بخشی از مقاله

چکیده

شاید با کمترین تردید بتوان نیازهای اساسی روانشناختی - ارتباط،خودمختاری،استقلال - و تمایل به رشد را جز آن دسته از نیازهایی دانست که خیلی کم به آن توجه شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین نیازهای اساسی روانشناختی و تمایل به رشد با انگیزش تحصیلی میباشد. روش پژوهش به کار رفته، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه مورد مطالعه، شامل تمامی دانشآموزان پایه ی سوم دبیرستان شهر بجنورد در سال تحصیلی 93-94 با تعداد 4020 نفر می باشد. حجم نمونه 360 نفر 185 - نفر دختر و 175 نفر پسر - می باشد که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش نامه انگیزش تحصیلی والرند و همکاران - - 1992 فرم مخصوص دانش آموزان، مقیاس رضایتمندی از نیازهای اساسی روان شناختی دسی و ریان - - 2000 و پرسشنامهی تمایل به رشد روبیتشک در سال - - 1998 بوده است.

جهت آزمون فرضیه ها از رگرسیون چند متغیره با روش گام به گام، همبستگی پیرسون و آزمونT مستقل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که نیازهای اساسی روانشناختی و تمایل به رشد با انگیزش تحصیلی رابطه داشته و آن را پیش بینی می کنند. بدین صورت که تمایل به رشد بیشترین سهم را در پیش بینی انگیزش تحصیلیدار است. همچنین نیازهای اساسی روانشناختی با انگیزش تحصیلی رابطه معناداری دارد. همچنین بین نیازهای اساسی روانشناختی و تمایل به رشد با انگیزش تحصیلی در دختران و پسران تفاوت معنادار وجود دارد، بدین صورت که پسران در شایستگی میانگین بالاتری دارند و دختران در تمایل به رشد میانگین بالاتری دارند.

کلیدواژهها: نیازهای اساسی روانشناختی،تمایل به رشد،انگیزش تحصیلی

-1مقدمه

از دید روانشناسان و همچنین معلمان، انگیزش، یکی از مفاهیم کلیدی است و برای توضیح سطوح مختلف عملکرد به کار می رود. این مفهوم، تفاوت میزان تلاش برای انسجام تکالیف درسی را بازگو می کند - انتویستل،. - 19881 وقتی در نظام آموزشی، مشکلاتی همچون افت تحصیلی رخ می دهد، از انگیزه یادگیرنده، به عنوان یکی از علل مهم آن یاد می شود. در نظریه های آموزشی، انگیزه هم یک مفهوم اساسی به شمار می رود - بال2، . - 1977 یافتههای پژوهشی و بررسی های تجربی نشان داده است که 85 درصد از مواردی که دانشآموزان را به شکست تحصیلی و ناهنجاریهای رفتاری می کشاند، قبل از آنکه جنبه شناختی و هوشی داشته باشد، مربوط به عوامل عاطفی و انگیزشی است. یعنی شدت اضطراب امتحان و فراوانی مشکلات عاطفی موجب کاهش پیشرفت و انگیزه تحصیلی می شود و دانش آموزان بخش عمده ای از انرژی روانی خود را صرف چگونگی پاسخ دهی به این نیازها و مواجه شدن با این مشکلات می کنند.

در کاربردهای آموزشی انگیزش، به تعبیرهای مختلفی از قبیل انگیزش دانش آموز، انگیزش یادگیری و انگیزش تحصیلی بر می خوریم که با وجود نزدیکی این مفاهیم به یکدیگر، برخی کوشیدهاند آن ها را از هم متمایز کنند و منبع آن را گاهی درونی و گاهی بیرونی می دانند. انگیزش تحصیلی از جمله عوامل مهم و تعیین کننده موفقیت در نظام آموزشی است. علیرغم اینکه الگوها و نظریههای متعددی جهت تبیین انگیزش تحصیلی ارائه شده است، لیکن امروزه دیدگاه شناختی نسبت به سایر دیدگاهها از حمایت پزوهشی بیشتری برخوردار است.در دیدگاه شناختی فرض بر این است که جنبههای شناختی مهمترین عامل تعیین کننده ی انگیزش تحصیلی هستند - بروس و تاکمن3،1999؛ استوری، هارت، استیسن،موهانی،. - 2009 4

در قرن گذشته نظریههای مربوط به نیازهای اساسی انسان گسترش یافته است. برخی ازمحققان از جمله دسی و ریان - 2000 - نیازها را فطری می دانند. درحالی که برخی دیگر مثل مورای - 1938 - 5 و مک کلند - - 1965 معتقدند که نیازها درطول زمان آموخته می شوند. برخی معتقدند که نیازها ماهیت روان شناختی دارند درحالی که برخی، نیازها را دارای ماهیت زیست شناسی می دانند و عده ای نیز نیازها را ترکیبی از هر دو تلقی می کنند. اقدام برای رشد فردی - - PGI به عنوان شرکت فعالانه،ارادی و آگاهانه فرد در فرایند تغییر و تحول تعریف می شود. این سازه شامل مولفه های شناختی مانند علم به چگونگی تغییر و تعهد به فرایند رشد است.

به عبارت دیگر، مولفه شناختی شامل دانش فرد درباره ی چگونگی تغییر جنبهی خاصی از زندگی خویش است. از سوی دیگر این سازه شامل مولفههای رفتاری نیز می شود. به طور خاص مولفه ی رفتاری، بر اجرای فرایند رشد دلالت دارد به گونه ای که فرد در زمینه هایی که تمایل به رشد دارد شروع به ایجاد تغییرات لازم می کند. بنابراین افرادی که از سطوح بالای PGI برخوردار هستند نه تنها می دانند در کدام جهت تمایل به تغییر دارند بلکه در عین حال فعالانه به دنبال فرصت ها و مسیرهای رشد هستند.  به نظر موری نیاز به پیشرفت عبارتست از میل به از میان برداشتن یا غلبه یافتن بر موانع کار، به کار انداختن نیرو و تلاش برای انجام دادن کار به صورت قابل قبول - خداپناهی،. - 1376 بنابراین با عنایت به مواردمطرح شده در این پزوهش برآنیم تا نیازهای اساسی روانشناختی و تمایل به رشدرا مورد بررسی قرار دهیم و سپس رابطه آنها را با انگیزش تحصیلی دانش آموزان سوم مقطع متوسطه شهرستان بجنورد را مورد پزوهش قرار دهیم.

-2 مفهوم شناسی

انگیزش، یک مفهوم وسیع است. این مفهوم چندین واژه دیگر را که توصیفکننده عوامل مؤثر در انرژی و هدایت رفتار ما است نظیر: نیازها، علایق، ارزشها، گرایشها، اشتیاقها و مشوقها را دربرمیگیرد - گیج و برلاینر6، . - 1907 پدیده انگیزش،غالباً به علل رفتار و تعبیر و تفسیر انسان از رفتارهای گوناگون توجه دارد. روانشناسان معتقدند، مسائل اساسی که در روانشناسی انگیزش مطرح میشود، عبارتند از اینکه: چرا رفتار خاصی پدید میآید؟ چرا رفتار هدفدار است؟ چرا رفتار معینی برای مدت زمانی طولانی ادامه ---مییابد؟ - رمضانی، - 1379 انگیزش، دلایل رفتار افراد را نشان میدهد و مشخص میکند که چرا آنها به روشی خاص رفتار میکنند. رفتار دارای انگیزه، رفتاری همراه با انرژی، جهتدار و دنبالهدار است - سانتراک1، . - 2004

انگیزش تحصیلی از جمله عمده مفاهیمی است که نظر روانشناسان و مربیان را در مراکز آموزشی به خود جلب کرده است. زمانی که کودکان انگیزه ای برای یادگیری ندارند، یعنی مانعی در راه انگیزش طبیعی آن ها وجود دارد، احساس می کنند که به خوبی نمی توانند وظایف مربوط به مدرسه را انجام دهند و در نتیجه تلاششان را متوقف می کنند، یا به اندازه ی کافی تلاش جدی از خود نشان نمی دهند - سیف، . - 1387 نظریههای انگیزش با مشخصکردن ویژگیهای مشترک در بین افراد فرهنگهای گوناگون، تجربیات زندگی مختلف و استعدادهای ژنتیکی متفاوت، آنچه را که در تلاشهای همهی افراد مشترک هستند، آشکار می سازند. همگی ما در تعداد محدودی از هیجانهای اساسی مشترک هستیم، و تحت شرایط یکسان، این هیجانها را احساس می کنیم. همگی با مجموعهای از نیازهای یکسان با محیط اطرافمان تعامل می کنیم. همگی لذت جو هستیم یعنی به لذت گرایش بیشتری داریم و از درد دوری می کنیم، ولی به نظر می رسد که ما لذت، سلامتی، و رشد شخصی خیلی بیشتری می خواهیم - سلیگمن و چیک سنت میهالی2،. - 2000

انگیزش دانشآموز قویا تحت تاثیر موقعیت اجتماعی که مدرسه فراهم می کند، قرار دارد. کسانی که در موقعیت های اجتماعی ای قرار دارند که از نیازها و تلاش های آنان حمایت می کنند، در مقایسه با آنهایی که در موقعیت های بی توجه و ناکام کننده قرار دارند، سرزندگی بیشتری نشان داده و رشد شخصی را تجربه می کنند و بیشتر ترقی می نمایند - ریان و دسی3، . - 2000 در رابطه با آموزش و پرورش، اصول انگیزش را می توان برای تقویت کردن مشغولیت دانشآموزان در کلاس، پرورش دادن استعدادهایی نظیر موسیقی، و آگاه ساختن معلمان از اینکه چگونه کلاس حمایت کنندهای را ایجاد کنند که نیازها و تمایلات دانش آموزان را ارضا کند - سید محمدی، . - 1389 یکی از مهمترین نظریهپردازان انسان گرایی، آبراهام مازلو - 1970 - 4، انگیزش را با توجه به نیازها توضیح داده است. نیاز به یک حالت ناشی از کمبود یا محرومیت در موجود زنده گفته می شود. اصطلاح وابسته به نیاز سائق است. سائق انرژی یا میل حاصل از نیاز است. نظریه ی او مبتنی بر این مفهوم است که ارضای نیازها "مهمترین اصل زیربنای رشد است" - مازلو، . - 1968

از نظر مازلو مهمترین خصوصیت انگیزش، "تنها اصل کلی که علایق متنوع انسان را به یکدیگر پیوند می دهد"، گرایش به نیاز جدید و بالاتر است که با ارضای نیازهای پایین تر ظهور می کند - مازلو، . - 1968 وقتی نیازهای اولیه - پایینتر - مانند نیاز به ایمنی- ارضا شد، نیازهای دیگر همچون نیروهای انگیزاننده جایگزین آنها می شود. انگیزه ی افراد مستقیما برخاسته از نیازهای آن هاست و لذا انسان در رفتار خویش به ارضای نیازهایش گرایش دارد - گلاور و برونینگ5،. - 1990 نظریه خود تعیینی - دسی و ریان، - 2000نیز به طور ویژه ای به تحلیل و شناسایی علل و دلایل رفتارها در قالب نیات، اهداف هیجانات، و شناختی که موجب آن رفتار می شود می پردازد - ریان و دسی، . - 2002 این نظریه بر این فرض استوار است که ارگانیسم زنده دارای یک نظام اولیه درونی و اساسی از نیازهای روانشناختی می باشد که در طول رشد و تعامل بیشتر از ارگانیسم یا محیط پیچیده تر میشود.

تا آنجا که به صورت نظام های پیچیدهتری از رفتار در می آیند - دسی و ریان، . - 2000 این نیازها عبارتند از نیاز به استقلال، شایستگی و پیوستگی. طبق نظریه نیازهای اساسی روانشناختی 6 که به عنوان خرده نظریهای در نظریه ی خود تعیینی - دسی و ریان، - 2000مطرح شده است، این سه نیاز جهانی بوده و در تمامی فرهنگها و اعصار وجود دارند و در واقع این سه نیاز به مانند خوراک روانشناختی و درونی برای رشد و یکپارچگی و بهزیستی روانی لازم و ضروری اند - دسی و وانستینکیست7، . - 2004 اقدام برای رشد فردی - 8 - PGI یا همان تمایل به رشد به عنوان شرکت فعالانه،ارادی و آگاهانه فرد در فرایند تغییر و تحول تعریف می شود. این سازه شامل مولفههای شناختی مانند علم به چگونگی تغییر و تعهد به فرایند رشد است. به عبارت دیگر، مولفه شناختی شامل دانش فرد دربارهی چگونگی تغییر جنبه ی خاصی از زندگی خویش است. از سوی دیگر این سازه در زمینه هایی که تمایل به رشد دارد شروع به ایجاد تغییرات لازم

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید