دانلود مقاله فرهنگ جامعه

word قابل ویرایش
72 صفحه
8700 تومان

فرهنگ جامعه

مقدمه:
بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجویت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ ان جاممعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با ؟ فرهنگ هر چند بعدهای اقتصادی ، سیاسی،

صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ ، پوک و میان تهی است. «فرهنگ» کلمه ای بسیار رایج و مورد توجه در تمامی جوامع متمدن بوده است. به طوری که با گسترش اجتماعات و پیچیده شدن روابط و افزایش امکانات و ابزار، بحث از فرهنگ بیشتر و ابعاد متعددی به خود می گیرد. اگر تا دو قرن قبل جنبه های خاصی از زندگی اجتماعی و نقش محدودی برای فرهنگ وجود داشت، به تدریج نفوذ و قدرت فرهنگ و نقش آن در ابعاد مختلف جامعه بشری بسیار بیشتر است.

تحولات یک فرد در صحنه های منطقه ای و بین المللی که چهره سیاسی، فرهنگی جهان را تغییر داده این تصور را بر خلاف القائات ، تبلیغات و ادعاهای جریانهای خاصی که محور مسائل و مشکلات و تصادفات در آینده اقتصادی و تکنولوژیکی خواهد بود، شکل می دهد که قدرتهای مادی و صنعتی جهان تمامی امکانات خود را در جهت سلطه فرهنگی خود و نابودی فرهنگهای دیگر قرار می دهند.

نظامهای سلطه و سازمانهای بین الملی تحت کنترل آنان تا کنون نخواسته اند رابطه ای منطقی بین فرهنگ ، استقلال و توسعه برقرار نمایند. زیرا که با ادامه سلطه و حاکمیت آنان و غارت و چپاول کشورهای دیگر منافات و مغایرت دارد. داشتن فرهنگ استقلال و توسعه واقعی و همه جانبه، مانع حضور و دخالت بیگانه خواهد بود.

حال سوال اساسی اینست که چگونه جامعه ای می تواند به این مهم دست یابد؟
و پاسخ اینست که:

جامعه ای که به تعلیم و تربیت خویش بها می دهد و بناهای فرهنگی و اموزشی، به ویژه مدارس آن در شهرها و روستاها، با عنایت به اصول مهندسی آموزشی از بهترین و پر جلوه ترین بناهی موجود باشد و معلمان آن از اقتدار زیادی برخوردار و موفق ترین، پر نشاط ترین و محبوب ترین الگوهای اجتماعی باشند از بیش ترین پیشرفت فرهنگی ، اجتماعی برخوردار بوده ، کم ترین آفت ها و آسیب پذیری های فردی اجتماعی را خواهند داشت و همچنین جامعه ای که وارث معلمان مقتدر باشد به یقین صاحب ارزش های والای فرهنگی و توسعه یافته ترین نهادهای اجتماعی خواهد بود.

هدف از توسعه فرهنگی

وقتی غربیها از توسعه فرهنگی در جهان سوم بحث می کنند بیشتر تعریف و هدف از آن را یک قدم به جلو در بهره برداری از امکانت فرهنگی جامعه ذکر می نمایند و اینکه فرهنگ از اختصاصی بودن و قشری و طبقاتی بودن خارج می شود و به طبقه ویژه و مرفّه و متمکن اختصاص نداشته باشد و در اختیار همگان قرار گیرد چنانچه اگر بحث از توسعه سیاسی باشد معنایش سهیم کردن مردم و مشارکت عموم ر رقم زدن سرنوشت سیاسی خویش است.

اما در اسلام مفهومی بسیار عمیق تر، ظریف تر و گسترده تر دارد. در اسلام مسئله تعالی معنوی انسانها و جامعه ، تهذیب نفس، مبارزه با فساد، رشد فضیلتها و تقوی ، بهره برداری عمومی از تقوی و عدالت اجتماعی، حاکمیت روح اخوت اسلامی و نظم و انضباط و قانون ، رشد بینش و بصیرت دینی و اهی ، حاکمیت ارزشهای دینی و خلاصه بارور شدن و شکوفایی استعدادهای علمی و افزایش خودآگاهی افراد جامعه و بیداری وسیع و همه جانبه ملت از اهداف توسعه فرهنگی است.

بدیهی است اهدافی به این وسعت وعمق هرگز در فرهنگهای بشری مورد توجه قرار نگرفته و قرار نخواهد گرفت. در اینجا توجه به این معنا لازم است که اسلام به ابعاد وجودی انسان عمق و وسعت می دهد و او را در حصار محدود مادیات زندانی نمی نماید و این بدان معنا نیست که با توجه به حیات معقول و معنوی انسانها، از حیات مادی و دنیوی آنها غفلت شود و آنها را به عزلت و گوشه نشینی و گوشه گیری فرا خواند بلکه تحول در حیات و بینش انسانها مقدمه ای است برای تحول در زندگی انسانها، و زندگی آخرت و حیات معقول و الهی انسانها در جهان واپسین تبعی ای است از زندگی معقول و برتر و حسنه انسانها در این جهان (الدنیا مزرعه الاخره) که همه ما از خداوند می خواهیم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی ااخره حسنه- و اُنَّ الْمُتَّقینَ ذَهَبُواْ بِعاجِلِ الْدُنْیا وآجِلِ الاخِرَهِ.

اصول و مبانی توسعه فرهنگی

اصول و مبانی رشد و توسعه فرهنگی، و بررسی زوایا و ابعاد هر یک از جهات یاد شده خود می تواند موضوع مباحث ظریف ، آموزنده و قابل توجهی قرار گیرد که در این مختصر امکان پرداختن به آنها و تجزیه و تحلیل همه جانبه آنها میسر نیست. منتهی به طور فهرست وار به چند مسئله اشاره می نمائیم و تفصیل آن را به عهده اندیشمندان و فرصتهای دیگر واگذار می کنیم.

الف) رسیدن به بیداری، آگاهی و رشد، افزایش معرفت انسانها و ایجاد تحول در بینش و برداشت و بصیرت فردفرد جامعه نسبت به کلیه زمینه های عالم وجود و درک عمیق و روشن از جهان آفرینش و آفریدگار جهان و اهداف خلقت.

به بیان امام صادق (ع) «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ کُلُّهُ فی اَرْبَعٍ اَوَّلُها اَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ وَ الثّانی اَنْ تعْرِفَ رَبَّکَ و الثّانی اَنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ و الثّالِثُ اَنْ تَعْرِفَ ما اَرادَ مِنْکَ وَالرّابِعُ اَنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُکَ مِنْ دینِکَ

یا به بیان حضرت سیدالشهداء (ع) اَلْمَعْروُفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَهِ یا به سخن امیر المومنین (ع) اِذا اَرْذَلَ عَبْداً حَطَرَ عَلَیْه الْعِلْمَ یا به سخن امام باقر (ع): اَلْکَمالُ کُلُّ الثَّقَقّْهُ فی الدّین وَ الصَّبْرُ عَلَی التّابِئِهِ وَ تَقْدیرُ الْعیشَهِ

ب) ایمان و اعتقاد به خداوند (خدا خواهی و خداگرایی).
آدمی کاندر طریق معرفت ایمان ندارد شخص انسان دارد شخصیت انسان ندارد.
ج) ایجاد انگیزه های الهی و معنوی.
د) تقویت پایه ها و بنیادهای اخلاقی و ارزشهای روحی.
ه) هدفداری و هدفگرایی و آخرت خواهی در کارها.
و) اتکال به نیروی لایزال الهی.
ز) شکر گزاری در برابر نعمتها و صرف نعمتها در جهت الهی و در راه تحصیل رضوان ا…
ح) جلوگیری از تضییع عمر و جوانی و استعدادهای خداوندی و ممانعت از تخریب و هدر رفتن سرمایه ها.
ط) استفاده از روشهای مطلوب و تشویق و توبیخ در جهت حداکثر بهره برداری بهینه از نعمتها و الطاف الهی.
ی) آینده نگری.
ک) احیای شخصیت حقیقی انسانها.
ل) ارائه الگوها و اسوه ها والای مکتبی و انسانی در راه هدایت انسانها.

در این رابطه یکی از شاخص ترین الگوها و محورها، ولایت فقیه و نقش و تأثیر سازنده آن در جامعه است. ولایت فقیه محور اصلی در تمرکز نیروها، هدایت و بسیج استعدادها، انسجام و وحدت کلمه در جامعه می باشد. بیداری ملت، رشد و تقویت بنیادهای انقلابی و اسلامی جامعه، احیای شخصیت دینی مردم، احیای تفکر و اندیشه اسلامی ناب محمدی (ص)، رشد و شکوفائی استعدادها، مقابله با تهاجمات و خنثی سازی خطرات و توطئه ها و جلوگیری از اتلاف نیروها، با هدایت ولی فقیه میسر است.

ابعاد توسعه فرهنگی
تا اینجا روشن شد محور اصلی توسعه از دیدگاه اسلام و امام (ره) خود انسان است و هدف از توسعه نیز رشد و تعالی و تکامل انسانهاست. در این قسمت اشاره ای خواهیم داشت به ابعاد توسعه فرهنگی.
همانگونه که ذکر شد توسعه فرهنگی نیز دارای ابعاد گوناگون و وسیع و ظریفی است در این مختصر به سه بعد اساسی توسعه فرهنگی مطلوب اشاره می شود. این سه بعد عبارتست از: ۱- تعلیم و تربیت نیروی انسانی ۲- رشد پژوهش و تحقیقات ۳- عزم ملی برای بسیج امکانات (مشارکت مردم)

۱- تعلیم و تربیت نیروی انسانی

اسلام برای علم ارزش فراوان و والائی قائل شده بلکه آن را هدف از خلقت و آفرینش بحساب آورده (لِتَعْلَمُوا اِنَّ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر) و ملاک فضیلت و برتری آدم سلام ا… علیه را بر ملائکه مقربین علم و دانش بشمار آورده و آنجا که نوای رحمانیت الهی را سر می دهد از نوای دل نشین علم و انش سخن می گوید و به مقام قلم سوگند یاد می کند و …

در اسلام برای علم و دانش مرزو بوم نیست و همه دورانها و فصول عمر دوران علم و تلاش و سازندگی و حرکت و تعالی است. به عبارت دیگر جامعه اسلامی باید از نظر شاخص علمی در جهان دارای برترین و بالاترین شاخصها و عملکردهای علمی باشد، و رشد سواد و علم و دانش و تحقیق و ابتکار در سطح اعلی باشد. متأسفانه عوامل گوناگون استکباری و استبدادی دست بدست هم داده و وضعیت مسلمانان را تا حد جهان سوم تنزل داده است.

در نهج البلاغه امیر المومنین (ع) می فرماید: اَلا واِنَّ مِنَ الْبَلاءِ الْفاقَهِ و اَشَدُّ من الغاقَهِ مَرَضِ الْبَدَنِ وَ اَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ. بیمای جهل و نادانی و بی سوادی خطرناکترین و تلخ ترین بیماریهاست و مقدمه و زمینه هر نوع رشد و تحول و توسعه، علم و دانش و ریشه کن کردن فقر علمی و جهل و نادانی و بی سوادی است.
یکی از کلیدی ترین بخشها در رشد و توسعه و خودکفائی و استقلال هر جامعه بخش آموزش و تربیت نیروی انسانی و هدایت و مدیریت و سازماندهی افراد هر جامعه بری تحقق اهداف و آرمانهای ملی و مذهبی است. امروز تربیت نیروی انسانی و پرورش و شکوفائی استعدادهای ملی و ایجاد شور و انگیزه و آگاهی در نسل جوان به منزله فتح بزرگترین قله های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه است. سهل انگاری در این امر مهم و سرنوشت ساز و حیاتی نادیده گرفتن آرمانهای یک ملت و یک انقلاب است.

اهمیت نظام تعلیم و تربیت و رشته های گوناگون آموزش و پرورش از سطوح ابتدایی و آمادگی تا سطوح عالیه تخصصی و فنی و علمی، و تبدیل استعدادهای ساده و آماده به استعدادهای فنی و علمی و تحقیقاتی و تجربی و برنامه ریزی کیفی آنقدر روشن است که نیاز به توضیح و تفضیل ندارد و در حقیقت ، رشد و توسعه و خود اتکائی جز در سایه تربیت نیروی انسانی میسر نیست و محور تحوّل در بخشهای دیگر، تحول در آموزش و پرورش و فرهنگ آن جامعه است.

به تعبیر یکی از دانشمندان (پروفسور فردریک هاریبسون) منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل می دهد. سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیداند، در حالیکه انسانها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند. از منابع طبیعی بهره برداری می کنند سازمانهای اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعه ملی را به جلو می برند به وضوح کشوری که نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد، و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری کند قادر نیست هیچ چیز دیگر را توسعه بخشد.

در حقیقت شروع و ایجاد هر گونه تحولی در نظامهای گوناگونی جامعه و بلکه در نظام منطقه ای و جهانی به آموزش و تربیت نیروی انسانی وابسته است، و پیشرفت و انحطاط هر ملت مدیون نیروی انسانی است، و راه مجد و عظمت یا ذلت و سقوط ملتها را نیروی انسانی فراهم و همواره می کند. یکی از علل اصلی نارسائی اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی فرهنگی را در کشورهای جهان سوم باید در نظام تعلیم و تربیت این ملت ها جستجو کرد.

بدیهی است بحث درباره مقوله تعلیم و تربیت یک کتاب مستقل می طلبد، از این رو به پژوهشها و تحقیقات فراوان نیاز می باشد، دارای دهها بعد و محور بسیار وسیع و گسترده است و همه دوران حیات انسانها را شامل می شود، و از قبل از ولادت تا پس از مرگ را زیر پوشش قرار می دهد که پرداختن به همه ابعاد آن در این مقاله کوتاه مقدور نیست. البته سیاستگذاری در این باره امر بسیار مهمّی است و روشهای آموزش و پرورش در دورانهای گوناگون بسیار کارساز است و در یک کلمه سرمایه گذاری در این بخش بسیار حیاتی است.

شکی نیست که هدف کلان و کلی تعلیم و تربیت، پرورش شخصیت الهی افراد جامعه و تربیت انسانهای مفید و فرزانه می باشد.

سخنان حکیمانه امام را حل در این رابطه سرمشق روشن زندگی و دستورالعمل تعلیم و تربیت است، به عبارت دیگر، سیره و روش علمی و آثار و رفتار آن بزرگوار، در طول عمر پربرکتشان و کلاس درس و تفسیر و فقه و اخلاقشان همه و همه به عنوان یک الگوی زنده و سازنده می تواند برای جامعه ما مفید باشد. ما در این جا تنها به سخنان کوتاهی از آن بزرگوار بسنده می کنیم و تفضیل آن را به عهده علاقمندان جستجوگر می گذاریم.

اصلاح و اداره مملکت با تعلیم و تربیت صحیح نسل آینده ممکن است.
امام (ره) در وصیتنامه سیاسی عبادی شان می فرمایند: از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستانها تا دانشگاههاست.
صحیفه ج ۲۱/ص ۱۹۲
ایشان در جای دیگری فرموده اند: فرهنگ و آموزش و پرورش اساس است.
صحیفه ج ۱۵/ص ۱۹۲

امام راحل (ره) در فرصتهای گوناگون به مسئله تعلیم تربیت و برنامه ریزی برای نیروی انسانی و تربیت و پرورش و هدایت استعدادها و رشد و شکوفائی مغزها و اندیشه ها پرداخته اند، و بصورتهای گوناگون بر آن تأکید نموده به عنوان یک هدف، یک سیاست و یک استراتژی مادر و اصلی بر آن تأکید داشته اند و به ابعاد تئوری و علمی و ارتباط آموزش با کار و کوشش و مشارکت جدی مردم در این میدان اشاره کرده اند.ایشان در رهنمودهای خود بر فرهنگ کار و تولید، نظم و انضباط، پشتکار و تحقیق، جهاد و اجتهاد، و ارتباط و پیوند مدرسه و دانشگاه با محیط کار و صنعت و کارخانه و مزرعه تأکید نمودند.

به فرمایشات دیگری از حضرت امام (ره) توجه فرمائید:
«ما امروز باید مصمم باشیم تا در تمام رشته ها جلو بیفتیم. باید در این زمینه کوشش کنید تا مردم باور کنند چیزی از سایرین کم ندارند.»
۲۶/۱۲/۶۰

«آموزش و پرورش دو رکن اصلی است و اسلام در هر دو رکن سفارش اکید فرموده است و پرورش سفارشش بیشتر شده است و اهمیتش هم بیشتر است. پرورش به معنای اینکه در هر جائی که علما مشغول تدریس هستند، علمای دانشگاه و علمای حوزه های علمی قدیمی و استادها در هر جا هستند با این دو رکن مواجهند، رکن آموزندگی و تربیت علمی و رکن پرورش و تربیت اخلاقی و تهذیب نفس. ما اگر فرض کنیم که یک ملتی آموزش و پرورش در آن نفوذ کرد و همه ملت آموزش یافتند به اندازه ای که احتیاجات ملت است و پرورش یافتند و تهذیب نفس کردند و تربیت اخلاقی شدند. ملتی که یک همچو توفیقی را پیدا کند یک ملت نمونه ای خواهد بود و ما حالا هر دو جهتش را عرض می کنیم و چیزهایی که مرتبط به هر دو جهت است. آقایان می دانند، لکن تذکر، باز خوب است.

مسئله آموزش و مسئله تعلیم و تربیت علمی، یک مطلبی است که در قرآن کریم، در احادیث اولیاء خدا، از رسول اکرم (ص) تا سایر ائمه هدی ، همه جا ذکر از این قضیه بوده است…»
صحیفه نور ج ۱۷/ص ۱۶- ۲۸/۶/۶۱

«امروز رئیس جمهور و دولت و مجلس شورای اسلامی و تمامی متصدیان امور تربیتی در مقابل خداوند قادر و توده های ملت مستضعف مسئول هستیم. «کلکم راع و کلکم مسئول» و باید بدارنید که از مسئولیت های بسیار بزرگ ، مسئولیت دینی و ملی است، مسئولیت در مقابل مستضعفان و مظلومان است و بالاخره مسئولیت در پیشگاه خالق و خلق، آن هم در طول تاریخ آینده مسامحه و سهل انگاری در تعلیم و تربیت ، خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی و استقلال فرهنگی یک ملت و کشور می باشد و باید از آن احتراز کرد.»
صحیفه نور ج ۱۷/ص ۳۵ – ۱/۷/۶۱
۲- پژوهش و تحقیقات

یکی از عوامل مهم و اصلی در جهت رشد و ارتقای ملت ما و ملتهای دیگر مسئله پژوهش و تحقیقات ، نوآوری، ابتکار و خلاقیت است که نقش کلیدی و اساسی آن در شکوفائی و استقلال و خودکفایی و پیشرفت هر جامعه بر کسی پوشیده نیست.

کشورهای پیشرفته و به اصطلاح توسعه یافته غربی و شرقی صدها کار تحقیقاتی نو عرضه می کنند و در بخش اختراعات و اکتشافات پیشرفت علمی و فنی و تکنولوژیکی هر روزه صدها حرف جدید می زنند و صدها کشف و اختراع جدید را به ثبت می رسانند، و دهها کتاب جدید و صدها مقاله علمی در سطح جهان منتشر می کنند. اما در کشورهای اسلامی و جهان سوم (یا به تعبیر صحیح تر جهان دوم) در این زمینه بسیار کم کار می کنند و شاید کارهای تحقیقاتی و نوآوری اینها به کمتر از ده درصد کشورهای پیشرفته برسد چرا که بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران و محققینی که با امکانات ملتهای ضعیف و تحت سلطه تربیت شده اند به کشورهای متمکن و غرب پناه می برند.

این امر متأسفانه فرار مغزها و مهاجرت نیروهای متخصص و در حقیقت سرمایه های با ارزش ملتهای مستضعف را به دنبال دارد، و این خود خلاء بزرگ و یکی از نقاط ضعف عمده کشورهای مظلوم و تحت سلطه است.

حضرت امام (ره) در خصوص نجات از وابستگی فرموده اند: «شما باید از اول شروع کنید و قصدتان بر این باشد که خودتان مستقل در همه چیز باشید، در فرهنگ مستقل باشید ، در صنعت مستقل باشید و در زراعت مستقل باشید ، وقتی که بنابر این معنا گذاشتید و به این عزم وارد میدان شدید می توانید که کشور خودتان را نجات دهید و کشور خودتان را مستقل کنید و استقلال کشور خودتان را برای همیشه بیمه کنید.»
(۱۱/۱/۶۰)

دانشمندان و استعدادهای ارزشمند این کشورها خود باید سررشته اصلی علم و تحقیق و ابتکار و تکنولوژی را بدست بگیرند و سازنده و مبتکر باشند و مالک و صاحب اختیار تکنیک و تکنولوژی باشند چون تا از درون جامعه مغزها و اندیشه ها نجوشد و ابتکار و خلاقیت بکار نیفتد،

و استعدادها ندرخشند، استقلال واقعی و توسعه ملی و خود اتکائی دست نایافتنی است و دم زدن از آن غلط و نابجاست. چون سرنخ های اصلی و کلیدهای فتح و حرکت در دست دیگران و در اختیار بیگانگان است. لذا باید روحیه تحقیق و ابتکار در جامعه گسترش یابد و مراکز علمی و تحقیقاتی رشد یابند، و به تحقیقات بنیادی و پایه ای و کاربردی توجه شود، و جوانان و دانش پژوهان تشویق شوند تا به تحقیق ، اشتیاق پیدا کنند و انگیزه های رشد و خلاقیت به اضافه انگیزه های عمیق مذهبی توأم با عشق بکار و خدمت به ملت و روحیه فداکاری و سازگاری تقویت شود.

مستضعفان جهان و ملتهای جهان اسلام باید هر روز از دیروز و هر سال از سال قبل زنده تر حرکت کنند و بر شعاع بینش و دانش و معرفت و ابتکار و خلاقیت خود بیفزایند و مرزهای علم و دانش را توسعه دهند و بر قلعه های جدیدی از معرفت بشری و الهی فائق آیند و زنجیرها را یکی پس از دیگری پاره کنند و طبیعت و منابع عظیم الهی را با پنجه ابتکار و تلاش و اندیشه ها و افزایش کار تسخیر نمایند و آخرین اطلاعات جهانی را در اختیار بگیرند و بنیان های علمی و تحقیقاتی آنان چنان قوی و نیرومند باشد که خود در پیشبرد دانش بشریت همچون گذشته سهیم گردند و بلکه مشعلدار علم و فضیلت باشند و با آمادگش علمی و فنی و تحقیقاتی و نوآوری راه آینده با عظمت و درخشان را هموار سازند. مراکز علمی و دانشگاههای ما باید محقق پرور باشند. نیروهای مستعد را برای تحقیق و ابتکار هدایت کنند.

تأکید امام بیدار دلان بر بیداری، آگاهی ، خودباوری ملی، عزم و اراده، تحول ، اصلاح مغزها، تحول در دانشگاه ها، اهمیت دانشگاهها، تأمین نیازهای کشور توسط خودما ، قطع وابستگی به اجانب، انزجار از غرب، اعتماد به نفس و دهها مسئله دیگر همه و همه ، در راستای هدفهای فوق و دستیابی به سرافرازی و سیادت مسلمانان در جهان می باشد.

نمونه ای از بیانات آن بزرگوار را که در منشور بازسازی فرموده اند نقل می کنم:

«مهمترین عامل در کسب خود کفائی و بازسازی، توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به غرب و شرق به درآمده و نشان داده اند که می توانند کشور را وی پای خود نگه درند. انشاءا… این استعدادها در پیچ و خم کوچه های اداره ها خسته و ناتوان نشوند.
صحیفه سجادیه ج ۲۱/ص۳۶

در بیان شریف امام (منشور بازسازی) این بخش به عنوان مهمترین عامل به حساب امده و این خود نشاندهنده عمق بنش امام رضوان ا… تعالی علیه نسبت به مسائل کشور و اهمیت تحقیقات و توسعه مراکز علمی است.

امام خمینی رضوان ا… تعالی علیه در این بخش سیاست بسیار روشنی را ارائه فرموده و حرف آخر را زده اند و به مشکل با مشکلات نظام تحقیقاتی کشور اشاره فرموده و راه علاج و درمان را نیز ارائه نموده اند جالب اینجاست که امام (ره) به مشکلات نظام اداری ما نیز واقف بوده و از بوروکراسی و تشکیلات اداری که بجای راهگشا بودن گاهی مانع تراشی می کنند نیز اشاره فرموده اند.

با توجه به رشد و پیشرفت سریع علوم و دانش و ابتکارات بشری و اینکه پیوسته دریچه های تازه ای از علوم و معارف دانشمندان گشوده می شود و قله های جدیدی از علم و معرفت فتح می گردد و جهان هر روز شاهد تحوّل و تکامل علوم و فنون و ابزار و ادوات علمی است و این ابزار و آلات علمی و تکنولوژیکی به اضافه ارتباطات و اطلاعات، هر روز راه جدیدی را برای تربیت می گشایند و بر دامنه فرهنگ و تمدن و پیشرفت علمی و قدرت سیاسی و اقتصادی ملتها می افزاید،

جوامع اسلامی و کشورهای جنوب و گروه ۷۷ و در رأس آنها ملت بزرگوار و انقلابی ایران باید با یک بسیج عمومی راه را برای رشد و توسعه علم و دانش هموار نماید، و بر قدرت ملی و بین المللی خود بیفزاید، تا موقعیت نیرومند علمی و نی و اطلاعاتی خود را در دنیا نیرومندتر کند و از ملتهای دیگر پیشی بگیرد، زیرا رمز موفقیت ما موفقیت در بهره برداری و استفاده از خلاقیت ها و ابتکارات و کشف استعدادهای سرشار نسل جوان، همراه با اخلاق و معنویت و ایمان و فضیلت است. بدیهی است خداوند متعادل سرمایه های فراوان انسانی و توانائی های معنوی و مادی و نیروی توکل به قدرت لایزال الهی در اختیار ما قرار داده و راه مجد و عظمت را به ما آموخته است.

لذا در مقایسه بین سرمایه های مادی و منابع طبیعی با سرمایه های انسانی و معنوی، باید سرمایه های انسانی و معنوی را جایگزین کرد که سرمایه انسانی خود ، پول ساز ، قدرت ساز و مایه عزت و شکوه و حیات و شکوفائی منابع دیگر است، و باید دانائی، پژوهش ، تحقیقات و سرمایه معنوی و ارتقای نیروی انسانی را جایگزین سرمایه های دیگر نمود.

زمان گرچه زمان کامپیوتر و اطلاعات و ماهواره و انرژی و تکنولوژی و طراحی و ابتکار و مدیریت جدید و تخصصهای پیچیده و موج سوم و محیط زیست و جنگ اطلاعات و برنامه ریزی و استراتژی اطلاعاتی و تخصصها و خدمات مربوطه است، اما همه وابسته به انسانها و خلاقیت فکری انسانها هستند. برنامه ریزی و مدیریت و طراحی و بهره برداری ، به رشد مغزها وابسته است.

لذا تحقیقات ، تکنولوژی ، دانش فنی، علم و مدیریت، کلید رشد و توسعه است و نیروهای مومن و انقلابی و دلسوز جهان باید در این راستا مشعل پرقدرت علم و دانش بشری را بدست بگیرند و آن را در راستای اهداف انبیاء هدایت نموده و بالنده سازند و بر علم و دانش حاکم باشند و از راه علم و دانش بشریت را به سمت رفاه و عدالت و عزت و فضیلت سوق دهند.

باید ره صد ساله را یکساله بلکه یک شبه پیمود و باید مالک و صاحب اختیار تکنولوژی و ابزار و ادوات علم و تحقیق شد و از تجزیه بشریت در این رابطه استفاده کرد و باید فرهنگ علم و تحقیق و علم پروری و دانش دوستی و بها دادن به تحقیقات و محققین در جامعه رشد کند و مراکز علمی و تحقیقاتی به معنی واقعی کلمه توسعه پیدا کند. بدیهی است در سایه باروری مغزها ، صنعت و دانش فنی به معنی صحیح و واقعی کلمه ارتقاء خواهد یافت و ملاک پیشرفت و شاخص سنجش رشد و توسعه، رشد ابتکارات علمی و فنی و به روز بودن اطلاعات است و بکار گرفتن همه اینها در جهت تحقق هدفهای والای الهی و اندیشه عدالتخواهی انسان، ارزش واقعی خود را باز می یابد.

نقش های معلم
اکنون این پرسش عمده مطرح می شود که در این راه پیچیده و دشوار یک معلم چه نقش هایی دارد و دارای چه وظایفی است؟

به بیان دیگر یک معلم شایسته چه نقش هایی را باید ایفا کند؟ با اندک تأمل در زندگی معلمان بزرگ و موفق تاریخ و مطالعه ی سیره ی ائمه ی معصومین – صلوات الله علیهم اجمعین – نقش هایی به شرح زیر مشخص و شناسایی می شوند:

۱- معلم در نقش یاد دهنده ۱۰- معلم در نقش راهنما و مشاور
۲- معلم در نقش مربی ۱۱- معلم در نقش مدیر آموزشی
۳- معلم در نقش انسان ساز ۱۲ معلم در نقش تسهیل کننده
۴- معلم در نقش الگو بودن ۱۳- معلم در نقش تکنولوژیست آموزشی
۵- معلم در نقش تخصص و حرفه ای ۱۴- معلم در نقش پژوهش گر
۶- معلم در نقش معلم ۱۵- معلم در نقش مبلغ مذهبی
۷- معلم در نقش اصلاح گر رفتار ۱۶- معلم در نقش انضباطی
۸- معلم در نقش اصلاح گر جامعه ۱۷- معلم در نقش قاضی
۹- معلم در نقش ناقل فرهنگی ۱۸- معلم در نقش مادر و پدر
توجه به معلم و مربی
اگر بنای بررسی در مورد کمبودها؟ و نارساییهای دستگاه تربیت باشد، به نظر می توان آن را سه کلمه خلاصه کرد: معلم ، معلم، معلم، این سخن اغراق آمیز نیست که کل آموزش و پرورش را در معلم خلاصه ببینیم و با وجود او از کمبودهای آن بحث نکنیم. هر گونه اجرای طرح های سازنده و جهت دهنده در تربیت محتاج به معلم و مربی کار آزموده ، آگاه و صاحب نظر است.

انتخاب افراد واجد شایط، فرانه و آگاه و تربیت آنان برای معلمی نسل رکنی مهم در سرنوشت سازی برای جامعه ی در حال و آینده است.

بر اساس اندیشه ای اسلامی و هم بر مبنای ارزیابی خرد، زبده ترین ها باید در کار تربیت باشند. آنان که بازماندگان از کنکور را برای تربیت معلم برگزیدند، خطای تربیتی مهمی مرتکب شده در واقع صدمه ی جبران ناپذیری بر فرزندان این مرز و بوم وارد کردند و هم عزت تربیت را به زیر سؤال بردند.

عاقلان برای چوپانی گاو و گوسفند خود چوپان عاقل و باهوش بر می گزینند. آیا نسل انسان کمتر از گله حیوانی است؟

معلم باید از چنان فرزانگی و خردمندی برخوردار باشد که بتواند هوش ها و تیز بینی های شاگردان فرزانه را بپروراند، جهت دهد؛ و از موضعی بالاتر آن را اقناع کند.

در تاریخ اسلام بزرگانی چون فارابی، بوعلی و غزالی در کار تدریس و تعلیم بودند و همه گاه چند گام پیش تر از شاگردان قدم بر می داشتند و هم برای شاگردان افتخار بود، که چنان معلمانی به هدایت ایشان می پردازند.
ایمن مهم است که مردم نیکو بیندیشند سرنوشت، فکر و خرد فرزندان خود را به دست چه کسانی می سپارند و با هم آهنگی با دستگاه تربیت در گزینش معلمان واجد شرایط بکوشند. آن کس که برخوردار از خلاقیت ، خوجوشی ، خودبینشی و خودآفرینی نباشد نخواهد توانست میدان دار این معرکه باشد و نسلی خلاق و دارای دیدی عمیق و ارزیاب با مواضع متنوع و متعدد در برابر شرایط گوناگون بپروراند.

اقتدار معلم بارزترین شاخص توسعه ی فرهنگی
جامعه ای که وارث معلمان مقتدر باشد، به یقین صاحب ارزش های والای فرهنگی و توسعه یافته ترین نهادهای اجتماعی خواهد بود. جامعه ای که بیش ترین معلمان مقتدر را داشته باشد از رشد یافته ترین فرهنگ بهره مند خواهد بود.

جامعه ای که کودکان و نوجوانان آن در کلاس و فضای مهرآگین مدرسه و نیز در کانون پر حبت خانواده با معلمان اولیای محبوب و مقتدر محشور باشند از همه آسیب پذیری های اجتماعی در امان می مانند.

جامعه ای که در آن افراد هوشمند، سرآمد و خلاق در کسوت معلمان مقتدر سنگربان عرصه های فرهنگ و تعلیم و تربیت باشند، چندان نیازی به زندان ؟ و کانون های اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان بزهکار نخواهد داشت.

جامعه ای که بخواهد سررشته علوم و فنون برتر و فناوری نو را به دست گیرد باید بیش ترین بها را برای تربیت تفکر خلاق و ذهن های نوآور قائل شود این امر مقدور و میسر نخواهد شد مگر با وجود معلمان مقتدر و خلاق و نظام پویای تعلیم و تربیت ، برنامه های جامع و فراگیر و محتوایی متناسب و کارآمد.
تدریس همچون هنر و علم
هرگاه درباره تدریس صحبت می شود این سؤال غیر قابل اجتناب پیش می آید که آیا تدریس هنر است یا علو ؟

بسیاری از افراد تدریس را هنر می داند و معتقدند که معلمان باید بر تجربیات شخصی، احساسات و ارزشهایی متکی باشند که خارج از حیطه علم است. عده ای به تدریسهمچون علم می نگرند و معتقدند ابعاد حیاتی آموزش را می توان به عناصری تجزیه کرد که با روشهای علمی قابل مطالعه باشد، کدام درست می گویند؟ تدریس هنر است یا علم؟

ما معتقدیم تدریس هم هنر است و هم علم، حرفه پیچیده و دشوار معلمی احتیاج به هنرمندی و اطلاعات علمی دارد. تدریس هنرمندانه مسلماً با عواطف و ارزشها، و همان طور که برخی گفته اند، با روح معلم خوب آمیخته است، برخی از معلمان چنان در کار خود، یعنی پرورش دانش آموزان، غرق می شوند که به نقاشان ، مجسمه سازان و موسیقیدانان ، در حالت خلق آثار هنری، شباهت پیدا می کنند.

معلمان خوب ، خلاق هستند و مشکلات خود را با ابداع روشهای تدریس و تدوین مواد آموزشی مناسب حل می کنند. تعلیم و تربیت در مقام علم از روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، عادت شناسی، زیست شناسی، پزشکی و بسیاری از علوم دیگر بهره می گیرند تا موجبات تدریس کارآمد را فراهم سازد.
معلمان در فرایند تدریس از روشهای علمی متعددی مانند، تولید فرضیه، آزمایش فرضیه و مشاهده نتایج استفاده می کنند.
در تدریس خوب، علم و هنر به طور پیچیده در هم تنیده اند.

یادگیری مادام العمر

بهترین معلمان کسانی هستند که اوقات خود را صرف یادگیری می کنند. البته همه معلمان دانش آموز خوب نیستند. وقتی اسکاروایلد می نویسد که: «هر کس در یادگیری ناتوان است به شغل معلمی روی می آورد» در واقع احساس برخی از مردم را منعکس می سازد. «وایلد ۱۹۰۴»

این نظریه بدبینانه درباره معلمان متأسفانه ، حتی امروز نیز تا حدودی صحیح است، زیرا برخی از معلمان با شروع کار تدریس یادگیری را کنار می گذارند.

جهان در حال تغییر از کنار آنها می گذرد و به سارعت ایشان را در وضعیتی قرار می دهد که دیگر آمادگی تدریس کارآمد را ندارد.برعکس ، معلمان خوب تحولات مربوط به رشته خود را تعقیب می کنند و دائماً مهارتهای خوب قبلی خویش را افزایش می دهند.

معلمان خوب همواره در حال یادگیری هستند. آنها خد نیز شاگردانی متعهدند.

روان شناسی تربیتی و تدریس کارآمد
این نامعقول است که فردی بی اطلاع از روان شناسی مسئولیت تعلیم و تربیت جوانان را برعهده بگیرد، همان گونه که کسی از پدیده صدا اطلاعی ندارد، نمی تواند قطعه ای موزون بیافریند.

باور عمومی روان شناسان تربیتی به وضوح در اولین کتابی که با عنوان روان شناسی تربیتی، نوشته ی هاپکینز انتشار یافت بیان شده است. به نظر ما، آموزش مطلوب زمانی انجام می پذیرد که معلمان اصول روان شناسی را با تدبیر کامل به کار بندند. به بیان ساده، روان شناسان تربیتی آن بخش از روان شناسی است که به کاربرد اصول روانشناسی در موقعیتهای آموزشی و پرورشی اختصاص یافته است. البته، اغلب روان شناسان تربیتی معتقدند که روان شناسی تربیتی مقوله ای فراتر از کاربرد اصول از پیش کشف شده روان شناسی در نظام آموزش و پرورش است.

بسیاری از روان شناسان تربیتی به تدریس اشتغال دارند و درس روان شناسی تربیتی جزء لاینفک برنامه های تربیت معلم است. تعداد زیادی از روان شناسان تربیتی نیز به کار تحقیق مشغولند و تلاش می کنند، تا فرایند اموزش یادگیری را بهتر بشناسند.

روان شناسان تربیتی ، یادگیری و رشد انسان و روشهای تدریس را در تحقیقات خویش مطالعه می کنند، و از طریق به کار بردن روشهای علمی در زمینه سؤالاتی که متصدیان تعلیم و تربیت درباره فرآیند آموزش یادگیری مطرح می سازند، این مهم را به انجام می رسانند یکی از وظایف روان شناسی روان شناسان تربیتی تحقیق درباره مؤثرترین روش تدریس است.

در بخش دیگر این تحقیق مهارتها و دانش معلمان مقتدر و کارآمد فهرست خواهد شد که محصول تحقیقات روان شناسان تربیتی درباره تفاوتهای معلمان موفق و ناموفق می باشد.

محدودیت معلمان در ارائه ی سبکهای جدید
معلمان در انتخاب روش ارائه مواد درسی کلاس خود دارای اختیار هستند. معلم برنامه کلاسی و روشهای آموزشی خود را تنظیم می کند. ولی مطالعه های مربوط به نواوری در برنامه آموزشی در کلاس، نشان می دهد ، معلمانبه ندرت سبکهای جدید و مشخص از الگوهای تدرس برای خود ابداع می کنند. بدین ترتیب معلم چگونه باید برای تنوع و داشتن انعطاف در کلاس طرح ریزی کند؟

کاربرد روان شناسی تربیتی برای تصمیم گیری

پنج وظیفه تدریس
فرایند پنج وظیفه اولیه را بردارد:
۱- انتخاب هدفها
۲- شناخت خصوصیات دانش آموزان
۳- شناختن و به کار بردن نظریات مربوط به ماهیت فرآیند یادگیری
۴- انتخاب و به کارگیری روشهای تدریس
۵- ارزشیابی یادگیری دانش آموزان

هر یک از این وظایف مسائلی را برای معلمان و برای دانش آموزان ایجاد می کند. روان شناسی تربیتی می تواند به معلمان کمک کند تا در کوششهای خود برای حل این مسائل تصمیمات عاقلانه تری بگیرند.

معلم باید نظریاتی را درباره ماهیت فرآیند یادگیری به کارگیرد و اقدامات مربوط به تدریس را که نقطه ی اتصالی است بین آنچه از چگونگی یادگیری دانش آموزان می دانیم و آنچه مربوط به چگونگی ایجاد انگیزش در آنان است، طراحی کند.

توانایی صحبت کردن
روش بحث و گفتگو می تواند در پرورش توان صحبت کردن بسیار مؤثر باشد. دانش آموزان به کمک این شیوه برای تمرین اظهار نظر کردن به گونه ای روشن با تلفظ و ساختار دستوری درست و جالب توجه فرصت لازم به دست می آورند. دانش آموزانی که قط می خوانند، گوش می دهند، می نویسند و حفظ می کنند، در صحبت کردن خود انگیخته تمرین بسیار اندک دارند.

صحبت کردن حداقل با اندازه نوشتن در جامعه امروز دارای اهمیت است، و بالبداهه سخن گفتن از همه مهارتها مهم تر است. دانش آموزان نیازمند این توانایی هستند که در گفت و شنود بحث گروهی با ذهن «فعال» افکار خود را بسنجند و نظرهای خود را روشن بیان کنند. این هدف با توانایی شرکت در خود بحث تفاوت دارد. شرکت در بحث بیشتر هدفی هیجانی و اجتماعی محسوب می شود.

توانایی صحبت کردن به مهارتهای روانی – حرکتی و شناختی نیاز دارد. یعنی توانایی سخن گفتن به شیوه ای واضح و روشن، قابل شنیدن ، درست، موجز، و منطقی و متناسب با موقعیت و موضوع ، تدریس به شیوه بحث گروهی این فرصت را به دانش آموزان می دهد که به طور جبری استعداد فصیح سخن گفتن خود را نمایان سازند و با مشاهده و توجه به سخن دیگران ، مهارت بیشتری برای بهتر سازی نحوه صحبت کردن خود کسب کنند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 72 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد