مقاله بررسی علل توسعه نیافتگی جوامع و ارائه راهکارهایی در جهت تعدیل آن با توجه به برنامه ریزی راهبردی(نمونه پژوهشی: ایران )

word قابل ویرایش
26 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

خلاصه
توسعه یک مفهوم مادی و ذهنی و یک جریان و یا فرآیند رو به جلو و در جهت پیشرفت جوامع است که برخوردار از ابعاد متنوع اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، سیاسی و تکنولوژیکی است . با توجه به اهمیت مفهوم توسعه ، مقاله حاضر از یک سو به بررسی مبانی نظری توسعه در جوامع توسعه نیافته پرداخته تا ضمن معرفی مفهوم توسعه ، ابعاد و اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن را تشریح نماید و سپس به بررسی مفهوم توسعه نیافتگی و ویژگی های کشورهای توسعه نیافته یرداخته است ؛ از طرف دیگر با توجه به این ویژگی ها و سایر مشکلات حال حاضر کشور به تحلیل چرایی توسعه نیافتگی ایران در قالب چهار جنبه اصلی اقتصادی، سیاسی-کالبدی، زیست محیطی و اجتماعی-فرهنگی پرداخته شده و نهایتا با معرفی روش کار برنامه ریزی راهبردی سعی شده راه حلی برای پاسخگویی به این مسائل تبیین گردد.
کلمات کلیدی: توسعه ، جوامع توسعه نیافته ، توسعه نیافتگی، کشورهای توسعه نیافته ، نظریه های توسعه ، توسـعه نیـافتگی ایران ، برنامه ریزی راهبردی
١. مقدمه
توسعه و توسعه نیافتگی از مهم ترین چالش ها و دغدغه های صاحب نظران علوم اجتماعی، نخبگان سیاسی و دولت های تاریخ معاصر در کشورهای در حال توسعه محسوب می شود .در چند دهه اخیر، کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته کوشیده اند؛ خود را از قید و بند توسعه نیافتگی رها ساخته و با دستیابی به توسعه اقتصادی، شرایط مناسبی را برای زندگی افراد جامعه فراهم نمایند(مصلی نژاد و اکبری،١٣٩١). توسعه مفهومی کلی، پیچیده و شامل ابعاد اقتصادی همراه با ابعاد اجتماعی – سیاسی و مدیریتی است .همزمان شاخص هایی مانند تغذیه ، آموزش ، بهداشت ، تغییرات اجتماعی، اصلاحات ارضی، توسعۀ اجتماعی، کاهش نابرابری ها در توزیع منابع و افزایش میزان مشارکت مردمی بویژه زنان نیز به عنوان عوامل اصلی دستیابی به توسعه مطرح است (شاه بهرامی).
٢. توسعه
توسعه در لغت به معنای گسترش دادن است و در اصطلاح نیز دارای تعاریف متعددی است و به لحاظ لغوی توسعه ، از پوشش و لفاف بیرون آمدن است . از نیمه قرن هجدهم تحقق و شکوفایی پتانسیل های موجود در هر چیزی ، رشد و تکامل یک ارگانیسم از صورتی ساده به گونه ای پیچیده تر و بالغ تر و بالاتر در تعریف توسعه بکار رفت . همین معنا بعد در حوزه اجتماعی به عنوان تکامل نظام های اجتماعی انسانی از اشکال ساده تر به پیچیده تر و بالغ تر و بالا تر بکار رفت . به طور کلی توسعه به معنای حرکت به سمت جلو طبق یک سری شاخص های معین است (مصلی نژاد و اکبری،١٣٩١).
٢-١. تعریف نظریه پردازان از توسعه
همواره در طول تاریخ تعاریف متنوعی از مفهوم توسعه توسط نظریه پردازان صورت گرفته است که چند مورد از آن در جدول شماره ١ جمع آوری شده است :
جدول ١-تعاریف توسعه از دیدگاه نظریه پردازان مختلف (منبع : جمع آوری نگارنده ،١٣٩۴)

با توجه به تعاریف نظریه پردازان مختلف می توان توسعه را یک مفهوم مادی و ذهنی و یک جریان و یا فرآیند رو به جلو و در جهت پیشرفت جوامع در نظر گرفت که برخوردار از ابعاد متنوع اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، سیاسی و تکنولوژیکی است که هر یک از این ابعاد به بخش های حائز توجهی قابل تقسیم خواهد بود، به عنوان مثال کاهش فقر و نابرابری به عنوان یکی از ابعاد خرد تر توسعه و به عنوان زیر مجموعه ای از توسعه اجتماعی دارای اهمیت ویژه است .
همچنین در تعریف توسعه باید به نقش اساسی مردم و دولت در دستیابی به آن اشاره نمود.
٢-٢. ابعاد توسعه
دادلی سیرز توسعه را جریانی چند بعدی میداند که تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی – اجتماعی را به همراه دارد. به عقیده ی وی توسعه علاوه بر بهبود در میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساختارهای نهادی، اجتماعی، اداری و همچنین ایستارهای و وجه نظرهای عمومی مردم است . توسعه در بسیاری موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربرمیگیرد(ازکیا،١٣۶٨). همچنین بسته به این که توسعه در چه جامعه ای رخ میدهد، میتواند حالت درون زا یا حالت برون زا داشته باشد. الگوی توسعه درون زا بر خلاف الگوی توسعه برون زا، الگویی است که جهت گیری داخلی دارد. در این الگو، منابع تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه خودی مورد توجه قرار میگیرد و بر این واقعیت تاکید دارد که چگونه شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه را تغییر دهد که عوامل بازار بتوانند با فعالیت خود نیازهای داخلی جامعه را تامین کنند(نقدی و حصاری، ١٣٩١).
٢-٣.اهداف توسعه
توسعه هنگامی همه جانبه و پایاست که بتواند همه زمینه های زندگی را بپوشاند. بنابراین هدف توسعه نمیتواند صرفا اقتصادی و افزایش نرخ رشد تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه باشد، بلکه توسعه فرآیندی از تغییر و دگرگونی است که نه تنها در زمینه های اقتصادی، بلکه همچنین نظام اجتماعی، سازمان سیاسی و چهارچوب فرهنگی را که رفتارهای انسانی را در جامعه متحول میسازد، تحت پوشش میگیرد(نقدی و حصاری، ١٣٩١). از اهداف توسعه ، ایجاد زندگی پرثمری است که توسط فرهنگ تعریف میشود. به این ترتیب میتوان گفت توسعه دستیابی فزاینده انسان به ارزش های فرهنگی خود است (ازکیا،١٣۶٨). توسعه ، فرآیندی از تغییر و دگرگونی است که نه تنها در زمینه اقتصادی، بلکه در زمینه سیستم اجتماعی، سازمان سیاسی و بالاخره ضوابطی که رفتارهای انسانی را در جامعه رهبری میکند نیز اثر میگذارد (نراقی، ١٣٧٠). توسعه در کلیه جوامع باید حداقل دارای سه هدف زیر باشد:
٢-٣-١. توسعه اقتصادی
عبارت از افزایش سالیانه و مستمر درآمد سرانه کل جمعیت کشوری معین در یک دوره طولانی. در حالی که توسعه اقتصادی به دگرگون کردن اقتصاد از یک مرحله سنتی، معیشتی، روستایی و منطقه ای به مرحله یک اقتصاد عقلانی، تجاری، شهری و ملی، همواره با ایجاد نهادهای مناسب برای ممکن کردن تحرک کارآمد عوامل تولید ارتباط پیدا می کند.
این دگرگونی اغلب شامل تغییر ساختار اقتصادی از یک ساختار عمدتا کشاورزی به یک ساختار عمدتا صنعتی است .توسعه اقتصادی عبارت است از رشد مداوم اقتصادی یک جامعه و بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه ، که ناشی از دگرگونی و تحول در بنیان های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی و فرهنگی جامعه است و دستیابی به غایات مطلوب نوسازی اقتصادی فراهم می آید(نراقی، ١٣٧٠).علاوه بر این توسعه اقتصادی وضعیتی است که در آن علاوه بر رشد شاخص های کمی اقتصاد، شاخص های کیفی نیز بهبود یابد .دادلی سیرز اقتصاددان معروف توسعه ، سه معیار برای توسعه مطرح کرده که عبارتند از رفع فقر ، نابرابری و بیکاری . وی اعلام نمود که هر کشوری به هر میزان فقر ، نابرابری و بیکاری را کاهش داده به همان میزان توسعه یافته است وگرنه توسعه یافته نیست حتی اگر درآمد سرانه و تولید ناخالص ملی آن کشور بالا رفته باشد. شاخص های توسعه اقتصادی عبارتند از: افزایش درآمد سرانه ، رشد تولید ناخالص ملی، توزیع عادلانه فرصت ها و امکانات ، افزایش امید به زندگی، رفع فقر و بیکاری، رفع نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، صنعتی شدن و افزایش شهرنشینی(مصلی نژاد و اکبری،١٣٩١).
٢-٣-٢. توسعه سیاسی
اکثر علمای اجتماعی توسعه سیاسی را به منزله ی فراگردی فرض می کنند که نه تنها نوسازی، بلکه نظام سیاسی، تغییرات خط مشی و ملت سازی را نیز شامل می شود. در واقع اهداف توسعه سیاسی چنان دامنه دار است که هیدی آن را به صورت دموکراسی، برابری، ثبات ، مشروعیت ، مشارکت ، بسیج ، نهادی کردن ، قابلیت ، هویت ، نفوذ، توزیع ، همبستگی، عقلانی کردن ، امنیت ، رفاه ، عدالت و آزادی شناسایی کرده است (نراقی، ١٣٧٠).
لوسیان پای ١٠ تعریف مختلف از اصطلاح توسعه سیاسی را در نوشته های معاصر یافته است ،این تعاریف عبارتند از(همان ):
١-شرط سیاسی لازم برای توسعه اقتصادی٢-سیاست های مشخص جوامع صنعتی٣-نوسازی سیاسی۴-عملکرد دولت ملی۵-توسعه اداری و قانونی۶-بسیج و مشارکت توده ای٧-ساختن دموکراسی٨-ثبات و تغییر منظم ٩-بسیج و قدرت ١٠- یک جنبه از روند چند بعدی تحول اجتماعی
براساس نظریه سیستم ها، توسعه سیاسی را می توان حرکت به سمت سیستمی تعریف کرد که توانایی پاسگویی نسبت به آنچه از آن تقاضا می شود را دارد. سیستم سیاسی توسعه یافته را می توان با اندازه گیری توانایی های سیاسی – عقلانی آن و درجه بالای انسجام ستاده های سیاسی و توانایی ابتکار در مقابل مشکلات جدید سیستم تعریف کرد. هر سیستمی در دراز مدت ، تحولاتی را در ارزیابی مردم نسبت به دولت ، پشت سر می گذارد. زمانی که ماهیت عملکرد حکومت مورد نقد یا رد مردم قرار گرفت ، آن حکومت با بحران مشروعیت رو به رو می گردد. در ارتباط با مردم ، توسعه سیاسی یعنی تغییر از وضعیت پراکندگی وسیع مردم به نوعی انسجام در حال گسترش از شهروندان فعال ، و در ارتباط با عملکرد سیستماتیک دولت و بخش عمومی، به معنای گسترش ظرفیت سیاسی برای اداره امور عمومی، کنترل اختلافات و برآمدن از عهده تقاضای عمومی، و در ارتباط با سازمان حکومت به معنای افزایش تمایز ساختاری و تخصصی شدن کارها و متمرکز کردن همه سازمان ها و نهادهای مشارکت کننده است (اسماعیلی و دیگران ،١٣٨٩).
توسعه سیاسی تبلور شکل گیری قالب فکری جدیدی که در آن فرآیندی نهادین از حرکت پیش رونده ولی متعادل خود افزاینده و با ثبات سیاسی ایجاد می شود. که در آن یک جماعت انسانی سیاسی به سوی مشارکت فعالانه سیاسی شهروندان خود داوطلبانه آگاهانه و عاقلانه گام بر می دارد. تا برای کلیه مشکات مختلف ، اقتصادی و سیاسی خود از لحاظ سیاسی با همدلی و به طول غیر خشونت آمیز راهجویی مدبرانه داشته باشد(همان ). اصول ثابت توسعه سیاسی عبارتند از:
١-فردگرایی مثبت باید تشویق گردد -٢ .تفکر از زمینه های استقرایی قوی برخوردار باشد -٣ .تفکر متاع عمومی و تخصص متاع خاص باشد -۴ .آموزش مهمترین رکن برنامه ریزی جامعه است -۵ .عموم مردم منطق و شیوه های کار جمعی را بیاموزند -۶ .هویت عمومی جامع فوق العاده قوی و مستحکم باشد -٧ .علاقه به جامعه و بدنبال آن قانون پذیری در میان مردم بنیادی باشد – .منافع هیأت حاکمه با مصالح ومنافع عمومی مردم همسو باشد -٩ .دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نباشد و نهادهای غیر دولتی درنظام اجتماعی موثرو فعال باشند١٠ . آرامش اقتصادی وجود داشته باشد – ١١ . تصمیم گیری مبتنی بر اصلاح نگری و اصلاح پذیری باشد – ١٢ .انتخاب افراد بر پایه رقابت ، توانایی و لیاقت صورت گیرد (سریع القلم ،١٣٩٣).
دکتر سریع القلم نیز شاخصه های توسعه سیاسی را چنین می داند(اسماعیلی و دیگران ،١٣٨٩):
• فردگرایی مثبت را باید تشویق کرد
• تفکر از زمینه های استقرایی قوی برخوردار باشد
• تفکر منافع عام و تخصص منافع خاص باشد
• آموزش مهم ترین رکن برنامه ریزی جامعه می باشد
• عموم مردم منطق و شیوه های کار جمعی را بیاموزند
• هویت عمومی جامعه فوق العاده قوی و مستحکم باشد
• علاقه به جامعه و به دنبال آن قانون پذیری در میان مردم بنیادی باشد
• منافع هیات حاکمه ، مصالح و منافع عمومی همسو باشد
• دولت تنها منبع فرهنگی اجتماعی نباشد و نهادهای غیر دولتی در نظم اجتماعی موثر و فعال باشد
• آرامش اقتصادی وجود داشته باشد
• تصمیم گیری مبتنی بر اصلاح فکری و اصلاح پذیری باشد
• انتخاب افراد بر پایه رقابت توانایی و لیاقت صورت گیرد
٢-٣-٣. توسعه فرهنگی
پیشرفت و توسعه ، حاصل یک نگرش خاص به عالم است و بدون ایجاد این نگرش خاص ، پیشرفت و ترقی ممکن نیست و این نگرش خاص بیانگر لزوم وجود یک فرهنگ مناسب برای توسعه است . بنابراین عامل فرهنگ از جایگاه ویژه ای در توسعه برخور دار است . بی توجهی و کم توجهی به آن تمام برنامه های توسعه را با ناکامی مواجه خواهد ساخت .
بنابراین لازم است به صورت خاص رابطه فرهنگ و توسعه را کاملا شناخته و در برنامه های توسعه به ان توجه کافی مبذول داشت (موسایی). اگوستین ژیرارد نیز معتقد است که در کشورهای در حال توسعه در عین حال برای حفظ و توسعه فرهنگ ملی و نیز فراهم آوردن امکانات دستیابی به فرهنگ جهانی اقدام باید کرد. هر یک از این ٢ فرهنگ ، زبان و نتیجتا نوع فکر، و ساختارهای ذهنی خود را دارد. کوشش در یکی کردن این دو فرهنگ یا فدا ساختن یکی به خاطر دیگری موجب کاستی و فقر فرهنگی و کار باطل و واهی است . هدف هر سیاست فرهنگی چنانچه مجتمع تهران خاطر نشان ساخت ، باید برقراری تعادلی پویا میان فرهنگ های ملی و فرهنگ جهانی باشد(نراقی، ١٣٧٠).
رابطه فرهنگ و توسعه از دو دیدگاه قابل بررسی و حائز اهمیت است : اول اینکه فرهنگ را مجموعه ای بدانیم که در تمام عناصر عموما مساعد یا مانع حرکت توسعه ای هستند، در این جایگاه ، فرهنگ به عنوان یک مجموعه مؤثر بر فرآیند توسعه تلقی می شود .دوم اینکه فرهنگ را به عنوان مجموعه ای که در فرآیند توسعه ، شکل گرفته و محصول توسعه تلقی می شود، بپذیریم . در حالت اول فرهنگ ، از عوامل مؤثر بر توسعه است و در حالت دوم نتیجه توسعه . حالت اول رابطه فرهنگ و توسعه را می توان به فرهنگ توسعه تعبیر نمود و حالت دوم را به توسعه فرهنگی(همان ).
٢-۴. دیدگاه های توسعه
دیدگاههای که در مباحث توسعه مطرح است چهار دیدگاه حاکم است وعبارت است از(علیائی و دیگران ، ١٣٨٧): دیدگاه اول :دیدگاه طرفداران در تسلسل که در اقتصاد به آن دیدگاه مدرنیزه نیز می گویند، طرفداران این دیدگاه طیفی از اقتصاددانان هستند که توسعه نیافتگی را نتیجه عوامل داخلی و وجود دایره خبیثه فقر میدانند و آنان معتقدند که در این کشورها فقر وجود دارد .در واقع فقر باعث گردید، که میزان سرمایه گذاری پایین باشد و پایین بودن سرمایه گذاری باعث خواهد شد که اشتغال پایین باشد و پایین بودن اشتغال نیز موجب کم بودن درآمد زائی خواهد شد. عمده عوامل اقتصادی که نقش اساسی در گسترش فقر به صورت مستقیم و غیر مستقیم دارد شامل دیاگرام زیر است :
دیدگاه دوم :دیدگاه طرفداران این عقیده که استعمار و امپریالیسم را عامل عقب ماندگی و عقب نگهداشتن کشورها می دانند و اصطلاح عقب نگهداشته را به کار می برند .این نظریه بیشتر توسط جامعه شناسان و اقتصاددانان بلوک شرق مطرح گردیده است .از نظر طیفی از اقتصاددانان ، امپریالیسم به عنوان عامل توسعه نیافتگی مطرح شده است .به عبارتی آنان توسعه نیافتگی را از تئوری امپریالیسم تجزیه و تحلیل می کنند در واقع عواملی خارجی را در توسعه نیافتگی دخیل میدانند
دیدگاه سوم :این دیدگاه علل توسعه نیافتگی کشورهای توسعه نیافته را تئوری وابستگی می داند و معتقدند کشورهای توسعه یافته تمام مواد اولیه و خام کشورهای توسعه یافته را به کشورهای خود برده در عوض محصولات خود را به این کشورها عرضه داشته و صنعت کشورهای توسعه نیافته را به خودشان وابسته ساخته اند..بر اساس بررسی های صورت گرفته اکثر کشورهای در حال توسعه وابسته به تجارت خارجی هستند .اصولا بخش صادرات وواردات بخش عمده ای از درآمد ملی این کشورها را ایجاد می کند
دیدگاه چهارم :این نظریه را مطرح می کند که توسعه نیافتگی نتیجه عوامل داخلی و خارجی ، می باشد.
٢-۵. توسعه نیافتگی
اصطلاح توسعه نیافته که امروز زیاد درباره آن بحث میشود به این معنی به کار رفته است که این کشورها برحسب شاخص های معین مانند درآمد سرانه ، سطح تعلیم و تربیت ، درصد جمعیت روستایی و پایین بودن سطح زندگی، وابستگی، … نسبت به کشورهای اروپایی و آمریکایی در سطح پایین تری قرار دارند(ازکیا،١٣۶٨).فورتادو(١٩۶٩) نیز در تعریف توسعه نیافتگی میگوید: توسعه نیافتگی وضعیتی است که به دلیل عدم هماهنگی بین عوامل اقتصادی و تکنولوژی کاربردی امکان استفاده همزمان از سرمایه و نیروی کار در جامعه میسر نیست (نقدی و حصاری، ١٣٩١).
٢-۶. مفهوم توسعه نیافتگی
بهمان ترتیبی که نمی توان از توسعه یافتگی مفهوم دقیقی ارائه داد به دست اوردن تعریف دقیقی از توسعه یافتگی نیز به راحتی امکان پذیر نیست . توسعه یافتگی یک مفهوم نسبی به شمار می رود. به طور کلی می توان گفت این مفهوم بیانگر میزان پایین درامد سرانه در مقایسه با کشورهای توسعه یافتگی است .گفته می شود کشور توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته کشوری است که درامد سرانه ان در مقایسه بادرامد سرانه با کشور های صنغتی توسعه یافته ای مثل المان در سطح پایین تری قرار دارد. چنانچه از منابع و عوامل طبیعی و اکتسابی خود استفاده کنند سطح درامد خود را به کشور های گروه نخست نزدیک نمایند و در راه توسعه قرار می گیرند -یکی از مشکلات عمده کشورهای کمتر توسعه یافته وجود فقر عمومی می باشد که در کلیه یابعاد زندگی انسان ها بازتاب خواهد یافت (محتشم دولتشاهی،١٣٨١).
فوتادو نیز در تعریف توسعه نیافتگی میگوید: توسعه نیافتگی وضعیتی است که به دلیل عدم هماهنگی بین عوامل اقتصادی و تکنولوژی کاربردی، امکان استفاده همزمان از سرمایه و نیروی کار در جامعه میسر نیست (معصومی راد).
به طور کلی توسعه نیافتگی را وضعیتی دانسته اند که ناشی از روابط نابرابر بین کشورهای توسعه نیافته و توسعه یافته می باشد. بنابراین توسعه نیافتگی را در پیوند با پویش هایی که از خارج به کشورهای توسعه نیافته تحمیل شده و نمود عینی عنصر وابستگی به نظام سرمایه داری جهانی است ، در نظر گرفته اند(همان ).
٢-٧. ویژگی های توسعه نیافتگی
ویژگیهای توسعه نیافتگی را میتوان به دو بخش ویژگیهای اقتصادی و ویژگیهای غیراقتصادی تقسیم کرد.
ویژگیهای اقتصادی شامل : وابستگی اقتصادی، ورود سرمایه ی خارجی و بروز بدهیهای کلان ، وجود موسسات و شرکت های چند ملیتی، عدم ثبات وضع مبادلات ، اقتصادی تک محصولی و صدور مواد اولیه و سطح بالای بیکاری و کم کاری است . ویژگیهای غیر اقتصادی شامل : رفاه اجتماعی نازل ، توزیع ناعادلانه ثروت ، بیکفایتی دولت ها، نرخ بالای رشد جمعیت ، وضع بد بهداشت همگانی و سطح بالای بی سوادی است (نقدی و حصاری، ١٣٩١).
٢-٨. ویژگی های کشورهای توسعه نیافته
ویژگی کشورهای توسعه نیافته را می توان به ٢ بخش ویژگی های اقتصادی و غیر اقتصادی تقسیم کرد(نراقی،
:(۱۳۷۰
الف -ویژگی های اقتصادی
١-وابستگی اقتصادی
٢-سطح بالای بی کاری و کم کاری
٣-سطح نازل درآمد سرانه
۴-وابستگی به تولیدات کشاورزی و مواد اولیه صادراتی ب -ویژگی های غیراقتصادی
١-سطح پایین زندگی عمومی
٢-سطح پایین بهره وری
٣-عدم توزیع عادلانه ثروت
۴-بی کفایتی دولت ها
۵-نرخ بالای رشد جمعیت
۶-وضع بد بهداشت همگانی
٧-سطح بالای بی سوادی
٨-دوگانگی
در بسیاری از کشورهای توسعه نیافته ، نظام آموزشی موروثی، تنها به گسترش شکاف هایی کمک می کند که بیشتر، طبقه های مسلط اجتماع ایجاد کرده اند .این نظامهای آموزشی حتی با توصیه و تشویق های کشورهای توسعه یافته ، به ندرت تغییر می کند .این نظامها، اساسا ضدتوسعه اند، تا اندازهای به این دلیل که از تبعیض در کار یدی حمایت می کنند .البته این ، تنها دلیل نیست رشد ناگهانی جمعیت در کشوری توسعه نیافته ، افزایش نابرابریها را سرعت می دهد و همزمان ، جلوی رشد و توسعه را می گیرد. جمعبندی من این است :برای اینکه سیاست های مهار جمعیت ، در بین توده ها موفق شود، باید بستۀ اصلاحاتی کاملی را ارائه کنند که حس زندگی در جامعهای پویا را به مردم ببخشد؛ همان جامع های که مدام ، برای بهبود سرنوشت آنان ، فرصتهایی را در اختیارشان می گذار(میردال ).
به طور کلی خصیصه کشور توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته را می توان در کنار وجود فقر عمومی به شرح زیر ارائه کرد(دولتشاهی،١٣٨١):
-میزان اندک سطح درامد و مصرف سرانه .
-سطح درامد در حد امرار معاش .
-اشتغال اکثریت نیروی کار کشور در بخش کشاورزی و فعالیت های وابسته .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 26 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد