های اسلام گرا بطور خاص عمق تحلیل را بیشتر کرده و بی تردید سئوالات جدیدی را مطرح خواهد ساخت.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 12 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد