مقاله در مورد اقتصاد اب در کشاورزی

word قابل ویرایش
19 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

اقتصاد اب در کشاورزی

پیشگفتار
رشد جمعیت و نیاز مستمر به محصولات کشاورزی از یک سو و الزام به خودکفایی در محصولات کشاورزی به لحاظ عواقبی که وابستگی این بخش به خارج دارد از سوی دیگر باعث شده است که کشاورزی محور برنامه های اقتصادی و فرهنگی کشور قرار گیرد اما محدودیتهای منابع طبیعی و کاهش درصد شاغلان این بخش به نسبت بخشهای دیگر ما را ناچار می کند که کشاورزی از وضعیت سنتی موجود به موقعیت بهتری ارتقاء دهیم.

بنابراین بخش کشاورزی همچنان یکی از بخشهای مهم اقتصادی کشور است و نیز خواهد بود. در هر شرایطی توسعه بخش کشاورزی پیش شرط و نیاز ضروری اقتصاد کشور است و تا زمانی که موانع توسعه در این بخش برطرف نشود سایر بخشها نیز به شکوفائی و رشد توسعه دست نخواهد یافت. تجربه مثبت و منفی کلیه کشورهای پیشرفته و در حال توسعه جهان این نظر را تایید می کند.

وضعیت موجود کشاورزی در ایران

بخش کشاورزی یکی از مهمترین و تواناترین بخشهای اقتصاد کشور است که تامین کننده حدود یک پنجم تولید ناخالص داخلی، یک سوم اشتغال و بیش از چهار پنجم نیازهای غذایی، نیمی از صادرات غیر نفتی و حدود نه دهم نیاز محصولات کشاورزی است. این بخش رغم چندین دهه سیاست صنعتی و تقویت سایر بخشهای اقتصادی همچنان با قدرت به حیات خود ادامه داده است و حتی در شرایط بسیار نامطلوب اقتصادی نیز شکوفایی و ظرفیت های نوینی را عرضه کرده است که برای بسیاری از اقتصاددانان و نظریه پردازان توسعه نیز تا حدودی ناشناخته بود.
کشاورزی ما در چند دهه اخیر از جهات افزایش بهره برداری از اراضی و منابع آ

ب جدید، افزایش عملکرد محصولات یا بهبود بهره وری نیروی کار، بهبود سطح تکنولوژی و بکارگیری نهاده های نوین کشاورزی شامل انواع کود و سموم شیمیایی، بذرهای اصلاح شده و مکانیزاسیون وسیع و گسترده و به کارگیری انواع ماشین آلات و ادوات مکانیکی در انجام عملیات کشاورزی و گسترش زیرساختهای کشاورزی رشد و گسترش چشمگیری داشته است، به طوری که حجم تولید این بخش به طور مطلق در سه دهه اخیر بیش از ۳ برابر افزایش یافته است.
اما کشاورزی با مشکلات و محدودیتهای بسیار زیادی روبروست که بعنوان مانعی در راه توسعه بیشتر کشاورزی عمل می کند. اندازه کوچک مالکیت ها و قطعات بهره برداریها، سیاستهای کلان محدودکننده بخش کشاورزی، دخالتهای وسیع دولت در این بخش، سطح نازل سواد کشاورزان، ضعف بنیه مالی بیشتر کشاورزان و نداشتن سرمایه کافی برای سرمایه گذاری در امور زیربنائی، انتقال سرمایه از بخش کشاورزی به سایر بخشها، ضعف خدمات عمومی در زمینه توسعه زیرساختهای کشاورزی و ارائه خدمات ترویجی و آموزش و ضعف نظام تامین و عرضه نهاده های کشاورزی از جمله عواملی هستند که موجب پایین بودن کارآیی تخصیص منابع در این بخش شده است، به طوری که بازدهی بخش تولید کشاورزی در مقایسه با امکانات مورد استفاده نیازهای جامعه و پتانسیلها و سطح کاربرد نهاده ها در مقایسه با سایر کشورهای جهان در سطح پایین قرار دارد و رشد تولید بخش کشاورزی نیازهای جامعه به مواد غذایی که با رشد جمعیت ابعاد وسیعی یافته است، برآورد نمی شود. سیاستهای خودکفایی و تامین امنیت غذایی برای کلیه قشرهای مردم از طریق پایین نگه داشتن قیمت محصولات کشاورزی، کمک بلاعوض برای نهادها

ی مصرفی، قیمتهای تثبیتی محصولات کشاورزی و سوبسید به مصرف کننده گرچه از نظر عدالت اجتماعی کاملاً پذیرفتنی است و با باید به نحو مناسبی همواره در نظر گرفته شود ولی بخشهای کشاورزی برای ادامه بقای خود می باید از طریق کسب قیم واقعی محصولات تولیدی، سرمایه لازم را برای توسعه فعالیت ها، گسترش زیرساختها و همچنین افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی بدست آورده، در حالی که سیاستهای گذشته مانع انباشت سرمایه در بخش شده و حتی انتقال سرمایه از بخش را نیز به دنبال داشته است.

بهره برداری ناپایدارازاراض حاشیه ای ودیمزارهای کم بازده ،همچنین استفاده بی رویه ومفرط ازسفره های آبهای زیرزمینی ازجمله آثاراین سایتهابوده است .براین پایه،هدف اصلی برنامه ریزی توسعه بخش کشاورزی،افزایش تولید کشاورزی، افزایش تولیدکشاورزی ،ارتقای سطح تکنولوژی وکاربرنهادهانوین کشاورزی گسترش تحقیق،آموزش وترویج است،که درکلیه برنامه های قبل

وبعدانقلاب اولین هدف راتشکیل داده است.
برنامه ریزی برای دستیابی به هدف افزایش تولی

 

دکشاورزی،پایه درارتباط باسایرهدفهای بخش نظیرحفظ منابع پایه وتوسعهپایدار،تاّمین امنیت غذای جامه ،افزایش صادرات وکاهش واردات کشاورزی،افزایش درآمدکشاورزان وحمایت ازتولیدکنندگان کشاورزی صورت گرفته واثرات متقابل آنهابریکدیگرموردتوجه وارزیابی قرارگیرد .

منابع آب کشور

باتوجه به محدودیتهای آب وهوایی واقلیمی برای تولید کشاورزی دربخش عمدهمناطق کشورونیازبه آبیاری محصولات،منابع آب مهمترین عامل محدودکننده کشاورزی به شمارمی آید.که دسترسی به آن نقش تعیین کننده ای دربهره برداری ازسا یر منابع وعوامل تولیدبخش کشاورزی مثل زمینونیروی زمینی دارد. به همین علت برنامه ریزی توسعه وتولید کشاورزی باید در ارتباتی تنگاتنگ بابرنامه ریزی بهره برداری وکنترل منابع آب انجام گیرد وبرنامه ریزی کشاورزی بدون توجه به امکانات بهره برداری از منابع آب غیر واقع بنیانه است .
از کل حجم بارسرمای آسمانی در سطح کشور که معادل ۴۳۰ میلیارد متر مکعب در سال است حدود ۲۲۸میلیارد متر مکعب آن تبخیر می شودوازدسترس خارج می شود. براساس مفروضات (۱/۸میلیون هکتار جنگلو۱۰میلیونهکتارهراضی دارای پوشش گیاهی طبیعی)از۱۳۲میلیارددرمترمکعب آب باقیمانده،حدود۳۵مترمکعب سفره‌های زیرزمینی را تغذیه می کنند.درحا لی که درشرایط فعلی که سطح وسیعی ازجنگل های کشورتخریب شده وپوشش گیاهی اکثراراضی مرتعی کشورنیزشدیداّازبین رفته است،میزان تغذیه سفره های آبهایزیرزمینی به مرتب کمترازرقم۳۵میلیاردمترمکعب است.وقوع سیلاب های پی درپی ومنطبق نبودن وقوع سیل دردوره های برگشت مختلف درشرایط حال و گذشته دلیلی به این قضاوت کارشناسی است

کاربرد آبیاری بارانی: مسائل و مشکلات آن

مسئله آب و مدیریت صحیح منابع آب یکی از مشکلات اساسی کلیه کشورهای ماست به طوری که امروزه توسعه انسانی بویژه در اکثر کشورهای جهان سوم بشدت وابسته به توسعه و اصلاح مدیریت منابع آب است. توسعه مدیریت منابع آب می تواند نقشی اساسی در حل مشکلات محرومان داشته باشد. لذا اصلاح کاربردها و فن آوریها در استفاده  گسترده ای در جهت گسترش فن آوریهای آب اندوز بویژه آبیاری بارانی انجام داده است و با عنایت به اینکه سیستم آبیاری بارانی مانند هر فن آوری دیگری ممکن است مسائل و مشکلاتی برای کشاورزان بوجود بیاورد که سبب

رها کردن و استفاده ناکارآمد از این سیستم شود. لذا شناخت مشکلات کشاورزانی که آبیاری بارانی را پذیرفته اند هدفهای مهم توسعه و اصلاح افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی به شمار آید. طبق پژوهشهای انجام شده در این زمینه مسائل و مشکلاتی عمده وجود دارد که به اختصار به آنها پرداخته می شود:
۱٫ طراحی غلط
نبود دانش بومی در زمینه آبیاری بارانی سبب می شود که نقش کشاورز در طراحی سیستم به حداقل کاهش یابد و کارشناسان نقش اصلی و کنترل کننده را در این رابطه داشته باشند. اما در نظر کشاورزان، کارشناسان یا اطلاعات کافی نسبت به نحوه طراحی ندارند و یا در طراحی سیستم وضعیت محلی و منطقه را نادیده می گیرند و این مسئله کشاورز را با مشکلات زیاد و هزینه های غیر ضروری روبرو می سازد.
۲٫ مشکلات مربوط به مکانیزاسیون
کشاورزان در انجام فعالیتهای مکانیزاسیون هنگام عملیات کاشت، داشت و برداشت با وجود مستقر شدن سیستم آبیاری بارانی با مشکلاتی روبرو هستند. البته این موضوع پذیرفتنی است که وجود سیستم آبیاری بارانی در زمین کشاورز می تواند ایجاد محدودیتهایی در انجام فعالیتهای مکانیزاسیون شود. در این باره آموزش کشاورزان برای به حداقل رساندن این مشکلات باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.

۳٫ مشکلات اقتصادی
مشکلات فنی در بین کشاورزان از همگونی زیادی برخوردار است. به این معنی که اکثریت کشاورزان یک تا تعداد بیشتری از این مشکلات را دارند. اما در مورد مشکلات اقتصادی گروهی از کشاورزان اظهار داشته اند که مشکلی از این لحاظ با پروژه آبیاری بارانی ندارند. این گروه از کشاورزان سیستم را اقتصادی می دانند و در بهره برداری از آنان با وجود پاره ای از مشکلات فنی دچار هیچ گونه مشکلات اقتصادی نیستند. مقایسه ویژگی های این گروه با گروهی که مشکل اقتصادی دارند نشان می دهد که بین این دو از نظر ویژگی های مختلف زراعی و شخصیتی از لحاظ آماری تفاوت معنی داری وجود ندارد. کشاورزان مهمترین مشکل خود را در استفاده از سیستم آبیاری بارانی بدین شرح عنوان کرده اند:

 

– کم بودن میزان وام
کشاورزان این برداشت را دارند که در استفاده از سیستم آبیاری بارانی، تمامی هزینه های استقرار سیتم از محل وام دریافتی پرداخت شود و هرگونه آورده ای از طرف خود از نوعی هزینه تحمیلی و غیر موجه می دانند و در شرایطی که افزودن بر مقدار وام، خود نیز هزینه هایی را پرداخت کرده باشند آن را نوعی مشکل اقتصادی تلقی می کنند. البته این نکته دارای اهمیت است که تامین تمامی هزینه های آبیاری بارانی از طریق وام به احتمال در آینده که میزان اعتبارات مربوطه به این طرح کاهش می یابد و یا تعداد متقاضیان افزایش می یابد از توان نظام بانکی در تامین هزینه‌ها و وام کاسته می شود و روند استفاده از آبیاری بارانی را با مشکل و یا کندی روبرو خواهد کرد.

– هزینه بالا نسبت به درآمد
پاره ای از کشاورزان استفاده کننده از سیستم آبیاری بارانی مشکل سیستم را در ارتباط با هزینه و درآمد می دانند به گونه ای که اظهار می دارند درآمد جوابگوی هزینه ها نیست، عامل بروز چنین مشکلی می تواند نامناسب بودن سیستم برای کشاورز، استفاده ناکارآمد از سیستم، نامرغوب بودن قطعات و اجرای سیستم و اقساط سنگین.
۴٫ کمبودهای اطلاعاتی

کمبود اطلاعات در مورد سیستم آبیاری بارانی یکی از مشکلاتی است که کشاورزان به آن اشاره کرده اند. نکته جالب اینکه بعضی از کشاورزان اظهار می دارند که متقاضی شرکت در جلسات آموزشی می باشند، ولی در این باره اقدامی صورت نمی گیرد. زمان برگزاری جلسات آموزشی نیز از دید کشاورزان دارای اهمیت است. آنها معتقدند زمان برگزاری کلاسهای آموزشی مناسب نیست. کشاورزان بی اطلاعی را فقط مربوط به خود نمی دانند. آنها کمبود اطلاعات پیمانکاران نصب سیستم آبیاری بارانی از شرایط محلی را نیز بعنوان یک مشکل ذکر می کنند.
۵٫ تشخیص ندادن طراحی غلط
مشکل عده ای از کشاورزان از دید خودشان این است که سیستم در زمین آنها غلط ط

راحی و اجرا شده است و آنان در زمان اجرای سیستم به دلیل ناکافی، غلط بودن طراحی و اجرای سیستم آبیاری بارانی را تشخیص ندادند و اکنون که گاهی آنان بالا رفته است نسبت به موضوع مطلع شده اند، اما هزینه طراحی غلط پیمانکار را کشاورز پرداخت کرده است. البته مشکلات فراوان دیگری از جمله حمل و نقل سیستم، اقساط سنگین، انتخاب سیستم نامناسب، کاربرد ناکارآمد، تصمیم نابخردانه در پذیرش و … وجود دارد.

نتیجه گیری و پیشنهاد

یافته های علمی نشان می دهد که کسب دانش علمی در چارچوب پارادیوم واقع گرایی – مثبت گرایی ضعفهایی دارد. لذا ضروری است که در فرآیند نوآوریهای کشاورزی، از جمله روشهای مطولوبتر آبیاری، زیربناهای نظری و مدلهای نوین تر به کار گرفته شود. در این زمینه استفاده از روشهای مشارکتی پژوهش و نوآوری، توسعه مشارکتی فن آوری (PTD) و نظام پژوهش و ترویج مزرعه ای (FSRE) و طراحی یکپارچه در چارچوب پارادیوم ساخت گرایی در خلق دانش و ابداع توسعه فن آوری باید در بین پژوهشگران علم کشاورزی جایگاه خود را بازیابد.
با وجود دگرگونیهای نظری گذشته در زمینه چگونگی پژوهش و ترویج کشاورزی، هنوز در عمل این گونه دگرگونیها تاثیری در کشور ما از خود به جا نگذاشته اند. همچنین باید گفت که مشکلات مربوط به نشر گسترش آبیاری بارانی لزوم توجه به دیدگاههای نوین تر خلق و نشر نوآوریهای آبیاری بارانی را مشخص می سازد.
عملکرد وضع موجود و عملکرد قابل حصول تولید محصولات کشاورزی کشور
جدول شماره ۲ (کیلوگر در هکتار)
محصول وضع موجود پتانسیل
گندم آبی ۳۰۰۰ ۷۰۰۰
گندم و جو دیم ۷۵۰ ۱۵۰۰
جو آبی ۲۵۰۰ ۷۰۰۰
ذرت دانه ای ۳۵۰۰ ۸۰۰۰
برنج (شلتوک) ۴۰۰۰ ۶۵۰۰
پنیر ۲۰۰۰ ۴۰۰۰

چغندر قند ۳۰۰۰۰ ۵۵۰۰۰
نیشکر ۷۵۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰

حبوبات آبی ۱۷۰۰ ۲۵۰۰
یونجه ۶۵۰۰ ۹۰۰۰
ذرت علوفه ای ۵۰۰۰۰ ۷۰۰۰۰
سویا ۱۵۰۰ ۳۵۰۰

آفتاب گردان ۱۰۰۰ ۳۵۰۰
سیب زمینی ۲۰۰۰۰ ۳۰۰۰۰
پیاز ۲۹۰۰۰ ۵۰۰۰۰
مرکبات ۱۴۰۰۰ ۳۰۰۰۰
سیب درختی ۱۰۰۰۰ ۳۵۰۰۰
پسته ۱۲۰۰ ۲۲۰۰

ارقام مذکور متوسط واریته های مختلف تحقیقاتی موجود در سطح کشور و بیانگر ظرفیت تولیدی مناسب ترین ارقام منطقه نیست، ولی در شرایط موجود با بهبود و اصلاح روشها و افزایش کارآیی نهاده ها امکان دستیابی به ۸۰% تولید مذکور به طور متوسط وجود دارد. دستیابی به ۱۰۰% آن در مدت طولانی تری نیز امکان پذیر است.

– سطح تولید عملکرد محصولات زراعی
از مجموع ۳/۱۲ میلوین هکتار اراضی زیر کشت محصولات زراعی کشور ۸/۸ میلون هکتار معادل ۱/۷۲% به کشت غلات (گندم، جو و شلتوک) اختصاص داده شده است. از این مساحت ۷/۳۹% آبی و ۳/۶۰% دیم است.
کل تولید غلات در سال ۷۴ برابر با ۵/۱۶ میلیون تن بوده است. مجموع تولید گروه غلات معادل ۱/۳۷% کل تولیدات زراعی در این سال است. ۹/۶۷% از تولید گروه غلات از اراضی آبی و ۱/۳۲% از اراضی دیم است. متوسط عملکرد در هکتار گروه غلات در اراضی آبی ۳۱۷۶ کیلوگرم و در اراضی دیم ۹۸۷ کیلوگرم است. حدود یک سوم (۰۹/۳۳%) از مجموع محصولات گروه غلات در ۳ استان خراسان (۴/۱۱%) فارس (۳

/۱۱%) و مازندران (۲/۱۱%)‌ تولید شده است. کمترین قدر تولید غلات نیز به ترتیب به استان هرمزگان (۲۷/۰%)‌ یزد (۶۶/۰%) و بوشهر (۷۴/۰%) اختصاص دارد.

– گروه حبوبات
۱/۱ میلیون هکتار معادل ۹ درصد از اراضی زیر کشت در سال ۷۴ به کشت انواع حبوبات (نخود، لوببا، عدس و سایر) اختصاص داشته است. از این مساحت ۵/۱۵% آبی و ۵/۸۴% دیم است. کل تولید حبوبات ۶۷۶ هزار تن بوده ا

 

ست که معادل ۵/۱% از مجموع تولیدات زراعی کشور را تشکیل می دهد. ۳۴% از محصولات گروه حبوبات در اراضی آبی و ۶۶% در اراضی دیم تولید شده است.
متوسط عملکرد در هکتار گروه حبوبات در اراضی آبی ۱۳۳۷ و در اراضی دیم ۴۷۶ کیلوگرم است. حدود نیمی (۵۸/۵۱%) از مجموع محصولات گروه حبوبات در ۴ استان لرستان (۲۹/۲۰%) آذربایجان شرقی (۹۵/۱۰%) کرمانشاه (۳۵/۱۰%) و آذربایجان غربی (۹۹/۹%) تولید شده است. صرف نظر از استان بوشهر کمترین قدر نسبی تولید حبوبات نیز به ترتیب به ۳ استان هرمزگان (۹%) سمنان (۱۳%) و یزد (۱۴%) تعلق دارد.

– گروه محصولات صنعتی
۷۱۱ هزار هکتار معادل ۸/۵% از اراضی زیر کشت کشور در سال ۷۴ به کشت محصولات صنعتی (پنبه، توتون، تنباکو، چغندر قند، دانه های روغنی و غیره )اختصاص داشته است. از این مساحت ۶/۸۳% آبی و ۴/۱۶% دیم است. کل تولیدات محصولات صنعتی ۱/۸ میلوین تن بوده است. معادل ۳/۱۸% از اراضی از مجموع تولیدات زراعی کشور را تشکیل می دهد. ۵/۹۸% از محصولات گروه صنعتی در اراضی آبی و ۵/۱% در اراضی دیم تولید شده است. متوسط عملکرد در هکتار گروه محصولات صنعتی در اراضی آبی ۵/۱۳ تن در اراضی دیم ۱ تن است.
بیش از نیمی (۲۳/۵۱%) از مجموع محصولات گروه صنعتی در ۲ استان خوزستان (۴۰/۲۷%) و خراسان (۳۳/۲۴%) تولید شده است. ۹۰% از محصولات این گروه در ۹ استان خوزستان، خراسان، فارس، آذربایجان غربی، مازندران، تهران، کرمانشاه و اردبیل تولید شده است. صرف نظر از شهرهای سیستان و بلوچستان، ایلام و هرمزگان کمترین قدر نسبی تولید محصولات گروه صنعتی به ترتیب ۴ استان بوشهر (۱%) گیلان (۴%) آذربایجان شرقی (۵%) و کردستان (۸%)‌تعلق دارد.
علاوه بر گروه سبزیجات محصولات جالیزی، نباتات علوفه ای ۸۱ هزار هکتار معادل ۷/۰% از اراضی زیر کشت کشور در سال ۷۴ به کشت سایر محصولات زراعی اختصاص داشته است. از این مساحت ۷/۵۰% آبی و ۳/۴۹% دیم است. مجموع تولید سایر محصولات زراعی در سال ۷۴ معادل ۲۰۱ هزار تن بوده است که ۵/۰% از مجموع تولیدات زراعی کشور را تشکیل می دهد.

۹/۸۸% از این گروه از محصولات در اراضی آبی و ۱/۱۱% در اراضی دیم تولید شده است. متوسط عملکرد سایر محصولات زراعی در اراضی آبی ۴۳۰۸ و در اراضی دیم ۵۵۱ کیلوگرم است. حدود نیمی (۷/۴۸%) از این گروه محصولات زراعی در ۴ استان اصفهان (۱۷/۱۶%) کرمان (۹۲/۱۳%) آذربایجان شرقی (۸۵/۹%) و خوزستان (۷۴/۸%) تولید شده است. صرف نظر از استانها

ی کهکیولیه و بویراحمد، لرستان و ایلام کمترین قدر نسبی تولید این گروه از محصولات به ترتیب به استانهای زنجان (۲۹/۰%) آذربایجان غربی (۲۹/۰%) و کردستان (۳۷%) اختصاص دارد.

– تاریخچه دانشکده های کشاورزی در ایران
در سال ۱۲۷۹ اولین مرکز آموزش علمی کشاورزی به نام ((مدرسه فلاحت مطفری))در قریه چهار دانگه تهران گشایش یافت. اولین آموزشگاه با اندیشه آموزش کشاورزی با روشهای نوین توسط فردی بلژیکی بنام ((راشد)) اداره می شد. شراط پذیرش در این آموزشگاه بسیار ساده بود ومنحصر به آشنایی به زبان فارسی وحداقل اطلاع از یک زبان خارجی بود. این آموزشگاه شبانه روزی بود وعملیات کشاورزی در دهکده ((بهشت)) نزدیک غاروفشافویه در جنوب تهران صورت می گرفت. مدرسه فلاحت مظفری در سال ۱۲۸۰ ه.ش به محل دانشسرای عا لی منتقل شد وباغ نگارستان جهت انجام عملیات کشاورزی دانش آموزان در نظرگرفته شد.در سا ل۱۳۰۲ ه.ش مدرسه عا لی فلاحت وصنایع روستایی ایجاد شد که اولین دانش آموزشان آن درسال ۱۳۰۴ه.ش فارغ التحصیل شدند.درسال ۱۳۰۸ه.ش مدرسهعالی فلا حت به کرج درمحل فعلی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران انتقال یافت

.درسال۱۳۲۱ه.ش ارزش تحصیلی دانش آموختگان این مؤسسه عنوان درجه مهندسی به تصویب رسید.درسال۱۳۲۴ه.ش دانشکده کشاورزی تهران به عنوان اولین دانشکده کشاورزی درایران با الحاق مدرسه عا لی فلا حت به دانشگاه تهران تاّسیس شد.سپس بتدریج دانشکده ها،آموزشگاه هاومجتمع علوم کشاورزی دولتی درسراسر کشوربوجودآمدبه طوری که هم اکنون تعدادآنهابانع بر۴۳دانشکده،آموزشکده ومجتمع علوم ک

شاورزی است که درکشورفعالیت می کنند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 19 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد