مقاله نقش مسائل اجتماعی و اقتصادی در مدیریت مناطق بیابانی عنبرآباد جیرفت

word قابل ویرایش
6 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
8700 تومان

نقش مسائل اجتماعی و اقتصادی در مدیریت مناطق بیابانی عنبرآباد جیرفت
چکیده
بیابانزایی از بزرگترین مشکلات زیستی محیطی در مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی ایران است .
عمده سرزمین ایران و فلات مرکزی را مناطق بیابانی تشکیل داده و متأسفانه روز به روز به وسعت آن افزوده میشود. حوضه مورد مطالعه در استان کرمان و در جنوب شهرستان جیرفت قرار دارد. در دهه های اخیر ابتدا با بوته کنی و در ادامه با چرای بی رویه ، تردد زیاد دام و ماشین ، بهرهبرداری بیرویه از آبهای زیرزمینی، افت سطح سفرههای آبی و تغییر بی رویه کاربری اراضی باعث تشدید مشکلات فرسایش بادی، بیابانزایی و گاهاً ایجاد بحران در منطقه گردیده است . به همین منظور مطالعات اقتصادی اجتماعی منطقه با هدف شناسایی فرصت ها و محدودیت های طبیعی و انسانی انجام شد تا بر اساس آن فرصت ها و محدویت ها ردههای ممکن برای دستیابی به مدیریت پایدار منطقه مشخص و سپس با توجه به مجموع شرایط موجود بهترین روشهای مدیریتی برای حفاظت و بهره بردای بهینه در منطقه معرفی گردد.

مقدمه
طوفان، فرسایش بادی و حرکت ماسه های روان برای آبادیها و شهرهای مناطق بیابانی مشکلات فراوان بوجود میآورد. این مشکلات گاهی چنان عرصه را بر مردم بیاباننشین تنگ و مشکل میسازد که مجبور به مهاجرت اجباری شده، روستاها و مزارع خالی از سکنه میگردد.
خالی شدن پایگاههای جمعیتی مستقر در مناطق بیابانی یک فرآیند ساده اقتصادی یا اجتماعی نیست بلکه با خالی شدن روستاها و مهاجرت آنها مسائل امنیتی، سیاسی و فرهنگی جدیدی بروز میکند و حتی بیابانزایی تشدید میشود . بخش عمده عوامل مؤثر در بیابانزایی به انسان و مسائل اقتصادی و اجتماعی جوامع ساکن در این مناطق مربوط می شود (جوادی،١٣٨٣) و فقر مادی و فرهنگی، بیکاری، کمبود منابع انرژی و امکانات سوخت رسانی، کمبود علوفه ، نگرشهای بخشی و عدم جامع نگری برنامه ریزان به محیط طبیعی انسان، توسعه ناپایدار کشاورزی و بهره برداری بی رویه از منابع پایه تولید، دخل و تصرف های غیر فنی در گردش آب یک حوزه آبخیز و تخریب آبخیزها و خیلی مسائل دیگر منجر به بیابانزایی میگردد که در همه آنها انسان نقش اصلی دارد (جوادی، ١٣٨٣). در همین جوامع ، چنانچه انسان بر اثر آموزش، رشد اقتصادی و فرهنگی، سیاست گذاری دولت ، برنامه های اصولی و صحیح در جایگاه دیگری قرار گیرند به نیروی عظیمی برای کنترل بیابانزایی و مهار آن حتی بازسازی مناطق بیابانی و احیاء آنها تبدیل میشود. توجه به موضوعات اقتصادی و اجتماعی در پروژههای کنترل بیابان و بازسازی مناطق بیابانی یک اصل اساسی و در اولویت است . هدف از انجام مطالعات اقتصادی و اجتماعی در این مطالعه شناخت ویژگیهای جمعیتی، کشاورزی، دامداری و سایر فعالیتهای اقتصادی در منطقه و بررسی ارتباط آن با فرسایش خاک و برآورد خسارت وارده به منابع اقتصادی و زمینه سازی توجیه دقیق پروژهها میباشد.

موقعیت منطقه مورد مطالعه
منطقه مورد مطالعه با مساحت و محیط به ترتیب ١٠۴/٨٩ کیلومتر مربع و۴٧/١۶ کیلومتر، از نظرجغرافیایی بین عرضهای ٢٨ درجه و ١۵ دقیقه و ١١ ثانیه تا ٢٨ درجه و ٢٣ دقیقه و طولهای ۵٧ درجه و ۴۵ دقیقه و ۵٠ ثانیه تا ۵٧ درجه و ۵٢ دقیقه و ٢۶ ثانیه شرقی واقع شده است . اختلاف ارتفاع حداقل و حداکثر محدوده مطالعاتی حدود ٧٨ متر بوده و علت آن بیابانی و ریگزار بودن منطقه میباشد. تنها رودخانه فصلی نزدیک به منطقه رودخانه هلیل رود در حاشیه مرزی و طرف غرب حوضه می باشد. بخش عمده ای از ساختار زمین در این محدوده را نهشته های رسوبی مربوط به جدیدترین دوره زمین شناسی یا کواترنر تشکیل میدهند که مربوط به دورههای ریس و ورم میباشد و شکل گیری آن تحت تأثیر عوامل محیطی آب و باد صورت توأمان و به خصوص باد صورت گرفته است . بر روی محدوده فوق شش رخساره تفکیک گردیده است که شامل رخساره دشت ریگی دانه متوسط ، کلوت، شق ، اراضی کشاورزی، جلگه رسی و فرسایش شیاری و آبراهه ای (احمدی،١٣٧۴)میباشد. بافت اکثر نقاط منطقه از رس و سیلت میباشد. منطقه مورد مطالعه دارای ١٠ آبادی و مزرعه به نامهای عزیزآباد شیبانی، شوکت آباد، مهتابی، پاتلی، خیرآبادپاتلی، سلطان آباد، نوبنی، قنات نو، فرخ آباد و سلطان آباد میباشد که عمدتاً در سمت شرق وشمال غرب محدوده مطالعاتی متمرکز شدهاند. از نظر دسترسی به این منطقه شاهد وضعیت نسبتاً مطلوبی هستیم . بطوری که از چهار طرف به این منطقه مطالعاتی راه دسترسی وجود دارد. البته قابل ذکر است که کیفیت راههای موجود در منطقه تقریباً در وضع مطلوبی میباشد (٧،١و٨).

روش تحقیق
در ابتدا ترکیب سنی و جنسی گروههای سنی در روستاهای منطقه مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از کاهش یافتن میزان درصد جمعیت نوزادان و کودکان در روستاهای منطقه مورد مطالعه میباشد. بیشترین نسبت جمعیت در روستاها بین ردههای سنی ١۵تا ١٩ سالگی است . که علت آن انتقال جمعیت متولد شده سالهای گذشته به این ردهها است . با توجه به مطالعات انجام گرفته تعادل گروههای مختلف جمعیتی در روستاهای حوضه وجود ندارد و از نظر نسبت جنسی تعادل جمعیتی در ردههای میانی علی رغم کاهش جمعیت روستاها مشاهده میشود که نشان از مهاجرت خانوادگی است . طی سالهای اخیر میزان زاد ولد در روستاها کاهش یافته است و جمعیت تولد یافته در سالهای گذشته در سنین جوانی قرار گرفته اند. ازمجموع ١٣۵٨ نفرجمعیت سرشماری روستاهای مورد مطالعه در سال ١٣٧۵ تعداد ١١٠۵ نفر آنان را جمعیت ۶ ساله و بیشتر تشکیل میداده که تعداد ۶٧٩ نفر آنان باسواد بودهاند. بدین ترتیب نسبت باسوادی در روستاها برابر با ۶١/۴۵ درصد می باشد و بر اساس اطلاعات سرشماری سال ١٣٨۵ از مجموع ٢۴٩٧ نفر جمعیت روستاها تعداد ٢۴٨۴ نفر آنان را جمعیت ۶ ساله و بیشتر تشکیل میداده که تعداد ۶٣۶ نفر آنان باسواد و بقیه بی سواد بوده اند (١و٧). با این احتساب نسبت باسوادی در این روستاها ۶۴/٢۵ درصد بدست میآید که نسبت به سال ١٣٧۵ تا حدودی بهبود یافته است . مشکلات ارتباطی و محرومیت نسبی از جمله عواملی است که لزوم سوادآموزی را در نزد روستائیان حتمی نساخته است و ایشان به جهت عدم نیاز به آن در امور روزمره کسب آنرا الزامی نمیدانند این در حالی است که حفظ و نگهداری پروژهها به همکاری روستائیان نیازمند بوده و در این صورت ارائه ابزار آموزش از قبیل بروشور و ابزار صوتی و تصویری مستلزم بهره مندی از سواد به خصوص در سنین میانسالی و سالمندی است . روستاهای مناطق بیابانی مثل حوزه مورد مطالعه بدلیل محدودیت منابع آب (کردوانی،١٣٧۴) کشاورزی نمیتوانند جمعیت جوان و فزاینده را جذب و تأمین نماید. لذا به سرعت جمعیت جوان روستایی راهی شهرها و مناطق مستعد دیگر میشوند. جمعیت خارج شده از روستاها را میتوان به دو گروه تقسیم نمود: گروه اول در بر گیرنده مهاجرین دائمی است . گروه دوم مهاجرین غیردائمی و دورهای است که گروه دوم در حوضه مورد مطالعه بیشتر میباشد. جهت بررسی مهاجرت در روستاهای منطقه مورد مطالعه از نرخ رشد استفاده گردید.
نتایح نشان میدهد که نرخ رشد در دوره ٢٠ ساله ١٣۵۵ تا ١٣٧۵ در مجموع روستاهای حوضه مورد مطالعه معادل ١/٢ درصد است . برآوردها در دوره آماری ١٠ ساله ١٣٧۵ تا ١٣٨۵ نیز گویای نرخ رشد ۴/۶ درصدی در مجموع است که نشان از افزایش مهاجرت در سالهای ١٣۵۵ تا ١٣٨۵ است .

مطالعات اقتصادی
بر اساس سرشماری سال ١٣٧۵ از کل جمعیت ١٣۵٨ نفری روستاهای حوضه مورد مطالعه حدود ٩٠۴ نفر بالای ١٠ سال بوده که از این تعداد نیز ٣٠٧ نفر شاغل و تعداد ۴ نفر بیکار نیز وجود داشته است (١و٧). با این احتساب نرخ جمعیت فعال در روستاهای حوضه ٣٣/٩۶ درصد و نرخ بیکاری در بین جمعیت فعال اقتصادی ١/٣ درصد بوده است . بقیه جمعیت در زمره جمعیت فعال غیر اقتصادی شامل محصلین و زنان خانه دار را تشکیل میدهند. بر اساس سرشماری سال ١٣٨۵ از کل جمعیت ٢۴٩٧ نفری روستاهای حوضه مورد مطالعه حدود ٢٠۵٧ نفر بالای ١٠ سال بوده اند که از این تعداد نیز ۶٠۶ نفر شاغل بودهاند (١و٧). بدین ترتیب نرخ جمعیت فعال در روستاهای حوضه ٢٩/۴۶ درصد بدست میآید. نتایج حاکی از کاهش میزان اشتغال و افزایش بیکاری

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 6 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد