whatsapp call admin

دانلود مقاله بررسی صنایع دستی ایران

word قابل ویرایش
115 صفحه
19700 تومان
197,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه
در این تحقیق سعی بر این بوده است به جهت بررسی و شناخت صنایع دستی و صنایع دستی استان فارس مطالعاتی صورت گیرد که حاصل این بررسی در قالب‌ ۳ فصل ارائه‌ می‌شود. در (فصل‌ اول‌) کلیات صنایع دستی ودر فصل دوم به بررسی صنایع دستی استان فارس و در فصل سوم به رشته گرافیک و تاریخچه و طراحی گرافیک در ایران مورد بررسی قرار می گیرد .

تعریف صنایع دستی
از مجموعه تعاریف صنایع دستی، به نظر می رسد تعریف زیر که توسط گروهی از کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران ارائه گردیده، دقیق تر و جامع تر باشد؛ چرا که با وضعیت فعلی این صنعت و هنر ارزنده انطباق بیشتری دارد: صنایع دستی به مجموعه ای از هنرها و صنایع اطلاق می شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی محصولاتی ساخته می شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل، وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ای می باشد.

ویژگی ها
با توجه به تعریف فوق و سایر تعاریفی که برای صنایع دستی ارائه شد، می توان ویژگی های زیر را برای محصولات دست ساخته قایل شد:
۱-انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، توسط دست و ابزار و وسایل دستی، برای تولید هر یک از فراورده های دستی مراحل متعددی طی می شود ولی انجام کلیه ی این مراحل به وسیله ی دست و ابزار و وسایل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود، محصول تولید شده با توجه به مواردی که در تعریف ذکر شد، صنایع دستی محسوب می گردد.

۲-حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع و پیاده کردن طرح های مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فراورده ها.
۳- تأمین قسمت عمده ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.
۴- داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرح های اصیل، بومی و سنتی).
۵-عدم همانندی و تشابه فراورده های تولیدی با یکدیگر.
۶-عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر رشته های صنعت.
۷-دارا بودن ارزش افزوده ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.
۸-قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و حتی در جوامع عشایری.
۹-قابلیت انتقال تجربیات، رموز و فنون تولیدی، سینه به سینه و یا مطابق روش استاد و شاگردی

طبقه بندی صنایع دستی
در زمینه ی طبقه بندی صنایع دستی نیز باید گفت که این طبقه بندی به صورت های مختلف از جمله براساس مواد اولیه ی مصرفی یا شیوه و روش ساخت آن می تواند صورت پذیرد. در اینجا طبقه بندی انجام شده توسط کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران که به طور عمده بر مبنای روش و تکنیک ساخت این گونه محصولات به عمل آمده است، ذکر می گردد:
۱-بافته های داری :

محصولاتی که به کمک دارهای افقی یا عمودی مستقر در زمین در زمان بافت، تولید می شود، بافته های داری محسوب می گردند مثل قالی، گلیم، زیلو و نظایر آن.
۲-دستباف : (نساجی سنتی)

فراورده هایی که به کمک دستگاه های ساده و سنتی بافندگی (دستگاه ویژه ی بافت جاجیم، دستگاه دووَردی، دستگاه چهاروردی و ژاکار دستی) تولید می گردد، دستبافی محسوب می شود، نظیرجاجیم، زری،ترمه، شال و … از جمله خصوصیات این رشته از صنایع دستی، این است کهاولاًکلیه مراحل سه گانه بافندگی، ایجاد دهنه کار، پودگذاری و دفتین زدن (آلتی است فلزی، دارای دسته ای شبیه شانه که نساجان هنگام بافتن پارچه آن را در دست گیرند و لای تارها زنند تا آنچه بافته شده به هم پیوسته و محکم گردد.) با حرکات دست و پا انجام می شود، در ثانی، امکان استفاده از پودهای رنگی به میزان نامحدود و همچنین تنوع طرح بافت با دراختیار داشتن کنترل حرکات وَردها میسر می گردد که این امر نشانگر حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید است.

۳-بافتنی :
انواع مصنوعاتی که با کمک میل، قلاب و نظیر آن و با الیاف طبیعی تولید می شود، جزء بافتنی ها به حساب می آید نظیر دستکش، جوراب، کلاه، شال گردن و …
۴-روکاری: (رودوزی):

کلیه ی مصنوعاتی که از طریق دوختن نقوش سنتی بر روی پارچه های بدون نقش و یا کشیدن قسمتی از نخ های تار و پود به وجود می آید، در گروه « رودوزی» و یا «روکاری» جای دارد. نظیرسوزن دوزی،قلاب دوزی،ملیله دوزی،خوس دوزی،گلابتون دوزی،پته دوزیو …
۵- چاپ های سنتی:

کلیه پارچه هایی که به وسیله قلم مو، مهر و نظایر آن رنگ آمیزی شده و نقشمی پذیرد جزء چاپ های سنتی به حساب می آید مانند چاپقلمکار وچاپکلاقه ای (باتیک)

۶-نمدمالی:
انواع مصنوعاتی که بر اثر درگیری و متراکم نمودن پشم و کرک در شرایط فنی مناسب از طریق ورز دادن تهیه می شوند، جزء گروهنمدمالی می باشند. نظیر کلاه نمدی، پالتوی نمدی، نمد زیرانداز و نمد پادری.

۷- سفالگری و سرامیک سازی :
به محصولاتی که با استفاده از گِل رُس و همچنین گِل حاصله از سنگ کوارتز و خاک کائولن، به کمک دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می شود، سفال و سرامیک اطلاق می شود. برای تکمیل اشیاء ساخته شده، برحسب سنت و رسوم، روی آنها نقاشی، کنده کاری و یا نقوش برجسته ایجاد می کنند و از لعاب مناسب برای پوشش سطح اشیاء استفاده می گردد. محصولات تولید شده ی این گروه شاملانواع پارچ و لیوان ظروف غذاخوری، گلدان و …می باشد.
۸- شیشه گری:
محصولاتی را که از طریق شکل دادن مواد معدنی ذوب شده نظیر سیلیس و خرده شیشه که با ترکیبی از این دو و با استفاده از روش دمیدن توسط لوله ی مخصوص و با به کارگیری ابزار دستی شامل انبر، قیچی و غیره حاصل می شود،شیشه دست ساز می نامند که شامل مراحل تکمیلی و تزئینی، نظیر نقاشی و تراش هم می گردد.
۹-تولید فراورده های پوست و چرم:

محصولاتی که با استفاده از پوست و چرم دباغی شده به شیوه سنتی تولید می گردد، نظیر پوستین، کلاه پوستی،چاروق، محصولات تکمیلی چرمی (نظیر تلفیق چرم با محصولات دستباف) جزء این گروه هستند.

۱۰-ساخت محصولات فلزی وآلیاژ: فراورده هایی که به شیوه سنتی و با استفاده از ابزار دستی و انواع فلزات (مس، نقره، طلا و آهن) و انواع آلیاژها (برنج و ورشو) تولید می گردد نظیر انواع ظروف خانگی، چاقو، قندشکن، قلم تراش، قفل و … جزء این گروه می باشند.
۱۱- قلمزنی، مشبک کاری، حکاکی روی فلزات و آلیاژها:
هنر– صنعتی است که طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چکش و سایر ابزار دستی بر روی اشیاء ساخته شده از فلز با آلیاژ شکل می گیرد.

۱۲- سنگتراشی ، حکاکی روی سنگ و معرق سنگ:
شامل مصنوعاتی می گردد که مواد اولیه اصلی آن را انواع سنگ ها نظیر فیروزه، مرمر، یشم، سنگ سیاه، سنگ سفید(آلاباستر) و … تشکیل می دهد و به کمک ابزار و وسایل مختلف تراشیده یا حکاکی می شود نظیر انواع ظروف، پایه ی چراغ، قاب عکس، انواع نگین و …
۱۳- خراطی چوب:

خراطی، شیوه ای از تولید محصولات چوبی است که طی آن و توسط ابزار و وسایل مختلف و به طور عمده به وسیله دستگاه خراطی، اشیائی نظیر انواع قلیان، گهواره، پایه آباژور و ظروف مختلف ساخته و پرداخته می شود.
۱۴- ریزه کاری و نازک کاری چوب:

روشی از ساخت فراورده های چوبی است که طی آن به وسیله ی وسایل نجاری نظیر ارّه، رنده، سوهان، مُغار و … قطعات کوچک چوبی آماده شده به صورت روکش بر روی بدنه ی چوبی چسبانده و تحت فشار شکل گرفته اند و از این طریق انواع شکلات خوری، زیر سیگاری، قاب عکس و نظایر آن تولید و عرضه می گردد.
۱۵-منبت کاری، کنده کاری و مشبک کاری چوب:
شیوه ای دیگر از تولید محصولات چوبی است که طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چکش، مغار و سایر ابزار نجاری بر روی چوب های مرغوب و بادوام شکل می پذیرد.
۱۶- حصیر بافی:

منظور از حصیربافی که بامبوبافی، مرواربافی، تِرکه بافی، چم بافی، سبد بافی و چیغ بافی را نیز شامل می شود، همان بافت رشته های حاصل از الیاف سلولزی (گیاهی) به کمک دست و ابزار ساده دستی است که طی آن محصولات مختلفی نظیر زیرانداز، سفره ی حصیری، انواع سبد، انواع ظروف و … تولید و عرضه می گردد . در مورد چیغ بافی ذکر این نکته ضروری است که حین بافت، علاوه بر الیاف گیاهی از نخ پشمی رنگ شده نیز برای ایجاد نقوش و طرح های سنتی استفاده می گردد.
۱۷- خاتم سازی:
روشی از تولید فراورده های چوبی است که با استفاده از روکش حاصله از به هم چسباندن قطعات کوچک فلزات، استخوان و انواع چوب در اشکال و طرح های سنتی (بیشتر به صورت هندسی) و به کمک ابزار و وسایل مختلف، فراورده هایی نظیر انواع قاب عکس، جاسیگاری، شکلات خوری، میز، صندلی و … ساخته می شود.

۱۸-معرق کاری:
ترسیم طرح ها و نقش های سنتی بر روی زمینه ی چوبی یا سرامیک و خالی کردن داخل خطوط طرح ها و پرکردن فضای خالی شده به وسیله قطعات آماده شده ی چوبی، سرامیک، فلزی، صدفی و سنگی را معرق کاری می گویند.
شوق فراگیری به صنایع دستی

صنایع دستی روستایی، ایلی – عشایری در مجموع به عنوان دست آفریده های ملی به جهت بهره بردن از ارزش های اصیل و سنتی و هنری و فرهنگی آن از گذشته های دور تا به امروز در بین زنان ماهر بافنده و مردم میهن ما دارای جایگاه والایی است. سهولت در تهیه مواد اولیه طبیعی دست آفریده های روستایی، ایلی – عشایری به خصوص گبه های چشم نواز در آبادی ها و متن ییلاق و قشلاق و ابزارهای سنتی و محلی بافت زیراندازها، شرایط مناسبی را برای شوق فراگیری پدید آوردن دستبافته های هنری به وجود آورده است.

از سوی دیگر نداشتن پیچیدگی در تولید این گونه دست آفریده ها موجب گردیده است که درحال حاضر خانوارهای کثیری در روستاها و مناطق دورافتاده و کوهستانی ایلی – عشایری برای تولید چنین دستبافته ها تلاش درخوری را به کار بندند. وسایل و ابزار مورد نیاز برای بافت گبه عبارتند از: دار مخصوص گبه بافی، چنگک، قیچی، شانه کوب فلزی و چاقو. در این میان مهمترین و اصلی ترین وسیله همان دار گبه بافی است. زنان و دختران ماهر گبه باف، دار گبه را در اندازه های مختلف سفارش داده شده، به صورت افقی و برروی سطح کف محل بافت قرار می دهند. دار گبه در مناطق روستایی بیشتر از جنس فلز بوده ولی در نقاط ایلی – عشایری به علت وفور درختان ستبر، دار گبه را از چوب می تراشند. اکثر بافندگان گبه در بخش

های گوناگون عشایری کار ظریف دست آفریده گبه را بدون طرح و یا نقشه های از پیش تهیه شده به انجام می رسانند. بعضی دختران عشایری که مهارت چندانی در پدیدآوردن گبه ندارند، معمولا برای شروع کار گبه بافته شده ای را در مقابل دیدگان خود قرار می دهند که در محل به این شیوه «دستور» می گویند. ولی مادران و مادربزرگ های باتجربه در مناطق ایلی – عشایری نیازی به طرح دستوری ندارند. آنان بافنده های قابلی هستند که ضمن بهره گیری از مناظر شیفته کننده طبیعت افسون گر، از سلیقه های جذاب، تنوع جذاب رنگ های سحرآمیز و نوآوری برای شکل دادن به تار و پود گبه استفاده می کنند. همین نگاه ها در هنگام بافت و انتخاب رنگ ها، ترکیب بندی افسون کننده پرزها با تار و پود گبه سبب می شود

دست آفریده هایی پدید آید که دارای ویژگی های بسیار بوده و متفاوت با نمونه های قبلی ظاهر شود. چنین گبه هایی که همیشه با تنوع رنگ ها و نوآوری مستمر همراه بوده در بازارهای ملی و بین المللی به خصوص در نمایشگاه های دست آفریده های خاوردور و کشورهای اروپایی درخششی پرفروغ و ماندگار داشته باشد. دست آفریده های خلاق و رویایی برای تار و پود بافت شکیل و جذاب گبه از نخ پنبه ای طبیعی و نخ پنبه ای مخلوط با موی بز استفاده می شود. زنان و دختران ماهر بافنده برای پود گبه های خوش نقش از پشم گوسفندان بهره می گیرند و با دستان هنرمند خود این پشم رمه های کوهستانی را می ریسند و برای بافت گبه آماده می کنند. مرغوب ترین پشم برای بافت انواع قالی و گبه های خوشرنگ، پشم دامنه های انتهایی کوهپایه های زاگرس در فراز استان فارس است که لطافت و استحکام آن زبانزد خاص و عام است. تعداد نخ های پود گبه به کار رفته در هر رج این

دست آفریده هنری و چشم افسا که دارای ساختاری درشت است از سه تا هشت واحد و در انواع ریزتر گبه های نوع ظریف پتویی با مهارت فوق العاده حتی تا ۱۴ پود در تغییر است. گبه برای عرضه در بازارهای ملی و بین المللی در اندازه های عرض یک متر و بیست تا طول ۲ متر و حداکثر ۲ متر و ۵۰ سانتیمتر بافته می شود. برای پدید آوردن یک گبه خوشرنگ در اندازه ۲ متر و ۲۰ سانتیمتر طول با عرض ۱ / ۵ متر بافندگان ماهر قشقایی و دختران و زنان بختیاری حدود هشت کیلوگرم پشم حلاجی شده گوسفند و تقریبا سه کیلوگرم موی بز را به هم می آمیزند. دست آفریده های خلاق و رویایی گبه معمولا در اصطلاح بافندگان درشت بافت است و بلندای پود گبه دست کم تا یک سانتیمتر می رسد. البته بعضی مصرف کنندگان

به تجار اروپایی و یا بازرگانان خاوردور سفارش های خاص از نظر طول و عرض، نحوه رنگ آمیزی و نقش های ویژه ارائه می دهند که ممکن است این اندازه ها تغییر کند. هنرمند خالق و چیره دست گبه با چهره و سیمایی برخاسته از روایت های ایلی و مضامین طبیعی و حتی بیان حالات روحی خانوارهای همیشه پراکنده در پهنه های کوهستانی، کنار آبشارهای مصفا و سبزه زاران دشت و کوهپایه ها می کوشد در بوم گبه، این واقعیت های روحانی را تجسم بخشد. طرح ها و نقوش طبیعی گبه به گونه ای با افکار و حالات روحی و روانی پدیدآورندگان این نوع دستبافته های هنری هماهنگی دارد. بسیاری از نقوش چشم افسا و افسانه ای گبه های پدید آمده در خانوارهای ایلی – عشایری چنین است. نقوش دلربا و انعکاس یافته در

پهنه طبیعت سرگشته کوهستانی در متن گبه مشاهده می شود، اما طراحی در قالی به گونه ای است که بافنده در چارچوب طرح دستوری که در مقابل دیدگان خود دارد کار می کند، ولی پدیدآورنده هنرمند گبه به سان یک موسیقیدان ماهر و دلنواز، با دست های باز بافت این دست آفریده هنری را ادامه می دهد. باید گفت که نقش های جان گرفته بر متن گبه خودجوش است. این نقوش چنان با سادگی و حتی بیانی زلال و شفاف و آهنگین بر عرصه گبه می نشیند که هارمونی روح نواز چنین نقش های طبیعی و ماهر اصالت گبه های ایلی – عشایری را فریاد می کند.

حکایت غم انگیز ترنج ایران
صنایع دستی ایران به عنوان نماد و تبلور فرهنگ غنی این سرزمین از دیرباز شهرتی جهانی داشته است. خمیر مایه اصلی آثاری که به دست هنرمندان خلاق و سختکوش ایرانی پدید آمده از عمق تاریخ کهن این مرز و بوم نشات گرفته است. در این میان فرش دستباف ایرانی با رنگ ها و نقشه های متنوع از جمله ترنج سرخ ارغوانی، شکارگاه، فرش گلدانی، فرش درختی، فرش گلدانی لری، فرش راور، قالیچه خشمه و فرش پیچ مو و … از جایگاه ویژه ای در صنایع دستی کشور برخوردار است. تا چندی پیش آوازه فرش ایرانی، سراسر جهان از اروپا تا آمریکا و حتی شرق دور را در نوردیده بود، به طوری که بسیاری از فرش های تاریخی ایران زمین زینت بخش موزه های معتبر جهان است، اما هم اینک سرنوشت فرش دستباف

ایران حکایت غم انگیزی دارد، به طوری که در صورت ادامه روند کنونی آینده ای جز اضمحلال در انتظار این هنر اصیل ایرانی نخواهد بود. سرقت طرح های ایرانی و تلفیق طرح های اصیل و زیبای ایرانی با نیروی کار ارزان کشورهایی چون هند، پاکستان، چین، نپال و … موجب شده تا فرش های بافت این کشورها بسیار ارزانتر از بافت های داخل ایران باشد و امکان رقابت را از فرش های دستباف ایرانی در بازارهای جهانی بگیرد. اوج شکوفایی فرش ایران تا سال ۷۲ بود و رکود آن نیز از سال ۷۴ با ورود پاکستان، افغانستان، نپال، چین، هندوستان و ترکیه به بازار فرش شروع شد و در همین سال ها عده ای از کارشناسان ایرانی برای تولید ارزان فرش در این کشورها سرمایه گذاری کردند و تجربیات ارزشمند چندصد ساله بافندگان ایرانی را

نیز به آنان انتقال دادند. گرچه صنعت فرش یکی از کهن ترین صنایع دستی کشور است، غیر از تجار فرش، سایر عوامل و شاغلان این بخش هرگز منزلت و جایگاه واقعی خود را در جامعه به دست نیاوردند. صنعت قالیبافی در درون خود ۲۰ شغل جانبی از جمله رنگرزی، چله کشی، نقشه کشی، تهیه نخ های کرکی و ابریشمی و فروشندگان فرش دارد، به طوری که نزدیک به ۱۰ میلیون نفر در سراسر کشور به صنعت و هنر قالیبافی و حرفه های جنبی آن اشتغال دارند.

بنابراین نقش فرش در اشتغالزایی و کسب درآمد برای بافندگان غیر قابل انکار است. از آنجا که پیدایش رقیب، صنایع فرش دستباف ما در بازارهای جهانی توانایی خود را از دست داده و متاسفانه از رتبه اول به رده ۲۲ جهان نیز سقوط کرده، برای رونق بخشیدن به این صنعت هنری و به ویژه صادرات فرش دستباف و ایجاد اشتغال برای جوانان، نیاز به یک عزم ملی است. در این عزم، برنامه ریزی، حذف مقررات و ضوابط دست و پاگیر، هدایت و نظارت کارشناسانه و منطبق با نیاز بازار ضروری است. سلیقه سنجی، نیازسنجی، بازاریابی و به کارگیری مواد

اولیه مرغوب و بافت نقشه های مناسب بازار لازمه رونق بخشی به این هنر دیرینه و صادرات فرش است. از طرفی وقت آن رسیده است که فرش ایران جایگاه گذشته خود را در بازار جهانی به دست آورد و برای دستیابی به این هدف در گام اول رقبای فرصت طلب شبیه ساز باید از گردونه بازار جهانی پس زده شوند و فرش ایران همچنان با کیفیت و اصالت جای خود را باز کند. همچنین با توجه به اینکه اقتصاد و بازرگانی جهانی تغییر یافته است، ایران باید وضعیت تجارت و ارتباطات تجاری خود را با سیستم جدید جهانی متناسب کند، زیرا امروزه دیگر صادرات فرش به شکل سنتی امکان پذیر نیست. استفاده از شبکه اینترنت و ارتباطات خاص رایانه ای یکی از این راه هاست. از طرفی اشتغال یکی از نیازهای انکارناپذیر جوانان است.

جوانان جهت رشد و ارتقای پایگاه اقتصادی و اجتماعی خود به شغل نیاز دارند و بحث اشتغال در جامعه ایران از مقوله های اساسی و خاص است. رشد سریع بیکاران و ناکام ماندن تلاش مسئولان برای مهار بیکاری موجب فراهم کردن جوی شتابزده برای دسترسی آسان و سریع به کار شده است. این مسئله مدیران و برنامه ریزان را برای تصمیم گیری در تنگنا قرار داده و سبب شده است برای حل آن در سطح ملی، منطقه ای و محلی به مشاغلی روی آورند که نیاز به نیروی انسانی بالا و سرمایه گذاری اندک دارند. شغل بافندگی و صنعت فرش دستباف از جمله مشاغلی به حساب می آید که با کمترین سرمایه گذاری و امکان کسب مهارت طی حداکثر سه دوره کوتاه مدت در مقایسه با مشاغل دیگر، می باشد .
صنایع دستی، آمیزه‌ای از هنر و صنعت

امروزه تلفیق هنر و صنعت به وضوح در همه جای زندگی بشر دیده می‌شود، به معماری ساختمان‌ها دقت کنید، مبلمان و دکوراسیون خانه‌ها و… همگی آمیزه‌ای از هنر و صنعت هستند، آمیزه‌ای از دو مفهوم که در ظاهر معانی مختلفی دارند. صنایع دستی نیز محصول تلفیق هنر و صنعت است.ساخت صنایع دستی از گذشته‌های دور وجود داشته، بنابراین نمی‌توان آن را هنری امروزی به‌شمار آورد، در آن زمان مردم بدون اینکه بدانند و آگاه باشند، هنر و صنعت زمان خود را درمی‌آمیختند، چنان که اشیاء زینتی و صنایع دستی به‌دست آمده از اکتشاف‌های باستان‌شناسان، گواه این ادعاست که صنایع دستی در ابتدا برای رفع احتیاجات روزمره انسان‌ها به‌وجود آمد و به تدریج رشد و تکامل یافت و امروزه صنایع دستی هر منطقه، نشان‌دهنده فرهنگ و هنر آن منطقه است؛ طوری که از روی صنایع دستی به‌دست آمده از اکتشافات‌های باستان‌شناسان می‌توان به تمدن مردم آن دوره و همچنین

فرهنگشان و میزان پیشرفته بودن صنعت آن دوره خاص پی برد. با بررسی صنایع دستی در هر کشور یا منطقه می‌توان با فرهنگ و صنعت مردم، استعدادها، مهارت‌ها و خلاقیت افراد آشنا شد، این هنر به‌عنوان نماد فرهنگی و تاریخی هرکشور نیز شناخته می‌شود و از این لحاظ دارای اهمیت است.صنایع دستی هر کشور، اهمیت ویژه‌ای نیز در نظام اقتصادی آن کشور دارد. البته رونق این هنر در چگونگی بازاریابی آن است و باید روش‌های سنتی معرفی صنایع دستی را فراموش کرد و از شیوه‌های امروزی در بازاریابی استفاده کرد. صنایع دستی هر کشور در جذب توریست نقش عمده‌ای دارد، جهانگردان برای شناخت تاریخ و فرهنگ هر کشور و هر منطقه به شناخت صنایع دستی آن منطقه می‌پردازند، البته بیشتر سعی

می‌کنند هنرهای سنتی یک کشور را بررسی کنند و از این طریق به تمدن گذشته مردم کشورهای مختلف پی ببرند و تاریخ باستانی آنها را مطالعه کنند، غیر از این می‌توانند از این طریق از علایق و گرایش‌های مردم سرزمین‌های مختلف نیز آگاه شوند و از این موضوع در تجارت خود بهره ببرند. این موضوع هم به سود مردم آن کشور است و هم توریست‌ها و نتیجه آن پیشرفت اقتصادی هر دو گروه از این طریق است.بررسی آثار صنایع دستی نقاط مختلف از جهات گوناگون برای محققان و مورخان دارای اهمیت است. غیر از شناخت ریشه تاریخی و تمدن باستانی مناطق مختلف، بررسی این آثار برای پژوهشگران از این جهت دارای اهمیت است که می‌توانند به هنرها و همچنین صنایع موجود در دوره‌های گذشته پی ببرند و یا اینکه

یا صنایع امروزی نقاط مختلف جهان آشنا شوند.در مقایسه‌ای که محققان میان کشورها رو به رشد و کشورهای پیشرفته انجام داده‌اند، این نتیجه به‌دست آمده است که در کشورهای پیشرفته، صنایع دستی، ساخت آن و پرداختن به این هنر به تدریج از میان رفته است و علت این امر نادیده گرفتن جنبه‌های اقتصادی و تجاری این هنر است. این کشورها به‌دلیل اتکائی که به تکنولوژی پیشرفته دارند، این نتیجه به‌دست آمده است که در کشورهای پیشرفته، صنایع دستی، ساخت آن و پرداختن به این هنر به تدریج از میان رفته است و علت این امر نادیده گرفتن جنبه‌های اقتصادی و تجاری این هنر است. این کشورها به‌دلیل اتکائی که به تکنولوژی پیشرفته دارند، از پرداختن و اهمیت دادن به این هنر دوری می‌کنند و صنایع دستی

این کشورها تنها به بازمانده‌هائی از گذشتگان خلاصه می‌شود که امروزه آنها را در موزه‌ها نگهداری می‌کنند. در بررسی دیگری که در دورن کشورها صورت گرفته، این نتیجه تا حدودی برعکس است. در کشورهای مختلف به‌طور کلی در نقاطی که دور از شهرها و ایالات بزرگ است، در گذشته صنایع و هنرهائی وجود داشته که اکنون دیگر نشانی از آنها نیست. در حالی که در شهرهای بزرگ بیشتر به این هنر توجه می‌شود و به‌خاطر اهمیت اقتصادی و تجاری آن، مردم بهای بیشتری به آن می‌دهند.البته در بررسی که در میان کشورهای جهان

انجام شده، نتیجه ذکر شده، یک نتیجه کلی در مقایسه کشورها با هم است و واضح است که این نتیجه‌گیری ممکن است استثناهائی هم داشته باشد، از جمله این کشورها می‌توان به ژاپن و چین اشاره کرد. ژاپن با وجود صنعت و تکنولوژی پیشرفته‌ای که در اختیار دارد، هنوز برای شناساندن خود به مردم کشورهای مختلف از صنایع دستی استفاده می‌کند و با معرفی صنایع دستی خود، سعی در شناساندن فرهنگ و تمدن گذشته خود دارد و معرفی این تمدن را بسیار مهمتر از معرفی تکنولوژی امروزی خود می‌بیند و علت آن نیز این است که تکنولوژی روز به خودی خود به مردم شناسانده می‌شود، اما معرفی تاریخ، فرهنگ و تمدن یک کشور اهمیت بالائی دارد. امروزه مردم سراسر دنیا، ژاپن را نه تنها با نام اکتشافات و

اختراعات جدیدش، بلکه با نام فرهنگ و تمدن گذشته‌اش می‌شناسند و مردم ژاپن این امتیاز را مدیون هنر و صنایع دستی این کشور هستند.از این جهت صنایع دستی، هنر ملی یک کشور نیز محسوب می‌شود، چون به واسطه آن، می‌توان سنت‌ها، تاریخ، مهارت‌ها، استعدادها و حتی طرز زندگی مردم را نیز شناخت.عده‌ای نیز بر این باورند که جنبه اقتصادی صنایع دستی بسیار مهمتر از جنبه فرهنگی آن است، این دسته دیدگاهشان را اینگونه بیان می‌کنند که صنایع دستی از این جهت از نظر اقتصادی بااهمیت‌تر است که برای فرد و کشور

سودآور است. چون برای معرفی و همچنین تولید انبوه، سرمایه کلانی لازم ندارد، صنایع دستی هر کشور در خارج از آن کشور طرفداران زیادی دارد، در نتیجه صادرات خوبی خواهد داشت و از این راه می‌توان درآمد بالائی داشت و ارز فراوانی را وارد کشور کرد.صنایع دستی هر کشور به اندازه تمدن آن کشور قدمت دارد، اما اغلب مورخان منشأ پیدایش اولیه این هنر را دوره پالئولیتیک می‌دانند. به گفته مورخان در این دوره برای اولین بار انسان ضرورت پیدایش هنر در زندگی روزمره‌اش را احساس کرد و توانست استعدادهای هنریش را نمایش دهد،

این حس هنری که به‌صورت نظری در انسان وجود داشت در ابتدا به‌صورت طراحی خطوط هندسی ساده و کم‌کم به‌صورت حکاکی روی سنگ‌ها و تراشیدن چوب و استخوان نمایان شد. در آن زمان هنوز هنرها به شکل امروزی از هم تفکیک نشده بودند و اکثر هنرها مثل نقاشی و مجسمه‌سازی نیز جزء صنایع دستی به حساب می‌آمدند، علتش این بود که هر هنری که با دست بشر به‌وجود می‌آمد و نشانگر ذوق هنری و استعداد درونی بشر بود صنایع دستی خوانده می‌شد.وقتی به تدریج فرهنگ تقریباً معنی امروزی خود را گرفت، تلفیق هنر و صنعت از جنبه‌های مهم هر فرهنگ محسوب شد و شکوفائی هنر و صنعت در کنار هم و تکثیر و گسترش آن باعث بالا رفتن ارزش‌های یک فرهنگ و ایجاد خلاقیت و نوآوری در این امر موجب

افزایش ارزش‌های فرهنگی یک ملت شد. اوریسا اولین منطقه‌ای است که صنایع دستی به شکل امروزی در آنجا به‌وجود آمد. مورخان زمان دقیقی را برای این پدیده ثبت نکرده‌اند، تنها در کتاب‌ها نام این مکان ثبت شده است. اوریسا نام منطقه‌ای در هند است که برای اولین بار تولید صنایع دستی به‌عنوان یک شغل از سوی مردم آن پذیرفته شد و این تنها مکانی بود که به هنر و صنایع دستی احترام می‌گذاشتند، از آن به نحواحسن استفاده می‌کردند و برای خلق هنری پویا و حفظ آن می‌کوشیدند.طرح‌های اولیه صنایع دستی که در اوریسا تهیه

می‌شد، الهام گرفته از اسطوره‌های جهان و افسانه‌های فرهنگ و تمدن هند بود که بیشتر به‌صورت نقاشی و مجسمه‌سازی ارائه می‌شد. البته تصویر این افسانه‌ها به تدریج از حالت نقاشی بر روی سنگ و دیوار فاصله گرفت و به‌صورت نقاشی روی سفال، اشیاء زینتی و شیشه تبدیل شد، مردم این منطقه سعی می‌کردند بیشتر افسانه‌های کشورشان را به‌صورت حماسی به تصویر بکشند. با آغاز نقاشی روی سفال و اشیاء زینتی، کم‌کم هنر آن دوره به صنایع دستی امروزی نزدیکتر شد.صنایع دستی با مفهوم امروزی، وفاداری قابل توجهی به

تاریخ و فرهنگ گذشته دارد و این مورد را می‌توان به وضوح در کلیه طراحی‌ها، سبک ساختار، فرم و رنگ‌هائی که در ساخت صنایع دستی به‌کار برده می‌شوند، مشاهده کرد. کلیه این طرح‌ها و روش‌ها همگی بومی و طبیعی هستند و سازندگان آنها سعی کرده‌اند در آثارشان تاریخ کشور را به تصویر بکشند. ولی نه تاریخ و فرهنگ معاصر کشورشان را، چرا که این هنرها تاریخ و گذشته دور هر قوم و ملت است.صنایع دستی در هر کشور و هر ملت، تفاوت‌های خاصی با هم دارند و هر کدام دارای شاخصه‌هائی هستند که آنها را از هم متمایز می‌کند و این شاخص‌ها به تلاش نسل‌های گذشته هر ملت برای حفظ این هنر بازمی‌گردد، به‌طوری که در این آثار بتوان جنبه‌های هنر و صنعت را در کنار هم دید و آمیزش این دو را به خوبی درک کرد.

جنبش هنر و صنعت
هر چند که صنایع دستی در ابتدا در کشورهائی به‌وجود آمده است که تمدن قدیمی‌تری دارند، اما چون در اکثر این کشورها این هنر مورد بی‌توجهی افراد قرار گرفته، کم‌کم ارزش خود را از دست داده و در خیلی از مناطق صنایع دستی به کلی از بین رفته است و شاید امروزه تنها چند نمونه از آنها در موزه‌ها نگهداری شود.کشورهای اروپائی به‌خصوص انگلیس با گذشت زمان بیشتر ارزش‌های این هنر را درک کردند و سعی کردند توجه بیشتری به صنایع دستی داشته باشند.اواخر قرن نوزدهم حمایت بی‌سابقه‌ای از ارزش‌های هنری و منحصر به فرد

صنایع دستی در اروپا صورت گرفته و به‌دنبال آن جنبشی در انگلیس ایجاد شد که تأثیر به‌سزائی بر این هنر در دیگر کشورهای اروپائی داشت. البته این جنبش و عقاید صاحبان آن بیشتر از هر جای دیگر، در انگلیس جلوه داشت اما توانست تأثیر عمده‌ای در سایر کشورها و حتی آمریکا داشته باشد.جنبش هنر و صنعت نام خود را از انجمن نمایش هنرها و صنایع برگرفته بود، این انمجن در سال ۱۸۸۸ به‌منظور معرفی هنرها و صنایع مرتبط به هم شکل گرفت و فعالیت فراوانی در اروپا داشت و نقش عمده‌ای نیز در شناساندن هنر صنایع دستی به مردم

اروپا ایفاء کرد.جنبش هنر و صنعت در ابتدای کار خود بسیار بی‌نظم و بی‌قاعده عمل می‌کرد و عقاید، جریان‌ها و روش‌های گوناگونی را در برمی‌گرفت. این بی‌نظمی‌ برای بسیاری از هواداران این جنبش، مشکلی جدی و عمیق بود که از میان برداشتن آن خود خدمت بزرگی به جامعه هنری آن زمان بود. این مشکل غیر از لطمه زدن به کار هنرمندان و صنعتگران، باعث به‌وجود آمدن عقایدی سطحی از طرف کسانی که در این کار مهارت نداشتند نیز می‌شد، همچنین بی‌نظمی موجود در این جنبش، باعث درگیری میان اعضاء جنبش شد و در نتیجه

بعضی عقاید که متضاد هم بودند به کلی از بین رفتند در صورتی که ممکن بود این عقاید، تحولی عظیم را در این هنر موجب شوند.اما برای عده‌ای دیگر این مشکل، مشکلی سطحی بود که چنان بی‌اهمیت می‌نمود که تأثیر چندانی در روند جنبش و اهداف اصلی آن نداشت و این دسته، این مشکل را ناشی از عادت بازگشت به طبیعت می‌دانستند. البته این جنبش تقریباً در سال ۱۹۱۰ اقتدار خود را در انگلیس از دست داد اما در همین مدت اندک نیز توانست تأثیر فراوانی در کشورهای مختلف اروپائی به‌خصوص انگلیس و اتریش بگذارد.همچنین در آمریکا، تعداد زیادی از هنرمندان، طراحان و طرفداران دگرگونی‌های اجتماعی از عقاید این جنبش تأثیر پذیرفتند. یکی از مهمترین این افراد، معماری به‌نام ”فرانک لویدرایت“ بود که تحت‌تأثیر این جنبش، مؤسسه انجمن هنر و صنعت را در سال ۱۸۹۴ در شیکاگو بنیان نهاد.

هنرهای سنتی
هنرهای سنتی (صنایع دستی) از گذشته‌ی بسیار دور، در زندگی روزمره‌ی ما ایرانیان، به عنوان رکن اصلی حیات مادی و معنوی اعتبار و اهمیت داشته و دارد و عامه‌ی مردم ایران از غنی و فقیر، بزرگ و کوچک، کشاورز و صنعتگر، کارگر و کارفرما و . . . هر یک به نحوی از این دست‌آوردهای هنری استفاده کرده‌اند. زمینه‌سازی برای صادرات و دلگرمی و حمایت‌های عملی بخش دولتی عامل اساسی و ماندگاریِ این دست از صنایع است.رشته صنایع دستی آموزش عملی و مقدماتی اموری است که منجر به خلاّقیت‌ها و انجام کارهای جذّاب در این صنعت می‌شود. صنعتی که در خانه هر ایرانی اثری از خود بر جای نهاده. فارغ‌التحصیلان این رشته خواهند توانست با اطلاعات و دانش عمومی، نظری و تحقیقاتی از یک طرف و کار عملی از طرف دیگر در واحدهای دولتی و خصوصی (از قبیل صنایع دستی ایران، موزه‌ها، کارگاه های تولیدی صنایع دستی در سراسر کشور و . . . ) که در احیاء، تقویت و معرفی و عرضه‌ی این صنایع کوشش می‌نمایند، فعالیت داشته باشند و ضمن تولید آثار صنایع دستی، اداره‌ی امور عمومی، یا بخش‌های کارگاهی و یا تحقیقاتی این واحدها را توأم با ارائه‌ی فکر و هدایت و اصلاح به عهده گیرند.
طراحی پارچه و لباس
پایه‌ی همه‌ی هنرهای تجسمی، طراحی است. وقتی از طراحی پارچه و چاپ صحبت می‌کنیم، در اصل نوع تلفیق نقوش سنتی را به جای این که برای نقشه‌ی یک فرش به کار بریم، با اندکی دقت و ظرافت برای انواع پارچه‌های زری، مخمل یا هر نوع بافت پارچه به کار می‌بریم.بر این اساس در برنامه‌هایی که برای این منظور در نظر گرفته شده است، دو هدف دنبال می‌شود:
اول تربیت طراحانی که توانایی اجرای صحیح و دقیق طراحی نقوش سنتی را داشته باشند و با آشنایی کافی که از نقوش سنتی دارند، قادر باشند از عهده‌ی اجرای ترکیبات نقوش سنتی و هندسی به خوبی برآیند.دوم تربیت افرادی که توانایی اجرای طرح ارائه شده از طرف طراحان را برای پارچه، قالی، کاشی و . . . داشته باشند. رشته‌ای کاملا ذوقی و هنری! دانش‌آموزانی که این رشته را انتخاب می‌کنند چه بخواهند چه نخواهند باید اهل حوصله و آشنا به شرایط اجتماعی و روحیات و ارزش‌های اعتقادی مردم ایران باشند. در طراحی پارچه خصوصیات اقلیمی، آداب و رسوم و باورهای مردم در رنگ‌ها و طرح و اشکال مختلف تأثیر گذار است. رابطه این رشته به صنعت نساجی، که بعد از نفت از صنایع مهم و اشتغال‌زای

کشورمان است، مانند رابطه روز و خورشید است. به لطف توجه مسئولین، صنعت ورشکسته نساجی یک سال است که نوسازی‌اش شروع شده و در شرف پیشرفت همه جانبه قرار دارد. علاقه به لباس در دختران دانش‌آموز می‌تواند شانس بیشتری را برای موفقیت آن‌ها به ارمغان آورد. زمینه‌ها و مشاغلی که فارغ‌التحصیلان این رشته می توانند در آنها مشغول بکار شوند عبارتند از:
ـ ارائه خدمات مشاوره‌ای به نهادها، کارخانجات، مؤسسات آموزشی و تولیدی و… ، در زمینه طراحی لباس مناسب برای عملکرد خاص مورد نظر آنها.
ـ خدمت در مؤسسات تولید و دوخت لباس، کارگاهها و کارخانه‌های نساجی دولتی و خصوصی که با کار بافت و چاپ پارچه اشتغال دارند ، به عنوان طراح.
– تأسیس کارگاههای بافت و چاپ پارچه (اعم از مفرح و تزئینی) و دوخت لباس.
– مشاوره تدریس و کار پژوهشی در نهادهای دولتی و خصوصی مانند سازمان صنایع دستی ایران، اداره کل هنرهای سنتی اسلامی، موزه‌های مختلف، هنرستانهای هنری و… در زمینه لباس و پارچه.

بخش اول : گلیم

تصویر ۱-۲- گلیم
گلیم یکی از صنایع دستی زنانه است که بیشتر در مناطق عشایری و روستایی ایران رواج دارد.

گلیم بافتی ساده داشته و با پشم و پنبه و در مواردی با پشم و موی بز بافته می‌شود. وسیله بافت گلیم مانند قالی دارهای افقی یا عمودی می‌باشد و هنگام بافت نخ‌های تار و پود یک در میان از زیر و روی یکدیگر می‌گذرند، مانند بافت ساده یک سبد.گلیم ایران بر حسب مناطقی که آن را می‌بافند دارای شیوه‌های بافت و نقوش متنوع است.یکی از ویژگی‌های گلیم، وفور مواد خام اولیه آن است و به همین دلیل در میان اقوام مختلف تولید می‌شود. مواد اولیه گلیم پشم گوسفند، پشم شتر، موی بز و اسب و پنبه می‌باشد.انواع رنگ و ‌ترکیب‌بندی‌های گوناگون آن از مهم‌ترین عناصر زیبایی و کیفیت گلیم می‌باشد.

گلیم را می‌توان از چندین جهات دسته‌بندی نمودانواع گلیم از لحاظ ابعاد (گلیم معمولی، گلیمچه، دست گلیم و…تقسیم بندی گلیم از لحاظ جنس تار و پود (گلیم پنبه‌ای، گلیم پشم وپنبه، گلیم ابریشمی و…

تقسیم‌بندی گلیم ار نظر نوع بافت (گلیم یگ رو، گلیم دورو، گلیم سوزنی و…تقسیم‌بندی گلیم از نظر محل بافت (گلیم بلوچی، گلیم کردستان و…مهم‌ترین مناطق گلیم بافی در ایران عبارتند از: گلیم سنه، گلیم بیجار، گلیم شاهسون، گلیم زرند، گلیم‌های ورامین و گرمسار، گلیم قشقایی، گلیم بختیاری، گلیم منطقه خراساندر گذشته گلیم بیشتر برای مصارف خانگی تولید می‌گردید، اما امروزه به خاطر توجه جهانگردان غربی و هجوم آنها تبدیل به یک تجارت پر سود بین‌المللی گردیده است.

گلیم بازمانده هنر کهن ایران
در سال ۱۹۴۹ میلادی گوشه ای از هنر باشکوه دوره هخامنشی توسط یک باستان شناس روس در دامنه جنوبی کوهای آلتایی در سیبری در منطقه‌ای به نام پازریک کشف شد.
این یافته فرشی بود در اندازه ۱۸۹ در ۲۰۰ سانتیمتر که به طور کامل از پشم بافته شده بود. رجشمار آن ۳۶۰۰گره در هر دسیمتر مربع یا به عبارت دیگر ۴۲ گره در ۷ سانتیمتر. نوع گره ترکی و با رنگ‌آمیزی مسی روشن و سبز ملایم. طرح فرش شامل می شود از ۲۴ مربع در متن که داخل هر یک ستارهای هشت پر وجود دارد و در حاشیه ۲۸ تصویر اسب‌سوارانی که به طور دو نفر در میان بر روی اسب‌ها نشسته یا کنار آن ایستاده‌اند. تا پیش از کشف فرش پازریک این گونه تصور می‌شد که ترک‌ها مبتکر این صنعت می‌باشند اما شباهت بسیار فراوان با نقوش هخامنشیان و طرح این قالی نظرها متوجه ایران شد.در زمان تسلط مغول‌ها (قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی) قالی‌بافی به سطح بسیار رفیعی از زیبایی و تکنیک رسید.

شکوفایی این صنعت شاید با حکومت غازان خان (۱۳۰۷-۱۲۹۵ میلادی) مصادف بود.اما اوج قالی کلاسیک ایرانی را که از آن با رنسانس قالی ایران یاد می‌شود زمان سلاطین صفوی (۱۷۲۲-۱۴۹۹ میلادی) به ویژه زمان حاکمیت شاه طهماسب اول (۱۵۸۷-۱۵۲۴ میلادی) و شاه‌عباس کبیر (۱۶۲۹-۱۵۸۷ میلادی) ثبت کرده‌اند. از این دوران حدود ۳۰۰۰ تخته فرش به یادگار مانده که در موزه‌های بزرگ دنیا و یا در مجموعه‌های شخصی نگهداری می‌شوند.

در این دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاه‌های قالی بافی بنا شد و مراکز گوناگون که قبلا در تبریز، اصفهان، کاشان، مشهد، کرمان، جوشقان، یزد، استرآباد، هرات و ایالات شمالی نظیر شیروان، قره باغ و گیلان وجود داشتند توسعه و رونق بیشتری گرفتند.در همان زمان، نقاشان و نگارگران بلندپایه طرح‌های خلاصه شده و ترکیبی ترنج در وسط قالی و لچک‌ها را در آن وارد کردند. یعنی همان طرحی که قبلا به زیباترین وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتاب‌های ارزشمند به کار می‌رفت.با اشغال ایران بوسیله افغان‌ها (۱۷۲۲-۱۷۲۱ میلادی) این صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.در قرن نوزدهم قالی‌های ایرانی، بویژه فرش‌های نفیس ناحیه تبریز به اروپا راه یافتند. از سوی کشورهای اروپایی نمایندگانی به تمام

کشورهای مشرق زمین گسیل شدند و با رقابت بسیار فشرده کلیه فرش‌های کهنه و عتیقه را گردآوری کرده به قسطنطنیه که هنوز هم مهم‌ترین بازار قالی مشرق زمین بود فرستادند.با به پایان رسیدن منابع فرش‌های کهنه، شرکت‌های انگلیسی(زیگلر ۱۸۸۳ م) آمریکایی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تاسیس کارگاه‌هایی در تبریز، سلطان‌آباد (اراک)، کرمان کردند. این روال تا جنگ جهانی اول که تولید قالی به طور قابل توجهی افزایش یافته بود ادامه داشت. امروزه علاوه بر قالی بافته‌های دیگری در ایران رواج دارد که مهم‌ترین آنها گلیم، گبه و جاجیم هستند..

گلیم شیریکی پیج چون نگینی بر تارک گلیم ایران می درخشد. یکی از انواع گلیم که در واقع استان کرمان مرکز اصلی تولید آن محصوب می گردد ، گلیم شیریکی پیچ یا سوزنی است ، شیریکی پیچ نامی است که بافندگان ایلیاتی و روستایی استان کرمان به نوع خاصی از گلیم نهاده اند که این نوع گلیم را از لحاظ بافت مادر قالی نمام نهاده اند. بافت این گلیم انحصارا در اختیار دختران و زنان عشایری و روستایی میباشد چه آنهایی کخ دارای زندگی عشایری و چه آنها که اسکان یافته اند.از مراکز اصلی تولید این گلیم میتوان به شهرهای بافت و حومه و سیرجان و حومه اشاره نمود .

میتوان گفت به طور کلی سه نوع گلیم در استان کرمات تولید میگردد .
۱- گلیم شیریکی پیچ یل سوزنی
۲-گلیم چهل ماشوله یا سینه ریز
۳- گلیم کف ساده

تصویر ۲-۲- گلیم
بخش دوم : قالیبافی

تصویر ۳-۲- قالی
سالهای زیادی است که قالی کرمان در جهان جای خاصی داشته ودارد و در بسیاری از موزه های داخلی و خارجی میتوان قالیهای بافته شده در کرمان را پیدا نمود. اشخاص زیادی در سالیان گذشته در کرمان از نظر قالیبافی شهرتی پیدا کرده بودند که میتوان از جمله آنها به دیلمقانی – آگاه – ارجمند خضری و رشید فرخی اشاره نمود.
تاریخچه دقیقی برای طراحی نقشه قالی در کرمان در دست نیست اما آنچه می توان ذکر کرد این است که از حدود ۲۰۰ سال قبل نقشه هایی موجود است که غالب طراح این نفشه ها معلوم نمی باشند.

از طراحان معروف و مشهور کرمان می توان به حسن خان شاهرخی – شیخ رمضان سیرجانی و برادرش حسین خان – بهارستانی – دانشمند عباس نژاد سروری – مرتضی سیرجانی – حاج احمد ایرانمنش ، حاج کاظم ابراهیمی و افراد نامی بسیاری اشاره نمود.
از طرحهای بنام و مشهور قالی کرمان می توان به نقشه های سرام – حسن خانی – عطیه – جورج تیمو – یاسایی ، قاب قرانی ،ستونی انواع طرحهای لچک ترنج زیبا و نقشه های آمریکایی اشاره نمود.

هنرها و دستبافتهای سیاه چادرهای عشایر قشقایی :
بر اساس تحقیق و فرهنگ هنر دستبافتهای قالی ، گلیم ، جاجیم و جورجین که بین عشایر بافته شده است و طوایفهای مختلف که از زمانهای قدیم بصورت عشایر زندگی میکرده اند دستبافتهای مطابق بر زیست زندگی و احتیاجات خود و یک نوع هنر دستی و سرگرمی همراه با نقش اقتصادی در زندگی خانواده در بین سیاه چادرها داشته و حتی بعضی از هنرها مانند چادر در نوع پوشش و حفاظت و سر پناه بوده و هنرهای دستی دیگر احتیاج زندگی دستبافت با دست رنج خود یک هنر و رنگ و شکل و سلیقه خاص دستبافتها با حفظ موازین اسلامی با فرهنگ عشایری بوده است و بطور تحقیق و بررسی اکتشافات دستباف بیش از سیصد سال بدست نیامده و بیشتر آنها بین تیره های عشایر از بین رفته است و قابل

بررسی نبوده و بطور خلاصه هنر های دستی دستبافتهای طایفه یلمه و بُربُر طالخونچه و محیط اطراف بررسی و تحقیق هنرهای مانده نشان می دهد که در حدود بیش از ۲۰۰ سال بین زنان هنرمند بافته می شده و دستبافتها بین تیره و طوایفهای قشقایی تفاوت داشته و هر کدام به یک اسلوبی بافته می شده است .دستبافت یلمه و بُربُر از نظر رنگ آمیزی و شکل و نقشه ، خصوصاً قالی یلمه یا اسلوب خاص و جذابیت بیشتر بین دیگر دستبافتها دارد و باید اینجا متذکر شد که دستبافتهای زینتی و پوشاکی و جهازیه ها و دستبافتهای

وسایل دامدار دارای رنگ آمیزی طبیعی بوده و بیشتر در مناطق ییلاق از گیاهان طبیعی استفاده کرده و با دست رنج زنان نخ و پشم رنگ امیزی شده است . گیاهانی مانند خش ، پوست گردو ، پوست انار ، برگ درخت بلوط ، چاشیر ، روناس ، چوب زرد ، کندل ، زاغ ، نیل و گیاهانی از این قبیل در مناطق ییلاق برای رنگ آمیزی پشم ونخ از آنها استفاده می کرده اند.

دستبافتهای کوچک جاجیم و گلیم و جورجین و جوال و حتی چادر از سال ۱۳۵۰ به بعد خیلی کم بافته شده و آنجا هست از سال قبل که ییلاق می رفتند بافته می شده که چون مورد استفاده قرار گرفته ولی قالی یلمه تاریخچه آن ۲۰۰ سال بیشتر بوده ولی به سبک توبره و جوال زینتی و کوچک بافته می شده ولی از سالهای ۱۳۳۰ بر اثر رواج و بازیابی و صادرات ، بافت قالی شروع و بین روستاها و شهر ها خصوصاً طالخونچه و اطراف و کم کم با وسعت زیاد در سطح ایران خصوصاً غرب و جنوب ایران بافته می شده و بین قالی های عشایر فارس قشقایی که نقش آن در نمایشگاه دیده می شود حدوداً ۴۰ نوع قالی با نقش و نگارهای مختلف بوده است و هیچ کدام در این قرن بافته نشده است .

قالی یلمه نه اینکه معنی یلمه به او نام نهاده شده بلکه شکل و رنگ قالی اولین بافت و رنگ آمیزی طوایف یلمه و بُربُر و شکرلو که ترکیبات شکل و رنگ و نقش و نگار مشابهی داشته و توسط یکی از زنان تیره شکرلو با یلمه با قومیت نزدیک داشته باهم توافق فکر اندیشه ای خود بافت قالی یلمه را بیشتر روی آن کار کرده و قالی یلمه و طایفه دیگر به بافت آن پرداخته اند و این افتخار است برای شهر که معروفیت قالی یلمه بر تمام کشورها بر زبان و ماندگار شده و این بافت قالی از میان زنان هنرمند یلمه و بُربُر و شکرلو با دستان زحمت کشی بافته و

باقی مانده و چندین سال است بر اثر تغییرات بازار بافته نمی شود و استعماگران داخلی شکل و نقشه آن به جهت سودجویی بیشتر رواج داده اند و سوء استفاده غیره در داخل باعث کمرنگ شدن بازار قالی یلمه شده و عوامل دیگر و مشکلات و ناتوانی جسمانی زنان و پیشرفت صنعت بافت قالی بر اثر پیشرفت صنعت و مهاجرت روستا و عشایر به شهر و پیشرفت علم و عوامل جهل گرایی و راحت طلبی و حمایت نکردن مسئولان فرش ایران قالی یلمه کم کم رو به انقراض می رود ، خصوصاً دستبافتهای گلیم و جاجیم و بقیه بافنده دیگری ندارد و کلیه افراد متخصص در میان عشایر نیست و در این نمایشگاه دستبافتهایی دیده می شود از یک قرن پیش و بیشتر آن جهازیه بوده که از بعضی از آنها نگهداری شده است .

تصویر ۴-۲- قالیبافی
بخش سوم : رنگ رزی

تصویر ۵-۲- رنگرزی

آتش سرخ فام بر غلیان پاتیل می‌افزاید،آسمان آبی نگاهی از سر مهربانی بر پودها می‌اندازد، رنگرز دستی بر رخسار زرد گون خود می‌کشد، سرخ ، زرد و آبی در هم می‌آمیزد تا کلاف سردرگمی چهره‌ای باز و رنگین گشاید. رنگرز پیر در ذهن خود تارها و پودها را شماره می‌کند،اوبه‌بلندی الیافهای پشم گوسفندان و کوتاهی شعاع آفتاب زندگی خود می‌اندیشد که یکی در بهار پر بار امسال کشیده تر و محکم تر و دیگری در پاییز سالهای نه چندان دور هر روز به افول نزدیک‌تر می‌شود. پاتیل مثل دل رنگرز می‌جوشد، زبانه‌های آتش به اوج می‌رسند، سرخی روناس بر رخسار زرد رنگرز فخر می‌فروشد، او آموخته‌است که پاتیل جوشان را چگونه آرام کند، تارها و پودها زیر و رو می‌شوند، غرور پاتیل در هم می‌شکند و دل رنگرز همچنان می‌جوشد. کلافهای سردر گم در شرمسار اراده رنگرز به سرخی می‌گرایند، رنگرز چوبدستی خود را درون پاتیل می‌چرخاند، او به سرخی تارها و پودها و باز شدن کلافهای سر در گم ایمان دارد اما به باز شدن کلاف سر در گم روزگار و سرخ شدن رخسار زرد گون خود با تردید می‌نگرد.

آتش زیر پاتیل به خاموشی می‌گراید، روناس کلافها را به مدد طعم زاج خوب رنگ کرده‌است، فرش زمین، سخاوت آفتاب را به طراوت کلافها تزریق می‌کند، رنگرز به زمانی می‌اندیشد که کلاف سر درگم روزگارش باز شوند و فرش فراغت را در زیر پایش بگسترانند و او در نورافشان آفتاب طعم طراوت را تجربه کند. رنگرز به خود نهیب می‌زند کلاف سر درگم روزگار او باهیچ‌روناسی‌رنگ نمی‌شود، او نسل به نسل با پاتیل، روناس و طعم زاج همنشین بوده‌است، مهربانی آفتاب فرو می‌نشیند و یک روز رنگرز را به غروب نزدیکتر می‌کند. خاک گرم حاشیه پاتیل رنگرز را در آغوش می‌گیرد، سنگینی پلکهای او با سنگینی یک روز سخت در هم می‌آمیزد، رنگرز در آبنوس شب به کلافهایی می‌اندیشد که روزی دیگر در پاتیلی دیگر می‌جوشند، طعم زاج را می‌نوشند و برای رنگین کردن فرش روزگار می‌کوشند.

فردا، آفتاب از ستیغ کوههای بلند سر می‌زند، این گوی آتشین سالهاست حسرت آن را در دل دارد که یک روز زودتر از آفتاب نگاه رنگرز بر پاتیل بتابد، روزی دیگر آغاز می‌شود قصه روناس و سرخی کلافها به پایان می‌رسد امروز آسمان زندگی رنگرز آبی است، عرصه روزگار رنگرز با نیل آمیخته است،بیکرانی آسمان آبی در پهنه نیلگون آرزوهای رنگرز رنگ باخته‌است.داستان زندگی کسانی که سالها در استان فارس پای پاتیل و خم رنگ تجربه آموخته‌اند و با نیل، روناس، اسپرک، جاشیر، پوست گردو و پوست انار روزگار گذراندیده‌اند چیزی شبیه به همین

است. رنگرزی گیاهی سابقه‌ای چندین صد ساله در این اقلیم دارد و رنگرزان به صورت تجربی و سینه به سینه از نیاکان خود آموخته‌هایی را از نسلی به نسلی دیگر منتقل کرده‌اند تا این تجارب به امروز رسیده‌است. برای تولید یک محصول خوب و با کیفیت و تولید یک فرش مناسب سه عامل طرح، رنگ و بافت نقش اساسی و محوری دارد ضمن اینکه کیفیت هر کدام از این عوامل نیز در جای خود در کیفیت فرش تعیین‌کننده است. استان فارس علاوه بر اینکه در رنگرزی گیاهی دارای سابقه‌ای طولانی است موقعیت مناسبی در تولید پشم مرغوب گوسفندان برای تهیه الیاف فرش دستباف نیز دارد. دامهایی که در مناطق حاشیه‌ای رشته کوه زاگرس چرا می‌کنند از الیاف پشم بلندتری برخوردارند از این رو نوع گوسفندانی که در

استان فارس وجود دارند پشم مناسبت تری برای استفاده در کارگاههای رنگرزی دارند. علاوه بر این استان فارس دارای اقلیم مناسبی برای رویش گیاهانی است که در تهیه رنگ گیاهی از آن استفاده می‌شود، مناطق سردسیری و گرمسیری این استان در همه فصول سال عرصه‌ای برای رویش انوع گیاهانی است که از آن در رنگ رزی گیاهی استفاده می‌شود. رنگرزی گیاهی که دراستان فارس در کارگاههای سنتی و نیمه صنعتی انجام می‌شود در مجموع فرایندی است که با استفاده از رنگدانه‌های گیاهی الیافهای پشم را رنگ و برای

استفاده در فرش دستباف آماده می‌کند. دراین فرایند کلافهای دست ریس در پاتیل‌های بزرگ با مواد گیاهی در آب می جوشد و رنگ دلخواه از ترکیب رنگهای اصلی به دست می‌آید. ریواس، نیل و جاشیر سه ماده اصلی گیاهی رنگهای سرخ، آبی و زرد را بر کلاف‌ها می‌پوشانند و سایر رنگها از ترکیب این سه رنگ اصلی به دست می‌آید. رنگرزان برای تهیه رنگ قهوه‌ای از پوست گردو، برای تهیه رنگ سبز از پوست انار یا ترکیب رنگها استفاده می‌کنند. زاج نیز برای تثبیت رنگها به پاتیل رنگ افزوده می‌شود و در همه رنگهای گیاهی عنصر

مشترکی است که به رنگها ثبات و جلا می‌بخشد. روناس در مناطق کویری ایران می‌روید و در برخی مناطق نیز پرورش داده می‌شود، این گیاه که رنگ سرخ را در رنگرزی گیاهی تولید می‌کند می‌تواند طیفی از رنگهای صورتی تا قرمز را به وجود آورد که هر کدام از آن‌ها در تولید فرش دستباف جایگاهی خاص دارد. کاه جاشیر نیز در رنگرزی گیاهی کاربرد دارد، این محصول برای تهیه رنگ زرد در رنگرزی گیاهی استفاده می‌شود و در مناطقی از استان فارس و استان کهکیلویه و بویراحمد به صورت خودرو و همچنین تولید پرورشی به دست می‌آید. برگ مو، حنا، استرک و انوع خارها نیز در رنگرزی گیاهی کاربرد دارند ، این محصولات در فصول مختلف به دست می‌آیند و توسط رنگرزان در تهیه رنگهای گیاهی مورد استفاده قرار

می‌گیرند. محمدرضا رضایی رنگرز کارگاه رنگ گیاهی شیراز در مورد استفاده از مواد گیاهی برای تهیه رنگ می‌گوید: در یک فرش دستباف می‌توان از ‪ ۴۰۰‬رنگ در طیف‌های مختلف استفاده کرد که همه آنها از سه رنگ اصلی قرمز ، زرد و آبی به دست آمده اند. وی اظهارداشت: پشم‌های دست ریس که با دوک در محلات روستایی و عشایری تولید می‌شود ثبات و دوام بیشتری در فرش دستباف دارند و با رنگ گیاهی نیز سازگاری مناسب‌تری دارند. این رنگرز گیاهی خاطر نشان‌کرد: علاوه بررنگهای گیاهی موجود برخی از فرش های دست باف بدون استفاده از هیچ نوع ماده رنگی فقط با استفاده از طیف رنگهایی که روی بدن گوسفند است بافته می‌شود ، این نوع فرشها به فرش خود رنگ موسوم است و از ارزش زیادی برخوردار است. سیدعباس سیاحی یکی از پژوهشگران رنگرزی گیاهی شعری نیز با استفاده از کلید واژه‌های رنگرزی گیاهی سروده است، شعری که در عین حال که گویای زیر و بم‌های هنر رنگرزی گیاهی است در ستایش پروردگار و آفرینشگر رنگها است.

تصویر ۶-۲- صنعت رنگرزی
بخش چهارم : گبه

تصویر ۷-۲- گبه

گبه نوعی قالی گره بافته است با پرزهایی بلند که حداقل یک سانتی متر و پودهای متعدد (بین ۳ تا ۸ پود در هر ردیف) و معمولا درشت بافت است. این بافته معمولا در ایلات و عشایر جنبه خودمصرفی دارد. در گبه‌های قشقایی برخلاف گبه‌های سایر نواحی ایران که خودرنگ است، بافنده از رنگ‌ها و نقش‌های متفاوتی استفاده می‌کند. البته گبه‌هایی با نقش ساده با زمینه ای یکرنگ یا رنگ‌های محدود نیز بافته می‌شود. از نقش‌های مورد علاقه لبه بافان ایل قشقایی نقش شیر است که علاوه بر اهمیت باستانی این نقش مظهر جوانمردی است

وبی ارتباط با وجود شیر در منطقه کامفیروز و دشت ارژن فارس نیست. نقش‌های لچک‌ترنج, ستاره، نقش خشتی، نقش حیوانات مختلف و… نیز در گبه بافی کاربرد دارد. گبه‌های قشقایی تمام پشم هستند و تار آنها نیز پشمی است. ‌اندازه گبه متفاوت است. معمولا ‌اندازه ۱۰۰×۲۰۰ یا ۲۰۰×۱۱۵سانتیمتر متداول‌تر است.

ریشه یابی نام گبه:
فرهنگ نویسان معاصر اکثرا کلمه گبه را در کتاب لغات خود گنجانده اند. اما به مآخر آن و این که این واژه را از کجا بر داشته اند، اشاره ای نکرده اند.
مرحوم دهخدا گبه را فرشی با پود های بلند ذکر کرده، که تعریفی به جا است.

فرش شناسان معاصر هم برای تعریف گبه تلاش هایی کرده و برای بیدار کردن ریشه این واژه، راه های دور و درازی پیموده اند. گاه آن را به زبان عربی متصل کرده و آن را مترادف معنای قبیح شمرده اند. گروهی هم آن را با واژه (گایر) لغتی از اوستا ریشه دانسته اند و با معنا کردن قبیح به معنای معمولی و زشت و گایر به معنای حفاظ به نتایجی هم دست یافته اند.
در گذشته های دور تر هم واژه گبه کاربر داشته، اما کاربرد داشته، اما کاربری آن مستمر و مداوم نبوده است.

برای اولین بار این کلمه در فرمانی که شاه طهماسب برای پذیرایی از همایون شاه پادشاه مغولی هند صادر کرده بود، دیده شده وآن در سال ۱۵۴۰ بود. از این سال تا اوایل قرن ۲۰ دیگر از کلمه گبه نشانی نیست، حتی در برهان قاطع که فرهنگی فارسی نسبتا جامعی از قرن ۱۷ است نشانی از گبه دیده نمی شود.
در خصوص کاربری عنوان گبه در کشور های دیگر در خارج از مرز های ایران و برخی از کشور های همجوار این واژه یا مشابه آن شناخته شده است.
(از جمله در عثمانی(ترکیه امروزی)نوعی زیرانداز وجود داشته که به آن (کبه) گفته می شود.

به این ترتیب می توان تصور کرد که واژه (کبه) تحریفی از (گبه) بود، و تغییر حرف (گ) به (ک) به سبب ناتوانی ترکان آن دیار در تلفظ صحیح است. با این وجود آنچه را که عثمانیان گبه می گفته اند با آنچه در ایران گبه شناخته می شود، تفاوت بسیاری دارد. به این معنا که نام کبه در عثمانی به نوعی فرش هنری اطلاق می شود که پرز به آن وصل می شود، این واژه در زمان سلطان سلیمان کاربرد داشت اما بعد ها به فراموشی سپرده شده است. علاوه بر عثمانی، واژه گبه در کشمیر هم کاربرد دارد منتها در این دیار گبه به نوعی فرش که هیچ ارتباطی با گبه ایران ندارد و نوعی تکه دوزی سوزن دوزی شده است، گفته می شود.

برخی فرهنگ نویسان گبه را فرشی کلفت شمرده اند و آن را با (خرسک) یکی دانسته اند. مسئله ای که باید خط بطلان بر آن کشید، خرسک، گبه نیست. ایرانیان به بد نقشه و ارزان خرسک می گویند. این گونه فرش ها در همه جا ساخته می شوند و هیچ گونه ویژگی ساختاری ندارد. برخی نیز خرسک را به عنوان شاخه ای از گبه های بختیاری رواج داده اند.
شناخت گبه:

 

گبه نوعی قالی گره بافته ودرشت بافت است،با پرزهای بلند که یک تا سه سانتی متر خواب دارد،وتعدد پودهای گبهکه بین ۳ تا ۸ پود است باعث نرمی فراوان ان می شود.
این بافته در قطع قا لی وقا لیچه توسط عشایر وایلات لر وقشقایی بافته میشود وجنبه خود مصرفی دارد.

طراحی ونقش پردازی وحتی رنگ امیزی گبه از قالی وقالیچه جداست وتابع قواعد وسنتهای خاصی است.طرحها ونقشهای گبه تماما ذهنی بوده وبیشتر طرحهای هندسی رادر بر می گیرد.ساده کردن خطوط وشکل هندسی دادن به خطوط از جمله خصوصیات مهم گبه بافی در ایران است که باگذشت زمان در شکل تازه ای انجام می گیرد.نقش گبه گریز ازتکرار است وبدیع وبرخلاف نقوش طراحان شهری که بر تکلف ومحافظه کارانه است مستقیما از طبیعت الهام می گیرد.نقش گبه وخصوصیات ان را فقط وفقط زندگی ایلیاتی وعشایری تعیین کرده

است ومی کند واین همان اصالت گبه است.در گذشته بافت گبه عمدتا به قصد مصرف خانواده وفرش کردن خیمه وخانه بوده استنه به عنوان ارمغان وفروختن به دیگران وبه هیچ وجه جنبه تجاری وفروش نداشته و به همین سبب خیلی کم بافته می شد وچون بافت به منظور استفاده شخصی بوده است پس از محدودیتی برخوردار نبود وبافندگان در بافتن نقشهای مختلف دستشان باز بوده است.گبه های درشت بافت بر روی قالیچه در وسط چادر برای زیر پا انداختن استفاده می شده،گاهی به دلیل پود فراوان و در نتیجه نرمی گبه وخواب بلند پشمها وپودهای اضافه سبب می شد که از گبه به عنوان پتو وروانداز هم استفاده شود ،این کار البته در خارج از چادر ودر مواقع خاصی نظیر سفر انجام می گرفت.ریشه گبه را به این

علت بلند می گیرند تا بین رج ها به سبب استفاده زیاد از پود کلفت فاصله ای ایجاد نشود،وبرای پر گوشت بودن وذرتی نبودن گبه از پرزهای بلند کمک می گیرند.گبه بیشتر به روش ((فارسی باف))بافته می شوداما روش ((ترکی باف))هم در بین ایلات وعشایر به ندرت دیده می شود وگبه ها بر روی دارهای افقی (زمینی) بافته می شود.گبه کاملا ازتار وپود تاریشه ها ازجنس پشم است ومهمترین افت ان بید است .گبه های مرغوب از جنس پشم بهاره می باشد وپشمها توسط دست ریسیده می شوند وبه روش طبیعی وگیاهی رنگ می شوند واینگونه رنگهای شیمیایی بسیار با دوام ودارای ثبات ودرخشندگی زیادی است.

واحد بسته بندی گبه بقچه می باشد ودر هر بسته ۲ تا ۴ تخته گبه گذاشته می شود.

گبه در چه منطقه ای و توسط چه کسانی بافته می شود:
گبه از نظر اصالت می توان گفت:ایلات وعشایر استان فارس از اولین پیشقدمان گبه بافی به شمار می ایند که قدمت گبه بافی در استان فارس به بیش از صد وپنجاه سال می رسد.
استان فارس دارای سه گروه عشایری می باشد:۱- ایل قشقایی ۲- ایل خمسه ۳- ایل ممسنی که جزء این عشایر که در استان فارس ساکن می باشند عشایر بختیاری هم گبه باف بوده اند.
عشایر ایل قشقایی شامل شش تیره و حدود ۹ طایفه است.
۱و۲- ایل کشکولی بزرگ و کوچک
۳- ایل شش بلوکی
۴- ایل دره شوری
۵- ایل فارسی مدان
۶- ایل عمله قشقایی
عشایر ایل خمسه شامل پنج تیره مهم:
۱- بهارلو
۲- نفر
۳- عرب
۴- اینالو
۵- باصره
عشایر ایل ممسنی شامل چهار تیره:
۱-بکش
۲-رستم
۳-دشمن زیاری
۴-جاویدی
اما در بین این سه ایل بزرگ که دراطراف استان فارس ساکن هستند ایل قشقایی پر سابقه ترین کسانی هستند که در گبه بافی شهرت دارند.

پشم بهاره:پشمی است که در فصل بهار ،از اواسط ،فروردین تااخر اردیبهشت،می چینند.الیاف این گونه پشم لطیف وبلند ودارای مرغوبیت بالا است وهنگام ریسندگی ورنگرزی بسیار با کیفیت ریسیده می شود اگر ریسندگی توسط دست انجام شود ورنگرزی طبیعی وگیاهی باشد،این گونه پشم از ثبات وشفافیت بالایی برخوردار است واز نظر مرغوبیت وکیفیت وخاصیت رنگپذیری بسیار عالی است. پشم پائیزه: این نوع پشم در فصل پائیز ومعمولا در اوایل مهر تا اواخر ابان از گوسفند چیده می شود،این گونه پشم ازمرغوبیت کمتری نسبت به پشم بهاره

برخوردار است والیافی کوتاه دارد نسبت به پشم بهاره خامه دهی پشم پائیزه بیشتر از پشم بهاره.پشم پائیزه مرغوبیت رنگپذیری کمتری نسبت به پشم بهاره دارد. پشم دباغی شده: پشمی که ازگوسفند ذبح شده گرفته شدهاین گونه پشم فاقد بسیاری از ویژگیهای پشم مرغوب بوده ودارای مواد چرب ومعدنی وحاوی ادرار وعرق گوسفند است.این گونه پشم در تقسیم بندی از نظر مرغوبیت در مرحله اخر قرار دارد وبسیار کم کیفیت است این نوع پشم دارای الیافی کوتاه است وفاقد کوتیکول می باشد ودر رنگ پذیری بسیار درصد کمی نسبت به پشمهای مرغوب دارد وخاصیت رنگپذیری خوبی ندارد.

روش ریسندگی پشم بادست:
ریسندگی پشم با دست بیشتر دربین روستاییان وعشایررواج بسیار داشته ودارد که به دو صورت استفاده از دوک یا به وسیله چرخ چوبی انجام میگیرد.ریسندگی به وسیله دست نیاز به مهارت زیادی دارد ودر صورت عدم مهارت خامه از کیفیت مورد نیاز برخوردار نیست.

برای اینکه الیاف حلاجی شده پشم به صورتهای محکمی تابیده وجهت مصرف درایند،ریسیده می شوند.در گذشته این کار تنها به وسیله دست انجام می شد وپشم اماده وشسته شده را بعد از مرحله حلاجی به کمک وسیله ای چوبی با نام دوک می ریسیدند،ریسندگی با دوک به این شکل انجام می شد:

پشم رادر کلافهایی تقریبا به صورت تایس (تیت کردن)روی مچ دست قرار می دادند ودر این حالت، شخص ریسنده پشم را به تدریج از مچ دست به سمت دوک به مقدار زیادی باز نموده و به صورت نخ نیم تاب دراورده وبا چرخاندن دوک با شیوه ای خاص به تدریج پشم نیم تاب را به سر دوک هدایت کرده ودراثرگردش دوک،پشم تاب لازم رایافته وبه نخ تبدیل می شده وبه دور دوک می پیچید.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 19700 تومان در 115 صفحه
197,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد