مقاله نقش حسابداری اسلامی در کاهش فقر

word قابل ویرایش
19 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده
در سالهای اخیر در بین محققان اسلامی، بحث حسابداری اسلامی به میان آمده و مورد پژوهش قرار گرفته است این محققان معتقدند که اصول و قوانین حسابداری غربی نمی تواند با فرهنگ ، اعتقادات و فعالیت های اقتصادی جوامع اسلامی همخوانی داشته باشد و نمی توان آن را پیاده کرد . لذا به این فکر افتادند تا بر اساس موازین و شرعیات اولا یک تعریف اسلامی از حسابداری را بیان کرده و سپس چارچوبی را برای حسابداری اسلامی از بعد مادی و معنوی تدوین شد، طرفداران این رویکرد معتقدند حداکثر سازی زکات باید جایگزین حداکثرسازی سود شود. در این مقاله نشان داده می شود زکات از جمله متغیرهای اقتصادی است که با هدف های گوناگون مانند فقرزدایی، از طرف خداوند سبحان واجب شده است و نهاد وقف در اقتصاد اسلامی این ظرفیت فقهی-اقتصادی را دارد که به عنوان منبع درآمدی برای موسسه تامین مالی خرد در نظر گرفته شود.
واژه های کلیدی: حسابداری اسلامی، کاهش فقر، زکات ، وقف ، تأمین مالی خرد.
International Conference on Management Role of Islamic Accounting in Reduction of Poverty Mehrnoosh Ebrahimi 1; Narges Mohseni Dehkalani
Abstract
Islamic accounting has been discussed and studied by Islamic researchers in recent years. These researchers believe that western accounting principles and rules cannot conform to culture, beliefs and economic activities of Islamic societies and cannot be implemented. Therefore, they decided to give an Islamic definition of accounting based on religious rules and laws and then formulate a framework for Islamic accounting from material and spiritual viewpoint.
Followers of this approach believe that alms tax maximization should replace profit maximization. This paper demonstrates that alms tax is one of the economic variables which has been binding by God for different purposes such as poverty elimination and endowment institution in Islamic economy has religious-economic capacity to be regarded as revenue source for microfinance institute.
Keywords: Islamic accounting, poverty reduction, alms tax, endowment, microfinance.
به طور کلی در دنیای امروز، که رقابت از ارکان اصلی تجارت به شمار می رود؛ حسابداری دارای نقش حیاتی است . مدیران به منظور تصمیم گیری های صحیح و مناسب و کنترل های دقیق و مؤثر بر عملیات ، نیاز به اطلاعات قابل اطمینان و به موقع مالی دارند. صاحبان سرمایه مؤسسات ، مؤسسات اعتباری، رقبا، دولت ،… علاقه مندند که از کم و کیف نتایج فعالیت های مالی مؤسسات مورد نظر خود با اطلاع باشند و این اطلاعات تنها از طریق یک سیستم حسابداری دقیق و کامل قابل ارائه است . تفاوتهای فکری مذهبی، سیاسی و فرهنگی از مسائل تأثیرگذار در حسابداری و تدوین استانداردهای حسابداری است . این تفاوتهای مبنایی باعث می شود که تکنیکهای حسابداری غربی نتوانند قابلیت اجرایی خوبی در اقتصادها و حسابداری اسلامی داشته باشند. بنابر تعالیم موجود در نظام اقتصادی اسلام ، انسان مالک اصلی محسوب نمی شود بلکه مالک اصلی، خداوند متعال است و انسان امانتدار می باشد. بنابراین انسان باید به دشواری ایفای این مسئولیت آگاه باشند انسان نه تنها در قبال مسائل معنوی بلکه در رابطه با موضوعات اجتماعی تجاری و قراردادی باید پاسخگو باشد این نوع پاسخگویی می تواند به عنوان اهداف اصلی حسابداری تلقی شود، برای ایفای پاسخ گویی حسابداری اسلامی هم سازمانهای اسلامی کارگزار و هم صاحبان سرمایه کارفرما مسئولیت دارند. پاسخگویی اولیه از مفهوم خلافت نشأت می گیرد زیرا انسان امانتدار منابع الهی است ، چگونگی عمل این خلافت در قرآن و حدیث به عنوان منابع اصلی آیین اسلامی مشخص شده است .
افزون بر این ، بر اساس پاسخگویی اسلامی می توان اهداف ثانویه دیگری مانند رعایت شریعت ، ارزیابی و توزیع زکات ، توزیع عادلانه ثروت بین ذینفعان و ایجاد محیط همکاری و مساعدت را نیز تعریف کرد، که به ارائه اطلاعات کمک می کندو شرکتها را تشویق می نماید که در حل مشکلات امت اسلامی مشارکت کنند.
مروری بر آیات و روایات وارده در حوزه اقتصاد نشان می دهد که در اسلام ، فقر و بی عدالتیهای اجتماعی پدیده هایی مذموم شناخته شده و یکی از اهداف مهم نظام اسلامی و به تبع آن اقتصاد اسلامی، از بین بردن این موارد میباشد .از این رو، در جامعه اسلامی، لازم است تمامی روابط اقتصادی و مالی به نحوی تنظیم گردد که نظام اقتصادی بتواند در راستای تامین اهداف مورد نظر اسلام حرکت کند . از طرف دیگر، نظام تامین مالی اسلامی، به عنوان یکی از ابعاد نظامی جامعتر به نام اقتصاد اسلامی، نسبت به تامین اهداف مورد نظر اسلام در حوزه اقتصاد دارای وظیفه بوده و نمی تواند نسبت به این اهداف بی تفاوت و یا کم توجه باشد .از اینرو میتوان ادعا کرد که تلاش در جهت رفع فقر و تقویت عدل و احسان در جامعه از جمله اهداف اصلی نظام مالی اسلام است بنابراین لازم است بانکداری و تامین مالی اسلامی به اهداف اجتماعی خود مانند رفع فقر و توانمندسازی گروه های پایین درآمدی توجه ویژهای داشته باشد
با آغاز توسعه وسیع حسابداری در کشورهای اسلامی، مسلمانان فکر و ذهن خود را به تدوین استانداردهای حسابداری مبتنی بر احکام اسلامی، جهت ایفای مسئولیت پاسخگویی و فرآیند گزارشگری و همچنین تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان مسلمانان معطوف نمودند. بدین منظور در سال ١٩٩٠ میلادی سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی در الجزایر تشکیل شد. سپس در ٢٧ مارس ١٩٩١میلادی این سازمان در کشور بحرین به عنوان یک شرکت غیرانتفاعی مستقل بین المللی به ثبت رسید.
در سال ١٩٩٣ میلادی کریگ و کلارک بیان داشتند که ارتباط بین اسلام و حسابداری می تواند یک ارتباط چشمگیر و قابل ملاحظه باشد. این موضوع در حالی است که هافستد در سال ١٩٨٠ میلادی بیان داشت که در جوامع اسلامی، مذهب به طرز چشمگیری بر روش انجام حسابداری تأثیر می گذارد. بنابراین لازم است که مدل حسابداری خاصی به وجود آید تا بتواند به صورت بهتری نیازهای اطلاعاتی جوامع اسلامی را تأمین نماید.
در سال ١٩٩۴ میلادی بی دون و ویلت بیان داشتند که ماهیت نظریه های حسابداری اسلامی به مانند رهنمودی است درباره اینکه کارها چگونه باید انجام شوند تا اهداف اسلامی برآورده شود و درنهایت اینکه کارها درعمل چگونه انجام شود. این محققین محاسبه زکات را به عنوان هدف اصلی در حسابداری مطرح نمودند.
در سال ١٩٩٧ میلادی زید حسابداری اسلامی را فرآیند منظم ثبت معاملات مشروع در دفاتر و اندازه گیری نتایج مالی بر مبنای این معاملات به منظور استفاده از تصمیم گیری معرفی نمود. در سال ٢٠٠١ میلادی الخدش حسابداری اسلامی را فرآیند شناسایی، اندازه گیری، گزارشگری مشروعیت فعالیتهای مالی که برای تصمیم گیری، محاسبه زکات و محاسبه سود واقعی عملیات سرمایه گذاری اسلامی بر اساس دستورات اسلام معرفی نمود و همچنین در سال مذکور شاهول بیان نمود که حسابداری اسلامی نه تنها غیرعلمی و یا قابل اعتراض نیست ، بلکه در حقیقت استفاده از آن به عنوان یک نتیجه مورد انتظار در یک سیستم حسابداری مبتنی بر اخلاق که علاوه بر اندازه گیری سـود، عملکرد اجتماعی- محیطی و مـذهبی را نیز انـدازه گیری می کند، منطقی به نظر می رسد و همچنین برخی دیگر از صاحبنظران حسابداری معتقدند که چارچوب نظری سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی هم جهت با حسابداری سنتی است ، اگر چه در اهداف آن جوهره اسلامی مشاهده می شود
از سویی دیگر برخی از محققین ترجیح می دهند که حسابداری، همان حسابداری باقی بماند و معتقدند که نیازی به اضافه نمودن واژه ” اسلامی” به آن نیست . به عنوان مثال عبدالکریم در سال ٢٠٠۴ میلادی بیان نمود که حسابداری، اسلامی یا غربی ندارد بلکه بهتر است به جای کاربرد واژه حسابداری اسلامی، از واژه حسابداری معاملات اسلامی استفاده گردد.
دکتر موسی بزرگ اصل در کتاب خود تحت عنوان ” چالش های حسابداری اسلامی در ایران ” بیان می کند موضوعی که هم اکنون با عنوان حسابداری اسلامی مطرح می گردد، بسیار جوان است و از مبانی استدلال قوی برخوردار نیست . اگر حسابداری را علم بدانیم مانند علوم دیگر خواهد بود و نمی توان به آن یک واژه ارزشی استفاده کرد. وظیفه حسابداری مالی اطلاع رسانی متناسب با نیاز استفاده کنندگان است . نیاز استفاده کنندگان نیز تابع محیط است . اگر در کشورهای مسلمان ، از قوانین قرآن در عمل و بی ریا پیروی شود، حسابداری مالی نیز از این امر متأثر می شود. بنابراین دیگر نیازی نیست که درصدد تغییر اسم آن برآییم . اگر چنین شد باید منتظر شنیدن حسابداری مسیحی و یهودی نیز باشیم اما حسابداری معاملات اسلامی با معنی است ، مثل حسابداری عقود اسلامی، مشارکت و مضاربه . وی همچنین بیان می کند که در حال حاضر بعضی از این معاملات در بانکداری اسلامی نیز انجام می شود که نیاز به الزامات خاصی هم ندارد.
واقعیت آن است که نظام بانکداری اسلامی در ایران و در سطح جهان ، بر حل مشکلات فقهی و اجرایی خود متمرکز شده و از اهداف اجتماعی، انسانی و اسلامی مانند عدالت ، کاهش نابرابریهای ناصحیح اجتماعی، و رفع فقر دور شده است .تجربه تأمین مالی خرد متعارف میتواند با انجام اصلاحات و تعدیلات مورد نیاز در نظام بانکداری اسلامی مورد استفاده قرار گرفته و به بانکهای اسلامی در جهت انجام وظایف اجتماعی که دارند کمک کند .در واقع تجربه تامین مالی خرد اسلامی می تواند به عنوان بعدی دیگر از اسلامی شدن نظام بانکداری در کشور مطرح باشد.
در چند دهه اخیر تجربهای خوب در حوزه ارائه خدمات مالی به گروه های پایین درآمدی، تحت عنوان ” تأمین مالی خرد ” به وجود آمده است . مسلما یکی از مهمترین اصلاحات مورد نیاز جهت استفاده از تجربه تامین مالی خرد متعارف که بر مبنای نرخ بهره انجام می شود، به کار بردن ابزارهای اسلامی( عقود مشارکتی، مبادلهای و قرض الحسنه ) و نهادهای موجود در جامعه اسلامی( صدقات ، اوقاف ، زکات ، خمس ، انفال و غیره ) در تجهیز منابع برای موسسه تامین مالی خرد اسلامی و به طور مشابه ابزارهای مالی اسلامی در تخصیص منابع جمع آوری شده است.
یکی از مسائلی که در کشورهای اسلامی در مذهب سنی مورد توجه جدی است اندازه گیری عناصر صورتهای مالی برای محاسبه زکات است . این موضوع در حوزه بانکداری اسلامی بعضا نیز پیاده شده است . یعنی زکات به عنوان آخرین رقم سود و زیان گزارش می شود. محاسبه زکات باید مبتنی بر ارزشهای جاری داراییها باشد
در مذهب شیعه زکات به کالاهای معدودی (شتر، گاو، گوسفند، خرما، گندم ، جو، کشمش ، طلا و نقره ) تعلق می گیرد، اما به منفعت کسب به طور عام تعلق نمی گیرد. حوزه گزارشگری مالی اساسا مربوط به شرکتها و دیگر شخصیتهایی است که محاسبه زکات برای آنها مورد ندارد. در مذهب شیعه خمس به منفعت کسب تعلق می گیرد اما خمس هم اساسا در حوزه فردی است و انتقال آن یا پرداخت آن توسط شخصیت حقوقی یا شرکت تاکنون مطرح نشده است . با بررسی حسابداری اسلامی و مطالعه زکات ، ربا و ثروت می توان گفت در کشورهای مسلمان ، از قوانین قرآنی در عمل و بی ریا پیروی شد، حسابداری مالی هم متأثر خواهد شد. لذا رعایت قوانین اسلامی در حسابداری منجر به سود معقول ، منافع جمعی و انصاف و عدالت خواهد و این می توان ما را در این پژوهش به چالشها بکشاند که آیا زکات به تنهایی در برابر مالیات و سایر مسائل حسابداری می تواند جوابگو باشد. در حسابداری اسلامی جایگزینی حداکثر سازی زکات به جای حداکثر سازی سود مطرح است .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 19 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد