دانلود مقاله تاریخ خط و زبان فارسی در ایران

word قابل ویرایش
12 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمـــــــه
چنان که می دانیم زبان فارسی سه مرحله تکاملی داشته است فارسی باستان ، فارسی میانه و فارسی نو. در پایان دوره ی هخامنشی زبان فارسی باستان دچار دگرگونی گشت واندک اندک از آن فارسی میانه پدید آمد که بی گمان بـخشی از تـحول خود را هم در دوره های سلوکیدی واشکانی پشت سر گذاشت . با روی کار آمدن ساسانیان این زبان رسمیت یافت و در دوره ی پادشاهی پانصد ساله آنان باز هم این زبان تـحول یافت به طوری که در پایان دوره ساسانی گویش ویژه ای از آن که در پایتخت ( در دربار ) به کار می رفت ، گونه رسمی آن زبان شمرده می شد و همین گونه است که به فارسی یا فارسی دری تبدیل شده است . تفاوت فارسی دری و آن گونه از پارسی که در پایان دوره ساسانی به کار می رفت بسیار اندک است . برخی از صداهای پارسی میانی در فارسی باز مانده بود که پس از دوره مغول از میان رفت فارسی دری پس از اسلام تنها با کوشش ایرانیان ملی (شعوبیان ) در برابر زبان عربی ایستادگی کرد و به زبان رسمی ایران تبدیل شد و باقی ماند.

 

اما سوالی که همیشه مطرح بوده این است که چرا زبانی که به فارس و غرب ایران تعلق دارد ، پس از اسلام در خراسان جلوه می کند و در نخستین سده های اسلامی هیچ نشانه ای از شاعران و نویسندگان فارس نداریم . به همین دلیل توهمی پیدا شده است که زبان فارسی دری گویا از خراسان پیدا شده است . این توهم با پیدایش کشور افعانستان ، در آن کشور دامن زده شد و دری را فارسی اصیل و زبان مردم شمال افغانستان شمرده اند . بنابراین باید علت رواج فارسی دری را در خراسان و سکوت فارس را در سده های سوم تا پنجم هجری توضیح داد .

 

میدانیم که تیسفون در حمله مسلمانان عرب غارت و ویران شد . در اثر این کار عده زیادی از مردم آن به ویژه ثروتمندان ، اشراف و زمینداران بزرگ به جاهای دیگری در ایران به ویژه به خراسان مهاجرت کردند ، آنان فکر می کردند که خراسان به علت دوری در دسترس مسلمانان نخواهد بود . پس از این مهاجرت نخستین مهاجرت های دیگری هم به خراسان صورت گرفت که بیشتر آن مربوط به هنگامی است که قیام شیعیان در میانرودان به رهبری مختار ثقفی و به خونخواهی فرزندان علی سرانجام و پس از جنگهای دراز و حتی پیروزی اولیه و در اختیار گرفتن کوفه به شکست انجامید و قتل عام شیعیان در میانرودان آغاز شد . ازاین عده هر که توانست به درون ایران و به ویژه فارس ، سیستان و خراسان گریخت . برخی از این عده تا سال ها بر حکومت بنی امیه و امارت حجاج ابن یوسف یاغی می شدند و آسیب های سخت به سپاه او که هـمان سپاه خلیفه ، بود وارد می کردند .

 

گروه اصلی و آرامش طلب این عده به خراسان آمدند و در شهرهای هرات ، بُست ، مرو ، زرنگ ، بلخ ، توس ، نیشابور و شهرهای دیگر سکونت گزیدند و چنانکه آشکار است مـخفیانه به ترویج عقاید خود پرداختند . برخی از شهرهای خراسان مانند توس استعداد بیشتـری در این مورد نشان دادند و به نخستین پایگاههای پیروان تشیع در ایران تبدیل شدند . این عده از آنجا که به فارسی سخن می گفتند ، طبعاً به این زبان هم می نوشتند . فارسی بوسیله این عده نوشته شده و رسمیت یافت .

هنگامی که شعر و ادب آغاز به ظهور کرد این عده به فارسی شعر گفتند و نوشتند ، اماّ بی شک مجبور بودند احساسات خود را پنهان کنند . از میان این عده شاخه ی شعوبی و اسماعیلی با تعصب و دلبستگی بیشتر به فارسی به نوشتن پرداخت و فارسی را رواج داد.

 

کافی است درباره نخستین سخن پردازان فارسی بررسی کنیم تا گوشه هائی از این واقعیت روشن شود. از شاعران و نویسندگان مهّم سده های نخستین در خراسان رودکی است . رودکی شیعه ی هفت امامی و طرفدار گروه اسماعیلیان بود. او را به همین دلیل کور کرده اند . در کودتائی که علیه شیعیان در دربار سامانی صورت گرفت اسماعیلیان مانند رودکی و بلعمی گرفتار و تنبیه شدند . رودکی را کور کردند و بلعمی را از کار بر کنار . گذشته از این دو نفر ، ملاحظه می کنیم که ازنخستین شاعران ایرانی شهید بلخی نیز شیعه بوده است و بعدها بزرگتـرین شاعر شعوبی ایرانی یعنی فردوسی از میان شیعیان خراسان پدید آمد . عده ای از این مردم هم از خوارج تحت تعقیبی بودند که به خراسان پناه می بردند . باید توجه داشت که در آن روزگار خواندن و نوشتـن منحصر به خانواده های مرفه یا دانشمندان ، شاعران و روحانیان بود ، بنابراین اگر آنان به زبانی غیر از دری سخن می گفتند در برابر نیروی شعوبیان مجبور می شدند به فارسی دری بنویسند و بخوانند . البته دوری خراسان از عربستان و نداشتن زبان رسمی حکومتی در پیش از اسلام و ناگریزی از نوشتن به فارسی دری ، به رواج فارسی در خراسان کمک کرد . آنان در زمان ساسانیان هم ناگزیر از نوشتن به فارسی میانه بودند. فارسی میانه مادر فارسی دری است .

 

مردم فارس که به مرکز حکومت های اموی و عباسی نزدیک تر بودند ناگزیر می بایست با احتیاط بیشتری کار می کردند . در واقع آنان با محافظه کاری منتظر ماندند تا اهالی خراسان فارسی دری را زبان شعر ، ادب و فرهنگ و سرانجام سیاست کردند ، و آنگاه از آنان تقلید کردند . به این ترتیب فارسی دری در همه ی نقاط ایران پراکنده شد . سخنانی که درباره ضعف زبان قطران تبریزی از زبان ناصر خسرو خوانده ایم گویای آن است که قطران به فارسی تسلّط نداشته ، زیرا زبان او بی گمان از نوع پهلوی اشکانی ( تاتی یا آذری ) و از زبانهای شمال ایران بوده است و مجبور بوده است که فارسی را یاد بگیرد . اما تعداد زیاد شاعران پارسی گوی بعدی مانند خاقانی ، فلکی و نظامی نشان می دهد که زبان ادبی آذربایجان و قفقاز هم فارسی بوده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 12 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد