مقاله استراتژی ورود به بازارهای بین المللی شرکت های تولیدی ایران با تلفیقEFQMو BSC وQFD

word قابل ویرایش
27 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده :
با رقابتی و پیچیده شدن تجارت در سطح بین الملل , لزوم توجه مدیران به استراتژی های ورود به بازار های جهانی به عنوان یک مزیت رقابتی برا شرکتها مطرح شده است ; ضمن آنکه اندازه گیری عملکرد , نقشی کلیدی در موفقیت سازمان ایفا میکند . جهانی سازی به عنوان یک پدیده غالب در اقتصاد جهانی سال های اخیر , تاثیر شگرفی بر راهبرد های سازمان تولیدی و خدماتی بر جای گذاشته است .یکی از این تاثیرات , اهمیت یافتن و پیچیده شدن موضوع ورود به بازارهای جهانی است . موفقیت شرکتهای تولیدی و خدماتی مستلزم ” تعریف دقیق چشم انداز و اهداف ” , ” تدوین صحیح استراتژی ” , تدوین صحیح برنامه ی عملیاتی پروژه ها و اولویت بندی آنها ” , ” اجرای درست برنامه ها ” و ارزیابی درست و عادلانه عملکرد و تحلیل انحرافات و انجام اصلاحات هوشمندانه در فرآیند پنج گانه ی فوق می باشد . امروزه چالش اصلی مدیران ارشد سازمان ها , تدوین درست استراتژی و پیاده سازی صحیح آن می باشد . تجربه نشان داده است که بسیاری از استراتژی های درست تدوین شده , در مرحله ی عمل با شکست مواجه می شوند و از دلایل آن عدم انتقال درست استراتژی در سرتاسر سازمان و نیز محدودیت بودجه و زمان و تخصیص ناکارای منابع به انجام پروژه ها و اقداماتی است که بعضا از اولویت استراتژیک و اهمیت بالایی در جهت دستیابی به اهداف برخوردار نیستند, اما قسمت اعظم منابع را به خود اختصاص می دهند .
این مقاله چارچوبی مبتنی بر EFQM ,QFD,BSC,SWOT برای تعیین استراتژی مناسب برای ورود به بازارهای بین المللی برای شرکت های تولیدی به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار بر موفقیت یا عدم موفقیت بنگاه بیان میدارد .
عناوین کلیدی : مدیریت استراتژیک۱، کارت امتیازی متوازن ۲، بازار های بین الملل ۳تحلیل ۴SWOT
مدل تعالی سازمان اروپایی ۵

مقدمه
انتخاب مناسب ترین روش ورود به بازار های جهانی , شکل دهنده راهبرد های ورود یک بنگاه به این بازار ها تلقی می گردد . تنوع روش ها , همراه با مزایا و معایبی که هر یک از آنها دارند شرکت های بزرگ را بر آن داشته تا در این خصوص تدابیر خاصی بیندیشند . در حال حاضر حرکت کشور ما بهسمت یک اقتصاد دانش محور از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و لازمه ی این تحول , تعامل و تبادل دانش , تکنولوژی ومحصول با جهان است . آگاهی از ساز و کار ها و روش های ورود به بازار های جهانی برای ابقای شرکت ها و سازمان هایی که در مسیر جهانی شدن قرار گرفته اند , ضرورتی انکارناپذیر است . جدی تر شدن رقابت در عرصه ی بین المللی , ضرورت توجه بیشتر مدیران و برنامه ریزان شرکت ها های صنعتی و تجاری را به طراحی استراتژی بین المللی مطرح نموده و موجب شده است که شرکتها دسترسی به بازار های جهانی را به عنوان یک استراتژی برای رقابت پذیری و توسعه بیشتر کسب و کار خود مورد استفاده قرار دهند و استراتژی ورود به بازارهای خارجی به عنوان یک مزیت رقابتی برای شرکتها مطرح گردیده است . از این رو هر سازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت های خود , به ویژه در محیط های پیچیده و پویا با توجه به سرعت و حجم اطلاعات و چالش های پیش روی , نیاز مبرم به نظام ارزیابی دارد ,تا بتواند اطلاعات دقیق و جامغی درباره موقعیت , جایگاه و عملکرد خود بدست آورد و باتوجه به قوتها و ضعف های گذشته ,مانع از ایجاد خطاهای بیشتر در آینده شده , بدینوسیله حیات خود را تضمین کند . یک سازمان متعالی ;۱ سازمانی است که بتواند انتظارات منطقی تمام ذینفعان خود را برآورده نماید . ذینفعان یک سازمان را (۱) مالکان (۲) سهامداران (۳) کارکنان (۴) شرکای تجاری (۵) جامعه و محیط زیست و دولت تشکیل می دهند . ذینفعان گروه یک به دنبال بازده پایدار سرمایه های خود می باشند و حداقل میزان برگشت سرمایه خود را با نرخ تورم ; نرخ سود بانکی ; میانگین برگشت سرمایه در صنعت مورد نظر می سنجند . ذینفعان گروه دو ;کالاها و خدمات دریافتی را با معیارهایی چون کیفیت بالا ; قیمت مناسب ; سهولت خرید ; قدرت انتخاب ; زمان تحویل ; ویژگی های متمایز تر ; تناسب با نیاز ; خدمات پس از فروش خوب ; ارتباط صمیمی ; شهرت و نام تجاری خوب ; می سنجند . ذینفعان گروه سه دارای انتظاراتی نظیر : جبران منصفانه خدمت ; ارزیابی عادلانه ; ارتقای شغلی ; ارتقای مهارت و دانش ;ارتباط صمیمی با مدیران ارشد ; محیط جذاب سازمانی ; ایمنی و بهداشت محیط کار می باشند . ذینفعان گروه چهار نیز انتظار دارند که در تعامل سازمان با آنان ; استراتژی رابطه برد – برد حاکم باشد و سازمان نفع خود را در ضرر تامین کنندگان ; پیمانکاران وکانال های توضیع خود نداند . ذینفعان گروه پنج در مجموع خواهان آن هستند که مجموعه فعالیت های سازمان ; تاثیرات منفی بر محیط زیست نداشته باشد و در حد توان خود و حسب مورد به افزایش اشتغال ; افزایش رفاه عمومی ; کاهش هزینه های ملی ; افزایش بهره وری ملی و رشد اقتصاد ملی کمک نماید .
سازمان ها بالاخص سازمان های تولیدی جهت دوام و موفقیت راهی جز ورود به بازارهای بین المللی و رقابت ندارند . انتخاب مناسب ترین روش ورود به بازارهای جهانی ; شکل دهنده راهبرد های ورود یک بنگاه به این بازار ها تلقی می شود . در حال حاضر حرکت کشور ما به سمت یک اقتصاد دانش محور از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و لازمه ی این تحول ; تعامل و تبادل دانش; تکنولوژی و محصول با جهان است . آگاهی از ساز و کار ها و روش های ورود به بازار های جهانی برای شرکت ها و سازمان هایی که در مسیر جهانی شدن قرار گرفته اند ; ضرورتی انکار ناپذیر است .
در مطالعات خارجی به انجام رسیده Lee و همکاران با ترکیب SWOT;BSC;QFD و MBNQA مدلی تلفیقی برای فرموله کردن استراتژی در یک سیستم آموزشی ارائه دادند Lee (1) و همکاران با ترکیب SWOT;BSC;QFD و Strategy مدلی تلفیقی برای فرموله کردن استراتژی و اجرای آن در صنعت بانکداری هنگ کنگ ارائه نمودند Ko (2) و همکاران تلفیق SWOT;BSC;QFD را رویکرد عملی برای ایجاد چارچوب استراتژی در صنعت بانکداری هنگ کنگ معرفی نمودند LP (3) و همکاران تلفیق SWOT;BSC;QFD را برای ایجاد چارچوبی جهت فرموله کردن استراتژی و ترجمه آن به برنامه های عملیاتی در یک سازمان استفاده نموده اند (۴) .در مطالعات داخلی انجام شده فرج پور و نورالنساء با ترکیب SWOT;BSC;QFD وmapStrategy چارچوبی تلفیقی جهت تدوین و پیاده سازی استراتژی در شرکت پست جمهوری اسلامی ایران ارائه نمودند (۵) تقی زاده و نورالنساء با ترکیب ۶Sigma;BSC;QFD رویکرد شش سیگما را در حمایت از خط مشی و استراتژی ارائه نمودند (۶) باقری و بامداد صوفی و انتظاری با مطالعه موردی خودروسازان بزرگ کشور به شناسایی و اولویت گذاری عوامل موثر بر ورود به بازار های بین المللی پرداختند (۷) اکبریان و رحمانی در مقاله ای با عنوانمتدولوژی برای بکارگیری همزمان مدیریت استراتژیک و مدل تعالی کیفیت اروپایی با بکارگیری همزمان BSC;EFQM;QFD;SWOT و MADM جهت پیوند دو حوزه مدیریت استراتژیک و مدیریت کیفیت جامع استفاده کرده اند ( (۸ ابن رسول و طرهانی در مقاله ای با عنوان روش پیاده سازی و توسعه مدل BSC در سازمان های صنعتی ضمن بررسی اجمالی دلایل استقبال شرکتهای معتبر جهان از روش کارت امتیازی متوازن یک سیستم ارزیابی عملکرد برتر و جامع ; نحوه پیاده سازی و توسعه آن را در سازمان های صنعتی تشریح نموده اند (۹) در این مقاله در ابتدا به بررسی انواع روش های ورود به بازار های جهانی و عوامل موثر بر انتخاب روشهایورود به بازارهای خارجی می پردازیم و سپس با بهره گرفتن از روش های BSC;EFQM; ماتریس SWOT به چارچوبی تلفیقی برای تدوین استراتژی و پیاده سازی آن برای شرکت های تولیدی برای ورود به بازار ای بین المللی خواهیم رسید .
پیشینه تحقیق :
انواع روش های ورود به بازار های خارجی
شارما و ارامیلی شیوه ورود را بدین گونه تعریف می کنند ” توافقی ساختاری که به سازمان اجازه می دهد استراتژی تولید یا بازاریابی خود را در کشوری میزبان به انجام رساند ” . ( ( Sharma 2004
روت نیز معتقد است انتخاب شیوه ورود; گزینش ترتیبات سازمانی به منظور سازماندهی و هدایت معاملات کسب و کار بین المللی می باشد . ( . ( Root 1994

راهبرد های ورود به بازار های بین المللی را می توان براساس دو ویژگی طبقه بندی نمود ( karkkainen ( 2005 – ۱مکان استقرار تسهیلات و تجهیزات

– ۲ درصد مطلوبیت در سرمایه گذاری براساس مکان استقرار تجهیزات تولیدی ورود به یک بازار خارجی به دو روش عمده قابل حصول است :
– بنگاه می تواند محصولاتی را که در خارج از کشور هدف تولید شده به آن کشور صادر نماید ( صادرات ).
– بنگاه می تواند با انتقال منابعی چون فناوری ; افراد یا مهارت ها را به کشور هدف ; به صورت مجزا و یا با ترکیب با منابع آن کشور ; به تولید و فروش محصولات خود در آن بازار محلی بپردازد . ( روش هایی چون سرمایه گذاری مشترک ; سرمایه گذاری از آغاز ; … ) ( . ( karkkainen 2005

ویژگی دوم ( درصد مالکیت ) نیز دربردارنده سه حالت مختلف برای ورود به یک بازار بین المللی است ( ( Root 1994
– بدون سرمایه گذاری

– سرمایه گذاری جزئی ( تامین قسمتی از سرمایه )

– سرمایه گذاری کلی ( تامین کلیه سرمایه ) روت براساس همین ویژگی ها روش های ورود را به سه دسته مجزا تقسیم نموده است :

– روش های ورود از طریق صادرات

– روش های ورود از طریق ساز و کارهای قراردادی

– روش های ورود از طریق سرمایه گذاری مستقیم خارجی

از سوی دیگر روش های قراردادی بیشتر در اشکالی نظیر اعطای مجوز ۱ و فرانشیز ۲ متجلی می گردد ; ضمن اینکه برخی اتحاد استراتژیک ۳ را نیز جزء روش های قراردادی محسوب می کنند .
روش های قراردادی نیز هرچند به سرمایه گذاری نیاز دارد اما به علت عدم تبادل سهام در این اشکال ; از انواع غیر سهامی روش های ورود به شمار می آیند . ( ( welch 1990
در حالت سرمایه گذاری خارجی شرکت ها با دو انتخاب راهبردی مواجهند : ( ( Harzing 2002

– به چه میزانی سرمایه گذاری کنند ؟ ( کل یا قسمتی از سرمایه مورد نیاز )

– سرمایه گذاری را در استقرار یک واحد جدید هزینه کنند و یا یک واحد موجود را به تملک خود در آورند ؟ در تحقیق دیگری , پن ۴انتخاب شیوه ورود را بعنوان یک مدل سلسله مراتبی در نظر گرفته و معتقد است که روش های ورود را می توان در دو گروه عمده مدل های سهام آور ( فعالیتهایی با مالکیت کامل با سرمایه گذاری مشترک ) و مدل های غیر سهامی ( توافقات قراردادی وصادرات ) در نظر گرفت .

نظریه های انتخاب روش ورود به بازار های خارجی
نظریه های موجود در زمینه انتخاب روش های ورود را می توان به دو دسته کلی نظریه های کیفی ۱ و نظریه های کمی ۲ تقسیم نمود . نظریه های کیفی عمدتا مفهومی بوده و از حیث تعداد بیشترند حال آنکه نظریه های کمی عمدتا مبتنی بر نظریه بازی ها بوده و کمترند .

ژائو در تحلیلی بر مدلهای کیفی ; پنج مدل زیر را بعنوان مهمترین مدل های کیفی روشهای ورود معرفی کرده اند ( . ( Zhao 2005
– مدل مرحله توسعه ( : ( SD این مدل بیان میدارد که سابقه و تجربه بنگاه ; تمایل به استفاده از روش های پیچیده تر را افزایش می دهد .
– مدل تحلیل هزینه مبادله ( : ( TCA بر مبنای این نظریه ; کاهش هزینه های مبادله مهم ترین عامل انتخاب نوع روش ورود است . هنگامی که هزینه مبادله بالاست ; تمایل به استفاده از روش های مشارکتی افزایش می یابد و بالعکش

– مدل درونی سازی ; مکان , مالکیت ( : ( OLI این نظریه که به نظریه گزینشی نیز معروف است به این نکته اشاره دارد که تصمیمات شیوه ورود تحت تاثیر مواردی چون مزایای مالکیت , مزایای درونی سازی و مزایای مکانی و یا موقعیتی اتخاذ می گردند .

– مدل قابلیت های سازمانی ( : ( OC این نظریه برگرفته از نظریه منبه محور بنگاه است و تاکید می کند که تصمیمات ورود براساس قابلیتها و توانمندی های شرکت و با هدف جاری سازی و توسعه آنها صورت می پذیرد .
– مدل فرآیند تصمیم گیری ( : ( DMP در این مدل تاکید زیادی بر فرایند تصمیم گیری صورت می پذیرد

. آنچه این مدل را از سایر مدل ای پیشین متمایز میکند , تاکید بر بهینه سازی فرایند تصمیم گیری به جای محاسبه کارایی اقتصادی است .

عوامل موثر بر انتخاب روشهای ورود به بازار های خارجی

مطالعات متععدی در مورد عوامل موثر بر روش های ورود انجام گرفته و هر یک به معرفی برخی از عوامل و ارائه طبقه بندی خاصی پرداخته اند .
ژائو در رساله دکترای خویش مطالعات صورت گرفته در خصوص عوامل موثر بر روش های ورود را به چهار دسته مطالعات خاص کشور ها , خاص صنعت , خاص سازمان ۱و خاص تصمیم گیرنده ۲ تقسیم کرده است
( Zhao 2005 ) . در این مدل ارائه شده توسط اگراوال ۳ نیز اندازه شرکت , تجربه بین المللی و توانایی توسعه محصولات مختلف از عوامل مرتبط با مزایای مالکیت , ظرفیت بازار و ریسک سرمایه گذاری از پارامترهای مزایای مکان و ریسک های قراردادی ۴ از عوامل مرتبط با مزایای درونی سازی شناخته شده اند
. ضمن آنکه شیوه ای ورود نیز در مواردی چون عدم درگیری , صادرات , سرمایه گذاری مشترک , سرمایه گذاری به تنهایی و اعطای مجوز طبقه بندی شده اند . ( ( Agrawal 1990
مورچت نیز به عوامل خارجی توجه نموده و آنها را به شش بعد فاصله فرهنگی , جذابیت بازار , عدم قطمیت محیط کشور میزبان, محیط قانونی و موقعیت رقابتی کشور میزبان و فرهنگ کشور مادر دست بندی می نماید .

 اشتیاق برای یافتن بازارهای جدید به منظور تداوم و استمرار رشد در فروش و سود

 اشتیاق برای کاهش قیمت ها به منظور تحکیم موقعیت رقابتی بلند مدت شرکت

 اشتیاق برای دسترسی به ذخائر منابع طبیعی در دیگر کشورها

چرا یک رقیب جهانی قادر است شرکت داخلی را شکست دهد ؟

 شرکتی که فقط در یک کشور فعالیت دارد قادر نیست که در بلند مدت بطور موثر و کارآ از سهم بازار خود در مقابل یک شرکت جهانی دفاع نماید زیرا :رقیب جهانی یا چند کشوری می تواند از سود حاصله قسمتهای دیگر برای کمک مالی به کاهش قیمتها در حریم سود شرکت داخلی استفاده نماید اگر شرکت داخلی نیز با کاهش قیمت ها با این جریان مقابله نماید موجب کاهش سوددهی خود در تنها حریم سودی که در اختیار دارد ، خواهد شد .

اصل کلی استراتژی رقابتی چیست :
برای دفاع در مقابل رقبای چند ملیتی مهاجم که مصمم به کسب برتری جهانی هستند رقیب داخلی باید تمرکز و توجه داخلی خود را کنار بگذارد و بصورت یک رقیب چند ملیتی درآید و یک استراتژی رقابتی چند ملیتی تهیه نماید .

چارچوب تدوین استراتژی و پیاده سازی آن برای شرکتهای تولیدی
قرار گرفتن در بازار رقابتی سخت و پیشرفت رو به رشد تکنولوژی با سرعت زیاد و ایجاد محصولات متنوع و مشتریان دارای قدرت تصمیم در بین هجوم انواع محصولات ,سازمان ها را وادار می نماید برای بقای سازمان و موفقیت ,با تدوین استراتژی مناسب گام بردارند قبل از آنکه با از دست رفتن سرمایه های مالی و انسانی مجبور به پذیرش شکست در استراتژی گردند .
در این چارچوب پس از تعریف چشم انداز , ماموریت و ارزش های محوری شرکت و اهداف کلان و اصلی تدوین می گردند . همچنین با نظر سنجی از افراد خبره در تولید , نقاط قوت و ضعف داخلی و فرصتها و تهدیدات محیطی لیست می گردد و در نهایت به کمک SWOT, استراتژی های تولید در چهار ترکیب ممکن تدوین می گردد . در مرحله بعد این استراتژی ها در پنج جنبه BSC تقسیم بندی شده و در قسمت Whats از متدولوژی QFD قرار میگیرند . در قسمت Hows هم معیار های EFQM قرار گرفته وآنگاه ارتباط بین استراتژی ها و معیارهای EFQM امتیاز دهی میشود . جمع امتیازات ستونی , وزن و اهمیت اجرای فرایند را در تحقق استراتژی مشخص می کنند .سپس ۹ معیار EFQM در پنج منظر BSC تصویر می شوند و درصد تخصیص منابع به فرایند های پنج گانه تعیین می گردد . سپس نقشه ی استراتژی تعیین گردیده و اهداف استراتژیک و معیارهای سنجش تعریف می گردند و نهایتا پروژه ها و اقدامات در هر یک از جنبه های پنج گانه و میزان منابع تخصیص داده شده به پروژه های هر یک از جنبه ها , که در صورت اجرای درست آنها ,اهداف استراتژیک , استراتژی ها و نهایتا اهداف اصلی محقق خواهند شد , مشخص میگردد .
ماتریس SWOT
تحلیلSWOT برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ توسط دو فارغ التحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد به نامهای جورج آلبرت اسمیت و رولند کریستنسن مطرح شد. در آن زمان این تحلیل ضمن کسب موفقیتهای روز افزون به عنوان کسب ابزار مفید مدیریتی شناخته شد. اما شاید بیشترین موفقیت مشهود این تحلیل زمانی بدست آمد که JackWelch از جنرال الکتریک در سال ۱۹۸۰ از آن برای بررسی استراتژیهای GE و افزایش بهرهوری سازمان خود استفاده کرد.
SWOT سرواژه عبارات قوتها((Strenghths ، ضعفها((Weaknesses ، فرصتها (Opportunities) و
تهدیدات (Threats) است .گام اول در مراحل برنامه ریزی استراتژیک تعیین رسالت، اهداف و ماموریتهای سازمان است و پس از آن میتوان از طریق تحلیل SWOT که یکی از ابزارهای تدوین استراتژی است، برای سازمان استراتژی طراحی کرد که متناسب با محیط آن باشد. با استفاده از این تحلیل این امکان حاصل میشود که اولاً به تجزیه تحلیل محیطهای داخلی و خارجی پرداخته و ثانیاً تصمیمات استراتژیکی اتخاذ نمود که قوتهای
سازمان را با فرصتهای محیطی متوازن سازد.

تعاریف نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات:
نقطه قوت: عبارت است از شایستگی ممتازی که بوسیله آن سازمان میتواند در زمینههایی مانند نوعمنابع مالی، تصویر مثبت ذهنی میان خریداران، روابط مثبت با تأمینکنندگان و مواردی از این دست نسبت به رقبا برتر باشد.

نقطه ضعف: نوع محددیت یا کمبود در منابع، مهارتها و امکانات و تواناییهایی است که بطور محسوسمانع عملکرد اثر بخش سازمان بشود. عملکرد مدیریت نیز در تشدید نقاط ضعف موثر است.

فرصت: عبارت است از یک موفقیت مطلوب عمده در محیط خارجی سازمان مانند شناخت بخشی از بازارکه پیش از این فراموش شده بود. تغییر در وضعیت رقابت یا قوانین و بهبود در روابط با خریداران و فروشندگان

تهدید: یک تهدید موفقیت نامطلوبی در محیط خارجی سازمان است مانند قدرت چانه زنی خریداران یاتامینکنندگان کلیدی، تغییرات عمده و ناگهانی تکنولوژی و مواردی از این است که میتوانند تهدید عمدهای در راه موفقیت سازمان باشند.

قواعد حاکم بر ماتریس تحلیلی: SWOT
– چگونه میتوان با بهرهگیری از نقاط قوت حداکثر بهرهبرداری را از فرصتها انجام داد (SO)
– چگونه با استفاده از نقاط قوت میتوان اثر تهدیدات را حذف کرد یا کاهش داد (ST)
– چگونه باید با بهرهگیری از فرصتها نقاط ضعف را تبدیل به نقطه قوت کرد یا از شدت نقاط ضعف کاست((WO
– چگونه باید با کاهش دادن نقاط ضعف تاثیر تهدیدات را کاهش داد یا تاثیرشان را حذف نمود. )

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 27 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد