مقاله در مورد یادگیری مشارکتی

word قابل ویرایش
43 صفحه
9700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه
این موضوع که دانش آموزان چگونه یکدیگر را درک کرده و چگونه با هم ارتباط برقرار می کنند جنبه ای فراموش شده از آموزش است . بیشتر زمان آموزش ، صرف ایجاد ارتباط مناسب بین دانش آموزان و مواد آموزشی می شود و مقدار نیز صرف چگونگی تعامل با دانش آموزان می گردد . اما چگونگی ارتباط دانش آموزان با یکدیگر، نادیده گرفته شده است . سه راه اصلی که دانش آموزان هنگام یادگیری می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند عبارت است از :

۱- با هم رقابت داشته باشند تا بهترین فرد مشخص شود ( موقعیت رقابتی )
۲- به طور انفرادی به سمت هدفشان پیش روند بدون اینکه توجهی به دیگران داشته باشند ( موقعیت انفرادی )
۳- به طور مشارکتی عمل کرده و همان علاقه ای را که یادگیری نیز داشته باشند
( موقعیت مشارکتی )
موقعیت رقابتی به عنوان وابستگی متقابل مخرب مطرح است که در آن یک شخص برنده و دیگران بازنده می باشند. در موقعیت یادگیری انفرادی ، دانش آموزان مستقل از یکدیگر و برای رسیدن به ملاک های از پیش تعیین شده توسط معلم، تلاش می کنند . موفقیت آنها بستگی به دستیابی به ملاک ها داشته و عملکرد سایرین در نمره ی آنها موثر نیست .
موقعیت یادگیری مشارکتی ، به عنوان نوعی وابستگی متقابل سازنده مطرح است به این معنی که دانش آموزان در گروه های کوچک با هم مشارکت و در یادگیری مطالب به یکدیگر کمک می کنند به طوری که هر یک از آنها در آینده بتوانند به صورت
انفرادی از عهده انجام آن برآیند آنها موفقیت یکدیگر را تحسین کرده و همدیگر را در انجام تکالیف تشویق می کنند و یاد می گیرند که بدون توجه به نژاد ، طبقه ی اجتماعی ، هوش، و یا توانایی متفاوتشان با یکدیگر کار کنند.

باید توجه داشت که این سه الگوی تعامل اثرات یکسانی بر یادگیری مهارت ها و مفاهیم در دانش آموزان ندارند ، مهم این است که دانش آموزان یاد بگیرند که به شیوه ای موثر در هر کدام از این موقعیت ها با سایر دانش آموزان تعامل کرده و قادرباشند بهترین شیوه را انتخاب کنند. در این مقاله به بررسی یادگیری مشارکتی به عنوان یکی از بهترین راه های تعامل بین دانش آموزان و همچنین به عنوان یک روش آموزشی موثر در کلاس درس می پردازیم.

ارکان اصلی یادگیری مشارکتی
تعریفی که جانسون از یادگیری مشارکتی ارائه می دهد به این صورت است: “کسب اهداف گروهی که در صورت کار انفرادی یا در صورت رقابتی ، نمی توان به آنها دست یافت”
جانسون بر این اساس ۵ رکن اصلی را برای یادگیری مشارکتی ذکر می کند. باید توجه داشت که این ارکان برای هر نوع رابطه ی مشارکتی موثر- نه تنها در زمینه ی آموزش بلکه در خانواده ، گروه های کاری بزرگ سالان و … لازم و ضروری است.

۱- وابستگی متقابل سازنده
اولین و مهمترین عنصر در یک کلاس درس مشارکتی این است که دانش آموزان باور داشته باشند که متقابلاً به یکدیگر وابسته اند، به این صورت که یا همه با هم شنا می کنند و یا با هم غرق می شوند در یک موقعیت یادگیری مشارکتی هر دانش آموز مسئول است که
۱- موارد درسی معین شده را فرا گیرد
۲- مطمئن شود سایر اعضای گروه نیز موارد درسی را فراگرفته اند.
۲- تعامل تشویق کننده ی رو در رو
به این معنی که اعضای گروه یکدیگر را در رسیدن به اهداف تشویق و ترغیب کنند ، یادگیری یکدیگر را تهسیل نمایند،به طور موثری به یکدیگر کمک کنند،بازخوردهای سازنده به هم بدهند ، نیازهای یکدیگر را برطرف کرده و در استدلالات و نتیجه گیری ها بحث نمایند.
۳ – مسئولیت فردی
سومین عنصر یادگیری مشارکتی آن است که هر یک از اعضا مسئولیت خاصی د

ارد و هیچ کس نمی تواند بدون این که در فعالیت گروه نقشی داشته باشد،از نتایج کار بقیه ی افراد بهره مند شوند در واقع هدف اصلی مسئولیت فردی آن است که افراد بتوانند تکلیفی را که امروز به طور مشارکتی انجام شده ، در آینده به تنهایی انجام دهند .
راه های ایجاد مسئولیت فردی
– کوچک نگهداشتن اندازه ی گروه
– ارائه ی آزمون جداگانه به هر یک از اعضای گروه
– انتخاب یکی از اعضای گروه به طور تصادفی برای شرح فعایت انجام شده در گروه به صورت شفاهی.
– مشاهده و یادداشت برداری از فعالیت هر یک از اعضای گروه .
– درخواست از اعضای گروه برای توضیح دادن مطالب آموخته شده به سایر دانش آموزان کلاس.

۴- مهارت های گروهی و بین فردی
چهارمین عنصر یادگیری مشارکتی، استفاده از مهارت های گروهی و بین فردی است. باید به دانش آموزان مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای مشارکت گروهی موثر آموزش داده شود. مثلاً دانش آموزان باید یاد بگیرند که :
۱- به یکدیگر اعتماد کنند

۲- افکار و احساسات خود را با دقت و بدون ابهام بیان نمایند
۳- یکدیگر را بپذیرند و از هم حمایت کنند
۴- اختلافاتشان را به طور سازنده ای حل نمایند .
۵- پردازش گروهی
پردازش گروهی به معنای آگاهی از موارد زیر است : عملکرد گروه چگونه است؟ یادگیری چگونه انجام می شود. فعالیت کدام عضو مفید تر است و کدام یک از فعالیت ها باید ادامه یابد یا تغییر کند؟ چنین پردازشی باعث می شود “
۱- گروه بتواند روابط کاری مناسب را حفظ کند

۲- یادگیری مهارت های مشارکتی تسهیل شود
۳- اعضای گروه بر اساس کارشان باز خورد دریافت کنند
۴- گروه علاوه بر تفکر شناختی به تفکر فراشناختی نیز دست یابد.

پیشینه ی نظری
یادگیری مشارکتی که اولین بار در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت به فلسفه ی جان دیوی در مورد ماهیت اجتماعی یادگیری مربوط است
– ریشه اصلی در دیدگاه ساختارگراها و این که دانش باید توسط خود افراد ساخته شده و به موقعیت جدید یادگیری گسترش یابد، دیده می شود .
– بر اساس نظر ویگوتسکی می توان استدلال کردک که دانش آموزانی که به تنهایی از عهده ی انجام کاری بر نمی آیند ، هنگامی که از کمک معلم و دوستان بهره مند می گردند چگونگی انجام آن کار را یاد می گیرند .
– از لحاظ نظریه ی شناختی – اجتماعی باندورا، وقتی شرایطی فراهم می آید که دانش آمموزان صحیح انجام دادن کاری را توسط دوستانشان مشاهده می کنند و خود نیز انجام آن کار را می آموزند و زمانی که موفقیت خود یا دوستانشان تقویت می شود اشتیاق بیشتری برای انجام آن کار پیدا می کنند .
اجرای یادگیری مشارکتی در کلاس درس
برای اجرای این روش در کلاس، معلم باید فعالیت هایی را طرح ریزی کند که برخی مربوط به قبل از اجراء ، برخی مربوط به زمان اجرا و برخی دیگر مربوط به پس از اجرای برنامه ی مشارکتی است . این فعالیتها در زیر به ترتیب توضیح داده می شود .

الف ) فعالیت های معلم قبل از اجرای کلاس مشارکتی
۱- هدف های آموزشی یادگیری مشارکتی را مشخص کند
معلم باید توضیح دهد که چرا از این روش استفاده کرده است، چه منافعی برای دانش آموزان دارد و پیامدهای آن چیست ؟
۲- نقش افرار گروه را معینن نماید
در مورد این که معلم خودش باید نقش ها را تعیین کند یا این که نقش ها توسط دانش آموزان تعیین شود اختلاف نظر وجود دارد . مهم آن است که هم اعضای گروه نقش هایی مجزا داشته باشند و هم دانش آموزان نقش یکسانی در تمام کلاس ها ی درس برعهده نگیرند.

۳- اندازه ی گروه ها را تعیین کرده و دانش آموزان را در آنها قرار دهد اندازه ی گروه بین ۲ تا ۴ نفر می باشد. گروه ها می توانند همگن یا نا همگی باشند وقتی اعضای گروه مشخص شد ، بهتر است تا مدتی در آن تغییری ایجاد نگردد چون انسجام مجدد گروه زمان بر خواهد بود.
۴- کلاس درس را مرتب کند
فضای کلاس باید طوری مرتب شود که معلم و دانش آموزان به راحتی بتوانند حرکت کنند. لازم است صندلی های اعضای گر

وه رو به روی هم قرار گیرد به طوری که امکان تعامل رو در رو وجود داشته باشد
۵- تکالیف درسی را مشخص کند
معلم باید تکالیف را با روش آموزشی که به کار می گیرد متناسب نماید. تکالیف گروه یادگیری مشارکتی باید جالب ، چالش انگیز و بر انگیزاننده باشد.
۶- ملاک های موفقیت را توضیح دهد

معلم باید مهارت های گروهی و ملاک های ارزیابی تکالیف را بیان کند. بهتر است این کار با همکاری دانش آموزان انجام شود.
۷ – مواد درسی آموزشی را به گونه ای طراحی کند که وابستگی متقابل ایجاد شود مواد درسی برای گروه مشارکتی باید به گونه ای باشد که همه افراد گروه بتواند در موقعیت گروه سهیم باشند.اگر هر یک از اعضا سهم خاصی در تکلیف نداشته باشد سازمان و انسجام گروه به خطر می افتد .
۸ – رفتارهای مطلوب در کار گروهی را مشخص کند
یک بخش ضروری در موفقیت یادگیری مشارکتی آن است که به دانش آموزان یاد داده شود که چگونه در یک گروه با هم مشارکت کنند. برای این منظور معلم می تواند جلساتی را به آموزش این رفتارهای مطلوب، از جمله احترام گذاشتن به نظر دیگران، اجازه گرفتن برای صحبت کردن و … اختصاص دهد .
ب ) فعالیت های معلم به هنگام اجرای کلاس مشارتی
در این مرحله معلم باید :
۱- رفتار گروه ها را مشاهده کند

در طی اجرای کلاسی معلم باید در کلاس قدم زده و هر گروه را مشاهده کند .
۲- به نیازهای آنها پاسخ داده و به آنها کمک کند
در حالی که معلم کار گروهها را مشاهده می کند هر زمان که گروه ها نیاز به اطلاعات بیشتر داشته باشند معلم می تواند پاسخگوی آنها باشد.
۳ – در صورت نیاز مداخله کند

هنگامی که معلم در کلاس قدم می زند ممکن است متوجه اختلافات و یا تعارض هایی در گروه شود، در این مرحله باید مداخله کرده و هر چه سریع تر تعارض را بر طرف کند و از بروز مجدد آن پیشگیری نماید .
۴- گروه ها را تحسین کند
۵- معلم باید وقتی دانش آموزان کار را به درستی انجام می دهند به آنها بازخورد داده و آنان را تشویق کند.
ج ) فعالیت های معلم پس از اجرای کلاس مشارکتی
۱- خلاصه ای از مطلب درس بیان کند
پس از اینکه کار گروه تمام شد، معلم باید نکات اصلی و مهم درس را به طور خلاصه برای همه ی گروه ها بیان کند و او همچنین می تواند از هر یک از گروه ها بخواهد که این کار را انجام دهند .
۲- یادگیری دانش آموزان را ارزیابی کند
معلم باید بر اساس ملاک هایی که در مرحله ی پیش از اجرا تدارک دیده بود، یادگیری دانش آموزان را ارزیابی کنند همچنین مهم است که به دانش آموزان بازخورد فوری از عملکردشان داده شود. چون در غیر این صورت مهارت های یادگیری مشارکتی در آنها پیشرفت نخواهد کرد.
۳- از آنچه در جلسه ی یادگیری مشارکتی اتفاق افتاده یادداشت برداری کند معلم باید در مورد این که در این جلسه چه کارهایی انجام شده و به چه علت بوده است یادداشت برداری کند،این یادداشتها می تواند در اختیار دانش آموزان نیز قرار گیرد. معلم باید از این یادداشت ها در بهبود جلسات آتی یادگیری مشارکتی استفاده نماید .
نکات مفید برای معلمان کم تجربه در یادگیری مشارکتی
– جلسات نخستین یادگیری مشارکتی را با یک سخنرانی کوتاه شروع کنید و پس از آن ، از گروه ها بخواهید که مشغول انجام کار شوند .
– هنگامی که برای اولین بار از یادگیری مشارکتی استفاده می کنید بهتر است گروه ها دو نفره باشند .
– مسئلیت اعضای گروه را روی برگه هایی نوشته و آنها را در اختیار دانش آموزان قرار دهید .

۱- فواید کاربرد روش یادگیری مشارکتی
پانیتز در سال ۱۹۹۶ حدود پنجاه مزیت برای به کار بردن یادگیری مشارکتی عنوان می کند و آنها را در چهار مقوله ی کلی قرار می دهد که عبارتند از
۲- فواید اجتماعی

یادگیری مشارکتی باعث می شود تعاملات اجتماعی ارتقاد یابد. وقتی اعضای گروه نتایج و دلایل خود را توضیح می دهند ، مهارت های ارتباط کلامی رشد می یابد . یادگیری مشارکتی، رفتارهای اجتماعی مناسب را ، که در شرایط مختلف ضروری هستند، الگو قرار داده و دانش آموزان از مهارت اجتماعی مورد نیاز در جامعه و محیط های کاری برخوردار می شوند این روش موجب پذیرش تفاوت های فردی و همچنین در ک دیدگاه دیگران می شود .

۳- فواید روان شناختی
نقش فعال دانش آموزان در امر یادگیری باعث می شود احساس رضایت بیشتری از تجربه ی آموزش داشته و نگرش مثبت تری به یادگیری در آنها ایجاد گردد . در یادگیری مشارکتی فرصت بحث در مورد عقاید و ایده ها و همچنین دریافت بازخوردهای سازنده وجود دارد که می تواند در شکل گیری و تقویت عزت نفس موثر باشد . همچنین یادگیری مشارکتی محیطی امن برای دانش آموزان ایجاد می کند، زیرا خطاهای فرد قبل از این که در کلاس عنوان شود ، توسط همکلاسی های وی و در داخل گروه تص

حیح می شود. یادگیری مشارکتی باعث ایجاد انگیزه درونی در دانش آموز می گردد .
۴ – فواید تحصیلی
در یادگیری مشارکتی، دانش آموزان هم از طرف معلم و هم از طرف اعضای گروه تقویت دریافت می کنند که این باعث رشد خودکار آمدی بالاتری در آنها شده و به تبع آن نمرات ؛آنها افزایش خواهد یافت . بر طبق تحقیقات انجام شده یاد آوری اطلاعاتی که از طربق مشارکتی آموزش داده شده بیشتر از سایر روش ها می باشد .
همان گونه که ویسگوتسکی بیان می کند.

وقتی دانش آموزان عقاید و ایده های خود را به صورت کلامی مطرح می کنند، باعث واضح تر شدن مفاهیم برای خودشان شده و مطالب کاملاً در حافظه ی آنان جای می گیرد. یلذگیری مشارتی در دانش آموزان ایجاد خود تنظیمی می کند که بر عملکرد تحصیلی آنها تاثیر مثبت خواهد داشت .
۵- فواید ارزیابی
در کلاس های یادگیری مشارکتی معلم می تواند باز خورد فوری به دانش آموزان دهد و بد فهمی آنها را از همان ابتدا تصحیح نماید . ارزیابی تنها بر اساس نمره ی یک فرد در یک امتحان خاص نیست و منابع متعددی از جمله کار گروهی ، فعالیت شخص در گروه ، مسئولیت پذیری او و … مد نظر قرار می گیرد .
مربیان غالباً در فعال کردن فراگیران در کلاس و نیز کنترل کلاس های فعال دچار مشکل هستند؛ این تحقیق به نحوی به هدف و نقش اینگونه فعالیت ها, شیوه های اداره آنها, اقدامات ترغیبی و کنترل و ویژگی های یک یادگیری فعال و مشارکتی پرداخته است.
فراگیران عمدتاً تحت تاثیر شخصیت مربیان خویش قرار می گیرند, به علاوه مربیان خوب ویژگی هایی را دارا هستند که شناخت آنها می تواند هر مربی دلسوزی را به سوی یک شخصیت مثبت, کارآمد و باوقار سوق دهد. در این رابطه نیز فصلی پرداخته شده و رابطه آنها با نیازهای فراگیران مورد توجه قرار گرفته است.
از آنجائی که شیوه های نوین تدریس منجر به فعالیت و مشارکت فراگیر در آموزش و یادگیری می شود, لذا در این تحقیق سعی شده انواع روش های تدریس که متکی و مبتنی بر مفاهیم می

باشد مورد بحث قرار گیرد و محاسن و مزایای هر کدام مطرح گردیده است؛ بکارگیری هر کدام از روشهای پیشنهادی بر دلایل خاص خود مبتنی است و مسلماً نتایج یکسان در برنخواهد داشت.
مسلماً یکی از شگردها برای مشارکت فراگیر در یادگیری و آموزش استفاده از تجهیزات و تکنولوژی آموزشی می باشد. اگر تا دیروز آموزش‌ تنها از معلمان‌ و مربیان‌ سود می‌برد و کتاب‌ به‌ عنوان‌ اصلی‌ترین ‌منبع‌ اطلاعاتی‌ در امر آموزش‌ محسوب‌ می‌گشت‌, امروزه‌ آموزش‌ با روش‌ها و ابزارها و محیطهای‌ جدید ارتباطی‌ روبرو شده‌ است‌.

پیشرفت‌های‌ اخیر در صنعت‌ رایانه‌ و اطلاع‌رسانی‌؛ ورود و ظهور شبکه‌های‌ اطلاع ‌رسانی‌ محلی‌، ملی‌، منطقه‌ای‌ و بین‌المللی‌ و به‌ویژه‌ اینترنت‌؛ چند رسانه ای ها؛ فن‌آوری‌های‌ ارتباطی‌، ابزارها و روش‌های‌ جدید را پیش ‌روی‌ طراحان‌، برنامه ‌ریزان‌ و مدیران‌ و مجریان‌ برنامه‌های‌ آموزشی‌ قرار داده‌ است‌.

نفوذ فن‌آوری‌های‌ جدید اطلاعاتی‌ به‌ مراکز آموزشی‌ (از مدارس‌ تا دانشگاه‌ها) و حتی‌ منازل‌، روابط ساده‌ معلمی‌ و شاگردی‌ را به‌ طور کلی‌ دگرگون ساخته‌ است‌. به‌ این‌ ترتیب‌، الگوهای ‌سنتی‌ یادگیری‌ متحول‌ شده‌اند و کاربران‌ با حجم‌ گسترده‌ای‌ از اطلاعات‌ و دانش‌ مواجه‌ هستند. لذا فصلی نیز در باب تجهیزات و تکنولوژی آموزشی پرداخته شده است.
هفت قاعده کلی و بنیانی در مورد تدریس و یادگیری

 

شرایط کیفی تعلیم و تربیت در عرصه های مختلف بوده ایم؛ شرایطی که موجب پدید آمدن دانش آموزان بی احساس و بی انگیزه, فارغ التحصیلان بی علم و معلمان فاقد خلاقیت شده است و همان طور که ملاحظه می کنیم هر چه سطح تحصیلی بالاتر می رود شوق آموختن در دانش آموزان کاهش می یابد. ما از دانش آموزان مقطع متوسطه, با توجه به میزان تجارب و افزایش سن, انتظار تحرک, کنجکاوی و استقلال ذهنی و عملی بیش تری نسبت به مقاطع پایین تر داریم, در حالی که در این دوره با افرادی منفعل مواجه می شویم که در حال گذر از مسیر از پیش تعیین شده اند. و اما آن هفت قاعده کلی …

۱- تشویق تعامل میان معلم و دانش آموزان:
هر جا مجموعه ای از افراد در کنار یکدیگر قرار می گیرند تنها ارتباطات متقابل می تواند زمینه ساز رشد فرهنگی آن ها باشد. کلاس درس, فارغ از افراد تشکیل دهنده آن, یک محیط فیزیکی است, ولی با ورود عناصر اصلی آن یعنی معلم و دانش آموزان, یک محیط اجتماعی محسوب می شود. بنابراین یک قاعده مهم آن است که دانش آموزان در همه امور آموزشی در کلاس خود مشارک

ت داشته باشند تا از این طریق با مربیان خود به درک و تفاهم متقابل دست یابند. «از سوی دیگر شرکت نکردن دانش آموزان به طور کامل در فعالیت های یاددهی و یادگیری بدان معنی است که آن ها در جریان درگیر نشده اند.» «همدلی و همراهی معلم نیز موجب می شود دانش آموزان موانع دشوار را آسان تر پشت سر بگذارند و به محیط بیش تر علاقه مند گردند. این ارتباط دو سویه موجب افزایش بهره هوشی دانش آموزان نیز می گردد.»
۲- گسترش همکاری بین دانش آموزان:

«یادگیری زمانی مؤثر است که به صورت تیمی یا مسابقه ای برگزار شود. این کار مستلزم برنامه ریزی و همکاری است. تک روی در یادگیری نتایج مقطعی دارد و بر عکس کارکردن با دیگران رشد یادگیری را افزایش داده, سهیم شدن در فکر و ایده دیگران را در پی دارد.»
«رویکرد تعاملی که امروزه بر آن تأکید ویژه می شود, در جامعه شناسی تعلیم و تربیت به کنش های متقابل میان گروه همسالان, معلم و دانش آموز, معلم و مدیر, پیشرفت های تحصیلی دانش آموزان, ارزش های معلمان و دانش آموزان می پردازند.

۳- تشویق و توسعه یادگیری فعال:
در فرایند یادگیری, یادگیرنده همانند یک تماشاچی نیست و صرف حضور در کلاس و گوش دادن به سخنان معلم موجبات یادگیری او را فراهم نمی آورد. زمانی که یادگیرنده به خاطر سپردن و فراگیری به سؤالات انجام می دهد, تغییرات شگرفی را در فرایند یاددهی – یادگیری مشاهده می کنیم. در واقع دانش آموزان باید آموخته های خود را بیان کنند, راجع به آن ها بنویسند, آن ها را به گذشته ربط دهند و در زندگی روزمره خود به کار گیرند تا بتوان گفت که یادگیری به طور مؤثر انجام شده است.

۴- ایجاد بازخورد سریع:
«علم به این که چه می دانیم یا چه چیزی را نمی دانیم, بر یادگیری مؤثر است. دانش آموزان برای این که بتوانند استعدادها و دانش خود را ارزیابی کنند نیاز به کمک دارند و برای این که بتوانند پیشرفت کنند نیاز به فرصت های زیادی در کلاس برای پذیرش القائات و به اجرا در آوردن آن ها دارند. همین طور به فرصت هایی نیاز دارند تا آموخته های خود, آن چیزهایی که هنوز لازم است بدانند و چگونگی ارزیابی خودشان در کلاس را منعکس سازند و این همان معنای بازخورد یا فیدبک است. «در مدل سیستمی که نظام آموزش و پرورش را به عنوان یک سیستم کلی در نظر می

گیرد بازخورد به معنای آن است که یک سازمان با کسب اطلاعات درباره نتایج کار خود در فراگرد فعالیت های خود تجدید نظر به عمل می آورد یا خود را با نیازها و تغییرات سازگار می سازد». این اطلاعات از طریق دانش آموزان در کلاس درس و عکس العمل های آن ها به جریان آموزش حاصل می شود.
۵- تأکید بر استفاده درست از زمان:
زمان انرژی زیاد و مثبتی را برای یادگیری ایجاد می کند. استفاده به موقع از وقت و زمان برای دانش آموزان و افراد مشابه ضرورت دارد و دانش آموزان برای مدیریت زمان نیاز به یادگیری دارند. از دست دادن زمان در طول سال, حجم انبوه کار در آخر سال به دنبال دارد. اگر انتظارات زمان برای دانش آموز, مدرسه و مجریان به خوبی تعریف شود می تواند نتایج مطلوبی برای همه به دنبال داشته باشد.

۶- افزایش سطح انتظارات از دانش آموزان:
اغلب, انتظار زیاد داشتن موجب تلاش بیش تر می گردد. هر جامعه ارزش ها و هنجارهای خاصی دارد و به موجب آن انتظارات و پاسخ های معینی را از افراد طلب می کند. افراد به تدریج از این انتظارات آگاهی یافته, خود را بر اساس آن ها در معرض داوری قرار می دهند. اغلب در یک کلاس درس فقط از چند دانش آموز انتظار ساعی بودن می رود و مابقی به افراد متوسط و ضعیف طبقه بندی شده, تا پایان سال نیز انتظار از آن ها بر اساس همین تقسیم بندی صورت می گیرد, در نتیجه در یک کلاس کم تر می توان افراد جهش یافته را ملاحظه کرد. «بر اساس دیدگاه جامعه شناختی, افراد طبق انتظارات نقش و هم چنین بر چسب هایی که بر آن زده می شود عمل می کنند.

اگر به دانش آموزای به کرات گفته می شود که کودن است و پیشرفتی نخواهد کرد, ممکن است که او این برچسب را بپذیرد و همان گونه عمل کند. شواهد حاکی از آن است که دانش آموزان بسته به انتظارات معلم, خوب یا بد رفتار می کنند.
۷- پذیرش استعدادهای گوناگون و روش های یادگیری:
راه های زیادی برای یادگیری وجود دارد و انسان ها نیز مدل های مختلفی برای یادگیری دارند. هم چنین استعدادها نیز از یکدیگر متمایزند. برخی دانش آموزان ممکن است در هنر یا در کار آزمایشگاهی مستعد باشند. دانش آموزان به فرصت نیاز دارند تا هوش و استعداد خود را در یادگیری های مختلف از طریق راه کارهایی نشان دهند.

اگرچه ممکن است پیدا کردن راه کارهای جدید چندان هم راحت نباشد, ولی معلمان زبردست و آگاه می توانند با استفاده از تجارب خود و پس از مدتی به آن ها دست یابند و استعدادهای گوناگون را در یک کلاس کشف کنند و آن ها را توسعه بخشند.
اصولی که ذکر آن رفت به عنوان پایه ای برای تعلیم و تربیت و توسعه آن مطرح شده است و برای کلیه فراگیران, اعم از پیر و جوان, مؤنث و مذکر می تواند کاربرد داشته باشد.
درگیر شدن فراگیرندگان در جریان درس

پیکره اصلی درس بیشتر پرسش, صحبت معلم, مشاهده و عمل را شامل می گردد. شرکت دانش آموزان نیز در فرآیند درس امری حیاتی است. بدین سبب, معلم باید کیفیت سخنرانی خود را امتحان کند. معلمان نباید بار سنگین درس را به تنهایی بر دوش بکشند. زیرا در این صورت فقط نقش عمل کننده خواهند داشت. فعالیت گروهی در تدریس نقش اساسی دارد.
برای درگیر شدن فراگیرندگان در جریان اصلی درس باید اقداماتی انجام داد که بخشی از آنها به شرح زیر است:
– سوال شفاهی: سوال شفاهی در کلاس سبب می شود که فراگیرندگان, دانش مهارت, نگرشها و تجارب خود را ابراز دارند. به علاوه, از جواب های آنان می توان به عنوان مواد خامی در آموزش استفاده کرد و درس را به صورت تلاشی گروهی درآورد.
– بحث: بحث کردن نیز یکی از شیوه های طرح مسائل برای فراگیرندگان است. معلمان می توانند از طریق بحث زمینه ای فراهم آورند تا دانش آموزان مواد آموزشی را بسط دهند و مقایسه و تحلیل کنند.

– تکالیف: بکارگیری تکالیف نیز دانش آموزان را فعال (کنش آور) نگه می دارد. تکالیف را می توان به صورت انفرادی و یا گروهی ارائه داد. هنگام ارائه تکالیف به صورت گروهی یا انفرادی باید سطح توانایی فراگیرندگان را در نظر گرفت. دادن تکلیف در حد مناسب باعث می شود که فراگیرندگان کل توانایی های خود برای انجام دادن آن به کار گیرند. مزیت دادن تکالیف به صورت گروهی, در آن است که دانش آموزان می توانند به دانش آموزان دیگر آموزش دهند و آموزش همکلاسی ها به یکدیگر بسیار مفید است و باید مورد تشویق قرار گیرد. بازی نقش, شبیه سازی ها و انواع بازی هایی که جزو تکالیف قرار دارند, حائز اهمیت هستند.

– یاداشت برداری: دانش آموزان را باید تشویق کرد تا در ضمن تدریس یادداشت بردارند. این عمل آنها را فعال می کند و باعث می شود توجه آنان به موضوع تدریس جلب شود و یادآوری این نکته ضروری است که تنها نوشتن و یاداشت نکات کلیدی, یادگیری را تقویت می کند. تحقیقات متعدد نشان داده است دانش آموزانی که در جریان تدریس معلم یادداشت برمی دارند, در یادگیری و به خاطر سپاری و یادآوری موفق تر از سایرین هستند.
دانش آموزان و دانشجویان, مخصوصاً در مراحل رشد و تکامل پایین, اگر در آموختن, شخصاً فعال باشند , و به تناسب مطالب تدریس, حرکت کنند بسیار سریع تر و آسان تر یاد می گیرند تا فقط تماشاگر و شنونده باشند که در شنیدن عمدتاً حس شنوایی به تنهایی کار می کند و آن هم, معمولاً نه همیشه. در صورتی که در فعالیت یا حرکت هدف مند تقریباً همه حواس محصلان فعال اند. از سوی دیگر, در گوش کردن یا شنوا بودن محض, محصلان هیچ گونه مسئولیتی احساس نمی کنند؛ و این باور کاملاً نادرست را دارند که معلم مسئول یادگیری ایشان است؛ در حالی که وقتی خود محصلان, فعال و متحرک باشند, بیشتر احساس مسئولیت خواهند کرد و طبعاً به یادگیری فعال خواهند پرداخت.

گیج و برلاینر نتایج پژوهشهای همبستگی مربوط به رابطه بین یادداشت برداری فراگیران از سخنرانی معلمان و نمرات آنان در آزمون مربوط به مطالب سخنرانی را مورد بررسی قرار داده و گزارش کرده اند که رابطه بین این دو متغیر در همه پژوهشها مثبت و قابل ملاحظه بوده است. با این حال, برلاینر گزارش کرده است که یادداشت برداری تنها برای کسانی مفید است که دارای حافظه کوتاه مدت قوی هستند, اما کسانی که حافظه کوتاه مدت ضعیفی دارند, اگر تنها به گفتار معلم توجه کنند بیشتر می آموزند. بنابراین, معلم نباید همه دانش آموزان را مجبور کند تا از سخنرانی او یادداشت بردارند, بلکه باید به آنها اختیار عمل بدهد تا هر کدام که می خواهند و هر وقت که می خواهند از گفته های معلم یادداشت تهیه کنند.
یادداشت برداری به ویژه در مواردی که متن سخنرانی یا مأخذی که بتوان مو

ضوعات ارائه شده در سخنرانی را در آنها پیدا کرد وجود نداشته باشد مفید است. نشان داده شده که دست کم ۶۰ درصد محتوای یک سخنرانی در طول ۲۴ ساعت پس از آن از یاد شنوندگان می رود مگر آنکه در این باره اقدامی انجام گیرد.
یادداشت هایی که هنگام گوش دادن به سخنرانی تهیه می شوند اغلب نامنظم و درهم و برهم هستند. بهتر است برای استفاده های بعدی این یادداشت ها را منظم کرد.
آموزش شاگرد محوری

در روشهای آموزش معلم محوری , مانند روش آموزش سخنرانی, معلم ابتدا هدف های آموزشی خود را در اختیار شاگردان قرار می دهد؛ سپس به اجرای روشهایی که با هدفهای او متناسب اند اقدام می کند, و سرانجام از شیوه های ارزشیابی برای تعیین مقدار آموخته های یادگیرندگان استفاده می نماید؛ به سخن دیگر, «معلم, چه چیزی آموخته شود» و نیز «چگونه آموخته شود» را کنترل می کند.
در آموزش شاگرد محوری معلم و شاگردان به کمک هم به طراحی آموزش می پردازند. یعنی معلم و شاگردان به کمک هم تصمیمات مربوط به محتوای یادگیری, فعالیت های یادگیری, و روشهای مورد نیاز را اتخاذ می کنند. بنابراین, در این روش آموزشی, دانش آموزان فرصت می یابند تا مسائل و پروژه هایی را که برای آنان شخصاً معنی دار است دنبال نمایند. این سخن به این معنی نیست که در این روش آموزشی معلمان هیچ هدفی ندارند و هیچ هدفی را دنبال نمی کنند. البته در هر آموزشی هدف موجود است و در روش آموزش شاگرد محوری نیز هدف وجود دارد, اما در این روش هدف بسیار کلی تر از هدفهایی است که در آموزش معلم محور به کار می رود. در آموزش شاگرد محور هدفهای یادگیری, نه به صورت اعمال و رفتاری که لحظه به لحظه باید از یادگیرنده سر بزنند, بلکه به صورت راهنماهایی که جهت حرکت او را مشخص می کنند تعیین می شوند.

پس از تعیین هدفهای کلی یادگیر, گام بعدی در آموزش شاگرد محوری ایجاد یک محیط یادگیری است که به یادگیرندگان فرصت بدهد تا ضمن حرکت به سوی هدفها, علائق و توانایی های شخصی آنها مورد احترام قرار گیرد. برای این منظور, می توان از اندیشه ها, مضمون ها و نکاتی که دیدگاههای مختلفی را نشان می دهند استفاده کرد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 9700 تومان در 43 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد