مقاله طلاق رجعی و حقوق متقابل زوجین در فقه امامیه

word قابل ویرایش
29 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
8700 تومان

طلاق رجعی و حقوق متقابل زوجین در فقه امامیه

چکیده
طلاق رجعی راهی است که اسلام با در نظر گرفتن مصلحت خانواده و جامعه در نظر گرفته تا ضمن حفظ زمینه احیای دوباره زندگی مشترک، شأن زن با ابراز علاقه از سوی مرد حفظ شود. در خصوص حکمت رجعت باید گفت : هدف از «رجعت » فرصت و مجال پیدا کردن مرد و زن برای حل اختلاف و تجدیدنظر در مورد طلاق و جدایی است و در آن مدت هر دو فرصت دارند تا در مورد آخر و عاقبت جدایی و مشکلات پس از آن به خوبی بیندیشند و چنانچه برای اصلاح و حل اختلاف به توافق رسیدند به زندگی زناشویی قبل از طلاق بازگردند. در طلاق رجعی برای رجوع کردن لازم نیست مرد شاهد بگیرد یا به زن خبر دهد، و اگر مالی از زن بگیرد، و با او صلح کند که دیگر به او رجوع نکند، با این اقدام حق رجوع او از بین نمی رود و می تواند رجوع نماید در این طلاق برای رجوع مرد شرایط خاص و سختی مقرر نشده و او می تواند به چند صورت رجوع نماید که ماده ١١۴٩ قانون مدنی نیز به نوعی به این نکته اشاره نموده است ، همه این موارد از جمله حقوقی است که هم در فقه امامیه و هم قانون ایران ، برای مرد البته در مقابل بعضی تکالیف همچون پرداخت نفقه و اینکه وی حق ندارد پیش از رجوع با زن همخوابه شود، در نظر گرفته شده است ، در مقابل برای زن نیز حقوقی در نظر گرفته شده و امتیازات فقط مختص مرد نیست ، با این توضیح که زنی که در
عدّه طلاق رجعی است ، در حکم زوجه است و نفقه اش بر عهده شوهر میباشد و حق دارد در منزل او سکونت داشته باشد و حتی از او ارث میبرد و مواردی از این قبیل که در برابر بعضی تکالیف برای مطلقه رجعیه از جمله نداشتن حق بیرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر یا نشوز و سرپیچی، در نظر گرفته شده است .مقاله حاضر در نظر دارد حقوق متقابل زن و شوهر و فلسفه طلاق رجعی در فقه امامیه مورد بررسی و پیشنهاداتی ارائه گردد.
واژگان کلیدی : طلاق ، رجوع ، مطلقه ، زوجین ، رجعی،حقوق متقابل
۱

مقدمه
ازآنجا که هدف دین مبین اسلام ایجاد پیوند میان افراد انسانی و تشکیل کانون های خانوادگی است ، طلاق را که مخالف فطرت و طبیعت انسان و برخلاف قانون پیوند زن و مرد است را مورد نکوهش قرار داده و شایسته سرزنش میشمارد و آن را امری مبغوض خداوند معرفیکرده است . با آن که طلاق در اسلام در وقت ضرورت ، مشروع است ولی شارع مقدس برای آن که زندگی زناشویی، زود از هم نپاشد و دامنه این گرداب خطرناک به افراد بیگناه دیگر، زیان نرساند، به مجرد این که مردی از همسرش ناخرسند باشد، راه طلاق را نشان نمیدهد بلکه او را به بردباری و شکیبایی دعوت میکند.
توجه به طلاق رجعی در فقه امامیه که در آن شوهر می تواند زن خود را یک یا دو طلاق دهد وپس از مدتی در صورتی که زن در مدت عده است به زن خود رجوع و مراجعت کند، نشانه ای از مخالفت اسلام با طلاق است . عده در این جمله به کسر عین اسم است و مشتق از اعتداد می باشد و در لغت عبارت است از شمار، شماره ، روزهای حیض زن ، و مدت زمانی پس از طلاق یا فوت شوهر که زن نباید شوهر کند(معین ، ١٣٨۶ : ۴۵٠).
در تعریف اصطلاحی نیز چنانکه ماده ١١۵٠ ق .م می گوید«عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقدنکاح او منحل شده است نمیتواند شوهر دیگر اختیار کند».
آغاز عدّه طلاق از هنگام انجام طلاق است ، خواه شوهر حاضر باشد با غایب ، خواه خبر طلاق به زن رسیده باشد یا نه . بنابراین اگر مرد غایبی، زنش را طلاق دهد و پس از گذشت مدت عدّه زن از طلاق خود آگاه گردد، عده اش سپری شده است و لازم نیست که زن پس از دریافت خبر طلاق خود، عدّه نگهدارد.
رجعت بازگشت به وضع قبلی زندگی زن و مرد قبل از پایان عده در طلاق رجعی است .
رجعت بر دو گونه است : ١- رجعت در طلاق رجعی ٢- رجعت در طلاق بائن
رجعت در طلاق رجعی با کلام و سخن تحقق می یابد مثلا اگر شوهر بگوید تو را به نکاح قبلی بازگرداندم رجعت حاصل میشود اما ابوحنیفه در این مورد با علمای دیگر اختلاف دارد و میفرماید: رجعت باید به صورت عملی و از طریق ارتباط زناشویی و با مقدمات ان انجام شود در این گونه رجعت و بازگردانیدن موافقت پدر یا ولی همسر ومهریه جدید و اجازه او لازم نیست . اما رجعت در طلاق بائن یعنی پس از سپری شدن عده در طلاق اول یا دوم اگر مرد بخواهد همسرش را به کانون خانواده و ادامه زندگی زناشویی بازگرداند، باید پس از اجازه همسر، تعیین مهریه و عقد جدید، اقدام به این کار بنماید(.زحیلی، ١٣٨۵: ٣٩۶)
مبنای مشروعیت رجعت این فرموده خداوند است که می فرماید: «وبعو لتهن احق بردهن فی ذلک ان اراد واصلاحاً».١ ترجمه آیه بدین صورت است : «و شوهران آنها در زمان عده حق دارند آنها را به زنی خود باز رجوع دهند اگر گه نیک سازش دارند».
در خصوص حکمت رجعت باید گفت : هدف از «رجعت » فرصت و مجال پیدا کردن مرد و زن برای حل اختلاف و تجدیدنظر در مورد طلاق و جدایی است و در آن مدت هر دو فرصت دارند تا در مورد آخر و عاقبت جدایی و مشکلات پس از آن به خوبی بیندیشند و چنانچه برای اصلاح و حل اختلاف به توافق رسیدند به زندگی زناشویی قبل از طلاق بازگردند. در مدت عده این مرد است که حق دارد همسرش را هرچند به ادامه زندگی با شوهر ناراضی باشد، بازگرداند و مبنای این حکم ، آیه ای است که پیش تر ذکر شد و این حق را شریعت اسلام به مرد داده و هرچند بخواهد خود را از آن محروم نماید، باز از آن حق برخوردار خواهد بود.در
١. آیه ٢٢٨ سوره مبارکه بقره
۲

طلاق اصل بر رجعی بودن آن است یعنی زمانی که مرد طلاق را ایجاد میکند در صورتی که یکی از موارد بائن نباشد طلاق رجعی است و رابطه زوجیت ادامه دارد زیرا در طلاق رجعی به طور کامل رابطه زناشویی قطع نمی شود و گفته میشود که مطلقه در زمان عده در طلاق رجعی در حکم زوجه است . در طلاق رجعی جدا از این که در مدت عده ، شوهر حق رجوع دارد، طرفین حقوق و تکالیفی را نیز دارا میباشند که با حقوق و تکالیف طلاق بائن تفاوت دارد .به عنوان مثال ، اگر در طلاق رجعی، زن یا شوهر بمیرند، از هم ارث می برند و زن مستحق دریافت نفقه است . مرد نیز حق ندارد تا زمانی که مدت عده به پایان نرسیده است ، مطلقه رجعیه خود را از محل سکونتش ؛ یعنی منزل خود خارج نماید .در طلاق رجعی زن و مرد از احصان خارج نمیشوند و در این زمان اگر مرتکب زنا گردند، زنای آنها زنای محصنه محسوب میشود.
در طلاق رجعی بیشتر به مرد اختیارات داده شده است و اختیارات زن در این نوع طلاق محدود است . لذا در مقاله حاضر بعد از آوردن مباحثی در مورد تعریف و اقسام طلاق رجعی در فقه امامیه ، اختیارات هریک از زن و مرد در طلاق رجعی را از منظر قرآن و فقه امامیه به صورت مجزا مورد بحث و بررسی قرار می دهیم .
تعریف طلاق رجعی و اقسام آن در فقه امامیه
برای طلاق رجعی در فقه امامیه تعاریف زیادی ارائه نموده اند که ذیلاً به اهم آنها اشاره می شود :
١- طلاق رجعی طلاقی است که در ایام عده زوج امکان رجوع دارد، به تعبیر دیگر به استثنای طلاق هایی که در بند اول آمده است و همگی طلاق بائن می باشند، بقیه طلاق ها از نوع طلاق رجعی خواهند بود(روشن ، ١٣٨٩ :١٧٠).
٢- اگر مردی همسر خود را طلاق دهد و طلاق او جزء هیچ کدام از پنج قسمی که در طلاق بائن گفته شد نباشد، آن طلاق را «طلاق رجعی» می نامند که بعد از آن تا وقتی زن در عده است ، مرد می تواند به او رجوع نماید (موسوی اردبیلی، ١٣٩٠ : ۵٧٧).
در مورد اقسام طلاق رجعی باید گفت که بجز طلاقهای ششگانه ی بائن هر طلاقی رجعی محسوب می شود.
طلاق عدی از اقسام طلاق رجعی است و بدین جهت بعضی از فقها طلاق سنی را به دو دسته بائن و رجعی بخـش کـرده اند.
طلاق عدی عبارت است از طلاقی که پس از آن ، مرد در ایام عده رجوع کند و با زن نزدیکی نماید و سپس در طهر دیگـر زن را طلاق گوید(صفایی و امامی، ١٣٨٧: ٢۵١).
اختیارات و تکالیف زوج در طلاق رجعی
پیش از این بیان شد که اختیارات مرد در طلاق رجعی به مراتب بیشتر از اختیاراتی است که زن دارد اما در این میان زوج تکالیفی نیز دارد که باید آن را انجام دهد که از جمله آن می توان به پرداخت نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده اشاره نمود.
۳

حقوق واختیارات زوج
برداشت عمومی و مورد اتفاق فقها و مفسرین این است که از دیدگاه اسلامی، اختیار طلاق در دست مرد است و علیالاصول مرد هر وقت بخواهد، اعم از این که جهت موجهی داشته باشد یا نه ، میتواند زن را طلاق دهد، و همانطور که در صفحات پیش در مورد وضعیت طلاق در قانون مدنی ایران اشاره شد، شرایط محدود کننده ای که وجود دارد تعدادی از آنها مربوط به اهلیت مرد به عنوان اجرا و استیفای این حقی که قانون برای او شناخته ، میباشد از قبیل داشتن بلوغ ، اختیار و یا نحوه اجرای صیغه طلاق و یا شرایط و وضعیت مربوط به حالات زن از قبیل بودن در طهر غیر مواقعه میباشد. البته از لحاظ اخلاقی هم توصیه هایی برای پرهیز از طلاق و در واقع عدم استفاده غیر موجه از این حق شده است .
ولی به هر حال با قطع نظر از محدودیتها و ممنوعیتهای اخلاقی، از لحاظ فقهی، و حقوقی، برداشت فقها از احکام قرآن و مبانی اسلامی این است که طلاق حق مرد و در اختیار اوست . شاید بتوان گفت صریح ترین و جامع ترین بیان در این خصوص از قاضی ابن البراج طرابلسی، فقیه و قاضی شیعی قرن پنجم هجری است که در کتاب المهذب در ابتدای بحث طلاق با نقل آیه شریفه :«یا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن …»٢ میگوید : «خداوند طلاق را در اختیار مرد قرار داده نه زن و آن را برای مردان مباح کرده است .
بنابراین اگر مردی، خواست زنش را طلاق دهد، او را میرسد که چنین کند، خواه علتی برای این کار داشته باشد یا بدون علت بخواهد طلاق دهد، زیرا طلاق دادن برای او مباح شمرده شده است . البته طلاق دادن زن بدون جهت مکروه است . بنابراین اگر بدون جهت اقدام به طلاق نموده ترک افضل کرده است ولی گناه و خطایی به حساب او نمیآید»( مهرپرور، ١٣٩٢ : ٢٧۵).
در این باره خداوند در آیه ٢٢٨ سوره مبارکه بقره می فرماید: «… در آن ایام (ایام عده طلاق ) اگر شوهرانشان (شوهران زنان طلاق داده شده ) قصد اصلاح داشته باشند به بازگرداندنشان سزاوارترند. و برای زنان حقوقی شایسته است همانند وظیفه ای که بر عهده آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی (درجه ای) است و خداوند پیروزمند و حکیم است ».
اصولاً اسلام مدعی تساوی زن و مرد نیست ، بلکه مدعی عدالت بین زن و مرد است . زیرا هرگز نمی توان انکار کرد که بین زن و مرد از نظر روحی و جسمی و … تفاوت هایی وجود دارد. و همین تفاوت ها باعث می شود تا وظایف هر یک با دیگری متفاوت باشد و این عین عدالت است . و اگر با وجود تفاوت ها از هر یک ، وظایف یکسانی خواسته شود این خلاف عدالت است . مساله عدالت میان زن و مرد به این معنی نیست که آنها در همه چیز برابرند و همراه یکدیگر گام بردارند.
جنس زن برای انجام وظایفی متفاوت با مرد آفریده شده و به همین دلیل احساسات متفاوتی دارد قانون آفرینش ، وظیفه حساس مادری و پرورش نسلهای نیرومند را بر عهده او گذارده ، به همین دلیل سهم بیشتری از عواطف و احساسات به او داده است ، در حالی که طبق این قانون ، وظایف خشن و سنگین تر اجتماعی بر عهده جنس مرد گذارده شده ، و سهم بیشتری از تفکر به او اختصاص یافته بنا بر این اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم باید پاره ای از وظایف اجتماعی که نیاز بیشتری به اندیشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان گذارده شود، و وظایفی که عواطف و احساسات بیشتری را میطلبد بر عهده زنان ، و به همین دلیل مدیریت خانواده بر عهده مرد، و معاونت آن بر عهده زن گذارده شده است و به هر حال این مانع از آن نخواهد بود که زنان در اجتماع ، کارها و وظایفی را که با ساختمان جسم و جان آنها میسازد، عهده دار شوند، و در کنار انجام وظیفه مادری، وظایف حساس دیگری را نیز انجام دهند.
و نیز این تفاوت مانع از آن نخواهد بود که از نظر مقامات معنوی و دانش و تقوا، گروهی از زنان از بسیاری از مردان پیشرفته تر باشند.
٢. آیه ١ سوره مبارکه طلاق
۴

پس از نظر اسلام اگرچه مردان در این جهت بر زنان برتری داده شده اند ولی این برتری و درجه آنها موجب تکالیف و وظایفی برای آنها شده است که چنین وظایف و تکالیفی را از زنان نخواسته اند.
جالب است که در پایان آیه شریفه می فرماید: خداوند پیروزمند و حکیم است که این کلمات نورانی اشاره است به اینکه قانون و تدبیر الهی ایجاب می کند که هر کس در جامعه به وظایفی بپردازد که قانون آفرینش برای او تعیین کرده است و با ساختمان بدن او تناسب دارد(مکارم شیرازی، ج ٢، ١٣٧۴: ١۶١).
نتیجه اینکه با توجه به سیاق آیه و با توجه به آیات دیگری که می فرماید: زن و مرد از نظر پاداش اعمال صالح ، با هم هیچ فرقی ندارند.٣ و تقوا ملاک برتری است ۴ و فرقی بین مرد و زن از این جهت نیست ، به خوبی روشن است که این آیه شریفه برتری مردان را تنها از جهت امر مدیریت و سرپرستی خانواده ، بیان نموده است و معنی آیه برتری مطلق مردان از تمام جهات نیست .
علاوه بر آنچه که ذکر شد، موارد دیگری نیز در طلاق رجعی وجود دارد که می توان آنها را از جمله حقوق و امتیازات زوج به
حساب آورد از جمله این موارد می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف ) برای رجوع کردن لازم نیست مرد شاهد بگیرد یا به زن خبر دهد، بلکه اگر بدون اینکه کسی بفهمد، بگوید: به زن خود رجوع کردم ، صحیح است .
ب ) مردی که زن خود را طلاق رجعی داده ، اگر مالی از او بگیرد، و با او صلح کند که دیگر به او رجوع نکند، با این اقدام حق رجوع او از بین نمی رود و می تواند رجوع نماید.
ج ) در طلاق رجعی برای رجوع مرد شرایط خاص و سختی مقرر نشده و او می تواند به چند صورت رجوع نماید، مثلاً می تواند حرفی بزند که دلالت کند مطلقه رجعیه را دوباره زن خود قرار داده است . و یا کاری کند که زن وی بفهمد که رجوع کرده است .
تکالیف زوج
در صورت وقوع طلاق ، هرگاه علت جدایی عدم تمکین یا نشوز زن به دلیل ترک خانه نبوده و طلاق رجعی باشد، پرداخت نفقه زن در طول مدت عده (زمان تعیین شده پس از وقوع طلاق یا فوت شوهر که زن در این مدت حق ازدواج مجدد ندارد) بر عهده مرد خواهد بود. به عکس در طلاق خلع (به دلیل کراهت زن از همسر خود)، مرد از پـرداخت نفقه معاف است ، اگــرچه زن مـی بایست عده نگاه دارد. دکتر لنگرودی در این باب ، در ترمینولوژی حقوق در ذیل عنوان «نفقه مطلقه » نوشته اند : رجعه در عده نفقه دارد. بائنه و موطوئه به شبهه ، در عده نفقه ندارند(جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ١٣٩٠ : ٧٢١).
«نفقه » از ریشۀ «نفق » به معنی مصرف و بخشش بوده و به معنی صرف کردن و خروج است ؛ زیرا نفقه ای که مرد برای همسرش خرج می کند به نحوی از مال وی خارج می گردد. در خصوص تعریف اصطلاحی نفقه تحول شیوه زندگی ، هر روز نیازهای تازه به وجود می آورد که نمی توان این نیازها را در چارچوب خاصی محصور کرد و تاچار باید داوری را به عهده عرف گذارد . برای مثال ، هزینه های درمان و داروی زن نیز جزء نفقه و بر عهده مرد است . چنان که اگر زنی برای زایمان و یا جراحی مدتی در بیمارستان باشد
. هزینه بیمارستان و خریدن داروهای لازم با شوهر است ، زیرا عرف ، این گونه هزینه ها را جزء نفقه محسوب می کند ، بنابر این می
٣. سوره مبارکه نحل ،آیه ٩٧
۴. سوره مبارکه حجرات ،آیه ١٣ « یا أَُّیهَا النَّاسُِ إَّنا خَلَقْناکُمِْ منْ ذَکَرٍ وَ أُْنثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وََ قباِئلَِ لَتعارَُفواِ إنَّ أَکْرَمَکُمْ عِْندَ اللَّهِ أَْتقاکُمِْ إنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ».
۵

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 29 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد