دانلود مقاله شرح سه قصیده از دیوان خاقانی

word قابل ویرایش
40 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه ای درباره خاقانی…………………………………………………………………………………………..۳

آثارخاقانی………………………………………………………………………………………………………….۴

قصیده اول(درتوحید وموعظه و مدح حضرت خاتم الانبیاء(ص)………………………………………….۱۹-۵

قصیده دوم(درمدح پیغمبراکرم محمد مصطفی(ص)………………………………………………………۲۸-۲۰

قصیده سوم(درحکمت وموعظت وعزلت وقناعت)……………………………………………………….۳۹-۲۹

منابع ومآخذ……………………………………………………………………………………………………..۴۰

مقدّمه ای درباره خاقانی:

    افضل الدّین بدیل بن علی نجار در سال ۵۲۰ ه.ق در شهر شروان متولد شد .او تربیت اولیه خودرا

بیشتر مرهون عمّ خویش کافی الدین عمربن عثمان می باشد  که وی نیز طبیب و فیلسوف بوده است و

درابتدا چون نمی خواسته است که شغل پدر را درپیش گیرد از او رنجیده خاطر شده ونزد عمویش رفته
 است.

   « افضل الدّین ۲۵ ساله بود که عمویش وفات یافت و اورا تنها گذاشت ،بعد افضل الدین به نزد استاد

دیگری به نام ابو العلاء گنجوی رفت و ابوالعلاء او را به دربارخاقان منوچهرمی برد و از این زمان

 تخلصش را از«حقایقی» به «خاقانی» تغییر میدهد؛خاقانی بادختر ابوالعلاء ازدواج می کند اما طولی

نمی کشد که رابطه او با پدرزنش تیره میشود وپدرزنش راهجو می گوید».

                          (نقل به اختصارازمقدمهْ خاقانی/ افضل الدین / دیوان/ سجادی/انتشارات زوار/ چاپ هفتم /۱۳۸۲)

مرگ کافی الدین بدترین و تلخ ترین حادثه زندگی خاقانی تا این لحظه است که جانسوزترین قصاید خود

را در ماتم او سروده است علاوه براین قصاید ،«حبسیات» او نیز ازاشعار طراز اول دیوان اوست.

آثار خاقانی

۱-    دیوان اشعار که شامل حدود ۱۷۰۰۰ بیت می باشد.
 
  ۲- مثنوی تحفه العراقین

۳-    مثنوی ختم الغرایب

۴-    منشآت خاقانی

خاقانی بنا بر اصح اقوال درسال ۵۹۵ ه.ق در تبریز وفات یافته ودر مقبرهالشعراء  سرخاب مدفون

 است .

                                                                                   (همان / به اختصار از مقدمه)           

قصیده اول

درتوحید و موعظه ومدح حضرت خاتم الانبیا(ص)

۱- جوشن صورت برون کن درصف مردان درآ                   دل طلب کز دار ملک دل توان شد پادشا

واژه شناسی

جوشن : سلاحی باشد غیر زره چه زره تمام از حلقه است و جوشن حلقه و تنگه آهن باهم باشد ( برهان).

ونیز سلاحی جبّه مانند که از حلقه آهن سازند و شبیه زره است  (معین).

صورت : شکل ، قالب ، جسم وکالبد ( لغت نامه دهخدا ). دل: نفس ناطقه ومحل تحصیل معانی ومخزن اسرارحق

(فرهنگ لغات واصطلاحات عرفانی)  دار: خانه (معین).

معنی شناسی  

جسم ظاهریت را ترک کن وبه گروه مردان خدا بپیوند و دل را بطلب زیرا از فرمانروایی خانه دل می توان به

پادشاهی درعرصه معرفت رسید .

۲- تا تو خودرا پای بستی باد داری دردو دست                خاک بر خود پاش کز خود هیچ نگشاید تورا

واژه شناسی

باد وخاک هر دو از عناصر اربعه .  باد دردست داشتن : تهیدست بودن ، بی چیز بودن (فرهنگ کنایات).

پای بست خود بودن : بسیار به خود دلبستگی داشتن (معین).

زیبایی شناسی

بین باد وخاک صنعت« تضاد» وجود دارد ، پا ودست نیز« مراعات النظیر» دارد و نیز تکرار کلمه «خود».

معنی شناسی

تا اینگونه به خود دلبسته ای چیزی نداری پس خودرا نادیده بگیرکه این« خود » راهی ازمعرفت برایت بازنمیکند.

۳- با تو قرب قاب قوسین آنگه افتد عشق را                   کز صفات خود به بعدالمشرقین مانی جدا

واژه شناسی

قرب : نزدیکی ، نزدیک شدن ، منزلت (معین) . قاب قوسین : مقداردو کمان برگرفته ازآیه ۹ سوره نجم

« فَکان قاب قوسین أو ادنی» پس بود به اندازه دو کمان یا نزدیکتر (معین) .

قاب قوسین : مقام قرب الهی واسمایی است به اعتبار تقابل میان اسماء درامر الهی که دایره وجود می خواند

( فرهنگ مصطلحات عرفانی / سید جعفر شهیدی ).

قرب قاب قوسین : نزدیکی دو سر کمان ( فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی / ضیاء الدین سجادی ).

بعدالمشرقین : دوری بین مغرب ومشرق یا فاصله بسیار دور ( معین ).

زیبایی شناسی

در مصراع اول تکرار حرف «ق» موسیقی بیت را زیبا کرده است ، قرب و بعد« تضاد» دارد ونیز بیت« تلمیح »

دارد.

معنی شناسی

تو آن زمان به عشق حقیقی نزدیک می شوی که از صفات ( ذمیمه) خود بسیار فاصله بگیری.

۴- آن خویشی چند گویی کان اویم آن اوی                       باش تااو گوید از خود کان مایی آن ما

واژه شناسی

آنِِ‌ : ضمیر ملکی به معنی مال، متعلق به (دهخدا).

زیبایی شناسی

بیت « ردالعجز علی الصدر» دارد ؛ در مصراع دوم « التفات» وجود دارد و همین طور تکرار کلمه« آن» دربیت

زیباست.

معنی شناسی

تو متعلق به خودت هستی ، چقدر از دروغ ادعا میکنی که متعلق به حضرت دوست هستی ، منتظر باش تا

حضرت دوست بگوید که تو وابسته به مایی.
۵- چیست عاشق را جز آن که آتش دهد پروانه وار           اولش قرب و میانه سوختن و آخر فنا

واژه شناسی

عاشق : آنکه در دوستی کسی به نهایت رسیده باشد، دلسوخته ( دهخدا ).  فنا : نیستی و زوال ( فرهنگ لغات و

تعبیرات خاقانی/ سجادی ).

زیبایی شناسی

بین اول وآخر « تضاد » است و بین سوختن و آتش و پروانه « مراعات النظیر» وجود دارد.

معنی شناسی

برای عاشق جزاین که مانند پروانه نزدیک آتش شعله محبوب برود وبعد بسوزد و نیست شودچیز دیگری اهمیت

ندارد.

۶- لاف یکرنگی مزن ،تا از صفت چون آینه                   از درون سو تیرگی داری و بیرون سو صفا

واژه شناسی

لاف زدن : خود ستایی کردن و ادعای دروغ (معین) . صفت : نشانه ، پیشه وکار (دهخدا) . آینه : آهن مصقول و

پرداخت کرده و شیشه وبلور پشت به زیبق کرده که صور اشیا در آن افتد ( دهخدا ). لاف یکرنگی زدن : از

یکرنگی و یکدلی  سخن زیاد و بیهوده گفتن ( فرهنگ لغات خاقانی / سجادی ). لاف : کلام فضول و عبارت

گشاده و خویشتن ستایی ( برهان قاطع). صفا : روشنی ، پاکی و یکرنگی ( دهخدا).

زیبایی شناسی

درون سو و بیرون سو با هم « تضاد » اند و نیز تیرگی با صفا « تضاد» اند ، صفت و صفا «جناس شبه اشتقاق»

دارد و مصراع اول « تشبیه » دارد.

معنی شناسی

تا زمانی که مانند آینه درونت کدروبیرونت صاف و آراسته است (ریا وتظاهر داری ) ادعای یکرنگی مکن.

۷- آتشین داری زبان، زان دل سیاهی چون چراغ                   گرد خود گردی از آن تردامنی چون آسیا

واژه شناسی

زبان آتشین داشتن : زبان تند وتیز داشتن ( کزازی). زبان آتشین : زبان گرم (فرهنگ کنایات ) .

 تردامن : گناهکار (معین).   آسیا : مخفف آسیاب آسی که آب آنرا بچرخاند (معین).

زیبایی شناسی

زبان ودل « مراعات النظیر» دارد ، در مصراع اول « تشبیه » وجود دارد که وجه شبه آن سیاهی دل است

بین گرد و گرد « جناس ناقص » است در مصراع دوم « تشبیهی » است که با « حسن تعلیل » همراه است

بین چراغ وآتش نیز « مراعات النظیر » وجود دارد.

معنی شناسی

زبان تند و تیزی مانند چراغ داری به این دلیل دلت مانند دل چراغ سیاه است خودت را می پرستی و گرد

خودت می گردی به این دلیل گناهکار هستی.

۸- رخت از این گنبد برون بر،گر حیاتی بایدت                   زان که تا در گنبدی با مردگانی هم وطا

واژه شناسی

وطا : پوشش و گستردنی (معین) . هم وطا : همزی و هم بالین (کزازی) .  گنبد : در پهلوی گومبت ، نوعی

عمارت گرد که از خشت و گل پوشند (برهان ).  حیات : زندگی (معین ).

زیبایی شناسی  

در مصراع اول گنبد « کنایه » از جهان وآسمان ( فرهنگ لغات خاقانی ) . بین رخت و وطا « مراعات

النظیر » دارد  بین حیات ومرده « تضاد » است  بیت « حسن تعلیل » دارد.

معنی شناسی

اگر زندگانی جاویدان می خواهی از این جهان بیرون برو زیرا تا زمانی که در این دنیایی با مردگان همزی

و برابر هستی .

۹- نفس عیسی جست خواهی ، رای کن سوی فلک              نقش عیسی در نگارستان راهب کن رها

واژه شناسی

نفس عیسی : نفس پیراسته از گناهان (کزازی) . وجود عیسی وجان عیسی وحقیقت وجود عیسی  ( فرهنگ

لغات خاقانی ) . نگارستان راهب : کلیسا وصومعه راهب که نقش ونگار و تصویر در آن هست (همان ).

راهب: مسیحی ، ترسایی (معین) .

زیبایی شناسی

نفس بانقش « جناس خط » دارد  در بیت « تلمیحی » به رفتن عیسی (ع) به آسمان وجود دارد.

معنی شناسی

اگر وجود پاک مثل وجود عیسی می خواهی به سوی آسمان برو وتصاویر عیسی درکلیساها رها کن.

۱۰- بر در فقر آی تا پیش آیدت سرهنگ عشق               گوید ای صاحب خراج هر دو گیتی مرحبا

واژه شناسی

فقر : در شعر خاقانی یعنی نیازمندی کامل به خدا و بی نیازی از خلق که گاهی درویشی را نیز به همین معنی

بکار برده است ( فرهنگ لغات خاقانی ) . سرهنگ عشق : کنایه ای از حضرت محمد.  

صاحب خراج : خراج ستان ( همان ) . مرحبا : در عرب برای تعظیم مهمان گویند (غیاث اللغات ) ونیز خوش

آمدی و خیر مقدم و بفرما ( دهخدا ).

زیبا یی شناسی

بیت « تلمیح » دارد به روایت « الفقر فخری » . سرهنگ عشق « کنایه» از حضرت محمد .

معنی شناسی

بردرگاه فقر محمدی بیا تا آن حضرت به استقبال تو آید و بگوید ای خراج ستان هر دو جهان خوش آمدی .

۱۱- شرب عزلت یافتی ، از سر ببر آب هوس                  باغ  وحدت  یافتی از بن بکن بیخ هوا

واژه شناسی

شرب (به کسر اول ) : آبشخور، جای خوردن آب (فرهنگ لغات خاقانی) . عزلت : گوشه گیری  (همان ).
باغ وحدت : باغ یگانگی و اتحاد با خدا  .  هوا : هوسهای نفسانی (معین).

زیبایی شناسی

سر وبن «تضاد »  اند . باغ وحدت و شرب عزلت « استعاره » اند. بن با بکن « جناس زاید وسط » اند.

معنی شناسی

اگر آبشخور گوشه نشینی را پیدا کردی آب هوا و هوس را از سرچشمه قطع کن وچون باغ اتحاد و یگانگی

با خدا را یافتی ریشه هوا و هوس را بکن.

۱۲- با قطار خوک در بیت المقدس پی منه                               با سپاه پیل بر درگاه بیت الله میا

واژه شناسی

قطار : ردیف ، صف ، جمعی از هر چیز و چند ستورکه از پی هم بروند (معین)  . بیت المقدس: خانه پاک و

قبله اول مسلمین . بیت الله : خانه خدا ، کعبه (معین).

زیبایی شناسی

خوک با پیل « مراعات النظیر » اند . در مصراع اول صنعت « تلمیح » است به داستان حمله تیتوس

 امپراطور روم درسال ۷۰ م  به بیت المقدس که آنرا به آتش کشید. در مصراع دوم « تلمیحی » است به

حمله ابرهه با سپاه فیل به کعبه که مرغانی به نام ابابیل آنها را از پای درآوردند. بیت المقدس با بیت الله

«تناسب»دارد.

معنی شناسی

با گله خوکان به بیت المقدس قدم مگذار وهمینطور با سپاه فیل به در خانه خدا میا.

۱۳- سربنه که اینجا سری را صدسر آید درعوض              بلکه برسر هرسری را صد کلاه آید عطا

واژه شناسی

سرنهادن : تسلیم شدن ، سربرزمین گذاشتن برای کشته شدن (فرهنگ کنایات ). عوض : جانشین ، بدل (معین).

برسر: بعلاوه (معین) . عطا آید : بخشیده شود ، بخش شود (فرهنگ لغات خاقانی) .

زیبایی شناسی

سرنهادن « کنایه » است از تسلیم شدن.  سر با برسر « جناس زاید » دارد . تکرار حرف « س» و کلمه

«سر» موسیقی فوق العاده ای به بیت بخشیده است. سربا کلاه «مراعات النظیر» دارد.

معنی شناسی

در اینجا ( درگاه فقر ) تسلیم شو وسرت را فدا کن زیرا درعوض سرت صدها سر به تو میدهند بلکه بعلاوه به

هر سری صد کلاه نیز بخشیده میشود ( کلاه رمزی ازقدرت است) به عبارتی درمقابل چیز اندکی که میدهی

بخششهای زیادی شامل حالت میشود.

۱۴- هرچه جز نورالسموات از خدای آن عزل کن                گر تورا مشکوه دل روشن شد ازمصباح لا

واژه شناسی

نورالسموات: روشنی آسمانها برگرفته از آیه ۳۵ سوره نور« الله نورالسموات والارض مثل نوره کمشکوه

فیها مصباح المصباح فی الزجاجه … الخ » .  عزل کردن : از کار انداختن ، کسی را ازشغل بازداشتن(معین).

مشکوه : چراغ دان (معین) طاقی فراخ که درآن چراغ نهند (آنندراج) . مصباح لا : چراغ  توحید (معین)

زیبایی شناسی

بیت « تلمیح » دارد . بین نور و روشن و مصباح و مشکوه « مراعات النظیر » است .

 مشکوه دل « استعاره » است . مصباح لا « تشبیه » دارد.

معنی شناسی

اگرچراغ دان دلت از چراغ توحید و لا اله الا الله روشن گشت هرچه که جز نورآسمانهاست ( که مخصوص

خداست ) به خدا نسبت مده .

۱۵- چون رسیدی بردر لا صدر الا جوی از آنک                  کعبه راهم دید باید چون رسیدی در منا

واژه شناسی

لا : حرف نفی جنس در آغاز کلمه توحید . صدر: بالای مجلس (معین) . الا : حرف اثبات خداوند  . منا :محلی

 در کوهستان شرقی مکه سر راه عرفات که حاجیان در آن قربانی میکنند در روز دهم ذی الحجه (معین).

زیبایی شناسی

لا با الا « جناس زاید » است . درلا « استعاره » است . بین درو صدر نوعی « تضاد » است . کعبه و منا با

هم « مراعات النظیر » دارد . کلمات « چون رسیدی » در مصراع اول و مصراع دوم  « رد العجزعلی

الصدر » دارد. دربیت « تشبیه مضمر » وجود دارد که همراه با « لف ونشر» مرتب است.

معنی شناسی

وقتی که بردرنفی رسیدی صدر توحید واثبات خدارا بجوی همانطورکه وقتی به منا رسیدی کعبه را هم میبینی.

۱۶- ورتواعمی دیده ای بر دوش احمد داردست             که اندرین ره قا ید تو مصطفی به مصطفی

واژه شناسی

اعمی : نابینا (عمید) . احمد : ستوده تر ونامی برای حضرت محمد . قاید : پیشوا ، سرهنگ ، سردار و پیشرو

(معین) . مصطفی : برگزیده و از القاب حضرت محمد(ص) .

زیبایی شناسی

دوش ودست « مراعات النظیر» اند. احمد با مصطفی نیز همینطور. بیت « حسن تعلیل » دارد.

معنی شناسی

اگر چشم دلت نابیناست دست به دست حضرت محمد بده زیرا در این راه محمد پیشوای تو باشد بهتر است.

۱۷- اوست مختار خدا چرخ و ارواح و حواس                       زان گرفتند از وجودش منت بی منتها

واژه شناسی

مختار: برگزیده وصفتی برای حضرت محمد(ص) (معین) . منت: احسان(معین)  بی منتها: بی پایان و زیاد.

زیبایی شناسی

بیت «اعداد» دارد وهمین طور « حسن تعلیل».

معنی شناسی

حضرت محمد (ص) برگزیده خداست و به این دلیل آسمان وارواح وحواس از وجود او احسان زیادی گرفتند.

۱۸- هشت خلد از هفت چرخ و شش جهت از پنج حس            چار ارکان ازسه ارواح ودو کون از یک خدا

واژه شناسی

هشت خلد: هشت مرتبه باغ بهشت (معین) . هفت چرخ: هفت فلک یا هفت آسمان (معین) .  شش جهت : شمال

وجنوب وشرق و غرب و بالا وپایین (معین)  . پنج حس : حواس پنجگانه (معین).  چارارکان: عناصر اربعه.

سه ارواح : درباور ترسایان عبارتند از ۱- اب= خدا  ۲- ابن = عیسی  ۳- روح القدس = جبریل  (کزازی).

دو کون : دو جهان (معین).

زیبایی شناسی

اعداد این بیت با هم «مراعات النظیر» اند.

معنی شناسی

هشت مرتبه بهشت و هفت آسمان و شش جهت و…. از خداست

۱۹- چون مرا درنعت چون اویی رود چندین سخن               از جهان برچون منی تاکی رود چندین جفا؟

واژه شناسی

نعت : توصیف کردن که بیشتر در مورد خدا ورسول بکار میرود ( معین).  جفا : پیمان شکنی ، مجازاً ستم

زیبایی شناسی

کلمات چون و چندین « تکرار» شده و جنبه موسیقیایی شعر را بالا برده است .

معنی شناسی

وقتی که من در ستایش محمد(ص) اینهمه سخن میگویم با این وجود تا کی از مردم جهان بیوفایی ببینم؟

۲۰- کار من بالا نمی گیرد دراین شیب بلا                            در مضیق حادثاتم بسته بند عنا

واژه شناسی

کاربالا گرفتن : رونق و نظام گرفتن کار، گرم شدن بازار( فرهنگ کنایات).  شیب : سرپایینی .

شیب بلا : کنایه از دنیا (معین) . مضیق: تنگنا ، جای تنگ (معین) . عنا : دشواری و رنج (معین).

زیبایی شناسی

بالا با شیب « تضاد » دارد . بالا با بلا « جناس زاید » دارد. بلا با عنا«سجع متوازی»دارد. حادثات و

عنا ومضیق وبلا «مراعات النظیر»اند. شیب بلا«کنایه»از دنیا .

معنی شناسی

کار من در این دنیا رونق نمیگیرد، من در تنگنای حوادث بسته رنج و دشواری هستم.

۲۱- میکنم جهدی کزین خضرای خذلان بگذرم                           حبّذا روزی که این توفیق یابم حبّذا

واژه شناسی

خضرا : مؤنث اخضریعنی سبز(دهخدا).  خذلان: خواری و درماندگی (معین) . خضرای خذلان: کنایه از

دنیای فریبنده .  حبّذا: مرکب ازحبّ (فعل مدح) + ذا به معنی آفرین و خوشا (معین).

زیبایی شناسی

« تکرار» حرف ذ  موسیقی بیت را زیبا کرده است. خضرای خدلان«کنایه»ازدنیای فریبنده .

معنی شناسی

تلاش میکنم تا از این دنیای فریبنده بگذرم ، خوشا و مرحبا آن روزی که این موفقیت را بدست آورم.

۲۲- صبح آخر دیده ای بختم چنان شد پرده در                    صبح اول دیده ای روزم چنان شد کم بقا

واژه شناسی

پرده در: افشا کننده راز( فرهنگ کنایات ) . صبح آخر: صبح صادق که بعداز آن روزشروع  میشود (معین).

صبح اول : صبح کاذب(معین) .

زیبایی شناسی

بین آخرواول رعایت آرایه « تضاد » شده است. صبح با روز « مراعات النظیر » دارد. پرده در«کنایه»از

فاش کننده راز.

معنی شناسی

بخت من مانند صبح صادق که روز را روشن میکند، اسرار مرا فاش میکند وعمرم مانند صبح کاذب کوتاه است.

۲۳- باکه گیرم انس کز اهل وفا بی روزیم                   روزی من نیست یا خود نیست در عالم وفا ؟

واژه شناسی

انس: خوگرفتن و عادت کردن به کسی (دهخدا) . بی روزی : بی نصیب و بی بهره (دهخدا) . وفا : به سر بردن

عهد وپیمان.

زیبایی شناسی

انس و وفا«مراغات النظیر»اند.

معنی شناسی

من از وفاداران بی بهره ام، پس با چه کسی انس بگیرم؟ وفاداران نصیب من نمی شوند یا در جهان وفا نیست؟
 

۲۴- درهمه شروان مرا حاصل نیامد نیم دوست                دوست خود ناممکن است ای کاش بودی آشنا

واژه شناسی

شروان : مولِد خاقانی است هم اکنون درجمهوری آذربایجان .  حاصل آمدن : به دست آمدن .

 نیم دوست : دوست ناقص

زیبایی شناسی

دوست با آشنا « مراعات النظیر » دارد.

معنی شناسی

درکل شروان نیم دوست نمی توانم به دست آورم ، بدست آوردن دوست محال است ای کاش یک آشنا می بود.

۲۵- من حسین وقت ونااهلان یزید و شمرمن                     روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا

واژه شناسی

یزید : یزید بن معاویه دومین خلیفه اموی، درسال ۶۱ ه.ق در کربلا با امام حسین جنگ کرد و امام را به

شهادت رساند .  شَمِر : در فارسی شِِمْرفرزند ذی الجوشن ضیایی کلابی در شمار قاتلان امام حسین است.

عاشورا: روز دهم محرّم وآن روزی است که در سال ۶۱ ه.ق امام حسین در کربلا شهید شد.

نااهلان: انسانهای ناباب

زیبایی شناسی

بین حسین و عاشورا و کربلا نوعی « مراعات النظیر » است. یزید وشمربا نااهلان « مراعات النظیر» دارد

یزید با امام حسین « تضادمعنوی » دارد. در مصرع اول دو « تشبیه » وجود دارد.

معنی شناسی

من امام حسین روزگار خود هستم و نااهلان شروان مانند یزید و شمرند، همه روزگارم مانند عاشورا غمناک و

غم باراست و شروان نیز مانند کربلا سرزمین بلا ومشقت است.

۲۶- ای عراق الله جارک سخت مشعوفم به تو                      وی خراسان عمرک الله سخت مشتاقم ترا

واژه شناسی

عراق: احتمالاً  معرّب اراک است به معنی سرزمین ایر که نام ایران از آن بر آمده است (کزاری) .

 الله جارک : خدا تورا پناه دهد (کزازی) امّا مرحوم سجادی میگویند : خدا همسایه توباشد.

مشعوف : شیفته و دلباخته وشاد (معین) . عَمْرَک الله : عَمَرَک الله : خداوند زندگی طولانی به تو دهاد.

زیبایی شناسی

عراق وخراسان « مراعات النظیر» دارد.

معنی شناسی

ای عراق عَجم، خداتورا پناه دهد که من خیلی شیفته توام وای خراسان که عمرت را خدا زیاد کناد من سخت

مشتاق توام .

۲۷- گر چه جان از روزن چشم از شما بی روزی است                 از دریچه گوش می بیند شعاعات شما

واژه شناسی

شعاعات: ج شعاع : به معنی پرتو ، روشنایی (نفیسی)

زیبایی شناسی

چشم و گوش « مراعات النظیر » دارد. شعاعات « کنایه » از خبرهای آنان است. بین دریچه و روزن

« مراعات النظیر » است. در مصراع دوم « حس آمیزی » وجود دارد.

معنی شناسی

اگر چه جان من از طریق چشم نمی تواند شما را ببیند(به علت بعد مسافت)ولی از راه گوش اخبار و اشعار

شما را می شنود.

۲۸- عذر من دانید که آخر پای بست مادرم                         هدیه جانم روان دارید بر دست صبا

واژه شناسی

عذر : پوزش ، توبه  . پای بست : پای بند ، مقید ، دلباخته (معین) . صبا: بادخنک که از جانب مشرق وزد و

نیز از شمال شرقی (معین) . هدیه جان: خط و کتابت (فرهنگ کنایات).

زیبایی شناسی

دست وپا « مراعات النظیر » اند. بیت « حسن تعلیل » دارد. مصراع دوم « تشخیص » دارد.

معنی شناسی

بهانه مرا میدانید زیرا که من وابسته مادرهستم پس شماخطی (شعری) به باد صبا بدهیدوبرایم بفرستید.

۲۹- تشنه دل تفته ام از دجله آریدم شراب                       دردمند زارم از بغداد سازیدم دوا

واژه شناسی

دل تفته : غمناک ، دل افکار(معین) . شراب : آشامیدنی (درفارسی بیشتر به معنی می ) . زار: زبون و نحیف و

ناتوان (معین) . بغداد : دراینجا نام معجونی بسیار قوی ( کزازی) .

زیبایی شناسی

دجله وبغداد «مراعات النظیر » اند. دوا و دردمند و بغداد ( درمعنی معجون ) « مراعات النظیر» اند.

دجله وشراب وتشنه با هم « مراعات النظیر » اند.

معنی شناسی

من تشنه دل افگاری هستم که برایم از دجله آبی بیاورید و بیمار ناتوانی هستم پس معجون قوی بغداد به عنوان

دارو به من بدهید تا حالم بهتر شود.

۳۰- بوی راحت چون توان برد از مزاج این دیار                  نوش دارو چون توان جست از دهان اژدها

واژه شناسی

بوی : امید (معین) . مزاج : سرشت و طبیعت (معین) . این دیار: دنیا . نوش دارو : معجونی که بیماری های

صعب العلاج را بهبود بخشد . اژدها : ماری بزرگ و افسانه ای که از دهانش می جهد (معین).

زیبایی شناسی

این دیار« کنایه » از دنیا است . بیت « تشبیه مضمری » دارد که در آن دنیا به اژدها تشبیه شده است.

مصراع دوم نوعی « تمثیل » است برای مصراع اول مثل تک بیت های سبک هندی .

معنی شناسی

از سرشت این دنیای دون نمی توان امید آسایش داشت همان طور که از دهان اژدها نمی توان نوشدارو یافت.

۳۱- پیش ما بینی کریمانی که گاه مایده                            ماکیان بر در کنند و گربه در زندان سرا

واژه شناسی

کریم : بخشنده وسخی (معین) . مایده : خوردنی و خوانی که بر آن غذا نهند (معین) . ماکیان : مرغ خانگی را

گویند واین لفظ مفرد است ( برهان قاطع) . بردر کردن : بیرون راندن ( کزازی ).

زیبایی شناسی

در این بیت کریمان « استعاره تهکمیه ( ریشخند)» می باشد.

معنی شناسی

در نزد ما انسانهای بخیلی می بینی که هنگام سفره انداختن مرغها را بیرون می رانند وگربه را زندانی

میکنند(حتی از دادن پس مانده غذا به حیواناتی که به آنها خدمت می کنند امتناع می ورزند).

۳۲- گر برای شوربایی بردر اینها روی                               اولت سکبا دهند ازچهره آنگه شوربا

واژه شناسی

شوربا : آش شور(معین) . سکبا : آش سرکه (معین) . از چهره سکبا دادن : ترشرویی کردن (فرهنگ کنایات).

زیبایی شناسی

شوربا وسکبا« مراعات النظیر»اند. سکبا دادن« کنایه» است. کلمه شوربا به نوعی« ردالعجزعلی الصدر»است.

معنی شناسی

اگربرای آش شوری به درخانه آنها بروی ابتدا روی ترش میکنند و سپس آش شور به تو میدهند.

۳۳- مردم ای خاقانی اهریمن شدند ازخشم وظلم                  در عدم نه روی که آنجا بینی انصاف و رضا

واژه شناسی

اهریمن : در مقابل اهورا ، شیطان (معین) . عدم : نابودی ، فنا . رضا: خوشدلی و راضی بودن به رضای

دوست و در عرفان مقام بعداز توکل است و آن تسلیم شدن سالک است(معین).

زیبایی شناسی

خشم وظلم و اهریمن «مراعات النظیر» اند. انصاف و رضا « مراعات النظیر» اند.

معنی شناسی

ای خاقانی مردم از زیادی ظلم و ستم مانند شیطان شده اند پس به صحرای عدم وفنا برو که در آنجاعدل و

 انصاف و رضا را ببینی.

قصیده دوم

در مدح پیغمبراکرم محمد مصطفی (ص)

۱- عشق بهین گوهریست ،گوهر دل کان او                     دل عجمی صورتیست ، عشق زبان دان او

واژه شناسی

گوهر: اصل ومایه (دهخدا). کان: معدن (عمید) . عجمی : مخفف اعجمی یعنی گنگ . زبان دان : کسی که

زبانی غیر از زبان مادری میداند، میتوان به معنی ترزبان گفت (کزازی)

زیبایی شناسی

عجم بازباندان« تضاد»دارد. دل با زبان« مراعات النظیر» دارد. کلمه عشق نوعی« ردالعجزعلی الصدر»دارد.

معنی شناسی

عشق بهترین اصل ومایه است ودل معدن آن است،دل گنگ است وعشق زبان دان اواست.

۲- خاصگی دست راست بردروحدت دل است                            این که بدست چپ است داغگه ران او

واژه شناسی

خاصگی : کنیزک سریه، خزینه دار،هرچیز نفیس ونوکر مخصوص پادشاه (دهخدا) . داغگه : جای داغ بر بدن

آدمی یا حیوان (دهخدا) . اینکه بدست چپ است: دل

زیبایی شناسی

اینکه بدست چپ است « کنایه»ازدل . دل ودست وران «مراعات النظیر» دارد. راست وچپ «تضاد» دارد.

معنی شناسی

ندیم دست راست ونزدیک به درگاه یگانگی خدا،دل است واینکه در طرف چپ بدن قراردارد(دل) داغگاه ران

اوست.

۳- تا نکنی زنگ خورد آینه دل،که عشق                               هست به بازار غیب آینه گردانِِِ او
واژه شناسی

تا: از ادات تحذیروتنبیه به معنی هان و هوشیار باش(معین) . زنگ خورد: زنگ خورده ، زنگ زده(معین)

عشق: درگذشتن ازحددردوستی (دهخدا) . آینه گردان: خورشید(دهخدا) .

زیبایی شناسی

آینه دل«تشبیه بلیغ» است. آینه بازنگ«مراعات النظیر» دارد.

معنی شناسی

آگاه باش که آینه پاک دل را با گناه زنگ زده و آلوده نکنی زیراعشق دربازارغیب مثال خورشیدی است.

۴- عقل جگر تفته ای است همت چرب آخوری است                 جرعه کش جام عشق زلّه کش خوان او

واژه شناسی

جگر تفته: آنکه جگرش می سوزد وکنایه از عاشق(معین). همّت: در تصوّف توجه قلب است به جمیع قوای

روحانیه به جانب حق برای حصول کمال(معین). چرب آخور : دردیوان خاقانی مقابل خشک آخورو به معنی

فراوانی نعمت . زلّه : طعامی که فرومایگان از جایی بردارند وببرند.

زیبایی شناسی

جگرتفته «کنایه»ازعاشق . جرعه وجام وخوان«مراعات النظیر» دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 40 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد