دانلود مقاله بررسی اضطراب و افسردگی در بین معلمان مدارس

word قابل ویرایش
158 صفحه
19700 تومان
197,000 ریال – خرید و دانلود

بررسی اضطراب و افسردگی در بین معلمان مدارس

مقدمه :
در دنیای امروزه هیجانات ، تنش ها ، عصبیت ها وعوامل متعددی از این قبیل حاکم بر زندگی روزمره افراد هستند .
هر کدام از افراد جامعه امروزی در برخورد مستقیم با انواع استرسها و شرایط عصبی قرار دارند .محیط زندگی اجتماعی ، خانواده وهر آنچه فرد با آن در ارتباط است میتواند بعنوان عامل تنش زا جریان زندگی اورا به سمت بحرانها ونگرانیها سوق دهد .

امروزه تجارب تنش زا ناخواسته عکس العمل افراد را تعیین می کنند . بدین ترتیب که وقتی فردی یک تجربه ناخوشایند واسترس همراه با آن را دریافت می کند واکنش منفی بصورت اضطراب خود کم بینی ، افسردگی وغیره را از خود بروز می دهد . زیرا قدرت برخورد مقابله طبیعی با مشکلات را در نیافته وشاید نمی تواند که دریافت صحیحی ا زموقعیت خود داشته باشد .

از معضلات جامعه امروزی وشاید از بزرگترین آنها مسائل اضطراب است وافسردگی که هر کدام را به اختصار بیان می داریم .
اضطراب ، دلشوره ، تشویش ، نگرانی ،دلهره ، دلواپسی ، بی قراری ، دل آشوبه ونابسامانی حالاتی هستند که هر انسانی خواه وناخواه آنرا تجربه کرده است . می توان با اطمینان گفت که امکان ندارد انسان در این جهان زیسته باشد وتجربه اضطراب را نداشته باشد ( معانه ، ۱۳۷۰).
ممکن است اضطراب را یک نوع درد داخلی دانست که سبب ایجاد هیجان وبه هم ریختن تعادل موجود می گردد و چون بشر دائما به منظور برقراری تعادل کوشش می کند بنابراین می توان گفت که اضطراب یک محرک قوی است .

امکان دارد این محرک مضر باشد واین خود بستگی دارد به درجه ترس ومقدار وخطراتی که متوجه فرد است (شاملو ۱۳۶۹).
در برخی از دیدگاهها گفته می شود که هنگامی احساس اضطراب دست می‌دهد که فرد با موقعیتی روبرو شود که کنترلی بر آن ندارد بطور کلی کنترل ناپذیر بودن آنچه روی می دهد واحساس درماندگی در برابر آن باعث می‌شود که فرد در موقعیتی فشار زا قرار گرفته احساس اضطراب نماید .
هر آدمی برای رویارویی با موقعیت فشار زا روش خاص خود را دارد گاهی فرد هیجان را در مدار توجه قرار می دهد وبجای درگیری با مساله اضطراب زا سعی می کند ، به طرق دیگری از اضطراب خود بکاهد ، گاهی خود مساله را در مدار توجه قرار می دهد .

موقعیت اضطراب زا را ارزیابی می کند وسپس دست به کاری می زند تا آن موقعیت را تغییر دهد یا از آن اجتناب نماید .( هیلگارد به ۱۳۶۹)
اگر چه مقدار محدودی اضطراب برای رشد بشر ضرروی است ولی مقدار آن نیز باعث اختلال رفتار می شود واغلب اوقات شخص را مجبور به نشان دادن رفتار نوروتیک یا پسیکوتیک می نماید (شاملو ، ۱۳۶۹).

موقعیتهای گوناگون زندگی خانوادگی اجتماعی تحصیلی ، شغلی همگی می‌توانند عوامل تنش زا را ایجاد ویا تشدید نمایند .
چنانچه فردی در یک موقعیت خاص شغلی قرار گرفته باشد که همواره استرس ، نگرانی ترس ویژگی شغلی او را تشکیل دهد خود او نیز حالتهای اضطراب را تجربه می کند واین موقعیتهای اضطراب زا تا حدودی بهداشت روانی فرد را بر هم می زند .
بدین ترتیب می بایست با تحقیق هر چه بیشتر در زمینه عوامل اضطراب زا وغلبه بر آنها به نحو طبیعی وصحیح موقعیتهای تنش زا را کاملا درک نموده وراه مقابله با آنرا ایجاد نمائیم تا شاید بتوان تا حدود زیادی معضل بزرگ جامعه امروزی که مسائل ناشی از اضطراب است را از بین ببریم .
افسردگی بیماری بسیار شایعی است که با وجود تحقیقات دامنه‌دار در‌مورد

علل ، علائم وطرق درمان آن متاسفانه در بیشتر جوامع امروزی و از جمله جامعه خود ما توجه به آن مبذول نشده است . علائم افسردگی را تا مدتها به عوامل دیگری چون ضعف اعصاب ، عصبانیت هیپوکندریاک وغیره نسبت می‌دادند به همین سبب تشخیص صحیح ودرمان آن به تعویق می انجامید ( امانت ۱۳۳۸).
بیماری افسردگی بیماری است که خصوصیت اول وعمده آن تغییر خلق است وشامل یک احساس غمگینی است که ازیک ناامیدی خفیف تا احساس یاس شدید ممکن است نوسان داشته باشد . این تغییر خلق نسبتا ثابت وبرای روزها ، هفته ها ، ماهها یا سالها ادامه دارد. افسردگی بر روی کل ارگانیسم اثر می کند و تمام حوزه های زندگی یک فرد را تحت تاثیر قرار می دهد این اثر در احساسات ، نیرو ،کشش ،فکر کیفیت ، علائق فرد نمایان می شود (وهابزاده ، ۱۳۶۴).

منظور از اختلالات عاطفی گونه هایی از سازمان یافتگی های مرضی است که در وهله نخست دگرگونی وفروریختگی خلق وخوی در آنها بصورتی بارز به چشم می خورد ، رفتارهایی که در این حالات مشاهده می شود در دو قطب کلی شادی غمگینی مشارکت دارند ، وجود بی نظمی هایی در تفکر منطقی ومحتوای آن در افسردگان بدون توجه به نوع آنان به ثبت رسیده است

( منصور ودادستان ، ۱۳۶۸).
در روانپزشکی ، افسردگی را تغییر خلق در جهت غمگینی می دانند ، بارزترین علامت بیماری افسردگی همانا خلق افسرده ایست که به درجات مختلف ممکن است پدید آید . در پاره ای از موارد خلق افسرده ممکن است تنها علامت بیماری باقی بماند به هر حال در این بیماری کلیه اعمال حیاتی متناسب با خلق افسرده تغییر می کند. (اخوت وجلیلی ، ۱۳۶۳).
همانطور که میدانیم افسردگی تنها علامت عاطفی نیست وهمراه با افسردگی ، بیخوابی وبی اشتهایی ، خودکشی ، احساس بی ارزش و فراوان دیده می شود . حدود افسردگی گاهی با موقعیت موجود متناسب نیست و گاهی حتی خود فرد از آن آگاهی ندارد .( پور افکاری ، ۱۳۶۴).

تقریبا هر کس گهگاه احساس افسردگی می کند اکثر ما گاهی وقتها احساس غم ورخوت می کنیم وبه فعالیتهای لذت بخش علاقه ای نشان نمی دهیم . افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است . عدم موفقیت در تحصیل یا کار از دست دادن یکی از عزیزان و آگاهی از اینکه بیماری یا پیری توان ما را به تحلیل می برد از جمله موقعیتهایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می شوند افسردگی تنها زمانی نابهنجار تلقی می شود که با واقعه ای که رخ داده متناسب نباشد ویا فراتر ازحدی که برای اکثر مردم نقطه آغاز بهبود است ادامه یابد ( براهنی وهمکاران ، ۱۳۶۸).
افسردگی واکنشی است که در نتیجه پیدایش موقعیتهای نامساعد ایجاد می گردد واز لحاظ پزشکی یک نوع آزردگی است که فعالیت وقابلیت حیاتی جسمانی وعقلانی فرد را کاهش می دهد . وبطور خلاصه می توان گفت کاهش یافتن نیرو وفعالیت جسمانی روانی موجب آزردگی می باشد .( آگاه ، ۱۳۵۵).
افسردگی طبیعی ومتعادل در انسان واکنش است یک عامل بیرونی که فرد از آن آگاه است ومحرومیت آن را آگاهانه درک می کند .
باید بدانیم که واکنش افسردگی با واکنش نوروتیک آن از دو جنبه فرق می‌کند یکی اینکه افسردگی در فرد نوروتیک از لحاظ شدت نامناسب با محرک بیرونی است ودوم اینکه در افرادی ظاهر می شود که بعلت خصوصیات خاص شخصیتی آمادگی وزمینه ابتلاء به آن را داشته اند .(شاملو ۱۳۶۴).
همه ما معنای غم وافسردگی را می دانیم وگاه بی گاه دچار این حالت شده ایم . نا امیدی عشق ، مرگ وشرکت در عزا و بعضی از مسائل مردم را غمگین می سازد . در بیماران افسرده نیز افسردگی بعلل همین مسائل ایجاد می شود ولی چون شخص قبلا به سبب احساس حقارت وعدم کفایت مستعد بیماری است به کلی مغلوب می گردد وافسردگی ایجاد می شود ( بیرجندی ، ۱۳۶۴).
مشاهدات بین الملی بدون ارتباط با کشور تحت مطالعه با افسردگی یک قطبی را در زنها ۲ بار شایعتر از مردها نشان داده است .هر چند علل این اختلاف معلوم نیست این تفاوت را ناشی از استرس های متفاوت زایمان ، درماندگی آموخته شده و آثار هورمونی نهفته می دانند ( پورافکاری ، ۱۳۶۸).
با توجه به افسردگی فراوان در جامعه کنونی ما ، پژوهش حاضر در این زمینه تدوین شده ، باشد تا گامی هر چند کوچکتر در راه شناخت انواع درمان آن برداشته شود .
پژوهشگر امیدوار است که گرچه این پژوهش ممکن است نتواند آنطورکه باید افسردگی را معلمان مدارس مورد سنجش قرار دهد ، ولی حداقل گامی است که در این راه برداشته می شود وانگیزه هایی را برای ادامه پژوهش های آزمایشی در این زمینه در ذهن علاقمندان بر انگیزد.

هدف تحقیق
انسانها در جامعه امروزی در معرض انواع تنش ها و فشارها قرار می گیرند . فشارهایی که با پیشرفت جوامع در زمینه تکنولوژی وصنعت به مراتب بیشتر شده وموجبات بروز مشکلات جسمی و روحی فراوانی را برای افراد فراهم می آورد . فشارها ومعضلات عدیده اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی سبب می شود که وجود انسان سریعتر از گذشته فرسوده گردد وروان حساس آدمی زودتر در معرض انواع بیماریها قرار گیرد بخصوص دراین میان تولد کودکان استثنایی مشکل را دو چندان کرده است .
د راین راستاست که مسئله ای بنام تربیت و آموزش وتحت الشعاع آن مدارس استثنایی و کادر آموزشی مطرح می شود .
شاید یکی از مهمترین عوامل ترقی در زمینه آموزش این کودکان در هر جامعه ای ، وجود معلمان ودبیران کار آزموده و مجرب است که با مراقبتهای دقیق و آموزش و روش دلسوزانه توام باشد .
ودر آموزش وتربیت این کودکان ،اگر مثلثی را فرض کنیم که یک زاویه آن کودک در زاویه دیگر والدین باشند ، در راس آن معلمان ودبیران قرار دارند .
معلمان علاوه بر اینکه در دروس کتب را به کودکان می آموزند نقش تربیت

کردن آنان را برای ورود به جامعه ای بزرگتر را به عهده دارند وچه بسا در این راستا خود نیز به مرور زمان دچار معضلات عدیده جسمی و روحی شود . چرا که برخورد دائمی با مشکلات روحی وجسمی کودکان می تواند وجود هر فردی را تحت تاثیر قرار دهد .
بدین تربیت از آنچه گفته شد در می یابیم که سلامت روانی کادر آموزشی از درجه اهمیت بالایی برخوردار است وهدف از این پژوهش درک ودریافت پدیده افسردگی واضطراب ومسایل ناشی از آنها وارائه راه حلهای مناسب در جهت یاری نمودن به کادر آموزشی مدارس است .

فایده واهمیت تحقیق
« فرانسیس الکساندر » در کتاب در« تاریخ روانپزشکی » نوشت که : از نظر تاریخی ، روانپزشکی قدیمی ترین تخصصهای پزشکی است زیرا که طب بروی ، بیشتر به جنبه های روانشناختی وذهنی توجه داشت .

ولی در واقع عمر روانپزشکی نوین ، شاید به دو قرن نرسد وتازه به بیشترین دانش ما در این حیطه حاصل دست آوردهای علمی دو سه نسل پیشین‌است از آنجا‌،‌دانش‌ما پیرامون افسردگی،بیشترنتیجه‌تلاشهای پژوهندگان
واندشیمندان این حوزه درسی وچند سال گذشته بوده است .

با آنکه قدرت این فراگیری ، در مقایسه با توجهی که پزشکان در همه اعصار به آن داشته اند هنوز دانش ما از چند وچون افسردگی واضطراب گرچه اندک نیست .
ولی کاستیها ونقاط کور فراوان دارد . البته این شاید در مورد اکثر آشفتگیهای ذهنی ونیز بسیاری از بیماریهای جسمی صادق باشد . از اینرو هنوز پزشکان فراینده درکند وکاو وپژوهش اند .

ارسطو نوشته است : « آنها د رفلسفه ، سیاست ،شعر وهنر به جایگاه والایی میرسند ، همه گرایشی به ملانگولی دارند » پس افسردگی واضطراب به تنها بیماری مردمان شکست خورده وداغدیده ودرمانده وناتوان و آواره یا ساکنین تیمارستانها وزندانها نبوده ونیز گریبانگیر ، گرانمایگانی از آن دسته که ارسطو بر می شمرد .
درسمپوزیدی که درژنو برگزار شده بود ، روانپزشکان وپزشکان باارائه تحقیقات مورد تاکید بیان نمود که بحث « بیماری ومرض » دو حیطه قلمرو جداگانه را می طلبد چه آنچه حالات نفسانی انسانی گو آنکه در برخی حالاتشان با حالات جسمانی به ارتباط تنگاتنگ دست می یابند . نمادها وسیمایه هایی متفاوت با حالات جسمانی نسبی نوع بشر را متظاهر می

سازند وبا لطبع حالات مرضی روانی نیز با حالات مرضی جسم تظاهراتی دو گانه را بروز میدهند واین مساله در نوع تلقی ما از روان که جوهری عاجز از ماده ویا منعبث ا زحرکت ودگرگونی ساده است ، تفاوتی نمی نهد اگر چه شایسته آن است که برای روان اصالتی غیر مادی قائل باشیم واین گوهر را با ارزشی دیگر ارزش نما کنیم .

بیان مساله
باتوجه به گسترش روز افزون کودکان استثنایی ودچار مشکل بعلت مسائل عدیده ای که در زندگی امروزی وجود دارد ، کادر آموزشی مدارس یکی از با اهمیت ترین جنبه های آموزشی را تشکیل می دهد که با لطبع موقعیت جسمی وروانی آنان از اهمیت بسیاری برخوردار است .
در این تحقیق سعی بر آن شده تا اضطراب وافسردگی معلمان مدارس استثنایی ومعلمان مدارس عادی بررسی شود ومورد مقایسه قرار گیرد .

موضوع تحقیق :
مقایسه میزان افسردگی واضطراب در معلمان مدارس کودکان استثنایی ومعلمان مدارس عادی .

فرضیه تحقیق :
میزان افسردگی واضطراب در معلمان مدارس کودکان استثنایی بیشتر از معلمان مدارس عادی است.

تعریف مفاهیم و واژه ها
۱- اضطراب : داشتن دلشوره بدبینی به آینده عدم قدرت تصمیم گیری ، کنش ترس شدید ومداوم ،تعریق لرزش ، آه کشیدن ،ضربان شدید قلب ، ( مان ، ۱۳۷۱).
۲- افسردگی : این اصطلاح بسیار وسیع وتاحدودی مبهم است ، برای شخص عادی حالتی مشخص با غمگین وگرفتگی وبی حوصلگی وبرای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی بازیر شاخه های متعدد را تداعی می کند ( پور افکاری ، ۱۳۷۳).
۳- معلم : دوشیزه یا زنی که دوره تربیت معلم را گذرانده وبه آموزش وپرورش د رمدارس می پردازد .

تعریف عملیاتی اضطراب
در این تحقیق اضطراب عبارتست از آنچه که بوسیله آزمون اضطراب کتل سنجیده می شود .

تعریف عملیاتی افسردگی
در این تحقیق افسردگی عبارتست ا زآنچه که بوسیله آزمون بک (‌افسردگی) سنجیده می شود .

تاریخچه اضطراب
اختلالات اضطراب بشرحی که در نوشتجات طبی آمده ، گروه ناهمگن از سندروهای بالینی وتعریفها را در بر می گیرد .
از نظر تاریخی ، اصطلاحاتی نظیر ،خستگی شدید عضو قلب ، ودر قلب تحریک پذیر و « نوروز قلبی » و سندرم فعالیت » و « آستنی عصبی عروقی » همه برای توصیف اختلالات فرض اضطراب که در آنها تنگی نفس تپش قلب ، خستگی عدم تحمل فعالیت واشتغال ذهنی با حالات جسمی علائم عمده اختلال را تشکیل می داده اند ، مورد استفاده قرار گرفته اند ، نور آ‎ستنی یا خستگی عصبی یکی دیگر از اصطلاحاتی است که برای اختلالات اضطراب فراوان به کار رفته است .نوروز اضطراب که بوسیله فروید بکار رفت . برای متجاوز از چهل سال بر چسب عمده برای اختلالات اضطراب بود ( گلدبرگ ، ۱۳۷۱).

برای اولین بار پزشک امریکایی بنام بیرد سال ( ۱۸۶۹) نور آستنی را تعریف کرد . بیمارانی که امروز آنها را مبتلا به نوروز اضطراب می شناسیم در نور آستنی بیرد گنجانده می شود . معهذا برخی از بیماران مبتلا به هیستری ویا وسواس بیشتر در تعاریف او جا می گیرد بعد از او داکوستا در سال ( ۱۸۷۱) سندرم خلل تحریک پذیری را گزارش داد.
فروید در سال ( ۱۸۹۸) نوروز اضطراب را بعنوان یک واحد بالینی از پسیکا‌ستنی بازشناخت علامت اصلی این بیماری نگرانی ،اضطراب ودلهره می‌باشد که هر سه عملیات مختلفی از یک کیفیت اساسی است که به احساس پریشانی ، انتظار خطری تربیت الوقوها واحساسهای بدنی همراه است
( گلد‌برگ ، ۱۳۶۸).

نوروز حالت اضطراب به طور عمده اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولا در اواسط دهه سوم عمر است وبطور متوسط بیمار قبل از مراجعه برای درمان ۵ سال علائم اضطراب را داشته است .شیوع حالات اضطراب در جمعیت نرمال در انگلستان وامریکا ۲ تا ۵/۴ % ذکر گردیده است . معهذا این ارقام اطلاعاتی در مورد شدت علائم ودرجه ناتوانی اجتماعی حاصل از این اختلال بدست نمی دهد .

اختلالات اضطراب در ۱۴% بیماران قلبی و ۲% بیماران جراحی شده مشاهده شده است . اختلالات اضطراب بنظر میرسد که درکار طبابت خوب شناخته نمی شوند . عدم تشخیص اضطراب بدون تردید تا حدودی مربوط به این واقعیت است که اغلب علایم جسمی بارزترین خصوصیات حالات اضطراب را تشکیل می دهند . علت دیگر این است که بیمار مضطرب اغلب خود را مبتلا به یک اختلال جسمی تصور نموده وبیشتر به درمانگاه داخلی مراجعه می کنند تا مراکز بهداشت روانی ( طریقتی ، ۱۳۶۷).

اضطراب کلی از شایعترین مسائلی است که در کار طبابت با آن برخورد می شود تخمین زده می شود که عمده بیماران را مبتلا به اختلال اضطراب مزمن نسبت به پزشکان ۴۰ بر یک است و ۳۰% کسانیکه پزشک عمومی مراجعه می نمایند از این ناراحتی در عزابند تشخیص افتراقی وارزیابی طبیب عمومی در مورد اضطراب بارنگین کمانی از عوامل بیولوژیکی وانسانی روبرو است . نقش پزشک ارزیابی تشخیص کامل در عین حال تعادلی است که بی‌جهت به قیمت نادیده گرفتن عوامل روانی ومحیطی مهم روی جزء زیستی طبی موضوع تکیه نکند . حفظ این تعادل چندان آسان نیست در یک قطب پزشکی در خطر نادیده گرفتن علل پنهانی است ودر قطب دیگر ناتوانی در شناخت عوامل ایجاد کننده روانی رفتاری واجتماعی است .
ممکن است منجر به یک سری مراجعات مکرر وبی حاصل گردد که اغلب استفاده از انواع دارو و آزمایشات گران قیمت را به همراه دارد .

هدف کمک به پزشک در تشخیص ودرمان فقر مسائل شایع مربوط به اضطراب است در بعضی موارد نظر یک بیمار مبتلا به آسم مضطرب تشخیص آثار جانبی دارو ممکن است کلیه درمان باشد در ارتباط اضطراب با بیماریهای روان تنی بحثهای مفصلی انجام نشده ودر این ارتباط مقداری در مورد بیماریهای روان تنها صحبتهایی می کنیم .
روان وتن در ارتباط بین آنها در سراسر تاریخ بشر مورد بحث وگفتگو بوده است . دوره پس از پیدایش علوم جدید نیز سالهای درازی است که روانشناسان وتحقیق روانشناسی از سوی پزشکان ودست اندر کاران پژوهشهای فیزیکی از سوی دیگر در هر یک جداگانه در راستای مخالف با یکدیگرند .

درباره علل بیماریها ودرمان آنها ودر نتیجه درباره رابطه مزبور جستجو کرده گرچه از دیر باز از نقطه نظر فلسفی این سوال مطرح بوده وهست که ارجعیت با روان است یا با ماده وتن . گرچه هنوز نظریه پردازان برسرحل وفصل این مساله به توافقی نرسیده اند ( معانی ، ۱۳۷۰).
بازبینی و بر آورد مراجعان به طبیب عمومی در سلسله بررسیهایی که از مراجعان به پزشکان عمومی در بخشهایی مختلف انگلستان بعمل آمد توافق همگانی د رمورد میزان شیوع نوروزها وجود داشت که از هر هزار نفر ۵۰ نفر در هر سال با مشکلاتی به پزشکانشان مراجعه می کردند که بعنوان نوروز تشخیص داده میشد . این میزان د رزنان دو برابر از مردان بود میزان شیوع سالانه نوروز در جمعیت ۵% است بروز بیماری در مناطق شهری بیش از مناطق روستایی است ( وهابزاده ، ۱۳۶۴)

تاریخچه افسرد گی
افسردگی از زمانهای بسیار دور در نوشته ها آمده وتوصیف هایی از آنچه ما امروزه اختلالات خلقی می خوانیم در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد.
داستان « عهد تحقیق » شاه سائون وداستان خودکشی آژاکس در ایلیا هومر ، هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کرده اند حدود ۴۵۰ سال قبل از میلاد ، بقراط اصطلاح ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار برد . د رحدود ۱۰۰ سال قبل از میلاد کورفلیسوس سلسوس۱ در کتاب Demedicina 2افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 19700 تومان در 158 صفحه
197,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد