مقاله در مورد بررسی علل افت تحصیلی دانش آموزان در مقطع تحصیلی متوسطه

word قابل ویرایش
33 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

پیشگفتار
همان طور که می دانیم با وارد شدن به مقطع تحصیلی دبیرستان بچه ها با افت تحصیلی شدیدی روبرو می شوند که ما می خواهیم در این مورد توضیحات کوتاهی دهیم تا مشاوران عزیز مدرسه بتوانند کمک دانش آموزان کنند تا این افت تحصیلی دیگر ایجاد نشود. با وارد شدن به مقطع تحصیلی دبیرستان ما یک سال رشد کرده در دوران نوجوانی هستیم، غرور خواصی همه را در بر می گیرد و مسائل و مشکلات فسادی که باعث مشغول شدن فکر بچه ها می شود از یک طرف و وجود کتابهای درسی جدید از طرف دیگر فکر بچه ها را مشغول می کند. سخت گیری معلم ها باعث

می شود که بچه ها از درس زده بشوند و دیگر علاقه ای به مدرسه نداشته باشند و از طرف دیگر فشار خانواده ها برای اینکه بچه هایشان در آینده شغل مناسبی داشته باشند و آنها را با نام دکتر و مهندس صدا کنند باعث می شود که فشار بیش از حد والدین به دانش آموزان آنها را از درس فراری دهند و علاقه ای به خواندن درس نداشته باشند، حال امیدواریم از این مطالبی که من و دوست عزیزم تهیه کرده ایم خوشتان بیاید و علاقه ای به درس پیدا کنید که دیگر این مشاوران عزیز برای افت تحصیلی شما نگران نباشند.

سنجش در عمل :
پاسخ به این سؤال که سنجش به یادگیری دانش آموز منجر می شود یا نه، تا حد زیادی به چگونگی اجرای آن در مدرسه ها و کلاس های درس بستگی دارد. شیوه هایی که از لحاظ نظری یکسان هستند، در عمل ممکن است کاملاً با هم متفاوت باشند. سن و پیشینه ی دانش آموزان، موضوع تدریس شده، باور داشت ها و شیوه ی کاری مورد علاقه ی معلم،
هدف ها و کاربردهای متفاوت سنجش، و محدودیت در زمان، فضا یا منابع، همگی
می توانند بر کاری که انجام می شود، اثر زیادی داشته باشد.

سن دانش آموزان کلاس به تنهایی می تواند یکی از عوامل مهم تعیین کننده خط مشی و شیوه ی کار باشد. آنچه که برای کودکان ۱۱ ساله مطلوب یا امکان پذیر است، ممکن است با آنچه که برای کودکان ۱۵ ساله مناسب است، کاملاً متفاوت باشد. اگرچه دانش آموزان خردسال هم می توانند، برای قضاوت درباره ی پیشرفت خودشان مسئولیت پذیری را آغاز کنند، این امر برای دانش آموزان جوان باید به صورت موضوعی عادی درآید، زیرا آن ها، زمانی که وارد زندگی بزرگسالی

می شوند، ناگزیرند پیشرفت خود را به طور روزانه مورد ارزیابی و نظارت قرار دهند. در این بخش، سنجش را در موضوع ها و موقعیت های گوناگون، مورد بحث قرار می دهیم، از جمله مواردی که کار عملی مورد سنجش قرار گرفته است و هم چنین موضوع بسیار مهم خودسنجی که دانش آموزان را قادر می سازد تا کارهای خود را ارزیابی کنند.
سنجش موضوع درسی
پوشش دادن به تمام موضوع های درسی و میان درسی یک مدرسه در چنین کتابی امک

ان پذیر نیست، بنابراین، برای نشان دادن جنبه های مشترک و مطالب خاص در زمینه های گوناگون، تنها می توان به طور خلاصه، یک یا دو مسئله را در تعدادی از موضوع های درسی مورد توجه قرار داد.

خودسنجی
یکی از مهم ترین ویژگی های مجموعه کتاب های تدریس موفقیت آمیز، تأکید بر مشارکت دادن فراگیران است، چون تدریس و سنجش، نباید تنها چیزی باشند که معلمان برای دانش آموزان خود انجام می دهند. کنار گذاشتن افراد از پذیرش بخشی از مسئولیت های یادگیری خود، هر گونه حس مالکیتی را که ممکن است در آن ها وجود داشته باشد از بین برده و می تواند به از خود بیگانگی منجر شود. ارزیابی کردن کارهای خود ممکن است برای دانش آموزان، به ویژه دانش آموزان خردسال، دشوار باشد، اما این امر نمی تواند دلیلی برای خودداری از خودسنجی باشد. آنچه که گاهی اوقات «خودرویارویی» گفته می شود،
می تواند روی فراگیرانی تأثیرهای متفاوتی داشته باشد. این کار، برای بعضی از دانش آموزان می تواند بسیار روشنگر باشد، آن ها را در یادگیری شریک سازد، و باعث شود که از عملکرد خود احساس غرور کنند. آن ها ممکن است احساس کنند که بر صندلی راننده نشسته اند، و نوعی خودمختاری را کسب می کنند که بزرگسالان رشد یافته با دستیابی به آن، قادرند کارهایی را که انجام می دهند مرور کنند و در مورد چگونگی بهسازی آن ها به داوری بنشینند. برای بعضی دیگر از دانش آموزان خودسنجی می تواند تضعیف کننده باشد، و با ایجاد حصار دفاعی در اطراف آنان، احساس شکست را به آن ها انتقال می دهد؛ بسیاری دیگر نیز ممکن است به چرب زبانی روی بیاورند. برخی از افراد می توانند در مورد خود بسیار سخت گیر باشند، و در این فرایند، اعتماد به نفس خود را از بین ببرند، اگر خود ارزشیابی، به منظور تأثیر مثبت بر یادگیری انجام شود، باید معرفی، اجرا و نظارت بر آن به شیوه ای ظریف و خردمندانه انجام گیرد. خودسنجی شکل های مختلفی دارد، و متناسب کردن آن با سن و پیشینه ی دانش آموزان، مستلزم تنوع بخشیدن به آن هاست. گاهی اوقات دانش آموزان خردسال از شکل صورت های خندانی که نشانگر میزان متفاوت رضایت یا نارضایتی آن ها از کاری است که انجام داده اند، لذت می برند.
من این کار را خیلی خوب انجام دادم.

این خوب است (در حد معیارهای همیشگی من است.)
من این کار را به آن خوبی که می توانستم، انجام ندادم.
دانش آموزان سال های بالاتر ممکن است این شکل ها را وسیله ی بچه گانه ای بدانند، اما خردسالان، اغلب خوشحال می شوند که از این روش برای سنجش رفتار خود در کلاس، نگرش نسبت به موضوع ها یا مسائل (من با … موافقم / مخالفم، من دوست دارم / دوست ندارم …) ، تلاش کردن (من خیلی سعی کردم / من خیلی سعی نکردم تا …) ، یا پیشرف

ت کلی در یک حوزه ی خاصی از مطالعه، استفاده کنند.

ساختار
گرچه دانش آموزان می توانند کارهای خود را براساس ملاک های خویش مورد سنجش قرار دهند، ممکن است لازم باشد که سرنخ هایی نیز برای انجام دادن این کار به آن ها داده شود. درست همان طور که معلمان و آزمونگران بیرونی اغلب برای نمره گذاری به نوعی ملاک مورد توافق نیاز دارند، خیلی از دانش آموزان نیز دارای چنین نیازی هستند. در واقع تدوین ملاک هایی برای سنجش، مشخص کردن چیزی که باید به آن وزن داده شود، تعیین آنچه که بیانگر کار «خوب» ، «درست» ، «تخیلی» و «موفقیت آمیز» است، ضروری بودن درجه های الفبایی (الف، ب و …) ، نمره های عددی ، یا نظرهای نوشتاری و تأثیر هر یک از این ها بر بینش دانش آموزان، آن ها را قادر می سازد که درباره ی هدف تمرین و ارزشمندی آن، بحث و گفت و گو کنند. در مورد امتحانات عمومی، حتی استفاده از طرح نمره گذاری «رسمی» در تلاش دانش آموزان برای پاسخگویی به سؤال ها، می تواند بینش آفرین تر باشد.

خوداصلاحی
«خوداصلاحی» در اینجا به معنی ارائه ی پاسخنامه و مجموعه ای از پاسخ های درست به دانش آموز است. این کار ممکن است فقط زمانی انجام شود که هیچ گونه ابهامی وجود نداشته باشد و تعداد گزینه ها اندک بوده، یا اصلاً گزینه ای نداشته باشیم. برای مثال، در مورد ریاضیات، ممکن است پاسخ مسئله ریاضی که دانش آموزان باید حل کنند، به آنان داده شود. بنابراین، بیشترین کاربرد این روش در زمینه ی یادآوری اطلاعات و حل

مسئله ای است که فقط یک پاسخ دارد. «پایتخت فرانسه کجاست؟» ، «جنگ هاستینگز در چه تاریخی روی داد؟» ، «کلمه کودک به زبان آلمانی چه می شود؟» ، «تابلو مونالیزا اثر کیست؟» ، «حاصل ضرب ۳۷۵ ۴۹۸ چیست؟» . خود اصلاحی، هم چنین می تواند در

شرایطی که بیش از یک پاسخ قابل قبول وجود دارد، به شرطی که سؤال ها به جای باز پاسخ، بسته پاسخ باشند، مورد استفاده قرار گیرد. این سؤال آزمون که «نام دو ملکه ی انگلستان چیست؟» از دانش آموز می خواهد که پاسخ مورد نظر را از بین فهرست کوتاهی از احتمالات ممکن، استخراج کند، اما از سوی دیگر، سؤالی مانند «دو نفر نقاش بزرگ را نام ببرید،» برای خوداصلاحی خیلی مشکل ساز و گسترده است. تعریف دقیق کلمه ی «بزرگ» و تهیه فهرست تعداد بسیار زیادی از نقاش هایی که در طول قرن های متمادی زیسته اند و ممکن است برای این منظور واجد شرایط باشند، بسیار مشکل است.

رشد فردی و اجتماعی و رفتار
بعضی از مباحث را می توان در موضوع های گوناگون برنامه ی درسی جای داد، از جمله: «آموزش فردی، اجتماعی، اخلاقی و بهداشتی» ؛ «شهروندی» ؛ «محیط» ؛ «فکر کردن» ؛ هم چنین می توان آن ها را به عنوان یک موضوع درسی مستقل، در برنامه تدریس کرد. درباره ی این دیدگاه، در یک برنامه ی درسی دیگر مطلب نوشته ام (راگ، ۱۹۹۷). اگر سنجش منعکس کننده برنامه ی درسی باشد و از این طریق با برنامه ی درسی باشد و از این طریق با برنامه ی درسی پیوند نزدیک پیدا کند، پس یادگیری و رشد دانش آموزان را می توان با استفاده از روش های متعددی که در جای جای این کتاب شرح داده شد به خوبی مورد ارزشیابی قرار گیرد. ویژگی های فردی، یادگیری و رفتار، موضوع های بسیار حساسی هستند. کودکان نه فقط باید بیاموزند که عضوی از خانواده و جامعه ی گسترده ای هستند که امروز و فردا در آن زندگی می کنند. بنابراین، آن ها باید خود را با بسیاری از هنجارها و مقررات موجود در درون و بیرون مدرسه و همچنین با اصول و قوانین حاکم بر جامعه، هماهنگ سازند. قوانین و اصولی که اگر شهروندان بخواهند وظایف خود را نسبت به سایرین انجام دهند، باید آن ها را رعایت کنند. هم چنین آن ها باید به عنوان یک فرد، رشد کنند و به جای آنکه منتظر باشند تا به آن ها گفته شود که چه کاری باید انجام دهند، باید خود به طور مستقل عمل کنند.
گاهی اوقات بین رشد و ارزشیابی فرد و نقش وی در گروه، تنش هایی بروز می کند. بسیاری از اختراعات بزرگ، پیامد تمایل افراد به شکستن قواعد و تلاش برای دستیابی به راه حل های نامتعارف بوده اند. یکی از مثال ها در این زمینه پرواز اس

ت. تلاش های اولیه برای تولید ماشین های پرواز، در بهره گیری از مدل بال زدن پرندگان گرفتار شد، از این رو ماشین های اولیه برای پرواز بسیار کند و فاقد کارآیی بودند. راه حل مبتنی بر بال های انعطاف ناپذیر و خشک، غیرمنطق

ی به نظر می آمد. اگر بال ها نتوانند حرکت کنند، چه چیزی می تواند پرواز کند؟ با وجود این، رویکرد نامتعارف تنها رویکردی بود که مؤثر واقع شد. برای سنجش آموزش فردی، اجتماعی و اخلاقی به مهارتی در سطح بالا نیاز داریم. باید بین رشد فردی، اجتماعی، توازن وجود داشته باشد. انجام دادن این دو با یکدیگهای فردی و گروهی می شود. سنجش غیررسمی و تکوینی احتمالاً بیش از سنجش رسمی و تراکمی مورد استفاده قرار می گیرد. بسیاری از بزرگسالان گواهی می دهند که معلمان آن ها، از طریق ارائه ی پسخو

راند دقیق و مناسب در طول سال ها

ی حساس رشد، تأثیرهای مثبتی بر رشد آن ها داشته اند، درست همان گونه که برخی دیگر بر اثر سنجش غیرحساس از اعتماد و عزت نفس کمتری برخوردار هستند و از این بابت بسیار رنج می برند. این مطلب به معنای مخالفت با سنجش در حیطه های حساس رشد آدمی نیست، بلکه بیانگر ضرورت اجرای ماهرانه این سنجش هاست.
بالاترین آرزویی که برای فرزندان خود دارید چیست؟
اگر با پدران و مادران این سؤال مهم را مطرح سازید و به آنها فرصت دهید روی سؤالی چنین عمیق، قدری تأمل کنند، پاسخهایی که دریافت می کنید روی موضوعاتی دور می زند که در فهرست زیر آمده است:
– دوست دارم بچه هایم در زندگی شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاریها و مشکلات باشند.
– دوست دارم بچه هایم از زندگی لذت ببرند، و هر روز را مانند معجزه ای تلقی کنند و آن را ارج بگذارند.
– دوست دارم صرف نظر از شغلی که دارند، همواره احساس موفقیت، اعتبار و ارزش نمایند.
– دوست دارم نسبت به خودشان و زندگی دیدی مثبت و سازنده داشته باشند.
– دوست دارم طوری تربیت شوند که بتوانند از بروز دشواریهایی که ممکن است آنها را از پای درآورد، جلوگیری کنند.
– دوست دارم هرگز به افسردگی و درماندگی دچار نشوند.
– دوست دارم افرادی عصبی بار نیایند.
– دوست دارم از چنان احساس امنیت و آرامش درونی برخوردار باشند، که بتوانند در صورت بروز مشکلات از خود مقاومت و پایداری نشان

دهند.
– دوست دارم قدر و ارزش زمان حال را درک کنند، از سفر زندگی لذت ببرند و روی قسمت و تقدیر بیش از حد تکیه نکنند و تأکید نگذارند.
پاسخهای بالا، جوابهای نمونه ای بود ک

ه دریافت نمودم و به صورت جملاتی ساده و فشرده ارائه دادم. به نظر نمی رسد پدر و مادرها شدیداً نگران این مسئله باشند که چرا فرزندانی ثروتمند یا مشهور یا فارغ از مسائل و مشکلات ندارند. والدین هرگز تصمیم ندارند فرزندشان یک زندگی در حد کمال مطلوب، خانه ای بسیار قیمتی یا ازدواجی بی نقص و کامل و یک زندگی خانوادگی رویایی، نظیر آنچه در فیلمها و برنامه های تلویزیونی نمایش داده می شود، داشته باشد. پدر و مادرها ظاهراً در مورد هدفهای فرزندان خود نگرشی واقعبینانه دارند، آنها به خوبی به این واقعیت آگاهند که اشیا شادی آفرین نیستند و لذا از فرزندان خود هم نمی خواهند برای رسیدن به خوشبختی تمام مدت در حال جمع آوری مال باشند. ظاهراً اکثریت مردم به این نتیجه رسیده اند که مالکیت، موقعیت اجتماعی، اندوختن ثروت و یا پارامترهای مرسوم که قبلاً معیار سنجش یک زندگی موفقیت آمیز بود، دیگر ارزش و اعتبار سابق را ندارد. ما داستان انسان های «موفقی» را که معتاد به داروهای آرامبخش هستند، و هر روز بیش از روز دیگر از تلاش و فعالیت گریزان
می شوند، که کسالت و «افسردگی» خود را امری طبیعی و «عادی» تلقی می کنند، که خودکشی را، راه حل مشکلات و مسائل می دانند یا چنان سرگرم و پیگیر جمع آوری ثروت «بیشتر» هستند که وقتی برای لذت بردن از زندگی پیدا نمی کنند، بسار دیده و شنیده ایم.
مردم کم کم آگاه و هوشیار شده اند که بعضی از موفقیتها، چه پیامدهای ناخوشایند و نامطلوبی ممکن است داشته باشد، از این رو ترجیح می دهند فرزندانشان، حتی با تحمل سختی و رنجهای بسیار، به شادی، صفا و آرامش برسند. اطمینان واثق دارم شما دوست دارید و ترجیح می دهید فرزندانتان پدر و مادری راضی و خرسند، کارآمد با کنش و کارکردی کامل، و مستقل و آزاد اندیش باشند تا بتوانند مسائل و مشکلات زندگی

را حل کنند بدون آنکه این دشواریها چنان تأثیری روی آنها بگذارد که منجر به شکست ایشان شود، یا آنها را چنان فلج سازد که ناگزیر شوند به دستاویزهای خارجی از قبیل قرص، روان درمانی یا حتی جراحی متوسل گردند. به طور خلاصه، دوست دارید فرزندانتان در آینده به صورت انسانهایی در آیند که در تمام جنبه های زندگی مس

تقل و آزاد اندیش هستند و از زندگی لذت می برند، بدون آنکه دیدی منفی داشته، یا حالت انسانی شکست خورده را به خود بگیرند.
دوست دارید بچه هایتان برخوردی مثبت

با زندگی داشته باشند تا اهل شکوه و شکایت باشند. مایلید احساس موفقیتی درونی کنند تا انگیزه های بیرونی محکّ سنجش موفقیت آنها باشد.
«انسان مستقل و آزاد اندیش، فردی خودساخته، علاقه مند به خود و سرشار از شوق و تحرک است. دچار تأسف و حسرت نمی شود و خود را مقید نمی سازد، وقت و نیازی به تفاخر و خودپسندی ندارد، چون می داند کسی که نهال عشق و احترام را می کارد روزی آن را درو خواهد کرد. همه کسانی که از او گشاده رویی و صداقت دیده اند، به او عشق و احترامی اصیل دارند، لذا جایی برای نگرانی وجود ندارد، که فکر کند ممکن است عده ای او را نفی کنند.»
• «بالاترین شیطانی که ممکن است بر انسان نازل شود گمان باطل و ناخوشایندی است که ممکن است از خود داشته باشد» گوته

والدین
گاهی پرسیده می شود که آیا در سنجش کارهای کودکان جایی برای والدین وجود دارد یا خیر؟ این موضوع، به چند دلیل از حساسیت برخوردار است:
• بعضی از والدین از تحصیلات بالایی برخرودارند، در حالی که برخی دیگر این گونه نیستند، لذا بین برداشت آنان از موضوع تفاوت قابل توجهی وجود خواهد داشت.
• بعضی والدین با پیشنهاد سنجش های توأم با گذشت در پی کمک کردن به کودکان خود هستند، یا اینکه مشاهده اشتباهات کودکان و اصلاح کردن آنان را واقعاً دشوار می دانند.
• سایر والدین ممکن است بیش از اندازه سخت گیر باشند و اطلاع آن ها درباره ی اینکه یک دانش آموز در سن معینی چه کاری می تواند انجام دهد بسیار اندک باشد، یا ممکن است در توانایی خویش همانند کودکان، مبالغه کنند.
• وقتی نقش «سنجشگر» بر عهده ی والدین گذاشته شود ممکن است بر روابط خانوادگی بعضی از آن ها، تأثیر بگذارد.
بنابراین استفاده از سنجش هنجار مرجع مشکل است، زیرا اکثر والدین نمی دانند که
دامنه ی عملکرد قابل دستیابی برای کودکان یک سن معین، چقدر است. با وجود این، برخی از انواع سنجش و کنش های حسابرسی را، می توان مورد توجه قرار داد. این فعالیت ها در برگیرنده ی مواردی از این قبیل هستند: والدین، کودک را از نظر انجام دادن تکلیف یا مطالعه کتاب هایی که به منزل آورده است، تحت نظارت قرار می دهند و شاید سابقه ای از کارهای انجام شده را ثبت کنند؛ کودک را در تمرین «خود نمره دهی» کمک می کنند؛ همان طوری که قبلاً توصیف شد، هنگامی که پاسخ ها فراهم می آیند و کودکان می توانند درست یا نادرست بودن پاسخ های خود را بررسی کنند، در پرونده ی پیشرفت آنان تأیید می شود که کودکان، آنچه را که ادعا می کنند در خارج از ساعت های مدرسه انجام داده اند،

واقعاً انجام داده اند.

عملکرد دانش آموز در مقابل اصول و هدف های سنجش
فرض کنید گروهی از دانش آموزان را یک روز د. اگر فردای آن روز دقیقاً از همان آزمون استفاده کنید، آیا نتیجه یکسان خواهد بود؟ حتی در این آزمایش ساختگی هم، نتیجه قطعاً یکسان نخواهد بود، بخشی به این دلیل که بچه ها روز به روز تغییر می کنند و بخش دیگر اینکه، هیچ آزمونی کامل نیست. اگر دقیقاً همان آزمون دوباره به دانش آموزان داده شود، آن ها ممکن است پاسخ های خود را به خاطر بیاورند، از این رو بررسی های نظام دار آزمون های میزان شده، اغلب شامل دو فرم موازی از آزمون هستند، فرم (الف) و فرم (ب) ک

ه به همان گروه از دانش آموزان، در دو زمان مختلف داده می شوند. سپس
نمره های دو آزمون به روشی که به همبستگی باز آزمایی یا فرم های موازی شهرت دارد، با یکدیگر مقایسه می شود. هر چه همبستگی بیشتر باشد، پایایی یا ثبات عملکرد دانش آموزان در آنچه آزمون اندازه گیری می کند، بیشتر است. از همین مفهوم در سنجش غیر رسمی نیز می توان استفاده کرد. یک نمونه در این مورد بررسی سؤال های شفاهی است، اگر سؤال ها با کلمات روشن بیان شده باشند، کودکان به روشنی درمی یابند که از آن ها چه چیزی پرسیده اند و همانند نوبت قبل به سؤال ها پاسخ می دهند؛ در حالی که، ممکن است به سؤال های مبهم یا آن هایی که به صورتی روشن بیان نشده اند، پاسخ های متفاوتی بدهند.

روشهای مطالعه
مطالعه معمولاً به سه صورت انجام می گیرد، ما در این بحث می خواهیم این سه روش را بررسی کرده و بهترین روش مطالعه را به شما معرفی کنیم:
۱- آرام خواندن و تکرار مطالب، ما از کودکی این گونه آموخته و عادت کرده ایم که برای یادگیری درسها مطالب کتاب را با دقت و آرام بخوانیم و چند مرتبه آن را تکرار کرده و در فرصتهای بعدی آنها را مرور کنیم تا اطلاعات را حفظ کرده و فراموش نکنیم و مخصوصاً در ایّام امتحانات سعی می کنیم درسها را چندین بار تکرار و مرور کنیم به صورتی که برخی از دانش آموزان و دانشجویان ۲۰ تا ۲۵ و گاه بیشتر درسی را مرور و تکرار می کنند این همه تکرار خوب است اما اگر شما درس را در سر کلاس یاد بگیرید و برای پرسش های کلاسی مرتب حاضر باشید و شب امتحان یک بار تکرار کنید خواهید یاد گرفت.
۲- زیر لب خوانی: برخی از دانش آموزان علاوه بر این که درسها را شمرده و آرام می خوانند. سعی می کنند آنها را زیر لب زمزمه و تکرار کرده و به قول خودشان مطالب در ذهن آنها حک شوند و به این زودیها از یادشان نرود ولی باید این را دانست که روش اول و دوم دو ایراد دارند که:

الف) کسانی که با این دو روش مطالعه می کنند می بایست وقت و نیروی زیادی برای یادگیری و حفظ درسها صرف کنند و نتیجه کمتری نیز به دست می آورند و علاوه بر این از انجام فعالیتهای دیگر باز می مانند از این رو با زحمت زیاد، درسها را می آموزند و حفظ می کنند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 33 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد