مقاله برنامه درسی انسان گرایانه

word قابل ویرایش
17 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

برنامه درسی انسان گرایانه
چکیده
انسان گرایی به یک مکتب فکری اطلاق می شود که پیروان آن معتقدند موجود انسانی با سایر گونه های حیات متفاوت است و دارای ظرفیتهایی است که سایر موجودات از این ظرفیت ها برخوردار نیستند. تحقق خود، محور اصلی دیدگاه انسان گرایانه است اما تحقق خود در بطن روابط اجتماعی اتفاق می افتد. این دیدگاه در مقایسه با سایر نظریه های علمی و دیدگاه های مادی گرایانه که به رفتار و یادگیری انسانی پرداخته اند، دیدگاهی نادر محسوب می شود. جنبش انسان گرایی بر خصوصیت مثبت یک شخص ، ظرفیت انسان برای کمال و حق تعیین سرنوشت تأکید دارد. در این مقاله ضمن معرفی انسان گرایی ،تاریخچه انسان گرایی ، جهت گیری انسان گرایانه ، برنامه ی درسی انسان گرا، نقش معلم در آموزش و پرورش انسان گرایانه پرداخته شده است .
کلید واژه ها: برنامه درسی ، انسان گرایی ، خودشکوفایی

١. مقدمه
انسان گرایی به یک مکتب فکری اطلاق می شود که پیروان آن معتقدند موجود انسانی با سـایر گونـه هـای حیـات متفـاوت اسـت و دارای ظرفیتهایی است که سایر موجودات از این ظرفیت ها برخوردار نیستند. روابط بین فردی و تحقق خود یکی از موضوعات مهم در انسـان گرایـی است . فرضهای انسان گرایی در تضاد با عقاید نظریه پردازان شرطی سازی عاملی است که بر این باورنـد کـه همـه ی رفتارهـای انسـانها نتیجـه پیامدهای رفتار است و نیز در تضاد با روان شناسان شناختی است که جستجوگری یا ساخت معانی را عامل اصلی یـادگیری انسـان مـی داننـد.
حیطه های مورد علاقه ی انسان گرایان شامل مطالعه ی خود، انگیزش ، زمینه – هدف و روابط میان فردی می شود. انسان گرایـان دارای علائـق و نظرگاه های متفاوتی هستند. دیدگاه های گروه اکثریت انسان گرایان که انسان گرایان مدرن یا انسان گرایان طبیعت گرا خوانده می شـوند ریشـه در دیدگاه های ارسطو و سقراط دارد.
دیدگاه انسان گرایی دیدگاهی است که بر طبق آن انسان اشرف مخلوقات شناخته شده است و به دو شاخه تقسیم می شـود: دیـدگاه غیـر دینی و دیدگاه دینی . در انسان گرایی غیر دینی اعتقاد بر این است که ماهیت منحصر به فرد انسان استعدادهای بی همتای شخصی اوست کـه باید رشد کند و تحول یابد. انسان گرایان دینی نیز با پذیرش ویژگیهای منحصر به فرد انسانها دین را عامل مهمی برای تحول درونی در انسـان می دانند. لذا دیدگاه دینی و غیر دینی یه غیر از موضوع قبول یا انکار دین ، وجوه مشترک بسیاری دارند. گروههای معتقد دینی با فرضـیه هـای انکار خدا به شدت مخالف اند. آنان ریشه های فکری خود را از افلاطون و آگوستین ١و مذاهب مختلف گرفته اند. بـه اعتقـاد آنهـا انسـان گونـه ای ممتاز و برتر از سایر گونه هاست . خداوند یا هستی برتر٢ در مرکز هستی قرار دارد. مریتین ٣ و دی کاردین ۴ دو مدافع اصلی رویکرد خداپرستانه ۵ یا خدامحور هستند. از دیدگاه آنان انسان موجودی مادی ومعنوی ، خردمند و دارای آزادی اراده است و عالی ترین هدف انسان این است کـه از روی اراده اجابت کنند، و مطیع قوانین الهی باشد.تحقق خود۶، محور اصلی دیدگاه انسان گرایانه است اما تحقق خود در بطن روابـط اجتمـاعی اتفاق می افتد. این دیدگاه در مقایسه با سایر نظریه های علمی و دیدگاه های مادی گرایانه که به رفتار و یادگیری انسانی پرداخته اند، دیـدگاهی نادر محسوب می شود. به عنوان مثال در نظریه ی شرطی سازی عاملی ٧ تفاوت چندانی بین انسان و حیوان قائـل نمـی شـوند. در نظریـه ی رشـد شناختی ٨ نیز تنها تفاوت میان انسان و حیوان این است که انسان در اثر تفکر نمادین انتزاعی ٩ کمال پیدا می کند. چنین اظهـار نظرهـایی را در غالب نظریه های علمی می توان مشاهده نمود. از این نظر انسان گرایی به عنوان مهم ترین مکتـب یـادگیری و رشـد کـه معتقـد اسـت انسـان موجودی مادی و معنوی است همواره مورد خصومت سایر نظریه پردازان قرار گرفته است (قادری ، ١٣٨٣: ١۴٨ – ١۴٧).
٢. تاریخچه انسان گرایی
در نخستین سال های دهه ١٩۶٠ جنبشی در روان شناسی آمریکا به وجود آمد که به عنـوان روان شناسـی انسـان گـرا یـا «نیـروی سـوم » شناخته شده است . چنانچه از اصطلاح نیروی سوم استنباط می شود، روان شناسی انسان گرا می خواست جای دو نیروی عمده روان شناسی ، یعنی رفتارگرایی و روان کاوی را بگیرد. آبراهام مازلو١٠ (١٩٧١ – ١٩۶٨)بنیان گذار مکتب انسان گرایی و یکی از شاخص ترین و فصیح تـرین مبلغـان روان شناسی کمال ، همچنین یکی از مهمترین نظریه پردازان نهضت توانایی های انسان می باشد. او کسی است که این دیدگاه را به عنوان نیروی سوم در روان شناسی آمریکا معرفی کرد. به عقیده او هر فرد، دارای گرایش ذاتی برای رسیدن به خودشکوفایی اسـت کـه بـالاترین سـطح نیـاز انسان است .
کارل راجرز١١ (١٩٨٧ – ١٩٠٢) یکی دیگر از نظریه پردازان مکتب انسان گرایی است . راجرز در حرکت بالقوه انسان نفوذ داشـت و کارهـای او بخش اصلی جنبش بالنده برای انسانی کردن روان شناسی به شمار می رود. به عقیده او؛ همگی ما از یک گرایش فطـری بـرای رشـد و کمـال برخورداریم . یعنی از نیاز به پرورش و گسترش تمامی توانایی ها و قابلیت هایمان بهره مندیم ، امـا فقـط در صـورتی ایـن توانـایی هـا را پـرورش خواهیم داد که خودمان را درست شناخته باشیم (لارنس ، ترجمه جوادی و کدیور، ١٣٧٢: ٢۴۶).
تاریخ تعلیم و تربیت انسان گرایانه توسط فوشی بررسی شده است . در خلال دهـه هـای ١٩٢٠ و ١٩٣٠ حمایـت گسـتر ده ای از تعلـیم و تربیت انسان گرایانه و در حول موضوع «کل کودک » انجام می شد.بر اساس نوشته های فوشی جنبش در دهه های بیست و سی با یک سرنوشت غم انگیز مواجه شد. این جنبش پیشرفت خویش را از دست داده و به اخلاق گرایی و احساس گرایی تبدیل گردید و وقایع زمان ؛ جنگ جهـانی دوم ، واکنش گرایی سیاسی دهه ١٩۵٠، محافظه کاری تعلیم و تربیتی دهه های ۵٠و ۶٠ ، آن را در هم شکست . علاقه به تعلیم و تربیت انسـان گرایانه در دهه ی ١٩٧٠ افزایش یافت . از نظر فوشی این تجدید علاقه می توانست به علت ترکیبی از عاملهایی نظیـر افـزایش تهدیـد نسـبت بـه هویت فرد، تأثیر ترورها بر هوشیاری اجتماعی ، جنگ ویتنام ، کاهش علاقه ی جوانان ، یعنی عکس العمـل علیـه اعتمـاد محافظـه کارانـه بـرای تبدیل تــدریس به مجموعه ای از تکنیکهای غیر شخصی ، انجام گرفته باشد. افزایش علاقه به تعلـیم و تربیـت انسـان گرایانـه بـه چـاپ کتـاب سال ١٩٧٧ به نام احساس ، ارزش و هنر رشد: بصیرتها در عاطفه ، بـه وسیله ی انجمن سرپرستی و بر نامه ریزی درسی ١ ( ASCD ) منجر گردید.
گردید. کتاب بعدی گزارشی از یک گروه مطالعه گر (ASCD) در تعلیم و تربیت انسان گرایانه بود که تحت عنوان تعلیم و تربیت انسان گرایانـه :
هدفها و ارزیابی ، منتشر گردید. این گروه ، تعلیم و تربیت انسان گرایانه را به عنوان تعهدی نسبت به تعلیم و تربیـت و عمـل کـه در آن تمـامی رویه های فرایند تدریس – یادگیری تأکید عمده ای برای آزادی ، ارزش ، حرمت و یکپارچگی افراد دارند تعریف کرد.
گروه مطالعه ASCD هفت هدف کلی برای تعلیم و تربیت انسان گرایانه تشخیص داد:
١. قبول نیاز ها و مقاصد فراگیر و ایجاد تجربیات و برنامه هایی در حول قابلیتهای خاص فراگیر
٢. تسهیل خود شکوفایی و کوشش برای رشد احساسی از کفایت شخصی در تمام افراد
٣. مراقبت در تحصیل مهارت های اساسی لازم برای زندگی در یک جامعه چند فرهنگی مشتمل بر مهارت های علمی ، شخصی ، میان فـردی و تخصصهای حیاتی اقتصادی
۴. شخصی کردن تصمیم گیریها و شیوه های تربیتی – از جمله به وسیله ی دخالت دموکراتیک دانش آمـوزان در فراینـدهای تعلـیم و تربیتـی خودشان در تمامی سطوح اجزا و عمل
۵. شناسایی تقدم احساسات انسانی و به کارگیری ارزشها و ادراکات شخصی به عنوان عوامل جدا نشدنی در فرایندهای تعلیم و تربیت
۶. کوشش در گسترش محیط های یادگیری به نحوی که همه ی مشارکت کنندگان آنها را به عنوان محیط هایی مناسـب بـرای بحـث کـردن ، درک کردن ، محیط های حمایت گر، جالب و خالی از تهدید تلقی کنند.
٧. گسترش توجهات اساسی فراگیران نسبت به ارزش دیگران و مهارت در حل تضادها (سیلور، ترجمه ی خوی نژاد، ١٣٧٧: ٣۶٧ – ٣۶۵). در خلال عصر طلایی مکتب رفتار گرایی بعد از جنگ جهانی دوم ، برخی از روان شناسان با دیدگاه رفتارگرایی درباره ماهیت انسان و روش به مخالفت برخاستند و با اتصال روان شناسی به علوم انسانی ، روان شناسی انسان گرایانه را پایه گذاری کرده اند. و چنانچه گذشت این دسـته از روان شناسان این نهضت جدید را به عنوان نیروی سوم به منظور جایگزینی بـرای جهـت گیریهـای رفتـار گرایانـه و روانکـاوی معرفـی کردنـد. نهادینه شدن روان شناسی انسان گرا مرهون تلاش روان شناسانی چون رولومی ، کارل راجرز، هنری موری ، آبراهام مازلو و آنتونی سوتیچ ٢ اسـت است که در این میان مازلو و راجرز معروفترین نمایندگان این نهضت به شمار می روند. بنابراین کانون توجه ما بـر اندیشـه هـای ایـن دو متفکـر معطوف می شود. اگرچه راجرز و مازلو از لحاظ سنتی روان شناسان یادگیری قلمداد نمی شوند، با وجود این آنهـا بطـور عمیـق بـر فهـم جدیـد درباره ی تدریس و یادگیری اثر گذاشته اند. بنابراین زمینه های تحولی در عرصه ی نظام آموزشی را فراهم کرده اند (شـعبانی ورکـی ، ١٣٧۶: ۴۶
.(۴۵ –
٣. انسان گرایی
انسان گرایی نظامی فکری است که در آن تمایلات و ارزشهای انسان در درجه اول اهمیت قرار دارند. اصطلاح روان شناسی انسان گـرا ١، ابتدا توسط گوردون آلپورت ٢ در سال ١٩٣٠ به کار برده شد. روان شناسی انسان گرا به این معناست که خود ما کیفیت هسـتی خـود را شـکل می دهیم . به این ترتیب که انتخاب های آگاهانه ای می کنیم ، اراده ی خود را به کـار مـی گیـریم و آینـده را در نظـر داریـم . بنـابراین هـر فـردی مسئولیت زندگی خود را بر عهده دارد. در قلمرو علم روان شناسی به روان شناسی انسان گرا، عنـوان نیـروی سـوم داده انـد. ایـن عنـوان ، روان شناسی انسان گرا را در مقابل دونیروی اصلی در روان شناسی معاصر؛ یعنی روانکاوی و رفتـارگرایی قـرار مـی دهـد. روان شناسـی انسـان گـرا اهمیتی را که روانکاوی برای جنبه های ناهشیار زندگی روانی قائل است ، مردود می شناسد و در ضمن تأکید رفتارگرایی بر جنبـه هـای آموختـه شده رفتار را نمی پذیرد. هرچند روان شناسی انسان گرا ممکن است ، قبول داشته باشد که ما انگیزه ها و عادات ناهشیار داریم ؛ ولی معتقد اسـت که این انگیزه ها بر ما تسلط ندارند؛ ما می توانیم با اظهار وجود به عنوان موجودی هشیار، خـود را از زنجیـره ی اسـارت مسـائل روانـی برهـانیم (برونو، ترجمه طاهری و یاسایی ، ١٣٧٠: ١۵٨).
این اعتقاد که رویکردهای فرویدی و یادگیری ، صرفاً تصویر ناقصی از توان بالقوه آدمی فراهم می آورند، به یک جنبش متضـاد انجامیـد کـه به آن روان شناسی نیروی سوم ، روان شناسی انسان گرا یا روان شناسی کمال گفته می شود. روان شناسی انسان گرا، فلسفه ای است کـه بـه مقـام و امیال و اهمیت انسان بیش از سایر چیزها معتقد است . روان شناسان انسان گرا معتقدند که رفتار انسان معنی دار اسـت و معلـول عـده زیـادی از عوامل فیزیکی ، روانی ، اجتماعی ، فرهنگی و پیچیده است (پورافکاری ، ١٣٧٣). جنبش انسان گرایی بر خصوصیت مثبـت یـک شـخص ، ظرفیـت انسان برای کمال و حق تعیین سرنوشت تأکید دارد. آنها معتقدند که مردم می توانند عنان زنـدگی شـان را در اختیـار بگیرنـد و بازیچـه دسـت محیط نباشند. از نظر آنها مردم توان حیرت آوری برای خودشناسی هشیارانه دارند و راه کمک کردن به مردم جهت رسـیدن بـه خودشناسـی ، گرم بودن ، دلگرمی دادن و حمایت کردن از آنها است (دبلیو، ترجمه فیروز بخت ، ١٣٨٣: ۵٢ ).
از نظر روان شناسان انسان گرا؛ انتخاب ، خلاقیت و خودشکوفایی انسان است که باید در زندگی انسان اصل قرار گیرد. آنها مخـالف رهیافـت روان کاوانه هستند و معتقدند دانشی که از شناخت شخصیت های علیل حاصل شده باشد، صرفاً روانی علیل به بار می آورد. آنها با رفتارگرایی هم مخالف اند و می گویند دانشی که به شعور و آگاهی نپردازد، باید عمدتاً از بررسی سازواره های پست تر حاصل شده باشد. انسان صرفاً از سائق هـای اساسی نظیر؛ سائق جنسی یا پرخاشگری یا نیازهای تنکرد شناختی (فیزیولوژیک ) نظیر گرسنگی و تشنگی انگیزه نمی گیرد. انسان بـه بسـط و پرورش توانایی های بالقوه و قابلیتهای خود هم نیاز دارد. آنها بالاترین ارزش را حرمت فرد مـی داننـد (اتکینسـون ، ترجمـه رفیعـی و همکـاران ، ١٣٨٣: ۴٧٢ – ۴۶٩). بیشترین تأکید انسان گرایان بر تجربه هشیار، اعتقاد بر تمامیت طبیعت آدمـی ، توجـه بـه آزادی اراده ، خـود انگیختگـی ، خودآگاهی ، تصمیم گیری نیروی خلاق فرد و مطالعه همه عامل های مربوط به وضعیت انسان است . آنها معتقد هستند کـه انسـان اساسـاً پـاک ، طالب رشد و پیشرفت و نیز اصلاح پذیر و فعال است . از نظر آنها فقط کسی را می توان به لحاظ روانی سالم دانست که در حال رشد و حرکت بـه سمت خودشکوفایی باشد (شولتز، ترجمه سیف و همکاران ، ۵٢٩:١٣٨۴). انسانی که روان شناسان انسان گرا می بینند با آنچه که رفتار گرایی و روانکاوی ؛ یعنی اشکال سنتی روان شناسی ترسیم می کنند، متفاوت است . نه روانکاوی و نه رفتار گرایی از استعداد بالقوه ی آدمی برای کمـال و آرزوی او، برای بهتر و بیشتر شدن از آنچه هست ، بحثی نکرده اند. در واقع این نگرشها تصویر بد بینانه ای از طبیعت انسـان بـه دسـت مـی دهـد (شولتز، ترجمه خوشدل ، ١٣٨۵: ۶).
برخی از رهبران برنامه ی درسی معتقدند که متخصصان برنامه ی درسی در تلاش خود برای عملی و عقلانی بودن به جنبه های شخصـی و اجتماعی برنامه ی درسی و آموزش دست نیافته اند جنبه های هنری ، فیزیکی و فرهنگی موضوع درسی را نادیده گرفته انـد، بـه نـدرت نیازهـای خود اندیشی و خویشتن یابی را در میان یادگیرندگان مورد توجه قرار داده اند و به ندرت از نیازهای خود اندیشی و خویشتن یابی کـلاس درس چشم پوشی کرده اند. این نگرش ریشه در فلسفه ی پیشرو مترقی و جریان کودک محوری سالهای اولیـه ی ١٩٠٠ دارد کـه نخسـت در دانشـگاه شیکاگو، هنگامی که جان دیویی ١، چارلزچاد٢ و فرانسیس پارکر٣روش های پیشبرد تدریس را مبتنی بر رشد و کنجکـاوی طبیعـی کـودک بنـا نهاده اند، توسعه یافت . در دهه ی ١٩٢٠ و ١٩٣٠، این جنبش پیشرو، به شرق رسید و تحت تسلط دانشکده ی تعلیم و تربیت ، دانشگاه کلمبیـا و استادانی همچون فردریک بوسنر، هالیس کاس ول ، ال توماس هاپکینز، ویلیام کیل پاتریک ، هارولـد راگ و جـان دیـوئی کـه وابستـــگی هـای حرفه ای خود را تغییر داده بودند، درآمد. این رویکرد در سالهای ١٩۴٠ و ١٩۵٠ با رشد روانشناسی کودک (کـه بـه نیازهـا و علائـق کــــودک می پردازد) و روانشناسی انسان گرا (که به شناسایی خود، سلامت روانی ، آزادی در یـادگیری و تحقـق شخصـی مـی پـردازد)، سـرعت و تحـرک بیشتری به خود گرفت .
از این رویکرد فعالیت های متعددی ، به ویژه در سطح آموزش ابتدایی حاصل شده است ، از جمله مبتنی بر تجارب زندگی ، گروهی ، پـروژه های گروهی ، فعالیت هنری ، نمایش ، گردش علمی ، فعالیتهای اجتماعی ، مراکز یادگیری ، مراکز آموزش فردی و تکالیف خانه . این فعالیتها شامل حل مسأله خلاقانه ، مشارکت فعال دانش آموز است ، آنها بر اجتماعی کردن و سازگار کردن زندگی دانـش آمـوزان و همچنـین روابـط مسـتحکم خانوادگی و جامعه ی آموزشی تأکید دارند. اینها بازنمود و بیانگر مدرسه ی آرمانی پاکر، دیوئی ، کیل پاتریک و واشبورن ، انواع فعالیتهایی هستند
که آنها به کار بستند و هنوز در مدرسه ی پاکر در شیکاگو، مدرسه آزمایشگاهی دیوئی در دانشگاه شیکاگو، ناحیه ی آموزشی واشبورن در ونتیکا و همچنین در بسیاری از مدارس خصوصی و مدارس آزمایشگاهی دانشگاهی و نواحی آموزشی طبقات بالا و متوسط اجتماعی در سراسر کشـور به آن عمل می شود (ارنشتاین ، ترجمه ی احقر، ١٣٨۴: ۵٢ – ۵١).
همه ی مربیان آگاهند که برنامه های درسی را برای انسانها فراهم می کنند؛ انسان گراها معتقدند کـه نقـش برنامـه ی درسـی فـراهم آوردن تجربه های پاداش درونی و ذاتی برای هر شاگرد است که برای داشتن زندگی کامل تر و دارای اصالت و صحت به کـار مـی گیـرد. انسـان گراهـا اهداف آرمانی آموزش را در رشد فردی ، انسجام و آزادی عمل و خودگردانی می بینند. اهداف آرمانی و اهداف عینی در تقابل بـا موضـوع درسـی فرد را تحت فشار قرار می دهند. برنامه های درسی که از صورت بندی اهداف عینی انسان گرایانه منتج می شوند حاوی تجربه هایی هستند که از طریق آنها افراد می توانند آگاهی خود را از انسان بودن ، رحیم بودن و دلسوز بودن بسط دهند. این ابراز احساسات انسانی بسیار حایز اهمیت تـر از دانستن پایتخت نیجریه یا حفظ کردن فرمول شیمیایی دی اکسید کربن است . وین شتاین ۴ و فانتینی ۵ (١٩٧٠) به این مفهوم می پردازند کـه در یک جامعه ی آزاد، تعلیم و تربیت باید دارای کانون گسترده ی انسانی باشد که این امر به بهترین وجه توسط اهداف عینی آموزشـی کـه هـر یک در مبنای فردی و غیر فردی قراردارند و به مسائل مورد توجه و علایق دانش آموزان می پردازند، برآورده می گردد. آبراهام مازلو (١٩٧۵) که
یک چهره ی برجسته در توسعه ی روان شناسی انسان گراست ، خویشتن سازی را به عنوان امری چند بعـدی ، وابسـته بـه دسـت آورد زنـدگی و چیزی که مدام در حال تکامل و تحول است ،می نگریست ؛ پس برنامه ی آموزشی نیز باید به طور مداوم در حال تغییر باشد. هر شاگرد بـه نوبـه خود «پروژه ی خود» است و برنامه ی آموزشی را به نحوی پیش می برد که هماهنگ با نیازهایش باشد. مازلو خاط نشان می کند که تجربه ی اوج هیبت و خوف ، راز و معما و شگفتی هم آغاز و هم پایان یادگیری است .
در مکتب انسان گرایانه اهداف عینی معلمان به سمتی هدایت می شوند که آنها فرصت و موقعیتی را برای شاگردان فراهم کنند تـا بتواننـد خودشان باشند، بر فرآیند یادگیری خود کنترل داشته باشند وپیچیدگی عالم هستی را درک نماینـد؛ از ایـن رو معلمـان ایـن مکتـب معمـولاً اهداف عینی صریح یا دقیق را تدوین نمی کنند. اگر هدفی در کار باشد، آنها می گذارند تا اهداف از خلال تجربه هایی کـه دانـش آمـوزان کسـب کرده اند «نمایان » شوند. برای مثال ، اگر در پی یک برنامه ی آموزشی انسان گرایانه به راهنمایی برنامه ی درسی مراجعه کنیم احتمالاً باید چنین هدافی را بیابیم :
ا) دانش آموزان تجاربی خواهند داشت که به آنها کمک خواهد کرد تا در فرآیند یادگیری ، جهت رشد و تحول خود را تعیین نمایند.
٢ ) دانش آموزان به اعتماد به نفس خواهند رسید.
٣ ) دانش آموزان بیشتر به دیگران توجه خواهند کرد. این اهداف نه رفتارهای خاصی را که دانش آموزان باید بروز دهند در بر می گیـرد و نـه بـه عملکرد ملاکهایی اشاره دارد. اما این گزاره های به اصطلاح «مبهم »باز همان اهداف عینـی هسـتند، زیـرا نتـایج آموزشـی را ارائـه مـی نماینـد (ارنشتاین ، ترجمه احقر، ١٣٨۴: ٨٠ – ٧٨).
۴. جهت گیری انسان گرایانه
جهت گیری انسان گرا به مقدار زیادی تحت تأثیر روان شناسی انسان گرا (نیروی سوم ) و به طور خـاص کارهـای کـارل راجـرز و ابراهـام مازلو بوده است . هردوی اینها روی تحقق و شکوفایی شخصی متمرکز شده اند. همان طور که میلر مطرح می کند، «تحقق خـود» هـدف اساسـی بسیاری از برنامه های انسان گرایانه است . در این برنامه ها نقطه ی تمرکز روی زندگی حاضر کودکان اسـت ، بنـابراین تجربیـات یـادگیری بـرای درگیر کردن شناختی و عاطفی کودک طراحی شده اند.
پنج معیاری که در ایجاد برنامه های درسی انسان گرا پیشنهاد می شود بدین شرح است :
١. نیازهای فرد، منبع اطلاعاتی مرکزی برای تصمیم گیری های برنامه ی درسی است .
٢. آموزش و پرورش انسان گرا حق انتخاب فراگیران را افزایش می دهد و به حق انتخاب دانش آموز توجه دارد.
٣. دانش شخصی – با توجه به جنبه ی درونی آن – به همان اندازه ی دانش عمومی اولویت دارد.
۴. هر تحول فردی به قیمت توسعه و تحول فردی دیگر پرورش نمی یابد.
۵. تمام عناصر برنامه ی درسی در این دیدگاه مرتبط با یک احساس معنادار بودن وارزشها و ارزشـمندی هـر فـرد داخـل شـده در برنامـه دارد (سلسبیلی ، ١٣٨٢: ٢٨).
۵. رهیافت انسان گرایانه
این دیدگاه ریشه در فلسفه ی پیشرفت گرایی ١ و حرکت کودک – محور دارد که در اوایل دهـه ی ١٩٠٠ شـکوفا شـد. اولـین پیشـگامان در دانشگاه شیکاگو بودند. جان دیوئی ، چارلز چاد، و فرانیس پارکر روشهای پیشرفت گرایی آموزش را بر اساس کنجکاوی و رشد طبیعی دانش آموز پایه ریزی نمودند. در دهه های ١٩٢٠ و ١٩٣٠ موج پیشرفت گرایی به سمت شرق امریکا حرکـت نمـود و مـورد توجـه دانشـکده تربیـت معلـم دانشگاه کلمبیا واقع شد. رهیافت انسان گرایانه در دهه های ١٩۴٠و ١٩۵٠ توجه بیشتری به سوی خود معطـوف کـرد. در ایـن زمـان بـود کـه روانشناسی کودک (که به نیاز و علایق کودکان توجه دارد) روانشناسی انسان گرایانه (که به نظام ارزشها، بهداشت روانی ، آزادی بـرای یـادگیری و دستاوردهای فردی توجه دارد) به رشد و شکوفایی خود دست یافتند.
از این رهیافت بود که فعالیتهای به سزایی جهت برنامه درسی ، به ویژه در سطح ابتدایی شامل دروس بر پایه ی تجارب زنـدگی ، بازیهـای گروهی ، فعالیتهای هنری ، نمایش ، گردشهای علمی ، مراکز علمی و هنری وجایگاه های تدریس خصوصی و تکالیف ، ظهور نمودند. ایـن فعالیتهـا شامل : حل مسئله و شرکت فعال دانش آموز در کلیه امور بود؛ آنها بر اجتماعی شدن و سازگاری دانش آموزان ، بعلاوه ی رابطه ی نزدیکتـر خانـه و مدرسه تأکید داشتند. آنها نمایدگان مدارس نمونه ی پارکر، دیوئی ، کیلپاتریک ١ و واش برن ٢ و نوع فعالیتهای برنامـه درسـی مـی باشـند کـه بـه مرحله اجرا در آوردند و هنوز این شیوه در مدرسه ی پارکر در شیکاگو، آزمایشگاه دیوئی در دانشگاه شـیکاگو، مدرسـه واش بـرن در ایلینـویز و دانشکده تربیت معلم کیلپاتریک ، به علاوه ی مدارس بسیار دیگری در اقصی نقاط این کشور به مورد اجرا گـذارده مـی شـود. بـه نظـر مـی رسـد برنامه ی درسی انسان گرایانه ، بیشتر برای دانش آموزان طبقه متوسط و متوسط بالا، به علاوه ی آنها که فعالیت بیشـتری دارنـد، مثمرثمـر واقـع شود. شواهد گواه این امر است که این دانش آموزان استقلال بیشتری در یادگیری نشان داده در موقعیتهایی که می توانند قوای ابتکاری خـود را به کار اندازند بازده بهتری دارند. دانش آموزان طبقه پایین و آنهایی که فعالیت کمتری نشان می دهند، اغلب کنتـرل داخلـی لازم بـرای خـود – انضباطی و مهارتهای شناختی را که در یادگیری مستقل لازم است ، ندارند. این دانش آموزان معمولاً نیاز به قوانینی دارنـد کـه بـرای فعالیتهـای مهم کلاس درس بایستی اطاعت شوند. نظریه های گوناگون رشد «اریکسـون ٣، هویگهرسـت ۴، و مـازلو» و روشـهای کـودک – محـور «فروبـل ۵، پستالوزی ۶ و نیل ٧» در برنامه درسی از رهیافتهای انسان گرایانه حاصل شده است . برنامه های آموزشی رسمی و طراحی شده ، تنها برنامه های درسی نیستند که بایستی مورد توجه واقع شوند، برنامه های درسی پنهان و غیـر رسمی نیز دارای ارزش و اعتبارند.این رهیافت ، همچنین ، کل کودک نه فقط بعـد شـناختی او را مـورد نظـر دارد. نظریـه هـای انسـان گرایانـه یادگیری ، اعتباری مساوی و پاره ای از اوقات تأکید بیشتری از نظریه های رفتار گرایانه و شناختی بـه عمـل آورده انـد، موسـیقی ، هنـر، ادبیـات ، تربیت بدنی و علوم انسانی به همان اندازه اهمیت دارند که ریاضیات و علوم . متخصصان برنامه درسی که به این رهیافـت اعتقـاد دارنـد، تمایـل نشان می دهند که یادگیری با هماهنگی دیگران ، یادگیری مستقل ، یادگیری در گـروه هـای کوچـک و فعالیتهـای اجتمـاعی در برابـر یـادگیری رقابتی ، یادگیری معلم – محور، یادگیری در گروه های بزرگ و آموزش شناختی قرار داده شود. بر پایه ی این روش ، هر کودک در برنامـه درسـی جایگاهی داشته و مسئولیتی همراه با والدین ، معلمان ومتخصصان برنامه درسی در طرح ریزی ، آموزش کلاس بر عهده دارد.
رهیافت انسان گرایانه بار دیگر در دهه ی ١٩٧٠ به عنوان روش طرفدار اصلاحات اساسی ، تعلیم و تربیت باز، تعلیم و تربیت جایگزین آنچـه موجود است ، به عنوان حرکتی اصلاح گرایانه ، ورد زبانها گردیده با این وجود امروزه تقاضا برای تعلیم و تربیت علمی و دانشـگاهی ، موجـب روی آوردن به سوی امور شناختی و نه انسان گرایانه شده ، موضوعات علمی و ریاضی به جای هنر، ادبیات و موسیقی مطرح می باشد. بیشـتر مربیـان معمولاً به موضوعات اصل برنامه ی درسی توجه نموده در مدارس ابتدایی به سوی R٣ (خواندن ، نوشتن ، حساب کردن ) و در مدارس متوسـطه به دروس اصلی و دانشگاهی روی آورده اند و اکنون انسان گرایی به جایگاهی حاشیه ای که بایسـتی بـه سـوی دروس اساسـی ، تفکـر انتقـادی و ملاکهای محکمتر دانشگاهی توجه نماید، پرتاب شده است (ارنشتاین ،ترجمه خلیلی شورینی ، ١٣٧٣: ٣٢ – ٢٩ ).

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 17 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد