مقاله مفهوم پردازی حق شهری و تحقق پذیری آن در حقوق شهروندی

word قابل ویرایش
15 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده
امروزه موضوع حقوق شهروندی و حق شهری از مهم ترین مباحث عرصه های اجتماعی و سیاسی در بین جوامع میباشد که جز لاینفک جامعه ی مدنی و مبنای تشکیل آن به شمار میرود. حق به شهر از مفاهیم جنجالی مطرح شده در دهۀ ١٩٧٠ میلادی توسط فیلسوف فرانسوی، هنری لوفور مطرح شد. او حق به شهر را به مثابه یک حق بنیادی برای شهروند امروز نظریه پردازی کرد. این مفهوم توجه بسیاری از نظریه پردازان شهری را در جهان به خود جلب کرده و در عرصۀ عمل نیز منجر به شکل گیری جنبش های اجتماعی متعدد و صدور منشورهای قانونی شده است .
حق شهری نیاز به تغییرات اجتماعی- فضایی برای بهره مندی ساکنان شهر از زندگی شهری و امکانات مربوط به آن را ضروری میداند و میتواند به عنوان معیاری برای ارزیابی پروژه های شهری قرار گیرد. در این مقاله به مفهوم حق شهری و انواع آن پرداخته شده است و نتایج حاکی از آن است که مفهوم حق به شهر، شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان ، حق تخصیص فضا به آن ها و دسترسی فضایی و مشارکت آنان در امور شهری و عرصه های اجتماعی است . از این رو مهمترین مقولات پیش روی این مفهوم در خلق فضای شهری باکیفیت شامل حکمرانی شهری، حق دسترسی به خدمات شهری، حق مشارکت مردمی برای تمام ساکنان میباشد.
مفاهیم کلیدی :حق به شهر ، حقوق شهروندی، مشارکت ، حق تخصیص فضا، حکمرانی شهری
مقدمه
مفهوم حق به شهر که برای اولین بار در سال ١٩۶٨ توسط هنری لوفور طرح شد. حق شهری پارادایمی نظری و عملی است که از پتانسیل لازم جهت ارزیابی رادیکال سیاست های شهری برخوردار است . این مفهم چارچوبی برای بحث در مورد حقوق و مسئولیت های مدنی را فراهم میآورد. حق به شهر ابزار لازم برای ایجاد تغییرات شهری و خلق شهری است که تمامی ساکنانش ، شهروند و نه شهربند محسوب میشوند. از سوی دیگر تاکنون از منظر اقدامات سیاسی نیز الگوهای کاربردی موفقی از این مفهوم در جهت اعطای حقوق مدنی و تامین شمول اجتماعی در سطوح متفاوت منطقه ای، ملی و شهری به کار گرفته شده است . اما با وجود این علاقه رو به رشد نسبت به موضوع حق به شهر، همچنان مفهوم شناسی اندیشه حق به شهر به ویژه برای متخصصان مطالعات شهری در ایران تحقق نیافته است ( رفیعیان ، ١٣٩۴:٢۶). حق به شهر یکی از حقوق فراموش شده ای است که ساکنان شهری و به ویژه اقشار کم درآمد و فقیر شهر از آن محروم شده اند. در این نوشتار کوشش شده مسایل مربوط به حق به شهر واکاوی و بررسی شود.
حق به شهر
منشور جهانی حق به شهر اذعان دارد که حق به شهر باید به عنوان حقوق بشر محسوب شود تا دولت ها نسبت به شهروندان خود به این حق احترام بگذارند و آن را تضمین کنند. حق به شهر از دیدگاهی به تغییرات شهری منجر میشود که ماهیت شهروند و شهروند بودن را به عنوان چالشی مهم پیش روی شهرها قرار داده و شهر را مهم ترین لایۀ تصمیم سازی و سیاستگذاری( مکانی که در آن ارزش اجتماعی فضاهای شهری باارزش مبادله ای آن برابری میکند) معرفی میکند (٢٠٠٢١٠٢,Purcell). حق به شهر مستلزم تعریف حق دستیابی -نه تنها به آن چه در حال حاضر وجود دارد بلکه همچنین به باز تولید شهری با تصاویر متفاوت و تعریفی نو از شهر موجود است . از این رو حق به شهر رویکردی مبتنی بر جامعه ، با هدف به رسمیت شناختن شهر به مثابه مکانی برای باز تولید روابط اجتماعی قدرت و حق مشارکت تعریف میشود (٢٠٠٢٧٠,Dikec, Gilbert).
حق به شهر پاسخ قدرتمندی است برای تمامی شهرها به ویژه شهرهایی که شهروندان آنها به صور متفاوت ( محرومیت و کنار گذاشتن گروه هایی از مردم از حق به صلح ، امنیت و همبستگی) از تعارض شدید رنج میبرند (سفیر ٢٠٠۶:٣١) .دیوید هاروی” حق به شهر”را نوعی از حقوق بشر میداند که بسیار فراتر از آزادی فردی در دسترسی به امکانات شهری است . حق به شهر، حق تغییر خود شهروند و اجتماع شهری از راه تغییر شهر است .”آزادی ساختن و بازسازی شهرها و خودمان یکی از باارز شترین و درعین حال فراموش شده ترین حقوق بشر است (هاروی، ١۴:١٣٩١). برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد اصول اساسی حق به شهر را غیرقابل تقسیم بودن حقوق بشر؛ عدم تبعیض و فراگیر؛ اولویت دهی به گروه های آسیب پذیر و به حاشیه رانده شده و برابری جنسیتی میداند(٢٠٠٨١٣٣,UN-HABITA).
بخش های مختلف منشور جهانی حق بر شهر
Resource: World Charter for the right to the city, 2004
پیشینه تحقیق
بیشتر متون به مفهوم حق به شهر به صورت عام پرداخته اند و برخی نیز از دید حق به شهر در سکونتگاه های تهیدستان شهری و مسکن شهری به آن نگریست . از جمله مهم ترین آثار در این زمینه عبارتند از مقاله حق به شهر هاروی(٢٠٠٨) که به حق به شهر از دیدگاه اقتصاد سیاسی و سرمایه داری و جنبش های شهری مینگرد. مقاله دیگر مقاله حق به شهر و سیاست های سکونت شهری آن نوشته پورسل (٢٠٠٢) بود که آرای له فور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و وی سه رویکرد تغییر مقیاس ؛ تغییر جهت گیریهای سیاستی از توزیع مجدد با محوریت مصرف گرایی و رقابت عرضه محور و نیز تغییر حکمرانی شهری و واگذاریها و خصوصیسازیهای ناشی از آن و کارآمدی ایده حق شهر را به عنوان یک راه حل اشاره میکند (٢٠٠٢ ,Purcell ) .دان میچل نیز در سال ٢٠٠٣ در کتاب حق به شهر خود، مسئله حق به شهر را در راستای عدالت اجتماعی و نزاع بر سر فضای عمومی موردبررسی قرار میدهد. وی به همین ترتیب ، استدلال میکند که حق به شهر دارای نقطه اتکایی است که از طریق آن عدالت اجتماعی مطالبه شده است و در فضای عمومی شهرها نقش خود را ایفا میکند
( ۲۰۰۳Mitchell )
از نظر استفان تونات ، له فور حامی نظارت و کنترل بهتر ساکنان بر تولید فضاهای روزانه زندگیشان بود؛ اما اخیرا حق به شهر بر بعد صرفا کالبدی امکان دسترسی گروه های خاصی از مردم در فضاهایی معین تمرکز کرده است . مطالعات ماری هاچزرمایر(٢٠١۴) در سکونتگاه های غیررسمی کشورهای آفریقایی و مقاله ” شهرسازی نئولیبرالی و حق به شهر” به بررسی مناطق پیرامون بیروت “نوشته منا فواز (٢٠٠٩) اشاره دارد که وی در این مقاله به حق به شهر در حاشیه شهر بیروت و تقابل حق به شهر و رویکرد نئولیبرال در جوامع جدید را مورد مطالعه قرار میدهد . لویسا وگیازیدس (٢٠١٢) در مقاله ای تحت عنوان ” توانمندسازی قانونی فقرا در برابر حق به شهر “استدلال میکند که توانمندسازی قانونی فقرا به وسیله ایده های کلاسیک لیبرالی و حق به شهر بر پایه تفکرات مارکسیستی مطرح شده اند. این دو مبحث ، دو سیاست توسعه ای مختلف را شامل میشوند، تأکید توانمندسازی قانونی فقرا بر حقوق مالکیتی افراد و تأکید حق به شهر بر ارائه خدمات عمومی است . مبحث توانمندسازی قانونی به بازارها به عنوان راه حل عدم دسترسی به مسکن کافی، مناسب و قابل استطاعت مینگرد درحالیکه حق به شهر بازار را به عنوان مشکل بررسی کرده و خواستار افزایش مداخات دولتی در تأمین مسکن است ؛ اما در کل برخی سیاست ها ترکیبی از هر دو مبحث را توصیه میکنند. رفیعیان (١٣٩۴) در پژوهشی در مورد مفهوم اندیشه حق به شهر نتیجه گرفت که شهر متعلق به تمام افرادی است که در آن زندگی می کنند .حق به شهر یک حق انسانی است که شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است .قرار گرفتن این حق در چارچوب حقوق انسانی به این معنی است که هر انسانی صرف نظر از ملیت ، قومیت و ویژگی های فرهنگی، تنها به دلیل انسان بودن شایستۀ بهرمندی از این حق است .
نظریه پردازی حق بر شهر
هانری له فور از نخستین کسانی بود که با درک واقعیت آینده گریزناپذیر شهری بشر و در راستای نقد فضای سلطه سرمایه داری در شهر و نظام برنامه ریزی، مسئله ” حق به شهر “را به مثابه یک حق بنیادی برای شهروند امروز نظریه پردازی کرد .بنا بر نظر له فور حق به شهر، حق اساسی افراد ساکن در شهر چه رسمی و چه غیررسمی است و ساکنان شهر به دلیل سکونتشان واجد چنین حقی جهت تولید فضای شهر به صورت جمعی و مشارکتی هستند.( ایراندوست ، ١٨۴:١٣٩۴). این مفهوم در چند دهۀ گذشته توجه بسیاری از نظریه پردازان شهری را در جهان به خود جلب کرده و در عرصۀ عمل نیز منجر به شکل گیری جنبش های اجتماعی متعدد و صدور منشورهای قانونی شده است . لوفور شهر را به عنوان یک ساختار اجتماعی میدانست و اعتقاد داشت که تمام شهروندان نسبت به شهر دارای حق میباشند ( رفیعیان ، ٢۵:١٣٩۴). له فور حق به شهر را” درخواستی برای دسترسی تحول یافته به زندگی شهری” میداند. برای له فور، نه خانه ، بلکه شهر است که ایجادکننده وجود و خودآگاهی شمرده میشود(رهبری و شارع پور،١١٩:١٣٩٣). لوفور با طرح مفهوم حق به شهر رویکردی نو و رادیکال نسبت به شهر مطرح نمود و ساختارهای اجتماعی و سیاسی قرن بیستم را به چالش کشید (٢٠٠٣١٩,Mitchell). حق شهری همانگونه که توسط هانری لوفور در دهه شصت میلادی رقم خورد، نیاز به تغییرات اجتماعی_فضایی به منظور بهره مندی ساکنان شهر از زندگی شهری و امکانات مربوط به آن را ضروری

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 15 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد