دانلود مقاله عفاف و حجاب

word قابل ویرایش
42 صفحه
9700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

عفاف و حجاب

بسمه تعالی
در آن هنگام که خداوند بر حضرت آدم احسان کرد و باغ زندگی او را به وجود «حوا» معنا بخشید، غم تنهایی را از او زایل ساخت. از آن زمان به بعد که عالم را بقایی و آدم را امیدی به حرکت آورد، خیمه زندگی بشر بپا شد. در حالی که نیمی از آن را «زن‏» استوار کرده بود، موجودی که بدون او، برای نظام آفرینش، آغاز و انجامی تصور نمی‏شود.

بر همین اساس، در آیین حیات‏بخش اسلام برای «زن‏» شخصیتی فوق‏العاده و منزلتی والا مقرر شده است و از او به عنوان موجودی یاد شده که باید مورد تکریم و مشمول مهر و محبت کافی قرار گیرد. به گونه‏ای که در قرآن کریم سوره‏ای است ‏به نام «نساء» و مشتمل بر ۱۷۶ آیه. علاوه بر این در اسلام برای تمامی جوانب زندگی فردی و اجتماعی، خانوادگی و زناشویی و حقوق زن، قوانین عادلانه‏ای وضع شده است. و از زنان شایسته آن چنان یاد می‏کند که گویی هیچ فرشته‏ای نمی‏تواند به مقام او نایل آید. در میان قوانین آسمانی که خدای متعال، با توجه به نیاز زن به امنیت و آرامش، بر او مقرر کرده است، حکم «حجاب‏» است. حجاب قانونی است که نه برای محدود کردن استعدادهای زنان، بلکه برای محدود کردن

خطرهایی است که استعدادها و موجودیت زن را تهدید می‏کند. دیدگاه اسلام به اجتماع و مسائل آن، کاملا حکیمانه است. اسلام می‏خواهد جامعه‏ای آن چنان پاک بسازد که در آن اثری از فساد و انحراف وجود نداشته باشد. از جمله عوامل اساسی که پاکیزگی اجتماع و سلامت اخلاقی را ضمانت می‏کند، حکم حجاب است. با وجود حجاب، زنان از بی عفتی و

عشوه‏گری و انحراف باز داشته می‏شوند و این امر موجب صیانت‏خانواده و جلوگیری از به هم پاشیدگی آن می‏گردد. «حجاب‏» ایمنی بخشنده و نگهبان جامعه است و هرگز هیچ جامعه‏ای نمی‏تواند از پاکی و امنیت اجتماعی برخوردار باشد، مگر وقتی که زنانشان نخواهند بی‏بند و بار و برهنه باشند; زیرا «بی‏حجابی‏» همچون «وبا» یی است که در صورت گسترش آن در میان توده مردم، بسیار زود همه را آلوده و بیمار می‏کند. اسلام با دوراندیشی کامل، پیروان خود را به حجاب و ترک خودنمایی امر می‏کند تا پیش از وقوع حوادث خانمان برانداز و شیوع فساد، ریشه‏های آن خشک گردد و امکان رشد فساد اجتماعی بوجود نیاید.

عفاف
«عفاف» به معنای پارسایی و پاک دامنی و خودداری از کارهای حرام و زشت است و «عفت»، حالتی نفسانی است که بر شهوت غلبه کند. در عرب نیز به گُلی که در برگ هایش پوشیده شده باشد، «مُعفَّف» می گویند.
عفاف، بنیادی ترین عامل ایجاد امنیت اجتماعی است. بی پروایی در نگاه، بی توجهی در نوع پوشش و پرده دری در روابط جنسی، امنیت اجتماعی را به خطر می اندازد و تجاوزهای جنسی که بی شرمانه ترین نوع تجاوز به حقوق مردم است، رواج می یابد. بر این اساس عفت مداری از اصولی ترین پایه های حراست امنیت جامعه است.

«غیرتمندی، انسان را از فساد می رهاند. انسان غیور، نه بر خود آلودگی را می پذیرد و نه بی عفتی دیگران را برمی تابد. غیرت اجتماعی، به این معناست که مردان موظفند در برابر هرزگی ها و مرزشکنی ها بایستند و به حرمت شکنی ها نزدیک نشوند. تنها در چنین اجتماعی است که می توان به سلامت شخصیت زن و حرمت ناموس او امیدوار بود. عفاف بر همه بخش های جامعه اثرگذار است. و تنها زنان را در برنمی گیرد، بلکه مردان نیز موظف به رعایت محدودیت های اخلاقی هستند. وجود فضای سالم برای رشد مادی و معنوی، حق جامعه است. در جوامعی که مردم به راه های انحرافی کشیده می شوند، حفظ هویت اسلامی و حدود شرعی دشوارتر می شود و مسلمانی که از ایمان و اراده ای استوار برخوردار نباشد،

هم رنگی با جماعت را می پذیرد و چون با ساختار درونی جامعه بیگانه است، دچار بی هویتی می گردد». بر این اساس، وقتی بنیادهای عفاف فرو ریخت، ارزش های اخلاقی نیز از زندگی انسان رخت برمی بندد.

عفاف، روح پوشش است که سلامت روانی و جاذبه جسمانی را تضمین می کند. بانوی مسلمان، نماد عفت و حیا در جامعه است و پوشش زن، نگهبانی در نگاه های آلوده و پاسدار حرمت اوست. زیبایی صورت و سیرت از الطافی است که خداوند به رسم امانت در اختیار انسان قرار داده است و شکرانه نعمت زیبایی نیز حفظ عفت است. چنانچه علی علیه السلام می فرماید: «زَکاهُ الْجَمال العِفافُ؛ پاکیزگی زیبایی در عفت ورزی است.» این زیبایی به ویژه برای زنان سرمایه است و طبیعت هر سرمایه ای آن است که از یک سو سودمند و از سوی دیگر، فسادانگیز است که در حقیقت لطافت و زیبایی و جوانی با عفت پیشگی پاس داشته می شود. گفتنی است بی قید بودن در امور جنسی موجب پیری زودرس و گاه ناتوانی زودهنگام جنسی می شود و عفت پیشگی، جمال و جوانی را پایدارتر می سازد.

روح عفاف، کنترل کننده رفتار و متانت است که با حیا زیباتر می شود. خداوند در قرآن، دختران شعیب را نمادی از عفاف معرفی می کند و عفت ورزی آنان را با واژه «تَمْشی عَلَی اسْتِحیاءٍ» بیان می دارد و نجابت آنان به دلیل نوع راه رفتنشان را در حضور حضرت موسی تحسین می کند. دختر شعیب در بازگشت به پدر گفت: پدر، او را به خدمت گیر که او خدمت گزاری نیرومند و امانت دار است. حضرت شعیب علیه السلام گفت: نیروی وی را به کشیدن دلوها شناختم، ولی امانت داری او را چگونه شناختی؟ دختر گفت: موسی در بازگشت گفت راه را به من نشان بده و خودت از پشت سر بیا؛ زیرا ما دودمان یعقوب به پشت زنان نظر نمی افکنیم. بدین گونه او به خاطر پرواپیشگی، به امانت داری شناخته شد.
بدحجابی

بدحجابی، پرتگاهی بین حجاب و بی حجابی!
اینکه چرا عده ای از زنان و دختران جوان ایرانی، بدون توجه به شخصیت و هویت و ارزش زن، برای ابراز وجود و ارائه خود به جامعه، شیوه آرایش غلیظی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی خاص فواحش می باشد را انتخاب می کنند، و با پوشش های اغواکننده درجامعه حضور می یابند، نکته ای است که ریشه یابی نشده، و دلایل آن مورد توجه قرار نگرفته است.
دختران و زنان بدحجاب ایرانی، بدون توجه به معنا و مفهوم آزادی، از میان تمام تصاویر آزادی، تنها یک تصویر کوچک آن را انتخاب کرده اند؛ آزادی برهنگی و حق انتخاب پوشش و لباس و آرایش.
و اما تصویر دوم این آزادی را نیز می بایست در نظر گرفت، آزادی مردان و پسران جوانی که می خواهند برای لذت جویی، از این عروسکهای نمایشی، هر گونه که خواستند استفاده کنند .
بی حیایی و هرزگی، خاص دختران خیابانی است، و با بدحجابی تفاوت بسیاری دارد، در جامعه ای که بنا بدلایلی سن ازدواج و طلاق افزایش چشمگیری دارد و راهی برای ارضاء طبیعی و قانونی و اخلاقی جوانان نیست، بدحجابی به بی حیایی، بی حیایی به برهنگی، و برهنگی، به هرزه گی و لذت جویی و عشرت طلبی ختم می شود، و در این میان بازنده بزرگ؛ دختران و زنان نا آگاه و بی دفاعی هستند، که بسیار زود زیبایی و سلامت و طراوت و زندگی و هستی خود را خیلی ارزان و راحت، و یخاطر هیچ از دست می دهند.
بدحجابی اینک یک فرهنگ است، فرهنگی که قسمتی از حجاب را کنار گذاشته و بصورت نیمه پنهان و با جذابیتی خاص وارد جامعه و بازار شده است.

بخشی از نامه چارلی چاپلین به دخترش :
شاید روزی چهره ی شاهزاده ایی ترا گول زد در آنروز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند. دل به زر و زیور مبند. زیرا بزرگترین الماس دنیا آفتاب است که خوشبختانه این آفتاب بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی دادی پاکدل باش و با او یکدل باش. به مادرت گفته ام در اینباره نامه ای برایت بنویسد. او عشق را بهتر از من میشناسد. او برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است. هیچ کس دیگری در این جهان شایسته آن نیست که دختری حتی ناخن پایش را هم به خاطر او عریان کند. برهنگی بیماری عصر ماست. اما تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری؛ بد نیست اگر اندیشه تو در اینباره مال دهسال پیش باشد مال دوران پوشیدگی است نترس. این دهسال ترا پیر تر نخواهد کرد. .

در محیط های پاک اسلامی این مرد است که حق ندارد در نشست و برخاست ها از زن بیگانه بهره برداری کند. این مرد است که همواره حرص می ورزد که زن را وسیله چشم چرانی و کامجوئی و لذت طلبی خود قرار دهد. هیچگاه مرد به میل خود مایل نبوده است حائل و مانعی میان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت که این حائل از میان رفته آنکه برنده بوده مرد بوده است و آنکه باخته و وسیله شده زن. امروز که مردان موفق شده اند با نامهای جذاب و فریبندۀ آزادی و تساوی این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت کثیف ترین اهداف خود گرفته اند. بردگی زن امروزه بیش از هر دورۀ دیگری به چشم می خورد؛ که زن برای تأمین منافع مادی یک مرد در یک مؤسسه تجاری خود را صد نوع برای جلب مشتری مرد می آراید و بصورت “مانکن” در می آید و شرف خود را در ازاء چندرغاز حقوق می فروشد.

اینگونه نشست و برخاست ها جز بهره کشی مرد و بهره دهی زن چه مفهوم دیگری می تواند داشته باشد؟
به گفته کارشناسان زنان و دختران باید خود را بپوشانند تا مردان جامعه دچار ۱۴۰ هیجان غیر اخلاقی نشوند. حجاب برای این در قرآن آمده است که زن مورد آزار و اذیت قرار نگیرد و با حیثیت انسانی با جامعه در تعامل باشد، نه با جذابیت ظاهری. اگر جامعه بخواهد بر مبنای فطرت رشد کند بدون شک خواهید دید یکی از مترقی ترین قوانین فرضیه حجاب است.
زن و مردی که از صبح تا شب، همه جور ارتباطات عاطفی با همه دارند، شب نیازی به هم ندارند. امروز دختر شیعی ما زیبایـﻰهایش را در جامعه نمایان می کند و فکر مـﻰکند که به عالم فخر مـﻰفروشد، درحالـﻰکه به خانوادﻩی پنج سال بعد خودش خیانت مـﻰکند. یعنی بذری را که پاشیده دختران دیگر یاد گرفتـﻪاند، و پنج سال بعد همین دختران در معرض دید

شوهر خودش قرار مـﻰگیرند. حالا نوبت دختران جوان دیگری است که مهر مردش را به خود جلب کنند. شوهر بیرون از خانه سیر مـﻰشود و شب هیچ عاطفـﻪای نسبت به این زن ندارد. تازه به ایـﻦجا که مـﻰرسد، زمان دعای توسل و اماﻡزادﻩها مـﻰشود، یا ایـﻦکه دنبال چیزی مـﻰگردد که به خورد شوهرش بدهد تا مهرش در دل او بیافتد.

در جزوات و دستورالعمـﻞهای CIA، پنتاگون، MI6 و سیستـﻢهای جاسوسی خارجی غرب و دشمنان ما چنین آمده است: “باید مملکـﺖهای اسلامی را به اختلاط دختر و پسر و ایجاد روابط و پلورالیسم و لیبرالیسم جنسی تشویق و ترغیب کنیم تا جواﻥها با دین و ارزﺵها و مکتب خود بیگانه باشند و به ما کاری نداشته باشند.” چون دین شیعه خیلی خطرناک است، دغدغـﻪهای جوان شیعه را از ایـنکه چـرا در جهان ظلم حاکم است، به این سمت ببرید که چـرا نمـﻰتوانم با فلان دختر ارتباط برقرار کنم! تا دائم فکر و ذهن او مشغول این مطلب باشد. این جوان دیگر برای ما خطری ندارد، بگذارید در دانـشگاههای آﻥها اولین پرسش این باشد که حدود روابط دختر و پسر چـقدر است!

ابا عبدالله علیه السلام فرمودند : “زندگی نیست، مگر عقیده و جهاد”
“زن غربی گمان کرد با ارائه دادن زیبایـﻰها و عریان کردن و آرایش کردن خود، مـﻰتواند قلب مرد غربی را جذب کند، درحالـﻰکه قلـﺐاش را جذب نکرده است، حواسش را جذب کرده است.” این جمله، ماحصل یک عمر تلاش و تحقیق رواﻥشناسان غربی و تجربیات و آزمون و خطاهای بسیار بوده است.
در دبیرستاﻥها و دانـشگاﻩها، جوهایی ایجاد مـﻰکنند تا کسانی که مقید هستند، مسخره شوند. دختر چادری، پسر محجوب و چشـﻢپاک را مسخره مـﻰکنند. خیلی عجیب است که در یک مملکت شیعه، پسر و دختری که مـﻰگویند اماﻡام علی (علیه السلام) است و مادرم فاطمـﻪی زهراء (سلام الله علیها)، و بعد افتخارش تعداد ارتباطاﺕاش با نامحرم باشد. فکر کنید، ببینید این دو مطلب چگونه در یک فکر و عقل جمع مـﻰشود!

بهتر است مقداری از روزمرگی ها فاصله بگیریم و نسبت به افکار و رفتارمان حساس تر باشیم …
گناهانی که تبدیل به عادت شده اند و قبه و زشتی آنها ریخته شده است اما همچنان گناه هستند و نافرمانی از حق تعالی. اکثر ماها سرمان را مانند کبک داخل برف کرده ایم و نمی خواهیم حقایق را بپذیریم.
گاهی مشاهده می‎کنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎های شاد و زیبا و تحریک برانگیز استفاده می‎کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می‎بخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‎اش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است؛ و این دور از روح حجاب است.

بسیاری از افراد ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.
وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداًً؛[۱۶] زمین پاک نیکو گیاهش به اذان خدا نیکو برآید و زمین خشن ناپاک بیرون نیاورد، جز گیاه اندک و کم ثمر.
چند علت بدحجابی

۱ـ اظهار غنای مالی: ریشه خودنمایی برخی زنان تفاخر و خودنمایی‌های مالی است. دوست دارند دیگران شاهد برخورداری‌های مالی‌ آنها باشند و تفاوتی نخواهد بود که بیننده زن باشد یا مرد. به همین منظور النگوهای خود را به نمایش می‌گذارند و حلقه یا گلوبند گران‌قیمت خود را در معرض دید دیگران قرار می‌دهند و لباس‌های فاخر به تن می‌کنند. آنها ارزش خود را به طلا و جواهرات می‌دانند و این به معنای آن است که ارزش الهی و انسانی خود را در حد طلای دنیا پایین آورده‌اند و برخی خود را در طلا خلاصه کرده‌اند.

چنین زنانی باید اندیشه کنند که این‌گونه فخر کردن‌های مالی همراه با جاذبه‌های زنانه، تمایلات نامحرمان را برمی‌انگیزد و چه بسا موجودیت مالی آنها را طعمه دیگران سازد. بینش چنین زنانی بسیار سطحی و ظاهر بینانه است. اگر آگاه شوند که انسان خلیفه خداست و می‌تواند ارزشی برتر از ملایک داشته باشد، روحیه و عملکرد آنها عوض می‌شود و دیگر حاضر نخواهند بود برای یک لحظه خود و دارایی خویش را وسیله معصیت خود و غفلت مردان جامعه کنند .

۲-خانواده : خانواده‌هایی که از تعالیم دینی فاصله می‌گیرند به یک فرهنگ برزخی بین اسلام و خواسته‌های نفسانی خود می‌رسند. بسیاری از عقاید آنها رنگ مذهبی و دینی ندارد. اینان همان کسانی هستند که دین را لقلقه زبان ساخته و با کمترین سختی یا تضاد با تمایلاتشان به‌راحتی از دین خدا چشم‌پوشی می‌کنند.

یکی از مسایل مهم اجتماعی که از ابعاد معنوی مبارزه با نفس برخوردار است پوشش دینی است که در خانواده‌های شبه مذهبی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و فرزندان آنها نیز به فرهنگی که از رهاوردهای تربیتی والدین است خو می‌گیرند و در نتیجه زاد و ولد آنها نیز نسخه‌های تکراری آنها خواهد بود. یعنی آنها نیز فرهنگ بی‌اعتنایی به احکام دینی را دنبال می‌کنند. بخشی از بدحجابی‌های جامعه منسوب به این خانواده‌ها و والدین شبه مذهبی است که از غیرت دینی تهی مانده‌اند. خوشا به حال دختری که از مادری عفیف و پوشیده برخوردار است که روحیه چنین مادری بهترین زمینه حجاب او خواهد بود.

۳ـ ملامت دیگران : یکی از ریشه‌های بدحجابی و خودنمایی دختران و زنان ملامت اعضای خانواده، فامیل و دوستان است. چه بانوانی که به خاطر سلامت نفسی که دارند، می‌خواهند از حجاب دینی کامل برخوردار باشند اما راهزنان راه خدا به آنها شبیخون می‌زنند و زبان به ملامت می‌گشایند. گاهی ملامت‌ها از سوی مردان صورت می‌گیرد. ریشه اصلی ملامت اکثر این افراد هواهای نفسانی آنهاست. زیرا با بی‌حجابی و خودنمایی زنان و دختران بهتر می‌توانند به لذت‌های خود دست یابند.
یک زن هر قدر شان بالاتری داشته باشد ،بهتر حجاب خود را رعایت می کند

متاسفانه حجاب در جامعه ما به درستی تعریف و تبیین نشده است. الگوی مناسب برای زن مسلمان امروزی ارائه نشده ،بنابراین نوجوان و جوان ما سراغ الگوی غربی می رود.طبیعی است که نوع حجاب و پوشش را هم از همان جا می گیرد.
جدیدترین تحقیقات نشان داده زنانی که مایل به نشان دادن خود به مردان غریبه هستند، به توانایی های درونی خودشان اعتماد کافی ندارند و از همین رو به سمت استفاده از جاذبه های ظاهری روی می آورند.
شهید مطهری : کسی که زیبائی اندیشه دارد زیبائی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد .
آثار سوء بدحجابى

یکى از پیامدهاى سوء و ناگوار بدحجابى و ابتذال در پوشش، ایجاد اختلالات روانى در فرد مى‏باشد، بعضى از زنان بر اساس نیاز ذاتى و فطرى خود براى جلب رضایت محیط به خودآرائى و جلوه‏گرى پرداخته، فکر و اندیشه خود را خواسته یا ناخواسته در بعد تمایلات و تخیلات پوچ، محدود مى‏کنند. پوشش ناقص زن در جامعه فشارهاى جبران‏ناپذیرى بر روان، اعصاب و شخصیت او وارد مى‏سازد ؛ چرا که او در این حالت خود را در معرض پاسخ گوئى به تهاجم نظرها و افکار مختلف مى‏بیند و از محقق ساختن شخصیت خود عاجز مى‏ماند، در این صورت یا به سوى بى‏تفاوتى و بى قیدى کشیده مى‏شود و یا به تخیلات و اعمال نامناسب دست مى‏زند، که در هر دو صورت خود و اطرافیانش را از نظر روانى، عقلانى و فرهنگى در معرض سقوط قرار مى‏دهد.

استاد شهید مرتضى مطهرى در این زمینه مى‏نویسد : روح بشر فوق العاده تحریک‏پذیر است، اشتباه است که گمان ‏کنیم تحریک پذیرى روح بشر محدود به حد خاصى است و از آن پس آرام مى‏گیرد، همان‏طور که بشر در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمى‏شود و اشباع نمى‏گردد، در امور جنسى نیز چنین است. هیچ مردى از تصاحب زیبا رویان، و هیچ زنى از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلى از هوس سیر نمى‏شود. از طرفى تقاضاى نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنى است و همیشه مقرون

است با نوعى احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه‏ى خود منجر به اختلالات روحى و بیمارى‏هاى روانى مى‏گردد. چرا در دنیاى غرب این همه بیمارى‏هاى روانى زیاد شده است؟ علتش آزادى اخلاقى جنسى و تحریکات فراوان سکسى است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمى و غیررسمى انجام مى‏شود .
بدحجابى زن در جامعه سبب نقش بازى کردن او در اسلوب‏ها و مدل‏هاى گوناگون مى‏شود، این اعمال او را به صورت موجودى بى اختیار و بى اراده به هر طرف مى‏کشد و دیگر بر زندگیش تسلط آگاهانه نخواهد داشت، در زندگى و اعمال خود، نظر دیگران را ترجیح مى‏دهد؛ که براى جلوگیرى از این امور منفى، حجاب بهترین درمان مى‏باشد.
بدحجابی موجب بی‌اعتمادی در خانواده‌هاست.

بدیهی است شوهران زنان بدحجاب همواره نگران ارتباط نامشروع همسران خود با مردان بیگانه هستند؛ زیرا هیچ عقل سالمی نمی‌پذیرد که زنی با آرایش کامل همواره در خیابان‌ها پرسه بزند و هیچ‌کس متعرض او نشود، بنابراین بسیار دیده شده مردانی که با تلفن همراه و به بهانه احوالپرسی و دوست داشتن، ساعت به ساعت همسر خود را کنترل می‌کنند و یا بسیارند کسانی که برای کنترل آمد و شد همسر بدحجاب خود از برادر کوچک‌تر یا دوست و آشنا کمک می‌گیرند که دایم او را تحت نظر بگیرند که به کجاها آمد و شد دارد. سؤال این است آیا این واقعاً زندگی است، آیا نمی‌شود همسر آرایش و زیبایی خود را مخصوص شوهر قرار داده و در بیرون از خانه مراعات کند تا مرد هم در چنین برزخی گرفتار ده‌ها استرس و بدگمانی نشود.

بدحجابی ضربه‌زدن به اقتصاد خانواده است؛ به تجربه ثابت شده است تمام زنان شاغل و غیرشاغل ولی «بدحجاب» عمده درآمد خود یا شوهر را صرف مدل و ظاهر خود می‌کنند و ای کاش این کار سودی به حال خانه و خانواده داشته باشد که نه تنها سودی ندارد؛ بلکه آسیب عاطفی، روحی و روانی به همسر و بچه‌های خانواده وارد می‌کند و هرزگی و ولنگاری زن را هم به دنبال دارد و متأسفانه هزاران زن و دختر همین الان در پشت میله‌های زندان، دلیل اصلی انحراف خود را بی‌غیرتی شوهر و بی‌توجهی خانواده نسبت به خود دانسته و آن‌ها را مقصر اصلی به فساد کشیده شدن خود می‌دانند.

مادر بدحجابی که برای نیم‌کیلو سبزی خریدن با آرایش کامل بیرون می‌رود و ساعت‌ها در خیابان‌ها پرسه می‌زند و صدها مرد نامحرم را با این وضع به طرف گناه سوق می‌دهد، چگونه می‌تواند به دختر خود بگوید:« عفت و حیا داشته باش»، وقتی مادر بدحجاب با سر و سینه عریان در جامعه ظاهر می‌شود، چگونه می‌تواند به دختر خود سفارش پاکی و پاکدامنی بکند.

بدحجابی توهین به مقدسات و اهل بیت(ع) است، زن بدحجاب هم جامعه را به گناه سوق می‌دهد و هم با این کار به قرآن و اهل بیت(ع) دهن‌کجی می‌کند، زیرا شکی نیست که چنین عملی مخالفت با اهل بیت(ع) است؛ آیا می‌توان با ادعای محبت و دوستی حضرت زهرا(س) در مسیری مخالف سیره آن حضرت گام برداشت، آیا می‌توان گفت اگر کسی با عمل خود خلاف دستور قرآن و اهل بیت(ع) حرکت کرد به آن‌ها توهین نکرده است، بدیهی که مخالفت عملی با سیره معصومین(ع) توهین به آن‌هاست.
بدحجابی مانع رشد و کمال خانواده است؛ بدیهی است زنی که همواره به دنبال مد، آرایش و خودنمایی است، هرگز نمی‌تواند ادعای رشد و کمال داشته باشد، یک زن بدحجاب آنقدر در حصار حالت، لباس، رنگ و کیف و کفش و مدل‌های آرایش خود غرق است و آنقدر اسیر نگاه‌های مردم است که فرصتی برای اندیشیدن به کمال و پاکی روح و رشد معنوی ندارد و لذا عمر خود را بیهوده صرف می‌کند و همچنان پیله خودنمایی و مدگرایی به دور خود می‌تند تاعمرش به پایان برسد.

آثار اجتماعی بد حجابی
الف ـ گسترش تهمت و سوءظن
یکى از آثار بدحجابى سوء ظن افراد جامعه و تهمت زدن به زنان و دختران بدحجاب است. از آن جا که افراد بدحجاب بر خلاف فرهنگ جامعه اسلامى، حجاب اسلامى را رعایت نکرده و با پوشش و ظاهر نامناسب به جامعه وارد مى‏گردند، ممکن است مورد سوء ظن افراد جامعه واقع شوند، افراد جامعه مى‏گویند: چنین شخصى که به این راحتى احکام الهى را زیر پا نهاده و از غضب الهى نمى‏ترسد چه بسا خلاف‏هاى دیگرى را انجام دهد.

اسلام از حقوق زنان با حجاب و با ایمان دفاع مى‏کند و در سوره نور مى‏فرماید:
ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فى الدنیا و الاخره و لهم عذاب عظیم
زنان پاکدامن و دور از هر آلودگى و با ایمان را مورد تهمت قرار ندهید و اگر کسى چنین کند در دنیا و آخرت لعنت شده و عذاب بزرگى براى آن هاست.
امیرالمؤمنین على علیه‏السلام در ضمن گفتارى به فرزندش امام حسین علیه‏السلام مى‏فرماید:
واکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن فان شده الحجاب ابقى علیهن .

از طریق حجاب و پوشش بانوان، آن‏ها را بپوشان، چرا که رعایت حجاب به طور جدى و محکم زنان را به طور سالم‏تر و پاک‏تر حفظ خواهد کرد.
روشن است که یکى از موارد حفاظت از بانوان، حفاظت از آنان در برابر سیل شایعات و تهمت‏هاى نارواست.
ب ـزمینه‏سازى رخدادهاى مخاطره‏آمیز

بدحجابى سبب افزایش جنایت و حادثه آفرینى در جامعه مى‏شود. بى‏تردید سرچشمه بسیارى از حوادث مرگبار، درگیرى‏ها و نزاع‏هاى فردى و خانوادگى، قتل و جنایات، از بدحجابى و خودنمایى زنان آغاز مى‏گردد. وقتى در کوچه و خیابان یا در مجلس مهمانى و عروسى مختلط و همنشینى زنان با مردان نگاه مردان به زنى بى حجاب یا بدحجاب افتاد، سر و صورت آرایش کرده زن جوان از یک سو و ادا و اطوارها و راه رفتن و سخن گفتن آن چنانى از سوى دیگر، نگاه مرد را تندتر و طولانى‏تر مى‏نماید، در نتیجه همین نگاه‏هاى به ظاهر ساده موجب حوادث مرگ‏بار، تصادفات، زد و خوردها و جنایات بى شمار مى‏گردد.

پیامبر اکرم ص فرمود:
… من جالس النساء فلابد له من الزنا و لابد للزانى من النار
سرانجام کسى که همنشینى و اختلاط با زنان کند، زنا مى‏باشد و سرانجام زناکار آتش جهنم است.
زن، آزادی، اسلام
چرا بعضی از افراد وگروه‌ها فکر می‌کنند مبارزه با بدحجابی مبارزه با آزادی افراد است؟

بدین دلیل که تحول فکری در این رابطه به وجود نیامده است. ممکن است کسی بگوید من که با کسی کاری ندارم و مزاحم کسی هم نشده‌ام؟ اتفاقاَ این عمل وی منافی آزادی است؛ چرا، چون اگر آزادی را این‌گونه تعریف کنیم که من رها هستم تا جایی که به دیگران صدمه‌ای وارد نکنم ، ما این تعریف را از او قبول می‌کنیم اما باید توجه کرد آن خانمی که از منزل تا محل کار با بدحجابی بیرون می‌آید حق سه نفر را ضایع کرده است؛ اول حق خدا را ضایع کرده است؛ چون اگر حجاب حکم خدا است ما کاره‌ای نیستیم، دوم امینت خودت را از بین برده و سوم آرامش روانی دیگران را سلب کرده است؛ چون کسی که این خانم را با این وضع می‌بیند دچار اختلال‌های روانی می‌شود. ناامنی، دزدی، قتل، متلاشی شدن خانوده، همه‌وهمه ناشی از بی‌توجهی به این مسأله است.

اسلام درباره آزادى به عنوان یک ارزش، اعتراف کرده است؛ اما نه ارزش منحصر به فرد، و نه آزادى با آن تعبیرها و تفسیرهاى ساختگى، بلکه آزادى به معناى واقعى، على علیه‏السلام در وصیت‏نامه‏اش به امام حسن علیه‏السلام، در نهج‏البلاغه، مى‏فرماید و اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الى الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذُلُ من نفسک عوضا، جان و روان خودت را گرامى بدار و از هر کار و پست و از هر پستى محترم بدار.

همان طور که قرآن مى‏فرماید بزرگ‏ترین باختن‏ها، باختن خود است، این‏جا نیز على علیه‏السلام همان معنا را به تعبیر دیگر مى‏گوید: پسرم براى هرچه که از دست بدهى و بفروشى مى‏توان قیمت گذاشت؛ ولى یک چیز دارى که اگر آن را بفروشى بهایى در همه جهان براى آن پیدا نمى‏کنى و آن خودت هستى، یعنى همان نفس و جان و روحت؛ اگر روحت را بفروشى و تمام دنیا را به تو بدهند، دیگر برابرى نمى‏کند.
نیز مى‏فرماید: و لاتَکُن عبد غیرک فقد جعلک اللّه‏ حرا
پسرم هرگز بنده دیگرى مباش، زیرا خدا تو را آزاد آفریده است.
تعارض نمائی حجاب و آزادی

عده ای می پرسند آیا محدودیت‎ها (در مورد لباس) باعث شکستن حرمت افراد و ایجاد عقده و حسرت نمی گردد ؟
واقعیت این است که محدودیت‎ها (در مورد لباس) باعث شکستن حرمت افراد نمی‌شود، بلکه دقیقاً برعکس، آزادی به معنای نفی محدودیت‎ها، باعث عدم احترام به افراد و انهدام ارزش‎ها می‎گردد. برای تصدیق این سخن، کافی است نیم نگاهی به طرز لباس پوشیدن افراد در قسمت‎های مرفه‌نشین شهرهای بزرگ، بیفکنیم و ببینیم که چگونه این افراد با سوء استفاده از آزادی، ارزش‎ها و هنجارهای دینی مربوط به پوشش اجتماعی را که قانوناً ملزم به رعایت آن هستند، زیر پا می‎گذارند و حتی آنها را به تمسخر می‎گیرند.

از طرفی اگر مراد از این سوال این باشد که محدودیت‎ها در مورد لباس زنان و دختران جوان، باعث شکل‎گیری عقده‎ها و حسرت‎های جنسی و روانی در پسران جوان می‎گردد، واقعیت این است که برعکس، آزادی پوشش به معنای نفی محدودیت در لباس بانوان و دختران جوان، باعث انعقاد حسرت‎ها در پسران می‎گردد، و با اندک تأملی تصدیق می‎گردد در جامعه‎ای که بخش عظیم آن جوانانی هستند که به دلیل شرایط سنی و تحریکات مختلف روانی به وسیله‌ی محصولات آلوده‌ی فرهنگی، مانند بعضی از فیلم‎ها، رمان‎ها و نوارهای مبتذل، در معرض طغیان غرایز جنسی هستند و از طرفی ازدواج نیز در جامعه بسیار سخت شده است، چگونه ممکن است آزادی پوشش دختران جوان و نفی محدودیت در لباس، باعث شکل‎گیری عقده‎ها و حسرت‎های روحی و روانی پسران جوان درباره‌ی مسائل جنسی نگردد.

چه زیبا، امام صادق(ع) در روایتی فرموده ‎اند:
النظر سهم من سهام ابلیس مسموم کم من نظره اورثت حسره طویله
نگاه ناپاک، تیری از تیرهای مسموم و آلوده‌ی ابلیس است .
و چه بسیار نگاهی که باعث عقده و حسرت طولانی می‎گردد.
همین واقعیت در شعر شاعر این‎گونه بیان شده است:

زدست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد
ولی اگر مراد از این سوال‌ باشد که محدودیت در لباس‎ و پوشش بانوان و دختران جوان، باعث شکل‏گیری عقده‎ها و حسرت‎هایی در خود دختران می‎گردد؛ چون در آرزوی پوشیدن لباس‎های رنگین و مدل‎های مختلف آن ناکام می‎شوند، در پاسخ می‎گوییم.
اولاً، در فرهنگ اسلامی و قرآنی، زنان نه تنها در استفاده‌ از زینت‎آلات و لباس‎های زیبا منع نشده‎اند، بلکه تشویق نیز شده‎اند.

امام باقر(ع) در روایتی فرموده است:
لاینبغی للمرأه ان تعطل نفسها و لو ان تعلق فی عنقها قلاده
سزاوار نیست زنی خود را بدون زیور واگذارد، لااقل گردن‌بندی به گردن آویزد.
ولی اسلام در کنار توصیه‌ زنان به خودآرایی ( آن هم برای همسر خود) به منظور پاک ماندن محیط اجتماعی، به حجاب و پوشاندن زینت‎ها و زیبایی‌ها و عدم تبرّج و خودنمایی در مقابل نامحرم نیز دستور داده است؛ چون نمایش زینت‎ها و لباس‎های زیبا باعث تحریک و تهییج می‎شود.
در مجموع، نمی‎توان انکار نمود که حجاب، دستوری حکیمانه است که برای سلامت روحی و روانی همه‌ مردان و زنان مفید است.
شبهه :

می گویند حجاب موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هرانسانی شریف و آزاد است، مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه، تابع هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین حکم مطابق عقل و شرع به اینکه هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.
پاسخ:

لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و موظف دانستن و به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت ، روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را «زندانی کردن» یا « بردگی» نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل « آزادی» فرد نمی توان دانست.

چرا حجاب
واقعا حجاب مهم است؟ چرا تا این اندازه اسلام بر روی آن تاکید دارد به حدی که ضرورت حجاب مورد اتفاق شیعه و سنی است؟ و چرا برخی کشور های غربی و غیر اسلامی مانند فرانسه و ترکیه نسبت به آن این چنین حساسیت نشان می دهند و برای زنان محجبه محدودیت ایجاد می کنند؟ چرا نسبت به آنان تبعیض قائل می شوند و انواع فشارها را بر آنها وارد می کنند؟

امروزه نمونه این فشارها را در این کشورها زیاد می بینیم به طور مثال می توان به اخراج پیرزنی از یک بیمارستان در ترکیه اشاره کرد که به علت داشتن همراه محجبه اخراج شد. آنها به خوبی متوجه جایگاه زنان و حجاب آنان در عفاف جوامع اسلامی شده اند که به هر صورت در صدد ضربه زدن به آن هستند تا بتوانند از طریق آن به اهداف خود دست پیدا کنند.بر خلاف ادعای غرب، زن در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است، اهمیت مقام زن را در جمله ای زیبا می شود درک کرد: (( از دامن زن مرد به معراج می رسد.)) با قدری تامل می توان

به حقیقت این جمله دست یافت . یقینا وقتی زنان جامعه ای خوب و باحیا باشند، مردان آن جامعه نیز از تربیتی صحیح و نیکو بهره مندخواهند بو د و تاثیر زنان بر زندگی مردان انکار ناپذیر است.غربیان نیز به درستی این سخنان پی بردند و درصدد ضربه زدن به ما هستند، آنها فهمیده اند که از مواردی که می توان با آن به حیای زنان آسیب وارد کرد حجاب آنان است.
هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشده است، چون باغ بی دیوار از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند. هیچ کس هم با نام (آزادی) دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شبها در حیاطش را باز نمی گذارد، چون خطر رخنۀ دزد جدی است. هیچ صاحب گنج و گوهری هم گوهرهای خود را بدون حفاظ در معرض

دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم دل برباید، چون خود گوهر ربوده می شود. گوهر هر چه قیمتی تر باشد، در صد مراقبت از آن بالاتر می رود، هر چه که نفیس تر باشد بیم ربودن و غارتش بیشتر است و مواظبتش لازم تر. گوهر عفاف را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشند. زن، به خاطر لطافتی که دارد نباید در تیررس دست های خشن کامجویان دیوسیرت که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند، یا زیر پایشان له کنند. زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم است، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد. گوهر عفاف و پاکی، با ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه است. دزدان ایمان وغارتگران شرف

نیز فراوانند. اگر در مقابل پنجره خانه ات تور نزنی، از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود. وقتی راه پشه ها را می بندی، خود را مصون ساخته ای نه محدود و زندانی. وقتی در خانه را می بندی یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاه های مزاحم در پناه قرار داده ای،نه که خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی. اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان، خود را بپوشانی، نه کسی ایراد می گیرد و نه اگر هم ایراد بگیرد، اعتنا می کنی، چرا که سخنش را بی منطق و نا آگاهانه می دانی و می بینی.
اینکه دل باید پاک باشد بهانه ای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه پاک و رفتار پاک برخیزد. ظاهر آینه باطن است و … ( ازکوزه همان برون تراود که در اوست.)

زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را حراج نکند. در بازار سوداگران شهوت، سادگی و خامی است که کسی خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشم های ناپاک قرار دهد و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال کند بیماردلان و رهزنان عفاف را وسوسه نمی اندازد و از زهر گناهها و نیش پشه های شهوت در امان می ماند! بعضی از (نگاهها)، ویروس گناه منتشر می کنند و بعضی چهره ها حشره مزاحمت جمع می کنند. خراب کردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و باز گذاشتن همه پنجره ها نشانه تیره اندیشی است نه روشنفکری! نشانه جاهلیت است نه تمدن!

آن که ایمان را به لقمه ای نان می فروشد، آن که یوسف زیبایی را با چند سکه قلب عوض می کند، آن که کودک عفاف را جلوی صدها گرگ گرسنه می برد، روزی هم پشت دیوار ندامت اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت، در آخرت هم به آتش بی پروایی خود خواهد سوخت. از اول که جامه عفاف، سفید و شفاف است نباید گذاشت چرکابۀ گناه بر آن بپاشد. از اول باید مواظب بود که این کاسۀ چینی نشکند و این جام بلورین ترک برندارد. از اول نباید به پای بیگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته های نورس عصمت را لگدمال کند، ولی آنگاه که … گریه بی حاصل است و بی ثمر، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد!

حجاب و عفاف این فرصت را به زن می دهد تا او با شخصیت انسانی خود با جامعه در تعامل باشد نه با شخصیت و زیبایی ظاهر؛ علاوه برآن باعث می شود سرمایه انسانی زنان پوشیده بماند.
فواید حجاب

می‌دانید که سیمهای برق دارای بار مثبت و منفی است یعنی ۲ تا رشته سیم وجود دارد که یکی مثبت و دیگری منفی است و این سیمها دارای روکش پلاستیکی است زیرا اگر لخت باشند جرقه ایجاد شده و موجب آتش‌سوزی می‌شود و لذا بوسیله روکش پلاستیکی بین ۲ تا سیم حجاب قرار می‌دهند تا موجب آتش‌سوزی و اتفاقات ناگوار نشود.
حال زن و مرد بیگانه همانند ۲ رشته سیم مثبت و منفی هستند اگر بین آنها حجابی نباشد موجب فساد و خرابی می‌شود.

و چه زیبا فرموده است استاد شهید مرتضی مطهری که می‌گوید: حجاب مصونیت است نه محدودیت . معنی این جمله این است که حجاب باعث نمی‌شود که انسان در محدودیت و اسارت واقع شود بلکه حجاب او را حفظ می‌کند مثلاً اگر از شما بپرسم که خانه‌ای که درآن زندگی می کنید شما را محدود واسیر کرده است ویا شما را حفظ می‌کند؟مسلماً می گویید ما درخانه احساس امنیت می کنیم وخانه ما را ازشر دزدان یا سرما وگرما و…حفظ می کند.

پس هیچ کس نمی گوید که من درخانه اسیر هستم وخانه مرا محدود می کند دوست دارم همیشه درخیابان و بیابان زندگی کنم. و همین لباسی که می پوشیم، هیچ کس نمی گوید این پیراهن یا شلوار مرا محدود کرده، دوست دارم لخت باشم، بلکه می‌گوید این لباس مرا حفظ می کند. پس حجاب هم انسان را از نامحرمان و انسانهای شهوت ران و هوس ران حفظ می‌کند .

مثالی دیگر ، تا زمانی که درشیشه عطر بسته باشد، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود ولی به محض اینکه چند ساعتی سرشیشه عطر برداشته شود عطر داخل آن می پرد وتنها شیشه خالی بدون عطر می ماند که کسی بدان میلی ندارد یعنی دیگر از آن استفاده نمی کنند.حجاب هم همانند سرشیشه عطر است که بوی خوش و زیبایی و حلاوت و طراوت زنها را حفظ می کند و با برداشتن حجاب، آن زیبایی و حلاوت هم از بین می رود . رمز زیبایی زنهای مسلمان هم همین حجاب است.
پس زیبایی زن ودختر مسلمان درحجاب است نه در بی بندوباری و بی حجابی، آن که زیبایی نیست. زن تا می تواند باید زیبایی و آرایش خود را برای شوهر خود محفوظ دارد نه آنکه زیبایی خود را مجانی نثار مردان نامحرم کند .

ما می‌بینیم که دخترانی معصوم و نا آگاه که زیبایی خود را نشان دادند یعنی از غنچه حجاب بیرون آمدند چگونه مورد تعرض مردان بوالهوس قرار گرفتند و بعد از مدتی که از آنها استفاده کردند و خوش گذراندند آن دختران را که دیگر پرپر شده‌ بودند، بیرون انداختند و بعد موجب پشیمانی آنها می‌شود اگر پر طاووس را از او بگیری و عریان بشود چقدر زیبایی خود را از دست می‌دهد. در حقیقت حجاب برای زن همانند پر برای طاووس است .

آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف
الف) فایده‎ حجاب در بُعد فردی

یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‎های بی‎بندوبار میان زن و مرد، هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی را فزونی می‎بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‎آورد. غریزه‌ی جنسی، غریزه‎ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش می‎گردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‎ورتر می‎گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‎حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب

سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‎اند همه‌ گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‎هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‎رود. البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟!
پاسخ هر انسان واقع‎بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‎های جدیدتری از تمتّعات و بهره‎برداری‎های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‎یابد.

 

یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‎ی غرب را در مواجهه با غریزه‎ی جنسی این‎گونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!

 

ب) فایده‎ی حجاب در بُعد خانوادگی

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می‎گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعه‎ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را می‎سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‎زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‎اش شکفتگی خود را از دست می‎دهد و روی در خزان می‎گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‎تری از راه می‎رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‎ای می‎دهد؛ و این مقدمه‎ای

می‎شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد می‎دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‎دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی‎طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‎ها ایجاد می‎کنند.

ج) فایده‎ی حجاب در بُعد اجتماعی

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی‎حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذت‎های جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه می‎گردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافه‎های محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش می‎یابد. برخلاف نظام‎ها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیت‎های اجتماعی را با لذت‎جویی‎های جنسی درهم می‎آمیزند، اسلام می‎خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این‎گونه لذت‎ها پاک شده، و لذت‎های جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود .
د) فایده‎ی حجاب در بُعد اقتصادی

استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‎تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این‎که خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده می‎گردد، به گونه‎ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرح‎های جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‎آورند.

علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست‎وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش می‎توان نام برد، که مهم‎ترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزش‎های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهره‎مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.[۲۹]

راهکارهای قرانی برای جلوگیری از بدحجابی و بی حجابی
۱- ارائه یک چهار چوب صحیح برای پوشش زن
۲- معرفی افراد محرم و نامحرم در قران کریم در سوره نور (۲۴) آیه ۳۱ ، که شامل محارم رضاعی نسبی و سببی می باشد.
۳- آشکار نکردن زینتها
که در این باره می توان گفت که اسلام دستور به زینت نکردن نداده است بلکه از زینت که باعث جلوه گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می شود نهی نموده است. قران کریم در این باره می فرماید:

«… لایبدین زینتهن …»
زنان زینتهای خود را آشکار نکنند .
۴- تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد
که به سه قسم تقسیم می شود:

الف: زینت برای غیر محارم که آشکار نکردن زینتهای پنهان است و نگاه به زینتهای آشکار در صورتی خالی از اشکال است که خالی از هر گونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مبارکه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زیر با رالالتبعولتهن از دستور لایبدین زینتهن استثنا شده است.
ب: زینت برای شوهر، که زینت علی الاطلاق می باشد و شامل تمام بدن می باشد.
ج- زینت برای سایر محارم

قسمت سوم ، مربوط به زینت برای سایر محارم است که شامل محل گردنبند و بالای ان، بازوبند و زیر ان و خلخال و انچه پائین آن است می شود. بنابراین باید به این مهم توجه داشته باشیم که از پوشیدن لباس حلقه آستین، دامنهای کوتاه با پاهای برهنه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی …. خودداری کنیم و جواز نگاه کردن به زینتهای باطنی زنان ان هم در محدوده ای که در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است که فسادی در بین نباشد.
۵- نهی از تبرج مذموم

در قران کریم در این باره امده است «… و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی….» منظور از تبرج زنان در جاهلیت اولی، جلوه گری زنان در قبل از اسلام بوده است که در تمامی این دوران به دلیل عدم رعایت دستورات پیامبران زنان دچار چنین معضلی شده که سبب به وجود آمدن پیامدهای بد بسیاری برای جامعه نیز شده است. در تفسیر قمی روایتی باشد که از امام صادق علیه السلام از پدرش در ذیل آیه … و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی … آمده است و این است که «به زودی جاهلیت دیگری می آید» و در تفسیر التبیان آمده است که منظور از

جاهلیت اخری زمانی است که مردم همان گونه عمل کنند که قبل از اسلام عمل می شده است.امروز شاهد این تبرج ها و جلوه گری های مذموم هم در مردان و هم در زنان هستیم. در روایات از چنین مردانی با چنین خصوصیاتی یاد شده است: یتزینون بزینه المراه لزوجها و یتبرجون تبرج النساء و از چنین زنانی این چنین یاد شده است نسوه کاشفات عاریات متبرجات. من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی للذات مستحلات للمحرمات جهنم فی جهنم خالدات.
حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(سوره نور؛ آیه ۳۱)
و آن طور پای به زمین نزنند که زیورهای پنهانشان معلوم شود.
حجاب چشم و حجاب در گفتار
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (سوره نور؛آیه ۳۰)
ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(سوره نور؛آیه ۳۱)
ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(سوره احزاب؛آیه ۳۲)
پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.
شکل صحیح حجاب
حجاب با چنین نقش و کارکرد مهم و اساسى پیامى قاطع و کوبنده با خود دارد، و آن این است که در برابر همه مردان اجنبى نوعى هشدار و اعلام «دور باش» مى‏دهد، اکنون باید دید چه عواملى در رساندن این پیام و اثرگذارى آن مؤثر است:

۱) حدود و میزان پوشش: بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره‏گر ایفا مى‏کند. اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است «تیرهاى زهرآلود شیطان» بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مى‏کند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید.

۲) کیفیت پوشش: میزان ضخامت و حتى کیفیت دوخت لباس خود بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏دهد بدون شک لباس‏هاى نازک و تنگ و بدن‏نما فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباس‏هاى غیربدن‏نما، دیده‏ها را از خود دور مى‏سازد، و سلامت معنوى نفوس را تأمین مى‏کند.
۳) رنگ‏ها: تردیدى نیست که برخى از رنگ‏ها دیده‏ها را خیره مى‏سازد، و پاره‏اى دیگر نگاه‏ها را از خود مى‏راند و دور مى‏سازد. اکنون سؤال مى‏شود کدامیک از این دو براى تأمین حجاب واقعى و مصونیت معنوى جامعه و خیره نکردن چشم‏ها و بر نیفروختن آتش شهوت مفیدتر است؟ مگر ما در جامعه‏اى زندگى نمى‏کنیم که میلیونها جوان در اوج غریزه جنسى به

سرمى‏برند و در سخت‏ترین شرایط جوانى از امکان ازدواج محرومند و کافى است با اندک جرقه‏اى شعله‏هاى غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتى‏ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسیله ممکن- حتى با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه- به سلامت دینى و روحى و روانى آنان کمک نکنیم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن‏شان در دام مفاسد نشویم؟علماى دین بر این مسأله پاى مى‏فشارند که لباس نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد. ازاین‏رو است که در طول تاریخ زنان مسلمان به میل خود لباس مشکى را براى حجاب برگزیدند .

۴) شیوه‏هاى رفتارى: طرز صحبت و چگونگى راه رفتن و… نیز بخشى از حجاب به معناى وسیع کلمه است. حفظ وقار و متانت هم همان نقشى را دارد که پوشش زن دارد و عدم رعایت آن نیز برآیندى چون برهنگى در پى دارد. ازاین‏رو قرآن مجید یکى از صفات خوب زنان مؤمن را که در رفتار دختران شعیب بیان مى‏کند ،«حیا» و وقار عنوان نموده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 9700 تومان در 42 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد