مقاله تاثیر آموزش اخلاق زیست محیطی در رفتار و نگرش حفاظت از محیط زیست

word قابل ویرایش
19 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

تاثیر آموزش اخلاق زیست محیطی در رفتار و نگرش حفاظت از محیط زیست
چکیده
در شرایطی که بحران های زیست محیطی، کل نظام طبیعت را تهدید میکند؛ تغییر در مبانی اخلاقی، نگرش و تربیت زیست محیطی اهمیت شایانی دارد. آنچه در این پژوهش مورد تاکید است تاثیری است که نوع نگرش ها و ارزش های زیست محیطی بر نحوه ی رفتار انسان با طبیعت دارد و تلاش شده است تا رفتار حفاظت از محیط زیست با تاکید بر تغییر در اخلاق ، نگرش و ارزش های زیست محیطی مورد بررسی قرار گیرد و با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تغییر در رفتار حفاظت از محیط زیست از طریق آموزش اخلاق ، نگرش و ارزش های زیست محیطی پرداخته شود. نتایج پژوهش نشان میدهد که قضاوت های ارزشی که زیربنای اخلاق زیست محیطی را تشکیل میدهد، اثر مستقیمی بر چگونگی تعامل انسان با محیط زیست داشته و آگاهی رسانی در زمینه ی دانش بدون توجه به اخلاق و نگرش زیست محیطی تاثیر محدودی بر رفتار زیست محیطی خواهد گذاشت . بر این اساس برای تغییر ارزش ها و نگرش ها و رفتار زیست محیطی، ضروری است به سطح عاطفی آن توجه خاص شود. شیوه های آموزش و تربیت زیست محیطی به ویژه از جنبه مورد توجه و تجدیدنظر جدی قرار گرفته و در این زمینه نظریه ی یادگیری اجتماعی در آموزش محیطی میتواند راهشگا باشد.
واژه های کلیدی: آموزش زیست محیطی، اخلاق زیست محیطی ،رفتار زیست محیطی، محیط زیست ، نگرش .

١- مقدمه
بحران کنونی زیست محیطی را با هیچ مشکل جهانی دیگـر از ابتـدای تاریخ تاکنون نمی توان مقایسه کرد (آشنانی و حسنی، ١٣٨٧، ١). بـی شک بحران هـای زیسـت محیطـی معاصـر زاییـده تربیـت ناصـحیح و جهالت عملی انسان می باشد و از جـدی تـرین چالشـهای پـیش روی محسوب می گردد (شاه ولـی ، ١٣٨۶، ٣١ ). ایـن در حـالی اسـت کـه رفتار انسان در عمل نشان میدهد که ما فراتر از طبیعـت هسـتیم و در مورد طبیعت تمایل داریـم بـر مصـرف متمرکـز شـویم ( اسچلسـینگر٢ ،٢٠٠۴، ٧۶). حصول اهداف زیست محیطی تنها از طریق تعهدات بـین المللی ، غیرممکن است زیرا تعهد، امری درونی است بشـر بـرای بهـره گیری صحیح از محیط زیست ،مجبور بـه وضـع قـوانینی اسـت کـه بـه طبیعــت نــه بــرای مصــرف بلکــه بــرای تــداوم حیــات در قــرن ٢١ بنگرد(جـاکوبس ٢٠٠۴،٣، ۴١). انسـان بــرای حفـظ ارزشـهای زیســت محیطی باید منش خود را با پایداری و پویایی طبیعت تطبیـق دهـد و با ایجاد تغییر در مبـانی فکـری و اعتقـادی ،عملکـرد خـود را متحـول سازد(محرم نژاد و حیدری، ١٣٨۵، ٧٠ ). بـرای ایـن مهـم ،آموزشـهای زیست محیطی نیازمند شناخت عواملی هستند که بر تغییـر داوطلبانـه رفتار تاثیرگذار شوند از اینرو آموزش پیرامون تعیین کننده های رفتـار در زمینه رفتار سازگار با طبیعت ضرورت می یابـد( جـاکوبس ، ٢٠٠۴، ٣٢). لذا نهادهای آموزشی به منظور اثربخش نمودن اموزشهای زیسـت محیطی نیازمند شناخت عواملی هستند که بر تغییـر داوطلبانـه رفتـار تاثیرگذار شوند از اینرو پژوهش پیرامون تعیین کننـده هـای رفتـار در زمینه رفتار سازگار با محیط زیست طبیعی ضرورت می یابد.
١- آموزش زیست محیطی
آنچه بحرانهای زیست محیطی را تشدید می کند عدم تربیت و سوء تربیت زیست محیطی و جدی تر از آن عدم توجه به آموزش نگرشهای صحیح زیست محیطی می باشد(هانگرفورد۴ و همکاران ،١٩٨٠ ، ۴۵).
بخش عمده این نابسامانی ها، به نوع آموزشی برمی گردد که درک و باور انسان را نسبت به محیط خود شکل می دهد لذا امروزه همگان بر سر این مسئله توافق دارند که آموزش ،موثرترین ابزار و شیوه رویارویی با چالشهای آینده بویژه محیط زیست است و دستیابی به اهداف این نوع آموزش سبب استفاده صحیح از منابع و ضامن حفظ توسعه پایدار می گردد(میر دامادی و همکاران ،١٣٨٧، ٢١). لذا در دو دهه گذشته موضوع آموزش زیست محیطی بزرگترین حوزه ای بوده است که تلاش داشته تا به عنوان یکی از عناصر اصلی فرایند آموزشی پذیرفته شود(سیمونز۵، ٢٠١٠، ١٧-١۵). آموزش محیط زیست شامل کیفیت آب و هوا،رشد جمعیت جهان ، منابع طبیعی ،تربیت شهروندانی که در زمینه محیط زیست و مسائل آن آگاهی دارند و می دانند چگونه آن را حل کرده و برای عملی نمودن راهکارها انگیزه داشته باشند(کریدل ٢٠١٠،۶ ، ٣٣٩). آموزش محیط زیست ، بخش بنیادین حفاظت از آن است و در پاسخ به بحرانهای بوجود آمده ظهور نمود و هدف آن پدید آوردن نوعی آموزش برای شکل دادن به شهروندی مسوول و فعال و مجهز به دانش و اراده برای ایجاد تغییرات آموزشی ، اجتماعی و محیط زیست بوده می باشد (داسکولیا و آجلیدو٧، ٢٠٠۶، ١٢۶). هدف از آموزش زیست محیطی ایجاد آگاهی، دانش ، نگرش ، مهارت و مشارکت شهروندان ، و ایجاد حساسیت در افراد نسبت به حوادث و تغییرات زیستی و تاثیرات آن بر محیط زیست است تا با قدرت تشخیص و تحلیل مسایل زیستی بتوانند در ابداع روشها و حل معضلات آن مهارت کسب کنند(میردامادی ،اسمعیلی، باقری، ١٣٨٧ ،٢٢). در این زمینه چن ٨ ،هدف از آموزش زیست محیطی را رشد دادن سواد زیست محیطی در میان شهروندان آینده می داند(چن ٩، ١٩٩٧، ٢٣۶-٢٣۴). هونکه و همکاران (٢٠٠١) معتقدند بهترین راه کاهش معضلات زیست محیطی، آموزش به مردم می باشد.وجود شهروندانی که از ارتباط بین زندگی و کیفیت محیط زیست آگاه باشند از ضرورتهای پایداری محیط زیست بوده و افزایش اطلاعات عمومی و علاقه برای شناخت مشکلات ، اولین مرحله ی فرایند جلب مشارکت برای این امر است (میردامادی ،اسمعیلی،باقری، ١٣٨٧). نظام رسمی آموزش کشور در این زمینه می تواند نقش تعیین کننده ایفا نماید(مونرو١٠ و همکاران ،٢٠٠٧) مدارس ، اولین بسترهای آموزش منظم و هدفمند درسطح جامعه اند.محرم نژاد و حیدری (١٣٨۵) در پژوهشی پتانسیل نهادهای مختلف در زمینه آموزش محیط زیست را مورد بررسی قرارد داده و آموزش و پرورش را به عنوان سازمانی که در زمینه آموزش زیست محیطی می تواند نقش تعیین کننده داشته باشند معرفی نموده است .نهادهای تربیتی با ایجاد شناخت و آگاهی در دانش آموزان نسبت به مسایل زیست محیطی ،تغییر نگرش و ایجاد بستر مناسب برای اجرای قوانین زیست محیطی شهروندانی تربیت می کنند که دارای وجدان زیست محیطی بوده و احترام به آن در آنها تبدیل به یک فرهنگ و عادت شود و قادرشان سازد بین برآوردن نیازهایشان از طبیعت و مراقبت از آن تعادل برقرار نمایند(تقیه ،١٣٩٠).
رفتار انسان بوسیله اندیشه هایش هدایت می شود لذا آنچه را که مردم در مورد زیست بومها انجام میدهند وابسته به آن است که درباره محیط زیست خود چگونه می اندیشند که این خود از تربیت و آموزش زیست محیطی نشات می گیرد( عابدی سروستانی،١٣٨٧ ، ۵٧-۵۶).
تحقیقات نشان می دهد احساس مسوولیت ایجاد شده در سنین پایین عامل هدایت رفتار اجتماعی و محیطی در دوره بزرگسالی است از اینرو توجه به آموزش زیست محیطی از طریق محتوا، مواد و کتابهای درسی جزء نیازهای ابتدایی و اساسی محسوب می شود که در نخستین سالهای زندگی کودک به صورت رفتارمسوولانه نسبت به محیط زندگی فرد تجلی می یابد(قضاوی ؛لیاقتدار ،احمدی، ١٣٨٧ ). امروزه مدارس باید به دانش آموزان در سطح وسیعی دانش و آگاهی های زیست محیطی را به موثرترین شیوه آموزش دهد و درک عمومی آنان را در مورد ان ارتقا بخشد( اسچلسینگر١١ ،٢٠٠۴، ٧۶). آموزشهای زیست محیطی مدارس ،اندک،پراکنده بوده و از رویکرد اصولی و انسجام برخوردار نبوده و سودمند و کاربردی نمی باشد. پژوهشی هایی که در این زمینه در داخل کشور انجام شده است همگی موید این امر است .در این زمینه صالحی عمران و آقا محمدی (١٣٨٧) در پژوهشی نشان دادند که دانش زیست محیطی معلمان مرد بیشتر از معلمان زن است اما نگرش زیست محیطی معلمان زن نسبت به مردان بیشتر است در حالی که از نظر مهارتهای زیست محیطی اختلاف معناداری میان دو گروه از معلمان مشاهده نمی شود.(١۶). عمل صالح و همکاران ( ١٣٨٩ ) در پژوهشی با عنوان “بررسی عناصر طبیعت در کتاب فارسی دوم دبستان ” نشان دادند که عناصر طبیعت در کتاب درسی کودکان از منظر ساخت دستوی- واژگانی در کمترین میزان قدرت و به صورت کنش پذیر و منفعل ظاهر شده اند، به آسمان و آسمانی ها بطور افراطی پرداخته شده و عناصر زمینی بویژه به زمین و آب و نقش حیاتی آن توجه کافی نشده و در کل کوششی هدفدار برای فرهنگ سازی و گسترش دیدگاههای تازه تردر پیوند با طبیعت صورت نگرفته است (عمل صالح و همکاران ، ١٣٨٩). تقیه و همکاران (١٣٩٠)در تحقیقی با عنوان “بررسی برنامه های درسی مقطع راهنمایی با تاکید برمحورهای آموزش محیط زیست ” نشان دادند که کتابهای درسی دوره راهنمایی درسطح بینش و مهارت زیست محیطی در وضع مطلوبی نیستند، با اهداف نظام آموزشی مطابقت ندارند (۶).این آموزش از طریق طیف گسترده ای از روش های تدریس و موضوعات به مخاطبان و معلمان انجام می پذیرد و به مربیان و برنامه ریزان زیست محیطی تعاریف مشخص ، راهنماها ، اهداف واستانداردهایی از آموزش زیست محیطی ارائه می کند و کمک می کند بطور موثر اجرایی شود(مونرو١٢ و همکاران ،٢٠٠٧). این نوع آموزش به تربیت افرادی فعال و آگاه نسبت به محیط زیست خود و یادآوری مسوولیتشان در حفاظت از آن نظر دارد و برای این هدف ، شناخت افراد نسبت به ابعاد مختلف بیولوژیکی، اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی محیط زیست و ارتباط آن با انسان را مورد توجه قرار می دهد(محرم نژاد و حیدری، ١٣٨۵ ، ٧١). آموزش محیط زیست که با ارزشها،رفتارها ،گرایش ها فعالیتها و اعمال مثبت سروکار دارد بازتابی از عنصر اخلاقی است و این عنصر درکنار عناصر تجربی،زیبایی شناختی و درک ماهیت پیچیده و بهم پیوسته محیط زیست یکی از چهار عنصر اصلی هر برنامه درسی زیست محیطی را تشکیل می دهد و بر این موضوع تاکید می شود که فراگیران با مسوولیت و تعهد خود در قبال محیط زیست آشنا شوند( عابدی سروستانی، شاه ولی، ١٣٨٨ ،١٢۴). هدف ، آگاهی بخشیدن به معلومات زیست محیطی هر فرد است بطوری که شخص ، ارزشهای محیط را درک کرده و در حراست از آن کوشا باشد و با فکر و تعمق در فرآیندهای زیستی به حمایت از آن بپردازد(دیبایی و لاهیجانیان ،١٣٨٨ ، ١٧٨).برای اینکه این آموزش موثرتر واقع شود باید به صورت رسمی در مدارس و درقالب برنامه درسی اجباری آموزش داده شود این در حالی که در اغلب برنامه های آموزشی مدارس ، برنامه های آموزش زیست محیطی حول سه محور دانش ،مهارت و نگرش تدوین نشده اند(سازمان محیط زیست ، ٢٠٠٠). در بیانیه تفلیس (١٩٧٧) سطوح سواد زیست محیطی در قالب این اهداف بیان شده است :
١-آگاهی:کمک به دانش آموزان برای کسب آگاهی نسبت بـه محـیط زیست و مسائل آن ، توسـعه توانـایی بـرای درک آن و اسـتفاده از ایـن توانایی در متن و زمینه های مختلف .٢-دانش : کمک به دانـش آمـوزان برای کسب درک اساسی از اینکه چگونه در محیط عمل نموده و بـا آن تعامل نمایند .چگونه چالشهای زیست محیطی بوجود می آیند و به چه طریقی می توان آن را حل نمود. ٣-نگرش : کمک به دانش اموزان برای کسب مجموعه ای از ارزشها و احساسات در ارتباط با محـیط زیسـت و انگیز ه برای مشارکت در حفظ و بهبود آن ۴-مهارت : کمک بـه دانـش امـوزان بـرای کسـب مهارتهـای مـورد نیـاز بـرای تشخیص ،بررسـی و مشارکت برای حل مسایل و مباحث زیست محیطی ۵-مشارکت : کمک به دانش آموزان برای کسب تجربـه در اسـتفاده از دانشـها ومهارتهـای کسب شده برای انجام عمل مثبت و اندیشمندانه در جهت حل مسـایل زیست محیطی ( رامسی ،١٩٩٢، ٣٧ ).رویکردهـای موجـود در زمینـه آموزش زیست محیطی، پیچیده بوده و به منـابع متغییـر زمـان ، فضـا ، برنامه درسی ،ویژگی های دانش آموزان و دامنه وسیعی از عـواملی کـه مـی توانـد بـر هـر نـوع آمـوزش کـاربردی تـاثیر گـذارد اطـلاق مـی شود(وینسـر١٣ و همکـاران ،٠٢١٢). افزایش اطلاعات عمومی و علاقه برای شناخت مشکلات ، اولین مرحلـه فراینـد جلـب مشـارکت بـرای حفـظ محیط زیست می باشد(میردامـادی ،اسمعیلی،بـاقری، ١٣٨٧). یونسکو، آموزش زیسـت محیطـی را در وسـیع تـرین معنـای خود،رشـد آگاهی،کسـب دیدگاههای جدید، ارزشها، نگرشها، مهارتها و رفتار در قالب فراینـدهای رسمی و غیررسمی برای دستیابی به یک محـیط زیسـت پایـدار اعـلام نموده است لذا آموزش زیست محیطی باید بر شناخت مفاهیم ، مهارتها و نگرش ها که منعکس کننده رشـد شـناختی، مهارتهـای مفیـد بـرای یادگیری مادام العمر و تصـمیم گیـری درسـت بـا ترکیـب احساسـات ، نگرشها و ارزشها و باورهای فرهنگی افراد همـراه باشد(یونسـکو،٢٠٠٠، ٣). برای دستیابی به اهداف زیسـت محیطـی، بـازنگری در نظـام هـای تعلیم و تربیت و بهره گیـری از روش هـای آمـوزش زیسـتی جدیـد از طریق آموزش و پرورش و رسانه ها ضرورت می یابد ضـمن اینکـه ایـن امر به ایجاد ارتباط بـین دانـش آمـوزان ، معلمـان ، مـدارس ، نظامهـای آموزشی و کل جامعه نیازمند خواهد بود( عابدی سروستانی، شاه ولـی،
١٣٨٨، ١٢٨). زیرا فراگیران علاوه بر فراگیری دانـش ، نیازمنـد کسـب دانش و سواد زیست محیطی در قالب اخلاق عملـی زیسـت محیطـی ، آشنایی با مفاهیم فرهنگـی و ارزشـی زیسـت محیطـی، تغییـر ارزش و نگرش نسبت به آن ، مشارکت در حفاظت محیط زیست زندگی خـود ، تبدیل شدن به شـهروند متعهـد و مسـوولیت پـذیر، آمـوزش اسـتفاده صحیح از منابع ،کسب سبک زندگی سازگار بـا طبیعـت ، تصـمیمگیری درست برای حل مسایل زیسـت محیطـی و جلـوگیری از پدیـد آمـدن مشکلات جدید ،حساسیت نسبت به حوادث و تصمیمات مختلفی کـه بر محیط زیست تـاثیر مـی گذارد،کسـب قـدرت تشـخیص و تحلیـل مسایل زیست محیطی و ابداع روشها ی جدید برای حـل معضـلات آن می باشند(سلیمان پورعمران ،٢٠١٣).
٢- اخلاق زیست محیطی
اخلاق در لغت ، جمع واژه خلق و به معنی خوی هاست (فرهود،١٣٨۶) اخلاق زیست محیطی در وسیع ترین مفهوم خود عبارت است از مطالعه رابطه انسان با محیط خود ؛ این رابطه ی موجودی است که دارای احکام اخلاقی است و برای وی موضوع درستی و نادرستی قابل طرح است (محمدی آشنانی و همکاران ،١٣٨٧) .اخلاق زیست محیطی از شاخه های فلسفه کاربردی است که با ارزشها،باورها و گرایش ها سرو کار دارد و به دنبال ارائه راه حلهای اصولی و اخلاقی از طریق پیوند علوم مختلف می باشد و با دغدغه های جهانی مانند رابطه انسان با محیط زیست ، درک انسان نسبت به مسوولیت در برابر آن و تعهد به حفظ منابع سروکار دارد.
تغییرات سریع اجتماعات از نظر فناوری و اقتصاد موجب طرح مسائل جدید پیرامون تعامل انسان با طبیعت شده اند که فلسفه و علم اخلاق را به چالش می کشاند.(عابدی سروستانی و شاه منصور، ١٣٨٧). اخلاق زیست محیطی ،انسان محوری غالب موجود در اخلاق نوین را به چالش می کشد و در سطح عملی از مادی گرایی و مصرف گرایی به شدت انتقاد نموده و بجای آن یک روش زندگی سبز هماهنگ با طبیعت را پیشنهاد می کند. از آنجا که انسان تنها موجودی است که به دلیل دارا بودن اختیار و آزادی قادر است تا بر خلاف قوانین و نظم طبیعی رفتار کند لذا دارا بودن مهارتهای اخلاقی و توجه به اخلاق زیست محیطی بخشی از راهبرد اطمینان به پایداری محیط زیست و بهسازی شرایط زندگی انسان بشمار می رود(عابدی سروستانی و شاه منصور، ١٣٨٧). کلبرگ مانند پیاژه معتقد است مراحل رشد اخلاقی بر اساس توانایی های ذهنی و شناختی تعیین می شوند به عقیده وی رشد اخلاقی بطور طبیعی در افراد شکل می گیرد و قوه قضاوت اخلاقی افراد مراحل مختلفی را طی می کند و محیط و دیگر عوامل تربیتی در به فعلیت درآوردن آن نفش موثری دارند این مراحل شامل سطوح اخلاقی پیش قراردادی ، قراردادی و مافوق قراردادی می باشد در سطح سوم رشد اخلاقی، معیارها و استانداردهای اخلاقی درونی می شوند و توسط جامعه و از بیرون کنترل نمی شوند
.اخلاق در این مرحله مبتنی بر اصول جهانی و همگانی و مافوق قراردادهای اجتماعی می باشد و تخطی از آن احساس گناه را در فرد بوجود می آورد (کرمی نوری و مرادی، ١٣٧٢). از آنجا که ماهیت مشکلات زیست محیطی هنجاری اند لذا طرح مباحث هنجاری مانند اخلاق زیستی می تواند نقش حیاتی در تفکرات زیست محیطی و نوع رفتار و عمل افراد در تعامل با محیط زیست داشته باشد. اخلاق زیست محیطی ،نقش انسان را بطور موثر از فاتح زمین به شهروند محافظ محیط تغییر می دهد .لازمه این نقش جدید آن است که زمین را به چشمی بنگریم که در خور احترام و عشق است و نه صرفا یک کالای اقتصادی که باید آن را مصرف کرد و به دور انداخت . اخلاق ،زمینیان را در مقام کارگزار طبیعت می بیند و برای او در پایداری طبیعت برای خود و آینده اش مسوولیت قائل است . برخورداری افراد از اخلاق زیست محیطی مناسب ،یک تضمین درونی برای رفتار درست با با سایر مخلوقات و جلوگیری از صدمه زدن به آن می باشد از اینرو بر آموزش اخلاق زیست محیطی و تربیت انسانهای اخلاق مدار در تعامل با محیط
زیست ،تاکید فراوان می شود ((عابدی سروستانی و شاه منصور، ١٣٨٧). .با وجود اینکه این مشکلات ریشه درمعرفت شناسی و جهان بینی آدمی دارد برای رفع این بحرانها از طریق تربیت اخلاقی و دینی ،کمتر سخنی به میان می آید ( جاکوبز، ٢٠٠۴). در این راستا دیدگاه بازسازی اجتماعی مدارس را تشویق می کند تا در خط مقدم تغییرات اجتماعی قرار گیرند. نخستین گام ،تدوین سیاستها بر مبنای عمل فکورانه اخلاقی که تلفیقی از بنیادهای ارزشی و عقلانیت می باشد.ارزشها با یکدیگر در رقابت هستند و تنها از طریق بحث عقلانی و تعهد نسبت به بنیادهای ارزشی است که می توان فرایندهای اقدام فکورانه اخلاقی را به سمت دستیابی به هدفهای اخلاقی مشروع سوق داد. (محرم نژاد و حیدری، ١٣٨۵). خلاق عملی ماننداخلاق زیست محیطی با مفاهیم فرهنگی و ارزشی ارتباط نزدیک دارد( عابدی سروستانی، شاه ولی، ١٣٨٧). علاوه بر این اگر همراه با بار علمی که به فراگیران منتقل می شود همزمان بار اخلاقی و ارزشی به فراگیران منتقل نشود می تواند وی را دچار چالشهای اخلاقی و اعتقادی کند بخصوص در بافت فرهنگی امروز ما که با عدم مهندسی فرهنگی و اخلاقی مواجه است ،اخلاق را بدون مبانی شناختی به امری صوری و قانونی مبدل می کند که با احساس کمترین فضای خلا نظارتی، فجایعی به بار می آورد لذا بنیان سازی برای اخلاق و باورهای شناختی باید لازم و ملزوم شناخته شوند و از آغاز فراگیری علم و فن مد نظر قرار گیرند ( پورعباسی ؛توکلی بینا ،١٣٨٩).. اخلاق زیست محیطی را می توان به دو بخش تقسیم نمود: ١-اخلاق طبیعی :بر اساس این فلسفه اخلاقی، همه موجودات زنده حق حیات دارند و انسان به لحاظ وجودی ، هیچ امتیاز و تقدمی بر سایر موجودات ندارد.طبیعت بالذات اصالت دارد و تعهدات انسان را به تمام موجودات تعمیم می دهد ٢-اخلاق انسانی :اخلاق انسانی پیرامون حق بهره مندی نسلهای آتی از منابع طبیعی و زیست محیطی و وظیفه و تعهد نسبت به نسل آتی حکایت می کند(توحیدی نیا، ١٣٨٧، ١۶٩).

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 19 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد